تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر / کتاب تسخیر لانة جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – قسمت سیزدهم

کتاب تسخیر لانة جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – قسمت سیزدهم

کتاب تسخیر لانة جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
لانه جاسوسی گروگان
لانه جاسوسی گروگان

 

 

دو باره در ايران انقلاب شده است

دوباره مردمي كه در سال پنجاه و هفت در برابر گلوله‌هاي شاه به خاك و خون كشيده مي‌شدند و با مشت هاي گره كرده و با خون مطهّر خود شاه را از صحنة تاريخ محو كرده و پيروز شده بودند، به خيابان‌ها سرازير شده بودند و در انقلابي بزرگ‌تر از انقلاب اوّل بر علیه ابرقدرتی که در جنایات شاه سهیم بود و حال نیز او را در پناه خود گرفته بود، شركت كرده بودند.

  روزنامه‌هاي صبح، تعدادي از نسخة هاي چاپ شده خود را به دانشجويان هديه مي‌كنند كه در بين دانشجويان پخش مي‌شود. اكثر اخبار پيرامون تسخير لانة جاسوسي است و همين موجب مي‌شود كه  دانشجویان با ولع مشغول خواندن روزنامه‌ها شوند.

جمعيّت از سراسر شهر تهران به خيابان طالقاني سرازير مي‌شود و اين خيابان هر لحظه شلوغ و شلوغ تر و جمعيّت بسيار فشرده مي‌شود.

اخبار لحظه به لحظه از طريق راديو و چاپ هاي متعدّد مطبوعات پخش مي‌شود.  شايد اطّلاعية  دانشجویان پیرو خط امام كه بيان داشته بود اسنادي از لانه جاسوسي به دست آمده است كه نشانگر ارتباط بعضي اشخاص و جريانات با سفارت آمريكا و جاسوسان آن است و به زودي به اطّلاع مردم خواهد رسيد، تأثير زيادي در اين امر داشت.

جمعيّت آنقدر فشرده مي‌شود كه دائماً از طريق بلندگو ها از مردم خواسته مي‌شود كه به خيابان طالقاني وارد نشوند و به خيابان‌هاي اطراف بروند.

 –  نزديك ظهر چاپ اوّل روزنامه‌هاي عصر منتشر مي‌شود. تيتر اصلي آن‌ها موضوع تسخير لانة جاسوسي آمريكا در ايران است. همة اطّلاعيّة هاي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در آن‌ها چاپ شده است. گزارشات گوناگوني پيرامون اقدام دانشجويان و تأثير آن در جهان و عكس‌العمل‌هاي دولت آمريكا چاپ شده است.

اكثر اخبار داخلي و خارجي مربوط به تسخير لانة جاسوسي و بازتاب آن در داخل و سراسر جهان است.

خط امام، خط معنویّت و جهاد

با آمدن ظهر، اذان از طريق بلندگو پخش مي‌شود و دانشجويان خط امام پس از اينكه يكي از دانشجويان اذان مي‌گويد، به نماز جماعت مي ايستند. آقاي خوئيني‌ها امام جماعت است و برادران در صف جلو و تعدادي از خواهران در پشت سر، نماز  با شكوه ظهر و عصر را در فضاي باز جلو سفارت بر پا مي‌كنند  تا همة دنيا هدف دانشجويان از تصرّف لانة جاسوسي را به خوبي درك نمايند و بدانند خط امام، خط معنويّت و دين، در كنار عدم سازش‌كاري با ظالمين است و خط نماز و عبادت در كنار جهاد در راه خداست. تمام دوربين ها بر روي اين نماز متمركز شده است تا به همة جهان اين صحنه هاي بي‌نظير مخابره گردد.

 – با پايان نماز، دانشجويان همه دست در دست يك‌ديگر و در حالي كه دست‌ها را بلند كرده‌اند دعاي وحدت را مي‌خوانند و با شعار “مرگ بر آمريكا” ، “مرگ بر كارتر” ، “مرگ بر شاه” آمادة شنيدن بيانات آقاي خوئيني‌ها مي‌شوند.

ايشان با بيان اين نكته كه خيلي‌ها فشار آورده‌اند كه دانشجويان دست از تسخير لانة جاسوسي و گروگان گرفتن كادرهاي آن بردارند. بيان داشتند:

 ما قدم در راهي گذاشته‌ايم كه يا نبايد وارد آن مي‌شديم و يا بايد آن را تا آخر ادامه دهيم و ما موظّفيم كه در راه خدا مقاومت كنيم و از مشكلات نهراسيم. در صورتي كه مردم و امام با كار، موافق نباشند، از لانة جاسوسي بيرون خواهيم رفت و ما هدفمان آن چيزي است كه مردم قهرمان ايران و امام امّت به دنبال آن هستند.

– پس از سخنان ايشان دانشجويان در محوطة جلو سفارت به راه‌پيمائي و شعار دادن می‌پردازند. انبوه جمعيّت حاضر نيز با آنان همراهي مي‌نمايند و نهايتاً نيز دانشجويان در پشت درب ورودي و در مقابل جمعيّت تجمّع مي‌كنند و هم دل و هم زبان با آن جمعيّت عظيم تجمّع كننده، به شعار دادن مي‌پردازند.

  دانشجويان شعار مي‌دهند: شاه بايد برگردد

 و جمعيّت پاسخ مي‌دهند: اعدام بايد گردد

– با توجّه به اين كه تغدية دانشجويان خط امام را سپاه به عهده گرفته است، ماشين سپاه چند ديگ پلو و خورش مي‌آورد. هر مجموعه‌اي از دانشجويان بايد غذاي خود را دريافت كنند و سپس در ميان خود تقسيم نمايند.

– چند نظامي آمريكائي موجود در اتاق ما در هنگام نهار خوردن نشسته‌اند و هاج و واج ما را نگاه مي‌كنند. علي‌الظاهر فارسي را نمي‌فهميدند. هيكل همه‌اشان درشت بود و ما يك مشت دانشجوي جوان و اكثراً با هيكل هاي ريز و لاغر و نحيف.

پایان دوران ميدان‌داري ضد انقلاب و آغاز دوران شكوهمند حاكميّت خط امام

ساعت دو بعد از ظهر دارد نزديك مي‌شود، معمولاً اخبار از طريق بلندگوي درب اصلي پخش مي‌شود. نه تنها از ميزان تراکم جمعيّت كاسته نشده بلکه برای شنیدن اخبار در اطراف درب اصلی لانه متراكم‌تر و لحظه‌اي شعار دادن آن‌ها قطع نمي‌شود.

با اعلام ساعت دو و شروع اخبار راديو، مجري در خلاصة اخبار اعلام مي‌دارد:

 « امام در جمع كاركنان بيمة ايران مطالب مهمّي را در رابطه با آمريكا و لانة جاسوسي ايراد فرمودند.»

و مجري گوشه هائي از سخنان امام را با هيجان شروع به خواندن مي‌كند. جمعيّت سرتا پا گوش مي‌شود. سكوت تمام خيابان طالقاني با آن جمعيّت فشرده و عظيم را فرا مي‌گيرد.

ما دانشجويان نيز همه سراپا گوش، مي‌خواستيم بدانيم امام در رابطه با اشغال لانة جاسوسي چه بياناتي را ايراد فرموده اند:

الان اين بساطي كه آمريكا در آورده است و اين هياهوئي كه اين شيطان بزرگ فرياد مي‌زند و شياطين را دور خودش جمع مي‌كند، براي اين است كه دستش از ذخائر و منافعي كه در اينجا داشت، كوتاه شده است و ترس دارد براي هميشه دستش كوتاه باشد و لذا از اين جهت توطئه مي‌كند.

امام خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي و رهبر انقلاب در ادامه فرمودند كه:

آن مركزي را كه جوانان ما رفتند و گرفتند، آنطور كه به من اطّلاع داده اند مركز جاسوسي و مركز توطئه بوده است.

هيجان جمعيّت را گرفته بود، نفس ها در سينه‌ها حبس شده بود و ما هم مي‌خواستيم از خوشحالي با تمام وجود، فرياد بكشيم امّا حرص و ولع و كنجكاوي براي شنيدن بقيّه بيانات امام كه داشت خوانده مي‌شد، مانع آن بود:

آمريكا توقّع دارد كه شاه را ببرد به آنجا و مشغول توطئه بشود و پايگاهي هم اينجا براي توطئه درست كنند و جوانان ما بنشينند و تماشا كنند.

 صداي تكبير جمعيّت و دانشجويان بلند شد.

باز ريشه هاي فاسد به فعّالیّت افتاده بودند كه ما هم يك دخالتي بكنيم و جوان‌ها را بگوئيم كه از آنجائي كه رفته اند بيرون بيايند.

انتظار دارند جاني دست اوّل ما را ببرند آنجا نگه دارند و از او حمايت كنند و اينجا هم مركز توطئه درست كنند و ملّت ما وجوان‌هاي ما و جوان‌هاي دانشگاهي ما و جوانان روحاني ما بنشينند و تماشا كنند تا خون چند هزار نفر تقريباً هدر برود، براي اينكه احترامي قائل بشوند براي امثال كارتر.

يك توطئه‌هاي زيرزميني در همين سفارت‌خانه ها هست كه مهم و عمده اش مال شيطان بزرگ است كه آمريكا باشد. ملّت ما بايد دست اين ها را قطع كند و اگر شاه كه خزائن ما را برده است بر نگرداند، طور ديگري رفتار خواهيم كرد.

اين ها خيال نكنند كه همين طور ما نشسته ايم كه هر غلطي اين‌ها مي‌خواهند بكنند ……..، اينطور نيست.  مسئله اين است كه باز انقلاب است. يك انقلاب بزرگ‌تر از انقلاب اوّل.

اين ها گوشه هائي از بيانات امام بود كه داشت از راديو پخش مي‌شد و دوران تازه اي را در زندگي ملّت ايران و همه ملّت هاي مستضعف جهان بنيان مي‌نهاد.  بسياري از دانشجويان و نيز مردم را گريه، امان نمي‌داد و اشك از چشمانشان فرو مي‌ريخت.

شعارها آنچنان اوج مي‌گيرد و هیجان آنچنان بر جمعيّت مستولی مي‌شود که نمونة آن حتّي در دورة انقلاب مشاهده نشده بود. بعضي از دانشجويان يك‌ديگر را در آغوش می‌گیرند و به هم تبريك مي‌گویند. بعضي با مشت هاي گره كرده به همراه جمعيّت به هيجان آمده شعار مي‌دهند. بعضي آنچنان از خوشحالي و شادي به هوا مي پرند و شعار مي‌دهند كه گوئي مي‌خواهد روح از بدنشان مفارقت كند. دانشجوياني نيز كه در اتاق ها بودند، پس از استماع سخنان امام، با فرياد هاي تكبير به محوطة مقابل درب اصلی میدوند.

شعارهاي خميني مي رزمد، آمريكا مي لرزد و دانشجوي خط امام بر تو درود بر تو سلام، ساختمان‌ها را مي لرزاند.  مشت هاي گره كرده، نشانگر عزم همه براي دفاع از انقلاب و مقابله با دشمنان مستكبر آن بود.

لحظاتي در زندگي انسان وجود دارد كه انسان از عظمت آن، توان درك و نيز بيانش را ندارد و با اشكي و ابراز احساساتي و فريادي و يا ناله‌اي از آن سخن مي‌گويد. بيانات امام، با آن همه سادگي كه براي تمام اقشار جامعه از نوجوان و جوان و زن و مرد و ميان سال و پير به راحتي قابل درك بود و اصولاً بيانات امام، فريادي بود كه از عمق وجود همة مردم تراوش مي‌كرد و بر زبان ایشان جاري مي‌شد، این بیانات داشت چنين لحظاتي را مي‌ساخت، لحظاتي كه كمتر كسي توان درك عظمتش را داشت و هر كس به صورتي آن را از عمق وجود خود فرياد مي‌زد.

شعار جمعيّت اوج مي‌گيرد:

– ما همه سرباز توائيم خميني

   سپاه جانباز توائيم خميني

– خميني پيروز است، آمريكا نابود است

– نبرد با آمريكا، شعار ماست امروز          خميني بت‌شكن، رهبر ماست امروز

– مرگ بر آمريكا

مرگ بر كارتر ، مرگ بر شاه

– خميني مي رزمد، آمريكا مي لرزد

شادي سر تا پاي همه را فرا می‌گیرد و خنده بر لبان همه می‌نشیند.

 دوران حاكميّت سازش‌كاران و دوران ميدان‌داري ضد انقلاب، تمام و دوران شكوهمند حاكميّت خط امام آغاز شده بود.

مجسمة پارچه‌اي كارتر همراه با پرچم آمريكا به آتش كشيده مي‌شود و همراه با آن شعارهاي زير از طريق مردم و بعضي توسط دانشجويان و از طريق بلندگو بيان مي‌شود.

ـ اين كارتر ديوانه، در پيش پاي ملّت، اعدام بايد گردد

ـ پيوند شاه و كارتر، پيوند دزد و قاتل

ـ اخراج آمريكائي تكميل انقلاب است، خون شهيدان ما منتظر جواب است

ـ توطئة آمريكا، كوبنده اش روح است

خبرنگاران متعدّدي كه آنجا آمده‌اند، مبهوت و هاج و واج مانده‌اند و آن‌ها هم مانند ما، متوجّه شده‌اند كه ديگر موضوع تسخير لانة جاسوسي، يك اعتراض سادة دانشجوئي نيست. امام پشت قضيه ايستاده بود و آن را مردمي‌كرده بود. در ايران دوباره انقلاب شده بود.  انقلاب دوّم. انقلابي بزرگ‌تر از انقلاب اوّل و ما بايد تا آخر، در پاي آن مي‌ايستاديم.

با تمام وجود حس مي‌كردم كه با سخنان امام، ملّت ايران يك‌پارچه به پا خاسته است و همة گوش‌ها و چشم‌ها و احساس‌ها به سوي لانة جاسوسي و دانشجويان خط امام دوخته شده است.

– بلندگو از صبح تا حال يك لحظه خاموش نشده است. يا شعار داده شده يا سرود پخش شده يا اطّلاعيّة اين گروه و آن گروه و يا اطّلاعيّة خود دانشجويان در آن خوانده شده و حال نيز كه با پخش پيام امام اينگونه همه را به هيجان آورده است.

– با پخش اخبار، همه چيز شكل ديگري می یابد. تهران يك‌پارچه هيجان می شود و پير و جوان به سمت لانة جاسوسي سرازير مي‌شوند.

آری ای امام، دیگر تاب تحمّل نداشتیم

پیام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام به محضر رهبر انقلاب اسلامی امام خمینی[1]

بسم الله الرحمن الرحیم

خمینی، ای امام!

ای رهسپار راه توحید و ای انقلابی مرد آزاده که مسئولیّت تداوم انقلاب توحیدی پیامبران ابراهیمی را بر دوش داری.

ای رهبری که به ندایت خلق به پا خاست و زنجیرهای اسارت را گسست.

ای که با  قیام نشأت گرفته از اصالت راستین اسلام و روش پیامبر گونه‌ات غارت‌گران را حیرت‌زده و پریشان و مستضعفان را منتظر و چشم به راه گرداندی.

 اینک که با دادن بیش از شصت هزار شهید، آمریکا را رانده‌ایم تا بر پایی ایرانی مستقل و آزاد و متّکی بر ارزش‌های متعالی اسلامی را شاهد باشیم و در حالی که فریادهای پر صلابت تو پیکر زخم خوردة امپریالیسم آمریکا را به زیر ضرباتی پی‌گیر گرفته است و اینک که قوام امّت اسلامی را هدف قرار داده‌ای با دریغ بسیار ناظریم که دست‌هایی کوشش مي‌كنند سیاست، اقتصاد، فرهنگ و … اجتماع ما را به سوی دیگر سوق دهند.

تو خود  بارها فریاد بر آوردی که غرب‌زدگي آفت روشنفکران ماست و اینک با صد افسوس شاهد روشنفکران لیبرال و غرب‌زده‌ای هستیم که در رأس بسیاری از ارگان‌های اجرایی مملکت، راه را بر نفوذ آمریکا و اسرائیل بازگذاشته‌اند.

 آخر چگونه مي‌توانيم تحمّل کنیم، در شرایطی که تو با فریاد خشم آلودت آمریکا را به عنوان دشمن اصلی خلق‌های مسلمان و مستضعف معرفی مي‌كني، مسئولین دولتی با گرگ‌های آمریکایی بر سر یک میز بنشینند؟ هر چند که این اقدام از دولت‌مردان معتقد به « سیاست گام به گام»  و در ادامة منطق عمل‌كرد هشت ماهة آنان بسیار طبیعی می‌نمود. عمل‌كردی که به دولت اجازه می دهد که با قاتلین شهدای تازه به خاک و خون غلطیده‌امان بر سر یک میز بنشیند و  برای حفظ منافع رهروان شهیدان با توطئه‌گران بزرگ مذاکره نمایند. عمل‌كردی که نفی سلطه اقتصادی، فرهنگی، سیاسی غرب را قدم اصلی انقلاب نمی‌پندارد و راه را برای نفوذ و گسترش سرمایه‌داری وابسته و معیارهای پوسیدة غرب باز گذاشته است

آری ای امام، دیگر تاب تحمّل نداشتیم. آخر تو خود فریاد بر آورده بودی که« بر دانش‌آموزان، دانشگاهیان و محصّلین علوم دینیّه است که با قدرت تمام حملات خود بر علیه آمریکا و اسرائیل را گسترش داده تا آمریکا را را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنايت‌كار نمایند » و اینچنین بود که در جهت اجرای فرمان تو و با اعتقاد به پیروزی راه تو که راه خداست بر آن شدیم که گامی هرچند کوچک برداریم و با اشغال سفارت مزدوران آمریکایی در ایران بیان‌گر خشم خداوندی تو و خلق مسلمانمان باشیم. خشم ملّتی که وجود لانة جاسوسی آمریکا و مرکز توطئه‌های سیا را در قلب انقلاب خویش تحمّل نتواند کرد. خشم ملّتی که که عدم قاطعيّت انقلابی دولت خویشتن را در جهت استرداد شاه نمی‌پذیرد. خشم ملّتی که نمی‌تواند اینهمه تأخیر در افشا و لغو قراردادهای سیاسی نظامی، اقتصادی ایران و آمریکا را پذیرا باشد.

 و اینک در سال‌روز شهادت شهیدانمان که تکبیر گویان، آماج گلوله های آمریکایی و اسرائیلی شدند، با تو پیمان می‌بندیم که دست در دست یک‌دیگر و گوش به فرمان تو، مبارزه بر علیه جنايت‌كاران جهانی و در رأس آن‌ها آمریکا را تا محو کامل سلطة آنان ادامه دهیم.

آری ای امام راهت ادامه دارد.

                                                      دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

مصاحبه مطبوعاتی دانشجویان پیرو خط امام
مصاحبه مطبوعاتی دانشجویان پیرو خط امام

بازدید حجت الاسلام سیّد احمد خمینی از لانة جاسوسی

ساعت سه و نيم براساس دعوت دانشجويان خط امام، حجّت الاسلام سيّد احمد خميني كه از قم براي بررسي  و مشاهده لانة جاسوسی و اطّلاع از فعّالیّت هائي كه در آن انجام مي‌شده است به تهران آمده است به دليل فشردگي جمعيّت نمی‌تواند وارد لانة جاسوسي شود و نهايتاً از طريق ديوار شرقي كه در خيابان مبارزان واقع شده است و به وسيلة نردبان، وارد محوطة آن می‌گردد و با استقبال بسيار پر شور و هيجان‌انگيز دانشجويان و حجّت الاسلام خوئيني‌ها مواجه مي‌شود و سپس به بازديد از لانة جاسوسي آمريكا در ايران و امكانات عظيم جاسوسي موجود در آن می‌پردازد.

حجّت الاسلام سيّد احمد خميني در حالی که با اعجاب به امكانات جاسوسي، سندهاي رشته شده و ميكروفيلم‌هاي پودر شده، دستگاه‌هاي مخابراتي، انواع تفنگ‌ها و اتاق كنفرانس و اتاق مخابرات و كامپيوترهاي عظيم موجود در آن و دستگاه كنترل تلفن‌هاي تهران و مُهر فرودگاه مهرآباد و فرودگاهای سایر کشورها، مي‌نگريست، سخت متعجّب شده بود.

 ايشان پس از بازديد از ساختمان مركزي در مصاحبه‌اي با خبرنگاران شركت كرد و در پاسخ خبرنگاري كه از او پرسيد:« نظر شما در مورد تسخير سفارت آمريكا توسط دانشجويان چيست؟» با صراحت آن را لانة جاسوسي ناميد و نظر خود را نظر مردم و دانشجويان دانست.

لانة جاسوسي آمريكا در ايران، در محاصرة تمام اقشار مردم انقلابي تهران قرار گرفته بود.  از صبح تا قبل از پخش اخبار ساعت دو، شايد لحظه اي شعار دادن قطع نشده بود و با پخش كامل سخنراني امام در اخبار ساعت دو، انرژي متراكم ارادة مردم مسلمان و انقلابی و شهید دادة تهران كه نه ماه به خاطر مصلحت انقلاب در دل تك تك آنان محبوس شده بود، به ناگهان رها شد و همگي چون سيل به سمت لانة جاسوسي سرازير شدند.

 گروه‌هاي مختلف مردم با پلاكاردهائي كه جملاتي در حمايت از دانشجويان خط امام بر آن نوشته شده بود و هركدام با شعاري كه سروده بودند به سمت لانة جاسوسي سرازير شدند.

هر دسته و گروهي كه به سفارت مي‌رسد خواهان اين است كه اطّلاعيّة حمايت آن‌ها در بلندگو خوانده شود، انبوهي از اطّلاعيّه به اتاق نگهباني مي‌‌رسد كه يكي از برادران نيز به نوبت از نمايندگان آنان دعوت مي‌كند تا اطّلاعيّة خود را بخوانند.

– خستگي در وجود هيچ‌كس مشاهده نمی‌شود. جمعيّت هر لحظه شعاري را مطرح و به این وسیله احساس تنفّر خود و نيز خواست‌هاي خود را بيان مي‌دارد:

ـ ما همه سرباز توائيم خميني    گوش به فرمان توئيم خميني

ـ جمهوري اسلامي، آري.   تسلط آمريكا، هرگز.

ـ خميني مي‌رزمد، كارتر مي‌لرزد

ـ نفت ملّت را بردي ، خون ملّت را خوردي، اي مرگ بر كارتر

ـ تحويل شاه خائن، فرياد ملّت ماست

ـ پيرو خط امام خدا نگهدار تو، بميرد بميرد دشمن خون‌خوار تو

ـ مستضعفين دنيا از دست اين جهان‌خوار آزاد بايد گردد، اين آمريكاي جاني، ستم‌گر جهاني، نابود بايد گردد

ـ مرگ بر سه مفسدين، كارتر و سادات و بگين

– دور و بر درب اصلي، در قسمت پياده رو، نرده هاي محكمي كشيده می‌شود، تا جمعيّت به سمت در هجوم نياورند. امّا اين مادر سه شهيد از نرده ها نيز عبور كرده است و جلو آمده و محكم به  ميله هاي درب ورودي چسبيده است. مانند اين است كه به دادگاهي آمده است كه از قاتلين سه فرزند خود شكايت كند و انتقام خود را از آنان باز پس گيرد.

– در ساعات اوّليّة صبح يكي از دانشجويان ابتكار خوبي می‌نماید. او بر روي سقف شيب دار ساختمان جلو درب اصلي كه سقف آن به سمت درب اصلي شيب دارد و رو به جمعيّت است و به خوبي توسط آنان قابل مشاهده است، با خط بسيار درشت و به صورتي كه سراسر شيرواني كه حدود سي متر است را مي پوشاند مي‌نويسد:

                                       «  به گفتة خميني، آمريكا دشمن ماست.»

– در كنسولگري آمريكا در شيراز هم وسايل جاسوسي و استراق سمع و… به دست آمده است. دانشجويان پيرو خط امام به خاطر سخنان امام آنقدر به هيجان آمده اند كه خبر مربوط به تصّرف كنسولگري هاي آمريكا در شيراز و تبريز توسط دانشجويان دانشگاه هاي اين دو شهر را كه از راديو پخش شده است را نمي شنوند.

– يكي ديگر از اخباري كه از ديشب مورد توجّه قرار گرفت، اخبار مربوط به اقدام چند تن از دانشجويان ايراني ساكن آمريكا بود كه خود را به طبقات بالائي مجسمة آزادي رسانده و در چشم مجسمه خود را زنجير نموده و به اين وسيله، اعتراض خود را نسبت  به بردن شاه به آمريكا را اعلام نموده بودند. پليس آمريكا نيز آن‌ها را پس از اين اقدام دستگير مي‌نمايد.

– روزنامه‌هاي عصر، اعتراضات شخصيّت‌ها و جريانات سياسي مختلف از جمله حوزة علمية قم، حزب جمهوري اسلامي و آقاي خلخالي به دولت موقّت، به خاطر مذاكره با برژينسكي را چاپ نموده‌اند.

– اكثر روزنامه‌هاي امروز كه پر از اطّلاعيه هاي ابراز حمايت از دانشجويان پيرو خط امام است، به چاپ دوّم و سوّم هم مي‌رسند.


[1]کیهان، 14 آبان 58 ص2

 

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطرات سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از عملیات پیروزمند و حماسه بزرگ شکست حصر آبادان ( عملیات ثامن الائمه ) – قسمت دوازدهم

عذاب وجدان!     فرماندهي در كار نبود. سازمان رزم تقريباً به هم خورده بود. بچّه­هاي …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *