تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)4) زندگی نامه شهداي گرانقدر دانشجوي پیرو خط امام / 2)4)23) شهید محمود شهبازی / شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام با چشمان دوخته شده به گلدسته‌های مسجد جامع خرمشهر حاج ابراهیم همت وحاج احمد متوسلیان را داغ‌دار کرد

شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام با چشمان دوخته شده به گلدسته‌های مسجد جامع خرمشهر حاج ابراهیم همت وحاج احمد متوسلیان را داغ‌دار کرد

شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام

شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام

شهدای آزادسازی خرمشهر

خبرگزاری تسنیم:سردار شهید محمود شهبازی، فرمانده سپاه همدان و جانشین فرمانده تیپ ۲۷ محمّد رسول الله(ص) بود که در آستانه آزادسازی خرمشهر به شهادت رسید. او با مدیریت خوبش بر رزمندگان تیپ، تا دروازه‌های خرمشهر پیش آمد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سردار شهید محمود شهبازی، فرمانده سپاه همدان و جانشین فرمانده تیپ 27 محمّد رسول الله(ص) بود که در آستانه آزادسازی خرمشهر به شهادت رسید. او با مدیریت خوبش بر رزمندگان تیپ، تا دروازه‌های خرمشهر پیش آمد و در حین فرماندهی نیروها مشغول کمک به یک بسیجی مجروح بود که به شهادت رسید و نتوانست در شعف پیروزی رزمندگان بر فتح خرمشهر مشارکت کند.

دانشجوی مهندسی در دانشگاه علم و صنعت

سردار شهید محمود شهبازی دستجردی در سال 1337 در یک خانواده مذهبی در شهر اصفهان به دنیا آمد. پدرش که یک کشاورز بود و مادرش نیز فرزند یک روحانی بود. محمود قرآن را در دامان مادرش آموخت او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان برد و در سال 1356 در رشته مهندسی دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شد. او به طور شخصی از دوران دبیرستان به ماهیت طاغوتی رژیم شاهنشاهی پی برد و با دوستان خود در جهت افشای چهره رژیم تلاش می‌کرد. شرکت مستمر او در مسجد همراه دوستانش در جهت فعالیت های گروهی و رسوا کردن رژیم آمریکائی شاه معدوم، بسیار قابل توجه بود.

شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام
شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام

شرکت در تحصن مردم اصفهان در منزل آیت الله خادمی

در این رابطه با بعضی از دانشجویان مسلمان و انقلابی آشنا شد و مرتب از مسائل مبارزاتی خبر دریافت می‌کرد و اعلامیه‌های مختلفی را گرفته و پخش می‌کرد. محمود با توجه به رابطه تشکیلاتی که با دانشجویان مسلمان پیدا کرده بود از همان ابتدای ورود به دانشگاه همکاری نزدیکی را با انجمن اسلامی آغاز کرد و در آنجا بیشتر به عمق جنایات و ستم رژیم پی برده و کلیه فعالیت‌های گروهی از قبیل کوهنوردی و ورزشهای دسته جمعی و پخش و نصب اعلامیه ها و اعتصابات به طور فعال شرکت می نمود. محمود به قدری ایمان به مبارزه داشت که حتی چند روزی را که برای دیدن خانواده به اصفهان می آمد آن ایام را نیز در جهت مبارزه صرف می کرد او در اولین تظاهرات که به ابتکار برادر هادی غفاری در اصفهان صورت گرفت شرکت کرد و نقش فعالی در تحصن مردم اصفهان در منزل آیت الله خادمی داشت.

سامان دادن به سپاه همدان

محمود در روزهای حماسه آفرین بهمن ماه در تهران حضور داشت و در کمیته مشغول خدمت شد و پس از چندی در اسفند ماه 57 به خدمت سپاه پاسداران در آمد و در پادگان سعدآباد مشغول کار شد او تلاش در جهت استقرار سپاه از خود نشان می داد و هر کاری را در این رابطه انجام می‌داد و کمتر به دانشگاه می‌رفت. دانشگاهی که بعد از انقلاب مرکز توطئه گروه‌ها ملحد و منحرف بود و اساس انقلاب خون بار را به مسخره گرفته بودند محمود فعالیت زیادی در جهت خنثی کردن توطئه گروه‌ها خصوصا گروهک منافقین خلق از خود نشان می داد. در سال 59 برای سامان دادن به وضع سپاه همدان به آن استان ماموریت پیدا می‌کند و پس از چندی به فرماندهی سپاه منصوب می شود او نه تنها یک فرمانده منضبط و قاطع در جهت انجام وظائف خود بود بلکه به عنوان یک معلم دلسوخته نیز تمام تجارب و معلومات خود را به برادران دیگر منتقل می‌کرد. او با بها دادن به نیروهای اصیل در سپاه و تشویق آن‌ها و سپردن مسئولیت‌های گوناگون به برادران متعهد نقش به سزایی در جهت هر چه مکتبی تر کردن سپاه داشت.

سردار شهبازی تا نزدیکی دروازه‌های خرمشهر رفت

با شروع جنگ تحمیلی صدام، از همان روزهای اول با روحیه قوی و پشتکاری وصف ناپذیر که حاکی از ایمان قوی او بود به بسیج نیروها پرداخت و آن‌ها را به جبهه‌های غرب فرستاد و خود نیز دلاورانه در صحنه کارزار حاضر می‌شد. پس از تحکیم مواضع در جبهه‌های غرب محمود فعالیت‌های خود را در جبهه‌های جنوب متمرکز کرد و قبل از شروع عملیات عظیم فتح المبین به طور کامل در جبهه حضور داشت و با پذیرفتن مسئولیت معاونت تیپ محمد رسول الله(ص) قوای اسلام را به جاده‌های فتح و پیروزی هدایت می‌کرد و در عملیات بزرگ بیت المقدس نیز همین سمت را داشت و تا قبل از شهادتش قوای اسلام را به دروازه های خرمشهر رسانید. او همیشه به عنوان یک پاسدار عادی با انسان برخورد می‌کرد پایان زندگی سراسر افتخارش نیز توام با ایثار گردید و هنگامی که برای یاری دو نفر مجروح از چادر فرماندهی خارج شده بود مورد اصابت تیر و خمپاره  قرار گرفت و به شهادت رسید.

شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام
شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام

هیچ وقت در جمع ابراز وجود نمی‌کرد

او قلبی به وسعت عشق داشت و از این رو به تمام خوبی‌ها مهر می‌ورزید قلبش را محل اندوختن آیات و انوار قرآن و ایمان ساخته بود. در قرآن خواندن مداومت داشت و در آن مطالعه و تحقیق می‌‌کرد. لحن و کلامی صمیمی و گرم داشت، خضوع و فروتنیش دیگران را به تکریم و ادب وا می‌داشت. اخلاص و بی‌شائبه بودنش مانع از آن بود که ابراز وجود کند. در حل مشکلات دیگران کوشا بود و در هیچ کاری توکل و اعتمادش را نسبت به خدا از دست نمی‌داد و به نماز شب اهتمام ویژه داشت. به قرآن کریم و نهج‌البلاغه علاقه خاص نشان می‌داد. در حفظ بیت‌المال کوشا بود و از آن در امور شخصی استفاده نمی‌کرد. به حضرت امام(ره) و آرمان‌هایش عشق می‌ورزید و مطیع محض وی بود.

برای کمک به بسیجی مجروح به بیرون سنگر رفت که شهید شد/با چشمانی دوخته شد به گلدسته‌های مسجد جامع خرمشهر پرکشید

جعفر جهروتی‌زاده: …عملیات شروع شد از همان اوایل شروع نبرد دشمن آتش سنگینی روی منطقه خین می‌ریخت. ساعت چند بود، نمی‌دانم؛ ولی آفتاب خیلی بالا آمده بود. در حین پیشروی ستون نیروهای ما، بر اثر انفجار گلوله خمپاره دشمن، یکی از بسیجی‌ها مجروح شد. و بچه‌های دیگر چون در حال پیشروی بودند فرصت رسیدگی به او را پیدا نکردند. حاج محمود که در همان جا مستقر بود و عملیات را هدایت می‌کرد با شنیدن ناله آن بسیجی مجروح از سنگر خارج شد و از خاکریز جلو رفت تا آن مجروح را به عقب بیاورد که ناگهان… موشک کاتیوشایی در کنار ایشان به زمین اصابت کرد و منفجر شد… به این ترتیب مهندس محمود شهبازی دستجردی با چشمانی دوخته شد به گلدسته‌های مسجد جامع خرمشهر به آسمان‌ها پر کشید و جسم مطهرش در کنار خاکریز جبهه خین آرام گرفت. انگار صدای پرشور او همچنان در نخلستان‌های خین طنین انداز بود که رزمندگان تیپ را مخاطب قرار می‌داد و می‌گفت: “بتازید… پیش بروید… امیرالمؤمنین(ع) با شما است… امیرالمؤمنین(ع) یاور شما است… باکی نداشته باشید… ما اصل‌مان بر شهادت است و برای شهادت آمده‌ایم پس به پیش.” (هم پای صاعقه)

شهادت شهبازی قلب متوسلیان، همت و تمام لشگر 27 محمد رسول الله را پر از اندوه کرد

چند ثانیه‌ای از شهادت شهبازی نمی‌گذشت که حاج همت کنار پیکر او آمد. ترکش تمام صورت شهبازی را مجروح کرده بود. موهای خاکی‌اش میان لایه‌ای از خون قرار داشت. حاجی به یاد ساعتی پیش افتاد که حاج محمود در سنگر تاکتیکی بود، و آخرین نماز شبش را می‌خواند. چفیه خون آلوده‌اش را از دور گردن او باز کرد و بر صورت مهربانش انداخت، و اندوهگین به طرف دیگر دژ رفت، نگاه حاجی که به همدانی افتاد، غم بر اعماق جانش پنجه انداخت. همه نیروها علاقه او را به شهبازی می‌دانستند برای همین قبل از اینکه او سخنی بگوید، گفت: «به نیروها بگو تا آفتاب نزده نمازشان را پشت دژ بخوانند. پس از نماز همه نیروها جلو می‌روند.» همدانی پرسید: «محمود کجاست؟» حاجی به طرف خرمشهر نگاه کرد و گفت:« الحمدا… محاصره خرمشهرکامل شده و بچه‌ها به نهر عرایض رسیده‌اند» دوباره پرسید: «حاجی، محمود کجاست؟» اشک در چشمان حاجی غلطید و صورتش را در میان دستانش پنهان کرد. همدانی خودش را به بالای دژ رسانید. زانوانش سست شد، باور نداشت که سردار دل‌ها با پیکری آغشته به خون بر روی زمین افتاده است. شهادت شهبازی قلب متوسلیان، همت و تمام رزمنده‌‌های لشگر 27 محمد رسول الله راپر از اندوه کرد.

شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام
شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام

وصیت نامه

متن وصیت نامه سردار شهید محمود شهبازی به شرح زیر است:

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه ، یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون………..

……… فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم .

همانا خداوند از مومنان جان‌هاشان و مالشان را خرید و در مقابل برای آن‌ها بهشت را قرار داد و مومنان می‌جنگند و در راه خدا می‌کشند و کشته می‌شوند …

… پس شاد باشید به معامله‌ای که سودا نمودید و اینست آن رستگاری بزرگ .

خداوندا، توفیقی عطا فرما که از جمله کسانی باشیم که خود بشارت به آن‌ها داده‌ای که در این معامله شرکت جویند، و ای کسی که جز تو کس دیگری ندارم، الهی و ربّی من لی غیرک، از تو خواهانم که زندگیم را زندگی محمدی و مردنم را مردن محمدی قرار دهی، “اللهم اجعل محیای محیا محمد(ص) و آل محمد(ص) و مماتی ممات محمد(ص) و آل محمد(ص)”.

وقتی که در زیارت عاشورا می‌خوانیم که “یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه”، ای حسین(ع) من آشتیم با کسانی که با تو آشتیند و در جنگ و ستیزم با کسانی که با شما سر جنگ دارند، چگونه می‌توان در هر زمان کنار گود نشست و دست از یاری فرزندان حسین(ع) که بیش از هزار سال در شکنجه و تبعید به سر می‌بردند فرو بست، مگر می‌شود که مسلمان بود، از رسول اکرم(ص) تبعیت نمود، دوست دار حسین(ع) باشیم. تشیع علوی را برگزیده باشیم. اما روحانیت را کنار گذارده باشیم و بگذریم، ابداً روحانیت با آن مشخصه‌های بارزی که هر زمان داشته از کلینی‌ها گرفته تا خمینی‌ها، هر زمان حافظ اسلام بوده‌اند و ان شاء الله تا انقلاب مهدی(عج) خواهند بود.

در اسناد لانه جاسوسی بخوانید که چقدر آمریکا از ملا می‌ترسد

اولین سفارشی که به عنوان وصیت دارم همین کلمه است روحانیت، آخوند، ملا، طلبه چقدر این کلمه ارزش دارد و معنا، ای همه آن کسانی که سفارشم به گوش و دیده‌تان خواهد رسید مبادا روحانیت را تنها بگذارید. بدانید که تمام تلاش ابر قدرت‌ها در از بین بردن اسلام، روی روحانیت قرار دارد. شاهد این مدعا را در اسناد لانه جاسوسی بخوانید که چقدر امریکا از ملا می‌ترسد، با یک نمود عینی در همین صد سال اخیر ببینید هر جا کوچکترین حرکتی، قیامی، جنبشی شده با رهبری همین روحانیت بوده : قیام سید جمال الدین اسد آبادی، نهضت و جنبش تنباکو، قیام میرزا کوچک خان جنگلی، قیام شیخ محمد خیابانی، نهضتی که میرزای اول در عراق آغاز نمود و با یک فتوا مردم بابیل، استعمار انگلیس را بیرون راندند، نهضت شیخ محمد عبده، نهضت اخوان المسلمین با رهبری حسن البناء و سید قطب، جنبش مشروطیت با رهبری آیت‌الله طباطبایی و بهبهانی و الی آخر، تمامی این‌ها با رهبری روحانیت بوده و وقتی این سخن امام را به یاد می‌آورم که چرا می‌خواهید این قدرت را بشکنید، شکست روحانیت، شکست اسلام به فکر می‌افتم که چرا؟

چرا؟ من خودم امام عزیز و رهبر انقلاب را هم در یک جریانی به نام روحانیت می‌بینم نه مانند آن گروه منحرف که امام را تنها می‌بینند، من استمرار حرکت انبیا را ولایت فقیه می‌دانم و برایم هم مشخص شده که همین جریان روحانیت ادامه دهنده راه اوست و باز به شما برادران و خواهرانم گوشزد می‌کنم که روحانیت را کنار نگذارید.

شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام
شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام

سپاه پاسداران، بازوی مسلح ولایت فقیه و روحانیت/چقدر ابر قدرت‌ها از این سپاه نوپا می‌ترسند

سفارش دوم من در مورد سپاه پاسداران می‌باشد، بازوی مسلح ولایت فقیه و روحانیت، باید سپاه آن چنان شود که پاسداران به عنوان فریضه واجب خدمت نمایند، نه به عنوان شغل، چرا که این دو بازوی ولایت فقیه سپاه و روحانیت شغلی ندارند و نباید سپاهی بودن و روحانی بودن را شغل حساب نمود. چقدر ابر قدرت‌ها از این سپاه نوپا می‌ترسند، چرا که برادر سپاهی به عنوان فریضه وارد سپاه می‌گردد، نه حق مأموریتی می‌خواهد و نه فوق العاده بدی آب و هوا، بلکه هر کجا که سخت‌تر باشد وارد می‌گردد که اجرش عظیم‌تر می‌گردد.

قبلا اگر ترس ما از لیبرال‌ها بود که مبادا خط امام را خدشه دار نمایند، اکنون دیگر لیبرال‌ها به زباله دان تاریخ افتادند و انقلاب سوم هم پیروز شد، منافقینی که در تدارک بودند که پس از حیات امام نهضت را منحرف نمایند زودتر روی آب آمدند و رو در روی ملّت مسلم قرار گرفتند، تلاش تمامی شما باید این باشد که ریشه منافقین بدتر از کفار را برکنید و در این صورت دیگر آمریکا باید تا صد سال بلکه همیشه گورش را گم کند و دست از ایران، دیگر بشوید و منتظر باشد که دیگر ما سراغ او برویم.

پدر و مادرم! از این که زحمات بسیار در تربیت فرزندتان کشیدید، امیدوارم که خداوند اجرتان را افزون‌تر دهد من خود به یاد دارم که قرآن را در دامان مادرم فرا گرفتم و با بیل پدرم رنج‌ها را چشیده‌ام.

پدر جان! تو خودت خوب می‌دانی که دنیا دار فنا است و آخرت مسلماً بهتر است و باقی، که : الدنیا دار الفناء و الآخرة خیر و ابقی.

شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام
شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام

مادر جان! دلم می‌خواهد خودت مرا به خاک بسپاری

مادرجان! سفارشی که به شما دارم در مورد خواهرم است که دلم می‌خواست ایشان بعد از تمام کردن کلاس نهم به قم برود، انشا الله کاری کن که او این عمل را انجام دهد و سفارش عظیم تری که به شما دارم که مادرم، چون خودت فرزند یک روحانی بوده‌ای دلم می‌خواهد که تو مرا به خاک بسپاری و حتی پدرم خاک و گل بر روی قبرم بریزد تا همه بدانند که شما سرشار از شوق هستید و ایمان.

فامیل بداند که باید فرزند بدهند و ابر قدرت‌ها بدانند که با شهید دادن خانواده‌ها حرکت انقلاب تندتر می‌گردد و چرخ‌های آن سریع‌تر. مجلس ختم هم چندان با شکوه نباشد، دوست دارم اگر استادم حاج آقا پرورش فرصت نمودند تقاضا نمایید که در باره قیامت برای شما صحبت نماید.

کتابخانه ای که دارم بعد از اینکه علی آقا پسر خاله‌ام کتابخانه را یک دست نمود (کتاب‌های منحرف را من تنها به عنوان تحقیق آنجا گذاشتم و هدف دیگری در کار نبود این کتاب‌ها را علی آقا پسر خاله‌ام که می‌دانم او هم خط با من بوده، بردارد و در جای مناسب استفاده کند) در اختیار خواهر و برادرم قرار دهند.

خدمت برادرم عباس آقا پس از برگشت سلام برسانید و دلم می‌خواهد که ایشان در سپاه پاسداران خدمت نماید چرا که محیطی قابل رشد برای فرزندان انقلاب است و مسئولیّت خواهر و برادر و فرزندان خواهر و برادرم را بعهده ایشان می‌سپارم. علاقمندم که انشاء الله شما کتاب‌های استاد شهید مطهری را به آن‌ها بیاموزید و خط فکری و سیاسی شهید مظلوم بهشتی را بیان کنید و به آن‌ها یک رشته بنیادین بدهید.پس انداز من از دو سال معلمی که داشتم و مدت زمانی که در سپاه بوده‌ام پیش دائیم می‌باشد از این پس انداز چون چند سالی است که پدر و مادرم به مشهد نرفته‌اند، زیارت مشهد بروند و بقیه را تصمیمش با پدرم می‌باشد.ضمنا موتوری هم در تهران دارم، تصمیم در مورد موتور را هم به عهده حاج آقا پرورش می‌گذارم. وصیت‌های زیادی در زمان‌های مختلف نوشته‌ام این وصیت را کاملتر از بقیه می‌دانم و فقط کافی است همین را عمل نماید.

انتهای پیام/

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام

خاطره از شهید حاج محمود شهبازی دانشجوی مسلمان پیرو خط امام

خاطره از شهید حاج محمود شهبازی   كنار حرم رسول الله محمود آرام و آهسته …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *