تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / مقایسه انسان‌شناسی در قرون وسطی، تمدّن جدید غرب و انقلاب اسلامی – سید محمد هاشم پوریزدانپرست – قسمت اول

مقایسه انسان‌شناسی در قرون وسطی، تمدّن جدید غرب و انقلاب اسلامی – سید محمد هاشم پوریزدانپرست – قسمت اول

انسان و تفکر
انسان و تفکر

بنام خدا

سید محمد هاشم پوریزدان پرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست

 

مقایسه انسانشناسی در قرون وسطی، تمدّن جدید غرب  و انقلاب اسلامی

سید محمد هاشم پور یزدان‌پرست[۱]

چکیده: با تسلط تدریجی پاپ و کلیسای کاتولیک بر اروپا، قرونوسطی آغاز شد. افکار دنیاگریز و علم ستیز این مذهب شرایطی را به ‌وجود آورد که از آن به  عصر تاریکی یاد نموده­اند و انسانی تارک دنیا و رهبانیت پیشه و آخرت گرا به معنی کاتولیکی آن و علم گریز متولد شد. در عکس العمل به این تفکرات و شرایط حاصل از آن، معترضانی تفکرات انسان‌محورانه و مذهب پروتستان را به‌وجود آوردند که این تفکرات اعتراضی نقش بزرگی در گسترش تمدن مادی جدید و تولد انسان دنیا طلب منفعت جوی بریده از دین در این تمدن  داشت. با ظهور انقلاب اسلامی و طرح شعار نه شرقی و نه غربی، در برابر مکاتب حاصل از این تمدن که ادعای جهانشمولی و ادعای برتری و تسلط بر همه تمدن‌ها و سرنوشت انسان‌ها را داشت این مبانی فکری مورد چالش قرار گرفت و به‌وسیله رهبری انقلاب اسلامی هویت و شخصیتی الهی و معنوی برگرفته از اندیشه‌های اسلامی برای انسان مطرح شد که در عمل موجب تولد انسانی جدید به‌عنوان الگوی انسان در عصر ما گردید. بررسی و مقایسه این سه آیین با دیدی تاریخی هدف این تحقیق می‌باشد.

کلیدواژه‌ها: کاتولیک، پاپ، کلیسا، کتاب مقدس، پروتستانتیسم، اومانیسم، انسان، انسان‌شناسی، انقلاب اسلامی، اسلام.

سید محمد هاشم پوریزدانپرست - سفر مکه و حج . مدینه در کنار حرم مصطفوی و و در کنار مسجد مجاهدان بدر و احد و حنین
سید محمد هاشم پوریزدانپرست – سفر مکه و حج . مدینه در کنار حرم مصطفوی و و در کنار مسجد مجاهدان بدر و احد و حنین

مقدمه

انقلاب اسلامی در زمانی آغاز شد که تمدن غرب در اوج قدرت، شکوه و اقتدار خود واقع، و مبانی فکری آن بر اکثر ملل جهان حاکم شده بود  و دستگاه‌های آموزشی کشورهای گوناگون از جهت «سیستم آموزشی» و «نظام فکری» و «جهان‌بینی» و «انسان‌شناسی» شدیداً تحت تأثیر اصول و پایه­ها و زیربناهای این تمدن واقع گردیده و تولیدات فکری آن را به عنوان «قوانین جهانشمول» و به عنوان «علم» پذیرفته و «جرأت تفکّر» و «توان مستقل فکر کردن» را از دست داده بودند.

یک بررسی تاریخی

مسیحیت کاتولیک حاکم بر اروپا که عصر تاریکی در این قاره را با افکار تحریف یافته خود به‌وجود آورد،  دوبار شدیداً تحت تأثیر تمدن بزرگ اسلامی قرار گرفت: یک بار از غرب این قاره و در پی  مسلمان شدن مردم اندلس و سرمشق قرارگرفتن و تأثیرگذاری آنان در سراسر اروپا که  این برتری در طول پنج قرن حفظ شد تا به‌وسیله مهاجمین خارجی سرکوب گردید (هونکه ۱۳۷۶: ۶۴۳). بار دیگر از شرق قاره اروپا و در پی جنگ‌های صلیبی که به دستور پاپ اوریان دوم به بهانه آزادی زادگاه مسیح از دست کفار آغاز شد و توده­های مسیحی از کل قاره اروپا به سمت جنوب شرقی این قاره برای شرکت در جنگ به حرکت درآمدند و رویارویی «مسیحیت کاتولیک» با «تمدن اسلامی» موجب شد صلیبیون از نظر فرهنگی، بعضی از جوانب جذاب حیات اسلامی را در شرق به تجربه نشستند و سعی کردند در موقع برگشت به وطنشان از آنها اقتباس و تقلید کنند (وات ۱۳۶۱: ۱۰۳).

با تأثیر­پذیری توده­های مردمی از تمدن اسلامی که علم و خرد و اندیشه و سایر مبانی تمدنی، در سایه دین گسترشی اعجاب­انگیز پیدا نموده بود و آشنایی آنان با متفکران مسلمان از جمله ابوعلی سینا و فارابی و ابن رشد و ترجمه آثار علمی و فکری این متفکران و سایر دانشمندان مسلمان و مشاهده  پیشرفت اقتصادی و پیوستگی دین و دنیا در زندگی مسلمانان و تلاش و کوشش و تحرک اقتصادی آنان  با توجیه دینی و در ضمن آن وحدت اجتماعی، به شدت تحت تأثیر ابعاد گوناگون این تمدن قرار گرفتند و  به شک و شبهه و تردید در مبانی مسیحیت کاتولیک دچار شدند. کلیسا با مواجهه با تزلزل ایمان مسیحیان برای اولین بار برای دفاع از تفکر مسیحیت به عقل بشری آن هم از نوع ارسطویی آن روی آورد و فلسفه مَدرَسی را به‌وجود آورد.

گسترش تجارت دریایی با شرق جهان و سرازیر شدن ثروت‌های انبوه در اواخر قرون‌وسطی و در ابتدای قرون جدید به اروپا، آن هم پس از این تحولات و هدف قرار گرفتن کسب سود، شکّاکیّت در اصول مسیحیت کاتولیک در اروپای مسیحی شدت گرفت و در اروپا، به خصوص غرب آن، انسانی جدید متولد گردید که ضمن منفعت طلبی و تلاش فوق‌العاده برای کسب ثروت و استفاده از علوم برای این منفعت طلبی توانست زندگی خود را  مستقل از  نیروهای سیاسی و دینی  حاکم بر اروپا اداره نماید.

به دنبال این جریانات تمدن غرب با تفکّری انسان‌محورانه و گریز از خدا و دین و کلیسا و پاپ، و با مبنای علم‌پرستی و نهضت‌هایی با ادعای اصلاح طلبی دینی متولّد شد. با سلطه اروپاییان بر جهان در قرون بعدی این افکار به صورت مکتب لیبرالیسم و رهایی و بی‌قیدی افراد انسان‌ در کسب نفع و سود و امیال شخصی و اباحه­گری و تفکر ابزار انگاری علم برای کسب منفعت، شکل گرفت. تسلط تمدن غرب بر جهان موجب تحت تأثیر قرار گرفتن ملل دیگر شد، به صورتی که در جوامع اسلامی نیز متفکرانی به صورت مبلغان انگاره‌های تمدن غرب در آمدند و زیر پوشش اسلام به تبلیغ مبانی فکری آنان پرداختند. واژه­هایی چون پروتستانتیسم اسلامی، لیبرالیسم اسلامی، سوسیالیست‌های خداپرست،  راه طی شده، راه بشر، راه انبیا نشانگر این جریان می‌باشد.

در زمان پدیدار شدن انقلاب اسلامی در جهان، مکاتب به وجود آمده در تمدن غرب به عنوان مکاتب رقیب، مردم مسلمان کشور ما را به سوی خود دعوت می‌نمودند و نفوذ منافقانه آنان در مبارزات اسلامی در فاصله‌۱۵ خرداد ۴۲ تا پیروزی انقلاب و تلاش برای سرکوب و انحراف آن و تلاش متفکران اسلامی برای مقابله با آن، موجب آگاهی اسلامی و تشنگی برای بازگشت به هویت اسلامی در میان مسلمانان شیعه ایرانی که به مبانی اعتقادی خود پایبند بودند و آن را در معرض انهدام می‌دیدند، گردید و امام انسانی بود که به عنوان الگوی انسان جامع و کامل اسلامی ظهور نمود و قلب‌ها را متوجّه خود کرد و دیدگاه‌های مکاتب فوق الذکر در مورد انسان و الگوهای مطرح شده از جانب آنان را به چالش کشید.

اینک که پس از گذشت سه دهه و پشت سر گذاشتن حوادث کمرشکن و شکست توطئه­های گوناگون دشمنان سلطه­گر جهانی، ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی از جانب مجذوبین مکاتب غربی و زیر پوشش اصلاحات دینی با شبیه­سازی مبانی نظام جمهوی اسلامی و اندیشه­های امام راحل با حاکمیت کلیسا و حاکمین مدعی دین قرون‌وسطی و تفتیش عقاید و ریاکاری و فساد و ثروت اندوزی و خفقان آنان، متهم به پیمودن راه آنان و خواهان پروتستانتیسم اسلامی شده­اند، لازم است که آنچه در اروپای قرون‌وسطی و پس از آن در دوران رنسانس به‌عنوان اصلاحات دینی، به‌وقوع پیوست، مورد بررسی و کندوکاوی دقیق و بی‌طرفانه قرار گیرد.

سید محمد هاشم پوریزدانپرست - سفر حج عمره. 1390- عزم خانه خدا کرده بودیم. اما خدا از این سفر مقصودش عزم داشتن برای رسیدن به بندگی خود اعلام نموده بود. به حریم کعبه رفتم به درون رهم ندادند. که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
سید محمد هاشم پوریزدانپرست – سفر حج عمره. ۱۳۹۰- عزم خانه خدا کرده بودیم. اما خدا از این سفر مقصودش عزم داشتن برای رسیدن به بندگی خود اعلام نموده بود. به حریم کعبه رفتم به درون رهم ندادند. که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی

۱) مبانی انسان شناسی در مسیحیّت کاتولیک قرون وسطی

اصول و مبانی کلیسای کاتولیک (قرائت خاصی از دین مسیح که اعتقاد به واحد بودن مرجع برای تفسیر واحد از کتاب مقدس داشت) به‌طورخلاصه به صورت است:

۱)رابطه مستقیم انسان و خدا را نفی و ‌کلیسا را واسطه بین انسان و خدا قرار داده بود.۱

۲) اعتقاد به تثلیث که همین امر موجب پاره پاره کردن روح یگانه انسانی می­شد.

۳) انسان‌ را موجودی پلید و گناهکار و طبیعتش را ناپاک می‌دانست و بیان می‌داشت که تمام انسانها گناهکار به دنیا آمده­اند و تا زمانی که مراسم غسل تعمید را انجام ندهند و ایمان نیاورند، از آثار گناه رهایی نمی­یابند. آگوستین می­گفت: با گناه آدم در بهشت، سرشت انسان آلوده گشته به گونه­ای که تنها فیض الهی می‌تواند او را نجات دهد و تنها با کفاره شدن پسر خدا این گناه پاک می‌شود (دانستن ۱۳۸۶: ۲۶). آنان تمام انسان‌ها به جز عیسی مسیح را دارای گناه ذاتی می‌دانستند (زیبایی نژاد ۱۳۸۴: ۲۴۶).

۴) انسان قبل از غسل تعمید و پاکی از گناه ذاتی و مسیحی شدن شایستگی تعقل و درک مبانی دین را ندارد.

۵) راه بین دنیا و آخرت مسدود و برای رسیدن به بهشت آخرت می‌بایست زندگی دنیا ترک می‌شد.

۶) انسان مسیحی اجازه هیچ گونه مطالعه علمی و تحقیقی نداشت و هرگونه آزمون و تجربه در طبیعت به عنوان کفر و الحاد معرفی می‌شد.

 ۷) عقل انسانی برای درک دین، نفی و تسلیم بی‌چون و چرای مسیحیان در برابر تفکّرات کلیسایی و بینش مطرح شده از جانب آبای کلیسا از آنان خواسته می‌شد. [n1] پس از جنگ‌های صلیبی و تأثیرپذیری مسیحیان از افکار متفکران مسلمان، عقل ارسطویی برای دفاع از دین به کار گرفته شد. از نظر آنسلم از بنیانگذاران فلسفه مَدرَسی، عقل نه برای تعریف ایمان مسیحی که بر اساس مکاشفه بود، بلکه به عنوان روشی برای دفاع از ایمان مسیحی و درک عمیق‌تر آن وارد الهیات شده بود (زیبایی نژاد ۱۳۸۴: ۳۰۵).

۸) در کلیسای کاتولیک تنها پاپ بود که صلاحیت تعیین حکم شرعی در قالب تعیین اعمال نیک را داشت و تمام کلیساها ملزم به تبعیت از وی بودند. مخالفت با احکام شرعی گناه محسوب می‌شد. انسان با ایمان پس از ارتکاب به گناه به سبب برخورداری از نجات باید با توبه و اعمال صالح راه را هموار می‌کرد (زیبایی نژاد ۱۳۸۴: ۳۹۷).

۹) رابطه ایمان و علم و خرد انسانی نفی می‌شد و همزمان با حاکمیت مسیحیت در صحنه اجتماع بدبینی  نسبت به علم و خرد بشری در حیطه دین منجر به سرکوب اصحاب علم و اندیشه و سرکوب آنان گردید.

۱۰) زندگی دنیایی انسان نفی و بعد غریزی وجود او نادیده گرفته می‌شد و گوشه‌نشینی در صومعه‌ها و دیرها تقدیس و رهبانیت ابداع شد.

۱۱) شریعت کامل و قانون الهی جامع برای زندگی انسانی وجود نداشت و مؤمنین مسیحی در این دنیا در بسیاری از زمینه­های مورد نیاز زندگی انسانی چه در حیطه فردی و چه در حیطه اجتماعی بلاتکلیف گذاشته شده بودند.

۱۲) آموزش کلیسایی مبتنی بر آن بود که حضرت مسیح و قدیسان‌، پرهیزگارانه زیسته‌اند، لذا توشه فراوانی از نیکی فراهم نموده‌اند و پاپ که از قدیسان است، میتواند بخشی از این ذخیره را به انسان‌های گنهکار بدهد. از این‌رو انسان گناهکار می‌توانست با دادن آنچه کلیسا تجویز می‌کرد به بخشش پاپ نائل آید (توفیقی ۱۳۸۰: ۱۶۳).

۱۳) پاپ و کلیسا که مفسرانی معصوم پنداشته می‌شدند مرجع انحصاری تفسیر کتاب مقدس بودند و به انسان‌های عوام اجازه آموزش و تفکر در آن داده نمی‌شد و آنان را در نادانی باقی گذارده بودند (توفیقی ۱۳۸۰: ۱۶۳). تا قرن پانزدهم تنها روحانیون کاتولیک مجاز به مطالعه کتب مقدس بودند.

 ۱۴) جزمیت و معصومیت و خطا ناپذیری پاپ به عنوان نایب مسیح  بارزترین ویژگی آیین کاتولیک بود و لذا انسان مسیحی موظف به اطاعت کامل از پاپ و مقامات کلیسایی بود و جامعه کلیسایی از انحرافات مصون می‌دانستند و مدّعی بودند که این جامعه مشمول هدایت روح القدس بوده و او آنها را از خطا مصون می‌دارد.

۱۵) وجود واسطه میان انسان مسیحی و خدا و اعتراف دائم آنان به گناه نزد آبای کلیسا و پذیرش آن به‌عنوان یکی از احکام کلیسای کاتولیک واجب تلقی می‌شد. انسان خود و بدون واسطه فیض، نمی‌توانست مورد آمرزش خداوند قرار گیرد و پاپ به‌عنوان نماینده خدا و کشیش به‌عنوان واسطه او باید این کار را انجام می­داد.

۱۶) برخلاف سایر ادیان که معتقدند انسان خود برای گناهانش باید کاری انجام دهد، کلیسای کاتولیک معتقد بود که خدا خودش برای کفاره گناهان بشر کاری انجام داده است.

۱۷) تنها راه نجات انسان، ایمان است و مرگ مسیح، موانعی را که در راه خدا وجود داشت، بر طرف ساخت و تنها مانعی که وجود دارد، رد کردن عمدی نجات توسط خود انسان است. پس برای نجات یافتن باید مسیحی بود و انسان از طریق کلیسا که توزیع کننده فیض با ابزار شعائر است می‌تواند نجات یابد (دانستن ۱۳۸۶: ۲۰).

۱۸) افعال و نیّات خوب و بد و  شایستگی و تلاش انسان در تغییر سرنوشت مقدّر او بی‌تأثیر تلقی می‌شد و بر ایمان صرف و بی‌نیاز از عمل تأکید می‌گردید. انسان مسیحی به واسطه ایمان به مسیح(ع) فقط از برکت کفاره نیابتی مسیح که نجات است، بهره­مند می‌شد و دعا و توبه و اعمال­صالح، فقط موجب دریافت نور الهی و بهشت انسان مؤمن در جهان آخرت را که تنها به سبب ایمان به وی عنایت می‌شد آبادانی بیش‌تر می‌بخشید (زیبایی نژاد ۱۳۸۴: ۳۹۷). از نظر پولس، ایمان واقعی، یعنی تسلیم شدن بی­قید و شرط به مشیت و احسان الهی است و اعتقاد ذهنی در آن هیچ نقشی نداشت (شجاعی زند ۱۳۸۱: ۲۲۷) و همین امر موجب درون‌گرایی مفرط انسان مؤمن مسیحی شده و موجب جدایی میان تعلّقات ایمانی و  حیات دنیوی او را فراهم می‌آورد.

۱۹) کتاب مقدس و سنّت دو منبع کشف حقیقت برای انسان محسوب شده و جدایی­ناپذیر بودند.

۲۰) کلیسا همان‌گونه که معتقد به عصمت کتاب مقدس (کتب عهد قدیم و جدید) در زمان تألیف به دست نویسندگان بود در بستر زمان هم کتاب را مصون از تحریف می‌شمرد.

۲۱) عدم اعتقاد به اسماء الحسنی و تک ساحتی شدن خدای سه­گانه انسان مسیحی در اب، ابن و روح القدس.

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام

زمینه­ها و دلایل گریز از کلیسای کاتولیک به سوی انسان­محوری و دین­گریزی

۱) تحقیر انسان به جرم آلودگی به گناه ذاتی: آگوستین در پاسخ به چگونگی راه یافتن گناه در میان بشر، ذاتی بودن گناه را مطرح می‌نماید. این عقیده اگوستین سبب شد که او به تقدیر الهی (جبر) معتقد شود (زیبایی نژاد ۱۳۸۴: ۳۸۹) . بر اساس این آموزه پس از آن که آدم و حوا به وسوسه شیطان گرفتار شدند و از درخت معرفت نیک و بد خوردند و گناه به تمام نسل بشر راه یافت، ذات انسان فاسد و انسان مقصر شد (زیبایی نژاد ۱۳۸۴: ۳۸۶). امّا اطاعت کامل مسیح ــ  نماینده­ای از نژاد انسانی که به کمال رسید ــ نافرمانی آدم را خنثی کرد. انسان تازه تولد نیافته در مسیح، از خود چیز نیکویی ندارد تا خدا را راضی کند و نمیتواند وضعیت خود را تغییر دهد (زیبایی نژاد ۱۳۸۴: ۳۸۶).

۲) فساد کلیسای کاتولیک و ابداع رهبانیت: در اوایل قرن چهارم، مسیحیت پس از چند قرن سرکوب و انزوا به دین رسمی امپراطوری روم تبدیل شد و به تدریج حاکمیت بر اروپا را در اختیار خود گرفت. ثروت و رفاه به جامعه مسیحیان و به کلیسا راه یافت و دنیاگرایی و فساد و منصب فروشی و ریاکاری کام بسیاری را تغییر داد.

مهم­ترین ویژگی کلیسای قرون‌وسطی به‌خصوص از قرن نهم به بعد فساد شدید در تشکیلات کلیسایی است (کرنر: ۱۹۹۴ به نقل از زیبایی‌نژاد ۱۳۸۴: ۳۰۳). و همین  امر موجب شده که نهضت رهبانیت از قرن چهارم به بعد در مقابله با فساد کلیسایی و همچنین برای حفظ اعتقادات غیر رسمی شکل گرفت (زیبایی نژاد ۱۳۸۴: ۲۹۶). عده­ای از مسیحیان که احساس می­کردند زندگی فداکارانه مسیح(ع) را دنبال نمی­کنند و باید با ریاضت و زهد به تقویت ایمان خود اهتمام بورزند،  و به الوهیت مسیح اعتقاد نداشتند (زیبایی‌نژاد ۱۳۸۴: ۱۱۳) و به دنیاگرایی دستگاه روحانیت مسیحیت نیز اعتراض داشتند، رهبانیت را ابداع نمودند (شجاعی زند ۱۳۸۱: ۳۰۶) و عزلت در بیابان را برگزیدند تا در آنجا دعا و زهد را در زندگی انفرادی خود تجربه کنند (بستانی ۱۹۰۰ : ۶۸۸ به نقل از زیبایی‌نژاد ۱۳۸۴: ۱۱۰).

۳) ثروت­اندوزی کلیسا: در قرون وسطای متأخر مقام پاپی رُمی به نخستین و بزرگ‌ترین قدرت مالی اروپا تبدیل شد و پاپ‌ها برای خواسته­های دنیوی خود مبنایی معنوی قائل بودند، اما برای جمع­آوری درآمد از هر وسیله­ای که در اختیار داشتند، از جمله تکفیر استفاده می‌کردند (کونگ ۱۳۸۴: ۱۷۱).

ثروت کلیسا همچون آفتی عفن موجبات تباهی و فساد کشیشان و دستگاه پاپی را فراهم آورد. این ثروت‌ها از طریق فروش آمرزش­نامه و نذورات و وقفیات و عشریه درآمدهای اضافی مؤمنان و تجارت و کشاورزی و… به دست می‌آمد (شجاعی زند ۱۳۸۱: ۳۰۵).

یکی از زشت‌ترین و ناهنجارترین آفت‌های کلیسا در قرون­وسطی فروش منصب‌های روحانی و امتیازات کلیسایی بود و اسقفان و پاپ‌ها و کشیشان تقریباً تمام نقش‌های مهم کلیسایی را در انحصار خود داشتند (توفیقی ۱۳۸۰: ۱۶۳) به دنبال این جریان فساد اخلاقی فردی در میان کشیشان و راهبان و به تبع آن در میان توده­های مردم مسیحی  به شدّت رواج یافت.

۴) برپایی محکمه­های تفتیش عقاید و دانایی: با آغاز عصر شکاکیّت در اروپا به دستور پاپ اینوسان سوم، کلیسا اصل جدیدی را وارد قوانین عمومی اروپا کرد که هر پادشاه تاج خود را به شرط از بین بردن کفار(مسلمانان) و ملحدین و مرتدین (مسیحیان تحت تأثیر مسلمانان) در خطه خود به دست می­آورد. دستگاه جستجو و کشف کفار و بی­دینان و ملحدین ( محکمه­های تفتیش افکار و عقاید) از حدود قرون ۱۱ میلادی در اروپا برپا بود (شجاعی زند ۱۳۸۱: ۳۰۷) و با تقاضای ژاک اول پادشاه آراگون از پاپ گرگوار نهم (مارتینلی ۱۳۷۸: ۱۲) و در سال ۱۲۳۳ میلادی یعنی ۱۳۸ سال پس از آغاز جنگ‌های صلیبی و ۵۰ سال قبل از پایان آن رسماً تشکیل یافت (زیبایی‌نژاد ۱۳۸۴: ۳۰۷) و تا ۱۴ قرن ادامه یافت و در این مدت میلیون‌ها انسان تکفیر و تحت تعقیب آن قرار گرفتند و به شکنجه­ و زندان و تبعید و قتل‌های وحشتناک از جمله زنده زنده سوزانده شدن و ضبط اموال محکوم گردیدند. تنها در طی سال‌های ۱۴۸۱ تا ۱۴۹۹ بنا به دستور محکمه تفتیش ۱۰ هزار نفر را سوزاندند و ۶۸۰۰  نفر را شقه نمودند و ۹۷ هزار نفر را زیر شکنجه کشتند (شکیب ۱۳۷۰: ۳۷).

۵) فروش آمرزش­نامه وسیله بخشش گناهان: فروش آمرزش­نامه بر اساس این تفکر که به واسطه قدرتی که مسیح به پطرس داده بود و او به پاپ‌ها و کشیش‌ها تفویض نموده، آنان صلاحیّت داشتند که کسانی را که به گناه خود اعتراف می‌کنند با تعیین کفاره­ای برای جرایمشان ببخشند (زیبایی‌نژاد ۱۳۸۴: ۳۰۸). عمده­ترین دلیل گسترش فساد اخلاق در میان توده­های مردم مسیحی بر خلاف سایر جوامع همین جریان بود، زیرا فروش آمرزش‌نامه فساد را توجیه و آن را از طبقات برگزیده اروپای مسیحی به درون توده­های مردم کشاند و نهادینه نمود.


۱٫ عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز، دانشکده اقتصاد و مدیریت و علوم اجتماعی. hashim.yazdan@gmail.com E-mail:

این مقاله در فصلنامه علمی پژوهشی متین به چاپ رسیده است.


 [n1]مبهم است

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *