یکشنبه , ۲۶ آذر ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / بررسی ریشه های تنفّر ملّت ایران از آمریکا و دیدگاه دولت موقّت و ملّی گرایان مذهبی نمای ایرانی، پیرامون آمریکا و رابطه با آن – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

بررسی ریشه های تنفّر ملّت ایران از آمریکا و دیدگاه دولت موقّت و ملّی گرایان مذهبی نمای ایرانی، پیرامون آمریکا و رابطه با آن – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

بنام خدا

بررسی ریشه های تنفّر ملّت ایران از آمریکا و دیدگاه دولت موقّت و ملّی گرایان مذهبی نمای ایرانی، پیرامون آمریکا و رابطه با آن – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام

در یک تحلیل و بررسی به این نتیجه میرسیم که اتّخاذ روش یا هدف اوّل ما تقریباً به همان برنامه و افکاری میرساند که در فرمان نخست وزیری دولت موقّت آمده بود و نتیجة منطقی و طبیعی روش یا هدف دوّم مقاصدی از نوع آثار ذیل بود که عملاً نیز مشهود گردید[1]:

1-  نفی ملّی گرایی و ملّیون و یک نوع نهضت ضد ایران[2]

2- مکتب گرایی[3] و انحصار گری[4]

3- صدور انقلاب و اسلام[5] ( آقای طالقانی /قدس)

4- حمایت و خدمت به مستضعفین جهان به عنوان وظیفه یا برنامة اصلی انقلاب و دولت جمهوری اسلامی[6]

5- قهر و ستیز و تعرّض برای نابودی مستکبرین جهان از جمله ابر قدرتهای غرب و شرق مخصوصاً آمریکای جهانخوار[7]

6- قهر و اعتراض نسبت به دولتهای اسلامی ظالم و سازشکار[8]

7- استقبال از ایثار و شهادت به صورت فردی و به صورت ملّی و کشوری[9]

8- تبلیغات اسلام[10] و مراقبت در اجرای احکام در داخل کشور[11] و کفر ستیزی و محو نظامهای الحادی در سطح بین المللی[12]

9- ادارة امور کشور و اجرای برنامه های عمومی به دست متخصّصین اسلام یعنی روحانیّت و فقهاء[13]

10- مقام و درجه دوّم دادن به مسائل زندگی و به نیازمندیهای مادی و رفاهی و به سازندگی[14]

امّا مردم شهرهای ایران وقتی در راهپیماییها وتظاهرات قبل از پیروزی انقلاب شعار آزادی استقلال، حکومت اسلامی یا جمهوری اسلامی را میدادند، قصد گوینده و دریافت شنونده این بود که نظام حکومتی مملکت و مدیریت و سیاست ملّی، الهام از اصول عالی و احکام عادلة اسلام بگیرد[15] و اگر انقلاب کرده اند علیه نظام استبدادی و مظالم و مفاسد شاهنشاهی بوده است نه آنکه خواسته باشند تبلیغ برای دین نموده ( تبلیغ دین یعنی چه ؟ خود تشکیل حکومت اهم احکام اوّلیه نیست؟) و از اجرای فرائض و عبادیّات در زندگی خصوصی مردم مطمئن گردند[16]. البتّه آقای خمینی مانند هر روحانی  متعهدی وظیفة شرعی و صنفی خود را تبلیغ ایمان و دین و اجرای احکام و حدود می شناسد و قبلاً هم عقیده به اصالت احکام شرع و تقدّم آن بر ملیّت و مملکت داشته و رسالتشان را بیشتر اسلامی و فقهی می دانستند تا ملّی و ایرانی[17].

برای آشنایی بیشتر با افکار رئیس دولت موقّت و یافتن علل بدبینی مردم انقلابی مسلمان به ایشان و همفکرانشان فرمایشات ایشان[18] را در بارة علل آمریکا ستیزی امام و مردم ایران و انقلاب، آورده میشود:

صدور انقلاب که زودتر از هر چیز قابل تبلیغ بود و در محتوای اسلامی جا باز کرد آن و با عنایت خاص به همسایگان مسلمان، به مستضعفان جهان تعمیم یافت. به دنبال مستضعفان، بطور منطقی و متقابل، مستکبران جهان عنوان شدند که چون جهانخوارند و دشمن اسلام و ضدّ خدا و صاحب نظام الحادی و پرچمدار ضدّ انقلاب، باید سرکوب و ذلیل گردند. مصداق مقدّم آنها نیز آمریکای امپریالیست بود که از ماه هفتم پیروزی، حملات تندی را امام علیه آن آغاز کردند. بدون آنکه ذکری از عمل خاص یا جنایت تازه ای و نقض عهدی به میان آید[19]. به دنبال معظّم له این مسئله با شعارها و دعاها در منابر و مطبوعات مطرح گردید. به این ترتیب انقلاب در حقیقت ضدّ استبدادی و استقلال طلبانة ملّی اسلامی ایران چهرة سیاسی ضدّ امپریالیستی و آزادیبخش جهانی یافت[20].

ایشان در مصاحبه ای با حامد الگار مسلمان محقّق و نویسندة آمریکایی که مطالعاتی در مورد انقلاب اسلامی داشته و مقالات و کتب متعدّدی نیز در رابطه با انقلاب اسلامی به رشتة تحریر در آورده است نیز نظرات خود را پیرامون شخصیت امام و علل مخالفت ایشان با آمریکا را بیان داشته است که از جهت شناخت شخصیّت خود ایشان و افکارشان اعترافات بسیار روشن کننده و قابل توجّه است. این مصاحبه[21] در تاریخ بیستم آذر 58 یعنی چهل روز پس از تسخیر لانة جاسوسی انجام شده است:

… و عجیب است که یک آدم هشتادساله تفاهمش با جوانها خیلی بیشتر است از مثلاً بنده که توی جوانها و دانشگاه بزرگ شده ام و در انقلاب و نهضت بزرگ شده ام  و به اینها سنّاًً نزدیکترم. ایشان تفاهمش ده مقابل است. یک خاصیّت و قدرت مقابلة روحی و فکری بین ایشان و جوانان انقلابی وجود دارد، با هم هی کاملاً قرض دادند. اعلامیّه های خمینی را که الان میخوانید، کلماتش، اصطلاحاتش، خواسته هایش با یک سال پیش و یکسال پیش با ششماه پیش با هم فرق میکند و انکنسیامان[22]( ناخود آگاه) رنگ همین انقلابیون را دارد و توانسته روی آنها اثر بگذارد. من بین خودم و کسانی که در انقلاب هستند یعنی جوانها، طلاب، دانشگاهیها، سپاهیها، واقعاًیک فاصله و بیگانگی حس می کنم. من هم خودم را انقلابی میدانم. امّا  آن چیزی را که آنها به آن انقلاب میگویند و میخواهند و شاید در نقطة نهایی به یک جا برسیم، با آنچه من میخواهم با هم کنترا دیکسیون( تضاد) دارد. ولی آقا هیچ….. این مسئلة دفاع از مستضعفین … این همان است که این انقلابیها میخواهند. یا مبارزه اش با امپریالیسم و آمریکا، این به هیچ وجه من الوجوه در روز پیدایش آقای خمینی چنین چیزی نه در مغزش و نه در زبانش بوده است. آن موقع بطور مبهم مثل همة آخوندها، آخوندهای قبل از مصدّق یک عناد خاصی با خارجیها داشت و آنها را منشأ تحریکات و بدبختیها میدانست، این در ذهن ایشان هست. امّا حالا عوض اینکه با همة خارجیها باشد، بطوری که در ابتدای انقلاب بود، آنموقع این شعاری را که میگفتند نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی، یعنی ایشان هم ضدّ شوروی و کمونیسم بود و هم ضدّ آمریکا و انگلیس و فرانسه. ولی الان آمده و پرچمدار و علم دار مبارزه و از بین بردن امپریالیسم آمریکا شده. این همان چیزی است که چپی ها، جوانها، طلاب و انقلابی ها میخواهند. این قضیّة سفارت آمریکا به احتمال قوی مقداری تحت تأثیر ایشان بوده است. ایشان شاید از 4 ماه قبل[23] آمریکا و کارتر را به عنوان رأس دشمنان ما، گردانندة فلان و بدون اینکه هیچ مدرکی و دلیلی و نشانه ای باشد، اتوماتیک و بنا به تعریف و بطور مسلّم همه چیز را از چشم آمریکا و کارتر میبیند و بد گوی او است. این خوب در جوانان و انقلابیون تأثیر داشته است. آن وقت ایشان هم تحت تأثیر آنهاست. آنقدر که در  ایشان کالیته دنترنردم (خصلت به حرکت در آوردن و تحت تأثیر گذاشتن مردم) هست در هیتلر نبود، خوب هیتلر هم مرد نابغه ای بود دیگر. به عنوان یک ارگانیزاتور دو فول(سازمان دهنده و به حرکت در آورندة مردم) گردانندة تودة مردم و او هم قرض میگرفت. اشانژ اکسینج میکرد (بده بستان و مبادله). او در واقع انعکاس دهندة روحیّة آلمانها بود و آلمانها هم گویندة حرفهایی که هیتلر میزد و اجرا کنندة اوامر او. خمینی هم یک مقداری اینطوری است و این خصوصیّت را دارد که ایشان را به این مرحله رسانده است.

مجسمه آزادی نماد جهانخواری و در بند کشیدن منافقانه و فریبکارانه مردم جهان
مجسمه آزادی نماد جهانخواری و در بند کشیدن منافقانه و فریبکارانه مردم جهان

…. ایشان هنگام ورود به صحنة مبارزات نه تنها ضدّ آمریکایی بلکه ضدّ شاه هم نبود. یک آخوند قشری بود.[24] این طور تحوّل پیدا کرد. البتّه از قدیم ایشان ضدّ رضا شاه بود . با او هم بد بود. امّا ورود اینها و سایر روحانیون در مبارزه با آن انجمنهای ایالتی بود که دولت به زنها راه داده بود که[ در انتخابات] شرکت کنند. بعد مسئلة قبل از اصلاحات ارضی بود و ایشان هم آن موقع مثل سایر علمای قشری مدافع فقه رسمی بود. فقه ما در رابطه با مسائل مالکیّت، مسائل اجتماعی و زنان و…. به این شکل وارد مبارزه شد[25]…. از این شروع کرد، بعد تحوّل پیدا کرد و در روحانیّت شیعه شاهیپون ( قهرمان) مقابله و ضدّیت با استبداد شد.

این بیانات واقعاً اعجاب انگیز و نشانگر بی اطّلاعی ایشان از اوضاع کشور و عدم اطّلاع و عدم توجّه به بیانات و رهنمودها و موضع گیریهای امام و مردم انقلابی کشور میباشد. برای روشن شدن قضیّه، به صورت آماری، سخنان امام و بیانات تهاجم آمیز امام نسبت به آمریکا آورده میشود.

 همانطور که با مراجعه به جدول ذیل مشخّص است، طبق بررسی آماری در دوران انقلاب، تعداد سخنان امام در رابطه با آمریکا  و توطئه های عوامل داخلی آن به شدّت بالاست و پس از انقلاب نیز، در حدود ماههای دوّم و سوّم و جهارم انقلاب که دوران شورش های ضدّ انقلاب در کردستان و ترکمن صحرا و زمان برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی و اعدام سران جنایتکار رژیم شاه و آغاز ترور شخصیّتهای انقلابی توسط عوامل وابسته به آمریکا و زمان انجام مقدّمات تشکیل مجلس خبرگان و مقابلة شدید قلم به دستان ضد انقلاب و تهاجم مطبوعاتی آنان برای جلو گیری از تشکیل مجلس خبرگان است، دوباره اوج میگیرد و به شدّت افزایش می یابد و پس از آن به مرور تا ماه هشتم پیروزی انقلاب، کاهش می یابد و در اواخر مهرماه 58 یعنی نهمین ماه پیروزی انقلاب که اوج توطئه های آمریکا و عوامل داخلی آن و زمانی است که شاه به آمریکا برده میشود، دو باره اوج میگیرد و در آبان ماه به متوسط اعجاب انگیز روزی 5/ 16 بار توسط امام نام آمریکا را بردن و اظهار نظر و تهاجم بر علیه آن نمودن، میرسد.

با توجّه به این آمار، اظهار نظرهای بی حساب و بی کتاب و غیر مستند به واقعیّات و متّهم نمودن امام و انقلاب به اتّهامات واهی، آنهم از یک شخصیّت با سابقة سیاسی، واقعاً اعجاب انگیز است و نشان دهندة میزان صحّت سایر اظهار نظرها و موضع گیریهای ایشان در سایر مراحل زندگیشان است.

لانه جاسوسی گروگان
لانه جاسوسی گروگان

                               موارد کاربرد کلمة آمریکا در بیانات امام در زمانهای مختلف

                                                            در کتاب  صحیفة نور

جلد

تاریخ شروع

تاریخ پایان

تعداد

مدّت

    متوسط

 در هر روز

1

25/3/43

19/10/56

126

4955روز

2

19/10/56

آغاز انقلاب

13/8/57

260

300 روز

8/.

3

14/8/57      (در فرانسه)

10/9/57   (در فرانسه)

265

26   روز

10

4

11/9/57      (درفرانسه)

16/11/57

پایان انقلاب

269

65   روز

4

5

17/11/57

19/1/58

104

62   روز

7/1

6

23/1/58

5/3/58

122

42   روز

3

7

5/3/58

10/4/58

74

35   روز

2

8

13/4/58

3/6/58

47

50   روز

1

9

12/6/58

20/7/58

60

38   روز

5/1

10

22/7/58

24/9/58

363

 62   روز

6

جمع 10 جلد اوّل

25/3/43

24/9/58

1690

کل صحیفه

25/3/43

13/3/1368 پایان عمر امام

3752

 

 

طبس هواپیمای منهدم شده مهاجمین آمریکایی
طبس هواپیمای منهدم شده مهاجمین آمریکایی

 

تعداد کار برد  لغت «آمریکا » در بیانات امام در مقاطع گوناگون

 تعداد کاربرد لغت آمریکا در بیانات امام از آغاز نهضت تا پایان عمر                 3752 بار

– در دوران انقلاب تا پیروزی حدود 15 ماه             650         بار  ( بطور متوسط روزی 5/1 بار)

– از پیروزی انقلاب تا 13 آبان 58 (طی 260 روز)      1365       بار  (بطور متوسط روزی حدود 5  بار)

– از اوّل آبان تا تسخیر لانة جاسوسی (طی 12 روز)    60           بار  ( متوسط روزی حدود 5 بار)

– بعد از تسخیر تا پایان آبان  (طی 17 روز)             420         بار  ( بطور متوسط روزی حدود 24  بار)

– کلّ آبان 58                                                  480        بار  ( بطور متوسط روزی حدود 5/16  بار)

 برای نشان دادن اهمیّت دشمن ابر قدرتی به نام آمریکا در اندیشة امام، اسامی سایر کشورهای بیگانه ای که با امام و انقلاب مسئله داشته اند، نیز آورده میشود:

تعداد و فراوانی بعض کشورها و لغات در کل بیانات امام  از ابتدا تا انتها( از سال 43 تا 68)

اسرائیل                                 943

شوروی و روسیّه                      824

انگلیس و انگلستان                     561

فرانسه                                   235

اجانب                                   866

استعمار و استعمارگر                  621

ابرقدرتها                                 137

صهیونیسم و صهیونیست              122

بیگانگان                                 31

فلسطین                                235

قدس                                    184

مکّه                                     169

– تعداد کار برد لغت شاه در بیانات امام از آغاز نهضت تا پایان عمر ( کلّ صحیفة نور)          3100 مورد

لانه جاسوسی آمریکا
لانه جاسوسی آمریکا

آمار فوق نشانگر توجّه عمیق امام به موضوع آمریکا و اقدامات سلطه گرانة آن در رابطه با کشور و مردم ایران از ابتدای نهضت تا پایان عمر ایشان میباشد، به صورتی که تعداد موارد به کار برده شدة کلمة« آمریکا» در کل بیانات امام از تعداد موارد به کار برده شدة کلمة « شاه» حدود 20 در صد بیشتر است.



[1] – ایشان البتّه بیان نکرده اند که آثار تبعی پیروی از روش و هدف اوّل چیست؟ آیا موارد زیر که در عمل نیز اتّفاق اآفتاد، از آثار و تبعات آن نیست؟ طرح اصول فوق توسط ایشان خود ما را به آنچه  ایشان به خاطر افکار و اندیشه های خود بدان رسیده است و در دوران ریاست دولت خود بدان عمل نموده است، میرساند:

1)- ملّی گرایی ( و نه حب وطن و عشق به فرهنگ  و تاریخ و هویّت خودی ) که کشورهای غربی آن را در کشورهای اسلامی برای ایجاد تفرقه در میان مسلمانان و دوری از تفکّر اسلامی وبرای جلو گیری از تشکّل و وحدت مجدّد مسلمانان توسط عوامل بومی خود رواج دادند. این ملی گرایی، اقوام و ملل مسلمان را در برابر یکدیگر به صف بندی وا داشته و استعمار و سلطه گران بین المللی را به فراموشی میسپارد.

2)- سازش با بیگانگان جهانخوار و عوامل داخلی آنان و همگامی و همراهی با آنان و کوتاه آمدن در برابر توطئه های آنان و واگذاری سنگرهای مقاومت به آنان همانگونه که در کردستان اتفاق افتاد و استاندار کردستان یک کمونیست مشهور قرار داده شد و سخنگوی دولت جاسوس آمریکا در آمد و وزیر دفاع و بعض استانداران و وزرای دولت موقت مرتبط با لانة جاسوسی بودند.

3)- بی توجّهی به احکام اسلامی در صحنة اجتماع و زندگی. بطور مثال آیا آقای مهندس بازرگان نماز خوان در برابر غیر انسانی خواندن احکام قصاص اسلامی توسط جبهة ملّی و دعوت آنان به شورش در برابر این احکام که منجر به صدور حکم ارتداد این جبهه توسط امام گردید سکوت کرده و با سکوت خود به حمایت از آنان بر خاست و امام نیز آنان را توبیخ نمود.

4)- بی توجّهی  و به فراموشی سپردن سرنوشت مسلمین و فراموشی مسئلة فلسطین و همراهی با دولتهای سازشکاری که موجودیّت اسرائیل را به رسمیّت شناختند. این امام بود که دولت موقت را مجبور نمود که با مصر به خاطر به رسمیت شناختن اسرائیل قطع رابطه نمایند.

5)-  ادارة کشور نه بر اساس مبانی اسلامی بلکه بر اساس مبانی عرفی گرایی و حذف تفکّر دینی از صحنة سیاست و اقتصاد و نهایتاً فرهنگ کشور و رها کردن مزدوران بیگانه برای ایجاد توطئه و فتنه به بهانة آزادی.

6)- انحصار گرایی و حذف تمام کسانی که مکتبی می اندیشند و وحدت با ملّی گرایان سکولار و بر سر کار آوردن افرادی که هم فکر و هم اندیشه و همخط با خود آنان بوده و بسیاری از آنان افراد لا ابالی و بی اعتقاد به مبانی اسلامی بودند و کوچکترین فکر مخالفی را نیز نمی پذیرفتند. بطور نمونه اکثر قریب به اتفاق اعضای دولت موقّت از نهضت آزادی و جبهة ملّی بودند. و بسیاری از آنان حتّی نماز هم نمی خواندند مانند حسن نزیه و رحمت الله مقدّم مراغه ای.

7)- بی توجّهی به پیاده کردن و اجرای احکام اسلامی در صحنة اجتماع و پیروی کردن از مبانی و اصول و الگوهای تمدّن غرب. متأسفانه وقتی کشوری مثل سوئد و نروژ و  سوئیس و در کل اروپای شمالی، جامعة الگو و ایده آل ایشان باشد، باید به اجرای اجکام اسلامی در یک  جامعة اسلامی و در میان مسلمانان اشکال نمود.  ایشان در کتاب راه طی شده ص124 ضمن ذکر نام کشورهای فوق چنین بیان داشته است: بشر روی دانش و کوشش و به پای خود را سعادت در زندگی را یافته است و این راه سعادت، تصادفاً همان است که انبیاء نشان داده بودند!

[2] – آیا نهضت امام یک نهضت ضد ایران بود؟! آیا امام با بر پایی انقلاب و حفظ آن پس از پیروزی و تشکیل بسیج مستضعفین و بسیج مردم برای دفاع از تمامیّت ارضی کشور و استقلال آن، در حالی که در دویست سال قبل از آن هر جنگی به پا شده بود گوشه ای از کشور  جدا گردیده بود، بزرگترین خدمت تاریخی را به کشور ما ننمودند؟! آیا امام با دعوت مردم به مستقل اندیشیدن و دوری از غرب گرایی و شرق گرایی و غرب زدگی و شرق زدگی و دعوت به بازگشت به هویت ایرانی اسلامی بزرگترین خدمت را به ایران و ایرانی و طرح هویت مستقل آنان ننمودند؟! آیا ایشان مخالفت امام با ملی گرایی باستانگرای ضد اسلام شاهنشاهیِ وابسته به ابر قدرتها را که خاندان پهلوی به راهنمایی بیگانگان و عوامل فراماسونر آنها برای مقابله با اسلام( اسلامی که مردم ایران را در برابر آنان به قیام واداشته و موجب شکست آنان در نهضت تنباکو شده بود. ) در کشور ما ایجاد کرده بودند را یک نهضت ضد ایران میداند؟! آیا این نشانگر هم اندیشی و توافق ایشان با بسیاری از مبانی حکومت پهلوی نیست؟!

[3] – آیا مکتب گرایی و حرکت بر اساس مبانی و اصول مکتب دارای اشکال است؟ شخصی که مدّعی پیروی از ایدئولوژی اسلامی است، چه مشکلی در رابطه با پیروی از مکتب اسلام دارد؟ اشکال در این است که ایشان پیروی از اسلام فقاهتی را قبول ندارند و گر نه ایشان پیرو ایدئولوژی التقاطی خود بافته و تفسیرهای من در آوردی از اسلام که در آن یک شخص سکولار ضد اسلام و ضد روحانیّت و ضد حاکمیّت دین و رهبری آن در صحنة جامعة اسلامی، میتواند رهبر سیاسی یک مسلمان باشد، هستند.

[4] – برای نشان دادن این تهمت که امام با بینش خود موجب انحصارگری شده است ، گوشه ای از نامة شهید بهشتی  به امام پیرامون مواضع ملی گرایان حاکم بر کشور در دورة بنی صدر و قبل از آن در اینجا آورده میشود: بینش اوّل روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه می کند که جامعه را به سوی امامت متّقین و گسترش این امامت بر همه سطوح راه میبرد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه میکند که خود به خود راه را برای نفوذ بی مبالاتها یا کم مبالات ها در همة سطوح مدیریّت امّت اسلامی و حاکم شدن آنها بر سرنوشت انقلاب هموار می سازد. اختلاف این آقایان با ما بیش از هر چیز به مسائلی مربوط می شود که برای حضرتعالی و ما و همة نیروهای اسلامی یکسان مطرح است. این اختلاف بخصوص در مورد رعایت یا عدم رعایت معیارهای اسلامی در گزینش افراد برای کارها و در بر خورد قاطع با جریانات انحرافی است. خود شما به یاد دارید که اینها در مورد آقای امیر انتظام و آقای فربد و تأکید جنابعالی بر کنار گذاشتن آنها چگونه عمل کردند.( نامه آیت الله بهشتی به محضر حضرت امام 22 اسفند 1359 روزنامة کیهان، تیر 1380)

[5] – آیا مردم مسلمان ایران در دوران انقلاب با آن همه فداکاری برای تشکیل نظام جمهوری اسلامی، به دنبال این نبودند که احکام اسلام از جمله حرمت ربا و اجرای احکام قضایی اسلام از جمله احکام قصاص اسلامی و جلو گیری از فسق و فجور علنی مثلاً جلو گیری از تولید  و فروش علنی مشروبات الکلی و جلو گیری از ظلم و جور مفسدین فی الارض و جلو گیری از جاکمیّت وابستگان به دشمنان کشور و اسلام مانند اعضای فرقة استعماری بهائیّت را اجرا و پیاده کنند؟ پس اینهمه فداکاری و دهها هزار شهید برای چه بود؟ آیا ملّی گرایان ایرانی بودند که این فداکاریها را کردند، ملّی گرایان سکولاری که قبله اشان در پاریس و لندن و واشنگتن بود؟

[6] – چنین مطلبی را ایشان از کجا به دست آورده است؟! آیا در دیدگاه امام وظیفة اصلی انقلاب همین بوده است؟ آیا امام ملّت ایران را فراموش نمودند؟ پس جهاد سازندگی و حرکت موج عظیم جوانان برای سازندگی روستاهای کشور چه بود؟ اینهمه سخنان امام در رابطه با مستضعفین و رسیدگی به امور آنان و حساب صد امام و مسکن سازی برای اقشار کم در آمد چه بود؟! واقعاً اعجاب انگیز است کسی بتواند به این راحتی به حضرت امام تهمت وارد سازد.

argo
argo 2013 argo iran usa hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission president univesity usa student liberty un ben

[7]– آیا اعتراض در برابر جهانخواران شرق و غرب و ایستادن در برابر ظلم و جور و جنایات آنان و فریاد اعتراض بر علیه آنان برداشتن و به دخالت آنان در کشور و سرنوشت مردم و تحمیل کاپیتولاسیون و در اختیار گرفتن ارتش و غارت منابع کشور و حمایت از جنایات شاه و در حمایت گرفتن او پس از فرار بدیهی ترین حق یک انسان و یک ملّت نیست؟ آیا ما ابتدائاً حالت تعرض گرفتیم ، یا ابر قدرتهای شرقی و غربی دویست سال در کشور ما ترکتازی کردند و عزّت و شرافت و استقلال و آزادی و همه چیز ما را لگد کوب کردند و ما اینک به اعتراض و در دفاع از خود سر بلند کرده ایم و خواهان آزادی و استقلال بوده و میخواهیم به هویّت ایرانی و اسلامی خود بازگشته و فریاد نه شرقی ونه غربی بر داشته و خواهان تشکیل جمهوری اسلامی و خواهان رفع ظلم و ستم و تحمیلات سیاسی و فرهنگی و نظامی و عقیدتی آنان شده ایم و ندای مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی را سر داده ایم؟

[8]– آیا این دولتهای سازشکار مسلمان نما نبودند که اسرائیل را به رسمیّت شناختند؟ آیا همین دولتها نبودند که از شاه در برابر ملّت ایران حمایت کردند و بر جنایات او صحّه گذاشتند و آیا همین دولتهای مسلمان نما نبودند که صدام را به حمله به ایران تحریک و کمکهای عظیمی را درا ختیاراو گذاشتند؟ و آیا همین دولتهای مسلمان نبودند که پس از جنگ جهانی اوّل و پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی توسط استعمار گران بر سر نوشت مسلمانان حاکم شدند و از آن تاریخ تا کنون جز تأمین منافع استعمار گران و سرکوب مسلمانان وظیفة دیگری برای خود نمی شناخته اند؟

[9]– آیا ایشان که مدّعی مسلمانی هستند بر این فرهنگ و استقبال فردی و جمعی از شهادت در راه آرمانهای الهی اعتراض ذارند؟ ایشان با بیان این مطلب به تسلیم طلبی و سازشکاری و پذیرش ذلّت و خواری پیروان راه خود که به قول ایشان خدمت به ایران از طریق اسلام است صحّه گذاشته اند.

[10]– انقلاب اسلامی و رهبری آن که یک مرجع تقلید اعلم و برگزیدة مردم مسلمان است هدفش تشکیل یک نظام اسلامی است و یک نظام اسلامی اگر وظیفة تبلیغ دین و جلو گیری از انجراف آن و دعوت مردم به سوی بندگی خدا را در داخل و خارج از کشور به عهده نگیرد، پس چه وظیفه ای دارد ؟ اصولاً تشکیل حکومت اسلامی تبلیغ عملی دین و نشان دادن یک الگوی واقعیِ تبعیت از وحی الهی از راه پیاده کردن آن در یک جامعة اسلامی، توسط تلاش مشترک مردم مسلمان و رهبری اسلامی است و جز این چیز دیگری نمیتواند معنی داشته باشد؟!

[11]– در یک جامعة اسلامی، حاکم اسلامی اگر مراقب پیاده کردن قوانین اسلامی و جلوگیری از انحراف جامعة اسلامی از آن نباشد پس باید مراقب چه باید باشد؟ مگر ایشان در پیش نویس قانون اساسی خود اصلی را قرار نداده بودند که قوانین کشور نباید خلاف قوانین اسلامی باشد؟ پس این مطالب چیست که بیان نموده اند

[12]– در کجا امام چنین چیزی را مطرح نموده اند؟ آیا ما مظلومینی نبوده ایم که تحت ظلم و ستم سلطه گران جهانی بوده ایم؟ آیا ما حق هیچ اعتراضی نیز به آنان نداشته ایم؟ آیا قرآن نفرموده است « و قاتلوا ائمّه الکفر» آیا قرآن نفرموده است« اذن للذین قاتلوا بانّهم ظلموا و انّ الله علی نصرهم لقدیر». پس ایشان که مدّعی پیروی از ایدئولوژی اسلامی است، چرا از قرآن تبعیت نمی نماید؟ وبه امام بخاطر پیروی از قرآن و اسلام اعتراض و انتقاد مینماید؟

[13]– به عبارت دیگر ولابت فقیه. همة مشکل ایشان و دوستانشان نیز همین مسئله بوده است. وجود انسان صالحی که بتواند از انحراف جامعه جلو گیری کند و عزّت و شرافت مردم مسلمان کشور را حفظ و دست جهانخواران را از سرنوشت آنان کوتاه کند، یقیناً مورد خواست ایشان و دوستانشان نبوده است و اعترافی بهتر از این برای بیان دلیل شرکت ایشان در  توطئة انحلال مجلس خبرگان و جلو  گیری از عملی شدن داشتن ولایت توسط فقیه دیده نمی شود.

[14]– این یک تهمت بیشتر نیست. آیا این امام نبود که دستور تشکیل جهاد سازندگی را صادر نمود و سیل جوانان مسلمان مکتبی و متعهد به سوی روستاها سرازیر شدند؟ آیا این امام نبود که دستور خانه سازی برای مستضعفین را صادر نمود؟ آیا این امام نبود که دستور مجانی کردن آب و برق زاغه نشینان را صادر نمود که با اعتراض شخص ایشان نیز مواجه شد؟ (… فاین تذهبون)

[15] – فقط قرار بود الهام گرفته شود؟! و یا قرار بود احکام اسلامی مانند احکام قضایی و احکام حکومتی و نیز حاکمیّت مردم در نظام اسلامی که بر گرفته از عقاید اسلامی بود در یک نظام جمهوری اسلامی با رهبری امام پیاده شود؟ اگر چنین است پس نامة زیر که پس از تعیین ایشان به نخست وزیری که توسط دوستانش در نهضت آزادی  صادر شده است چه بود؟! «بسمه تعالی، اکنون که رهبر بزرگ و زعیم عالیقدر، امام خمینی، بنا به حق شرعی و قانونی خویس، در این موقعیّت حسّاس و تعیین کنندة تاریخی، جناب آقای مهندس بازرگان را بدون در نظر گرفتن وابستگی حزبی به ریاست دولت موقت انقلابی شرعی و قانونی بر گزیده اند، ما این انتصاب انقلابی و تاریخ ساز را به ملّت شریف و فداکار ایران تبریک می گوئیم و از آنجا که به فرمان آیة شریفة« اطیعوا الله  و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» اطاعت از این اوامر را وظیفة شرعی و عقیدتی خود به شمار می آوریم و از آنجا که بر طبق اصول والای اسلام و به خصوص مذهب تشیّع که مرجعیّت عالی آن به عنوان نیابت از امام معصوم حق عزل و نصب دارد وظیفة خود میدانیم که به برادر ارجمند آقای مهندس بازرگان اطمینان دهیم که هر چه بیشتر در جهت رسالت مکتبی و تشکیلاتی که نهضت آزادی ایران بر دوش دارد بر تلاشهای خود بیفزاییم تا ایشان با فراغ خاطر و بدون نگرانی به مأموریت خطیری که بر عهده دارند بپردازند.» شاید زیباتر و رسا تر و بلیغ تر و کوتاهتر از این اطّلاعیّه در رابطه با ولایت فقیه اطّلاعیّه ای در دوران انقلاب صادر نشده باشد. حال چرا ایشان اینگونه مطالبی را بیان نموده اند، خوانندة هوشمند خود بهتر میداند.

[16] – آیا امام چنین میکرد. آیا ایشان پیام  مشهور 11 ماده ای امام که در سال 61  صادر شد را مطالعه نکرده اند که از نیروهای انتظامی کشور خواسته اند از دخالت در زندگی شخصی افراد و کشف جرم های غیر علنی خود داری نمایند؟ البتّه مقصود ایشان بیان این نکته است که هر شخصی با هر سابقه و هر فکری که دارد بتواند در سیاست و حاکمیّت کشور اسلامی شرکت نماید و هیچ نظارتی بر رفتار و عقاید آنها نباشد. همانگونه که در اطراف ایشان افراد لا ابالی و بی مبالات فراوانی مانند حسن نزیه و رحمت الله مقدم مراغه ای و تیمسار احمد مدنی و عباس امیر انتظام و … حضور داشتند و  به مسئولیتهای مهمّی در دولت ایشان نیز رسیدند. نظام اسلامی البتّه چنین نمی تواند رفتار نماید و یقیناً در حال و آینده باید با تمام توان و قوا برای شناختن افراد منحرف و نفوذی بیگانگان تلاش نموده و از افتادن مدیریت جامعة اسلامی به دست این نامحرمان جلو گیری نماید.

OSCAR ARGO BEN AFFLECK MOVIE IRAN USA EMBASSY HOSTAGES 1979 TABAS RESCUE MISSION FAILED
OSCAR ARGO BEN argo iran usa hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission president univesity usa student liberty un ben AFFLECK MOVIE IRAN USA EMBASSY HOSTAGES 1979 TABAS RESCUE MISSION FAILED

[17] – این برداشتهای من در آوردی از مواضع امام متأسّفانه در تمام برداشتهای سیاسی و عقیدتی ایشان در طی زندگیشان مشاهده میشود. آیا  مردم ایران زردشتی بودند و امام میخواست آنان را تبلیغ و مسلمان نماید؟ و یا مردم مسلمان ایران که رهبری روحانیّت را پذیرفته بودند، خواستار پیاده شدن احکام اسلامی در زندگی شخصی و اجتماعی خود بودند؟ بطور مثال در حالی که هر فرد عادی که در انقلاب شرکت کرده بود، میدانست سه صلوات فرستادن با آورده شدن نام امام برای نشان دادن اسلامی بودن نهضت و ابراز احساسات طرفدارانه از ایشان و ابراز مخالفت با شاه است ، ایشان با ناباوری بیان داشتند : چرا مردم با آورده شدن نام پیامبر فقط یک صلوات میفرستند و با آورده شدن نام امام خمینی سه صلوات؟! در حالی که مردم بر امام خمینی صلوات نمی فرستادند بلکه آنهم سه صلوات بر پیامبر(ص) بود و یا ایشان در کتاب بعثت و ایدئولوژی در رابطه با حادثة غدیر بیان داشته بودند: این که میگویند پیامبر اکرم(ص) در عدیر خم، حضرت علی (ع) را به جانشینی خود معین کردند، این درست نیست. چون اگر چنین حکمی از طرف خدا به پیامبر(ص) ابلاغ می شد، مسلمانان به آن زودی آن را فراموش نمی کردند و بلافاصله بعد از رحلت پیامبر(ص) به سراغ شورای خلافت و … نمی رفتند.( جلال الدین فارسی، گفتگو با هفته نامة یا لثارات،شمارة 136 تیر 1380 به نقل از کتاب مهندس بازرگان، مؤسّسةفرهنگی قدر ولایت، 1380 ص128)

 جالب توجّه است که بدانیم ایشان پس ملاقات با امام در پاریس در آبان 57 و عدم صدور اطّلاعیّه ای که امام از ایشان در خواست نموده بودند و عدم صدور آن در پاریس و پس از بازگشت قهر آمیز به ایران و پس از مشورت با دوستان خود اطّلاعیّه ای صادر و در آن بیان داشته اند: « اعلامیه ها، سخنرانیها، تظاهرات، تجمعها، فریادها و بالاخره قربانیهای فراوانی که از یک سال و نیم به این طرف در ایران رخ داه است و از چهار گوشة دنیا ناظر و ناقل آن شده اند، لا اقل دو حقیقت را نشان میدهد:1- اکثریّت قاطع ملّت ایران شاه و رژیم او را نمی خواهد و خواستار حکومت اسلامی است.2- اکثریت قاطع ملّت ایران آیت الله خمینی را به رهبری خود بر گزیده است.

 … امر مسلّم و واقعیت غیر قابل انکار این است که اکثریّت ملّت از خواسته های رهبری روحانیّت، یک بند انگشت عقب نمی کشند» ( اسناد نهضت آزادی ایران، ج 11صص 32 و 33 ) اگر چنین است پس مردم ایران از خواست امام و روحانیّت تبعیت مینموده اند نه از بر داشتهای ایشان. همین اطّلاعیّه برای نشان دادن بطلان سخنان فوق کافی است.

[18] –  انقلاب ایران در دو حرکت، نویسنده و ناشر مهندس مهدی بازرگان، پائیز 1363ص114

[19] – ایشان طی 7 ماه بعد از انقلاب اصولاً هیچ توطئه ای از آمریکا در ایران مشاهده ننموده اند. اقراری بهتر از این وجود دارد؟ از ایشان که رئیس دولت موقّت بوده است و در دورة ایشان آنهمه توطئه توسط ایادی پیدا و پنهان آمریکا در ایران صورت پذیرفته است، بیان چنین مطلبی شاید اعجاب انگیز به نظر برسد و شاید به ذهن متبادر شود که ایشان اصولاً چشمان خود را بسته بودند. امّا چنین نیست. بلکه ایشان آنقدر چون رهبر خود دکتر مصدق به آمریکا خوشبین بوده و این نظام جهانخوار را اصولاً ذشمن نمی پنداشته اند که توجّه نمی نمایند که این دشمن دارد توسط ایادی خود که بعضی از آنان برگزیدگان ایشان برای امور اجرایی کشور بوده اند، گام به گام، یک به یک سنگرهای انقلاب  را فتح می نماید و آن را به زودی به شکست می کشاند. اینان چون شاه سلطان حسین صفوی متحجّر نشسته بودند تا اشرف افغان[آمریکا] دوباره وارد کاخ خیالی آنان شده و آنگاه آنان تاج حکومت را بر سر او بنهند. همانگونه که این جریان در 28 مرداد 32 اتّفاق افتاد و کودتای آمریکایی به رهبری کیم روزولت که از ستاد فرماندهی آن در سفارت آمریکا در تهران هدایت میشد، به پیروزی رسید. دلیل اینکه ایشان چنین مطلبی را بیان کرده اند در بیانات ایشان به خوبی ملاحظه میگردد:

 در عمل همان چپیها و مارکسیستها بودند که ابتدا با طرح و تکرارکلمات ضد انقلابها، طاغوتیها، ساواکیها، وابستگان به غرب و فئودالها را وارد فرهنگ بعد از پیروزی انقلاب کردند و پس از اینکه این اصطلاحات و تصوّرات داخل ذهن و زبان جوانان تند و مکتبیهای ما گشت، افشاگریها و وصله زدنها به وسیلة خود  مسلمانها شروع گردید و به این ترتیب ضد انقلاب و یک گروهبندیهای تازه و زنده ساخته شد و الا ما در آستانة پیروزی انقلاب و آن زمان که مردم کشورمان با اکثریّت بی نظیرنود و هشت و دو دهم درصد رأی به جمهوری اسلامی دادند، ما در میان خودمان جز معدودی از مارکسیستها و مارکس صفتان، ضد انقلاب نداشتیم. ( انقلاب ایران در دو حرکت،  ص 176)

امّا ایشان بیان ننموده اند که چه جریانانت و گروههایی رفراندوم جمهوری اسلامی را تحریم کرده بودند. و چه کسانی به جای جمهوری اسلامی ، جمهوری دموکراتیک اسلامی، جمهوری ایران و جمهوری دموکراتیک را مطرح می نمودند و چه کسانی از اوایل اسفند 57 در کردستان فتنه و شورش به پا کردند؟

 students iran usa hostages embassy liberty statue 1979 2012 2013 hollywood oscar ben affleck obama argo rescue mission
students iran usa hostages embassy liberty statue 1979 2012 2013 hollywood oscar ben affleck obama argo rescue mission

 اصلاً عنوان خط امام روی خود گذاشتن یک نوع تلقین و تحریک برای تفرقه و حرکت گریز از مرکز بود. زیرا که در پایان حرکت اوّل رو به مرکز همه در خط امام و موافق رهبری و رهنمود های ایشان شده بودند. اگر کسی بعداً آنها را با القاب و اتّهامات و یا اخراجها و اجحافات بیرون نمی انداخت و هل نمیداد، مسائلی به نام ضد انقلاب و طاغوتی و آمریکایی و یا ملّی گرا و سازشکار پیدا نمی کردیم. افشاگریها، انتقامگیریها و شعارهای دشمنی انگیز که مارکسیستها معلّم اوّلیّه و مشوّق بعدی آن بودند و خودشان کنار نشستند، راههای تفرقه و تخاصم را در دلها و زبانها و قلمها باز کرد. این گروههای گوناگون اختراع شدند و مسئلة رایج گشت…. گروگانگیری صد در صد با خواسته ها و منافع شوروی انطباق داشت. و بیش از آنکه چیزی دستگیر ما شود برای آنها بهره داشت. ( انقلاب ایران در دو حرکت، ص177) .

 بنابر این اظهارات، ما مردم مسلمان ایران که انقلاب کرده بودیم و آمریکا را که بر سرنوشت ما حاکم شده بود بیرون کرده و او را از منابع عظیم و باد آورده کشور خودمان محروم کرده بودیم، خود سازندة ضد انقلاب بودیم و اصالتاً توطئه ای از جانب ابر قدرتها برای بازگشت به ایران و لذا ضد انقلاب وابسته به بیگانگان وجود نداشت و ما خود سازندة ضد انقلاب وابسته به آمریکا بودیم و آمریکا اصولاً توطئه ای را توسط عوامل داخلی خود بر علیه انقلاب ما سازماندهی نکرده بود. ما خود بودیم که جریان کردستان را بوجود آوردیم و اصولاً توطئه ای در کار نبود و ما دچار توهّم توطئه بودیم و اصولاً کسی در کشور ما با آمریکا ارتباطی نداشت که آمریکایی باشد و یا سازشکاری نموده باشد. اصولاً ساواکیها و سلطنت طلبان و ارتشیان فراری که دستشان تا مرفق به خون مردم آغشته شده بود و طرفداران شاه به یکباره ریشه کن شده بودند و این ما بودیم که آنان را مجدّداً ساختیم  و بوجود آوردیم. ما مردم ایران و طرفداران انقلاب اسلامی و رهبرانمان بودیم که گناهکار و معصیت کار اصلی بودیم که تحت تأثیر مارکسیستها و با شعارهای اخذ شده از آنان گروهها و گروهکهای گوناگون را بر علیه انقلاب ساختیم و بوجود آوردیم. بله، با همین تفکّر بود که ایشان در روز 22 بهمن و در همان ساعاتی که هنوز آخرین کنگره های نظام شاهنشاهی فرو نریخته بود با تیمسار مقدّم  رئیس ساواک و تیمسار قره باغی رئیس ستاد ارتش که تا جند ساعت قبل خونبارترین کودتای آمریکا در جهان بر علیه ملّت ایران را داشتند رهبری میکردند به مذاکره می نشیند و یا ابراهیم یونسی را  در دوّمین ماه پیروزی انقلاب به استانداری کردستان و امیر انتظام را علیرغم مخالفت دلسوزان به سخنگویی دولت و معاونت نخست وزیری بر میگزیند و حسن نزیه را مسئول شرکت نفت میکند و رحمت الله مقدم مراغه ای را استاندار آذربایجان. اعجاب انگیز این است که ایشان حتی آمریکا و انگلیس و آلمان  را موافق پیروزی انقلاب اسلامی میداند! شاید این بیانات بتواند علّت اصلی پیروزی کودتای 28 مرداد 1332 را نیز نشان دهد.

[20]– یعنی مردم ایران قبل از پیروزی انقلاب توجّهی به این امور نداشتند؟! آنان به قضیّة فلسطین و صهیونیسم و جنایات آمریکا در کشور ما و در جهان توجّه نداشتند. آیا این مردم ایران نبودند که در راهپیمائی های خود فریاد میزدند:« امروز ایران و فردا فلسطین»؟

ما به ابابیل ایمان داریم. بررسی شکست نیروهای نظامی متجاوز آمریکا به ایران از طریق بیابان طبس
ما به ابابیل ایمان داریم. بررسی شکست نیروهای نظامی متجاوز آمریکا به ایران از طریق بیابان طبس

[21]–  مواضع نهضت آزادی، جلد اوّل، نهضت زنان مسلمان، تیر  1361 ص 124

[22] – تعداد لغات فرانسوی که ایشان در یک مصاحبه که با زبان فارسی با مصاحبه کننده ای که به زبان فارسی نیز کاملاً مسلّط است، به کار برده جالب توجّه است.

[23] – مقصود ایشان از ماه هفتم پیروزی انقلاب یعنی از شهریور ماه 58 است. که اشتباه آشکاری است.

[24]– برای نشان دادن بی اطلاعی ایشان از شخصیت امام گوشه ای از یک نامة امام که در سال 1323 یعنی بیست سال قبل از شروع مبارزات علنی امام با نظام وابستة شاه، برای یکی از دوستانشان نوشته اند آورده میشود:« خودخواهي و ترك قيام براي خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده و همة جهانيان را بر ما چيره كرده و كشورهاي اسلامي را زير نفوذ ديگران درآورده. قيام براي منافع شخصي است كه روح وحدت و برادري را در ملّت اسلامي خفه كرده. قيام براي نفس است كه بيش از دهها ميليون جمعيت شيعه را به طوري از هم متفرق و جدا كرده كه طعمه مشتي شهوت پرست پشت ميزنشين شدند. قيام براي شخص است كه يك نفر مازندراني بيسواد را بر يك گروه چندين ميليوني چيره مي كند كه حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود كند.

  هان اي روحانيّين اسلامي! اي علماي رباني! اي دانشمندان ديندار! اي گويندگان آيين دوست! اي دينداران خداخواه! اي خداخواهان حق پرست! اي حق پرستان شرافتمند! اي شرافتمندان وطنخواه! اي وطنخواهان باناموس! موعظت خداي جهان را بخوانيد و يگانه راه اصلاحي را كه پيشنهاد فرموده بپذيريد و ترك نفع هاي شخصي كرده تا به همه سعادتهاي دو جهان نائل شويد و با زندگاني شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شويد.» (صحيفة نور جلد 1 صفحه 4)

[25] – برای نشان دادن نوع تفکّر و بینش اسلامی آقای مهندس بازرگان و حسّاسیت ایشان در این رابطه و نیز حسّاسیّت ایشان در رابطه با توطئه های استعماری در کشور و بر علیه اسلام و اینکه « فشریگری » و « فقه رسمی » در نظر ایشان چه مفهومی دارد و اینکه « شاه به زنان برای شرکت در انتخابات راه داد » یعنی چه، بیانات امام در رابطه با تساوی حقوق زن و مرد که در سال 1341 و در آغاز نهضت اسلامی بیان شده است، آورده میشود:

  بسم الله الرحمن الرحيم – انّالله و انّا اليه راجعون-  دستگاه حاكمةايران به احكام مقدسة اسلام تجاوز كرد و به احكام مسلّمة قرآن قصد تجاوز دارد. نواميس مسلمين در شرف هتك است و دستگاه جابره با تصويبنامه هاي خلاف شرع و قانون اساسي مي خواهد زنهاي عفيف را ننگين و ملّت ايران را سرافكنده كند.  دستگاه جابره در نظر دارد تساوي حقوق زن و مرد را تصويب و اجرا كند، يعني احكام ضرورية اسلام و قرآن كريم را زير پا بگذارد، يعني دخترهاي هيجده ساله را به نظام اجباري ببرد و به سربازخانه ها بكشد، يعني با زور سرنيزه دخترهاي جوان عفيف مسلمانان را به مراكز فحشا ببرد.    … هدف اجانب قرآن و روحانيّت است. دست هاي ناپاك اجانب با دست اين قبيل دولت ها قصد دارد قرآن را از ميان بردارد و روحانيّت را پايمال كند. ما بايد به نفع يهود آمريكا و فلسطين هتك شويم، به زندان برويم، معدوم گرديم، فداي اغراض شوم اجانب شويم. 

   آنها اسلام و روحانيّت را براي اجراي مقاصد خود مضرّ و مانع مي دانند، اين سدّ بايد به دست دولت هاي مستبد شكسته شود، موجوديّت دستگاه رهين شكستن اين سدّ است، قرآن و روحانيّت بايد سركوب شود. من اين عيد را براي جامعه مسلمين عزا اعلام مي كنم تا مسلمين را از خطرهائي كه براي قرآن و مملكت قرآن در پيش است آگاه كنم.( صحيفة نور جلد 1 صفحه 27 اسفند1341)  …. دولت مذهب رسمي كشور را ملعبه خود قرار داده و در كنفرانس ها اجازه مي دهد كه گفته شود قدم هائي براي تساوي حقوق زن و مرد برداشته شده در صورتي كه هر كس به تساوي حقوق زن در ارث و طلاق و مثل اينها كه جزء احكام ضروري اسلام است معتقد باشد و لغو نمايد، اسلام تكليفش را تعيين كرده است. روحانيّت مي بيند كه پايه هاي اقتصادي اين مملكت در شرف فرو ريختن است و بازار اين كشور در حكم سقوط است …  با اين وضع رقّت بار به جاي آنكه دولت در صدد چاره برآيد سر خود و مردم را گرم مي كند به امثال « دخالت زنان در انتخابات » يا « اعطاي حق زن ها» ( صحيفة نور جلد 1 صفحه 31  اسفند 1341(

   اگر ما مرتجعيم بفرمائيد. …، برنامه هايتان يك برنامه هاي استعماري است، …اين مملكت كه الان نسبت به هر چيزش به خارج احتياج دارد، مترقّي است؟ از اسرائيل كارشناس مي آورد… مگر با چهار تا زن فرستادن به مجلس ترقّي حاصل مي شود… ما با ترقّي زنان مخالف نيستيم، با اين فحشا مخالفيم، با اين كارهاي غلط مخالفيم.

تسخیر مجسمه ازادی - عکس مربوط به مخالفین جنگ ویتنام
تسخیر مجسمه ازادی – عکس مربوط به مخالفین جنگ ویتنام

مگر مردها آزادند كه زن ها مي خواهند آزاد باشند (آزاد مرد و آزاد زن) با لفظ درست مي شود؟ زن ها، مردها در اين مملكت آزادند؟ مردها الان آزادند؟ در چه چيز آزادند؟ ( صحيفة نور جلد 1 صفحه  80  تاريخ اردیبهشت 1343)

لازم به تذکّر است که در آن تاریخ مهندس بازرگان همراه با یاران خود، تازه نهضت آزادی را در فضای باز سیاسی آمریکا داده تأسیس کرده و آمادة شرکت در انتخابات فرمایشی آمریکا و شاه در دولت امینی میشد و در اساسنامة منتشرة این نهضت خود را ملّی، مسلمان و مصدقی معرفی نموده بود. مصدقی که نه نماز میخواند و نه به اسلام و احکام آن اعتقادی داشت و نیزخواهان جدایی دین از سیاست و عرفی گرایی بود و حضور دین و روحانیّت را در صحنة سیاست به هیچ عنوان قبول نداشت و با آن به مخالفت میپرداخت و علّت شکست نهضت ملّی شدن نفت نیز همین بود:

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *