مطالب تصادفی
Home / بخش 5) جنگ تحمیلی / 5)10) مقالات و مصاحبه ها پیرامون دفاع مقدس / روایتی جالب از دکتر علی اکبر ولایتی از ترس صدام

روایتی جالب از دکتر علی اکبر ولایتی از ترس صدام

روایتی جالب از ترس صدام

پایگاه اطلاع رسانی دکتر ولایتی:

صدام

صدام

وقتی برای ملاقات باصدام رفتم با من برخورد محترمانه‌ای داشت، حالا بماند که ما از آن جلاد دل خونی داشتیم .هم به خاطر جنایت هایی که کرده بود وهم به خاطر خواهر زاده ام که شهید شده بود. ما این همه شهید داده بودیم و مردم از خودکامگی او صدمه های زیادی خورده بودند،من خودم را در مقابل چنین آدمی می دیدم و بالطبع از رویارویی با او حال خوبی نداشتم.

ظاهر صدام با چیزی که درونش می گذشت متفاوت بود. ظاهرش آرام به نظر می رسید ولی از دیدنش تصویری که در ذهن انسان نقش می بست حاکی توحش و سفاکی هایش بود. صدام مبادی آداب بود.

صدام و خوردن هندوانه که نشانگرروح آشفته و غیر متعادل اوست

صدام و خوردن هندوانه که نشانگرروح آشفته و غیر متعادل اوست

همراه هیئتی سه نفره برای مذاکره با صدام رفته بودیم و درکنار صدام هم چند نفر از مقامات رده بالای حکومت بعث نشسته بودند.افرادی چون حمادی، طارق عزیز، عزت ابراهیم و چند نفر دیگر از اعضای مهم دولت عراق.

بعد از شروع جلسه دیدم در اتاق نیمه باز است و دو نفر گارد مسلح بیرون اتاق ایستاده اند و آماده اند تا در صورت نیاز شلیک کنند.پیش خودم فکر کردم حتما این دو نفر را به خاطر ما گذاشته اند در حالیکه ما دیپلمات بودیم و بمب و اسلحه همراهمان نداشتیم.

به هرحال به این موضوع اعتنا نکردیم تا اینکه نوبت به ملاقات خصوصی رسید.افراد بلند پایه حکومت از اتاق خارج شدند و تنها من ماندم و صدام حسین و مترجم.بادیگاردها هم رفته بودند.با رفتن بادیگاردها معلوم شد صدام از ما نمی ترسد بلکه ترسش از همان سردارها و نزدیکان خودش است.

About سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

One comment

  1. خداوندا بر عذابش بیفزا

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>