تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / توطئة سفر بختيار به پاريس و ملاقات با امام « قبل از استعفاء از نخست وزيري» در بهمن ماه 1357 قسمت اول

توطئة سفر بختيار به پاريس و ملاقات با امام « قبل از استعفاء از نخست وزيري» در بهمن ماه 1357 قسمت اول

 

 

بنام خدا

سید محمد هاشم پویزدانپرست
محقق: سید محمد هاشم پویزدانپرست

 

توطئة سفر بختيار به پاريس و ملاقات با امام

« قبل از استعفاء از نخست وزيري»

در بهمن ماه 1357

مقدمه:

توطئه هاي بسيار فراواني در روزهاي آخر پيروزي انقلاب شكل گرفت تا از پيروزي انقلاب اسلامي جلوگيري گردد و شرايط لازم براي سركوب آن بوجود آيد. يكي از اين توطئه ها مشغول كردن رهبران انقلاب به مذاكرات بي حاصل و به دست آوردن فرصت و آماده سازي شرايط براي يك كودتاي خونين وكشتار رهبران انقلاب  و قتل عام مردم بود . سفر بختيار به پاريس يكي از اين حلقه هاي تو طئه  بود كه در زير به بررسي ابعاد آن پرداخته ميشود :

پيشنهاد سفر به پاريس

      در بيانيه‌اي كه در اخبار ساعت 10 شب روز 7 بهمن 1357 پخش شد شاپور بختيار اعلام كرده بود تا 24 ساعت آينده براي ديدار امام به پاريس خواهد رفت و اعلام شد كه متن اعلاميه[1] زير مورد پذيرش امام واقع شده است:

     “من بعنوان يك ايراني وطن دوست كه خود را جزء كوچكي از اين نهضت و قيام عظيم ملّي و اسلامي مي‌دانم و اعتقاد صادقانه دارم كه رهبري و زعامت   حضرت آيت الله العظمي امام خميني و رأي ايشان مي‌تواند راهگشاي مشكلات امروزي، و ضامن ثبات و امنيّت كشور گردد، تصميم گرفتم كه ظرف 48 ساعت آينده شخصاً به پاريس مسافرت كرده و به زيارت معظمٌ له نائل آيم و با گزارشي از اوضاع خاص كشور و اقدامات خود ، ضمن درك فيض ، دربارة آينده كشور كسب نظر نمايم.”[2]

حضرت امام ساعاتي پس از خوانده شدن اين اطلاعيه در راديو  و با اطلاع از آن اطلاعيه اي خطاب به روحانيون ايران  صادر نمودند كه متن آن[3] نيز به اين صورت است :«

بسم اللّه الرحمن الرحيم

حضرت حجج اسلام تهران و شهرستانها ، دامت بركاتهم

آنچه ذكر شده است كه شاپور بختيار را در سمت نخست وزيري من مي پذيرم، دروغ است، بلكه تا استعفاء نداده است او را نمي پذيرم. چون اورا قانوني نمي دانم. حضرات آقايان به ملّت ابلاغ فرمايند كه توطئه اي در  دست اجراست و از اين امور جاريه گول نخورند . من با بختيار تفاهمي نكرده ام و آنچه سابق گفته است كه گفت و گو بين من و او بوده دروغ محض است. ملّت بايد موضع خود را حفظ بكند و مراقب      توطئة ها باشد .

                                                                          والسلام عليكم و رحمت اللّه وبركاته

                                                                                 روح اللّه الموسوي الخميني

مهندس بازرگان ، رئيس دولت موقّت بيان داشته است:

    دكتر بختيار را راضي به اين عمل (رفتن به پاريس و ملاقات با امام و استعفا) نموديم و طبق قول و قراري كه شوراي انقلاب در جريانش بود و همكاري داشت، دكتر بختيار متني را كه پس از چند برو بيا در شوراي انقلاب تصويب كرده بود و در واقع تجليل و تمكين نسبت به امام و تا حدودي تأييد و تبعيت از انقلاب بود در راديو قرائت كرد و چون هر كس داراي عزّت نفس بوده و حيثيت براي خود قائل است  قول داد به پاريس رفته و بعد از ملاقات (!) و بيان نظريات ، استعفاي خود را شخصاً به ايشان تقديم نمايد. حتّي در مذاكرات خصوصي قول داده بود از شاه استعفاي كتبي بگيرد. كه اگر به همين ترتيب عمل مي‌شد خدا مي‌داند چه صرفه‌جوئي‌ها و چه احترازها از مكافات‌ها (!؟) و خونريزي‌ها و خرابي‌هاي بعدي مي‌داشتيم. امّا بعضي‌ها جنگ و جنجال، بيشتر مطلوبشان بود تا حل مسائل و حصول مقاصد[4]

بختیار شاپور
بختیار شاپور

     در رابطه با بيانات ايشان چند نكته قابل توجه است:

1-  نامة فوق‌الذكر (نامة بختيار به امام) اواخر روز شنبه 7 بهمن ( ساعت 11 شب )يعني يك روز بعد از تاريخي كه امام قرار بود به ايران بيايند و بختيار از آن ممانعت كرده بود در راديو خوانده شد و فرداي آن روز در روزنامه‌ها چاپ شد.

2-  روز قبل از آن يعني روز جمعه 6 بهمن بر روي مردم آتش گشوده شد و تعداد كثيري از مردم تهران و مستقبلين شهرستانيكه براي استقبال از امام به تهران آمده بودند ، به شهادت رسيده و يا مجروح شدند.

3-  بختيار براي اجراي توطئه‌هايي كه در سر داشت و مأموريت‌هايي كه براي وطنش از جانب ابرقدرتها بر دوش داشت ، بخصوص كودتا و سركوب گسترده انقلاب ، شديداً احتياج به زمان داشته و از تمام طرق ممكن درصدد اين بوده است تا ورود امام را به تأخير بيندازد و آقاي مهندس بازرگان با توجه به اعتمادي كه به بختيار داشته است عامل دست بختيار شده و متأسفانه هيچگاه نمي‌توانسته باور كند كه دوست و همكار سي ساله‌اش جاسوس و وابستة ابرقدرتها مي‌باشد (همانگونه كه در نامة جبهة ملي[5] در روز 9 بهمن آمده است) و هدف او نجات شاه و نظام سلطنتي وابسته و تداوم سلطة بيگانگان بر ايران است.

4-  اين مطلب موافقت و تأييدمهندس بازرگان نسبت به ملاقات بختيار با امام قبل از استعفاي او را مي‌رساند كه امام با آن شديداً مخالف بودند.

       شاپور بختيار نيز اين ماجرا را چنين تعريف نموده است:

شاپور بختیار
شاپور بختیار

“دربارة (ديدار با امام) با بازرگان مشورت كردم. جوابش اين بود: – فكر بسيار خوبي است- ولي ترتيبش را چطور بدهيم؟ (به او گفتم) كافي است مقدمات را درست بچينيم. (بازرگان گفت امام با تو) هماني كاري را خواهد كرد كه با سنجابي كرد. يعني مي‌گويد: اوّل امضا كنيد، بعد بياييد. (امام) قبل از اينكه درش را حتّي نيمه باز كند، استعفاي شما را خواهد خواست.

(به بازرگان گفتم) خودمان متن پيام را تهيه مي‌كنيم … بهتر است از ابتدا امكان اينكه او شرايطش را به ما تحميل كند، از او بگيريم. روز جمعه‌اي را به اين كار مشغول شديم. حدود 12 سطري من نوشتم و بازرگان آن را چندين بار بالا و پايين كرد.

در اين نامه من با كمال احترام پيشنهاد كرده بودم كه به پاريس بروم و با او دربارة مسائل حياتي آينده كشور و حتّي دنياي اسلام دو به دو به گفت و گو بنشينيم. مقصود من از دو به دو اين بود كه نه من به عنوان رئيس دولت با او حرف خواهم زد و نه او به عنوان رهبر مذهبي با من طرف خواهد شد و افزوده بودم كه من مي‌توانم ظرف 48 ساعت پس از دريافت جواب نزد او بروم.

اين متن را تلفني به اطلاع (امام) خميني رساندند و دفتر موافقت او را اعلام كرد …. زماني كه آمادة رفتن به پاريس بودم از نوفل لوشاتو تلفن شد كه (امام) خميني از حرفي كه زده بود عدول كرده است  و ديگر حاضر نيست مرا ببيند مگر بعد از استعفا.»[6]

    در رابطه با اين نامه نيز چند نكته قابل ذكر است:

1- امام در نامه‌اي[7] كه بلافاصله پس از پخش متن نامه بختيار در راديو به ايران فرستادند. توافق خود با پذيرش بختيار قبل از استعفا را دروغ خواندند و اعلام نمودند توطئه‌اي در دست اجرا است و من با بختيار تفاهمي ننموده‌ام. معلوم است نامة بختيار با زيركي تهيه شده تا با پخش آن از راديو امام را در برابر عمل انجام شده قرار دهند كه امام پس از اطلاع، با قاطعيت دروغ بودن اين ادعاها را بيان نموده‌اند.

2- اين نامه نشانگر دروغ‌پردازي‌ها و فريب‌كاري‌هاي بختيار است كه متأسفانه مهندس بازرگان نيز به راحتي از او بازي خورده و فكر مي‌كرده است با مذاكره با بختيار مي‌تواند او و حتّي شاه را به استعفا وا دارد و نشان مي‌دهد او اطرفيان خود را به خوبي نمي‌شناخته است و نمي‌دانسته است چه انسان‌هاي خيانتكار و وابسته‌اي به نام مبازر اطراف او وجود دارند.

3-   اين نامه و نامة امام كه در پاسخ به آن داده شده است نشانگر آگاهي و شناخت امام و هوش فوق‌العاده سياسي ايشان است كه به راحتي توطئه بختيار و حاميان او را كشف و برملا نموده‌اند. در صورتي كه مهندس بازرگان حتّي سال‌ها پس از انقلاب1دست از خوشبيني نسبت به بختيار برنداشته و فكر ميكرده است ممكن است او تسليم شده و حتّي از شاه نيز مي توانسته است استعفا بگيرد (؟!).

ابراهیم یزدی
ابراهیم یزدی

    امّا بختيار در خاطرات شفاهي[8] خود به اهداف خود اقرار نموده است:

– خلاصه‌اش بكنم (سفر به پاريس و مذاكره با امام) براي اين بود كه اين آدم يا ميگه‌ : آره  يا  ميگه : نه. اگر گفت: بله و نشست و با من صحبت كرد نصف كاريزمايش (تقدّسش) مي‌ريزد و اگر كه اين كار را نكرد به مردم ايران مي‌گم ببينيد، آدم مي‌خواد بره با اين بنشيند، حاضر به هيچ چي نيست. هيچ سرش نمي‌شه.

    و در كتاب خاطرات خود بنام يكرنگي[9] بيان داشته است:

“… استراتژي من بر دو اصل استوار بوده يكي بكوشم و ملاها را ولو براي زماني كوتاه سرگرم كنم  و ديگر اينكه بر ارتش تكيه كنم. با همكاري ارتش توفيق تحوّلاتي كه من نامشان را ليبرال (؟!) مي‌گذارم امكان‌پذير بود.”

       و اين يعني بدست آوردن فرصت براي كودتا و كشتار رهبران انقلاب و مردم مسلمان انقلابي است . در همين رابطه است كه بختيار متن استعفا نامه اي را نيز تهيه مي كند تا به اتلاف وقت جهت بدست آوردن فرصت براي انجام مأموريّت خود نائل گردد .

دكتر ابراهيم يزدي در كتاب خود[10] در اين رابطه آورده است:

 بختيار هم در ابتداي امر متن استعفاي خود را خطاب به امام در تهران تهيه كرده بود( بختيار اين متن را ننوشته است بلكه  آقاي احمد صدر حاج سيّد جوادي آنرا نوشته و بختيار با مداد  بعض مطالب آنرا تغيير داده و دستكاري نموده است( به متن سخنان ايشان در كيهان   13 اسفند 1357 ص 3 مراجعه شود .) و اين متن هنوز هم نزد برادر عزيزم آقاي سيد احمد صدر حاج سيد جوادي مي‌باشد. كه ايشان هم در اسفند ماه گذشته متن نامه را در اختيار جرايد گذاشتند. بنابراين مطلب به آن صورت كه بختيار بدون استعفاي قبلي حضور امام پذيرفته شده هرگز مطرح نبوده است[11].

اين ادّعا درست خلاف نظر مهندس بازرگان است كه در صفحات قبل آمد .

وزير كشور دولت موقّت، احمد صدر حاج سيّد جوادي نكات جالبي در مورد استعفاي بختيار قبل از ماجراي سفر او به پاريس بيان نموده است[12]:

 چون بختيار در انجام مهمترين شرط نخست‌وزيرش، يعني بيرون فرستادن شاه از كشور موفق شده بود و ما فكر مي‌كرديم دارد در مسير خواست مردم گام بر مي‌دارد، طرحي به نظرمان رسيد به اين صورت كه بختيار به خدمت امام برسد و استعفاي خود را تقديم كند و امام هم موقتاً اداره امور را به خود او واگذار كنند….. بختيار نگران عدم قبول امام بود  . به او قول داديم در اين صورت عين نامه و امضاء او را پس مي‌دهيم. قبول كرد. متن استعفا را برايش فرستاديم و او پس از دستكاري‌هايي به خط خود كه عين آن نزد من است آن را فرستاد و موافقت شد، ولي وقتي آنرا براي بختيار فرستاديم حاضر به امضا نشد. اين درست روز پنجشنبه ( مقصود ايشان كشتار6 بهمن 1357 ميباشد ) قبل از كشتار تهران بود. يادآوري كنم تا آنوقت، يعني در نخست وزيري بختياري ، كشتاري در تهران اتفاق نيفتاده بود.

 متن استعفا نامة تهية شده توسط آقاي صدرحاج سيّد جوادي و  البتّه امضاء نشدة توسط بختيار نيز چنين است:

از آن جا كه نهضت اسلامي ملت ايران با ايثار خون جوانان عزيز خود به آستانه پيروزي رسيده است، از آنجا كه اكثريت قاطع مليت ايران به رهبر عظيم‌الشأن خود امام خميني ابراز اعتماد كامل نموده است. از آنجا كه دولت اينجانب دكتر شاپور بختيار فعلاً از طرف اكثريت ملّت ايران مورد توجه و علاقه نمي‌باشد لذا اين دولت استعفاي خود را به پيشگاه ملّت عزيز ايران به رهبري امام خميني تقديم ميدارد و با توجه به خدماتي كه اين دولت در عمر بسيار كوتاه خود در راه رسيدن به اهداف عاليّة ملّت ايران انجام داده است اميدوار است كه بعد از اين نيز همراه و همگام ساير آحاد و افراد ملّت ايران بتواند بقيه راه طولاني موفقيّت  را بپيمايد.

                                                                                                              دكتر شاپور بختيار

شاپور بختیار در موقع بیرون رفتن شاه از ایران در فرودگاه مهرآباد
شاپور بختیار در موقع بیرون رفتن شاه از ایران در فرودگاه مهرآباد

واين نشان ميدهد شاپور بختيار كه به قول امام سالها توسط اربابان خود تربيت شده بود تا به موقع بتواند به آنان خدمت نمايد به دنبال بازي دادن رهبران انقلاب بوده است و بعضي افراد نيز با خوشباوري فريب  او را خورده اند.امام در رابطه با شخصيّت افرادي چون شاپور بختيار فرموده اند[13]: « …. اينها هر روزي با يك صورت، يعني عمّال اجانب ، در پرده ها و در چهره هايي هستند. اينها عمّالشان را ممكن است بيست سال، سي سال به صورت يك آدم ملّي در آورند و بر ملّت معلوم نباشد كه اين چكاره است. وقتي كه چهرة واقعي پيدا شد، آنوقت ملّت ميفهمد چه بوده . يك نفر سي سال، بيست سال در چهرة ملّيت بوده است ،در چهرة ديانت بوده است…. و نگه داشته اند اين را براي يك روزي كه احتياج دارند كه با حربة ملّيت ملّت را بكوبند. مثل امروز.»

      … دكتر ابراهيم يزدي در  كتاب خود[14] آورده است:

بختيار مدّعي است كه “دفتر(امام) خميني” با او در تماس بوده است و رسماً موافقت امام را به او اعلام كرده است.

 و سپس بيان داشته است كه:

بنظر مي رسد كه سخن وي پايه و اساس نداشته باشد. در دفتر و بيت امام در نوفل لوشاتوكسي با بختيار در تماس نبوده است و جز چند نفري از خواص كسي از ماجراي سفر  او به پاريس مطّلع نبوده  است.

و سپس سعي ميكند آنرا به گردن يك روحاني نماي نفوذي در محل كار امام در نوفل لوشاتو بيندازد كه آنقدر اين موضوع بي پايه و اساس است كه خود نيز بلافاصله از ابراز آن پشيمان ميگردد . زيرا آن شخص بايد كسي باشد كه در تهران  مهندس بازرگان حرف او را حرف و وعدة  امام بداند و در آن شك نيز ننمايد و اين روحاني نما نمي تواند آن شخص باشد.

     در همان صفحه نيز بيان داشته است:

بختيار همچنين مدعي شده است كه با سفر وي به پاريس و ملاقات با امام آقاي مهندس بازرگان و مرحوم دكتر بهشتي و راقم اين سطور موافق بوده‌ايم

      در ادامه نيز بيان داشته است:

موافقت با سفر وي به پاريس شده بود اما ملاقات قطعاً مشروط به استعفاي وي بوده است.

در صفحة 322 كتاب فوق الذكر نيز بيان داشته است:

 بختيار در كتاب خود ( يكرنگي ص 191  -192 ) اعتراف مي‌كند كه او براي پيدا كردن  راهي جهت تماس با آقاي خميني با آقاي مهندس بازرگان تماس گرفته و مشورت كرده است و آقاي مهندس بازرگان هم اقدام او را تأييد كرده اند. اما مي‌گويد كه آقاي مهندس بازرگان تذكر دادند كه آقاي خميني قبل از هر چيز استعفاي او را خواهند خواست.

كه اين خلاف بيانات مهندس بازرگان است كه در صفحات قبل آمد و نشان ميدهد ايشان (يعني دكتر يزدي) بدنبال توجيه امري خلاف واقع است و بدون اينكه دقّت كند كه كساني كه در مورد آنان اظهار نظر ميكند خود چه گفته اند مي خواهد اين امر خلاف واقع را با تحرييف جا بيندازد.

 دكتر ابراهيم يزدي در صفحة 156 همان كتاب  نيز در اين رابطه آورده است :

 آقاي مهندس بازرگان در 7 بهمن 57 نتايج جلسة شوراي امنيّت را چنين گزارش دادند. شوراي امنيّت كشور (شامل فرماندهان ارتش و بختيار) امروز از ساعت 9 جلسه‌اي طولاني داشت.

 ….. مذاكرات آنان بر اين محور بود كه فرمول يا ترتيبي پيدا كنند تا شاپور بختيار را به پاريس بفرستند. مهندس بازرگان ساعاتي بعد مجدداً تلفن زدند و اطلاع دادند كه در همان روز نتايج رأي شوراي امنيّت كشور را بدست آورده‌اند و شوراي امنيّت كشور تصويب كرده است كه بختيار به پاريس سفر كند و بختيار اعلاميه‌اي هم تهيه كرده (البته با كمك مهندس بازرگان!) و براي شوراي امنيّت فرستاده است كه اگر شوراي امنيّت با آن متن موافقت كند آنرا قبل از سفر به پاريس منتشر سازد. سپس اطلاعيه را خواندند

 … مهندس بازرگان اعلام كردند كه با اين متن شخصاً موافق هستند و بنظر ايشان ضرر و زياني ندارد و تعهدي هم در كار نيست آقاي مهندس بازرگان در همين مكالمه تلفني گفتند: قرار است كه درباره اين مسئله با ساير دوستان (اعضاي شوراي انقلاب) مشورت كنند و گفتند كه مطلب را گزارش ميدهند تا آقا هم نظرخودشان را بدهند و جلسه كه تشكيل شد همة مسائل را با هم بحث خواهند كرد و نتيجه را باز گزارش خواهند كرد.

         آقاي مهندس بازرگان در رابطه با نظر علماي مهاجر، طي همين مكالمة تلفني گفتند : علماي مهاجر به تهران نيز اين متن را ديده‌اند و با آن موافقند منتها نظر داده‌اند كه در پايان بايد به جاي “كسب نظر” بيايد “در باب آينده كشور و وضع دولت كسب تكليف نمايم.”

      همان شب، بعد از دريافت متن فوق‌الذكر در جلسه‌اي كه در حضور امام و مرحوم اشراقي و حاج احمدآقا تشكيل شد گزارش تهران را عيناً خواندم. امام اصل مسئله را پذيرفتند و اصلاح عبارت علماي مهاجر به تهران را تأييد كردند . نظر امام اين بود كه اگر بختيار به پاريس بيايد تا استعفا ندهد اجازة ديدار را نخواهد داشت. نظر ما هم آن بود كه با بختيار عيناً نظير سيدجلال الدين تهراني رفتار شود. اما اعلام اين مسئله در حاليكه بختيار هنوز هم در تهران بود ضرورتي نداشت

 …. همان شب با تهران تماس گرفته و مراتب را به آقاي بازرگان اطلاع دادم: ظاهراً اوضاع طبق برنامه و تصميم شوراي انقلاب[15]٭  پيش مي‌رفت. قرار شد متن بيانية بختيار، با اصلاحات مورد نظر روحانيون مهاجر كه به تأييد امام هم رسيده بود همان شب توسط بختيار در راديو و تلوزيون ايران خوانده شود.

   امّا سؤال و نكتة مهم كه ايشان به آن اشاره نكرده است اين است كه آيا در جلسه اي كه ايشان  با امام  و مرحوم سيّد احمد داشته است آنچه را در تهران  در حال وقوع بوده را مطرح نموده يا نه؟!  و آيا در تماس با آقاي مهندس بازرگان در تهران پس از جلسه با امام ،آنچه در جلسه با امام مورد موافقت قرار گرفته منعكس شده است يا  موافقت دروغين امام با ملاقات بختيار بدون استعفا از نخست وزيري را بيان كرده است.اگر ايشان چنين نكرده است پس چرا مهندس بازرگان فكر مي‌كرده است كه امام بختيار را قبل از استعفا مي‌پذيرد (همان گونه كه در ص 74 كتاب خود به آن اشاره نموده است).

نكتة مهم اين موضوع در همين است  .يعني در جلسه با امام مطلبي بيان شده است و در تهران به صورت ديگر منعكس شده است. همان طور كه مهندس بازرگان در تلفن به پاريس آنرا خلف وعده لقب داده است و آقاي بهشتي نيز در جلسه شوراي انقلاب بيان داشته : « در جلسه شوراي انقلاب بيان شده است كه امروز عصربا پاريس صحبت شده است و قرار شده كه بختيار اطلاعيه بدهد و سپس به پاريس رفته و آنجا ، يعني نزد امام و پس از ملاقات، تكليف استعفايش روشن شود و اين خلاف توافق قبلي بود ….».

      آنچه مهمّ است دروغي است كه در تهران از جانب امام مبني بر پذيرش بختيار[16] قبل از استعفاي او از نخست وزيري شايع شده است  آنهم  توسط شخصي از پاريس كه آنقدر به او اعتماد بوده است كه وقتي از جانب امام خبر را به تهران داده است توسط مهندس بازرگان به راحتي  پذيرفته شده است و امام در پايان شب با اعتراض چند نفر از روحانيون و شنيدن نوار صداي آنان به اين توطئه پي مي‌برند و در اعلاميّه خود   نيز از آن سخن مي‌گويند.


1 – كيهان 10623- يكشنبه 8 بهمن 1357- ص 5

2- اين نامه با همكاري مهندس مهدي بازرگان تهيه شده است و به همين دليل ماجرا از زبان هر دو نقل گرديده است.

[3] – صحيفة نور ، جلد چهارم ص 269

1 – بازرگان- مهدي– انقلاب ايران در دو حركت. ناشر مهندس مهدي بازرگان- چاپ پنجم- 1363- ص 74

2- فردوسي پور ، اسماعيل همگام با خورشيد، مجتمع اجتماعي امام حسين فردوس ، 1372 ص 475

1 – گوشه هايي از اين نامه (كه در روزنامه كيهان شمارة10624 دوشنبه 9 بهمن 1357 ص 1 آمده است) به شرح زير است :  بنام خدا  – بار ديگر جنايتكاران بين‌المللي و كارگزاران داخلي آنها (اين اعتراف كه فردي كه 30 سال از اعضاء مهم جبهه ملي و تا چند روز قبل مسئول اجرائي آن بوده است، كارگزار جنايتكاران بين‌المللي بوده است جالب توجه مي‌باشد ) در مقابل ارادة قاطع و تصميم خلل‌ناپذير مردم ايران دست به توطئه و كشتار زده‌اند. محور اصلي مبارزات مردم ايران با آنهمه تحمل مشقّات و دادن شهدا اين بود كه مردم بتوانند به آرزوي ديرين خود كه آزادي و استقلال ايران است برسند. …….معلوم نيست چه حقّي ابتدايي‌تر و مسلم‌تر از اين حق براي ملّت ايران مي‌توان شناخت كه بخواهند هر چه زودتر رهبر خود در در بين خود داشته باشند و مسلم است كه پاسخ مثبت رهبري و تصميم حضرت آيت‌الله العظمي خميني دائر به مراجعت به كشور قانوني‌ترين و مشروع ترين حق اين ملّت و رهبري آنست. چرا؟ بنام چه مصلحتي؟ بخاطر چه منافعي از اين بازگشت به بهانه‌هاي پوچ و بي آبرو جلوگيري به عمل مي‌آورند. در مصلحت چه كساني جز كارگردانان پشت پرده بازي‌هاي سياسي قدرت‌هاي خارجي است كه از حضور رهبر مردم در بين مردم جلوگيري به عمل مي‌آورند؟ . …….دولت غيرقانوني بايد هر چه زودتر جاي خود را به دولت مطلوب و مورد نظر جنبش مردم بدهد…….. ادامة اصرار بازماندگان استبداد در مقابله با اراده تواناي مردم ايران نتيجه‌اي جز ننگ و نفرت براي آنان ندارد. مردم قهرمان ايران تا آخرين نفس در برابر آنها مقاومت خواهند كرد و پيروزي از                                                           آنهاست.                                                                                                                                                  جبهه ملي ايران

2- بختيار- شاپور، يكرنگي، ترجمه مهشيد اميرشاهي، چاپ آمريكا،  صص 191 الي 194

1-كتاب انقلاب ايران در دو حركت  ايشان در سال61چاپ شده است .

[8]  – تحرير تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي مجموعه برنامه داستان انقلاب از راديو بي بي سي به كوشش عماد الدين باقي نشر تفكر ص 421

3- بختيار- شاپور، يكرنگي، ترجمه مهشيد اميرشاهي، چاپ آمريكا ص 172

4 – يزدي ، ابراهيم آخرين تلاشها در آخرين روزها پائيز 1363چاپ چهارم ، انتشارات قلم،‌  ص 240

1- يزدي ،  ابراهيم آخرين تلاشها در آخرين روزها ، پائيز 1363چاپ چهارم ، انتشارات قلم صفحة323

2-كيهان 13 اسفند 1357 ص 3

3- صحيفة نور ،جلد پنجم ص 67

[14] — يزدي ، ابراهيم ،آخرين تلاش‌ها در آخرين روزها“، ، پائيز 1363چاپ چهارم ، انتشارات قلم،‌ ص323

1-كه متأسفانه بر اساس دروغي كه از پاريس به آنان گفته شده بود ، فكر مي‌كردند امام قبل از استعفاء بختيار را مي‌پذيرد

 1- بر خلاف توافق قبلي امام كه تنها زماني ايشان بختيار را خواهند پذيرفت كه او استعفا بدهد.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *