تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)4) زندگی نامه شهداي گرانقدر دانشجوي پیرو خط امام / 2)4)25)شهید سید احمد کدخدا زاده / خبرگزاری فارس: دانشجوی شهید شمالی فاتح لانه جاسوسی کیست؟ یادی از سردار شهید سیداحمد کدخدازاده

خبرگزاری فارس: دانشجوی شهید شمالی فاتح لانه جاسوسی کیست؟ یادی از سردار شهید سیداحمد کدخدازاده

خبرگزاری فارس: دانشجوی شهید شمالی فاتح لانه جاسوسی کیست؟ یادی از سردار شهید سیداحمد کدخدازاده

سردار شهید سید احمد کدخدازاده در دانشگاه پلی‌تکنیک جزو دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی شرکت کرد و به مدت هفت ماه دست از تحصیل کشید و در لانه جاسوسی به سر می‌برد…

شهید سید احمد کدخدا دانشجوی پیرو خط امام و دانشجوی دانشگاه امیر کبیر
شهید سید احمد کدخدا دانشجوی پیرو خط امام و دانشجوی دانشگاه امیر کبیر

دانشجوی شهید سردار سیداحمد کدخدازاده، فرزند سید محمود، متولد 21 آبان ماه سال 1339، اهل سیدمحله قائم شهر، دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر، یکی از فاتحین لانه جاسوسی است. مطالبی که در ادامه می‌خوانید، روایتی از زندگانی و وصیت نامه این شهید بزرگوار است.

*  گذری بر زندگی عاشقانه

سیداحمد، اولین فرزندِ خانواده‌ای مذهبی بود که در تاریخ 21 آبان ماه سال 1339 متولد شد. در کودکی کمتر شیطنت می‌کرد. بچه خوش سیمائی بود، همه او را دوست می‌داشتند. از همان اوان کودکی علاقه شدیدی به روزه گرفتن داشت و همیشه اسرار داشت که به هنگام سحر بیدارش کنند. در موقع نماز خواندن پدر و مادر به تقلید از آنها دولا راست می‌شد. در پنج سالگی نماز خواندن را فرا گرفت و قبل از دبستان در کلاس آمادگی دبستان مهدیه ثبت‌نام کرد.

شهید سید احمد کدخدا دانشجوی پیرو خط امام و دانشجوی دانشگاه امیر کبیر
شهید سید احمد کدخدا دانشجوی پیرو خط امام و دانشجوی دانشگاه امیر کبیر

در همان زمان یکی از روحانیون که برای تدریس قرآن از قم به مسجد حجتیه صبوری سیدمحله قائمشهر آمده بود به سیداحمد که قرآن را تا اندازه دلخواه با توجه به مقتضای سنش فرا گرفته بود، یک جلد کلام‌الله مجید هدیه کرد.

در سن شش سالگی در کلاس اول دبستان مهدیه تحصیلات ابتدائی خود را آغاز کرد. هنگامی که کلاس دوم ابتدائی را می‌گذراند، در شب تولد حضرت صاحب الزمان(عج) در مسجد مهدیه سخنرانی کرد. به همین خاطر چند جلد کتاب دینی به او جایزه داده دادند.

در تمام دوران ابتدائی، فعالیت‌های مذهبی فراوانی داشت و نمراتش نیز ممتاز بود و پیوسته سعی می‌کرد که رضایت والدینش را با درس خواندن جلب کند.

 (نامه مورخ 1349/11/15 به پدرش موید این مطلب است.)

شهید سید احمد کدخدا دانشجوی پیرو خط امام و دانشجوی دانشگاه امیر کبیر
شهید سید احمد کدخدا دانشجوی پیرو خط امام و دانشجوی دانشگاه امیر کبیر

متن نامه:

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

پدر مهربانم! می‌دانم که برای من چه رنج‌ها می‌کشی. این نکته را هرگز فراموش نمی‌کنم که آن پدر بزرگوار برای من چقدر زحمت کشیده است. شب‌ها که در بستر می‌خوابم در سکوت مطلق اتاق، غوغای عجیبی در دلم به وجود می‌آید. فکر می‌کنم که پدر مهربانی دارم که برای من زحمت می‌کشد تا من بتوانم به تحصیلات خود ادامه دهم اما هنوز نمی‌دانم چه وقت موفق خواهم شد تا به پاس آن همه رنج و مشقت به جبران آن بپردازم و می‌دانم اگر هر کاری بکنم، هنوز یکهزارم از آنچه پدرم برای من انجام داده است، نکرده‌ام.

پدر بزرگوارم! فرزند وظیفه‌شناس تو، تو را یاری می‌کند. فداکاری‌های تو را از یاد نمی‌برد و قیافه تو در نظرش مجسم است و همیشه خدا را می‌پرستد و پدرش را دوست دارد.

 (فرزند تو، سیداحمد کدخدازاده – کلاس پنجم دبستان مهدیه)

شهید سید احمد کدخدا دانشجوی پیرو خط امام و دانشجوی دانشگاه امیر کبیر
شهید سید احمد کدخدا دانشجوی پیرو خط امام و دانشجوی دانشگاه امیر کبیر

سید احمد، از همان کودکی نسبت به حجاب حساسیت خاص داشت و هر چه به کلاس بالاتر می‌رفت تواضع و فروتنی‌اش بیشتر می‌شد. همیشه سعی می‌کرد اوقات بیکاری خود را ضمن مطالعه در منزل، نزد مادرش بگذراند و از بازی‌های کودکانه دوری می‌جست. تحصیلات دوره راهنمائی را با نمرات عالی در مدرسه راهنمائی تحصیلی ایران باستان طی کرد.

او عاشق عبادت بود و سعی داشت که نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء خود را در مسجد حجتیه صبوری سیدمحله بخواند.

دوره اول دبیرستان را در دبیرستان جامع شهرستان ساری سپری کرد و برای سال‌های بعد به دبیرستان رازی قائمشهر منتقل شد و در خرداد سال 56-1357 به اخذ دیپلم نائل شد و به اصرار دائی‌اش برای ادامه تحصیل در خارج از کشور در کنکور زبان خارجه شرکت جست و موفق شد ولی باطناً علاقه‌ای به تحصیل در خارج از کشور نداشت و در مباحثه‌ای که با دائی‌اش داشت، دائیش می‌گفت یا در امتحانات بورس دانشگاه کشورهای خارج شرکت کند و یا از امتیازی که خود در کنکور زبان کسب کرده است به خارج از کشور برود ولی او همچنان نزد والدین خود اصرار داشت که در داخل کشور به تحصیل خود ادامه دهد و سپس در کنکور سراسری سال 1357شرکت جست و در رشته مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک)، قبول شد.13920813000041_PhotoL

پس از ثبت‌نام در دانشگاه، 30 واحد از دروس خود را با موفقیت گذراند. در دانشگاه از جمله دانشجویان مسلمانی که در راه اسلام و انقلاب گام بر می‌داشته‌اند، به شمار می‌آمد. در زمان انقلاب در قائمشهر فعالیت داشت. در دانشگاه پلی‌تکنیک جزو دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی شرکت جست و به مدت 7 ماه دست از تحصیل کشید و در لانه جاسوسی به سر می‌برد. پس از تحویل گروگان‌ها به دولت، فعالیتش را در قائمشهر از سر گرفت. او در این شهر فعالیتش همراه با چند شیوه بود و چند اثر را برداشته، ابتدا و مهمش اثر اخلاقی بود که او با برخوردش ایجاد می‌کرد و دیگری کار فرهنگی بود که از طریق کتاب و اعلامیه وارد می‌شد و در کوتاه سخن‌ها، پیام خود را و رسالت مکتبی‌اش را به انجام می‌رسانید.

او بعد از تحویل گروگان‌های آمریکایی به دولت، در قائمشهر با پیشنهاد دوست دیرینش در دادگاه انقلاب مشغول خدمت شد که نقش بسزائی در این ارگان انقلابی ایفا کرد. بعد از مدتی مسئله تهاجم وحشیانه عراق به ایران پیش آمد و نیز درگیری‌ها و تهاجمات داخلی توسط ضدانقلاب آمریکائی در غرب کشور که او مصمم و راسخ تصمیم شرکت در جنگ را گرفت و مدتی در غرب کشور از جمله در آذربایجان غربی و بعد در سنندج مشغول خدمت شده و از آنجا به شهر دزفول رهسپار شد و در آنجا دوشادوش برادران بسیجی و پاسدار مشغول فعالیت شده و از همان اوان ورود ارتباطی که با سپاه پاسداران قائمشهر داشت با سپاه پاسداران دزفول تداومش داده که در این رابطه هم به کارهای فرهنگی مشغول بود. هم در عملیات‌های مهم جنوب شرکت می‌جست و قابل توجه اینکه در چهار وهله او مجروح شده بود که حتی یک بار پس از مجروح شدن جهت استراحت به قائمشهر آمده بود و برادری به او گفت که بچه‌های مذهبی می‌خواهند عیادتت کنند و از تو روحیه گیرند وی هرگز قبول نکرد و گفت: خیر. کسی نداند و به کسی نگوئید من مجروح شدم. من خودم به مسجد می‌آیم، برادران را ملاقات می‌کنم تا روحیه بگیرم. حتی در 3 وهله مجروح شدن خانواده‌اش هم مطلع نشده بودند از این جهت به هیچ کس نمی‌گفت؛ معتقد بود کاری انجام نداده است در راه خدا، بلکه باید شهید شد و به لقاء‌الله پیوست.

شهید مهندس سیداحمد کدخدازاده از دانشجویان پیرو خط امام و فاتح لانه جاسوسی
شهید مهندس سیداحمد کدخدازاده از دانشجویان پیرو خط امام و فاتح لانه جاسوسی

روحیات و ظواهر سیداحمد در جبهه و پشت جبهه به گونه‌ای بود که هر کسی مجذوب چهره نورانی و پاک و روحانی‌اش که از شادابی خاص و بجائی برخوردار بود، می‌شد و نیز خنده‌های کوتاه و دلنشین و بی‌صدایش و برخورد گرم و صمیمی و اسلامی‌اش که نشانگر روح پر عطوفت و مهربانش بود. سکوت‌های طولانی و عمیقِ همراه با تفکرش و کم حرفی و خلاصه گوئی‌اش که این‌ها بیانگر آرامش و اطمینان درونی‌اش که مخصوص ذاکرین خداست (الا بذکر الله تطمئن القلوب).

مشخصه دیگرش این بود که در تمام نامه‌هایش و تمام نشست‌ها و جلساتش هرگز دیده نشده که او یک کلمه از خود بگوید که مبادا ریا و خودنمائی شود و اجرش ضایع شود.

راجع به اوضاع قائمشهر دائم به دوستانش می‌گفت: «خدایا ! کِی این غائله و مشکلات شهری حل می‌شود تا بچه‌های مذهبی مقداری رشد کنند.»

شهید مهندس سیداحمد کدخدازاده از دانشجویان پیرو خط امام و فاتح لانه جاسوسی
شهید مهندس سیداحمد کدخدازاده از دانشجویان پیرو خط امام و فاتح لانه جاسوسی

از خصوصیات بارز سیداحمد، عبادات و دعا خواندن‌ها و نمازهای مخفیانه‌اش بود و نیز دارا بودن روح شهادت‌طلبی‌اش که همیشه می‌گفت: «برایم دعا کنید که من شهید شوم که این فوز عظیم نصیبم شود.»

سرانجام در تاریخ 12 خردادماه، سال 1361 پر کشید و جام شهادت را سر کشید.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *