تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / بررسی ریشه های تنفّر ملّت ایران از آمریکا و دیدگاه دولت موقّت و ملّی گرایان مذهبی نمای ایرانی، پیرامون آمریکا و رابطه با آن – قسمت سوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

بررسی ریشه های تنفّر ملّت ایران از آمریکا و دیدگاه دولت موقّت و ملّی گرایان مذهبی نمای ایرانی، پیرامون آمریکا و رابطه با آن – قسمت سوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

بنام خدا

بررسی ریشه های تنفّر ملّت ایران از آمریکا و دیدگاه دولت موقّت و ملّی گرایان مذهبی نمای ایرانی، پیرامون آمریکا و رابطه با آن – قسمت سوم

سید محمد هاشم پویزدانپرست
سید محمد هاشم پویزدانپرست

 

 

 مهندس بازرگان در دنبالة سخنان خود در همان کتاب در  صفحة 115 آمریکا ستیزی امام و ملّت ایران را متأثّر  از مکتب مارکسیسم و تحت تأثیر مارکسیستهای ایرانی قرار گرفتن آنان توصیف نموده است:

… امر مسلّم این است که انقلاب ما رفته رفته از مرزهای ایران و از مبارزه با استبداد تجاوز کرده و داعیة خدمت به اسلام و رسالت جهانی را پیش گرفت و سپس هدفهای ثانوی و از جهاتی اصلی آن در افتادن با امپریالیسم آمریکا و صدور انقلاب برای نجات و برتری مستضعفان جهان گردید و این موجب گردید که به گفتة محمد حسنین هیکل حالت جهانی عام و دفاع انسانی را از دست بدهد و به لحاظ تازگی و اولویّت اهداف یا اتّخاذ سیاستهای تاکتیکی، بطور خواسته یا نا خواسته جهش آشکاری به سوی مارکسیسم بین الملل بکند و با مشتهای گره کرده و پیشانی در هم رفته و با مرگ خواهی و ستیزه جویی خود بیشتر یاد آور انقلابهای طبقاتی کمونیستی بوده است تا ارائه دهندة چهرة تابناک رحمهً لِلعالَمینِ محمّدی

ابراهیم یزدی
ابراهیم یزدی

ایشان در جای دیگری  از همین کتاب کفر ستیزی و تلاش برای نابودی شیطان و کافران و قلع و قمع تعرّضی به مستکبرین و طاغوتیان و شیطانیان، قبل از ظهور امام زمان را فضولی در دستگاه خلقت و مشیّت خدا دانسته است:

خداوند عزیز حکیم نیز از هیچیک از رسولان خود و از هیچ امام و امّت نخواسته است بیش از دفاع شخصی و قومی و فراتر از ارشاد و احسان یا خدمت به نوع و ناس، فضولی و دستپاچگی در دستگاه خلقت و مشیّت او به خرج داده و کفر ستیزی پیشه نماید. یعنی به نابودی شیطان و کافران و به قلع و قمع تعرّضی مستکبرین و طاغوتیان و شیطانیان بپردازند ( معلوم نیست این مفسّر محترم قرآن این آیه را دیده یا ندیده اند: فقاتلوا اولیاء الشیطان انّ کید الشیطان کان ضعیفا و یا این آیه را فقاتلوا ائمّه الکفر). یا خود را موظّف به پاک کردن جهان از ظلم و ظالم ها و به استقرار قسط و عدل در دنیا، پیش از ظهور امام زمان بدانند ( ایشان به این نکته پاسخ نداده اند که وقتی شیاطین و ائمّه کفر و صهیونیسم بین الملل بر فلسطین مسلّط شده و قبلة اول اسلام را در اختیار گرفته و بر مسلمین استیلا یافته اند و  مسلمانان را دچار ضعف و خواری و ذلّت نموده اند، مسلمانان هیچ وظیفه ای در برابر سرنوشت سایر مسلمانان تا ظهور  منجی عالم ندارند؟). بدیهی است که اگر خدا نگفته یا نخواسته است که پیامبران و پیشوایان و مؤمنین و حتّی ذات  ذو الجلالش اقدام یکطرفه و عجولانه در سر نگونی و نابودی کافرها و عاصی ها و طاغی ها بنماید و بلکه به گنهکاران مدد و مهلت هم میدهد، معلوم میشود راه صحیح ربوبیّت و مصلحت جامعة بشریّت چنین اقتضا دارد.( واقعاً این سخنان ناب اعجاب انگیز است و احتمالاً از کتاب مقدس دیگری غیر از قرآن و از سیرة پیامبری غیر از پیامبر اسلام و از سیره ای غیر از سیرة ائمّة هدی برداشت شده است. گنهکاران و عاصیان و کافران را  با طغیانگران و فرعونیان و جهانخواران و جنایتکاران بی رحم مسلّط بر جهان و صهیونیستهای لجوج و عنود خلط کردن و برداشتهای من در آوردی ابراز کردن نتیجه اش سازش با آمریکا نباشد، پس چه خواهد بود؟)…. اگر کسانی کاسه های داغتر از آش شده برای محو بدها و بدیها راههای تعرّضی و تحمیلی بر خلاف سنّت خدا و سیرت رسول خدا در پیش بگیرند( حتماً مانند حضرت علی علیه السلام که حتی یک شب وجود معاویه را بر سر کار تحمّل ننمود و برای نابودی او لشکر جمع کرد و به سوی شام حرکت نمود.) عملشان نه تنها به نتیجة مطلوب نمی رسد و ثواب ندارد بلکه ممکن است موجب تقویّت و تمدید طغیان و باعث فساد و عصیان شده وزر و وبال هم به گردن آنان و پیروانشان بییفتد ( شکست حضرت علی علیه السلام در جنگ با معاویه وزر و وبالش حتماً به گردن ایشان و شیعیانش میباشد؟! و چون تلاششان به نتیجة مطلوب نرسید نه تنها ثوابی نیز نداشتند  بلکه موجب تقویّت و تمدید طغیان نیز شدند. بنابراین طبق نظر و فتوای ایشان، امام مإمور به نتیجه بود و نه مأمور به انجام وظیفه! و چون چنین نکرد پس از نظر ایشان که اسلام شناسی را در پاریس و در دامان مکتب لیبرالیسم فرا گرفته بود، محکوم است). ص 172/ 173

بختیار شاپور
بختیار شاپور

سیاست خارجی ایران پنج شش ماه پس از پیروزی انقلاب( یعنی از حدود مرداد 58) در عین آنکه پرچم نه شرقی و نه غربی را به دست داشت و علاوه بر اینکه پا را فراتر از سیاست دفاعی تاریخی ایران یعنی موازنة منفی مصدق و یا به تعبیر مدرس سیاست عدمی[1]  گذارده حالت تعرّضی اتّخاذ کرده بود، شدیداً ضد آمریکایی شد( مقصود ایشان از مرداد ماه 58 است که ابر قدرتها بخصوص آمریکا برنامه های ویژه ای را در سطح منطقه و در داخل ایران، برای سرکوب انقلاب اسلامی آغاز کردند و صدام را نیز در این ماه  با سرکوب و اعدام علمای شیعة عراقی در عراق بر سر کار آورده و به اقدامات گسترده ای برای جدایی کردستان از  ایران دست زدند و انور سادات رئیس جمهور مصر را پس از امضای پیمان صلح با اسرائیل به سفر به این کشور ترغیب کردند، سفری که به علّت اهمیت آن در تأمین منافع ابرقدرتها به سفر قرن شهرت یافت و  امام مواضعی ضد ابر قدرتها بخصوص آمریکا و صهیونیسم اتّخاذ و از مستضعفین جهان خواستند که با تشکیل حزب مستضعفین از حیثیّت و شرافت و عزّت خود دفاع نمایند. و روز جهانی قدس را مطرح و مسئلة فلسطین را از یک مسئلة قومی و عربی به یک موضوع اسلامی تبدیل نمودند و از مردم مسلمان جهان خواستند تا در آخرین جمعة ماه مبارک رمضان هر سال راهپیمایی نمایند و مردم نیز در آخرین جمعة ماه رمضان این سال که مصادف با روز 24 مرداد بود این راهپیمایی را انجام دادند. مراجعه به سخنان امام در رابطه با روز قدس نشانگر اختلافات عمیق و ریشه ای تفکّر مهندس بازرگان و نهضت آزادی با تفکّرات و خط امام و خط انقلاب میباشد) و گاه بگاه برای خالی نبودن عریضه، مرگ بر شوروی هم میگفت. البتّه نهضت آزادی ناراحت از این جریان[ اتّخاذ مواضع ضد آمریکایی] و طرفدار و سازشکار با آمریکا نمی باشد و تنها و فقط تمایل و تبعیّت از شوروی را طرد نمی کند. ( یعنی انقلاب ما با در گیری با آمریکا و صهیونیسم بین الملل، تمایل به شوروی و تبعیت از سیاست او نموده است؟!) بلکه میگوید مصلحت ما و حق این است که در سیاست داخلی ایران و به خاطر حاکمیّت ملّی و خود کفایی کشورمان قویّاً مقابل مطامع و دسائس آمریکا و استیلای غرب و یا شرق بایستیم. ولی در سیاست خارجی و صحنة بین المللی لزومی نیست در مناقشات بین المللی ابر قدرتها شرکت کرده و آلت دست شوروی و بلند گوی کمونیسم شده و خود را فدای جنگ ابر قدرتها بنمائیم. ( بنابراین ما در صحنةبین الملل نباید به سرنوشت مسلمانان  بیندیشیم و مسئلة فلسطین و قدس را باید برای همیشه به فراموشی بسپاریم و تعرض به مسلمانان را با بستن چشمانمان به خاطر حفظ منافع ملّی خود ببندیم و بنابراین اعلام روز قدس و اتّخاذ مواضع ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی به نفع شوروی تمام شده و ما را بلندگوی کمونیسم بین الملل نموده و از سیاست موازنة منفی خارج نموده است. اینک پس از گذر سالها و نابودی ابر قدرت شوروی  و قدرت یافتن انتفاضه و حزب الله در لبنان و شکست آمریکا در سرکوب این دو نهضت بزرگ مقاومت، باز نگری در مواضع ایشان که بر خاسته از تفکّرات لیبرالی و غیر مکتبی بود ، نشانگر صحت مواضع اسلامی امام  و بی پایه بودن تفکرات ایشان میباشد.)[2]

راهپیماییهای بزرگ مردم مسلمان در روزهای حماسه آفرین انقلاب اسلامی
راهپیماییهای بزرگ مردم مسلمان در روزهای حماسه آفرین انقلاب اسلامی

این بیانات و تفاسیر من در آوردی از اسلام و مشمول رحمت الهی و رحمت نبوی دانستن جنایتکاران جهانی و سردمداران کفر و الحاد و صاحبان جهانی زر و زور و تزویر و صهیونیسم حاکم بر اقتصاد و فرهنگ و سیاست نظامهای غربی و نداشتن حالت تعرّضی نسبت به آنان که با توطئه های دائمی در تلاش برای ریشه کنی بنیان و ریشة مسلمانان و ذلّت و خواری و تفرقه و اختلاف در میان آنان و تسلط بر منابع سرشار آنان هستند، نشانگر بی اطّلاعی ایشان از تفکّر اصیل اسلامی و نشانگر سطحی بودن اندیشه های دینی ایشان و نشانگر محرومیّت ایشان از حداقل شناخت سیاسی بر اساس مبانی اسلامی است.

 دلیل سازش ایشان و همفکرانشان با ابر قدرتهای جهانخوار غربی در گذشته و حال با یک نگاه خوشبینانه، نیز همین موضوع بوده و هست.

 ایشان و همفکرانشان باید پاسخ دهند که چرا سایر آیات قرآنی را نادیده گرفته اند. مثلاً در حالی که در قرآن دستور قتال با هیج غیر مسلمانی و هیچ عقیدة مخالفی به خاطر داشتن صرف عقیدة مخالف و صرف عقیدة ضدّ اسلام داده نشده است، به مسلمانان فرمان قتال با ائمّة کفر را داده است و خداوند دلیل آن را عدم پایبندی ائمّة کفر به پیمانهای بسته شده توسط خود آنان اعلام میدارد و « و قاتِلوا اَئِمَّه الکُفر اِنّهم لا اَیمانَ لَهُم»

 و یا این آیه را که خداوند بیان میدارد: « وَ مَن یَکفُر بِالطاغُوت وَ یُؤمِن بِالله فَقَد اِستَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقی» و کسی که به طاغوت کفر ورزیده و به الله ایمان بیاورد همانا به دستگیره ای محکم تمسّک جسته است. بنابراین آنان از کفر به طواغیت و اتّخاذ حالت تعرّضی امام و انقلاب نسبت به آنان انتقاد مینمایند. و این بر خلاف مبانب واضح قرآنی نیست؟

از ایشان و همفکران و همراهانشان اصولاً هیچ گاه حسّاسیت در خور و به قول خود ایشان کفر ستیزی نسبت به رهبران و امامان کفر غربی و در رأس آنان آمریکا و توطئه های آن مشاهده نشده است.

 اعجاب انگیز این است که حکومت دکتر مصدق که ایشان خود را پیرو او میداند، توسط توطئه های همین ابر قدرت سرنگون گردید و بیست و پنج سال کشور ما در اختیار همین ابر قدرت قرار گرفت و حامی اصلی شاه در جنایاتش نسبت به ملّت ایران نیز همین ابر قدرت بود و همین ابر قدرت بود که در کشور ما کاپیتولاسیون را بدست عوامل خود در مجلس کشور به تصویب رساند و همین ابر قدرت بود که منابع نفت ما را غارت مینمود و بر ارتش ما تسلّط یافته و استقلال کشور ما را بر باد داده بود و در آخرین روزهای پیروزی انقلاب نیز یکی از ژنرالهای جنایتکار خود را برای برپایی یک کودتای خونین به ایران فرستاد و او نیز این کودتا را به راه انداخت که به علّت حضور مردم در صحنة انقلاب، با شکست مواجه گردید. آیا این نشان نمی دهد که  ایشان و همفکران و دوستانشان و بخصوص رهبر ملّی گرا و لیبرال منش آنان از همان ابتدا اصولاً آمریکا را دشمن خود و دشمن ملّت ایران نمی دانسته اند و خوشبینانه این ابرقدرت جهانخوار را به عنوان یک دوست دمکرات منش و طرفدار و پشتیبان ملل ضعیف می پنداشته اند و در روز 28 مرداد 32 نیز علیرغم اطّلاع از توطئه های عوامل آمریکا برای کودتا، به همین دلیل با وجود حاکمیّت بر وزارت جنگ، دستور مقابله با کودتا را صادر نکرده و با وجود در اختیار داشتن رادیو، مردم را به صحنه فرا نخوانده بودند؟!

 ایشان و همفکرانشان در برابر خطر آمریکا چون کبک سر خود را زیر برف نموده و با بستن چشمان و ندیدن عمدی دشمن، وجود او را انکار و یا وجود او را خطرناک تصوّر نمی نموده و نمی نمایند.

 مهندس بازرگان در  کتاب انقلاب ایران در دو حرکت ص 174 نیز بیان فرموده اند:

 نهضت آزادی ایران تقریباً تنها گروهی بود که با تجربیات گذشتة از زمان رضا شاه و اطّلاعات و سوابقی که در دوران مصدق و از زندانها و مبارزات قبلی و بعد از آن از کمونیستها  داشت، روشنفکران مملکت و ملّت و متولّیان انقلاب را از نفوذ و نیرنگهای آنان بر حذر می داشت و به همین دلیل بود که بیشتر و شدیدتر از هر شخص و حزب آماج حملات و اتّهامات حزب توده و مارکسیستها و دنباله رو های مکتبی![3] قرار داشت. ما می گفتیم: اگر آمریکا شیطان بزرگ یا شیطان کبیر باشد، مارکسیسم، که سیاست شوروی و حزب توده حزئی از آن میباشد، شیطان اکبر است.

و در صفحة 177 نیز بیان داشته است که:

argo iran u.s.a hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission
argo iran u.s.a hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission

آنچه مسلّم است گروگانگیری صد در صد با خواسته ها و منافع شوروی انطباق داشت و بیش از اینکه چیزی دستگیر ما شود بهره برای آنها داشت.

و در ص74  نیز اظهار داشته اند:

ما در پایان حرکت اوّل و پیروزی انقلاب، ضد انقلاب نداشتیم( !؟ ) بلکه از خارج و داخل با تسهیل و توحید و تسلیم و توفیق روبرو بودیم.[4]

 امّا ایشان طبق همان سیاست کبک و برف، فراموش کرده اند که پس بختیار ک توسط آمریکا بر سر کار آورده شده بود، چه کاره بود؟ و ژنرال هایزر در ایران چه میکرد؟ وکودتای شب 22 بهمن توسط چه کسانی راه انداخته شد؟ ایشان در همان کتاب در ص40 چنین اظهار نموده اند :

از ویژگیهای این انقلاب و رهبری آن و از علل پیروزی آن، مقام اوّل دادن به طرد استبداد و طاغوت بود. مبارزه با استیلای خارجی … جنبة کاملاً دفاعی داشت و فقط اعتراض به پشتیبانی آمریکا از شاه و به سر سپردگی شاه به آمریکا میشد. آنچه مردم و رهبری انقلاب میخواستند کوتاه کردن دست جنایتکار و چپاولگر ابر قدرتها از دخالت در امور ایران و سلب استقلالمان بود. ولی بعد از پیروزی گام فراتری برداشته شده و شعار و ادّعای در افتادن با تمامی بیگانگان و نابودی امپریالیسم و پنجه در پنجة آمریکا انداختن در سطح جهانی در برنامة انقلاب وارد گردید. چیزی که در مکتب مارکس، در سیاست خارجی شوروی و در مرام احزاب کمونیست بین الملل مقام شمارة یک را دارد و امر حیاتیِ مماتی برای آنها محسوب میگردد. برای انها حضور امپریالیسم آمریکا و بقای قدرت و نفوذ آن از نظر ایدئولوژی و عمل منافات ذاتی با وجود خودشان داشته. امپریالیسم و آمریکا « تزی» است که باید با« آنتی تز انقلاب » نابود گردد.

 برای نشان دادن میزان صحّت این نظرات که آیا انقلاب اسلامی تحت تأثیر مارکسیسم و طرفداران شوروی و حزب کمونیست به مبارزه با آمریکا روی آورده است، گوشه ای از بیانات سه تن از سخن رانان رروز قدس سال 58 از جمله سخنرانی خود ایشان آورده میشود و قضاوت به عهدة خوانندگان محترم واگذار میشود:

سخنان مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر قبل از خطبه های نماز جمعة روز قدس:

 دوازده سال قبل که دولت اسرائیل با آن حمله ناجوانمردانه و غاصبانة خود مسجدالاقصی را تصرّف کرد، نمی دانست که در برابر او فقط ملّت فلسطین و مردم بیت المقدّس که دستشان را از آنجا کوتاه کرده است، وجود ندارد، بلکه قلوب تمام ملّتهای مسلمان را جریحه دار کرده است. وی افزود: اسرائیل، امروز فقط با فلسطین روبرو نیست.

مهندس بازرگان با اشاره به نقش آمریکا در پشتیبانی از شاه مخلوع و اسرائیل گفت:

 این پشتیبانی بوسیله اسرائیل و یهودیان آمریکا و آن جناح خاص بود که نه تنها در فلسطین و ایران و در جاهای دیگر، بلکه در خود آمریکا هم بساط برتری و علوّ و ستمگری و تفرعن را پهن کرده و می کند و دو شاخة اصلی و دو منبع اصلی زندگی و قدرت یعنی اقتصاد و تبلیغات و مطبوعات را در اختیار خودشان گرفته اند.

حجّت الاسلام سیّد علی خامنه ای قبل از خطبه های نماز جمعة روز قدس:

 برادران و خواهران مسلمان رزمنده ای که انقلاب ایران را با نیروی ارادة خود با اتّحاد و یکپارچگی خود، تا بدانجا رساندید که بزرگترین دژ امپریالیسم را در این منطقه نابود و منهدم گردید. امروز دشمن همچنان در قبال ما، در برابر ما، با همان تجهیزات قرار گرفته است. انقلاب ایران را پایان یافته تلقی نکنید. اگر چه در مرحلة سازندگی قرار داریم. امّا انقلاب ما هنوز باید آن نیروی تهاجمی، آن حالت تهاجم آغازین و نخستین را با خود همراه داشته باشد. ما در صورتی می توانیم از دستاورد عظیم این انقلاب پاسداری کنیم که حالت تهاجمی انقلاب را از دست ندهیم. امروز امپریالیست ها، امروز سلطه طلب ها و قدرت طلبهای جهانی چون منافع خود را در این منطقه مورد تهدید مشاهده کرده اند بر آنند که انقلاب ما را ریشه کن کنند. بر آنند که راه ما را بِبُرند، بر آنند که این دستاورد گرانقدر و عزیزی را که ملّت ایران با خون ده ها هزار تن از عزیزترین فرزندان خود به دست آورده است از ما بربایند. ما متقابلاً بر آنیم که با همة وجود ، با همة قدرت، با همة اراده، با همة همبستگی و پیوستگی ممکن در میان یک ملّت، در برابر توطئه های ضد انقلابی ایستادگی کنیم. ما در شناختن دشمن دچار اشتباه نخواهیم شد. ما دشمن خود را می شناسیم. امروز دشمن ما هیچ کس و هیچ قطبی جز همان قطب و همان کسی که تا دیروز با برپایی رژیم ننگین پادشاهی با ما می جنگید نیست.

مرحوم آیت الله سیّد محمود طالقانی امام جمعة تهران در خطبه های نماز جمعة روز قدس:

دفاع از بیت المقدّس که  دفاع از حریم خدا است، بر همه واجب است. من پیشنهاد می کنم در مدارس، روستاها، کارخانه ها روزهای معیّنی اشخاص واردی ، بچّه ها و جوانان و زن های ما را تمرین نظامی بدهند و در تمام کشورهای اسلامی به این صورت باشد.

این آیه را که می فرماید :« ای بنی اسرائیل جز من وکیل نگیرید» در نظر بیاورید وآنوقت در نظر بگیرید که یک گروهی جمع شده اند که از خود نه نان دارند و نه سلاح ، فقط متّکی به استعمار خونخوار آمریکا هستند و می خواهند همة مسلمین را به ذلت و خواری بکشند. ببینید در جنوب لبنان چه می کنند. این مردم چه گناهی دارند؟ … نهضت ما، انقلاب ما، انقلاب دنیاست، انقلاب محرومین و مستضعفین دنیاست.

امام در اواخر عمر از اعتمادی که اوایل انقلاب به لیبرالها و طرفداران رابطه با آمریکا نمودند، به عنوان اشتباه خود نام بردند[5].



[1]– مقصود اتّخاذ موضع بی طرفی و عدم وابستگی سیاسی و عدم وحدت با هریک از ابر قدرتها و پرهیز از هر عملی که در بین ابر قدرتها حسّاسیّت ایجاد کرده و عدم ورود و دخالت در اختلافات ایدئولوژیکی و سیاسی هریک از آنهاست.

[2]انقلاب ایران در دو حرکت، مهندس مهدی بازرگان،ص172

[3] – مکتبیها را پیرو حزب توده و مارکسیستها نامیدن بسیار جالب توجّه است و این از همان سیاست فراموشی آمریکا و بزرگ نمایی حزب توده و کمونیسم توسط آمریکا در جهان سرچشمه میگیرد. بیانات آمام در رابطه با مکتبیها که الگوی آنان شهید رجایی بود و ایشان در برابر بنی صدرِ لیبرالِ ملی گرایِ وابسته به آمریکا مطرح شد و سخت تحت تهاجم آنها واقع گردید، تیز جالب توجّه است: ملّت ايران، خواهران و برادران عزيز مي دانند كه انقلاب عظيم ايران كه در نوع خود كم نظير يا بي نظير است از ارزش هاي بزرگي برخوردار است كه بزرگترين آن مكتبي بودن و اسلامي بودن آن است، همان ارزشي كه پيامبران عاليمقام در پي آن قيام نمودند. اميد است كه اين انقلاب جرقه و بارقه اي الهي باشد كه انفجاري عظيم در توده هاي زير ستم ايجاد نمايد و به طلوع فجر انقلاب مبارك حضرت بقيه الله ارواحنا لمقدمه الفداء منتهي شود. (صحیفة نور ج 15 صفحه 75 تاريخ سخنراني: 10/5/60) اين قدرت ملّت است و قدرت اسلام است كه نمي گذارد آمريكا بيايد بريزد ، از آنطرف شوروي بيايد بريزد،  براي اينكه شوروی هم تباه مي شود اينجا، آنها مي خواهند يك مملكتي در اختیار داشته باشند. مملكت ما تا آخر فردش جانفشاني دارد مي كند. اين قدرت اسلام را نگه داريد. تا گفته مي شود مكتبي، آقايان مسخره مي كنند. مكتبي يعني اسلامي، آن كه مكتبي را مسخره مي كند اسلام را مسخره مي كند. اگر متعمّد باشد، مرتد فطري است (صحیفة نور ج 14 صفحه 243 تاريخ:  6/3/60).

[4] – یعنی تمام ابرقدرتها در پیروزی انقلاب اسلامی سهیم بودند و تسلیم ما شدند و  مشکلات راه  ما را تسهیل کردند و پیروزی ما را  نیز همراه ما جشن گرفتند و تبریک گفتند و احتمالاً ژنرال هایزر را برای بر پایی جشن پیروزی انقلاب به کمک ملّت ایران فرستاده بودند. در داخل نیز نه جبهة ملّی وجود داشت و نه بختیاری طبق نقشة این جبهه و رهبران آن به کمک شاه شتافت و نه چریکهای فدایی خلقی وجود داشتند که با خروج شاه در مقابل انقلاب صف بندی نمایند و نیروهای خود را به کردستان ببرند و نه حزب توده ای  وجود داشت و نه منافقین در روز 22 بهمن به جمع آوری و غارت سلاح پادگانها مشغول شدند و نه ساواکیها و ارتشیان فراری که دستشان به خون ملّت ایران آغشته شده بود موجودیّتی داشتند. متأسّفانه به دلیل همین تفکّر بود که ایشان در روز 22 بهمن در حالیکه هنوز بعضی از سنگرهای نظام شاهنشاهی وابسته به غرب فرو نریخته بود با سران کودتا و بختیار و رئیس ساواک جلسه گرفته و از آنان میخواهد که استعفا داده و دولت او را تأیید نمایند!

[5] – « تصميمات اوّل انقلاب در سپردن پست ها و امور مهمّة كشور به گروهي كه عقيدة خالص و واقعي به اسلام ناب محمّدي نداشته اند، اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن به راحتي از ميان نمي رود، گرچه در آن موقع هم من شخصاً مايل به روي كار آمدن آنان نبودم ولي با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحراف انقلاب از تمامي اصولش و حركت به سوي آمريكای جهانخوار قناعت نمي كنند در حالي كه در كارهاي ديگر نيز جز حرف و ادّعا هنري ندارند. امروز هيچ تأسّفي نمي خوريم كه آنان در كنار ما نيستند چرا كه از اوّل هم نبوده اند. انقلاب به هيچ گروهي بدهكاري ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاي فراوان خود را به گروه ها و ليبرال ها مي خوريم، آغوش كشور و انقلاب هميشه براي پذيرفتن همه كساني كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولي نه به قيمت طلبكاري آنان از همة اصول، كه چرا مرگ بر آمريكا گفتيد! چرا جنگ كرديد! چرا نسبت به منافقين و ضد انقلابيّون حكم خدا را جاري مي كنيد! چرا شعار نه شرقي و نه غربي داده ايد چرا لانة جاسوسي را اشغال كرده ايم و صدها چراي ديگر.»( صحيفة نور جلد بیست و یکم صفحة 96 تاریخ 3/12/67 ) متأسفانه این جریان با بی صداقتی کامل مدّتها نامة امام به آقای محتشمی وزیر کشور وقت را جعلی اعلام میکردند و پس از تأیید های مکرّر نامه از طرف مسئولین مربوطه و شکایت دفتر تنظیم آثار امام و چاپ آن در صحیفة نور آنان به شیوة اسلاف خود روی آوردند و متن نامه را زیر سؤال بردند. در حالیکه حضرت امام در مقاطع متعدّد این مطالب را با زبانهای گوناگون بیان نموده اند. جالب این است که همین بازی را جریانات ملّی گرا بر سر نامة آیت الله کاشانی به دکتر مصدّق در شب کودتای 28 مرداد  که رسوا گر مصدق و دوستان و همفکرانش بود، آوردند و با مشخّص شدن اصالت نامه و رسوا شدن دروغپردازیهای آنان، آنان به دنبال توجیه و تفسیر متن نامه بر آمدند و  تهمت های فراوانی را به آیت الله کاشانی نسبت داده و میدهند.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *