تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / بررسی علل رشد علمی در « تمدّن اسلامی » و « تمدّن غرب » و بررسی علل عقب‌ماندگی علمی« اروپا در قرون وسطی » سید محمد هاشم پوریزدانپرست – قسمت سوم

بررسی علل رشد علمی در « تمدّن اسلامی » و « تمدّن غرب » و بررسی علل عقب‌ماندگی علمی« اروپا در قرون وسطی » سید محمد هاشم پوریزدانپرست – قسمت سوم

علم در تمدن اسلامی
علم در تمدن اسلامی
سید محمد هاشم پوریزدان پرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کشفیّات بنیادین تمدّن غرب

۱ – کشف توان عظیم علم برای کمک به کسب ثروت: با جرأت می‌توان گفت: هیچ یک از کشفیّات در ۵۰۰ سال اخیر، مانند کشف « توان عظیم علم برای کمک به کسب ثروت »، در تاریخ تمدّن جدید اهمیّت و تأثیر نداشته است.

در تمدّن اسلامی، بسیاری از شیمیدانان برای کسب ثروت به دنبال کشف کیمیا بودند تا با تبدیل مس به طلا بتوانند به آرزوی ثروتمند شدن خود پاسخ گویند. امّا در تمدّن غرب با شروع تجارت با شرق جهان، مشتاقان کسب ثروت و منفعت که هر روز بیش از پیش با به دست آوردن ثروت از تجارت بر اشتیاقشان افزوده می‌شد، با به کار گرفتن نتایج حاصله از علم که در اروپا رو به پیشرفت بود در حقیقت کیمیای خود را یافتند و آن را به خدمت منفعت طلبی و ثروتجویی خود درآورده و به کیمیای خود رسیدند.

 بدین گونه :

– علوم تجربی، ابزار کسب راحت‌تر و سریع‌تر و بیشتر ثروت شد ( ثروتی که جستجوگران کیمیا هیچ‌گاه نمی‌توانستند حجم عظیم آنرا در ذهن خود نیز تصوّر نمایند.)

– اندیشه و خرد درخدمت تسهیل مدیریّت بر اجتماع و اقتصاد و سیاست با نتیجه کسب منفعت این طبقات و پیدا کردن راههای تسلّط و حاکمیّت آنان بر ملل جهان و منابع و بازارهای وسیع وگسترده اشان قرارگرفت.

–  اصلاح دینی نیز در حقیقت موانع روحی و عقیدتی و اخلاقی دنیا گریزانه مسیحیت کاتولیکی را از سر راه این نظامها، برداشت و انسانها را برای کسب ثروت و انطباق با شرایط جدید تشویق و تحریک و راهنمایی نمود۶۱ و آنانرابا رفع مانع اخلاق متّکی به دین، در خدمت منافع حاکمان نظام بورژوازی و  حاکمان نظام سرمایه داری درآورد.

ارابه نظام بورژوازی منفعت ‌طلب با بکارگیری سه اسب قدرتمند به حرکت درآمد:

الف ـ علوم تجربی.

ب ـ خرد و عقلانیّت ابزاری.

ج ـ اصلاح جهت‌دار و ابزاری دین مسیحیّت کاتولیک.

در حقیقت « علم » و « خرد » و « دین » ابزاری شد و در خدمت منفعت‌طلبان نظام بورژوازی که در مسابقه کسب ثروت از شرق جهان، هر روز حریصتر می‌شدند، قرار گرفت.

ظهور تفکّرات ماکیاولی بخصوص اصل اساسی آن: هدف وسیله را توجیه میکند، در علم سیاست. ظهور اندیشه های مرکانتیلیستی و توجیه کنز طلا، در علم اقتصاد و ظهور تفکّرات لیبرالیستی و اصالت فرد در دنیای تفکّر اقتصادی و سیاسی و اخلاقی و اجتماعی،  همه در همین چهارچوب قابل توجیه می‌باشد.

۲- کشف قدرت ابزار سازی علم: دوّمین کشف بزرگ تاریخ تمدّن غرب، کشف « قدرت ابزارسازی علم » بود و این موضوع با کشف قدرت بخار و سپس اختراع ماشین (بر اساس این کشف) حاصل شد و  در مراحل بعدی نیز پژوهشهای علمی برای توسعه دادن و کیفیّت بخشیدن به اختراعات و ابداعات به کار رفت. و اصولاً هیچ یک از اختراعات در دنیای جدید بدون آماده شدن شرایط علمی آن اتّفاق نیفتاده است و جایگاه هر اختراع و هر پیشرفت فنّی دقیقاً در جایگاه تاریخی پیشرفت علوم مربوطه غیر قابل تغییر است. بطور مثال آزمایشهای الکترو مغناطیسی « فاراده » ، به اختراع دینام و سایرماشینهای الکترو مغناطیسی انجامید وکشف « پاستور» که تخمیر و گندیدگی و بسیاری از بیماریها ناشی از کنش موجودات زنده بسیار ریز است، نتایج بسیار مهمّی در صنعت پزشکی و جراحی به بار  آورد

 این نکته را  نیز نباید از نظر دور داشت که پیشرفتهای فنّی و هر یک از اختراعات و   اکتشافات، خود زمینه بعدی پیشرفت علوم تجربی را فراهم آورده اند. به عبارت دیگر توسعه اختراعات و اکتشافات و  پیشرفتهای فنّی در پیشرفت علوم تجربی و حتّی علوم محض تآثیر متقابل داشته اند. بطور مثال پژوهشهای ریاضی « مکسول » در امواج    الکترو مغناطیسی، به اختراع تلگراف و تلفون بدون سیم منجر شد و این فنون خود مسائل تازه ای پیش روی فیزیکدانان گذاشت و آزمایشهای « مندل » در باره وراثت در نخود به پرورش منظّم گیاهان و به پیدایش انواع تکامل یافته ای از گندم وغلّات دیگر و نیز منجر به کشف اصول حاکم بر توارث بعضی از صفات نوعی گیاهان و جانوران گردید

اهمیّت کشف ابزار سازی علوم در این بود که به مرور به نظام بورژوازی « توان تولید حجم عظیم کالا » را داد و این نظام را به نظام سرمایه‌داری تبدیل نمود، نظامی که دیگر نه بر تجارت ساده بورژوازی، که بر تولید حجم عظیم کالا و فروش آن در بازار بی‌نهایت شرق متّکی شده بود و این جریان صرفاً از پیشرفت علوم تجربی و پیشرفت مولود آن، تکنولوژی بوجود می آمد و در این زمان است که نظام سرمایه داری برای پیشرفت خود به ایندو متّکی میگردد و پیشرفت ایندو نیز متقابلاً به پیشرفت وتوسعه نظام سرمایه داری کمقصود پیشرفت توان کسب ثروت و قدرت وبالا رفتن کارآیی ومدیریّت است متبکی میگردد ورابطه ای متقابل با یکدیگر پیدا مینمایند. و « تولید » نیز به دلیل اینکه در صورت عدم فروش منتج به بحران اقتصادی می‌شد، لذا باید سرزمین‌های گوناگون در اختیار گرفته می شد و به « بازار مصرف » مطمئن تبدیل میگردید و با توجه به کمبود مواد اوّلیه مورد نیاز در غرب اروپا، آنهم برای چنین حجم عظیمی از تولید، لازم بود که در کشورهای در اختیار گرفته شده، تولید بومی محصولات، منهدم می‌شد و آنان به تولیدکنندگان مواد اوّلیه مورد نیاز نظام سرمایه‌داری، تبدیل می شدند.

 بدین صورت استعمار سرزمین‌ها با اختراع ماشین بخار (و استفاده از نیرویی غیر از ماهیچه انسان و حیوان در تولید کالا برای اوّلین بار در تاریخ بشر) آغاز شد و انقلاب صنعتی که در دامان گسترش علوم تجربی متولّد شده بود به استعمار ملّت‌ها منجر گردید و بنیاد تولید سنّتی آنها را  منهدم نمود و این ملّت‌ها از یک سو به تولید کنندگان مواد اوّلیّه و از سوی دیگر به مصرف کنندگان کالاهای تولیدی نظامهای فوق، تبدیل گردیدند و خود از جهت توسعه راه قهقرا را در پیش گرفتند.

حذف بازارهای هند و چین و سایر کشورهای مستعمره از تاریخ اروپا، به معنی حذف           « پیشرفت علوم مختلف از جمله علوم تجربی » و حذف مولود آن « تکنولوژی» و حذف       « انقلاب صنعتی » در اروپا می‌باشد.

تحوّلات عمده قرون بعد که به نظام سرمایه‌داری ابعادی تازه بخشید نیز مولود پیشرفت « علوم تجربی ابزاری شده » و بکارگیری « دانشمندان ابزاری شده » بود و تمام این تحوّلات با دست دانشمندان این رشته‌ها و با تلاش آنان به ثمر نشست و سرمایه‌داران در راه کسب سود بیشتر  و  پیشی گرفتن از رقیبان، آنان را  از سر اجبار ونیاز به خدمت خود گرفته و در این راه بسیج نمودند. به همین دلیل  شرکتهای بزرگ جهانی مبالغ کلانی  را در این رابطه در مؤسسات تحقیقاتی و آزمایشگاه ها و کارگاه های وابسته به خود  هزینه مینمایند و اختراع و اکتشاف را بصورت سازماندهی شده و برنامه ریزی شده و بصورت یک کالا، تولید مینمایند و کسب منفعت حداکثر و پیشی گرفتن از رقیبان، با تولید اختراع و اکتشاف که مبنای آن پیشرفت علوم محض وعلوم کاربردی است     رابطه ای تنگاتنگ یافته است.

سید محمد هاشم پویزدانپرست
سید محمد هاشم پویزدانپرست

علم اقتصاد سرمایه داری موجِد بیعدالتی

پذیرش رفتارعقلایی درعلم اقتصاد که به معنی حداکثر جویی منفعت شخصی و پذیرش تنازع بقا اقتصادی میان انسانها در دنیای تفکر وایده های اقتصاد لیبرالیستی است و نتیجه آن پذیرش و توجیه انتخاب اصلح در دنیای واقعی میباشد، در حقیقت پذیرش هرگونه رفتار خارج از هرگونه ضوابط اخلاقی از جانب سرمایه داران قدرتمند پیروز در رقابت اقتصادی بود ( ثروتمندانی که از جهت ثروت  در تاریخ بشریّت بینظیر بودند).

بی عدالتی نیز یکی از نتایج حاصل از این تنازع بود که به عنوان نتیجه ضروری  این رفتارها  در جهان و نیز در خود جوامع سرمایه داری پدیدار و به شدّت گسترش یافت، بصورتی که مکاتب سوسیالیستی و در نهایت مکتب مارکسیسم که مدّعی  پیروی از علم و فلسفه علمی بود برای مقابله   با این بی عدالتی در کشورهای اروپایی، در قرن نوزدهم شکل گرفت و در دوران جنگ اوّل درکشور روسیّه پیاده شد و در دوران پس از جنگ جهانی دوّم، بعنوان رقیب بزرگ نظامهای سرمایه داری خود را نشان داد.

        در طی دوران پس از جنگ با توجه به خطرتفکّرات سوسیالیستی و برای جلو گیری ازشورشهای کارگری و شورشهای اجتماعی و برای جلو گیری از  پیروزی سوسیالیسم نظام سرمایه داری بر سر عقل آمد وکارگران را در جزئی از سود کسب شده، شریک نمود.

       در حال حاضر با فروپاشی شوروی،  بی عدالتی که ضروری نظامهای سرمایه داری است، با ظهور پدیده جهانی شدن، که حاصل سه پدیده مهمّ:

        ۱- گسترش وسایل ارتباطی وارزان شدن آن.

۲- اختراع وسایل حمل ونقل سریع و ارزان.

۳- کامپیوتری شدن امور و بالا رفتن کاراییانسان وکارایی او در تولید کالاها.

است و « جستجوی منفعت بیشتر » و «  استفاده از کارگر و متخصص و مدیر ارزانتر»  با امکانات ارتباطی و کامپیوتری گسترده و « امکان گسترده شدن واحدهای تولیدی یک شرکت در نقاط مختلف جهان » و « استفاده آنان از کسانی که  کارایی بیشتر دارند ودستمزد کمتر طلب می کنند »، زمینه بی عدالتی، مجدداً  نه تنها به مردم جهان بلکه به مردم کشورهای غربی تحمیلشده است.  مخالفت مردم غرب با جهانی شدن که در حقیقت مولود پیشرفت علوم و تکنولوژی است  از همین جریان سرچشمه میگیرد.

پیشرفت علوم وفناوری در دامان سرمایه داری منفعت طلب، چهار ابزار مهمّ دراختیار بشر قرار داده است:

۱-    ثروتمندی

۲-    قدرتمندی

۳-    آگاهی

۴-    کارایی

امّا تنازع بقا پذیرفته شده در این نظام، منجر به «‌‌ عدم عدالت در توزیع آنها » و  « قربانی شدن اکثریّت انسانها » در جهان معاصر گردیده است.  « الینه شدن انسانهای غربی»، « از هم پاشیده شدن خانواده ها »، تبدیل انسانها به « ماشین مصرف » و «  ابزار رشد تولید »  و « ابزار  پیشی گرفتن از رقیبان »  و« فقر» و « عقب ماندگی » در کشورهای جهان سوّم و « جنگها » و  « خشونتها » در جهان معاصر، نتیجه همین تنازع بقا میباشد.

پیشرفت علوم تجربی به عنوان پایهپیشرفت فنّی و اختراع و اکتشاف: به دلائل فوق شرکتهای بزرگ چند ملّیّتی داوطلبانه هزینه آموزش و تحقیقات بسیاری از دانشگاههای غربی را بعهده میگیرند و این را به خوبی میدانند که فارغ التحصیلان این دانشگاهها، مدیران و مهندسان و متخصصان آینده شرکتهایشان خواهند بود و هر هزینه ای برای تربیت بهتر آنان، در حقیقت نوعی سرمایه گذاری برای آینده منافع  خود آنها خواهد بود.

حاکمان نظامهای سرمایه داری و صاحبان شرکتهای عظیم  چند ملّیتی آنها، با تشکیل مؤسسات تحقیقاتی و در خدمت گرفتن دانشمندان ومحقّقان و مدیران تربیت شده در این دانشگاهها، مالک ثروتهایی شده اند که عظمت آن ثروت قارون را که کلید گنجهایش را جوانان دارای قدرت حمل می‌نمودند۶۲، شرمنده خود ساخته است.

پیشرفت علوم و تجمّع کشفیّات در زمینه هر علم، خود در هر مرحله به کشفیّات جدیدی منجر میشد که دوران جدیدی را در آن علم بوجود می آورد و پیشرفت بیشتر در هر علمی زمینه های تازه ای درعلوم دیگر را می گشود.

تولید سازماندهی شده وجمعی علوم وابداعات

پدیده قابل توجهی که در دنیای تولید علم و اندیشه  و اختراع و اکتشاف و پیشرفت تکنولوژی، میتوان مشاهده نموداین بوده است که با ابزاری شدن موارد فوق در دنیای سرمایه داری و با گسترش رقابت میان رقیبان و با انگیزه پیشی گرفتن ازآنها که هر لحظه درحال نزدیک شدن بودند و نیروی محرّکهرقابت اقتصادی موجود برای هر یک و فشرده شدن تلاشها برای پیشی گرفتن از رقیبان و لزوم سازماندهی تمام امکانات، تولید فردی علم و اندیشه و تولید ابداع و اختراع و فناوری ( چه با انگیزه های فردی مادی وچه با انگیزه علم دوستی و کنجکاوی )  به سوی تولید سازماندهی شده و برنامه ریزی شده و جمعی منطبق با نیازهای رقابتی تبدیل شد و تولید موارد فوق بصورت کالاهایی که باید آنرا به دست آورد و برای جلوگیری از دسترسی رقیبان و در نتیجه حفظ برتری خود، آنرا چون جان حراست وحفاظت نمود، تبدیل شد و همین جریان موجب گردهمایی دانشمندان بزرگ در مراکز پژوهشی و تحقیقاتی و جایگزینی آنها به جای نوابغ بزرگ مانند پلانک و انیشتن و شرودینگر و بوهر شد. این جریان موجب پیشرفت در علوم مختلفه و در پی آن گسترش تکنولوژی بود وحاصل آن ثروتمند شدن و رشد کارایی وآگاهی و گسترش ارتباطات و حمل و نقل ارزان و سریع و کم شدن فاصله ها شد.

در کل اکتشافات در زمینه علوم محض و اختراعات و ابداعات در زمینه تکنولوژی، از اواخر قرن بیستم نتیجه تحقیق گروهی بوده و نتایج مهمّ و وسیع و گسترده ای را بوجود آورده است. به همین دلیل قرن بیستم دوران بیشترین توسعه در علوم پایه ( فیزیک، شیمی، زیست شناسی وعلوم پایه پزشکی ) و نیز دوران بیشترین پیشرفت در علوم کاربردی ( کشاورزی، طب، بهداشت، انرژی، محیط زیست و علوم مرتبط با کره زمین ) بوده و پیشرفتهایی کاملاً اساسی و قابل توجه در این علوم حاصل گردیده است. مانند:

– نظریه های کوانتوم، نسبیّت، ضد ذرّات، فضا، زمان خمیده:  در نیمه اوّل این قرن.

– نظریه های مدلهای استاندارد ارائه شده (در فیزیک ذرّات بنیادی )، مدل انفجار بزرگ( در اختر فیزیک )، ساختمان شناسی سطح (در علوم زمین شناسی) و مدل مارپیچ مضاعف ( در زیست شناسی ): در نیمه دوّم آن.

تکنولوژی پیشرفته نیز در دامان پیشرفت علوم پایه در زمینه های مختلف به پیشرفت های اعجاب انگیز دست یافت۶۵. این زمینه ها عبارتند از:

۱- مواد جدید از جمله مواد مرکّب و ابر رسانه های بالا

۲- علوم ارتباطی:

                   الف: میکرو الکترونیک ( از جمله توسعه نرم افزار، ریز پردازنده ها، طراحی  به کمک رایانه و ساخت میکرو چیپس ها )

                    ب: فوتونیک ( شامل لیزر و فیبر نوری )

۳- علوم فضائی

۴- مواد دارویی و شیمیائی ظریف

۵- بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی که شکوفایی آن در قرن حاضر اتّفاق خواهد افتاد و انقلابی عظیم در روشهای کشاورزی، انرژی و پزشکی و ساخت انواع مواد با خصوصیّات جدید بوجود خواهد آورد.

۶- انرژیهای نو و ارزان.

صنایع نظامی نیروی محرّکه پیشرفت علم وتکنولوژی

صنایع نظامی به عنوان بزرگترین زمینه رقابت میان سرمایه داران و نیز میان نظامهای سرمایه داری (بخصوص ازاوایل قرن بیستم که سرزمینهای جهان تحت استعمار تعدادی از آنها در آمده و بقیه از آن محروم مانده بودند) در آمد. رقیبان جدید، مانند کشور آلمان، باتوسل به قدرت نظامی، در پی تقسیم مجدد جهان به نفع خود بودند و همین باعث شد که رقابت علمی و تکنولوژیک به سوی این صنعت هدایت شود و در طی قرن بیستم استفاده از علم و تکنولوژی در این صنعت که شدید ترین رقابت در آن حاکم بود به نیروی محرّکه پیشرفت علم و تکنولوژی در سایر رشته ها تبدیل گردید، بصورتی که در حال حاضر این صنعت به پیشتاز تولید اختراع و ابداع و اکتشافات علمی و نیز به مصرف کننده مهمّ علوم مختلفه، تبدیل شده است و موتور محرّکه پیشرفت بسیاری از علوم نیز گردیده است.

رابطه تکامل بخشی و رابطه سرعت بخشی متقابل میان رشد علوم و رشد تکنولوژی، موجب شده است  «علم » و « تکنولوژی »  هر دو با گذر زمان، با تصاعدی هندسی و با کاهش زمان هر تصاعد، رشد یابند و تحوّلات گسترده ای  را در زندگی بشر بوجود آورده و در آینده بوجود    خواهند آورد آنچه باعث تأسف است این است که با توجه به حاکمیّت  صاحبان سرمایه بر سرچشمه های این تحوّلات، یعنی در اختیار داشتن مراکز تحقیقاتی و پژوهشی، آنان برندگان اصلی این جریان خواهند بود.

 این تحوّلات عبارتند از:

۱ـ تنوع‌بخشی بی‌سابقه در تولید کالاها و نوآفرینی کالاها، که  این امر در حال حاضر چنان گسترده شده است که مصرف کننده کالاها هنوز آنرا نخریده است باید در فکر تعویض آن با نوع برتر باشد ( مانند کامپیوتر )  و کالا نقش رفع نیاز انسانها را از دست داده وبه موتورمحرکه مصرف و در نتیجه موتور کسب منفعت تولید کنندگان در آمده است.

۲ـ کیفیت‌بخشی مداوم به کالاهای تولید شده جهت توفیق در رقابت با سایرقطبهای سرمایه.

۳ـ گسترش وسایل حمل و نقل و کوتاه شدن فاصله ها و ارزان شدن جابجایی انسانها  و حمل  و نقل کالاها.

۴ـ گسترش وسایل ارتباطی و اطلاعاتی و انفجار اطلاعات و ارزان شدن هزینه تماس و ارتباط مردم جهان با یکدیگر.

۵ ـ گسترده شدن  سازمانهای تحقیقاتی و تبدیل آنها به نیروی محرکه رشد اقتصادی و وسیله بالا بردن کارایی  و کسب « ثروت » و « قدرت » و ابزار سلطه بر جهان.

۶ ـ مصرفی نمودن مردم جهان بر اساس تئوری « رشد تقاضا ،  موجب افزایش عرضه ‌است. » که توسط « مینارد کنیز » پس از بحران رکودی نظامهای سرمایه داری در  اواخر دهه   ۱۹۳۰، ارائه شد و هدف آن رشد تولید و بالا رفتن منفعت سرمایه داران  و درنتیجه خروج از این بحران بود.

۷ ـ  اختراع کامپیوتر و کامپیوتری شدن امور موجب تسریع درتولید و تسهیل در محاسبه و بالا بردن کارایی در مدیریت و تسهیل در تحقیقات و انفجار در کسب اطلاعات شد.

۸ – اختراع اینترنت و ترکیب آن با کامپیوتر و پایگاهای اطلاعاتی موجب انفجار در اطلاعات و دسترسی آسان و ارزان  به آن گردید.

خلاصه و نتیجه

کلیسای کاتولیک و متکلّمین مسیحی با برداشت سطحی از کتاب مقدّس*[۱] و ترکیب آن با طبیعیات ارسطویی و کیهان‌شناسی بطلمیوسی و دفاع سرسختانه از آن و کفر و بدعت شمردن       هرگونه تعرّض و تردید در این مدّعیّات و تعقیب و آزار اندیشمندانی که فرضیات منطقی‌تر و قابل دفاع‌تری از جهان ارائه می‌دادند (موضوعاتی که اصولاً به حیطه تخصصی آباء کلیسا ربطی نداشت) موجبات فرار « علم »  و «  اندیشه»  و « عالمان » و « اندیشمندان » را از دامان ماوراءالطّبیعه در اروپا، فراهم آورد و نهایتاً آنها را در دامان بورژوازی ثروت‌طلب و منفعت‌جو قرار داد و « علم » و       « علم‌جویی »  و « اندیشه »  را که از فطری‌ترین خواستهای انسان و یکی از ابعاد اساسی ایمان او می‌توانست باشد و  « عالمان »  و « اندیشمندان » را که می‌توانستند  دین باورانی خدمتگزار باشند که همه انسانها از محصول  تلاشهای آنان بهره مند  شوند و به عنوان هدایتگران آنان برای یک زندگی سعادتمند مادی و معنوی باشند، ابزار منافع « بورژواها » و سپس « سرمایه‌داران » قرار داد.

علاوه بر این کشفیّات و اختراعات شگرف این عالمان در هر گامی بخشی از اعتبار نظریّات و ادّعاهای کلیسا را زیر سؤال برد و متزلزل ساخت و مرجعیّت آباء کلیسا را فرو ریخت و عقل و اندیشه را به سوی انحرافی جدید یعنی به سوی:

۱-    « عقل بی‌نیاز از دین »

۲-     « عقل بی‌نیاز از ماوراء -طبیعت »

۳-     « عقل بی‌نیاز از هر گونه مرجع فراعقلی » راند.۶۳

                                                        و «  دانش »  و  « دانشمند»  و       « اندیشه »  و «  اندیشمند » به عنوان نیروی محرکه نظام سرمایه‌داری منفعت‌طلب درآمد و سرمایه‌داران حاکم بر این نظام‌ها را بر « عمق طبیعت »  و حتّی « عمق وجود انسان » مسلط نمود تا از آن در راه کسب منافع بی حدّ و مرز استفاده نمایند و با توجّه به اینکه در این نظام مبنا رقابت و پیشی گرفتن از رقیبان است و هیچ حدّ مشخصی از درآمد و رفاه به عنوان هدف، مورد نظر نیست و دانش و دانشمند و اندیشه و اندیشمند  ابزاری شده با تمام توان در این راه به کار گرفته شد.

هدف شدن  « کسب منفعت  بی پایان »، موجب شد « تولید » و « مصرف » از مرز  زمان و مکان و مصلحت عمومی بشر نیز عبور کرده و محیط زیست بشر نیز بصورتی غیر منطقی و اعجاب – انگیز تخریب گردد و منابع جهان حریصانه به ضرر آیندگان مصرف شود و تولید مخرّب‌ترین سلاح‌ها و برپایی جنگ برای رشد تولید و کسب سود، حتّی به قیمت کشتار انسانهای بی‌گناه در سراسر جهان،  به وسیله تئوری پردازان توجیه گردد. در حقیقت میان « انجمن‌های علمی دوران رنسانس در شهرهای اروپای غربی » و « مؤسسات عظیم تحقیقاتی شرکتهای چند ملّیتی »   که چون تولید کالا، اختراع و اکتشاف و دانش و نظریّه  تولید میکنند، در اهداف چندان تفاوتی وجود ندارد و دانشمندان ابزاری شده*[۲]  که از سراسر جهان جذب شده اند با انگیزه های مختلف مادی به کار گرفته شده اند و چون بردگان مصری به ساختن کاخها و  اهرام فراعنه این زمان پرداخته اند و پایه‌های حاکمیّت آنان را با شناخت عمق پدیده‌های طبیعی (که با تحقیقات پایه‌ای حاصل می‌شود) و با شناخت عمق روح و جسم و غرایز انسانها (که با تحقیقات انسان‌شناسانه فردی و اجتماعی و تئوری‌پردازی در این رابطه به دست می‌آید) در عمق طبیعت و عمق غرایز انسان‌ها استحکام بخشیده و بر پا داشته اند.

تحقیقاتی که می‌توانست در راه سعادت همه انسانها و رشد مادی و معنوی آنها، به کار گرفته شود، در حالیکه نخبگان جهان در تولید آن به کار گرفته شده اند، در راه قربانی کردن همه بشریّت، در قبله‌گاه منفعت‌طلبی سرمایه‌داران اندک و انحصارطلب به کار گرفته شده است.

آیا دانشمندان و اندیشمندانی که در سطوح مختلف به تحقیقات شبانه روزی برای کشف        « پدیده های طبیعی » و« کشف « پدیده های انسان شناسانه » پرداخته و نتایج حاصله را به بهانه خدمت به بشریّت، در اختیار اربابان سرمایه و مشتاقان منفعت و اصحاب حرص لا یتناهی، قرار میدهند میتوانند وجدان خود را از مسئولیّت رها سازند و آیا روزی چون « اوپنهایمر» و « انیشتن » ۲* به جنایت بزرگی که در حقّ بشریّت نموده اند و ابزار دست این جهانخواران شده اند، حسرت نخواهند خورد.

منابع و مأخذ و یادداشت‌ها:

۱ـ الف: سادات، محمدعلی، سرمایه‌ تاراج رفته، ص    ۳۹  انتشارات هدی، بی تا

۱ – ب: رهنمایی، سید احمد، غرب شناسی، ص ۴۳  انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۹٫

۲ـ مارتینلی، فرانکو، تاریخ تفتیش عقاید، ترجمه دکتر ابراهیم صدقیانی، ص  ۱۲  انتشارات جهان رایانه، ۱۳۷۸٫

۳ـ شجاعی زند، علیرضا، عرفی شدن در تجربه مسیحی و اسلامی، ص ۳۲۹  انتشارات باز، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۱٫

۴ـ سادات، محمدعلی، سرمایه تاراج رفته، ص ۱۷، انتشارات هدی، بی تاریخ.

۵ ـ مطهری، مرتضی، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، جلداول، انسان و ایمان، ص ۲۱  انتشارات صدرا، چاپ هفدهم، ۱۳۷۸٫

۶ ـ همان

۷ـ قرآن، سوره بقره آیه ۳۱

۸ ـ قرآن، سوره‌ بقره آیه ۳۴

۹ـ مطهری، مرتضی، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، جلد اول، انسان و ایمان، ص ۲۱  انتشارات صدرا، چاپ هفدهم، ۱۳۷۸٫

۱۰ـ جعفری، محمدتقی، علم از دیدگاه اسلام، انتشارات روابط عمومی سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران.

۱۱ـ همان

۱۲ـ همان، ص۴۰

۱۳ـ همان، ص ۴۴

۱۴ـ قرآن، سوره روم آیه ۳۰

۱۵ـ قرآن، سوره بقره آیه ۳۱

۱۶ـ قرآن، سوره حجر آیه ۲۹

۱۷ـ قرآن، سوره بقره آیه ۳۴

۱۸ـ قرآن، سوره مجادله آیه ۱۱

۱۹ـ قرآن سوره محمد(ص) آیه ۲۴

۲۰ـ قرآن سوره فاطر آیه ۲۷

۲۱ـ حدیث مشهور پیامبر: طلب العلم فریضه علی کلّ مسلم و مسلمه

۲۲ـ تفکر ساعه افضل من عباده سبعین سنه، پیامبر اکرم (ص)

۲۳ـ نهج البلاغه، علی (ع)

۲۴ـ قرآن، سوره روم آیات، ۲۵-۲۰

۲۵ـ این شهر با یک میلیون جمعیت دارای حدود هشتاد دانشکده بوده است و کتابخانه‌ای شامل ششصد هزار مجلد کتاب داشته است.

جعفری، محمدتقی، علم از دیدگاه اسلام، انتشارات روابط عمومی سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایرا ن، ص ۴۰، ۱۳۶۰

۲۶ـ نوذری، عزت الله، مسیحیّت از آغاز تا عصر روشنگری ص۳۵  انتشارات نوید، شیراز، بی تا.

۲۷ـ شجاعی زند، علیرضا، عرفی شدن در تجربه مسیحی و اسلامی، ص ۳۰۲، انتشارات باز، ۱۳۸۱

۲۸ـ سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، مسیحیّت، ص ۱۷۱، انجمن معارف اسلامی، نشر زلال کوثر، ۱۳۸۱٫

۲۹ـ نوذری، عزت الل ه، اروپا در قرون وسطی، ص ۲۱۹- ۲۱۷  انتشارات نوید شیراز، ۱۳۷۷٫

۳۰ـ الف: سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، مسیحیّت ص  ۱۷۸  انجمن معارف اسلامی، نشر زلال کوثر

۳۰ ـ ب: سادات، محمد علی. سرمایه‌ تاراج رفته، ص ۳۰  انتشارات هدی، بی‌تا.

۳۱ـ شجاعی زند، علیرضا، عرفی شدن در تجربه مسیحی و اسلامی، ص ۳۲۹  انتشارات باز، ۱۳۸۱٫

۳۲ـ ویل دورانت، تاریخ تمدّن، جلد ۴، صفحه  ۱۳۸۱، به نقل از شجاعی زند، علیرضا، عرفی شدن در تجربه مسیحی و اسلامی، ص  ۲۳۰  انتشارات باز، ۱۳۸۷٫

۳۳ـ همان، ص ۳۳۱

۳۴ـ همان، ص ۳۳۲ و  ۲۵۷ و ۲۵۶

۳۵ـ مارتینلی، فرانکو، تاریخ تفتیش عقاید، ترجمه دکتر ابراهیم صدقیانی، انتشارات جهان رایانه، ۱۳۷۸٫

۳۶ـ سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، مسیحیّت، ص  ۱۹۰، انتشارات زلال کوثر، ۱۳۸۱٫

۳۷ـ همان، ص ۱۸۳

۳۸ـ سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، مسیحیّت، ص ۱۸۳  انتشارات زلال کوثر، ۱۳۸۱٫

۳۹ـ سادات، محمدعلی، سرمایه تاراج رفته، ص  ۵۵، انتشارات هدی، بی تا.

۴۰ـ همان، ص ۵۱-۴۹

۴۱ـ شجاعی زند، علیرضا، عرفی شدن در تجربه مسیحی و اسلامی، ص  ۲۰۹،  انتشارات باز، ۱۳۸۱٫

۴۲ـ سادات، محمدعلی، سرمایه تاراج رفته، ص ۵۴، انتشارات هدی، بی تا.

۴۳ـ وبر، ماکس، اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری، ترجمه دکتر عبدالمعبود انصاری، ص ۲۱، سمت، چاپ دوّم، ۱۳۷۴

۴۴ـ همان، ص ۱۸

۴۵ـ همان

۴۶ـ همان

۴۷ـ شجاعی زند، علیرضا، عرفی شدن در تجربه مسیحی و اسلامی، ص ۳۲۲، انتشارات باز، ۱۳۸۱٫

۴۸ـ همان ، ص۳۵۵، ۳۳۱

۴۹ـ همان، ۳۶۶

۵۰ ـ همان

۵۱ ـ همان

۵۲ ـ همان

۵۳ ـ همان، ص ۳۵۷ ؛ حرفه تکلیفی یا وظیفه مقدر از نظر لوتر، شغلی است که مؤمن مسیحی باید آن را به عنوان یک فرمان الهی بپذیرد و خود را با آن وفق دهد.

۵۴ ـ همان، ص ۳۳۶

۵۵ ـ همان، ص  ۳۳ ،  ۳۲۸

۵۶ ـ همان، ص ۳۲۲

۵۷ ـ تستا، گی و ژان، دیباچه‌ای بر تاریخ تفتیش عقاید در اروپا و آمریکا، ترجمه غلامرضا افشاری، انتشاات زرین  ۱۳۶۸، ص  ۴۲،  ۳۱، ۲۶

۵۸ ـ سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، مسیحیّت ص ۱۷۸، انتشارات زلال کوثر

۵۹ ـ وبر، ماکس، اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری، ترجمه دکتر عبدالمعبود انصاری، ص ۲۳، سمت، چاپ دوّم ، ۱۳۷۴

۶۰ ـ همان، ص ۵۴

۶۱ ـ همان، ص  ۱۷

۶۲ ـ قرآن، سوره قصص آیه ۲۶

۶۳ ـ شجاعی زند، علیرضا، عرفی شدن در تجربه مسیحی و اسلامی، ص ۳۳۹، ۳۳۷، ۳۴۹٫

۶۴  – دمپی یر تاریخ علم، آذرنگ ، عبدالحسین  ۱۳۸۰،  سمت  ص ۲۹۶

۶۵  – پرفسور عبدالسلام ، مقدمه ای بر آموزش علوم و تکنولوژی در توسعه جنوب ملکی، محمّد باقر، شرکت انتشارات علمی وفرهنگی ، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، بهار ۱۳۶۹ ص ۴


*[۱]- که البته نازل شده از جانب خدا نبود و به همین دلیل بیش از یک کتاب بود و اختلافات فراوانی در این متون مشاهده می‌شود.

*[۲]- چه آگاهانه و برای کسب منفعت و ثروت و چه ناآگاهانه و صرفاً به دلیل عشق به علم و کشف حقایق امّا بی‌توجه به نتایج حاصل از در اختیار گذاشتن یافته‌های علمی خود در اختیار زر سالاران اقتدار گرای جهان.

* ۲-انیشتن در پائیز ۱۹۳۹ در نامه ای برای روزولت رئیس جمهور آمریکا نوشت: « از مطالعه و تحقیقات اخیر دانشمندانی چون انریکوفرمی و زیلارد چنین نتیجه گرفتم و نیز اعتقاد دارم که عنصر اورانیوم در آینده نزدیک میتواند منبع عظیمی از انرژی تولید کند. بمب اورانیوم اگر در جزیرهای منفجر شود قادر خواهد بود تمام نواحی و زمینهای اطراف جزیره را نابود و ویران سازد » و ۶ سال بعد در۶ اوت ۱۹۴۵ بمب اتمی ساخته شده به وسیله اوپنهایمر دو شهر ژاپن را با صدها هزار سکنه نابود نمود. (فرازهایی از تاریخ علم ، دکتر بهرام خالصه ، انتشارات گل آفتاب ، مشهد ۱۳۷۸  ص ۱۲۱ )

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *