تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / مقایسه انسان‌شناسی در قرون وسطی، تمدّن جدید غرب و انقلاب اسلامی – سید محمد هاشم پوریزدانپرست – قسمت سوم

مقایسه انسان‌شناسی در قرون وسطی، تمدّن جدید غرب و انقلاب اسلامی – سید محمد هاشم پوریزدانپرست – قسمت سوم

انسان و تفکر
انسان و تفکر

1) فطرت الهي انسان

انسان بر اساس فطرتي الهي آفريده شده است و رابطه‌اي خاص با آفرينندة خود دارد. اين موضوع در مكاتب ليبراليسم و ماركسيسم اصولاً پذيرفته نبود؛ زيرا آنان انسان را موجودي مادي و سودطلب و حيوانی با ابزار برتر مطرح مي‌نمودند.

شخصيت انسان فطري علي‌رغم پذيرش فطري بودن بسياري از گرايش‌ها و بينش‌هاي انسان، شخصيتي برخاسته از رابطة اختياري او با خدا است و نفي اين رابطه اختياري او را از مراتب الهي محروم مي‌نمايد و به مراتب حيواني و مادي سقوط مي‌دهد. بعضي از آيات قرآني بر اين موضوع دلالت داردند، اين آيات عبارتند از:

فَأقِمْ وَجْهَكَ لَلدّيْنِ حَنِيفاً، فِطْرَتَ اللهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا (روم: 30)

وَ لَاتَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا الله فَأنْساهُمْ أنْفُسَهُم(حشر: 19)

کلیه انسان‌ها بر اساس فطرت پاک الهی آفریده شده­اند. بنابراین، انسان از نگاه قرآنی و روایی وقتی پا به عرصه عالم می‌گذارد اگر چه علم و آگاهی ندارد، ولی فطرتی پاک و الهی و گرایش‌هایی الهام شده دارد و در عین حال کششی به سمت مادیات در طبیعت او هست. وقتی وارد صحنه عالم می‌شود، در واقع از یک سو کسب شناخت و معرفت را آغاز می‌کند و از سوی دیگر در راستای غرایز و حیوانیت یا فطرت و معنویت جهت می‌گیرد. این نگاهی است که قرآن به انسان دارد و در ورای پوسته متفاوت انسان‌ها، یک باطن واحد را می‌بیند.

بحث فطرت يكي از اساسي‌ترين و پايه‌اي‌ترين بحث‌هاي انسان‌شناسي اسلامي و يكي از محوري‌ترين مبانی تفکّرات رهبران انقلاب اسلامي بوده است و در آثار شهيد آيت‌الله مطهري كه افكار ايشان مبناي انقلاب اسلامي است و در سخنان امام و علامه طباطبايی و سایر متفکرین مسلمان به صورت مبسوط مطرح شده است. بر اساس اين ديدگاه انسان فطرتاً داراي يك سري گرايش‌ها و بينش‌ها است. اساسي‌ترين مباحث پذيرش فطري بودن دين در وجود انسان، عبارت از مسائل زير است:

الف) انسان گرايش فطري به سوي ارزش‌هاي الهي و خير و نيكي و زیبایی دارد و فطرتاً از زشتي‌ها و شرور گريزان است و به «زيبايي» و «حقيقت» به عنوان مظاهر الهي، عشق و علاقة وافر و گرايش دارد و گرایش به ارزش‌های غیر الهی در حقیقت انحراف از فطرت الهی وجود اوست.

ب‌)  انسان تکامل طلب و بی‌نهایت خواه است و به همین دلیل عزت و سربلندی برای او ارزشمند است و ذلت و خواری برای او به شدت نامطلوب است و آن را نمی‌پذیرد.

ج‌)  فطرت با تربيت و شكوفاسازي استعدادهاي ذاتي انسان سازگار است و لذا انسان چون دانه‌اي بايد در دست باغبان آگاه و با تجربه، استعدادهايش شكوفا گردد و چون خمير يا چوبي نيست كه  هر فرد و هر جریان و هر مکتب بشری بتواند به هر شكل كه اراده نمود، او را بسازد و بر اساس آية فوق‌الذكر انسان بر اساس فطرت و خلقت ويژة الهي سرشته شده است و صراط مستقيم یا دين الهي همين خلقت ويژه است. با این بینش، انسان نیاز به الگوهای پرورش یافته و انسان کامل و ایده آل و رهبرانی که مجسمه عملی این خلقت ویژه باشند و توانایی هدایت  انسان را داشته باشند، دارد.

د) استعدادهاي انسان بي‌حد و نهايت است و بر اساس آية «وَ عَلَّمَ آدَمَ الأسْمَاءَ كُلَّهَا (بقره: 31)، خداوند همة حقايق عالم را به آدم آموخته است و اين نشانگر استعداد انسان براي شناخت همة حقايق عالم هستي است و خداوند در وجود او از روح خود دميده است و بر اساس آيه: «إنّي جَاعِلٌ فِي الْأرْضِ خَليفَةً» (بقره: 30)، انسان جانشين خدا در زمين است. به عبارت ديگر او استعداد خداگونه شدن را دارد.

ه‍)  انسان موجودي آزاد و مختار مي‌باشد و مي‌تواند به سوي شر مطلق يا خير مطلق حركت نمايد. دو چیز موجب نجات انسان است: ایمان و عمل صالح. او مي‌تواند با گزينش راه صحيح، پيروي از انبياء، پرورش اراده خود و شكوفا كردن استعدادهاي دروني خود به گسترده‌ترين آگاهي‌ها و عميق‌ترين شناخت‌ها دست يابد و والاترين و متعالي‌ترين گرايش‌ها و خواسته‌ها را در وجود خود به دست‌آورد و خود را از حاكميت حيوانيت و غرايز حيواني، كه يكي از ابعاد وجود اوست، رها سازد و به آزادي معنوي یعنی رهایی از جاذبه و حاکمیت غرایز و به کار گرفتن آنها در مسیر فطرت برسد و بر غرايز و خواست‌هاي مادي خود حكومت كند و بر نفس خود، طبيعت، جامعه و تاريخ و بر جهان حاكميت يابد و به استقلال برسد و در چهارچوب پذیرش ولایت الله از حاکمیت انسان‌هاي همانند خود نیز رهایی یابد و وابسته به ايمان و عقيده شود.

و) انسان تنها با تربيت ديني و تحت رهبري رهبران الهي، ابعاد مختلف وجوديش، چه در بعد فردي و چه در بعد اجتماعي، پرورش يافته و شكوفا مي‌گردد و به ايمان وابسته مي‌گردد.

ز) دنیا و آخرت در اسلام نه تنها دو مقوله جدا از هم نیستند بلکه دو مقوله به هم پیوسته و مرتبط و آبادی دنیا به معنی وحیانی آن، آبادانی آخرت را در پیش دارد که از یک  دیدگاه خاص(دنیا – آخرتی) به هم پیوسته بر خاسته است. در حدیث نبوی آمده است: «الدنیا مزرعة الآخرة».

ح) انسان از آزادی کامل برای انتخاب دین(همان فطرت الهی) برخوردار است اما موظف به انتخاب این مسیر است و با این دیدگاه جز از طریق حکمت و موعظه حسنه و مجادله نیکو امکان هدایت او وجود ندارد و اکراه در دین وجود ندارد و موجب هدایت کسی نمی‌شود.

ط) انسان با ایمان به مراجعه به قرآن یعنی وحی نازل و مکتوب الهی و تفکر و تدبّر در آن موظف است. این کتاب مقدس مصون از خطا و تحریف بوده و خداوند حافظ آن است. درک و فهم قرآن همگانی ولکن به دلیل عظمت کلام الهی مفسرینی راسخ در علم برای درک و فهم کامل و تأویل آیات آن و پیاده نمودن قوانین آن پذیرفته شده­اند.

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام

2) پرورش ابعاد فردي وجود انسان با ايمان

الف) پرورش اراده انسان و تسلط بر خواست‌ها و غرايز مادي و هدايت و به كارگيري آن غرايز در چهارچوب وحي الهي با انجام دستورات الهي، از جمله نماز و روزه و پرداخت زكات و …، ميسر مي‌گردد و اصولاً اسلام هيچ‌گونه هدفي براي سركوب غرايز و خواست‌هاي مادي انسان‌ها ندارد بلكه آن را هدايت و وسيلة رشد و تكامل او قرار مي‌دهد. غرایز تنها در آنجا که از هدایت الهی بهره­مند نباشد محکوم و ممنوع است: «و مَنْ اَضَلُّ مِمَّنْ اِتَّبَعَ هواهُ بغَيْرِ هديً مِنَ اللهِ» (قصص: 50).

ب) پرورش قدرت تفکر و تعقل و تدبر انسان‌هاي با ايمان و تشويق آنان به كسب علم و قرار دادن درجات و مراتب متعالي افراد با ايمان در كسب علم. خداوند، بلند مرتبه می‌گرداند کسانی که از شما ایمان بیاورند و آنانی که بدانان علم داده شده است، صاحبان درجات می­باشند (مجادله: 11).

ج) حساس نمودن فرد با ايمان نسبت به سرنوشت انسان‌هاي ديگر، به خصوص انسان‌هاي نيازمند و مظلوم و مستضعف چه از نظر مادي و چه معنوي و دعوت افراد با ايمان براي رفع مشكل نيازمندان و ياري نمودن به مستضعفين و مظلومین. آیات متعدد قرآن نشانگر اهمیتی است که این کتاب آسمانی به آن داده است. به‌طور مثال بیان می‌دارد: «وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ …» (نساء: 75).

د) پرورش خصلت‌هاي متعالي در وجود فرد با ايمان:

1) حقيقت‌طلبي؛

2) زيبايي دوستي چه در ابعاد مادي و چه ابعاد معنوي؛

3)گرايش به ارزش‌هاي متعالي و خير اخلاقي، از جمله صداقت، خيرخواهي، نوع‌دوستي و‌ سخت‌كوشي، و گريز از شرور اخلاقي مانند: بخل و حرص و غرور و تكبر؛

4) زنده نمودن فرد با ايمان و رساندن او به حيات طيبه؛

5) باز شدن ديد انسان با ایمان نسبت به جهان و توجّه دادن او به حيات جاوداني و اينكه انسان نتايج اعمال نيك و بد خود را خواهد ديد20 كه اين موجب تحرك انسان براي انجام اعمال نيك براي نتايج ابدي و ساختن حيات جاودان و سعادت ابدي به دست خود او مي‌گردد و لذا فداكاري در راه ارزش‌هاي الهي ارزشمند شده و شهادت به عنوان يك هدف متعالي و سعادت جاودان مورد توجّه او قرار مي‌گيرد؛

6) ياد خدا و رسيدن به طمأنينه و آرامش در تمام مراحل زندگي و در سختي‌ها و شدايد (رعد: 28)

7) عشق به انسان‌هاي متعالي، پيامبران و امامان و اولياي الهي و شهدا و صالحین و الگو شدن آنها در زندگي و پذیرش رهبری آنان در زندگی اجتماعی (حمد: 7ـ6).

8) دعوت مسلمانان به كسب تقوا، قرآن تقوا را موجب تشخیص حق و باطل (فرقان) و پاک شدن انسان‌ها از بدی‌ها و موجب غفران و تغییر جهت انسان به سوی تعالی می­داند (انفال: 29) و موجب خروج از مشکلات و موجب کسب روزی­های معنوی و مادی از راه‌هایی که انسان برایش قابل محاسبه نیست و توکل بر خدا را به عنوان راهی برای کسب آنچه در توان او نیست می‌داند (طلاق: 3ـ2). قرآن تزکیه را موجب فلاح و رستگاری و شکوفایی استعدادهای انسان می‌داند و عدم تزکیه را موجب خاموشی استعدادهای او (شمس: 10ـ9) و وسیله رسيدن به پاكي روح و داشتن ارادة قدرتمند براي طي مسير الهي شدن با اطاعت از دستورات الهی می‌داند.

9) دعوت تمام مسلمانان و همه انسان‌ها به تفکر و تدبّر در کلام الهی که بر پیامبر(ص) نازل شده است.

10) احساس عزّت: آيه (منافقون: 8) و كرامت دادن به انسان‌های با ایمان با پذيرش بندگي خدا «و مرا همین عزّت بس که بنده تو می­باشم»[1] [n1] و نفي ذلت و خواري و تسليم در برابر پستي‌ها و هواها و ساير انسان‌ها و در نتیجه نابودی درک و عقل و بینايی و شنوایی او.

11) نفی رهبانیت: آيه «رهبانیت را ابداع نمودند و ما بر آنها ننوشتیم مگر کسب رضایت الهی» (حديد: 27) و گوشه‌گیری و تشویق مسلمانان به کار و تلاش و تشکیل خانواده و پذیرش اداره زندگی خانوادگی و رفع مشکلات انسان‌های گرفتار و تشویق مسلمانان به جهاد در راه خدا «جهاد کنید در راه خدا و حق جهاد در راه او را به جا آورید» (حج: 78) و پذیرش جهاد به عنوان رهبانیت و به‌عنوان تلاش برای نابودی کسانی که در مسیر تسلط بر انسان‌ها و جامعه بشری اقدام می‌نمایند و مانع حرکت جامعه بشری گردیده و از راه خدا باز می‌دارند «و اگرسوگندهای خود را شکستند …. پس با امامان کفر بجنگید» (توبه: 12).

 12) اسلام دارای قوانین و شریعتی کامل است و تمام ابعاد وجودی انسان چه در بعد فردی و چه بعد خانوادگی و چه بعد اجتماعی و چه بعد حکومتی و چه بعد دنیایی و چه بعد آخرتی را دربرمی‌گیرد و راهنمای تام انسان می‌باشد.

13) زهد اسلامی در عین اینکه مستلزم انتخاب زندگی ساده و بی تکلف است و در متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی قرار دارد و عین جامعه­گرایی و برای خوب از عهده مسئولیت‌ها برآمدن است و از مسئولیت‌ها و تعهدهای اجتماعی و جهاد در راه خدا سرچشمه می‌گیرد.

انسان و تفکر
انسان و تفکر

3) رابطه دنیا و آخرت در اسلام و نقش آن در تربیت انسان

در اسلام مسأله جدا بودن حساب این جهان با آن جهان مطرح نیست. از نظر اسلام کار آن جهان و این جهان از یکدیگر جدا و بیگانه نیست. آنچه بر ضد مصلحت آن جهان است بر ضد مصلحت این جهان نیز است.

4) پرورش ابعاد اجتماعي وجود انسان با ايمان

الف) حضور در عبادات اسلامي كه شكل اصلي آنها اجتماعي است: مانند نمازهاي یومیه که در سوره حمد که نماز بدون آن معنی ندارد سخن از «ما» است و نه «من»، حتی اگر نماز به فرادا خوانده شود: «اياك نعبد» (تنها ترا می­پرستیم). دسته جمعی عبادت کردن در نماز جمعه، نماز عيد فطر، نماز عيد قربان و تحرّک سالانه مسلمانان در اقصی نقاط جهان و حرکت آنان به سوی خانه خدا و تجمع آنان در شهر مکه و  مواقف کریمه علی‌رغم اینکه مسلمانان همواره از  بهره­برداری صحیح از آن محروم بوده­اند، نقش بزرگی در شکوه جامعه اسلامی و گسترش تجارت و وحدت و تفاهم میان مسلمانان داشته است و موجب اجتماعي شدن انسان با ايمان و موجب احساس همبستگي او با تمام انسان‌های با ايمان و حساس شدن او نسبت به سرنوشت آنان ميگردد.

همين عبادات دسته‌جمعي است كه اختلافات مختلف نژادي و قومي را از بين برده و بين اقشار مختلف وحدت و همدلي و احساس همدردي و همبستگي ايجاد مي‌نمايد و افراد با ايمان را با هم متحد نموده و تقوي را ملاك برتري مطرح و ساير معيارها را از ميان برمي‌دارد و حضور دائمي در كنار يكديگر موجب اطلاع از سرنوشت يكديگر و آگاهي از توطئه‌هاي دشمنان گرديده و آنان را براي رفع مشكلات حاصل شده از جانب آنان بسيج مي‌نمايد. شاید دیرپایی نهصد ساله تمدن اسلامی و وحدت مردم مسلمان، از چین تا اندلس، علی‌رغم تمام مشکلات و انحرافاتی که در رهبری آنان به‌وجود آمد و منافقین بنی­امیه و بنی­عباس بر آنان حکومت می‌کردند، همین نکته بود.

ب) هدف انبيا برپايي قسط است:  (حديد: 25)  اما اين موضوع با به قيام واداشتن انسان‌های با ايمان صورت مي‌پذيرد نه با حركت فردي انبيا. اصولاً اطاعت از رهبر الهي، علي‌رغم معصوميت و مصون بودن او از اشتباه، نه تنها تعقّل انسان‌ها را محدود نمي‌كند بلكه رهبر الهي با ايجاد انگيزه و باز كردن راه صحيح تعقّل و تفکّر و مشورت با آنان، آنان را به حركت درآورده و به رفع مشكلات فردي و اجتماعي خود و پيشرفت و حركت به سوي اهداف الهي وا مي‌دارد.

ج) دعوت به قيام براي خدا: (سبأ: 46)  و دعوت به از ميان برداشتن موانع تكامل و هدايت انسان‌ها و از ميان بردن عوامل سقوط انسانيت او با دعوت افراد با ايمان به امر به معروف، نهي از منكر، ابلاغ رسالات الهی و تنهايیم از او به دل داشتن (احزاب: 39). كسب آمادگي دفاعي و جهاد و قتال: (انفال: 60) و ارزش و اعتبار دادن به انسان‌هاي مجاهد في سبيل‌الله: (توبه: 20)  و «مبناي ايمان قرار دادن كفر به طاغوت (بقره: 256).

د) دعوت به اطاعت از رهبر الهي و دعوت به مودّت و دوستي او كه موجب بيرون آمدن انسان از ظلمات به سوي نور مي‌گردد. و دعوت به «كفر به اولياء طاغوت» كه اطاعت از آنان انسان را از نور خارج كرده و به ظلمات وارد مي‌سازد.

هـ) وجوب امر به معروف و نهی از منکر مهم‌ترین عامل اجتماعی شدن یک فرد مسلمان و سیاسی شدن اوست که در نهایت موجب می‌شود برای رفع موانع ایمان و هدایت انسان‌ها و کنار گذاشتن طواغیت و جلوگیری از تسلط آنان بر جامعه بشری احساس وظیفه نماید و دست به جهاد بزند: «کسانی‌که ایمان می‌آورند در راه خدا می‌جنگند» (نساء: 76).

و) اصولاً يكي از اهداف بزرگ الهي آباداني این جهان و دعوت مردم با ايمان به اين مي‌باشد (هود: 61).

نتايج گريز از ايمان براي انسان

الف) مرگ انسانيت در وجود او: «استجابت کنید خدا و رسول را هنگامی‌که شما را می‌خوانند تا شما را زنده کنند) (انفال: 24) و از دست دادن حيات طيبه (هر کس عمل صالح انجام دهد او را به یک حیات طیبه زنده می‌کنیم): (نحل: 97).

ب) فراموشي و از دست دادن شخصيت و كرامت و عزت انسان الهي و ماندن در زندگي حيواني و عادت به پستي‌ها و تسليم و خدمتگزار طاغوت‌ها  كه در جوامع بشري وجود دارند گردیدن:  «کسی که خداوند او را لعن نموده و بر او غضب نموده  و از آنان میمون  و خوک و بنده طاغوت قرار داده است» (مائده: 60):  «و بیرون آمدن از نور هدایت الهی به ظلمات این طواغیت» (بقره: 257).

امام خمینی در این رابطه بیان داشته­اند:

لازمة فراموشي حق تعالي آن است كه انسان خود را فراموش كند، يا بگو حق تعالي او را به فراموشي از نفس خود كشاند… و كسي كه نداند چي است و كي است و چه وظيفه دارد و چه عاقبت، شيطان در او حلول نموده و به جاي خويشتن او نشسته، و شيطانْ عاملِ عصيان و طغيان است (امام خميني 1385 ج 18: 519).

ج) مرگ تعقّل و تفکّر و تدبّر در زندگي و فراموشی بعد الهی وجود خود و محدود شدن تمام قواي چنين انساني به ابعاد حيواني وجود خود و سرگرم شدن به اموري كه در شأن انسان الهي نيست: «آنان چون چهارپایان بلکه گمراه‌تر هستند» (اعراف: 179). مانند سودجويي شخصي و ماندن در خودخواهی و خودطلبی و به لهو و لعب و تفاخر و تكاثر در اموال سرگرم شدن و از اهداف متعالي خلقت دور شدن و فریب دنیا را خوردن و در همین زندگی محدود و فانی دنیا محدود شدن (حديد: 20) و پوسیدن و خسران.

د) نابود شدن تمام استعدادهاي بي‌نهايت او (العصر: 2) و «خود فراموشي» به خاطر «خدا فراموشی» (حشر: 19).

ه‍) بندگی طواغیت و خروج از نور به سوی ظلمات به‌وسیله آنان برای سوء استفاده از او برای اهداف خود و خارج کردن او از هدایت الهی(بقره: 257) و به دشمنی انبیا برانگیخته شدن و تحت القائات شیاطین جن و انس قرار گرفتن و جزء سپاه آنان شدن (انعام: 112).

 امام با طرح شیطان انس و انطباق آن با نظام‌های شرق و غرب و طواغیت حاکم بر آنها و وابستگان داخلی آنان نقش بزرگی در تئوریزه نمودن و تشریح تقابل «حق» و «باطل» و نشان دادن چهره باطنی دشمنان انقلاب اسلامی دارند:

در اين انقلاب، شيطان بزرگ كه آمريكاست، شياطين را با فرياد دور خودش دارد جمع مي‌كند ….. و هياهو به راه انداخته است (امام خميني 1385 ج 10: 489).

در فريضة حج كه لبيك به حق است و هجرت به سوي حق تعالي به بركت ابراهيم و محمد است، مقام « نه» بر همة بتها و طاغوتهاست و شيطانها و شيطان‌زاده‌هاست. و كدام بت از شيطان بزرگ آمريكاي جهانخوار و شوروي ملحد متجاوز بزرگتر و كدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوتهاي زمان ما بالاترند (امام خميني 1385 ج 20: 89).

امام خمینی درباره خصوصیت انسان در دیدگاه اسلامی چنین فرموده اند:

   اسلام براي مستضعفين آمده است، اسلام براي ساختن انسان آمده است. كتاب آسماني اسلام كه آن قرآن مجيد است، كتاب تربيت انسان است؛ انسان را به همة ابعادي كه دارد، به بُعد روحاني و به بُعد جسماني، بُعدهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي ــ همة بعدها ـ بُعد نظامي؛ اين اسلام آمده است كه به ما راه تربيت را نشان بدهد، ما هم بايد به تبع اسلام تربيت كنيم جوانان خودمان را، تربيت كنيم بانوان خودمان را. بانوان ما تربيت كنند اطفال خودشان را در دامن خودشان؛ وقتي كه بزرگ شدند، تربيت كنند آنها را تا برسند به آن‌وقتي كه برومند شوند و براي اسلام و براي انسانيت خدمتگزار باشند (امام خميني 1385 ج 6: 531ـ530).

نمونة عملي و تربيت شدة  چنين انسان‌هايي در انقلاب اسلامي تحت تربيت امام راحل یعنی مظهر اسلام ناب محمدی و علوی، ظهور نمود  و به عنوان «الگوي متعالي انسان» به جهان معاصر معرفي گرديد. نمونه‌هاي بارز اين انسان، شهيدان گرانقدر آيت‌الله بهشتي، آيت‌الله مطهري، آيت‌الله مدني، دكتر چمران و صدها هزار شهيد گرانقدر انقلاب و جبهه‌هاي دفاع مقدس چون شهيدان باكري و زين‌الدين و خرازي و حسن باقري و حسین علم الهدی بودند كه به‌عنوان الگو به عصر ما و زمان ما و انسان‌هاي گم گشته و قربانی نظام‌های لیبرال دموکراسی غرب و دیکتاتوری کمونیستی شرق معاصر اهدا شدند.

نتیجه‌گيري

انسان در ديدگاه اسلامي نه موجودی است که دچار تفریط‌های آخرت­گرایانه کاتولیستیكي و نه دچار افراط‌های دنیاطلبانه پروتستانی است بلکه موجودي است «خداشناس» و «خداگرا» و به همين دليل ذاتاً پاک و منزه از هر گناه ذاتی و به سوي «حقيقت» و «زيبايي‌ها» و «خيرها» گرايش دارد و از «جهالت‌ها» و «زشتي‌ها» و «شرها» و «پستي‌ها» گريزان است. او موجودی مختار است، اما به خود وانهاده نیست بلکه تنها در دامان تربيت الهي، به‌وسيلة پيامبران و اوصياي آنان که الگوهای عملی تربیت یافته دین خدا که همان فطرت الهی اوست، مي‌تواند تربيت يافته و ابعاد لايتناهي وجودش شكوفا گردد. اين انسان نه راهبي گوشه‌نشين كه عارفي عابد و مجاهدي اصلاحگر مي‌باشد كه با انگيزه‌هاي الهي براي اصلاح اجتماع قيام مي‌نمايد. تلاش برای زندگی مادی او را از یاد خدا  و نماز و رسیدگی به نیازمندان باز نمی‌دارد (نور: 37) و دادن زکات او را از غفلت تکاثر در اموال باز داشته و رهبانيت او نيز جهاد في سبيل­الله مي‌باشد و این جهاد به دو صورت جهاد درونی و با شیطان نفس و شیطان جن و جهاد بیرونی با شیاطین انس و طاغوتها برای رهایی از تسلط آنان می‌باشد. او در عين مسلح بودن به سلاح «علم» و «معرفت» و «تعقّل» و «تفکّر» و «تزكيه» و «معنويت» و «تقوا» و «ياد خدا» و شرکت در این جهاد همیشگی بیرونی و درونی، براي هدايت انسان‌ها به «امر به معروف» و «نهي از منكر» و نهايتاً برای مقابله با طغیانگران به «جهاد» برمي‌خيزد و همة اينها او را از عشق به انسان‌ها چه هم­دین و چه ساير مردم باز نمي‌دارد و براي رسيدن به كمال وجودي خود موظف به تلاش برای آبادانی دنیا  و تأمین زندگی خود و وابستگان خود بوده و موظف به رسیدگی به انسان‌‌هاي نيازمند است.

 

منابع

ـ قرآن كريم

ـ آربلاستر، آنتوني. (1367) ظهور و سقوط ليبراليسم غرب، ترجمه عباس مخبر، تهران: نشر مركز، چاپ چهارم.

ـ امام خميني، سيد روح الله. (1385) صحيفة امام (دورة 22 جلدي)، تهران: موسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، چاپ چهارم.

ـ اميركان، جيمس انس. (1890) نظام التعليم في علم اللاهوت القويم، بيروت: مطبعة الاميركان، الطبعة الثانية.

ـ براون، رابرت مك آفي. (1382) روح آئين پروتستان، ترجمه فريبرز مجيدي، تهران: نشر نگاه معاصر.

ـ بستاني، پطرس. (1900) دايرة المعارف بستاني، بيروت: درالمعرفه.

ـ توفيقي، حسين. (1380) آشنايي با اديان بزرگ، تهران: انتشارات سمت.

ـ دانستن، جي لسلي. (1386) آئين پروتستان، ترجمه عبدالرحيم سليماني اردستاني، تهران: انتشارات مؤسسة آموزشي و پرورشي امام خميني.

ـ داوري اردكاني، رضا. (1386) دربارة علم، تهران: شهركتاب، هرمس، چاپ دوم.

ـ زيبايي‌نژاد، محمدرضا. (1384) مسيحيت شناسي مقايسه‌اي، تهران: انتشارات سروش.

ـ شجاعي زند، عليرضا. (1381). عرفي شدن در تجربة مسيحي و اسلامي، تهران: انتشارات باز.

ـ شريعتي، علي. زيربناي اقتصادي و طبقتي رنسانس (سخنراني در مدرسه عالي بازرگاني)

ـ شكيب، ارسلان. (1370) تاريخ فتوحات مسلمانان در اروپا، ترجمه و مقدمه علي دواني، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي.

ـ كرنر، اول. (1994) سرگذش مسيحيت در طول تاريخ، ترجمة آرمان رشدي، شوراي كليساهاي جماعت رباني، آموزشگاه كتاب مقدس.

ـ كونگ، هانس. (1384) تاريخ كليساي كاتوليك، ترجمه حسن قنبري، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب.

ـ لطفي، نقي و محمدعلي عليزاده. (1381) تاريخ تحولات اروپا در قرون جديد، تهران: انتشارات سمت.

ـ لين، توني. (1380) تاريخ تفكر مسيحي، ترجمه روبرت آموريان، تهران: نشر و پژوهش فرزان روز، چاپ اول.

ـ مارتينلي، فرانكو. (1378) تاريخ تفتيش عقايد، ترجمه ابراهيم صدقياني، تهران: جهان رايانه.

ـ مهدوي زادگان، داوود. (1377) اسلام و سنّت و بري، قم: مؤسسه فرهنگي طه.

ـ ميلر، ويليام. (1981) تاريخ كليساي قديم در امپراطوري روم و ايران، تهران: انتشارات حيات ابدي.

ـ نوذري، عزت الله. (بي‌تا)  مسيحيت از آغاز تا عصر روشنگري، گناباد: نشر مرنديز.

ـ وات، ويليام مونتگمري. (1361) تأثير اسلام در اروپا، ترجمه يعقوب آژند، تهران: انتشارات مولي.

ـ وبر، ماكس. (1374) اخلاق پروتستان و روح سرمايه‌داري، ترجمه عبدالمعبود انصاري، تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها، چاپ دوم.

ـ هونكه، زيگريد. (1376) فرهنگ اسلام در اروپا، ترجمه مرتضي رهباني، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي.


[1] . الهی کفی بی عزّاً ان اکون لک عبدا و کفی بی فخراً انت ربی. انت کما احب و اجعلنی کما تحب . حضرت علی(ع) . مفاتیح الجنان


 [n1]آدرس ندارد

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *