یکشنبه , ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / بررسی ریشه های تنفّر ملّت ایران از آمریکا و دیدگاه دولت موقّت و ملّی گرایان مذهبی نمای ایرانی، پیرامون آمریکا و رابطه با آن – قسمت اول – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

بررسی ریشه های تنفّر ملّت ایران از آمریکا و دیدگاه دولت موقّت و ملّی گرایان مذهبی نمای ایرانی، پیرامون آمریکا و رابطه با آن – قسمت اول – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

 بسمه تعالی

سید محمد هاشم پوریزدانپرست - سفر حج عمره اساتید دانشگاه . 1390-
سید محمد هاشم پوریزدانپرست – سفر حج عمره

بررسی ریشه های تنفّر ملّت ایران از آمریکا و

دیدگاه دولت موقّت و ملّی گرایان مذهبی نمای ایرانی، پیرامون آمریکا و رابطه با آن

نهضت آزادی متشکّل از ملّی گرایان ایرانیبودند که ادّعای پیروی از ایدئولوژی اسلامی داشتند.

 در کل ملّی گرایان ایرانی علیرغم شعارهای مطرح شده از جانب آنان، آشکار و پنهان با بیگانگان بخصوص مأموران آمریکایی ارتباط داشته و برای حل مشکلات کشور و حتّی مبارزة پارلمانی در نظام مشروطة سلطنتی و در چارچوب قانون اساسی آن، بدانان متوسّل میشده اند و اعتمادی غیر قابل  تصوّر به مجامع جهانی مانند سازمان عفو بین الملل و حقوق بشر و سازمان ملل متّحد و… داشته اند.[1] بررسی افکار و اندیشه ها و مواضع اتّخاذ شده توسط آنان در قبل از انقلاب و در دوران تصدّی دولت موقّت تجربة گرانبهایی برای شناخت این جریان طرفدار سازش با آمریکا و یا جریاناتی که در زیر پوشش دینداری و وطن دوستی در خدمت بیگانگان قرار میگیرند، میباشد.

چرا مردم این مرگ بر آمریکا را ول نمی کنند ؟!

آیت الله خامنه ای در رابطه با دیدگاه رئیس دولت موقّت جناب مهندس بازرگان، خاطره ای[2] نقل کرده اند که جالب توجّه است:

مبارزه با آمریکا در نهضت عظیم اسلامی ما یکی از خطوط اصلی و لاینفّک این نهضت، از آغاز تا تسخیر لانة  جاسوسی که اوج این مبارزه به حساب می آمد، بود و تا امروز هم هست. در سال 42 امام اعلان کردند که رئیس جمهور آمریکا، منفورترین مردم در نزد ملّت ایران است، یعنی امام آن روز با این جملةک حرکت سیاسی – تبلیغاتی عظیمی را بر ضدّ سیاست آمریکا در ایران انجام دادند و همچنان که شما می دانید، زمامداران جهانی خیلی مایلند در میان ملّت ها وجهه داشته باشند و این را یک زمینة مناسب برای پیشرفت سیاست های خودشان می دانند، لذا آخرین چیزی که در یک مملکت از دست می دهند همان وجهة سیاسی است، یعنی آن ها سعی شان بر این است که اگر منافع اقتصادی شان را هم از دست میدهند لا اقل آبرویشان را از دست ندهند و امام از آن روز این مبارزة صریح علنی با حیثیّت آمریکا را در ایران و در میان مردم شروع کردند. در طول این مدّت ما همیشه احساس می کردیم طرف مبارزة ما شاه و آمریکا هستند، یعنی واقعا ً شاه را از آمریکا جدا نمی دانستیم، لذا هر حرکتی علیه رژیم انجام می دادیم احساس می کردیم داریم بر ضدّ آمریکا انجام می دهیم و چنین تصّوری در انقلاب جا افتاده و  قطعی بود تا این که انقلاب پیروز شد و بعد از پیروزی انقلاب هم طبعاً این روند وجود داشت، لذا با هر گرایش و انگیزه ای که اندکی جانبداری آمریکا در آن تصوّر می شد، به شدّت مخالفت می کردیم.

به خاطر دارم در جلسات هیأت دولت یک روز رئیس هیأت دولت موقّت با عصبانیّت به این مضمون و با ناراحتی در کمال تعجّب گفت: چرا این مرگ بر آمریکا را مردم ول نمی کنند!؟ ما که از ناراحتی و تعجّب ایشان به شدّت متعجّب و ناراحت شدیم، به ایشان گفتیم این چه حرفی است که می گویی ؟! مگر می شود شعار مرگ بر آمریکای مردم را که یک شعار طبیعی است و هیچ کس در ذهن مردم نگذاشته، بلکه فرهنگ مبارزه و انقلاب این را به آن ها یاد داده از ذهن مردم بگیریم و مگر چنین کاری جایز است ؟

ارتجاع جاهلی عرب به رهبری عربستان و آل سعود در مسیر خدمت به جهانخواران ضد بشر
ارتجاع جاهلی عرب به رهبری عربستان و آل سعود در مسیر خدمت به جهانخواران ضد بشر

بیانات آیت الله خامنه ای[3] در رابطه با ریشة نفرت ملّت ایران از آمریکا و علّت اشغال لانة جاسوسی

مبارزه ای که بطور مشخّص و واضح از سال 1341 به نحو همه گیر شروع شد، قبلاً هم بود .ولی به صورت صنفی و کوچک. بصورت دانشجویی، روشنفکری، یا روحانی، محدود بود، امّا از سال 1341 ، مبارزة همه گیر به رهبری علمای بزرگ و در رأس همه، امام بزرگوار شروع شد. از سال 1341 تا سال 1357یعنی شانزده سال، این مبارزه ادامه داشت تا به پیروزی رسید. عزیزان من، این مبارزة شانزده ساله، در واقع یک مبارزة ضدّ آمریکایی بود. اگر چه مبارزه با رژیم شاه بود، امّا رژیم شاه را اساساً آمریکاییها سر کار آورده بودند، آنها پشتوانه بودند که او بتواند مردم را آن گونه قتل عام کند، آن جور شکنجه کند، افراد را در زندان آن طور غریبانه، زیر شکنجه، یا در خیابانها و میدانها مثل 15 خرداد و 17 شهریور قتل عام کند، یا در مدرسة فیضیّه و دانشگاه به جان دانشجو و طلبه بیفتد. ملّت ما همة این گناهان بزرگ را از چشم آمریکا می دید و معتقد بود که دست او در کار است.

آمریکا در داخل کشور ما با دو ابزار کار می کرد:

– یکی ابزارهای آمریکایی، که عبارت بود از سرمایه گذاریها و دخالتهای در ارتش بوسیلة مجموعة کارشناسی نظامی و از این چیزها و نیز پولها  و سیاستها و سفارت آمریکا.

– یک ابزار دیگر، عوامل صهیونیست بودند، اگر چه آن وقت صهیونیستها از ترس مردم، سفارتخانة رسمی در ایران نداشتند و جرأت نمی کردند، امّا مراکزی مخصوص صهیونیستها داشتند. آنها با عواملشان، با کسانشان، با سیاستمداران و با تجّارشان این جا کار می کردند.

صحنة سیاست و اقتصاد و نیروی مسلّح ایران در مشت آمریکاییها بود! مردم این را می فهمیدند. امام هم از سال 41 و42 به این مطلب تصریح کردند. پس وقتی مبارزه در سال 57 پیروز شد و انقلاب پیروزمند به ثمر رسید، در حقیقت یک انقلاب ضدّ آمریکایی به ثمر رسیده بود. حالا شما ببینید، این جا ملّت ایران و انقلابیون حق داشتند با عوامل آمریکایی در این کشور چه کار کنند؟ خیلی کارها می توانستند بکنند، اگر هم می کردند، کسی ملامتشان نمی کرد، چون شانزده سال با آمریکاییها مبارزه کرده بودند و کتک خورده بودند. هیچ کس نمی گفت که چرا شما با آمریکاییها این کار، یا آن کار را کردید.

argo iran usa hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission
obama usa iran argo liberty escape argo iran usa hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission president univesity usa student liberty un ben

دشمنی آمریکا در برابر بزرگواری امام و ملّت

در عین حال بعد از آن که انقلاب پیروز شد، انقلاب و مسئولین و شخص امام بزرگوار، نسبت به آمریکاییها در این کشور حدّاکثر ارفاق را کردند. سفارتشان سر جای خودش محفوظ بود، اوّل سفیر داشتند. بعد هم کاردار داشتند.

چند نفر از آنها را روزهای اوّل انقلاب این جوانهای پر شور انقلابی دستگیر کردند و آنها را به آن مدرسه که امام (رضوان الله علیه) در آنجا وارد شدند آوردند. بعد امام به آن دست اندر کارهایشان پیغام فرستادند که مبادا کسی به آنها تعرّض کند. آنها را یکی یکی ول کردند و رفتند. اوّل عدّه ای از آنها از کشور خارج شدند، بعد هم سفارتشان این جا مشغول کار و فعّالیت بود.

شما ببینید، این رفتارانقلاب و این ملّت نجیب و آن امام کریمِ نجیب و بزرگوارِ پر اغماض، با آمریکاییها در ایران بود، در حالی که عرض کردم اگر از سوی مردم و انقلابیون پرشور و شخص امامی که مظهر صلابت و قدرت بود، هر تصمیمی نسبت به آنها گرفته می شد، کسی در دنیا ملامت نمی کرد و نمی توانست بکند. این کارها را نکردند، از آن طرف آمریکاییها چه کار کردند! به جای این که این کرامت و بزرگواری را از امام بزرگوار و مردم،  مغتنم بشمارند و قدردانی کنند و پاسخ مناسب بدهند، به عکس، شروع به رفتار شدیدأ خصمانه کردند! این سفارتی که بعد به عنوان لانة جاسوسی معرفی شد، که واقعش هم همین بود، مرکز سازماندهی مخالفین و دشمنان انقلاب شد، که مرتب به آنجا بروند، دستور بگیرند، بیرون بیایند و علیه انقلاب و نظام اسلامی همکاری کنند! در سنای آمریکا علیه انقلاب مصوّبه گذراندند و تبلیغات آمریکایی علیه انقلاب و علیه نظام جمهوری اسلامی و علیه مردم در سراسر دنیا، یک تبلیغات به شدّت خصمانه بود و شد!

این مردم مگر چه گناهی کرده بودند؟! چرا باید رژیم آمریکا با اینها این قدر خصومت و کینه ورزی نشان می داد؟ این سؤالی بود که آمریکاییها به آن جوابی ندادند و هرگز نمی توانند جواب دهند.

محمّد رضا را که فراری ملّت ایران بود، در آمریکا پذیرفتند و به او به عنوان یک میهمان پناه دادند. اموالی را که در اختیار محمّد رضا بود، میلیاردها دلار است و در آمریکا سرمایه گذاری کرده بود. همه جای دنیا معمول است که وقتی شخصی در رأس رژیمی سرنگون می شود، اموال شخصی او که مال این مردم و این دولت است، به آن دولت برگردانده می شود، این در همه جا یک عرف است. اگر روزنامه ها را در قضایای گوناگون خوانده باشید، می بینید که همه جا این کار را کرده اند. هیچ جا سابقه ندارد که آن همه ثروت را که متعلّق به ملّت ایران در حسابهای محمّدرضا و کسانش در آمریکا بود، نگه دارند. یک ریالش را به مردم ایران ندادند، نگه داشتند، هنوز هم پیش آنهاست، هنوز هم طلب ملّت ایران از رژیم آمریکاست! میلیلردها دلار است!

اموال و اشیایی را که دولت ایران در گذشته خریداری کرده بود و پولش از کیسة ملّت ایران داده شده بود، باید می آوردند. ملّت به آنها احتیاج داشتند، آنها را نگه داشتند، هنوز هم در انبارهای خودشان، نگه داشته اند. تحویل دولت جمهوری اسلامی و ملّت ایران ندادند و تا الآن هم نداده اند! طلبهای ایران که در آمریکا بود، بلوکه شد. آنها را بر نگرداندند. چرا؟ به این امید که شاید بتوانند نظام جمهوری اسلامی را متّهم کنند. حالا این پولها را به او ندهند که مورد استفاده اش قرار بگیرد. رژیم ایالات متّحدة آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، همان روش قبل از پیروزی را ادامه داد. یعنی اعمال کینه و خصومت با ملّت ایران و نظام جمهوری اسلامی! در چنین شرایطی بود که قضیّة سفارت، اتّفاق افتاد.

argo iran usa hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission    president univesity usa student liberty un ben
argo iran usa hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission president univesity usa student liberty un ben

مرگ بر آمریکا از اعماق جان یکایک مردم بر می آید

آمریکا علاوه بر این که همیشه علیه انقلاب ما و پشتیبان آن رژیم بود و همة ضربه ها از سوی او بود و بدترین شکل دخالت یک دولت استکباری در یک کشور را تجسّم داده بود و مقدّسات ما را به بازی گرفته بودند و چه و چه و چه، بعد از انقلاب اسلامی و با جمهوری اسلامی این گونه رفتار کردند! در کشور ما اینها دلیل کینه های این ملّت و عقده های این ملّت علیه آمریکاست. حالا چه توقّعی دارند؟ توقّع نوازش از ملّت ایران دارند!

« مرگ بر آمریکا» را کسی به ملّت ایران یاد نداد، از اعماق جان یکایک مردم برآمد که « مرگ بر آمریکا»[4].

بیان علل اختلاف مهندس بازرگان و دوستان همفکرش  با امام در بیانات خود ایشان

مهندس بازرگان در کتاب« انقلاب ایران در دو حرکت» در صفحات111 و 112 بیان داشته اند:

اوّلین تمایز و توسعة خط مشی امام نسبت به حرکت اوّل[5] توجّه خاص به اسلام و مسلمانان بود و کنار گذاشتن یا فرعی شناختن ایران و ایرانیان[6]. چنین اختلاف ظریف نامحسوس ما بین ایشان و خصّصین پیروانشان با ما و با اکثریّت قریب به اتّفاق مبارزین سالهای گذشته و شرکت کنندگان در راهپیمائیها و حرکت اوّل[7]، یکی از حسّاس ترین عوامل سرنوشت ساز انقلاب ما بود و منشأ و مبیّن اختلافات و مسائل اساسی بعدی گردید که متدرّجاً در جمهوری اسلامی نو پای ایران رخ داد. هدف اتّخاذی دولت موقّت، خدمت به ایران از طریق اسلام و به دستور اسلام بود[8]. در حالی که آقای خمینی برای انقلاب و برای رسالت خود خدمت به اسلام از طریق ایران[9] را اختیار کرده بودند. به عقیدة ایشان ملّت ایران با دادن خون خودشان، برای اسلام خدمت کردند و بعدها در دیدار با نمایندگان مجلس در ششم خرداد سال شصت گفتند که ملّت اسلام را میخواهد.



[1] – جمعیت ایرانی دفاع از حقوق بشر را همین جریانات ملّی گرا  در سال 56 تشکیل دادند. نگاهی به لیست اعضای این جمعیّت و ماهیّت افراد تشکیل دهندة آن نشانگر وابستگی آشکار و پنهان آنها با بیگانگان بخصوص با سفارت آمریکا است. بسیاری از آنان پس از تسخیر لانة جاسوسی و به دست آمدن اسناد ارتباطات آنان به دامان اربابان خود فرار نمودند،

[2]خاطرات و حکایتها جلد 5-1 مؤسّسة قدر ولایت، ص 193

[3]خاطرات و حکایتها جلد 5-1 خاطرات از زبان رهبری، مؤسّسة قدر ولایت، ص639

argo iran u.s.a hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission
argo iran u.s.a argo iran usa hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission president univesity usa student liberty un ben hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission

[4]– ایشان در همین سخنان( خاطرات و حکایتها جلد 5-1 خاطرات از زبان رهبری، مؤسّسة قدر ولایت، ص 648) نیز در رابطه با دلائل تسخیر لانة جاسوسی توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بیان میدارند: ملّت ایران یک ملّت انقلابی و یک ملّت مؤمن است. این انقلاب که مثل انقلابهای کمونیستی و رنگارنگ بعضی کشورهای دیگر نبود که اگر خواستند به کشوری که دشمن آنهاست، تعرّض کنند، فورأ در سطح بالا آن قدرت دیگری که پشتیبان آن است، فشار بیاورد که آقا نکنید. این گونه که نبوده است. در کشورهای دیگر در خیلی از انقلابها این طور بود که تا دولت انقلابی می خواست حرکتی علیه قدرتی انجام بدهد، آن قدرت می رفت و با قدرت پشتیبان این رژیم انقلابی، با هم تفاهم می کردند، کارها حل می شد! نظام جمهوری اسلامی تحت تأثیر قدرتی نبود. از همة آنها خودش را مستقل نگه داشته بود. لذا همة قدرتهای بزرگ با او کینه داشتند. این بود که جوششی رادر میان ملّت، به وسیلة قشر حاضر در صحنة شجاع متهوّر دانشجو ایجاب کرد، رفتند و سفارت را تسخیر کردند.

این کار برای این بود که رژیم آمریکا بداند که نسبت به این انقلاب نمی شود شوخی کرد. این انقلاب، این ملّت و این کشور، از آن جاهایی نیست که تحمّل کند، بنشینند تا آن طرف دنیا علیه او خواب پریشان ببینند و توطئه درست کنند و این دست روی دست بگذارد و ساکت بنشیند.

حرکت نسبت به سفارت آمریکا که به حق گفته شد لانة جاسوسی، که واقعاً مرکز جاسوسی بود، در حقیقت تبلوری از حقایق این انقلاب و حقایق این ملّت بود و نشان داد که این ملّت در مقابل قدرت پرگوی پر خواه متوقّع مغرور مستکبری مثل آمریکا هم تا همه جا ایستاده است. این ماجرای سفارت بود.

[5] – که مقصود ایشان پیروزی انقلاب است که طبق ادّعای ایشان حرکتی رو به وحدت همة اقشار چه طاغوتی و چه انقلابی بود و در آن همه از جمله ابر قدرتها از پیروزی انقلاب حمایت نمودند و در آن ضد انقلابی  وجود نداشت و از داخل و خارج مورد تأیید و تسلیم همه بود! و مقصودشان از حرکت دوّم، حرکت رو به اختلاف بعد از انقلاب به علّت موضع گیریهای امام و مردم مسلمان ایران در برابر گروههایی و طاغوتی و ضد انقلاب محسوب کردن آنها به علّت انحصار طلبی است که ایشان باعث و بانی آن را مارکسیستها و نیز عامل دست شدن امام و مردم انقلابی و مکتبی توسط آنها میداند.

[6] – آیا امام بعد از پیروزی اسلام را مطرح نمود و قبل از پیروزی توجّه خاص به اسلام و مسلمانان نداشتند؟ واقعاً غفلت و یا بی اطلاعی و یا پوشاندن حقیقت توسط ایشان اعجاب انگیزاست! دو جمله از سخنان امام یکی از اوّلین روزهای شروع نهضت در سال 41 و دیگری از آخرین روزهای پیروزی انقلاب، آورده میشود تا میزان صحت بیانات ایشان روشن گردد:  سكوت و عدم شركت در سرنگوني رژيم شاه خيانت به اسلام و كشور است  وضع مملكت ما تا حالا يك چيز مخلوط درهمي است كه معلوم نيست اسمش چيست‚ اصلا معلوم نيست اسم اين چه است. مملكت را مشروطه اسمش را بگذاريم، مشروطه كه نيست، ديكتاتوري است اما رژيم نيست ديكتاتوري. من به شما آقايان عرض بكنم و به همه ملت ايران عرض بكنم كه امروز مملكت ما در يك موضع حساسي وارد شده است كه اين ملت بين موت و حيات است. يا بايد تا آخر اسير باشيم و احكام دين و اسلام دستخوش مفسده جوها باشد‚ يا حالا پيروزي را به دست بياوريم. امر داير بين اين دوتاست. هر فرد از افراد ملت كه در اين امر شركت نكند خائن است، خيانت به اسلام است، خيانت به اسلام مي كند، خيانت به كشور مي كند. اگر ما دم اينها را نگيريم و بيرونشان نيندازم‚ فردا دوباره يا او را بر مي گردانند و يا همه منافع ما را با اين دست مي دهند به آمريكا (صحيفه نور، ج 5 صفحه 15  تاريخ 13/11/5713یک روز پس از ورود به ایران)

    گوشه ای از تلگراف امام خميني به اسدالله علم، تهران، جناب آقاي اسدالله علم،عطف به تلگراف سابق اشعار مي دارد‚ معلوم مي شود شما بنا نداريد به نصيحت علماي اسلام كه ناصح ملت و مشفق امتند توجّه كنيد و گمان كرديد ممكن است در مقابل قرآن كريم و قانون اساسي و احساسات عمومي قيام كرد. علماي اعلام قم و نجف اشرف و ساير بلاد‚ تذكر دادند كه تصويبنامه غير قانوني شما بر خلاف شريعت اسلام و بر خلاف قانون اساسي و قوانين مجلس است‚ اگر گمان كرديد مي شود با زور چند روزه‚ قرآن كريم را در عرض اوستاي زردشت و انجيل و بعض كتب ضاله قرار داد و به خيال از رسميت انداختن قرآن كريم (تنها كتاب بزرگ آسماني چند صد ميليون مسلم جهان) افتاده ايد و كهنه پرستي را مي خواهيد تجديد كنيد‚ بسيار در اشتباه هستيد‚ ( صحيفه نور، جلد 1 صفحه 15 تاريخ 15/8/1341(

[7] – یعنی میلیونها انسان که در انقلاب شرکت نمودند به دنبال تفکّرات ایشان بوده اند و امام هیچکاره بوده و تفکر ایشان در میان مردم  طرفداری نداشته است!؟

[8] – به عبارت دیگر ابزاری شدن دین برای یک هدف دیگر و نه اینکه دین خود هدف است و راه سعادت انسانها بندگی و تسلیم خدا شدن و پیروی از وحی الهی و تبعیت از انبیا و رسولان او و تشکیل حکومت در چارچوب قانون الهی است و قرآن تکلیف اینگونه افراد را خود مشخّص نموده است: « وَ مَن لَم یَحکُم بِما اَنزَلَ الله فَاُولئِکَ هُمُ….». دلیلی بهتر از این اعتراف در رابطه با آنچه مخالفان ایشان در مورد ایشان بیان میدارند و ایشان را به تحت تأثیر مکتب لیبرالیسم بودن متّهم مینمایند، نمیتوان یافت.

[9] – کلامی بی ربط تر از این در دنیای سیاست  و فرهنگ و اعتقادات نمی توان یافت. آیا ایران یک چیز و اسلام چیز دیگری است؟! آیا این دو با هم عجین ننشده اند؟ آیا میتوان اسلام  و تفکّرات اسلامی و شخصیتهای اسلامی سیاسی و فلسفی و فقهی و علمی و عرفانی را از تاریخ ادب و اندیشه و فرهنگ و سیاست ایران جدا نمود؟ این سؤال مانند این است که پرسیده شود روح انسان در خدمت جسم او است و یا جسم او در خدمت روحش؟

 این سؤال بیشتر از آنکه در مورد ایران که اسلام از عمق وجود مردم بر خاسته و عشق به خدا و قرآن و پیامبر و اهل بیت(ع) در دل آحاد مردم موج میزند،  مطرح باشد، در مورد شوروی که مرام کمونیسم به زور دیکتاتوری استالین و کشته شدن میلیونها روسی بر آن کشور حاکم شد و یا در مورد کشورهای غربی که مکتب لیبرال دموکراسی و اقتصاد سرمایه داری با زور دستگاههای تبلیغاتی و جلو گیری از رشد فکری و شخصیـّتی مردم ، آنان چون موم در دست سرمایه داران به هر شکلی که منافع آنان بر آورده شود، در آمده و همه در خدمت منافع آنان به کار گرفته شده اند و هیچ ارتباط روحی و عقیدتی میان مردم و این مرامها و مکاتب وجود ندارد،  مطرح میباشد و میتوان سؤال نمود که کمونیسم در خدمت شوروی بود و یا شوروی در خدمت کمونیسم؟! و یا لیبرال دموکراسی در خدمت مردم کشورهای غربی است و یا مردم کشورهای غربی در خدمت لیبرال دموکراسی؟!

 آیا ایران و ملّت ایران با پذیرش اسلام شیعی و فداکاریهای تاریخی در راه پیاده کردن آرمانهای حکومت علوی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی با حدود نود و هشت در صد آرا از اسلام جداست؟ آیا اعتقادات اسلامی و مکتب اهل بیت و شخصیّت های اسلامی بزرگ اسلامی چون مولوی و سعدی و حافظ و ملاصدرا و شیخ بهایی یک چیز است و ایران چیز دیگری است؟ نگاهی به سخنان امام در این رابطه نشانگر تفاوت اساسی دیدگاه ایشان با  مطالب فوق است :

شما خود بهتر از هر كس بايد بدانيد كه ملّت قيام كرده است تا غبار فرهنگ هاي استعماري را از خود بزدايد. ما بايد عقايد استعماري را با هر شكل و فرمش در نطفه خفه كنيم و ايمان مردم را كه ابرقدرت ها را به زانو در آورد از آنان جدا نسازيم. ( صحيفة نور، ج 5 صفحه 122  تاريخ:  9/12/57)

اينها مي ترسند كه مبادا احكام اسلام در ايران پياده شود آن چيزي را كه از همه چيز بيشتر به آن توجّه داشتند اين است كه ايمان مردم را از دستشان بگيرند. آنها از ايمان مي ترسند، از ايمان به خدا مي ترسند، از اسلام مي ترسند. شما ملاحظه كرديد كه وقتي صحبت جمهوري اسلامي شد، هياهو در آمد از همين نويسنده هاي به ظاهر مسلمان ما، از همين ها هياهو درآمد كه خوب ديگر اسلامش چيست، همان جمهوري. معلوم بود از اسلام مي ترسند، لازم نيست يك اسلامي باشد، جمهوري دموكراتيك باشد، جمهوري دموكراتيك. اينها اين را مي خواهند. اينها از آن چيزي كه مي ترسند اين است كه مبادا يك وقتي اسلام و احكام اسلام در ايران بيايد تا كلاه اينها پس معركه باشد و اسلام، آنهائي را كه انحراف دارند، نپذيرد. چنانچه نمي پذيرد. (صحيفه نور ج 9 صفحه 260  تاريخ:  14/7/58)

 اسلام در عين حالي كه وطن را، آنجايي كه زادگاه است احترام مي گذارد، لكن مقابل اسلام قرار نمي دهد. اساس، اسلام است، اينها ديگر بقيه اش فرع هستند و اساس آنهائي كه مكتبي هستند خدمت به اسلام است، اين خدمت اگر در لبنان باشد خدمت است، اگر در ايران باشد خدمت است، اگر در هر جا، اگر در حبس هم باشد خدمت است، اگر بيرون هم باشد خدمت است. سخنان امام با خانوادة امام موسی صدر ( صحيفه نور ج 13 صفحه 50 تاریخ  (59/6/6

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *