تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / گذری بر چگونگی « تدوین نظامنامه انتخابات و تدوین قانون اساسی و متمّم آن » در مجلس شورای اوّل مشروطه – قسمت اول – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

گذری بر چگونگی « تدوین نظامنامه انتخابات و تدوین قانون اساسی و متمّم آن » در مجلس شورای اوّل مشروطه – قسمت اول – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

 

سید محمد هاشم پوریزدانپرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست

عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز

گذری بر چگونگی

« تدوین نظامنامه انتخابات و تدوین قانون اساسی و متمّم آن »

 

در

مجلس شورای اوّل مشروطه

 بنام خدا

سید محمد هاشم پوریزدانپرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست
نتیجه مشروطه برای ملت مسلمان ایران! به دار رفتن مرحوم شیخ فضل الله نوری بعنوان نماینده کلیت تشیع اسلامی و نماد سنتها و آئین و فرهنگ ایران اسلامی که مورد تنفر غرب باوران و غربزدگان و غب باوران
نتیجه مشروطه برای ملت مسلمان ایران! به دار رفتن مرحوم شیخ فضل الله نوری بعنوان نماینده کلیت تشیع اسلامی و نماد سنتها و آئین و فرهنگ ایران اسلامی که مورد تنفر غرب باوران و غربزدگان و غب باوران

خلاصه

پس از مهاجرت علمای تهران و پس از تحصن مشکوک در سفارت انگلیس، مظفرالدین شاه مجبور به صدور فرمان مشروطیت گردید.

 به دنبال آن نظامنامه انتخابات نیز نوشته شد. این نظامنامه طبقاتی که از روی  نظامنامه های انتخاباتی کشورهای غربی نوشته شده بود آنچنان تنظیم شد که گروههایی خاص، امکان انتخاب کردن و انتخاب شدن داشتند. هدف تنظیم کنندگان  این بود که خود اکثریت را در اختیار داشته باشند تا اهداف پیدا و پنهان خود را بتوانند پیاده نمایند. بعد از تشکیل مجلس و نوشته شدن قانون اساسی نیز اینان به دنبال نوشتن یک قانون اساسی منطبق با قوانین اساسی کشورهای اروپایی بودند که در آنها دین جایگاهی نداشته و رأی اکثریت تعیین کننده همه چیز باشد. به همین دلیل مجلس اوّل در زمان نوشتن قانون اساسی و متمم آن صحنه درگیری دو جریان اسلام گرا که خواهان تصویب قوانین در چهارچوب اسلامی بودند با این افراد گردید. در نهایت نیز این جریان به شهادت مرحوم شیخ فضل الله نوری و شکست در رسیدن به اهداف اصلی مشروطه یعنی «برپایی عدالت» و «حاکمیت قوانین اسلامی» و حاکمیت درباریان و آزادیطلبان مجذوب غرب و بر سر کار آمدن رضا خان و تسلط استعمار بر کشور ما منتهی شد.

کلمات کلیدی: مشروطه، نظامنامه، قانون اساسی، مجلس، شیخ فضل الله نوری، آیت الله بهبهانی، آیت الله طباطبائی، حسن تقی زاده، مظفرالدین شاه، عدالتخانه

 

پیرامون مجلس اوّل مشروطه

« گذری بر چگونگی انتخابات و تدوین قانون اساسی و متمّم آن »

 

«. … یک نقشه‌ای بود که نقشه هم تأثیر کرد و نگذاشت که مشروطه به آن‌طوری که علمای بزرگ طرحش را ریخته بودند، عملی بشود. به آنجا رساندند که آنهایی که مشروطه‌خواه بودند به دست یک عده کوبیده شدند، تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضل‌الله نوری در ایران برای خاطر این‌که می‌گفت باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطه‌ای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران به دار زدند و مردم هم‌ پای او رقصیدند یا کف زدند».

                                                     امام خمینی(ره)

دیگهای پلو در سفارت انگلیس  دیگهایی که روزی هزاران نفر از آن غذا میخوردند و  در حقیقت تفکرات مورد نظر امپراطوری انگلیس را از آن تناول میکردند.
دیگهای پلو در سفارت انگلیس دیگهایی که روزی هزاران نفر از آن غذا میخوردند و در حقیقت تفکرات مورد نظر امپراطوری انگلیس را از آن تناول میکردند.

صدور فرمان مشروطیّت

  مظفرالدین شاه پس از گسترش مبارزات مردم و مهاجرت دوّم علما به قم و تحصّن مشکوک عده ای در سفارت انگلیس، با درخواست  آنان برای مشروطیّت موافقت كرد و فرمان مشروطیت را در چهاردهم جمادی الثانی 1324 ق / 14 مرداد 1285 ش صادر كرد.

  پس از صدور این فرمان عضدالملك رئیس ایل قاجار برای بازگرداندن علما به قم رفت و آنان را با احترام به تهران آورد.

 

نظامنامه انتخابات

پس از بازگشت روحانیون مهاجر و انجام دید و بازدیدهای معمول، مهمترین موضوعی که در دستور کار قرار گرفت و با توجه به بيماري رو به تزايد شاه ضرورت و اهميت مضاعفي مي‌يافت، تدوين «نظامنامه انتخابات» بود.

بدنبال این فرمان روز 27 جمادی الآخر، 27 مرداد، جلسه ای از « حدود دوهزار نفر»، آقایان علما، و وزراء و امناء و اعیان و تجار و اصناف برای «انعقاد مجلس شورای ملّی»، به میزبانی عضدالملک رئیس خانواده قاجار به نمایندگی از مظفرالدین شاه و در حضور مشیرالدوله، صدراعظم، تشکیل میشود و او طی خطابه ای، تدوین هر چه سریعتر لایحه قواعد و نظامنامه انتخابات مجلس شورای ملّی را نوید میدهد.

تغییر نام مجلس شورای اسلامی

 در ابتدای امر مسئله شرع و اسلام چنان اهمیتی از سوی هادیان و رهبران جریان که عموما از علمای اسلام بودند، داشت که مظفرالدین شاه پس از اعتراضات به دستخط اوّل[1]خود، در حکم تکمیلی که در همان روز صادر شد، بیان داشت که « مجلس به تصویب و میل علما اعلام »تشکیل شود (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 466)   و در دستخط بعد بر مجلس شورای اسلامی تأکید نمود.

 در متن فرمان تکمیلی این دستور می خوانیم:

مجلس مزبور را به شرح دستخط سابق صحیحا دایر نموده، پس از انتخاب اعضای مجلس، فصول و شرایط « نظامنامه مجلس شورای اسلامی» را موافق تصویب و امضای منتخبین به طوری که موجب اصلاح عموم مملکت و اجرای قوانین شرع مقدس باشد، مرتب نمایند[2] (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 476).

رهبران متحصّنین در سفارت انگلیس به همراهی شارژ دافر انگلیس( کاردار) به بهانه گرفتن ضمانت اجرای این دستخط، به ملاقات مشیر الدوله صدر اعظم مظفرالدین شاه میروند[3] و به گفته ناظم الاسلام کرمانی در نتیجه مذاکرات به عمل آمده قرار میشود دو دستخط اوّل را تغییر بدهند و مضامین هر دو را در یک دستخط بنویسند و نیز در دستخط دوّم که عنوان را « مجلس شورای اسلامی» نوشته شده است به عبارت « مجلس شورای ملّی» تبدیل شود و بهانه آنان برای این تغییر این بود که شاید بعضی به اغراض شخصیه یکی از مبعوثین را تکفیر کند و آنوقت بگویند کافر در مجلس اسلامی چه میکند و لفظ اسلامی با ورود منتخبین یهود و ارامنه و مجوس به این مجلس نیز  نمیسازد و لفظ ملّی مناسب است و تهدید نمودند که در صورت عدم تغییر، متحصّنین از سفارت خانه بیرون نخواهند آمد و پس از مذاکرات بسیار صدر اعظم متقبل گردید که همه مقاصد آقایان تجار و کسبه «متحصّن در سفارت» را برآورده نماید (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 479).[4]

گردانندگان تحصّن در سفارت انگلیس، ظاهرا برای فریب مردمی که در سفارت متحصّن بودند، تلگراف جوابیه علمای متحصّن در قم،  به تلگراف روز 17 جمادی الاخر سید محمّد صادق طباطبائی فرزند آیت الله سید محمّد طباطبائی را که از جانب علمای متحصّن به تهران آمده بود، برای آنان خوانده بودند.

سید محمّد صادق طباطبائی[5] در تلگراف خود به علمای متحصّن در قم، مضمون دستخط دوّم شاه مبنی بر صدور فرمان تشکیل « مجلس شورای اسلامی» را به اطلاع آنان و متحصّنین در قم رسانده بود و علمای متحصّن در قم نیز به ایشان، چنین پاسخ داده بودند:

 « مقصود شما و ما انجام گرفت از سفارتخانه برخیزید و بیش از این نمانید که مفاسدی بر ماندن زیاد میباشد[6] که در تلگراف نمیتوانیم اظهار کنیم[7]. اگر مقاصد شما بقیه دارد ما در زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم میمانیم تا بقیه هم انجام گیرد» (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 481).

دیپلماتهای سفارت انگلیس[8] با همیاری رهبران بست نشینان در سفارت که با هدفهای شوم خود و با شایعاتی که از طریق اعضای انجمنهای مخفی پخش نموده بودند و با ایجاد مقدمات و تأمین امکانات بست نشینی، تعدادی از مردم را به آنجا کشانده بودند و با استفاده از غیبت علمای تهران، در آنجا به  تبلیغ افکار و پیاده نمودن اهداف خود پرداخته بودند[9] با زیرکی و شیطنت در حالی که دستخط سوم شاه[10] را مبنی بر موافقت او با تأسیس مجلس «شورای ملّی» را به اطلاع آنان رسانده بودند، تلگراف علمای متحصّن در قم  که در جواب دستخط دوّم مظفرالدین شاه که متضمن موافقت با تشکیل مجلس «شورای اسلامی» بود را نیز به دنبال آن برای آنان قرائت و امر را بر آنان مشتبه نموده بودند تا به این وسیله هم پشتیبانی علما از اقدام خود و هم  موافقت آنان با تغییر نام مجلس شورای اسلامی به مجلس شورای ملّی را به آنان القا نمایند (آجدانی، 1387: 152) و هم موافقت مردم را با مشتبه نمودن امر بر آنان به دست بیاورند.

حسن تقی زاده مظهر وابستگی فکری و سیاسی و اقتصادی به بیگانه که روزی در لباس روحانی نیز بود و امضای او پای قرار داد ننگین تجدید دارسی بعنوان وزیر اقتصاد دیده میشود. او در نو جوانی در مدرسه آمریکایی در تبریز درس خوانده بود.
حسن تقی زاده مظهر وابستگی فکری و سیاسی و اقتصادی به بیگانه که روزی در لباس روحانی نیز بود و امضای او پای قرار داد ننگین تجدید دارسی بعنوان وزیر اقتصاد دیده میشود. او در نو جوانی در مدرسه آمریکایی در تبریز درس خوانده بود.

ترجمه قواعد انتخابات از نظامنامه های اروپایی

مجلس فوق الذکر که نمایندگان آن از طریق آرای مردم انتخاب نشده بودند، به صورت موقّت تشکیل شد و  تا تشکیل مجلس منتخب، هفته‌ای دو روز تشکیل جلسه داد و از طرف آن دوازده نفر و از جمله مرتضی ‏قلی‌خان صنیع‌الدوله[11]( داماد شاه)، و برادرش مخبرالسلطنه، دو پسر مشیرالدوله ‏که به تازگی به صدر اعظمی برگزیده شده بود[12] یعنی مشیرالملک[13] (حسن پیرنیا) و مؤتمن الملک[14] (حسین پیرنیا) و محتشم‌السلطنه، دیپلماتی ‏که سالها در آلمان و هند خدمت کرده بود (مدنی،1385: 122).حاج امین الضرب[15]، محقق الدوله، مخبر الملک، مأمور نوشتن نظامنامه شدند. مشروطه طلبان بلافاصله بعد از صدور فرمان مشروطیت گروهی از افراد آشنا به قوانین اروپایی و مسلط به زبانهای فرنگی و عموماً تحصیل کرده در آنجا از جمله چند تن از همین افراد را  واداشته بودند تا با ترجمه منابع اروپایی به تنظیم پیش‌نویس نظامنامه و  قانون ‏انتخابات بپردازند و در حقیقت نظامنامه و قواعد انتخابات مجلس را از منابع اروپایی ترجمه نمایند (آبادیان،1385: 36). ‏

ترکیب این مجلس و مصوبات آن نیز به اعتراضات فراوانی منجر شد[16].

پس از تدوین نظامنامه انتخابات در چهارشنبه اوّل ماه رجب 1324، مجلسی در مدرسه نظامی برگزار شد. از آقایان روحانی: طباطبایی، بهبهانی، فضل اللّه نوری، سید جمال الدین افجه ای، صدر العلما و از گروههای دیگر: مشیرالملک، محتشم السلطنه و مؤتمن الملک حضور داشتند و نظامنامه ای که در بردارنده چهل فصل بود، خوانده شد و به دنبال اعتراضاتی که به آن وارد گردید، قرار شد آقایان علما، فصلهای دیگری بر آن بیفزایند (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 494).

آیت الله بهبهانی در اعتراض به نظامنامه، با شاه دیدار می کند و این دیدار سبب می گردد، گروههای مخالف، علیه وی شایعه پراکنی کنند و چنین بنمایانند که وی رشوه گرفته و از وی در نزد شیخ فضل اللّه و طباطبایی نیز شکایت کنند (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 507).

ناظم الاسلام در این رابطه چنین بیان کرده است:

 علماء اعلام و بعض وزرا حاضر شدند. نظامنامه نوشته شده را قرائت نمودند، لکن بعضی قبول نکردند. نظامنامه دولت را نیز رد نمودند. پس از مذاکرات بسیار آراء بر این قرار گرفت که تا روز دوشنبه تجار و علما با هم بنشینند و نظامنامه بنویسند (مامونتف، 1363: 507) .

نگاهي به تركيب هيئت منتخب جهت تدوين نظامنامه انتخابات، نشان دهنده انتخاب گروهی از اشراف و دولتمردان و تحصیلکردگان اروپا است كه نقش و دخالت چنداني در نهضت و در مبارزات ملّت نداشتند و حال جهت تدوین نظامنامه انتخابات تعیین شده بودند و این از نخستین قدمهای  اشتباه در جریانات پس از پیروزی مشروطه بود.

به نظر میرسد کسانی که مردم را در غیبت علمای رهبری کننده مشروطه در دوران مهاجرت، با هماهنگی سفارت انگلیس که از قبل برای این کار برنامه ریزی کرده و تدارک دیده بود، به آنجا کشاندند، که عمدتا تعدادی از  اعضای لژهای فراماسونری و انجمنهای مخفی و تعدادی از درباریان و دولتمردان  اطراف مظفرالدین شاه بودند، نظامنامه را به گونه ای تنظیم کرده بودند که مجلس، تحت نفوذ روحانیان و توده های مردم طرفدار آنان نباشد و آن گونه كه از تركيب منتخبين، با توجه به سوابق خانوادگی و فکری و اجرایی و تحصیلی آنان انتظار مي‌رفت رويكردي بر ضد علما و روحانيون و بر ضد دین و دخالت آن در سیاست، در اين هيئت غالب بود و  هماهنگی دقیقی میان آنان با تعدادي از درباريان و برخي از مشروطه طلبان تندرو و شدیداً مجذوب مبانی فکری تمدن غرب و نیز اعضای لژهای مرتبط با بیگانگان و انجمنهای مخفی که در این روزها تعداد آن تنها در تهران از 140 انجمن  (مامونتف، 1363: 339، انصاری، 1376: 139)   گذشته بود و سفارت انگلیس در تهران، بوجود آمده بود.

آنان با هماهنگی کامل با یکدیگر در صدد انحراف نهضت و حذف علما از صحنه رهبری نهضت و به دست گرفتن سرنوشت آن بودند، در صورتي كه همگان به نقش موثر روحانيت در بسيج و رهبري مردم اذعان داشتند و معتقد بودند كه اگر بناست در ايران حركتي عليه نظام مستقر انجام گيرد مي‌بايستي توسط و به رهبري روحانيت تحقق پذيرد[17] (مامونتف، 1363: 507) .

در هر صورت  سردمداران تحصّن در سفارت انگلیس که از اعضا انجمنهای مخفی خود و توان شایعه سازی و تهمت پراکنی و  ایجاد انحراف در افکار عمومی که در آن استاد شده بودند، جهت تخریب[18]رهبران روحانی نهضت و گل آلوده کردن فضا تا کنون بهترین بهره را برده بودند، همراه و هماهنگ با دولتمردان و درباریان و سفارت انگلیس که به دنبال کاهش نفوذ روحانیت و کنار زدن آن از صحنه سیاست ایران هستند، با هیاهو نظامنامه ای تنظیم کرده اند که تنها 4 تن از روحانیون[19] در تهران به ازای 56 نفر از سایر اقشار که 32 نفر از آنان نیز از  اصناف بودند، به بزرگترین موفقیت خود دست یافتند.

روحانیون و علما  نیز تنها توانستند تنها با گنجاندن دو بند در نظامنامه، افراد  معروف به فساد عقیده را از انتخاب کردن و افراد معروف به فساد عقیده و متظاهر به  فسق را از انتخاب شدن محروم سازند. که این موضوع نیز با توجه به اشخاصی که به عنوان مجری انتخابات و ناظرین آن برگزیده شدند معلوم بود که تفسیرش چه خواهد بود و سر انجامش چه خواهد شد.

حسن تقی زاده مظهر وابستگی فکری و سیاسی و اقتصادی به بیگانه که روزی در لباس روحانی نیز بود و امضای او پای قرار داد ننگین تجدید دارسی بعنوان وزیر اقتصاد دیده میشود. او در نو جوانی در مدرسه آمریکایی در تبریز درس خوانده بود.
حسن تقی زاده مظهر وابستگی فکری و سیاسی و اقتصادی به بیگانه که روزی در لباس روحانی نیز بود و امضای او پای قرار داد ننگین تجدید دارسی بعنوان وزیر اقتصاد  رضا خان دیده میشود. او در نو جوانی در مدرسه آمریکایی در تبریز درس خوانده بود.

انتخابات طبقاتی و صنفی و محرومیت توده های محروم مردم از شرکت در انتخابات

به موجب قواعد تصویب شده انتخابات، جنبه «طبقاتي» داشت و همه گروههای مردم در آن شركت نداشتند[20].

به اين معنا که وکلاي مجلس در تهران از پنج طبقه مختلف انتخاب ميشدند و اين «طبقات» عبارت بودند از:

1-          شاهزادگان و قاجاريه 4 نفر

2-          علما و طلاب که هرکدام حق انتخاب 4 نفر

3-          تجّار 10 نفر

4-          ملاکين و فلاحين 10 نفر

5-          اصناف، به نسبت هر صنف 1 نفر و در کل 32 نفر

 سهم علما 4 نفر تعیین شده بود و اين در شرايطي بود كه رهبري علما و هدايت آنها نقش اساسي در پيروزي این نهضت داشت.

براي سه دسته آخر چه در « نامزدي انتخابات» و چه در « رأي دادن»، شرط حداقل ثروت تعيين شد. مالکان و فلاحان مي‌بايست ملکي با بهاي حداقل هزار تومان در اختيار داشته باشند. تاجران مي‌بايست حجره و تجارت معيني داشته باشند. اصناف مي‌بايست اهل صنف و صاحب دکاني با اجاره حد وسط در محل باشند.

کارگران، شاگردان، کاسبان جزء، نیروهای نظامی و نیز انتظامی و کارمندان دولتی و سایر اقشار که طبقات پائین جامعه را تشکیل میداده اند و نیز زنان، از انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم بوده اند.

نمايندگان براي دو سال انتخاب مي‌شدند. سن آنها مي‌بايست حداقل سي سال و حداکثر هفتاد سال باشد و لازم بود که تجربه سياسي و نيز سواد خواندن و نوشتن فارسي و قدرت بيان داشته باشند. زنان به تقلید از کشورهای غربی که در آن زمان هنوز  حق شرکت در انتخابات را نداشتند، از رأی دادن و نماینده شدن محروم بودند.

در شهرها هم هر طبقه حق انتخاب يک نفر را داشت و همچنين مقرّر شده بود که تعداد نمايندگان در سراسر ايران از 200 نفر بیشتر نباشد.

انتخابات شهرستانها دو مرحله‌ای[21] و انتخابات تهران ‏مستقیم تعیین شده بود.

بدين ترتيب كار تدوين نظامنامه به افراد ياد شده سپرده شد و آنان حتی ساده ترین مبانی لیبرال دموکراسی غربی را نیز مورد نظر قرار ندادند. بلکه اهداف  از قبل برنامه ریزی شده ای را از اینگونه انتخابات پی گرفتند.

نظامنامه انتخابات كه اوّلين نظامنامه در نوع خود در ايران به شمار مي‌رفت به كيفيتي كه ذكر آن رفت ، روز 13 رجب 1324هـ – ق كه مصادف با ولادت حضرت علي(ع) بود، در مدرسه نظاميه و با حضور علما و نمايندگان ساير صنوف و مردم قرائت شده به تصويب رسيد و در 19 رجب، يعني شش روز پس از تصويب در مجلس بزرگان به امضاي مظفرالدين شاه رسید و رسميّت يافت.

طبق ماده 19 نظامنامه انتخابات هر گاه انتخابات تهران، كه حد نصاب نمايندگان را تشكيل مي‌داد، خاتمه میيافت و نمايندگان در مجلس حضور به هم میرساندند مجلس مي‌توانست جلسات خود را تشكيل داده و نمايندگان وظايف قانوني خود را شروع كنند. بدين ترتيب تاخير انتخاب، ورود و حضور نمايندگان شهرستان‌ها (كه با توجه به شرايط جغرافيايي وضعيت راهها و كمبود امكانات امري طبيعي بود) در مجلس، مانع از گشايش مجلس نمي‌شد. به همين علت به موجب ماده ششم نظامنامه تعداد نمايندگان تهران 60 نفر يعني حد نصاب تشكيل مجلس در نظر گرفته شده بود. به عبارت دیگر دارالخلافه طهران که در آن تاریخ حدودآ ده درصد جمعیت کشور را داشت، بیش از سی در صد نمایندگان کشور را انتخاب مینمود و نقش اساسی و تعیین کننده ای در تدوین قانون اساسی و سایر امور میتوانست داشته باشد و با توجّه به جوّ  فکری مشروطه طلبان در تهران که شدیداً تحت تأثیر انجمنهای مخفی که در این تاریخ چون قارچ در هر گوشه شهر روئیده سر بر آورده بودند، نقش اینگونه تعیین نمایندگان و اهداف پنهان آن به خوبی مشاهده میشود.

 این یکی از ظریف ترین و زیرکانه ترین تلاشهایی بود که آنان و درباریان طرفدار آنان و مأمور تهیه نظامنامه، با استفاده از غفلت و ساده اندیشی و عدم وجود عزم و قاطعیت رهبران روحانی نهضت مشروطه برای پی گیری اهداف اوّلیه نهضت، در تنظیم نظامنامه به کار بردند تا رأی غالب برای خود را در مجلس حفظ نمایند، تا بتوانند به اهداف خود در آنجا جامه عمل بپوشانند.

نمایندگان مشروطه در حیاط مجلس - عکس یادگاری
نمایندگان مشروطه در حیاط مجلس – عکس یادگاری

 


[1] – در این دستخط آمده بود: چنان مصمم شدیم که مجلسی از منتخبین به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود و … عقاید خودشان را …. به توسط شخص اوّل دولت به عرض برسانند که به صحه مبارکه موشح و به موقع اجرا گذارده شود. تاریخ نامه نیز 14 جمادی الاخری 1324 میباشد. ظاهرا متحصّنین به دلیل اینکه در این دستخط، مجلس حاکمیّت مطلق بر امور کشور و دولت ندارد و مجلس تابع دستور شاه نباید باشد با آن مخالفت نمودند.  (تاریخ بیداری… ص 466). جالب توجه است که مشیر الدوله که روز 9 جمادی الاخر به جای عین الدوله به صدرالاعظمی برگزیده شده است، در مقدمه تلگراف خود به عضد الملک ( او در این تاریخ برای مذاکره با علمای رهبر نهضت به قم رفته است) که متضمن دستخط اوّل مظفرالدین شاه در رابطه با تشکیل مجلس است، در تاریخ 14 جمادی الاخر لفظ تشکیل مجلسملّی را به کار برده است. ( تاریخ بیداری… ص469) و این در حالی است که دو روز بعد در 16 جمادی الاخر، مظفر الدین شاه در ملاقات خود با فرزند آیت الله طباطبائی، دستخطی کوتاه به ایشان داده و در آن وعده تشکیل « مجلس شورای اسلامی» را میدهد ولی متأسفانه رهبران بست نشینان سفارت پس از ملاقات با مشیرالدوله در روز 17 جمادی الاخر و با هماهنگی او مظفرالدین شاه را تهدید مینمایند که در صورت عدم تبدیل «مجلس شورای اسلامی» به «مجلس شورایملّی»، از سفارت خارج نخواهند شد( تاریخ بیداری…. ص 484) و این نشان از نقش زیرکانه او و سایر همفکرانش در تغییر نام مجلس دارد. تحسین ناظم الاسلام از مشیرالدوله و فرزندانش، نشانگر نقش او در همراهی با بست نشینان سفارت دارد. در تصویب نظامنامه انتخابات نیز مشیرالدوله و فرزندانش نقش اصلی را به عهده دارند. اعجاب انگیز اینکه تا تاریخ 14 جمادی الاخر علمای متحصّن در قم به دنبال تشکیل عدالتخانه بوده اند و این را به متحصّنین در سفارت انگلیس نیز اعلام نموده اند.

 ناظم الاسلام کرمانی موضوع را اینگونه نقل نموده است: در روز یکشنبه 14 جمادی الاخر از طرف آقایان مکتوبی به عنوان متحصّنین رسید که مراجعت ما موقوف و منوط به افتتاح عدالتخانه و حرکت شما از سفارتخانه است. شهرت مراجعت ما بی مأخذ و بی اصل است. (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 468)

[2] –  متن نامه دوّم  به تاریخ 16 جمادی الثانی 1324میباشد.

[3] – در این جلسه به تاریخ 17 جمادی الاخر1324، تعدادی از معتبرین تجار و اهل سفارخانه یعنی متحصّنین، مشیرالدوله و پسرش مشیر الملک و محتشم السلطنه و شارژدافر(کاردار) سفارت انگلیس حضور داشتند و پس از مذاکرات، کلمه اسلامی را از مجلس شورا برداشته و آن را به شورای­ملّی تبدیل نمودند. (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 479)

[4] – این جریان روز 17 جمادی الاخر بوده است.

[5] – متأسفانه همفکری فرزندان و نزدیکان رهبران مشروطه، با مشروطه طلبان متحصّن در سفارت انگلیس که تربیت شدگان جلسات مخفی و لژهای فراماسونی بودند، نقش زیادی در انحرافات ایجاد شده و فریب مردم و حتی رهبران مشروطه داشت: عوامل ارتباطی دیگری که به طور دائم در میان مهاجرین و یا در رفت و آمد میان تهران و قم بودند نیز بیشتر در ارتباط با انجمنهای مخفی و مقاصد آنان، اخبار و اطلاعات را کانالیزه میکردند. مانند ملک المتکلمین و فرزندان  آیات عظام، طباطبائی و شیخ فضل الله نوری( سید صادق طباطبائی و میرزا مهدی نوری) و داماد سید عبدالله (موسسه قدر ولایت، 1388: 219). ناظم الاسلام کرمانی  آورده است (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 484)  نیز جالب توجه است: وزیر دربار گفت «شورای اسلامی» خوب است. چرا به «شورای ملّی» بدل گردید؟! جناب آقامیرزا محمّد صادق ( فرزند آیت الله طباطبائی)جواب داد: برای اینکه رعیت این لفظ را خواست … دیگر اینکه اگر اسلامی مبدل به ملّی نشود، مردم از سفارتخانه بیرون نخواهند آمد! میرزا محمدخان وکیل الدوله منشی مظفرالدین شاه نیز از اصرار و پا در میانی کاردار سفارت انگلیس برای تغییر عنوان مجلس شورای اسلامی به مجلس شورای ملّی پرده برداشته است. (صفایی،1355: 44-42 ، 59-57، 80-78، موسسه فرهنگی قدر ولایت جلد 2،1388: 271)

[6] – در این تاریخ حدوداً 20 روز از تحصن در سفارت خانه میگذشته است.

[7] – این نشان میدهد که در این تاریخ علمای متحصّن در قم به مسائلی که در سفارت انگلیس در حال وقوع بوده است و سوء استفاده هایی که از حضور مردم در آنجا می شده است، واقف شده بودند.

[8]شیخ ابراهیم زنجانی عضو لژ آدمیت و قاضی دادگاهی که مرحوم شیخ فضل الله نوری را به اعدام محکوم نمود در این رابطه نکته جالبی را اعتراف نموده است: اول عنوان عدالت خانه در زبانها دوران داشت…و بالاخره به القای انگلیسیان و پاره ای مردمان آزادی و وطنخواه، عنوان طلب مشروطیت دولت و قانون و مجلس شورای ملی و انتخابات و قانون اساسی به میان آمد. (میرزاصالح،1380: 239 و 238، قدر ولایت، 1388: 192)

[9] –  ناظم الاسلام کرمانی در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان به این نمونه مطالب در موارد متعددی اقرار نموده است که نشانگر فعالیت و اهداف اینها میباشد. به طور نمونه آورده است: در سفارتخانه هم جمعی از مردمان عالم و تربیت شده افتاده اند در بین مردم و آنچه که میدانند به مردم یاد میدهند. در این اجتماع اگر ضرری به مردم رسید لکن بر علم و تربیت آنان افزوده گردید(ناظم الاسلام کرمانی،1357: 480). اهل طهران در این ایام تحصن در سفارتخانه، به حدی بیدار شده و به دایره تمدن و حقوق پا گذارده اند که در مدت دهسال ممکن نبود. اشخاصیکه در خارجه تربیت شده اند … شب و روز در کار بیداری مردم میباشند (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 478) و کسروی نیز بیان داشته است: تا این پاسخ رسد حال دیگر شده بود. زیرا از یک سو شماره مردم در سفارتخانه بسیار فزون گردیده بود و از یکسو زبانها به خواستن مشروطه باز شده بود و در آن چند روزه کسانی به مردم معنی آزادی و مشروطه و پارلمان را تا یک اندازه ای فهمانیده بودند(کسروی،1357 : 112).

[10] – گوشه ای از متن دستخط سوّم مظفرالدین شاه به تاریخ 18 جمادی الاخر بوده است، بدین صورت است: برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت و اصلاحات مقتضیّه به مرور در دوایر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصمم شدیم « مجلس شورای ملّی» از منتخبین شاهزادگان و علما قاجاریه و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه طهران تشکیل و تنظیم شود.(ص 482 تاریخ بیداری..)

[11]حسن تقی زاده که نماد بارز روشنفکران مجذوب غرب و وابسته به سفارت انگلیس و منشأ بسیاری از فتنه ها و درگیریها و اختلافات و نیز از فعالان ضدیت با دین و از مظاهر ضدیّت با حاکمیت قوانین اسلامی و نیز مخالفت با روحانیت و الگوی دورویی و سوء استفاده از دین برای اهداف ضد دینی و نیز از رهبران انجمنهای مخفی و آشکار  بود که خود نیز با تقلب به عنوان نماینده تبریز  به مجلس راه یافت، در رابطه با این شخص  چنین اظهار داشته است: وجود چند نفر از تربیت شدگان فرنگی مأب، روح مجلس و رونق کار بود. از آنجمله مرحوم صنیع الدوله مرتضی قلی خان که به ریاست مجلس انتخاب شد و برادرش محمدعلی خان مخبرالملک و برادر زاده اش حسنعلی خان نصرالملک پسر حسین قلی خان مخبرالدوله که جوانی تقریبا 28 ساله بود و داماد خواهر او حسن خان صدیق و محقق الدوله از معلمین مدرسه سیاسی و شاهزاده اسد الله میرزا شهاب الدوله و میرزا سید ولی خان طبیب که وکیل چلوپزها و آشپزها بود و از اهل علم نمره اوّل تهران به شمار میرفت.       (تقی­زاده،1379: 31 ، مجله یغما، سال چهارم، شماره 5، مرداد 1340 ، شماره 157 )

[12]مشیر الدوله صدر اعظم،  قبل از آن وزیر امور خارجه بود. ا(و به گفته جلال آل احمد  ( آل­احمد، 1380: 73) در بخش نخستین گندیدگیها، از سهامداران شرکت نفت انگلیس بوده است.) در قضایای شروع تحصن در سفارت انگلیس کوتاهیهای او در جلو گیری از ورود متحصّنین به سفارت یک کشور بیگانه، عامل مهمی در ورود عده­ای از مردم به آنجا بود. ناظم الاسلام کرمانی (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 448)  در این رابطه آورده است: مشیر الدوله وزیر امور خارجه در امر سفارتیها مسامحه نمود و در مجالسی که منعقد میشد برای شوری، یا ساکت و یا همراهی از ملت! مینمود و در جواب اجزاء سفارتخانه به مسامحه و دفع الوقت میگذرانید. با عزل عین الدوله، سفارتیان و بست نشینان سفارت انگلیس، مشیرالدوله را به عنوان صدراعظم به مظفرالدین شاه تحمیل نمودند.

[13] – در این تاریخ وزیر خارجه شده است و قبل از آن سالها در اروپا تحصیل نموده است (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 445 و 494)

[14] – به گفته ناظم الاسلام کرمانی سن این دو در این تاریخ حدود  23 و 20 سال بود  و در مدارس جدید تحصیل نموده­اند و  برادر بزرگتر مدتی نیز در اروپا تحصیل کرده است (ناظم الاسلام کرمانی،1357:459 ) و تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

[15]–  از اعضای لژ بیداری

[16] – جمعی از طلاب مدرسه مروی انجمنی کرده اند و میگویند نظامنامه مجلس شورایملّی را باید به اطلاع ما بنویسند و خودشان شروع کرده اند در نوشتن نظامنامه (ناظم الاسلام کرمانی،1357: 487  و 507 و 508).

[17] – احمد کسروی نکته جالبی را دراین رابطه بیان داشته است: علمای نجف همچنین دو سید (بهبهانی و طباطبائی) و کسان دیگری از علما که پافشاری در مشروطه خواهی مینمودند، معنی درست مشروطه و نتیجه رواج قانونهای اروپایی را نمی دانستند و از ناسازگاری بسیار آشکار که میانه مشروطه و کیش شیعی است اگاهی درستی نمیداشتند. اینان چون به کشور دلبستگی داشتند و آن را در دست قاجار و رو به نابودی میدیدند برای جلو گیری از آن، مشروطه و مجلس شورای ملّی را لازم میشمردند و در همان حال معنی مشروطه را چنانکه سپس دیدند و دانستند، از آن آگاه نبودند و آن را بدان سان که در اروپا بود نیز نمی طلبیدند. (کسروی،1357: 259 و 287)

[18] – در یکی از لوایح بست نشینان در شاه عبدالعظیم که طرفداران مرحوم شیخ فضل الله نوری بودند آمده است: اینها یک نحو چالاکی و تردستی در اثاره فتنه و فساد دارند و به واسطه ورزشی که در این کارها کرده اند، هر کجا هستند آنجا را آشفته و پریشان میکنند. سالهاست که دو دسته اخیر از اینها در ایران پیدا شده و مثل شیطان مشغول وسوسه و راهزنی و فریبندگی عوام اضل من الانعام هستند. (کسروی،1357: 421)

[19] – دو نفر نماینده علما و دو نفر نماینده طلاب

[20] – این نحو انتخابات تنها برای مجلس اوّل طراحی شده بود و هدف از این کار  جلو گیری از تسلط روحانیت بر مجلس و ایجاد زمینه برای تسلط نویسندگان نظامنامه و یاران پنهان و آشکار آنان بر مجلس اوّل که در حقیقت مجلس مؤسسان و مبعوثین آن وظیفه مهم نوشتن قانون اساسی را بر عهده داشت، می بود که متأسفانه با غفلت رهبران روحانی مشروطه که به دنبال تشکیل عدالتخانه بودند و مجلس شورا را  نیز مقوله ای شبیه آن فرض نموده بودند، طراحان مجذوب و مرعوب تمدن غرب و وابستگان سفارت انگلیس و درباریان فرصت طلب، جهت پیشبرد اهداف خود فرصت بزرگی را به دست آوردند. در مجلس دوّم انتخابات صنفی ملغی شد و به صورت قانون انتخابات دو درجه ای در آمد. این قانون و نظامنامه در تاريخ 10 تير ماه 1288 هجري شمسي تهيه و تدوين گرديد. در اين قانون، انتخابات از صنفي به دو درجه اي اصلاح و زمينه بيشتري براي مشاركت مردم فراهم گرديد. زيرا در اين قانون قيد اختصاص انتخاب كننده به گروههای معين از بين رفت و به همه گروهها به غير از بانوان حق شركت در انتخابات داده شد ليكن محدوديت هايي براي بي سوادها و افراد غير متمكن قايل شدند. بدين سان كه به موجب بند 4 از ماده 4 قانون یادشده انتخاب كنندگان بايد لااقل 250 تومان دارایی ملكي داشته و يا پرداختي ماليات آنها كمتر از 10 تومان نباشد و يا 50 تومان درآمد سالانه داشته و يا تحصيلكرده باشند.

[21] – به اين معني كه كساني كه دارای شرايط قانوني بودند در محله هاي يك شهر و يا در شهرهاي يك حوزه انتخابيه، تعداد معینی را انتخاب مينمودند و سپس اشخاصي كه بدين ترتيب انتخاب مي شدند در مركز حوزه انتخابيه جمع شده و بر اساس جدول نظامنامه انتخابات يك يا چند نفر نماینده انتخاب مي كردند.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *