تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / گذری بر چگونگی « تدوین نظامنامه انتخابات و تدوین قانون اساسی و متمّم آن » در مجلس شورای ملی اوّل مشروطه – قسمت سوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

گذری بر چگونگی « تدوین نظامنامه انتخابات و تدوین قانون اساسی و متمّم آن » در مجلس شورای ملی اوّل مشروطه – قسمت سوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

سید محمد هاشم پوریزدانپرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست

 

ظهور نظریه مشروطه مشروعه

 امّا پس از پیروزی، با آشكار شدن ماهیت و مبنای غربی تفكر مشروطه‏خواهی و نیز ملاحظه مشروطه‏خواهان وابسته و حمایت‏های بیگانه از مشروطه و مشروطه خواهان، او خواستار تطبیق قوانین مشروطه با اسلام شد. او در جواب كسانی كه وی را طرفدار استبداد  می‏خواندند، می‏گفت: من به هیچ وجه منكر مجلس شورای ملّی نیستم؛ بلكه مدخلیّت خود را در تأسیس این اساس، بیش از همه كس می‏دانم. من [آن‏] مجلس شورای ملّی را می‏خواهم كه اساسش بر اسلامیت باشد و برخلاف شریعت، قانونی نگذارد.

مرحوم شهید شیخ فضل الله نوری قربانی تهاجم غرب و غربزدگان به فرهنگ و تمدن و ع قاید اسلامی
مرحوم شهید شیخ فضل الله نوری قربانی تهاجم غرب و غربزدگان به فرهنگ و تمدن و عقاید اسلامی

متمم قانون اساسی رسماً در 15مهر 1386ه.ش در نخستین سالگرد مجلس به تصویب رسید.

مهمترین اصولی که  علما بخصوص شیخ فضل الله با حمایت علما و مراجع نجف توانست در  متمم قانون اساسی بگنجاند عبارتند از:

 اصل اوّل؛ مذهب رسمی ایران، اسلام و طریقه ی حقه ی جعفریه ی اثنی عشریه است و پادشاه ایران باید بر آن و مروج آن باشد.

 اصل دوّم؛ در هر عصری از اعصار هیأتی که کمتر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهاء  متدین که مطّلع از مقتضیات زمان هم باشند در مجلس حضور داشته باشند تا موادی که در مجلس عنوان می شود را بررسی کرده تا قانونی مخالف شرع اسلام به تصویب نرسد.

 بی تردید اصل دوّم متمم قانون اساسی که با تلاشهای مرحوم شیخ فضل الله و حمایت مراجع نجف به تصویب رسید، شاخص ترین ویژگی دین گرایی در نظام سیاسی مشروطیت بود و این اصل پس از مجادلات فراوان به قانون اساسی اضافه شد. نظر این پنج تن در این زمینه مطاع بود و آنها حق داشتند قوانین مصوب را در صورتی که خلاف اسلام تشخیص دهند، وتو کنند.

اصل دوّم مشروطه همواره خار چشم غرب باوران و مجذوبان تمدن غرب که منافع نامشروع اقتصادی خود را نیز در همکاری با بیگانگان میدیدند[1] و از این راه به آلاف و الوف فراوان نیز رسیدند، بود.

پس از اینکه روحانیون و حجج اسلام اسامی بیست نفر از علما را به مجلس شورای ملّی معرفی میکردند، پنج نفر از میان آنها توسط نمایندگان مجلس مذکور به اتفاق آراء یا به قید قرعه انتخاب می شدند، مورد اعتراض شیخ فضل الله واقع شد.

ایشان تعیین علما را کاری تخصصی و در شأن مراجع و حوزه ها میدانست و این شیوه را که با بازیهای سیاسی و با بازی دادن نمایندگان موجود در مجلس که تعدادی از آنان تربیت شدگان انجمنهای مخفی و بسیاری از آنان اطلاع کافی از مسائل نداشتند، به تصویب رسیده بود، نفی مینمودند و آن را وسیله ای برای اهداف پنهان این گروههای و دسته جات میدانستند که به این وسیله میخواهند زیر بار اسلامی شدن مجلس و مصوبات آن نروند.

به دنبال آن در اعتراض به هدفهای پنهان این عناصر ایشان و یارانشان، سه ماه در شاه عبدالعظیم متحصّن شدند و با نامه نگاری به علمای سراسر کشور و مراجع نجف و هشدار به آنان  از توطئه هایی که غربگرایان مجذوب و مرعوب و وابسته، آنان را آگاه نمودند[2].

متأسفانه فریادهای شیخ فضل‏الله در فضای مسموم و غوغاسالار آن روز و در میان فریادها و شعارهای آزادی خواهی و مساوات طلبی محو شد[3] و در بین توده مرعوب و وحشت‏زده، پذیرش نیافت و بدين گونه، انقلاب که از داشتن رهبري واحد و نيرومند، که بتواند آن را از گرداب بحرانها برهاند و تحرکات سياسي نابهنجار را مهار کند، محروم بود با اختلاف  میان علما از یک سو و ظهور گروههاي جدید الولاده مجذوب غرب و همکار با آن و نیز مدعي رهبري، در تشنّج و تشتّت و بحران  فرو رفت.

به دنبال آشفته نمودن جوّ کشور بوسیله وابستگان روس و انگلیس که در همین سال با هم پیمان مودّت در برابر آلمان بسته بودند و به دنبال ایجاد اختلاف در میان مردم کشور و  مأیوس نمودن آنان از نهضت عدالت طلبی و نهضت استقلال و پیشرفت کشور بودندو با ترور اتابک نخست وزیر و اقدام ناموفق ترور محمد علی شاه، ساختمان مجلس شورای ملّی در روز دوّم تيرماه 1287 شمسي به دستور محمد علي شاه، توسط كلنل (سرهنگ) لياخوف روسي فرماندة قواي قزاق دربار، به توپ بسته و به كلّي ويران شد و نمايندگان آن نيز متفرّق، دستگير، حبس و بعضا اعدام شدند و یکسال دیگر استبداد بر کشور ما حاکم شد.

 با آمادگی مراجع نجف برای بسیج مردم و حرکت به سوی تهران برای نجات مشروطه، کودتای انگلیسی فتح تهران توسط عوامل وابسته به این دولت استعماری اتّفاق می افتد و  پس از آن همه فداكاري توسط ملّت مسلمان ايران، اسعد‌خان‌بختياري، سهامدار شركت نفت انگليس ( آل­احمد، 1380: 73) و محافظ مناطق نفت خیز برای غارت راحت  و بی دردسر آن توسط انگلیس، و محمدولي‌خان‌تنكابني كه در دروازه هاي تبريز با  ستار‌خان و باقر‌خان و يارانش مي جنگيد و دستش به خون بسیاری از مردم آغشته شده بود و به ناگهان توبه نموده و مشروطه طلب شده بود و نيز به همراهی يفرم‌خان‌ارمني، رهبران مشروطه ميگردند. شیخ فضل الله به عنوان مخالف آزادی و مشروطیّت و حامی استبداد! و به تعبیر جلال آل‏احمد، به عنوان « مدافع کلیّت تشیّع اسلامی» بالای دار میرود ( آل­احمد، 1380: 67)  و آيت‌الله‌بهبهاني ترور و به شهادت مي رسد و آیت الله طباطبائی خانه نشین میگردد و ستار‌خان و یارانش خلع سلاح و او مجروح میگردد و آیت الله خراسانی که برای نجات مشروطه فراخوان داده بود و آماده حرکت به سوی ایران برای نجات مشروطه بود، در شب همان روزی که قرار بود به سوی ایران حرکت کند، توسط عوامل نفوذی که در اطراف ایشان و در نجف و حوزة آن کم هم نبودند، مسموم و فوت نمودند و عين‌الدوله نخست وزير استبداد، به نخست وزيري مشروطه رسید و مستبدان و روشنفکران وابسته و مجذوب استعمار نیز  به دنبال آن بر سر کار آمدند و در زیر پوشش مشروطه و آزادی و لیبرالیسم و مدرنیزاسیون، پایه های استعمار را در کشور ما محکم و هویّت و دین و فرهنگ و عزّت و شرافت ملّت ایران را سرکوب نمودند و اصل دوّم متمم نیز برای همیشه مسکوت ماند.

نتیجه مشروطه برای ملت مسلمان ایران! به دار رفتن مرحوم شیخ فضل الله نوری بعنوان نماینده کلیت تشیع اسلامی و نماد سنتها و آئین و فرهنگ ایران اسلامی که مورد تنفر غرب باوران و غربزدگان و غب باوران
نتیجه مشروطه برای ملت مسلمان ایران! به دار رفتن مرحوم شیخ فضل الله نوری بعنوان نماینده کلیت تشیع اسلامی و نماد سنتها و آئین و فرهنگ ایران اسلامی که مورد تنفر غرب باوران و غربزدگان و غرب باوران بود

شاید نامه دو مرجع بزرگوار آیات عظام خراسانی و مازندرانی که در نجف حامی مشروطه بودند و بسیج مردم با فتاوای ایندو مرجع ممکن شد واضح ترین سند در نشان دادن آنچه در مشروطه اتفاق افتاد، باشد. این نامه پس از فتح تهران به دست اسعد خان بختیاری و محمد ولی خان تنکابنی و خلع ید از محمد علی شاه برای عضد الملک نایب السلطنه در 29 جمادی الثانی 1328 نوشته شده است:

… البته بدیهی است که تمام زحمات و مجاهدات علماء و امراء و سرداران عظام ملّی و مجاهدین دین پرست وطن خواه و طبقات ملّت ایران در استقرار اساس قویم مشروطیت و این همه بذل نفوس و اموال در تحصیل این سرمایه سعادت، برای حفظ دین و احیای وطن اسلامی و آبادانی مملکت و ترقی ملّت و اجرای احکام و قوانین مذهب و سد ابواب حیف و میل در مالیه و صرف آن در قوای نظامیه و سایر مصالح مملکتی و قطع مواد تعدّی و تحمیل چند نفر نفس پرست خود خواه خود رأی بود، نه از برای این که به جای اشخاص آن اداره استبدادیه، که هر چه بود، باز لفظ دین و مذهبی بر زبان داشت، یک اداره استبدادیه دیگری از مواد فاسده مملکت به اسم مشروطیت و یا  طرفداری کارکنان و نحو ذالک، همدست شوند و همدیگر را در جمیع ادارات داخل و به جای تشکیل قوای حربیه نظامی که اهم تکالیف فوریّه و مایه نجات مملکت از مهالک و قطع تشبّثات اجانب است، به تکثیر ادارات مضره و توسیع دوائر مفسده و صرف مالیه مملکت در این مصارف بپردازند. معاشهای خطیره از مال ملّت  مظلومه در باره همدیگر بر قرار و در عوض اجرای تمدن اسلامی که به اتفاق تمام عقلای عالم وسیله منحصره حفظ این مملکت و جامعه وحید این ملّت است، علنا به ضدیت مذهب و اعلام جامعه ملّیت همت گمارند و در هتک نوامیس دینیه و اشاعه منکرات اسلامیه از بذل مجهود فرو گذاری نکنند(موسسه مطالعات تاریخ ایران،1380: 241 تا 244 ،  صلاحی،1384: 118).

نمایندگان مشروطه در حیاط مجلس - عکس یادگاری
نمایندگان مشروطه در حیاط مجلس – عکس یادگاری

منابع:

1- روزنامه صوراسرافيل، ش 21، 18 ذيحجه 1325

2– انتشارات کیهان ، نیمه پنهان،جلد یازدهم، 1381

3- مذاکرات مجلس شوراي ملي، دوره اوّل، جلسه سه شنبه 25 صفر 1325،

4 آبادیان، حسین ، بحران مشروطیت در‌ ایران،، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، جلد دوّم، 1385

5- احتشام السلطنه، خاطرات احتشام السلنه، به کوشش سید مهدی موسوی، چاپ دوّم، تهران، انتشارات زوار، 1367

6- قلی­خان هدایت(مخبرالسلطنه)، میرزامهدی گزارش ایران« قاجاریه و مشروطیت»، چاپ دوّم، تهران، نشر نقره 1363

7روزنامه مساوات، ش 21، 2 ربيع الاول 1326 .

8– مامونتف؛ ن.پ؛، خاطراتحکومت تزار و محمدعلی شاه، خاطرات بمباران مجلس­شورای­ملی در سال 1326هجری قمری، ترجمه‌ی‌ شرف الدین قهرمانی، باهتمام همایون شهیدی، تهران،: اشکان،1363

9-. نوری، فضل‌الله، رساله حرمت مشروطه، رسائل مشروطیت (کتاب اول)، به کوشش غلامحسین زرگری‌نژاد، تهران، ۱۳۷۴

10– صلاحی، سهراب، ایران و دو جنبش در نیم قرن، سازمان بسیج اساتید 1384

11- مدنی، سید جلال الدین، ، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی‌ ایران، جلد دوّم دفتر انتشارات اسلامی 1385

12- موسسه مطالعات تاریخ ایران ویژه نامه مشروطیت، تهران،  سال سوم، شماره10

13- احمد کسروی، تاریخ مشروطه‌ ایران،، انتشارات امیر کبیر، چاپ شانزدهم، جلد اوّل، 1357

14- رحیمی، مصطفی ، قانون‌اساسی و اصول دموکراسی، امير كبيرچاپ سوم1357

15– آجدانی، لطف الله روشنفکران ایران در عصر مشروطیت، ، چاپ دوّم،1387

16- جعفریان، رسول ، مقالات تاریخی، دفتر ششم،، انتشارات دلیل چاپ اوّل 1379

17- مجله یغما، سال چهارم، شماره 5، ، شماره 157،  مرداد 1340

18– مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، در مشروطه چه گذشت؟ جلد دوّم 1388

19- انصاری، مهدی شیخ فضل الله نوری و مشروطیّت( رویارویی دو اندیشه)، ، انتشارات امیر کبیر،1376 چاپ اوّل،

21– ترکمان، محمد ، رسائل، اعلامیه ها، مکتوبات شیخ شهید فضل­الله نوری، جلد اول، به کوشش، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1362

22– آل احمد، جلال غرب زدگی،، چاپ هفتم، انتشارات فردوس، 1380

23- ناظم الاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان،، به کوشش علی اکبرسعیدی سیرجانی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران (با همکاری انتشارات آگاه و نوح)، 1357

24– میرزاصالح – غلامحسین ، خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی (سرگذشت زندگانی من) کویر تهران ۱۳۸۰

25– سیّد حسن تقی­زاده، مقالات تقی زاده، زیر نظرایرج افشار، (تهران، شرکت سهامی افست ،، ج 5 (تاريخ، اجتماع، سياست)، 1349

25- تقی زاده، حسن، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،نشر فردوس 1379

26-  صفایی، ابراهیم، اسناد مشروطه، تهران، نشر بابک، 1355،

(تقی­زاده،1376: )


[1] – رهبر فکری روشنفکران غرب و شرق گرای ایرانی میرزا ملکم خان ارمنی است. آنان در کتب و نشریات خود با شور و شعف از « روزنامه قانون»  او که ظاهرا تنها 41 شماره آن چاپ و از لندن به ایران فرستاده میشد، نام میبرند و مشروطیت را فرزند او میخوانند و به سختی از افکار و اندیشه های او تأثیر پذیرفته اند. او در سمت وزیر مختار ایران در لندن قرار داد «رویتر» را  و نیز قرارداد « لاتاری» را امضا نمود و از این راه به  منافع زیادی دست یافت. فساد مالی و گرفتن رشوه و زد و بندهای گوناگون او موجب شد، در یک محاکمه در لندن در رابطه با شارلاتان بازی او در رابطه با فروش قرارداد لاتاری پس از  لغو آن توسط ناصرالدین شاه، به دنبال اعتراض ملا علی کنی عالم بزرگ تهران، توسط قاضی دادگاه به او لقب«بی شرافت» داده شود.

[2] –  مرحوم شهید شیخ فضل الله نوری در یکی از مکتوبات خود چنین بیان داشته است: ای مسلمانان کدام عالم است که میگوید مجلسی که تخفیف ظلم  نماید و اجرای احکام اسلام نماید بد است و نباید باشد. تمام کلمات راجع است به چند نفر لامذهب بی دین آزادی طلب که احکام شریعت قیدی است برای آنها و میخواهند نگذارند این مجلس مقید بشود به احکام اسلام و اجرای آن. هر روزی به بهانه ای القای شبهات میکنند (ترکمان،1362: 341).

[3] – جملاتی از شیخ هنگامی که او را به سوی چوبه دار میبردند جالب توجه است: خدایا تو خودت شاهدی که من آنچه را که باید بگویم به این مردم گفتم. خدایا تو خودت شاهد باش که من برای این مردم به قرآن تو قسم یاد کردم. گفتند: قوطی سیگارش بود. خدایا خود شاهد باش در این دم آخر باز هم به این مردم میگویم که مؤسسین این اساس لا مذهبین هستند که مردم را فریب داده اند. این اساس مخالف اسلام است…. محاکمه من و شما بماند پیش پیامبر… (مدنی،1385: 204)

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

کربلای حسینی مرقد سالار شهیدان

سید محمد هاشم پوریزدانپرست سفرنامه مصور کربلا و عتبات عالیات

                              …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *