تیتر خبرها

عملیات خیبر؛آغاز مرحله نوین در جنگ تحمیلی

نوشتاري از«حسين اردستاني»

عمليات خيبر؛آغاز مرحله نوين در جنگ تحميلي

خبرگزاري فارس: عمليات خيبر يك ابتكار عمل بديع در جنگ تحميلي بود كه تا آن زمان (سال 62) نظير نداشت. اين منطقه مي توانست جبهه خودي را دوباره از تواناييهاي سابق بهره مند ساخته و دشمن را با آن همه پيچيدگي در خطوط دفاعي وطرحهاي پاتك، از امكان مقابله با رزمندگان اسلام محروم سازد.

*1.مقدمه

پس از فتح خرمشهر در ادامه اتخاذ استراتژي تنبيه متجاوز، جمهوري اسلامي تلاش زيادي در جهت تجديد روند پيروزيهاي نظامي در سال 61 به عمل آورد، ليكن به دلايلي اين مهم امكان پذير نشد. گرچه بعد از عمليات رمضان و تا اواخر سال 62 ابتكار عمل در دست جبهه خودي بود، اما موفقيت چشمگيري به دست نيامد، زيرا عدم رشد سازمان رزم و عدم پرداختن همه جانبه به مسأله جنگ، مانعي جدي براي اقدام لازم در مقابل ارتش كاملاً مدرن و تقويت شده عراق بود. با اينحال رزمندگان اسلام با انجام حملات ايذايي متوسط و بزرگ سعي نمودند كه ضمن حفظ ابتكار عمل در صحنه جنگ، به نقاط ضعف دشمن نيز دست يابند تا از آن طريق مجدداً برتري لازم را به دست آورند.به همين لحاظ بعد از عمليات والفجر مقدماتي، پس از بحثها و گفتگوها و تأملاتي كه انجام شد منطقه هورالهويزه براي عمليات بزرگ خيبر در سال 62 انتخاب گرديد.
عمليات خيبر يك ابتكار عمل بديع در جنگ تحميلي بود كه تا آن زمان (سال 62) نظير نداشت. اين منطقه مي توانست جبهه خودي را دوباره از تواناييهاي سابق بهره مند ساخته و دشمن را با آن همه پيچيدگي در خطوط دفاعي وطرحهاي پاتك، از امكان مقابله با رزمندگان اسلام محروم سازد. زيرا دشمن تصور نمي كرد كه ايران در هورالهويزه كه داراي وسعت زياد و فاصله قابل ملاحظه اي از ساحل تا هدفهاست دست به عمليات بزند، چون ايران طي چهار سال گذشته هيچگاه در آنجا اقدام به انجام عمليات آبي – خاكي نكرده بود.
تا قبل از انجام عمليات خيبر، رسانه هاي گروهي عراق و حاميان آن تبليغات وسيعي را در مورد تواناييهاي ارتش عراق و جلوگيري از حملات ايرانيان آغاز كرده بودند و رژيم صدام صريحاً اعلام مي كرد كه هرگونه عمليات نيروهاي ايراني به داخل خاك عراق را با شكست روبرو خواهد ساخت. در اين مورد، در اواخر سال 1362 هياهوي تبليغاتي گسترده اي از سوي راديوهاي آمريكا، بي بي سي، كلن، بغداد، اسرائيل و منافقين در مورد استقرار صدها هزار نفر از نيروهاي ارتش و سپاه در جبهه هاي جنوبي برپا شد و جالب اينكه تحليلگران ومفسران اين راديوها شروع به پيش بيني محلي كه عمليات آينده ايران از آن صورت مي گرفت كرده و اكثراً اين منطقه را بصره و مناطق شرقي آن اعلام مي كردند. در كنار اين تبليغات، بنا بهآمار منتشره از سوي روابط عمومي فرماندهي كل سپاه، چهارصد و هفتاد و چهار طرح صلح از تاريخ 3/12/62 (آغاز عمليات خيبر) تا 30/7/63 از سوي 56 كشور مختلف جهان ارائه شد كه خود بيانگر اهميت فوق العاده عمليات خيبر و ايجاد تزلزل در بين حاميان منطقه اي و جهاني اين رژيم است.

قبل از آغاز عمليات خيبر، در سطح بين المللي و منطقه اي چند مسأله حائز اهميت است:

الف – اعلام وزارت خارجه آمريكا در مورد تصميم اين كشور مبني بر علني كردن حمايت خود از عراق.(2) معاون وزارت خارجه آمريكا اظهار داشت كه آمريكا نگران پيروزي جمهوري اسلامي در جنگ با عراق است.(3) همچنين در تاريخ 7/11/62 ريچارد مورفي معاون وزير خارجه اين كشور در بغداد با صدام ملاقات كرد.
ب – تحويل هواپيماهاي سوپر اتاندارد به عراق.(4)
ج – تصويب قطعنامه 540 شوراي امنيت در مورد جنگ به تاريخ 9/8/62. در اين قطعنامه مفاد زير به تصويب رسيد:
1.محكوم نمودن نقض حقوق انساني و تقاضاي توقف فوري كليه عمليات نظامي عليه هدفهاي غير نظامي از جمله شهرها و مناطق مسكوني.
2.خاتمه دادن به خصومت در منطقه خليج فارس و احترام طرفين به تماميت ارضي يكديگر(5)
د- انفجار مقر تفنگداران آمريكايي در بيروت(6)

مسأله مهم داخلي، اجراي مانور آزادي قدس در 90 منطقه كشور بود كه در پي آن اعزام لشكرهاي قدس به جبهه صورت گرفت. اين طرح به تدريج در تمام استانها و شهرستانهاي كشور فراگير شد. و سيل نيروهاي بسيجي عازم جبهه هاي جنگ گرديد، به گونه اي كه سازمان رزم محدود سپاه، لبريز از نيرو شد و برخي لشگرها 25 گردان را علاوه بر گردانهاي سازماني در خود جاي دادند.

*2.جايگاه عمليات در استراتژي نظامي ايران

از لحاظ استراتژي نظامي و اهداف آتي جنگ، عمليات خيبر در جهت تصرف بصره بود. جبهه هاي جنوبي به خاطر اهميتشان در سرنوشت جنگ، در استراتژي نظامي از چند لحاظ مورد توجه واقع مي شدند:
1.به عنوان مناطق واسط جهت رسيدن به بصره.
2.به عنوان محل عملياتي كه مستقيم با هدف تصرف بصره انجام مي شد.
نقش آن در تحقق استراتژي تنبيه متجاوز
مسئولين سياسي نظامي معتقد بودند كه انجام عمليات موفق بزرگ در جبهه جنوب به ميزان قابل ملاحظه اي در تحقق تنبيه متجاوز (به عنوان استراتژي جنگ در بعد سياسي) مؤثر خواهد بود. از اينرو، عمليات خيبر كه در شمال بصره انجام شد حائز اهميت استراتژيك بود.

*3.دلائل انتخاب منطقه عمليات

پيچيدگي و پر مانع بودن خطوط دفاعي عراق در جبهه جنوب و استحكامات و تعدد خاكريزهاي آن موجب آن شدند كه فرماندهان سپاه در پي منطقه اي براي عمليات باشند كه امكان استفاده از توانايي خودي امكانپذير باشد و از انجام تك جبهه اي پرهيز شود. منطقه هورالهويزه عمدتاً داراي اين ويژگي بود. در واقع، رزمندگان اسلام مي توانستند يكبار ديگر حمله به دشمن را توأم با غافلگيري از جناح و بدون برخورد با خطوط پر مانع، انجام دهند. علاوه بر اين، دليل ديگري كه موجب انتخاب منطقه عملياتي خيبر شد. بي توجهي دشمن به آن بود. عراق چون تصور مي كرد كه ايران از اين نقطه حمله نخواهد كرد، سازمان مناسب نظامي نيز در منطقه نداشت. لذا كل منطقه عملياتي از العزيز تا القرنه و جزاير مجنون به وسيله چند گردان پدافند حفاظت مي شد. در واقع، منطقه هور با در نظر گرفتن توان خودي و دشمن، و نيز نقش زمين و تأثير گذاري آن، انتخاب شد.(7)

*4.موقعيت منطقه

منطقه عملياتي خيبر از لحاظ موقعيت جغرافيايي در شمال بصره واقع شده كه از شمال به العزيز و روستاهاي البيضه و الصخره، از جنوب به نشوه و طلائيه، از غرب به جاده العماره – بصره و از شرق به حاشيه ساحلي هور كه نزديك جاده سوسنگرد – طلائيه است، منتهي مي گردد. موقعيتهاي مزبور در خشكي شرق دجله، جنوب جزاير مجنون و داخل هور قرار دارد.
هورالهويزه از ابهاي راكد تشكيل شده و اب رودخانه هاي دجله، كرخه نور طيب، دويرج و بارانهاي فصلي داخل آن مي شوند.(8) وجود نيروها و شكل طبيعي آنها موجب شده كه راههاي معيني براي تردد قايقها ايجاد شد كه اصطلاحاً آبراه ناميده مي شوند. مهمترين نقاط هور، جزاير شمالي و جنوبي مجنون هستند كه از لحاظ اقتصادي و نظامي بسيار حائز اهميت مي باشند. پلهاي العزير، القرنه و نشوه كه بر روي جاده بصره – العماره واقع شده اند و نيز رودخانه دجله از جمله نقاط مهم ديگر اين منطقه به شمار مي روند.

*5.وضعيت دشمن

همانگونه كه بيان شد، چون ارتش عراق تصور نمي كرد كه ايران از منطقه هور دست به انجام عمليات بزند، در آنجا خط دفاعي مشخصي كه شامل رده هاي مختلف پدافند، موانع و استحكامات باشد، نداشت.
در داخل جزاير مجنون نيرويي در حد يك گردان از جيش الشعبي قرار داشت. در محور شمالي (العزير – رطه) و محور جنوبي (القرنه) نيز نيروهاي مرزي به عنوان افراد پاسگاه مستقر بودند. فقط در محور طلائيه كه قرارگاه فتح عمل مي كرد، خط دفاعي مستحكم توأم با موانع وكانال، وجود داشت.(9) در محور زيد نيز كه قرارگاه كربلا وارد عمل مي شد موانع و خطوط دفاعي دشمن از پيچيدگي خاصي برخوردار بود.
به طور كلي در منطقه عمومي خيبر، قبل از عمليات يگانهاي زير آرايش نظامي داشتند: لشگر 19 پياده (5 تيپ و يك تيپ زرهي)، لشگر 6 زرهي (3 تيپ) و نيروهاي جيش الشعبي و پاسگاههاي مرزي.(10)

*6.طرح مانور

با هدف تصرف بصره، دو محور مستقل براي انجام عمليات انتخاب شد؛ هورالهويزه و زيد. در هور قرارگاه نجف (سپاه) و در محور ديگر قرارگاه كربلا (ارتش) در نظر گرفته شدند، با اين تفاوت كه عمليات اصلي و تعيين كننده در هور بود. در اين محور پنج هدف اصلي مشخص شد: 1-العزير 2-القرنه 3-جزاير مجنون جنوبي و شمالي 4-نشوه 5-طلائيه.
در محور زيد، يگانهاي ارتش پس از عبور از خط مي بايستي روي پل ذريجي (واقع در غرب نهر كتيبان) به يگانهاي سپاه ملحق شده و سپس در مرحله سوم، براي حمله به بصره به عنوان هدف عمليات عنوان شد تا آمادگي يگانها و خيزي كه برداشته مي شد آماده گر مرحله بعدي عمليات باشد. سپاه براي تصرف هدفهاي عمليات، پنج قرارگاه تشكيل داد و مأموريت تصرف هر يك از هدفها را به يكي از قرارگاهها واگذار كرد:

1.قرارگاه نصر: تصرف و تثبيت محور العزير و مأموريت اين قرارگاه به غايت دشوار و حساس بود. افراد آن وظيفه داشتند كه بامسدود كردن جاده العماره – بصره، ضمن تأمين جناح شمالي عمليات مانع از ورود دشمن به جنوب اين محور شوند. آنان براي رسيدن به هدف مزبور و پشتيباني از آن مي بايستي مسيري طولاني را طي كنند كه دشواري انجام مأموريت آنها را مضاعف مي كرد.
2.قرارگاه حديد:تصرف و تثبيت محور القرنه. اين قرارگاه نيز وظيفه سنگيني را به عهده داشت نفرات آن مأموريت داشتند كه سه راهي القرنه محل تقاطع (مسير بغداد – بصره – العماره) را مسدود نمايند. در اين ميان، عقبه دور تا خط مشكل بزرگي براي آنها به شمار مي رفت.
3.قرارگاه حنين: تصرف جزيره جنوبي و نيمه شرقي و شمالي جزيره شمالي و الحاق با محور طلائيه.
4.قرارگاه فتح: شكستن خط پرمانع طلائيه و الحاق با قرارگاه حنين. مأموريت فتح ان بود. كه با شكستن خط و باز كردن راه زميني، امكان پشتيباني قرارگاههاي حنين و نصر و حديد را فراهم نمايد. همچنين انجام مرحله دوم عمليات به سوي نشوه و پل نصر و حديد را فراهم نمايد. همچنين انجام مرحله دوم عمليات به سوي نشوه و پل ذريجي كه توسط قرارگاه بدر صورت مي گرفت به ميزان قابل ملاحظه اي بستگي به باز شدن راه زميني داشت.
5.قرارگاه بدر: تصرف نيمه غربي جزيره جنوبي پل نشوه، بعد از تصرف جزاير به وسيله قرارگاه حنين و تأمين سه راه القرنه به وسيله قرارگاه حديد. به دليل اهميت مأموريت قرارگاه بدر، دو لشگر مهم سپاه به آن مأمور شده بود.
قرارگاه نوح نيز ترابري دريايي و پشتيباني يگانهاي عمل كننده را در هور به عهده داشت.(11) علاوه بر اين، هوانيروز مأموريت داشت در امر انتقال نيرو و امكانات به محورهاي عملياتي هور (كه فاقد راه زميني بود) فعاليت نمايد. در اين محورها نقش هليكوپتر بسيار مهم بود. به همين خاطر فرمانده هوانيروز به همراه فرماندهان ارشد آن يگان براي انجام عمليات در كنار هور حاضر شده و به وظايف خود عمل كردند. نيروي هوايي ارتش نيز پشتيباني و پدافند هوايي را به عهده داشت. در اين عمليات هواپيماهاي F14 به نحو خاصي در برقراري امنيت هوايي فعاليت كردند. اين نقش آنچنان بود كه در روزهايي كه اين هواپيماها در آسمان منطقه حاضر نمي شدند، جنگنده هاي ميگ عراقي مانند پرنده هاي هور الهويزه، به وفور و به راحتي مواضع رزمندگان اسلام را بمباران مي كردند.(12)

*7. شرح عمليات

براي آنكه غافلگيري در انجام عمليات به طور كامل رعايت شود، قبل از تاريخ 3/12/62 چند عمليات فريب در محورهاي جنوب، مياني و غرب انجام شد. در محور جنوب عمليات چزابه، در محور مياني عمليات والفجر 5 (چنگوله) و عمليات والفجر 6 (چيلات) و در غرب عمليات قدس (دربنديخان) صورت گرفت.(13) در محور اصلي نيز يك روز جلوتر – نيروها وارد هور شده و در داخل آبراه تا حد ممكن به جلو رفتند.
به هر تقدير، در تاريخ 3/12/62 ساعت 30/21 عمليات خيبر با رمز رسول الله آغاز شد. در مرحله اول در طرف قرارگاه نجف، قرارگاههاي نصر و حديد موفق شدند در محور العزير و القرنه هدفهاي خود را تصرف كنند. در جزاير شرايط مطابق برنامه تحقق نيافت، عدم پاكسازي جزاير تا 5/3 نيمه شب مانع از آن شد كه نيروهاي بعدي بتوانند براي (بعد از تصرف جزاير) حمله به طرف طلائيه بروند. لذا در شب اول عمليات الحاق انجام نشد و به همين خاطر قرارگاه فتح كه مي بايستي پس از پاكسازي جزيره به آن محور ملحق شود با مشكل مواجه شد و به رغم شكستن خط رسيدن به نزديكي محل الحاق، مجبور شد متوقف شود. و نهايتاً بخاطر حضور پر حجم دشمن در محور طلائيه ومقاومت آنها، با وجود انجام چند حمله براي الحاق طلائيه با جزيره، اين مهم ميسر نگرديد.
در محور زيد، قرارگاه كربلا، كمترين موفقيتي به دست نياورد و صبح عمليات، يگانهاي ارتش به عقب آمده و در خط قبل از عمليات مستقر شدند. وضعيت فوق الذكر مانع از آن بود كه يگانهاي سپاه بتوانند در محورهاي القرنه و العزير بمانند، زيرا عدم امكان پشتيباني آنها، و باز نشدن راه زميني و همچنين حضور سريع دشمن كه با اعلام آماده باش در مركز استان العماره و انتقال يگانهاي ارتش عراق همراه بود، با زرهي و اجراي آتش، فشار زيادي بر آن محور وارد مي كرد، از اينرو قرارگاههاي نصر و حديد به ناچار به داخل جزيره شمالي عقب نشيني كردند. از اين پس، جزيره محود كنش و واكنش طرفين ميدان نبرد بود. و اين در حالي بود كه به دليل عدم تثبيت مواضع به دست آمده در جزيره و مشكل پشتيباني آتش، تجهيزات و تأمين نيروي انساني، نسبت به سرنوشت جزيره نيز شديداً احساس خطر مي شد. شرايط موجود بسيار سخت بود، و در حالي كه اميد زيادي به عمليات بسته شده بود، تمام دستاوردها در حال سقوط بود. برادر محسن رضايي فرمانده سپاه به يكي از روحانيون حاضر در قرارگاه گفت: «در طول جنگ، ما اينجور ذوب نشديم»(14)
براي خارج شدن از اين وضع حاد، سپاه تصميم گرفت مجدداً تمام توان خود را متوجه باز كردن محور طلائيه نمايد، در حالي كه تلاشهاي قبلي در اين محور ناكام مانده بود. از طرف ديگر اوضاع نابسامان جبهه موجب تزلزل عمومي گرديده بود و حفظ جزاير نيز در هاله اي از ابهام و ترديد قرار داشت. در اين زمينه گفتگوي ضبط شده برادر رحيم صفوي با فرمانده سپاه مبين اين ابهام است:
برادر رحيم صفوي: جزاير را چكار كنيم؟
برادر محسن رضايي: بايد به هر قيمتي شده آن را حفظ كرد.
برادر صفوي: نمي شود حفظ كرد. بمب شيميايي مي ريزند. امكان حفظ آن وجود ندارد. عدم امكان حفظ جزاير را به آقاي هاشمي (رفسنجاني) بگوييم؟
برادر رضايي: نه، ما مي توانيم جزاير را نگه داريم.(15)
در تاريخ 8/12/62 پس از آنكه اخبار اوضاع جبهه به تهران منتقل شد، آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي كه فرماندهي جنگ را به عهده داشت به منطقه آمد و به سرعت خود را به سنگر فرماندهي سپاه رساند. وي به برادر محسن رضايي اظهار داشت: ما… اعلام كرديم كه هر كس (هر يگان) هر چه در چنته دارد بياورد ميدان.
برادر رضايي: ماهم گفته ايم كه افراد تا حد فرمانده لشگر بايد بجنگند. حتي اگر سازمان رزم سپاه مختل شود.(16)
به هر تقدير، پس از نشست فرماندهان با آقاي هاشمي، تشخيص داده شد كه راه نجات جبهه و خارج كردن آن از بن بست، حمله مجدد از محور طلائيه است تا بلكه با باز شدن راه زميني، گره عمليات گشوده شود. در تاريخ 10/12/62 حمله مورد نظر آغاز شد. اما به نظر مي رسيد كه مشكل آب مانع بزرگي است. حدود ساعت 1 بامداد دو تن از مسئولان و فرماندهان لشگر 27 حضرت رسول به قرارگاه آمده و وضع زمين را كه براثر انداختن آب توسط دشمن، باتلاقي شده و عبور از آن مشكل شده بود و به آقاي هاشمي گزارش دادند. ايشان در پاسخ آنها با عصبانيت اظهار داشت:
اين امر امام است كه شما در هر شرايطي بايد برويد جلو. اگر مانتوانيم اين 8-7كيلومتر را برويم جلو، ديگر نمي توانيم بجنگيم. الان صدام آن تبليغات را بپا كرده، صدهزار (نفر) نيرو پشت سر شما معطل مانده و آبروي جمهوري اسلامي در خطر است. برويد هر طور كه مي توانيد خودتان را به دشمن برسانيد.
برادر، شهيد دستواره در مقابل اين اظهارات گفت:
چشم مي رويم كه يا شهيد شويم و يا اينگونه نزد شما برنگرديم»(17)
آقاي هاشمي در بيان ديگري كه در جمع فرماندهان ايراد شد، اظهار داشت:
من خدمت امام هم عرض كردم و ايشان هم تأييد كردند كه طوري برنامه ريزي كنيد كه در همين جا جنگ را تمام كنيم. چون اين امر ديگر براي كشور قابل تحمل نيست.(18)
به هر ترتيب، به رغم تلاش زايدالوصف يگانهاي سپاه، بخاطر مقاومت و سماجت فوق العاده دشمن، باز هم حمله به طلائيه ناكام ماند. عراقيها كه در آغاز حمله مجبور شدند برخي مواضع خود را ترك كنند و به عقب روند، با فرا رسيدن روز، پاتكهاي پياپي خود را آغاز كردند وسرانجام مانع پيشروي لشگر 14 امام حسين (ع) و لشگر 27 حضرت رسول (ص) شدند. در جريان حملات دشمن، برادر حسين خرازي فرمانده لشگر امام حسين (ع) به شدت مجروح شدو دست راستش قطع گرديد و در حالي كه بدنش پر از تركش بود، او را از ميدان خارج كردند.(19)
فتح نشدن محور طلائيه وضعيت جديدي را به دنبال داشت. از اين پس، جبهه خودي مي بايست قابليت و توانايي خود را در حفظ جزاير نشان مي داد و از حيثيت جمهوري اسلامي دفاع مي كرد. كاري كه بغايت دشوار مي نمود. و اين در حالي بود كه باور عمومي حاكم بر جبهه آن بود كه حفظ حزاير يا عملي نيست و يا بسيار دشوار است و بايد بهاي زيادي براي آن پرداخت.
عراق پس از آنكه توانست رزمندگان اسلام را از محورهاي العزير ، القرنه و طلائيه وادار به عقب نشيني نمايد بيرون راندن نيروهاي مستقر در جزاير را نيز محتمل مي دانست، به ويژه آنكه از لحاظ عقبه، آتش، دفاع ضد هوايي، زرهي و ضد زره و دهها عامل ديگر، بر نيروهاي خودي برتري داشت.
به هر صورت، از توقف محور طلائيه تا شروع حمله به جزاير، حدود پنج روز جبهه ها حالت عادي داشت و تلاش خاصي از جانب دشمن مشاهده نمي شد. در اولين روزهاي اين مدت ركود، در بعدازظهر مورخ 14/12/62 بيت امام به قرارگاه اطلاع داد كه فرمانده سپاه بيايد تهران. همچنين گفته شد كه امام فرموده اند:
جزاير حتماً بايد نگه داشته شوند، هر طور كه شده.(20)
اين دستور، تحوري اساسي در سرنوشت عمليات ايجاد كرد، و سپاه اين بار هر آنچه را كه در اختيار داشت، اعم از فرماندهان و باقيمانده سازمان يگانها وارد صحنه كرد. اما از لحاظ روحيه و استقامت، توان سپاه دو چندان شد و همه، حفظ هدف تعيين شده توسط امام را به بهاي خون به جان خود در دستور كار قرار دادند. فرمانده سپاه اظهار داشت:
از جزيره بيرون نمي رويم حتي اگر سازمان سپاه از بين برود.(21)
برادر شمخاني قائم مقام فرمانده كل سپاه به فرماندهان لگشرهاي عاشورا و حضرت رسول (ص) اظهار داشت:
برويد جزاير را حفظ كنيد، ايندستور امام است و من خودم مي آيم آرپي جي مي زنم. به هر حال احتمال پاتك به جزاير زياد است.(22)
علاوه بر اين، برادران محمد باقري، رشيد علينور و حسن دانايي به جزيره رفتند. مرخصي بسيجيها لغو شد و به طور كلي تمام فرماندهان سپاه بجز برادر محسن رضايي و در برخي مواقع برادر شمخاني، به داخل جزيره رفتند تا با همفكري يكديگر راههاي حفظ جزاير را مشخص كنند.
مطابق پيش بيني امام و فرماندهان، پس از چند روز ركود، در مورخ 16/12/62 عراق پاتك به جزيره جنوبي را به وسيله اجراي آتش سنگين، بمباران وسيع هوايي و استفاده از هليكوپتر، تانك و نيروهاي پياده، آغاز كرد. بيت امام كه مرتب اوضاع جبهه را دنبال مي كرد، با اطلاع ار شروع پاتك عراق به جزاير، با قرارگاه تماس گرفته و حجت الاسلام حاج احمد آقا خميني از فرمانده سپاه جوياي وضعيت شد. برادر محسن رضايي در پاسخ گفت: «از لحاظ مهمات خيلي در مضيقه هستيم. الحمدالله وضع خوب است، ولي عراق با تمام قوا حمله مي كند.(23) حمله عراق در مورخ 16/12/62 بدون نتيجه پايان يافت.
اما در روز 17/12/62 از صبح مجدداً حمله را آغاز كرد. اين بار حمله دشمن و استفاده اش از ابزار و تسليحات، شديدتر و وسيعتر بود. در مقابل، وضع جبهه خودي بسيار حاد و مهمترين مسأله كمبود نيرو و مهمات بود. در حالي كه به شدت به مهمات نياز بود، سرهنگ موسوي قويدل يكي از فرماندهان ارتش اعلام كرد كه كلاً 1300 عدد گلوله 130 م.م. در اختيار داريم.(24) همچنين برادر رشيد از داخل جزيره پيام داد كه اگر نيروهاي حاج همت [لشگر حضرت رسول (ص)] نرسند، احتمال سقوط خط اين لشگر زياد است. عراقيها نيز از جنگ رواني استفاده كرده و اعلام كردند كه اگر جزاير را خالي نكنيد، آنجا را به موشك مي بنديم و بشدت بمباران مي كنيم.(25) در اين روز دفتر امام به طور مستمر در تماس با قرارگاه، تحولات جنگ را پيگيري مي كرد.
روز 18/12/62 دوباره عراق حمله خود را با شدت هر چه تمامتر آغاز كرد و سپاه و بسيج با آنچه در دست داشتند پايداري و استقامت كرده و مانع از پيشروي دشمن شدند. شرايط و مقدورات بسيار سخت و محدود بود. ضمن آنكه دشمن استفاده از سلاحهاي شيميايي را هم وارد صحنه كرده بود. برادر رشيد از جزيره به قرارگاه آمد و در مورد آنجا گفت:
وضع خط خراب است، در محور تيپ سيد الشهداء دشمن رخنه كرده و هر شب دارد پيش مي آيد. (عراق) دائماً نيرو مي آورد و شدت عمل به خرج مي دهد. نيروهاي (ما) در خط خسته شده اند. آتش (دشمن) بشدت زياد است. جاده، آب، غذا و نيرو كم است. پليت و الوار براي ساختن سنگر نيست و لودر و بلدوزر براي احداث خاكريز وجود ندارد. نيروها در خط، آرپي جي و كلاشينكف دارند و از ادوات استفاده مي كنند. از شدت حمله دشمن بچه ها قادر نيستند فكر كنند. اين جزيره طلسم شده وما هر كاري مي كنيم با مشكل مواجه مي شويم.(26)
در همين اوضاع، آقاي انصاري از بيت امام در تماس با قرارگاه جوياي وضعيت شد. حجت الاسلام محلاي نماينده امام در سپاه به ايشان گفت: «به امام بگوئيد شب جمعه است، دعا بفرمايند.»(27)
روز 19/12/62 نيز عراق باز هم حملات خود را از سر گرفت. اما اين بار هم رزمندگان اسلام با گوشت و پوست و دادن خون، ماشين جنگي ارتش بعثي را متوقف كردند. شهادت فرماندهاني چون حاج همت ياغچيان، حميد باكري، اكبر زجاجي، بهروز غلامي و … بهايي بود كه براي حفظ جزاير پرداخت شد.
طي اين3 روز، اوج حماسه و استقامت و شهاد طلبي سپاهيان و بسيجيان به نمايش گذاشته شد. جزيره سمبل پايداري و استقامت شده بود. آقاي هاشمي رفسنجاني در اين زمينه اظهار داشت:
اين جزيره شده سمبل قدرت ما و ضعف عراق. مقاومت شما در دنيا خيلي معنا دارد و بايد حفظ شود. جزيره ها مهم است، اين عقيده من است نه سياست.
ايشان در مورد نتايج اين عمليات افزود:
در صدام شكست پيدا شده، مثلاً عربستان و تركيه به ما پيشنهاد اسلحه كردند. اينها نشانه تزلزل عراق است.(28)
به هر تقدير، حمله 72 ساعته عراق با شكست مواجه شد. اين ناكامي موجب توقف حملات دشمن گرديد و بالاخره در پي فرمان امام، جزاير حفظ شد.

*8. نتايج عمليات

1.در اين عمليات بيش از 23 يگان دشمن به طور متوسط از 20 تا 100 درصد و تيپ زرهي 100 درصد منهدم شدند.
2. 15000 نفر از نيروهاي عراقي زخمي و كشته شدند.
3. 1140 نفر از نيروهاي دشمن اسير شدند كه در ميان آنها 35 افسر، 130 درجه دار، 873 سرباز و نيروي جيش الشعبي و نيز 102 نفر غير نظامي از كشورهاي مصر، سودان، مراكش، سومالي و عراق وجود داشت.
4. 150 دستگاه تانك ونفربر و 200 خودروي دشمن منهدم گرديد.
5. مجموعاً 1180 كيلومتر زمينهاي منطقه آزاد شد كه به ترتيب 1000 كيلومتر مربع در هور، 140 كيلومتر مربع در جزاير و 40 كيلومتر مربع را در طلائيه شامل مي شد.
6. در ميان غنائم دشمن، گذشته از اقلام صنعي و تجهيزات انفرادي، 10 دستگاه تانك و 60 دستگاه كمپرسي به چشم مي خورد.
7. تسلط ايران بر چاههاي نفت جزاير(29) كه ذخاير قابل ملاحظه اي از نفت در آنها وجود دارد.

*9. بازتاب سياسي

پس از يك دوران ركود كه خالي از ابتكار بود، انجام عمليات خيبر بازتاب وسيعي در سطح منطقه و جهان ايجاد كرد. حاميان عراق در منطقه و جهان پس از آرامشي كه در پي طوفان سلسله عمليات طرح كربلا (كه آخرين آن رمضان بود) برايشان ايجاد شده بود، يكباره مشاهده كردند كه تاكتيك ويژه ايران، بار ديگر بر تدبير خط دفاعي پر مانع عراق غلبه كرده است. از اينرو شديداً نگران پيروزي احتمالي ايران در جنگ شدند. تشكيل اجلاسها، اظهارات مقامات سياسي، مصوبات سازمانها، تحريم تسليحاتي ايران و غيره الگوهاي اين تحليل هستند.
آمريكا، در اولين اقدام خود كه در واكنش نسبت به وضعيت حديد جنگ نشان داد، مورفي معاون وزارت خارجه را به بررسي اوضاع جنگ تحميلي به خاورميانه فرستاد. روزنامه وال استريت ژورنال نيز نوشت:
« تهيه طرحهاي جدي، چاره انديشي در مورد جلوگيري از سقوط صدام است.»(30)
ترنر، رئيس سازمان سيا اظهار داشت:
«عراق از لحاظ اقتصادي ونفرات در وضع وخيمي قرار دارد.»(31)
همچنين معاون وزير خارجه آمريكا در يك واكنش انفعالي گفت:
«آمريكا انجام يك حمله گسترده به جزيره خارك را ناممكن نمي داند.»(32)
در واقع، اين اظهارات را مي توان خط جديد اقدام نظامي براي عراق دانست. زيرا عراق پس از پيروزي خيبر، مرحله جديدي را در جنگ آغاز كرد كه همان جنگ نفتكشها و حمله به پايانه هاي نفتي، تأسيسات نفتي خارك و… بود.
اين اقدام با چند هدف عمده صورت مي گرفت: اول، تحت الشعاع قرار دادن پيروزي و ابتكار نظامي ايران در عمليات خيبر. دوم، محدود كردن درآمدهاي ارزي ايران از طريق فروش نفت. سوم، بين المللي كردن جنگ. اقدام ديگر عراق، اعلام تصميم به برقراري ارتباط با آمريكا بود.
واكنش بين المللي ديگري كه پس از عمليات خيبر انجام گرفت، تصويب قطعنامه 552 به وسيله شوراي امنيت سازمان ملل بود كه در تاريخ اول ژوئن 1984 (11/3/63) صورت گرفت.
در سطح منطقه، شوراي همكاري خليج فارس دوبار تشكيل جلسه داد. موضوع جلسه اتخاذ استراتژي نظامي و چگونگي پايان دادن به جنگ ايران و عراق بود. وزراي كشورهاي عضو اتحاديه عرب نيز در همين جهت در بغداد جلسه تشكيل دادند و به بررسي جنگ و موضع خود در برابر آن پرداختند.
در سطح داخلي، هواپيماهاي بوئينگ 737 فرانسوي كه ربوده شده بود به ايران آورده شد و در پس از تلاشهاي جمهوري اسلامي ايران براي حل مسالمن آميز آن به عمل آورد، سرانجام هواپيما به وسيله هواپيما ربايان منفجر شد. علاوه بر اين، سازمان منافقين نيز هواپيماي مسافربري 727 ايران را در مسير بندر عباس – تهران ربوده و به قاهره بردند. آنها در مرحله بعد با همراهي رژيم مصر، هواپيماي ايران را به بغداد منتقل كردند.
از جمله تحولات ديگري كه پس از عمليات خيبر روي داد، فشار اقتصادي و تحريم (رسمي) تسليحاتي ايران به وسيله كشورهاي غربي بود.

**پاورقيها:

(1) اين مقاله به سفارش مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه تهيه شده است.
(2) مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، طرح كلي: روز شمار جنگ تحميلي ص 97، 1368.
(3) همان، ص 101.
(4) همان، ص 98.
(5) پيشين. عباس هدايتي خميني،ص 96.
(6) مركز مطالعات و تحقيقات جنگ. پيشين، ص 99.
(7) مركز مطالعات وتحقيقات جنگ از خرمشهر تا فاو ص 76.
(8) مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، حسين اردستاني، گزارش عمليات خيبر ص 21،1363.
(9) پيشين، ص 54.
(10) همان ص 56.
(11) همان، ص ص 41 – 37.
(12) همان ص ص 37.
(13) پيشين ص65 ص 64.
(14) مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، حسين اردستاني، دفترچه شماره 1 قرارگاه نجف (خاتم 1) ، 8/12/62 ص 104.
(15) پيشين، ص 106.
(16) همان ص 107.
(17) همان ص 162.
(18) همان ص 163.
(19) همان، ص 159.
(20) همان،ص 205.
(21) همان، 14/12/62، ص 211.
(22) همان، ص 205.
(23) همان ص 219.
(24) همان، ص 235.
(25) همان، ص 231.
(26) همان، ص 241.
(27) همان، ص 249.
(28) همان، ص 269، 19/12/62.
(29) از خرمشهر تافاو، ص ص 86-85.
(30) مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه، طرح كلي روز شمار جنگ تحميلي، ص 105 به نقل ازخبرگزاري جمهوري اسلامي، 20/1/63.
(31) همان، ص 106.
(32) همان، ص 105.

*منبع: فصلنامه بررسي هاي نظامي – شماره 21

ويژه نامه دفاع مقدس در خبرگزاري فارس (112)

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

عملیات خیبر

پس از فتح خرمشهر و عقب نشینی سراسر ارتش عراق، دشمن برای دست یابی به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *