تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / گذری بر چگونگی « تدوین نظامنامه انتخابات و تدوین قانون اساسی و متمّم آن » در مجلس شورای ملی اوّل مشروطه – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

گذری بر چگونگی « تدوین نظامنامه انتخابات و تدوین قانون اساسی و متمّم آن » در مجلس شورای ملی اوّل مشروطه – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

سید محمد هاشم پویزدانپرست

سید محمد هاشم پویزدانپرست

نوشتن آئین نامه داخلی مجلس

مجلس اوّل که در ۱۷ شعبان ۱۳۲۴مصادف با چهاردهم مهر ۱۲۸۵ گشایش یافته بود و در واقع عملا نقش مجلس مؤسسان را بر عهده داشت، یازده روز بعد، یعنی در ۲۹ شعبان برابر با ۲۶ مهر « نظامنامه تکالیف داخلی وکلا و مبعوثان» را که بوسیله هیئت منتخب همین مجلس تنظیم شده بود، با اکثریت آراء تصویب کرد. این نظامنامه یا آئیننامه داخلی شامل پانزده فصل و هشتاد و نه ماده و یک خاتمه بود که مقررات داخلی و نحوه اداره و نظم جلسات مجلس، حدود و حقوق و وظایف نمایندگان، تشکیل کمیسیونهای تحقیق، ترتیب مذاکرات، رسیدگی به لوایح و طرحها و شکایات، نحوه رأی گیری، استیضاح وزیران و غیره، به تفصیل و با دقت در آن آمده بود.

تدوین قانون اساسی

در همین جلسه فوق الذکر بود که صدراعظم قول داد که تا دو روز دیگر قانون اساسی  تنظیم شده از جانب دولت را به مجلس بیاورد تا پس از آن که مجلس آن را تصویب کرد مجددا برای صحه شاه تقدیم او شود.  امّا وقتی در اوّل ماه رمضان، برابر با ۲۸ مهر، «کتابچه قانون اساسی» به مجلس ارسال شد چون مواد آن به نظر نمایندگان  در تأیید استبداد بود و حقوق ملّت در آن مطرح نشده بود،  مورد قبول واقع نگردید و عودت داده شد و وکلا خود به تدوین قانون اساسی پرداختند.

تدوین کنندگان قانون اساسی

در فاصله روزهای اوّل تا پنجم رمضان ۱۳۲۴ (۲۸ مهر تا  ۲ آبان ۱۲۸۵) کمیسیونی وابسته به مجلس موفق به تنظیم یک قانون یا « نظامنامه اساسی» میشوند. ابتدائا پیش نویس طرح تنظیم قانون توسط حسن پیرنیا مشیرالملک و برادرش حسین پیرنیا موتمن الملک، فرزندان میرزا نصرالله خان نائینی مشیرالدوله صدر اعظم و با همیاری سعد الدوله، در ۵۱ ماده نوشته شد.

 سعدالدوله برای کمک به تدوین قانون اساسی مشروطه چند جلد کتاب قانون از پارلمان انگلیس (انصاری، ۱۳۷۶: ۱۵۷)  و یک نسخه از قانون اساسی بلژیک به دست آورد و در اختیار هیأت مزبور قرار داد و آنها مشغول تدوین قانون اساسی شدند (تقی­زاده،۱۳۷۶ ج ۵: ۹۱ ، انصاری، ۱۳۷۶: ۱۵۷)  .

دیگهای پلو در سفارت انگلیس  دیگهایی که روزی هزاران نفر از آن غذا میخوردند و  در حقیقت تفکرات مورد نظر امپراطوری انگلیس را از آن تناول میکردند.
دیگهای پلو در سفارت انگلیس دیگهایی که روزی هزاران نفر از آن غذا میخوردند و در حقیقت تفکرات مورد نظر امپراطوری انگلیس را از آن تناول میکردند.

منابع قانون اساسی

 پس از پیشنهاد این قانون به مجلس هیأتی شامل سعد الدوله و حسن تقی زاده و مشار الملک و حاجی امین الضرب و نصرت الله اخوی و مستشار الدوله با استفاده از قانون اساسی بلژیک و تا حدی قانون اساسی فرانسه و توجه به قوانین کشورهای بالکان  بخصوص بلغارستان با عجله و شتاب‌زدگی به تدوین قانون اساسی و رفع نقایص سابق آن که مورد اعتراض قرار گرفته بود، پرداختند (رحیمی،۱۳۵۷: ۱۵۷)   . تهیه کنندگان آن کاملاً تحت تأثیر اوضاع سیاسی و گرایش‌های غربگرایانه زمان خود و متأثر از اراده گردانندگان لژهای فراماسونری بودند.

 در این قانون ظاهرا اصولی نیز متناسب با شرایط اجتماعی و تاریخی و مذهبی ایران طراحی شد. لکن به سبک قانون اساسی فرانسه اصل بر جدایی دین از سیاست و عدم حاکمیّت روحانیت در امور کشور بود.

 البته نظارت علما بر قانون اساسی از آغاز تشکیل مجلس وجود داشت و سه رهبر روحانی مشروطه به عنوان سه مجتهد به اصطلاح طراز اوّل در مجلس حاضر می شدند و بر امور نظارت می کردند. امّا این امر به صورت رسمی و اصلی ثابت نبود و اصولاً در قانون مشروطیت جز نمایندگان مردم هیچ فردی، حتی رهبران نهضت، حق امتیاز خاصی نداشت!

نتیجه مشروطه برای ملت مسلمان ایران! به دار رفتن مرحوم شیخ فضل الله نوری بعنوان نماینده کلیت تشیع اسلامی و نماد سنتها و آئین و فرهنگ ایران اسلامی که مورد تنفر غرب باوران و غربزدگان و غب باوران
نتیجه مشروطه برای ملت مسلمان ایران! به دار رفتن مرحوم شیخ فضل الله نوری بعنوان نماینده کلیت تشیع اسلامی و نماد سنتها و آئین و فرهنگ ایران اسلامی که مورد تنفر غرب باوران و غربزدگان و غرب باوران بود

تصویب قانون اساسی( نظامنامه اساسی)

پس از تصویب مجلس، این قانون بوسیله صنیع الدوله، رئیس مجلس، به منظور صحه شاه برای صدراعظم فرستاده میشود.

از اوّل ماه رمضان تا ۱۴ ذیقعده برابر با ۸ دی ، که سرانجام متن نهائی قانون اساسی، یا به اصطلاح آن زمان « نظامنامه اساسی»، به صحه مظفرالدین شاه و محمدعلی میرزا ولیعهد که مجلس خواسته بود از تبریز برای آن به تهران احضار شود، میرسد و مشیرالدوله صدراعظم آن را در اختیار مجلس میگذارد، بیش از دو ماه و نیم میگذرد که با درگیری و کشمکشهای شدید میان مجلس از یکسو و دربار و دولت از سوی دیگر همراه است.

بالاخره در روز پنجشنبه ۱۱ ذیقعده پنجم دی ماه هیئتی مرکب از سه نفر از دولتیان با قانون اساسی در مجلس حضور مییابند و مجلس پس از هفت ساعت بحث و گفتگو در باره ۱۰ ایراد وارد شده به آن، متن نهائی به اصطلاح تصفیه و تسویه شده « نظامنامه اساسی» را در ۵۱ اصل به تصویب میرساند و برای صحه شاه ارسال میدارد. این متن سه روز بعد در ۱۴ ذیقعده ۱۳۲۴ برابر با ۸ دی ۱۲۸۵، پس از امضای شاه  به مجلس باز گردانده میشود.

ده روز پس از امضای این قانون، مظفرالدین شاه در ۱۸ دی ۱۲۸۵، در سن ۵۴ سالگی درمیگذرد و پسرش محمدعلی میرزا به قدرت میرسید.

متمم قانون اساسی مشروطه

قانون اساسی تهیه شده به دلیل پرداختن اکثر ۵۱ ماده آن به طرز کار مجلس شورای ملی و مجلس سنا ، به « نظامنامه» مشهور بود. امّا به دلیل آنکه این قانون بعد از موفقیت مشروطه‌خواهان در گرفتن فرمان مشروطه و با عجله تهیه شده بود و در آن از حقوق ملت و سایر ترتیبات مربوط به رابطه اختیارات حکومت و حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی ملت ایران یعنی از اساسی ترین موادی که در قانون اساسی کشورهای دموکرات چون فرانسه، انگلیس، بلژیک و کشورهای متحده امریکای شمالی و امثال آنها گنجانیده شده بود، ذکری به میان نیامده بود و از جهات انطباق آن با شرع نیز ابهامات فراوانی در آن وجود داشت و نیازمند بازنگری و دگرگونی‌های اساسی بود، برای آن « متمم » تهیه شد و این تغییرات با تصویب متن متمم قانون اساسی در سال ۱۲۸۶ ش انجام پذیرفت.

 

نمایندگان مشروطه در حیاط مجلس - عکس یادگاری
نمایندگان مشروطه در حیاط مجلس – عکس یادگاری

شروع اختلافات در مجلس اوّل

پیش از سیزدهم اردیبهشت( ۲۰ ربیع الاول) که مشیرالدوله عزل و اتابک[۱] بر سر کار آمد و نیز همزمان با صدارت او، مسئله مهم تدوین متمم قانون اساسی هم در دستور کار نمایندگان قرار گرفت. نوشتن این متمم به سرعت و سهولت نوشتن قانون اساسی انجام نمی گرفت؛ زیرا قانون اساسی کلیاتی را در بر می گرفت که توافق بر سر آنها آسان تر بود و حاکمیت استبداد موجب این بود که برای سقوط آن و رسیدن به پیروزی اختلافات فکری و سلیقه ای  تا حدودی کنار گذاشته شود .

اصولا تدوین متمم، خود ناشی از ضعفها و کمبودها و ابهامات قانون اساسی و حوادثی که در چند ماهه پس از پیروزی بوقوع پیوست و سوء استفاده ای که از فضای به هم ریخته  اجتماعی و سیاسی وبی بند و باری قلم . بیان و بعض رفتارهای ناشایست اخلاقی در زیر پوشش مشروطه و آزادی و مساوات گردید، میبود.

متمم در پی روشن ساختن موارد و مصداقهای دقیق تر و صریح تر قانون اساسی بود و این خود، امری بود که موجب اختلاف و بروز افکار و عقاید گوناگون میشد.

جناح روشنفکر مجذوب غرب[۲] که در دوران به هم ریخته سلطنت مظفرالدین شاه که به علّت مریضی از اداه امور کشور عاجز مانده بود، از طریق گسترش انجمنهای مخفی و تأسیس روزنامه ها و تأسیس مدارس جدید، توسط بعض اعضای این انجمنها و نیز توسط مدارس دولتهای خارجی موجود در ایران[۳] توانسته بود به گسترش افکار خود و جذب نیرو بپردازند در پی آن بودند تا مواضع و افکار خود را  منافقانه و به نام دین و در پوشش توافق دین با آن افکار[۴] در مواد متمم صورت قانونی ببخشند و مشروطه را که تا پایان مرحله اوّل آن[۵] ، همه هدف‏ها، انگیزه‏ها و شعارهایش، حول محور «عدالت‏خانه» و «اجرای احکام و قوانین اسلامی» دور می‏زد و از مفهوم عدالت‏خواهی اسلامی[۶] مایه می‏گرفت؛ را به یک مشروطه غربی، با مبانی اومانیستی و در حقیقت ضد دینی و حداقل غیر دینی تبدیل نمایند[۷] و این موضوع موجب رویاروئیهای شدید میان این جناح و علمایی که رهبری نهضت را به عهده داشتند، گردید و به همین علّت، نوشتن متمم به امری پر سر و صدا و موجب اختلاف، تبدیل گردید[۸].

در این میان این جناح مجذوب و همکار و همفکر با دولتهای بیگانه، با توجه به جوّ دینی جامعه سعی مینمود با نفاق و دو رویی و موضع گرفتن  در پشت سر علما و رهبران مشروطه و ایجاد اختلاف بین آنان و شانتاژهای تبلیغی و تهدید و ارعاب به جلوگیری از اهداف اسلامی نهضت بپردازد و در این راستا تشکّلهای هوادار خود را در شهرهای مختلف وادار می ساخت تا با ارسال تلگرافهای متعدد خواهان تسریع در تصویب متمم بشوند.

 بی اعتمادی نسبت به مشروطه خواهی محمدعلی شاه نیز زمینه را برای پذیرش این تحریکات بیش از پیش فراهم میساخت.

عرصه رقابت سیاسی در سطح جامعه بسیار آشفته و نا بهنجار و بی حساب و کتاب و وسیله تشکیک در مقدسات دینی و اهانت و تهمت و هتک حرمت افراد و شخصیتها شده بود.

از فردای پیروزی نهضت، شبنامه نویسی گسترش یافت و به این وسیله آبرو و حیثیت رقبا و حتی رهبران مشروطه به راحتی زیر سوال میرفت و به قول کسروی «شبنامه نویسی رواج بی­اندازه میداشت که صدها کسان به آن میپرداختند و آنچه از خشک و تر میدانستند به روی کاغذ آورده وپراکنده میساختند» (کسروی،۱۳۵۷: ۲۶۵) [۹]. بدین وسیله هر کس در مورد هر کس و هر چیز حتی مقدسات، هر چه میخواست می نوشت و آنچه خود از مشروطه و حتی از دین فهمیده بود و یا انجمنهای مخفی به خورد او داده بودند، را بیان میداشت و انجمنهای مخفی نیز از این وسیله برای متهم کردن و بدنام کردن رقبای خود به خوبی سود میبردند و حیثیت آنان را در انظار مردم میآلودند.

 پس از شبنامه نویسی، نوبت انجمن سازی رسید و هر گروهی برای خود انجمنی بر پا میساخت. مشروطه که برای ستردن این گونه جداییها و دسته بندیها میبود، اینان همان را دستاویز گرفته دسته بندی میکردند (کسروی،۱۳۵۷: ۲۶۵).

این وضع نه تنها محمدعلی شاه را نگران کرده بود، بلکه آیت الله سید محمّد طباطبایی، رهبر مشروطه خواهان که به همدلی با منورالفکران نیز شناخته شده بود را نیز به اندازه او نگران می کرد.

 ایشان خطاب به  محمدعلی شاه بیان میدارد:

خیلی از مجلس تبریز شکایت دارند. اگر این طور باشد مملکت هرج و مرج خواهد شد. مجلس شورا یکی بیشتر نیست. آنها نمی دانم چه می گویند. این وضع تبریز اسباب اغتشاش شده (کسروی،۱۳۵۷: ۱۹۸)

آیت الله طباطبایی همچنین در یکی از جلسه های مجلس اظهار داشت:

این انجمنهای متعدده اسباب اغتشاش شده و اهمّ مطالب، ملاحظه این امورات است که رفع اغتشاشات بشود. این شهر با وجود بی نظمی که دارد در هرگوشه مجلسی تشکیل داده اند و امر به معروف را دستاویز کرده بدتر اسباب بی نظمی و اغتشاش می شوند. غرض، چاره این کار را نمایید. اگر این وضع باشد همه مملکت به هم خواهد خورد.[۱۰]

اینها حرکاتی خود سرانه نبودند، بلکه از سوی عده ای از نمایندگان مجلس، انجمنهای آشکار و مخفی و تشکلهای سیاسی و روزنامه هایی که برای بیان مواضع و مقاصد خود داشتند، رهنمود می گرفتند[۱۱] و بدین وسیله در گسترش هتاکیها در سطح جامعه می افزودند و آشفتگی و بحران را شدت می بخشیدند.

نگاهی به نمونه هایی از اظهار نظرها در این رابطه جالب توجه و روشنگر اوضاع میباشد:

– متنفذین مجلس زبان را آزاد میخواستند ولو یاوه گویی و هرزه درایی و این مصلحت نبود[۱۲] (قلی­خان هدایت(مخبرالسلطنه،۱۳۶۳: ۱۸۹، آجدانی، ۱۳۸۷: ۱۵۵).

حسن تقی زاده مظهر وابستگی فکری و سیاسی و اقتصادی به بیگانه که روزی در لباس روحانی نیز بود و امضای او پای قرار داد ننگین تجدید دارسی بعنوان وزیر اقتصاد دیده میشود. او در نو جوانی در مدرسه آمریکایی در تبریز درس خوانده بود.
حسن تقی زاده مظهر وابستگی فکری و سیاسی و اقتصادی به بیگانه که روزی در لباس روحانی نیز بود و امضای او پای قرار داد ننگین تجدید دارسی بعنوان وزیر اقتصاد دیده میشود. او در نو جوانی در مدرسه آمریکایی در تبریز درس خوانده بود.

– احتشام السلطنه رئیس مجلس نیز چنین بیان داشته است:

 به هزار اسم انجمن تشکیل یافته و هر کس از هر جا وامانده و دست از کار کشیده بود، مشروطه طلب و تعزیه گردان شده و مجلس را با خود به این طرف و آن طرف می­کشید.(احتشام السلطنه،۱۳۶۷: ۵۹۳، آجدانی، ۱۳۸۷: ۱۵۶)

– کسروی نیز چنین بیان داشته است:

 آزادیخواهان در آن خواست خود که کوشیدن به پیشرفت کشور و توده باشد راه روشنی در پیش نمیداشتند و هر گامی را به پیروی از اروپا بر میداشتند. فلان چیز در اروپا هست ما نیز باید داشته باشیم. این بود عنوان کارهای ایشان. این هم اگر از روی بینش بودی باز زیان کم داشتی. افسوس که چنین نمیبود و یک چیزهایی را از روزنامه ها و از کتابها و روزنامه های اروپایی برداشته و فهمیده نا فهمیده می نوشتند و چیزهایی را هم اروپا رفتگان از رویه زندگانی اروپائیان یاد گرفته در بازگشت به ارمغان می آوردند و  اینها یک آشفتگی بزرگی در کار پدید آورد و سرانجام به اروپائیگری رسید(کسروی،۱۳۵۷: ۲۴۸).

– انبوهی از آزادیخواهان وظیفه ای برای خود جز بدگویی از محمد علی میرزا و گله و ناله از خود کامگی نمیشناختند و هر کس هرچه بد گویی بیشتر میکرد و از پرده دری هم باز نمی ایستاد این را نشان بیشی آزادیخواهی خود میپنداشت (کسروی،۱۳۵۷: ۲۶۲).

تدوین متمم قانون اساسی

تدوین متمم قانون اساسی در چنین فضایی انجام می گرفت و آشکار شدن ماهیت و مبنای غربی تفکر مشروطه خواهی و نیز ملاحظه مشروطه خواهان وابسته و حمایت بیگانگان از این نوع مشروطه و مشروطه خواهی، در جهت گیری علمای دینی و گروههای سیاسی درباره مواد متمم نقش بسزایی داشت.

علمای دینی که سکولاریسم و غربگرایی و نیز لاابالیگری حاکم بر اندیشه برخی از گروهها و جریانات و انجمنها را که در چند ماه پس از پیروزی به تدریح افکار و اهداف خود را آشکار ساخته بودند، برای فرهنگ و اعتقادات ملّت مسلمان ایران و اهداف اوّلیه نهضت که گسترش عدالت و رواج  و حاکمیت قوانین شریعت بود، ویرانگر می دانستند و دریافتند که آنان ممکن است اهداف خود را در مواد متمم بگنجانند و با قانونی ساختن و رسمیت دادن به خواسته های خود، نهضت را از مسیر و اهداف اوّلیه اش منحرف سازند، لذا در پی آن بودند تا برای جلوگیری از چنین تهدیدهایی، پیش بینیها و محکم کاریهای لازم را در متمم قانون اساسی به عمل آورند[۱۳].

موضعگیریها و تأملات آیت الله شیخ فضل الله نوری در چنین بستری و به چنین دلایلی در این برهه انجام گرفت و تدوین مواد متمم قانون اساسی به یکی از مهم ترین عرصه های رویارویی دیدگاهها و در نتیجه به یکی از بنیادی ترین بحرانهای درون مشروطیت انجامید.

به نظر شیخ فضل‏الله نوری، مشروطیت و لوازم آن، چون ناشی از روح مدنیت غربی بود، اساس نظم سنتی جامعه را به هم می‏زد و آن را چیزی  شبیه  «بدعت» در جامعه اسلامی محسوب مینمود.

شیخ فضل‏الله نوری معتقد بود که در قانون اساسی ، مطالب زیادی مخالف حکم صریح اسلام وجود دارد. از این نظر، معتقد بود که محال است کشور اسلامی با قانون اساسی مشروطه اداره شود و ناگزیر پس از مدتی باید اسلام را حذف کنند تا قابلیت اجرا پیدا کند و این چیزی بود که «مشروطه‏طلبان» نیز  همواره می‏گفتند و آن این که:

 «ممکن نیست مشروطه منطبق شود با قواعد الهیه و اسلامیه و با این تصحیحات و تطبیقات، دول خارجه ما را به عنوان مشروطه نخواهد شناخت[۱۴]».

کسروی نیز در باره بعض روحانیونی که در تبریز محرکین و مشوقین مردم برای حمایت از مشروطه بودند بیان داشته است:

« اینان سخن از قانون، و از برابری و از همدستی و مانند اینها راندندی و نویدها به مردم در باره آینده دادنددی و بیشتر برای گفته های خود گواه از قرآن و حدیث آوردندی و معنی مشروطه و نتیجه های آن را بدانسان که اروپائیان میشناختند کمتر میدانستند(کسروی، جلد۱،۱۳۵۷: ۲۳۴)

مرحوم شهید شیخ فضل الله نوری قربانی تهاجم غرب و غربزدگان به فرهنگ و تمدن و ع قاید اسلامی
مرحوم شهید شیخ فضل الله نوری قربانی تهاجم غرب و غربزدگان به فرهنگ و تمدن و عقاید اسلامی

شیخ فضل‏الله این امر را که مجلس بتواند صرفاً به استناد رأی اکثریت، حتی بر خلاف قوانین و احکام شرعی، قانون وضع نماید، مردود می‏دانست و متقابلاً موافقت خود را با مجلسی که با رعایت احکام اسلام، قانون وضع نماید، اعلام داشته، در یکی از بیانات خویش، موضع و مقصود خود را چنین اعلام می‏دارد:

« … ایها الناس! من به هیچ وجه، منکر مجلس شورای ملّی نیستم … صریحاً می‏گویم که من آن مجلس شورای ملّی را می‏خواهم که عموم مسلمانان آن را می‏خواهند؛ به این معنی که البته عموم مسلمانان مجلسی می‏خواهند که اساسش بر اسلامیت باشد و بر خلاف قرآن و بر خلاف شریعت محمدی و بر خلاف مذهب مقدس جعفری، قانونی نگذارد» ( ترکمان، ۱۳۶۲: ۲۸۵ ، انصاری، ۱۳۷۶:  ۱۹۷).

   ایشان تلاش کرد که با حضور در مجلس و کمیسیون‏های آن، جلوی انحراف را بگیرد و مشروطه را مقید به شرع و نظارت «هیئت طراز اوّل» نماید و بر همین اساس بود که با همکاری برخی از عالمان و مراجع، اصل دوّم متمم قانون اساسی را تهیه کرد و با زحمت فراوان به تصویب رساند تا همه مصوبات مجلس در همه اعصار، با تأیید و نظارت این هیئت که ۵ نفر از علمای طراز اوّل بودند، جنبه قانونی پیدا کند[۱۵].

او می‏گفت:

«اگر بنای مشروطه بر حفظ دولت اسلام بود، چرا یک عضوی از روس پول می‏گرفت و دیگری‏از انگلیس؟ »

یا بیان میداشت: «اسلام دنیا را به عدل و شورا گرفت؛ آیا چه افتاده است که امروز باید دستور عدل ما از پاریس برسد و نسخه شورای ما از انگلیس بیاید»؟

سید محمد هاشم پوریزدان پرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست

[۱] کسروی نکته جالبی را در رابطه با نفوذ میرزا ملکم خان اولین مؤسس لژ فراماسونری در ایران و نیز طالبوف، در میان مشروطه خواهان بیان داشته است: اتابک همانا به جنبش توده ارج بسیاری نمی نهاد…و آنگاه چنانکه سپس دانسته شد در ایران و در خود مجلس، هواداران بسیار میداشت و پشتش به اینان گرم میبود. با اینحال به زمینه چینیهایی نیز برخاست. بدین سان که میرزا ملکم خان را که در میان مشروطه خواهان جایگاهی میداشت و خود این زمان بسیار پیر شده و دور از ایران در اروپا میزیست، دید و او را فریفته، نامه ای در باره خود برای سعد الدوله گرفت و همچنین طالبوف را که نیز میان آزادیخواهان ارجمند میبود ولی او خود با اینان دلسردی مینمود دید و از او هم سفارشنامه ای برای سعدالدوله به دست آورد. (کسروی،۱۳۵۷: ۲۵۲)

[۲] – به طور مثال حسن تقی زاده که در مجلس اول ظاهراً نماینده تبریز بود جریان تحصن در سفارت انگلیس و نیز کنسولگریهای آن در سایر شهرها را چنین تعریف نموده است: « … این بود که اهالی پایتخت و سایر بلدان، بعد از مقاومتهایی که خودشان با استبداد کردند، بالاخره مجبور شدند که خودشان را به سفارت خانه و قنسولگری های انگلیس، یعنی یک قطعه خاک آزاد! کشانده و در آنجا « سنگ حرّیت ایران را گذاشتند. دولت انگلیس هم که موافق معهود، آزادی دوست بود و آن وقت هم حکومت در دست آزادی طلبان بود، به این حرکت انقلابیِ حریّت پرستانه در ایران هر نوع « کمک معنوی» و « پناه روحانی» داده، ملّت ایران را که از صد سال به این طرف مجذوب محبّت خود نموده بود، الحق، ممنون « منّت تاریخی» خود کرده و مشروطیّت و پارلمان ایران را « فرزند روحانی!» خود قرارداد.( اوراق تازه یاب مشروطیّت و نقش تقّی زاده، به کوشش ایرج افشار، ص ۱۰۳   (جعفریان،۱۳۷۹: ۹۶)

حسن تقی زاده مظهر وابستگی فکری و سیاسی و اقتصادی به بیگانه که روزی در لباس روحانی نیز بود و امضای او پای قرار داد ننگین تجدید دارسی بعنوان وزیر اقتصاد دیده میشود. او در نو جوانی در مدرسه آمریکایی در تبریز درس خوانده بود.
حسن تقی زاده مظهر وابستگی فکری و سیاسی و اقتصادی به بیگانه که روزی در لباس روحانی نیز بود و امضای او پای قرار داد ننگین تجدید دارسی بعنوان وزیر اقتصاد دیده میشود. او در نو جوانی در مدرسه آمریکایی در تبریز درس خوانده بود.

[۳] – حسن تقی زاده، تربیت شده یکی از مدارس آمریکایی در تبریز بود. اگر چه در دوران مشروطیت ملبس به لباس روحانیت نیز بود!. و زیر پوشش آن اهداف خود را پیش میبرد.

[۴] – متأسفانه بسیاری از این افراد ملبس به لباس روحانیت نیز بودند. حسن تقی زاده، شیخ رضا زنجانی، ملک المتکلمین سید جمال واعظ و ….  نامه  سراسپرینگ رایس به سر ادوارگری از سفارت انگلیس در تهران به وزارت خارجه در لندن در تاریخ ۱۲ ژوئیه ۱۹۰۷ بسیار روشنگر استراتژی این گروه میباشد:« توجه به سماجتی که کارگردانان جمعیت اصلاح طلب برای نشان دادن این که هدف اسلام همان هدف آزادی است، شخص را به اعجاب وا میدارد. شعارهایی از قبیل حراست از حقوق اسلام، حفظ بیضه اسلام، پشتیبانی از قانون شرع مقدس و غیره مرتبا در سخنرانیهایی که در توجیه هدفهای مجلس شورایملّی ایراد میگردد به گوش میرسد… اکنون « راه خدا» یعنی سبیل الله همان «راه آزادی» است. جامعه روحانیت نهایتا به حساسیت این تاکتیک زیرکانه دشمنان خود پی میبرد و خطری که موجودیت آن را تهدید میکند به خوبی درک مینماید. لیکن به تله ای افتاده که کوشش برای رهایی از آن خطرناک، بلکه مهلک است…». این همان کاری است که گروههای فرقان منافقین و آرمان مستضعفین و نهضت آزادی و جنبش مسلمانان مبارز و ….  به پیروی از اسلاف خود آن را پیمودند و عده ای را به این وسیله جذب و در راه اهداف پنهان خود به کار گرفتند.

[۵] – صدور فرمان مشروطیت

[۶] – پس از پیروزی نهضت مشروطیت، بر سر در ورودی محوطه مجلس شورایملّی به عنوان چکیده همه عقاید و انگیزه ها واهداف نهضت مشروطیت نوشته شد: «عدل مظفر» که هم اشاره به هدف اصلی نهضت و هم امضا آن توسط مظفرالدین شاه و هم پیروزی عدالت و هم با توجه به حروف ابجد، نشانگر سال پیروزی نهضت بود. اعجاب انگیز این است که کسی با این بیّنه آشکار بتواند به خود اجازه دهد که هدف مشروطه را آزادیخواهی به معنی غربی آن که اصل و اساس آن رهایی از دین و قوانین کلیسایی و رهبری و مرجعیت پاپ  و ایجاد یک جامعه مدنی و یک حکومت لائیک بوده است، اعلام دارد.

[۷] – در عمل نیز پس از تسلط همین افراد بر سرنوشت کشور، دین و هویت دینی ملّت ایران مورد شدیدترین سرکوبها قرار گرفت، تا زمینه های مقاومت در برابر استعمارگران برای همیشه نابود گردد و از تکرار نهضتهایی چون نهضت اسلامی ضد استعماری تنباکو جلو گیری گردد.

[۸] – شهید شیخ فضل الله نوری در یکی از لوایح خود آورده است: «تمام مفاسد ملکی و … دینی از اینجا ظهور کرد که قرار بود مجلس شورا فقط برای کارهای دولتی و … درباری، که به دلخواه اداره می شد، قوانینی قرار بدهد که پادشاه و هیأت سلطنت را محدود کند و راه ظلم و تعدّی … را مسدود نماید، امروز می بینیم در مجلس شورا، کتب قانونی پارلمنت فرنگ را آورد، و در دایره احتیاج به قانون توسعه قایل شده اند، غافل از اینکه ملل اروپا شریعت مدوّن نداشته اند. لهذا، برای هر عنوان نظام نامه نگاشته اند و در موقع اجرا گذاشته اند و ما اهل اسلام، شریعتی داریم آسمانی و جاودانی که … نسخ برنمی­دارد. (ترکمان، ۱۳۶۲: ۲۶۷)

[۹] – جالب است که کسروی در اینجا اعتراف مینماید که مشروطه یک چیز تازه ای بود که از اروپا رسیده و هر کسی میبایست در پی یاد گرفتن و دانستن معنی آن باشد!)

[۱۰]مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره اوّل، جلسه سه شنبه ۲۵ صفر ۱۳۲۵، ص ۱۳۰

[۱۱]روزنامه صوراسرافیل، ش ۲۱، ۱۸ ذیحجه ۱۳۲۵؛ روزنامه مساوات، ش ۲۱، ۲ ربیع الاول ۱۳۲۶ .

[۱۲] –  میرزا مهدیقلی هدایت خود از مخالفان سرسخت شیخ فضل الله و بعدا نیز دستش به خون شهید شیخ محمد خیابانی آغشته شد.

[۱۳] – صد افسوس که به علّت بی توجّهی بعض رهبران روحانی مشروطه، مشروطه غرب زدگان که به قول مرحوم شهید شیخ فضل الله نوری از دیگ پلو سفارت انگلیس بیرون آمده بود و به جای « عدالت خواهی»  به دنبال « حرّیت و مساوات مشئوم » ی بود که استبداد رضاخانی را به دنبال داشت که هم حرّیت ملّت ایرا ن را به باد داد و هم مساوات آحاد ملّت با یکدیگر را قربانی نمود و بی شخصیّت ترین و بی هویِت ترین افراد آن را بالا آورد و برترین ها را به گوشه تبعیدگاهها و زندانها کشاند و یا به شهادت رساند، در کشور ما پیاده شد، بهترین نمونه و الگوی اینگونه مشروطه طلبان حسن تقّی زاده انگلوفیل است، او در جریان به توپ بستن مجلس به دستور محمّد علی شاهِ روسوفیل و به دست لیاخوف روسی فرمانده قزاقها که همراه  با نیروهای روسی تحت فرمانش وظیفه محافظت از شاه و پایتخت او را به عهده داشتند! به سفارت انگلیس پناهنده شد و تحت الحفظ آنان با کالسکه از ایران خارج گردید و در دوران رضا خان وزیر اقتصاد او بود و قرارداد دارسی با امضای این آلت فعل! رضا خان مستبد، مجدّداً تمدید شد.

[۱۴] –  گوشه ای از رساله تحریم مشروطیت مرحوم شهید شیخ فضل­الله  نوری.

[۱۵] – اصل دوّم، طرح مرحوم شیخ فضل‌الله بود و علمای نجف مرحوم آیت‌الله خراسانی و مازندرانی آن را تأیید کردند و مراجع نجف طرفدار مشروطه،  نام اصل دوّم متمم را اصل ابدیّه گذاشتند و خطاب به شیخ‌فضل‌الله نوری تلگراف زدند.: از نجف اشرف – توسط حجت‌الاسلام نوری دامت برکاته – مجلس محترم شورای ملی – ماده شریفه ابدیّه که به موجب اخبار واصله در نظام نامه اساسی درج و قانونیت مواد سیاسیه و نحوها من الشرعیات را موافقت با شریعت مطهره  منوط نموده‌‌اند، از اهم مواد لازمه و حافظ اسلامیّت این اساس است و چون زنادقه عصر به گمان نامه حریّت، این موقع را برای نشر زندقه و الحاد مغتنم و این اساس قویم را بدنام نموده، لازم است ماده ابدیّه دیگر در دفع این زنادقه و اجرای احکام الهیّه عزّ اسمه بر آنها و عدم شیوع منکراتدرج شود تا بعون الله نتیجه مقصود، بر مجلس محترم مترتب و فرقه ضاله مأیوس و اشکالی مترتب نشود. ان‌شاءالله تعالی

                       محمد‌کاظم خراسانی ـ عبدالله مازندرانی                    ۷ جمادی‌الاولی سال ۱۳۲۵ قمری

 (انصاری، ۱۳۷۶: ۱۷۳)

آیت الله خراسانی پشتوانه اصلی دینی مشروطیت
آیت الله خراسانی پشتوانه اصلی دینی مشروطیت

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *