تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / مقایسه انسان‌شناسی در قرون وسطی، تمدّن جدید غرب و انقلاب اسلامی – سید محمد هاشم پوریزدانپرست – قسمت دوم

مقایسه انسان‌شناسی در قرون وسطی، تمدّن جدید غرب و انقلاب اسلامی – سید محمد هاشم پوریزدانپرست – قسمت دوم

سید محمد هاشم پوریزدانپرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست

بن­بست کاتولیسیسم و ظهور پروتستانتیسم

عصر تاریکی بعد از شکست کلیسا در جنگ‌های صلیبی و به بن­بست رسیدن آن و تفتیش عقاید آغاز شد. تفکّرات انسان‌محور و ظهور اصلاحگران دینی و معترضان به حاکمیت پاپ، نتيجة همین سرکوب علم و اندیشه و رهبانیّت بی­منطق مسیحیّت تحریف یافته و مبارزه آن با خواسته‌های غریزی و بی­توجهی به شخصیت انسانی آنان و نیز  تشكيل انگيزيسيون‌ها و شكنجه و كشتار و سوزاندن و سركوب اربابان انديشة اروپایی و زهدفروشی و دنیاپرستی  مدعیان نیابت خدا و جانشینی مسیح و مدعیان معصومیت و قدسیّت کلیسای کاتولیک در اروپا بود.

انسان در تمدن غرب
انسان در تمدن غرب

2) مبانی انسانشناسي در تمدن غرب

عکس­العمل افراطی و گریز از دین آباي کلیسا، ايجاد امواج بشر محوری به جای خدا محوری با مفهوم کلیسای کاتولیکی آن، در پايان قرون وسطي بود. اين امواج به دو صورت غيرديني و ديني در قالب نهضت اومانیسم و نهضت اصلاح ديني که برجسته­ترین شکل آن انکار اعتبار و پایگاه پاپ در کلیسا و جزم اندیشی‌های کلیسای رومی و تثبیت کلیساهای جدا شده توسط اصلاحگران بود (لطفي و عليزاده 1381: 133) در عصر رنسانس پديد آمد.

گرایش اصلی اومانیست­ها آزادی از انواع محدودیت­های عقلانی و فکری و سیاسی و دینی بود و اهمیت کوشش اینها در تحولات فکری اروپا را نمی­توان نادیده گرفت. اگرچه نداشتن جهت دینی موجب توفیقات چندانی همانند اصلاحگران دینی که همان دیدگاه‌ها را زیر نقاب دین مطرح می‌نمودند، به دست نیاوردند.

محور تأكيد هر دو جريان بر شخصيت و مسئوليت مستقل انسان و تأکید بر تعیین سرنوشت به دست خود او بود، چیزی که در  کلیسا مغفول شده بود. این دو جریان با طرح  بهشت نقد این دنیایی به جای بهشت نسیه مسیحیت کاتولیک، توجیه­گر دنیایی شدن افکار و اندیشه­ها گردیدند.

گسترش مباني فكري بشرمحوری همزمان با باز شدن راه تجارت دریایی و سرازیر شدن ثروت به سوی آنان، تحولات عمده‌اي در مناسبات انسان مسیحی اروپای غربی با جهان هستي و با طبيعت و با انسان‌هاي ديگر (جامعه) پديد آورد و بسیاری از مردم را دچار گسست ایمانی نمود و شک در مبانی مسیحیت و رویگردانی از آن آغاز و كاهلي و سبك‌سري در انجام وظايف دینی و سستي در رعايت آداب آن شكل گرفت.

این تحوّلات در جهان مسیحیت تأثیرات عمیقی بر جای گذاشت. پدیدار شدن  تقدیس علم و عقل­گرایی، تجربه­گرایی، اومانیسم، سکولاریسم و لیبرالیسم به دنبال این حوادث سبب دگرگونی‌های وسیعی در الهیات مسیحی شد و تحت تأثیر همین تحولات بود که قرائتی دنیامحورانه و بشرمحورانه و منفعت­طلبانه با لعابی از دین به‌نام اصلاحات دینی، مطرح و در سطح وسیعی از جوامع مسیحی به جای مسیحیت کاتولیک نشست.

تفاوت مبانی تفکری اصلاحگران دینی با  مبانی تفکری کلیسای کاتولیک

پروتستانتيسم به معناي مذهب اعتراض به آموزه­های کلیسای کاتولیک است. گرچه اين اعتراض در وهله اول توسط مارتین ­لوتر عليه پیش­فروش غرفه‌هاي بهشت از سوي كليسا صورت گرفت ولي به تدريج ابعاد اعتراض‌، گسترده‌تر گرديد و حتي به درون بنيان‌هاي فكري الهيات مسيحي و كلام كاتوليک رسوخ كرد. نحوه دين‌پژوهي مارتین­ لوتر و يا ساير پروتستان‌ها هر كدام پاسخي به پرسش‌هاي اساسي پيرامون تلقي تفریطی اصحاب كليسای کاتولیک از حوزه دين بود.

1) شعار مصلحان پروتستان که در حقیقت زادگان شرایط جدید و پاسخگویان به نیازهای این دوره و تحولات گسترده آن بودند، بازگشت به کتاب مقدس بود. آنها تنها حجیّت کتاب مقدس را قبول داشتند و آن را تنها منبع ایمان مسیحی می‌دانستند (توفيقي 1380: 164) که با الهام روح القدس نوشته شده­ است (زيبايي‌نژاد 1384: 246) و لذا دور از خطا بوده و حجّیت الهی دارد. آنان سنّت کلیسایی را حجّت و آن را مفسّر رسمی و  داراي عصمت نمي‌دانند. واسطة فیض بودن کلیسا با ابزار شعائر را نیز رد مي‌كنند و همه انسان‌ها  را مسئول مي‌دانند كه به کتاب واضح و روشن مراجعه كنند و ایمان خود از آن اخذ نمايند (دانستن 1386: 24). آنان، تودة مردم را شایسته مي‌دانند تا همة آنچه  برای نجات لازم است و خدا به عنوان حکم همیشگی ایمان و عمل کلیسا اعلام کرده است، بدست بياورند (اميركاني 1890 ج 1: 65 به نقل از دانستن 1386: 24). همچنين بیان می‌دارند که هر انسان مسیحی با مراجعه به کتاب مقدس و بر اساس آنچه خود برداشت كرده است به درک دین می‌رسد و هر کس کشیش خود است. اصولاً آيین پروتستان بر این باور متکی است که خدا مستقیماً با انسان به عنوان یک شخص سر و کار دارد (دانستن 1386: 25). بعض آداب و شعائر مرسوم در کلیسای کاتولیک را هم چون با کتاب مقدس انطباق نداشت رد نمودند (دانستن 1386: 25) و بیان داشتند که انسان تنها با ایمان، عادل شمرده می‌شود (اميركاني 1890 ج 2: 356 به نقل از دانستن 1386: 27).

2) اصلاحگران دینی با مشاهده سيل اومانيسم قرن پانزدهم سعي كردند مفاهيم اومانيستي را به صورت ديني نمايش داده و جامه مسيحي بدان بپوشانند.

3) در مبحث مسیح شناسی نیز قائل به این هستند که مسیح، هم کاملاً خداست و هم کاملاً انسان و در الوهیت سه شخص پدر و پسر و روح القدس که دارای یک ذات هستند موجود است (دانستن 1386: 28).

4) اساس نهضت پروتستان بر خلاف مسحیت کاتولیک و در تقابل با آن بر تأکید بر روح آزاد انسان به عنوان منبع و قدرت حیات دینی او می­باشد (دانستن 1386: 59).

5) سرنوشت ابدی انسان بر ایمان به حقایقی که خدا به آنها آموخته و نه بر اطاعت از کلیسا مبتنی است.

6) مسیح ارتباط مستقیمی بین خدا و انسان از طریق روح انسان ایجاد کرده به گونه­ای که انسان موظف است مطابق معرفتی که خدا به او عطا کرده و نه با هدایت هیچ نهاد انسانی( کلیسا) زندگی کند (دانستن 1386: 61).

7) انسان در سعادت ابدی خود تنها به قدرت مطلق خداوند وابسته است و چیزی نمی‌تواند بین خدا و انسان قرار گیرد مگر واسطه­ای که خدا از طریق آن عمل می‌نماید و این واسطه­ای است که نمی­تواند به یک قدرت حاکم بر انسان بدل گردد هر چند که ممکن است قدرت حاکمیت خدا از طریق او منتقل شود (دانستن 1386: 74). آنها حجیت پاپ و کلیسای کاتولیک و حاکمیت آن را نفی نمودند.

8) از قرن شانزدهم نظام رهبانی را کنار گذاشتند (زيبايي‌نژاد 1384: 116) و رهبانیت  و نذر برای آن را باطل اعلام نمودند (توفيقي 1380: 165).

9) مردم عادی را نیز مجاز به خواندن کتب مقدس کردند (زيبايي‌نژاد 1384: 181) و به جای توجه به تعالیم کلیسای کاتولیکی و مرجعیت پاپ (براون 1382: 303) بیان داشتند که مرجع نهایی و انحصاری، کتاب مقدس است و تفسیر آن در انحصار طبقه‌ای خاص نیست. بی­توجهی به کتاب مقدس در قرون‌وسطی و منع توده­های مسیحی از مطالعه و فراگیری و برداشت از آن و انحصار آن به پاپ‌ها و کشیشان، باعث «بازگشت به کتاب» توسط پروتستان‌ها گردید (براون 1382: 303) و پروتستان‌ها بیان داشتند که کاتولیک‌ها به جای خادم انجیل بودن، ارباب انجیل هستند (براون 1382: 316) و سنّت در کلیسای کاتولیک گواهی­های مبتنی بر کتاب مقدس را تحریف کرده است و لذا آنان گرد شعار «فقط کتاب مقدس» همداستان شدند. لوتر در مقابل همة سنت‌ها، قوانین و مرجعیت‌هایی که در طی قرن‌ها رشد کرده بودند، بر تفوق فقط کتاب مقدس تأکید کرد. (كونگ 1384: 184).

10) برای حصول به نجات تنها ایمان را کافی می‌دانستند و برای اعمال صالح هیچ نقشی قائل نبودند. لوتر در نامه­ای به فرمانروایان آلمان بیان داشته است که تنها «انجیل»، «تعمید» و «ایمان» باعث می‌شود انسان‌ها به اشخاصی روحانی بدل گردند و مسیحی به شمار آیند (لين 1380: 256 به نقل از زيبايي‌نژاد 1384: 250).

11) پروتستانتیسم خود را بیان رسمی از بشارت مسیحی (انجیل) که انسان در آن به صورت آزاد و مختار در پیشگاه خدا قرار گیرد، می‌داند.

12) وقتی خدا فردی را می‌پذیرد او را تغییر می‌دهد. یعنی اعمال صالح نتیجة ضروری ایمان است. مبادرت به اعمال خوب برای پذیرفته شدن در نزد خدا و به معنای معامله­ای کاسب کارانه نیست، بلکه واکنش داوطلبانه و محبّت آمیز فرزندان نسبت به پدر آسمانی است ( ميلر 1981: 38 به نقل از زيبايي‌نژاد 1384: 250).

13) برگزیده بودن روحانیون و کاهنان الهی بودن آنان را مردود خوانده و معتقدند که تمام مسیحیان از نظر روحانی در یک رتبه هستند و همگی روحانی محسوب می‌شوند تنها تفاوت آنها در اختلاف وظایف و عملکرد آنان است و این را که تنها روحانیون هستند که کلیسا خوانده می‌شوند، انکار کرد.

14) ریاست پاپ بر کلیسا و تجرد او را به رسمیت نمی‌شناسند (زيبايي‌نژاد 1384: 250) و خواهان استقلال و جدایی کلیساهای محلی (آلمان و نروژ و …) از کلیساهای رم بودند (توفيقي 1380: 165).

15) پروتستان‌ها با اعتراف نزد کشیشان و طلب آمرزش گناهان از آنان یا با شفاعت خواستن از مقدسان مخالفت کردند (زيبايي‌نژاد 1384: 253) و رسم بخشایش نزد آنان منسوخ شد (نوذري بي‌تا: 155).

16) ایمان تنها عامل نجات شمرده شد و اعمال صالح فقط موجب بالاتر رفتن درجات انسان نجات یافته و فزونی نعمت‌ها و مقامات او محسوب شد.

17) انسان ایمان­دار در مورد گناهان دادرسی نخواهد شد، زیرا برای گناهان خود در شخص مسیح(ع) و در صلیب او دادرسی شده است.

18) مارتین لوتر زیارت اماکن مقدس و حج و روزه و برگزاری مراسم دعا برای مردگان را به دلیل نداشتن نقش در نجات و در آبادانی بیش‌تر بهشت اعطا شده به انسان با ایمان مسیحی، منسوخ نمود (نوذري بي‌تا: 254).

19) پروتستان‌ها معتقد به داوری خصوصی درباره دین می‌باشند و از تساهل و تسامح، بسیار سخن می‌گویند و اعتقاد به «کلیسا کار را پیش می‌برد» و اینکه کلیسا به جای  مسیحی به همه جوانب امور اندیشیده است، ندارند (براون 1382: 308ـ3040).

20) پروتستان‌ها از بیعت با پاپ که خود را نایب  مسیح می‌دانست، سرباز زدند و فرقه­های جدیدی که انسان پایه­هایش را نهاد و نه خدا (آنگونه که مسیحیت کاتولیک مطرح می‌نمود) آفریدند. به همین دلیل آنان همواره بین خودشان اختلاف دارند و با شدت گرفتن اختلاف نظرها کلیساهای جدید ایجاد می‌کنند و از وحدت کلیسای کاتولیک در بین آنها خبری نیست. پروتستان‌ها به بیش از 260 فرقه تقسیم شده­اند.

21) بیش از هر چیز آنان به عقل مصلحت اندیش انسان، معتقد شدند.

22) آنان به خطاناپذیر بودن پاپ اعتقادی ندارند و معتقد به اصلاح شوندگی همیشگی کلیسا هستند و همین عدم پذیرش جزمیّت است که با قاطعانه­ترین وجه این آيین را از آيین کاتولیک جدا می‌کند.

23) آنان به صورت اعجاب انگیزی بر کسب ثروت تأکید می‌کنند و کسب ثروت را در قلمرو مشیت الهی قرار می‌دهند و موفقیت انسان در شغل را نشانة آمرزش الهی و بهشتی بودن او می‌دانند. ثروت زمانی ناپسند است که در جهت لذت دنیایی، تن­آسایی و وسوسه­های جسمانی باشد و چنین محدودیتی موجب انباشته شدن ثروت است (مهدوي‌زادگان 1377: 38). آنان ربا را پذیرفتند.

24) تمام روحانیون پروتستان مجاز شدند که تأهل اختیار نمایند و در میان آنان نه راهبی وجود داشت و نه زنان تارک دنیا و نه مردان دیر نشین (نوذري بي‌تا: 154).

پروتستانتیسم با این اصول در حقیقت زمینه انطباق مسیحیت با انسان متولد شده جدید در غرب اروپا را فراهم آورد. انسانی که در طی جریان عظیم تجارت دریایی بنیان تغییر ده که نظام فئودالی را به نظام بورژوازی تغییر داد و بنیان تولید را از کشاورزی به سوی تجارت و صنعت و بنیان روستا نشینی را به شهر نشینی و بنیان سکون فئودالی را به بنیان پر تحرک و منفعت طلبانه بورژوایی ، تغییر داد، به‌وجود آمده بود.

آيین پروتستان بیش‌تر توانست در زمینه­ای که توسط متفکران اومانیست به وجود آمد که مرجعیت کتاب مقدس و حاکمیت مطلق خدا بر انسان و در نتیجه حاکمیت مطلق نماینده او پاپ و کلیسا را به زیر سؤال می‌بردند، پیش برود، و پیوندی ناگسستنی با تحولات اقتصادی و تولیدی و تجاری و تحولات عمیق فکری و عقیدتی به‌وجود آمده داشت، به صورتی که بعض متفکران آن را مولود برخورد مسیحیان با تمدن اسلامی و آن را «مسیحیت اسلامیزه» شده می­دانند (شريعتي).

علم در تمدن اسلامی و قرون وسطی
علم در تمدن اسلامی و قرون وسطی

اصلاح­گران دینی با مشاهده گسترش اومانيسم در قرن پانزدهم میلادی تلاش كردند مفاهيم اومانيستي را وارد ساحت مسیحیت نموده و به صورت ديني نمايش دهند. جلوه ديني بخشيدن به مفاهيم غيرقدسي، خود راهي بود كه از سوي اين دسته به عنوان اصلاح خطاهای بزرگ کلیسای کاتولیک انتخاب گرديد و يا شايد برداشتي بود كه از سر صدق و برای اصلاح صورت پذیرفت. پروتستانیسم که  امروز در ساحت فرهنگ مسیحی حرف اول را می‌زند انسان منفعت جو و ثروت اندوز را به‌عنوان انسان مورد نظر خود تبلیغ می‌کند و گرایش به دنیا را ترویج و آبادانی دنیا و منفعت طلبی را به عنوان یک ارزش الهی معرفی می‌کند و پیروان خود را به سوی دنیا و دنیا جویی و دنیا سازی و تکاثر در اموال با توجیهات دینی فرا می­خواند.

بسياري از آرا و انديشه‌هاي اومانيستي كه بعدها در قرن 17 و 18 میلادی خلق شد به تبع دكترين‌هايي بود كه توسط اصلاح طلبان دینی در عصر رنسانس ارائه شده بود. اومانيست‌هاي دوره بعد به تدريج رنگ قدسي اين مفاهيم را نیز زدودند و صرفاً به آنها جامه دنيايي پوشاندند. از جمله بايد به موضوعاتي همچون قرار داد، ميثاق، فايده‌گرايي يا یوتيليتاريسم اشاره كرد كه قبلاً با نگره عقلانيت ديني مطرح شده بودند.

 

تحول در حوزه نگرش‌ها و گرایش‌های انسان جدید

در حوزة نگرش‌ها و گرایش‌ها نيز انسان ساخته شده در اين تمدّن دچار چند تحول اساسي و انتقال جدّي از تفکرات کاتولیکی قرون وسطایی گرديد (شجاعي‌زند  1381: 65).

کاتولیسيسم

تمدن غرب و اومانیسم و پروتستانتیسم

ارزش مداري     

فايدهگرايي

نوعدوستي

خودخواهي و خود محوری

حقیقتجويي

مصلحتانديشي

قبول ارزش‌های متعالی

انطباق با واقعیت

ماوراي طبیعت جویی

استخدام و تسلط بر طبیعت و لذت­جویی بی‌حد و مرز

آخرت جویی

کامیابی دنیوی

سعادتطلبي و تعاليخواهي و عاقبتانديشي

عافيت طلبي و لذتجويي و دم غنيمت شماري

طلب رضايت الهي

مطالبة خرسندي دنيوي

عدالتخواهي

اصالت منفعتطلبي و اصالت تلاش انسانها براي كسب آن و توجيه تكاثر در اموال

اطاعت از قرائت کلیسای کاتولیک از دین

 تابعیت از عقل خود بنیاد مصلحت اندیش

بی توجهی به زندگی مادی

توجه افراطی به آبادی زندگی دنیایی

ضدیت و بی­توجهی به علم و خرد انسانی

تقدیس آن

مرجعیت واحد کلیسای کاتولیک

مرجعیت متعدد کلیساهای ملی پروتستانی

انطباق با اصول اخلاقی

انطباق اصول اخلاقی با خواستها و تمایلات بشری

حاکمیت مطلق کلیسا بر زندگی اجتماعی

عرفی گرایی (سکولاریسم) و جدایی دین از سیاست

خدا محوری

محور شدن انسان و تعظیم او و تغافل از خدا

توجه به درون

توجه به بیرون (شجاعي زند 1381: 28)

علم ستیزی دینی

تقدیس علم و خرد ایستاده در برابر دین(ساينتيسم)  به عنوان ابزار سعادت دنیایی و توجه به پژوهش در طبیعت برای تصرف در آن (داوري اردكاني 1386: 147) و ابزاري شدن علم و وسيله كسب ثروت و قدرت گرديدن آن.

دینی بودن به معنی کاتولیکی و بی توجهی به غرایز انسانی

قطع ارتباط انسان با دین و مركز توجه شدن خواسته­ها و امیال و غرایز او

خود فراموشی و رهبانیت

رشد «فردگرايي» و «خود خواهی» و «خود محوری»

جزمیت کلیسا و محور شدن آن

تکیه بر وجدان فردی و تسامح و تساهل در دین

نقش پروتستانتیسم در تولد انسان جدید

نقش پروتستانتیسم در به‌وجود آمدن آراي و نظریات متفکران عصر جدید اروپا و تفسیر و توجیه زندگی و اهداف انسان منفعت­جوی رو به دنیا آورده و غافل از خدا بسیار گسترده است. جنبش اصلاح دینی با تکیه به وجدان فردی، علت مستقیم برخی دستاوردهای اصلی لیبرالیسم که مکتبی متکی به فرد به شمار می‌رود، گردید.  لیبرالیسم در دیدگاه بعضی متفکران، درواقع، روایتی این جهانی از این انگاره­ها بود و به عبارت دیگر می‌توان گفت: ليبراليسم يعني  «پروتستان­گرایی، بدون خدا» (آربلاستر 1388: 160).

ماکس­وبر و طرح مبنا بودن تفکر پروتستانتیسم در تشکیل نظام سرمایه­داری

تحولات فکری که تحت عنوان اصلاحات دینی به‌وجود آمد نقشی عظیم در گسترش اومانیسم و بشر محوری و دنیاجویی و ایجاد مبانی تمدن غرب داشت. در مذهب پروتستانتیسم میان تقوا و ثروت­جویی، نه تنها تضادی نیست بلکه آن دو متّحد یکدیگرند. به صورتی که به نظر ماکس وبر سرمایه‌داری بازتاب اجتماعی الهیات کالوینیستی است و نیرویی که نظام سرمایه­داری را به‌وجود آورد آیین منسوب به کالوین بود و بورژوازی پارسا یعنی بورژوازيی که تجارت را تکلیفی از جانب خدا برای برگزیدگان می‌داند (وبر 1374: 23).

3) انسانشناسي انقلاب اسلامي و تفاوت آن با انسان­شناسی تفریطی کاتولیسيم و انسان­شناسی افراطی پروتستانتیسم

هنر امام در انقلاب اسلامي، طرح شخصيت جامع انسان الهي و دعوت به بازگشت به «فطرت پاك الهي انسان» بود. اين شخصيت اگرچه بيشتر در رفتار عملي امام نمود پيدا كرد و موجب ارائه یک الگوی عملی برای انسان این عصر گردید امّا ابعاد تئوريك آن بيشتر در آثار شهيد مطهري به خوبي قابل مشاهده مي‌باشد.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *