یکشنبه , ۲۶ آذر ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر / کتاب تسخیر لانة جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – قسمت یازدهم

کتاب تسخیر لانة جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – قسمت یازدهم

کتاب تسخیر لانة جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
گروگانهای آمریکایی
گروگانهای آمریکایی

– پیوستن حجّت الاسلام خوئيني‌ها به دانشجویان

 ورود ايشان در مقابل چشم تجمّع كنندگان در مقابل در سفارت نيز به خوبي توانست در درك اين موضوع توسط مردم تأثير بگذارد و جمعيّت حاضر با شعارهاي « مرگ بر آمريكا» ، « مرگ بر كارتر» ، « مرگ بر شاه» حمايت خود را از دانشجويان اعلام نمودند.

 در ساعت يك و نيم بعد ‌‌از ظهر راديو جمهوري اسلامي خبر تسخير سفارت آمريكا در تهران را اعلام نمود و در پي اعلام خبر گروه هاي مختلف مردم و خبرنگاران داخلي و خارجي به سوي سفارت سرازير شدند.

اوّلين اطّلاعيّة دانشجويان در اخبار ساعت دو بعد از ظهر خوانده شد. اين اطّلاعيّه با جمله اي از امام آغاز و در طی آن به بردن شاه به آمريكا و پناه دادن به او و به توطئه‌ها و دسيسه‌هاي ناجوانمردانة آمريكا در مناطق مختلف كشور و نفوذ در ارگان‌هاي اجرائي كشور اعتراض شده بود.

با توجّه به اينكه دانشجويان تسخير كنندة سفارت آمريكا، خود را « دانشجويان مسلمان و پيرو خط امام » خوانده بودند، حمايت هاي گستردة مردمي به سرعت به سمت آنان جلب شد.

– چرا دانشجوي مسلمان پيرو خط امام؟!

عنواني را كه دانشجويان براي خود برگزيدند، بسيار روشنگر بود و به طور اعجاب‌انگيزي مورد حمايت مردم واقع شد و يك راه و رسم و روش و خط سياسي و يك نوع تفكّر اسلامي را در كشور مطرح و در ميان خط و خطوط ادّعائي گروه‌ها و دسته جات چپ و راست و مسلمان‌نما و منافق، براي هميشه جا انداخت.

انتخاب اين نام به اين دليل بود كه دولت موقّت و همفكران آن با توجّه به مباني فكري التقاطي خود، به نوعي از اسلام كه مي‌توانست با دشمنان انقلاب سازش نمايد، روي آورده بودند.

 اسلامي كه مي‌توانست با شاه آنهم پس از آن همه جنايت در حق مردم كشور، بسازد و به او اجازة سلطنت و نه حكومت، بدهد.

اسلامي كه مي‌توانست با آمريكا علي‌رغم بيست و پنج سال سلطه بر كشور و غارت منابع آن و حمايت هاي صريح و آشكار از جنايات شاه كنار بيايد و با توطئه‌هاي روزافزون او بي توجّهي كند و ضد انقلاب را  تا آنجا اجازه بدهد و دستش را آزاد بگذارد كه دسته دسته، سپاهيان و ارتشيان غيور را به شهادت برسانند و آنان نيز به مذاكره و سازش با گروهك‌هاي مدّعي نمايندگي مردم مناطق مرزي روي بياورند.

 اسلامي كه حضور مردم و روحانيّت را در صحنه نمي‌توانست بپذيرد و اعتراض مردم به انحرافات و اشتباهات خود را دخالت بي جا در امور و تذکّرات امام را ناهم‌آهنگي ايشان با خود تلقّي می‌کرد و به جاي تهاجم به دشمنان، به مردم مسلمان و فداكار و شهيد داده اعتراض و تهاجم می‌نمود.

  اسلامي كه گام به گام به سمت سازش با آمريكا و تسليم انقلاب خونين مردم مسلمان ايران به آمريكا حركت مي‌نمود.

يعني اسلام سازش با ستم‌گران و ظالمين، اسلام ذلّت و خواري، اسلام غفلت زدة بي توجّه به سرنوشت مسلمين جهان.

از سوي ديگر در برابر اين، اسلام امام و مردم شهيد داده بود كه اسلام انقلاب و اسلام صلابت در برابر جهان‌خواران و اسلام مظلومين تاريخ اسلام و اسلام شهيدان قهرمان بود.

  اسلامي كه در هفدة شهريور و در شب و اوّل روز محرّم و عاشوراي سال 57 خود را نشان داد.

  اسلامي كه پيروانش مظلومانه بوسيلة ايادي بيگانگان كشته و مجروح مي‌شدند و به خشونت نيز متّهم مي‌گرديدند.

اسلامی که پیروانش در جاده هاي كردستان به آتش كشيده مي‌شدند و به ضدّيت با آزادي نیز متّهم مي‌گشتند.

 در يك كلام اسلام علوي و اسلام حسيني و روشن تر از همه، اسلام « خط مظلوم امام».

دانشجويان به تمام سازش‌كاران، به تمام مزدورانِ پنهان و آشكار و به تمام كساني كه فريب‌كارانه در حالي كه خود آمريكائي بودند، پرچم مبارزه دروغین با آمريكا را براي سركوب انقلاب اسلامی برداشته بودند، پشت كردند و خط و راه خود را در پيروي خالصانه از اسلام عزّت و سرافرازي مسلمين و اسلام مقاومت و ايثار كه پرچم‌دار آن امام بود، ديدند و به همين جهت عنواني كه براي خود انتخاب كردند، نشانگر پيروي آنان از راه و رسم و روش و خط ظلم و ظالم ستيز و در نتيجه ضدّ آمريكائي امام بود، تا هم رسوا‌‌گر سازش‌كاران با آمريكا و هم نشانگر عزم و تصميم آهنين آنان براي مبارزه با آمريكاي سلطه‌گر و عدم تسليم در برابر زورگوئي‌ها و دخالت‌هاي متكبّرانة اين ابرقدرت در سرنوشت مردم انقلابي ايران باشد.

علي‌رغم استقبال مردمي از تسخير سفارت آمريكا، هنوز لازم بود روشنگري هاي فراواني انجام شود و لذا اطّلاعيّه هاي متعدّدي منتشر شود و مردم از طريق رسانه هاي عمومي در جريان عمليات تسخير لانة جاسوسي و كساني كه به اين امر اقدام نموده بودند و هدف اصلي آنان كه اعتراض به بردن شاه به آمريكا و اعتراض به دخالت در امور داخلي ايران بود، قرار بگيرند.

  در اوّلين روز تسخير و طی چند ساعت، هفت اطّلاعيّه منتشر شد و دانشجويان در يك مصاحبة مطبوعاتي نیز چگونگي تسخير لانة جاسوسي و اهداف خود را بيان داشتند.

 

گروگانهای آمریکایی
گروگانهای آمریکایی

– امام موافقت خواهند کرد یا نه؟

امّا علي‌رغم اين روشنگري ها، دانشجويان شديداً دچار دلهره بودند. دلهرة آنان نيز بي جا نبود، از يك سو چنانچه امام اين قضيه را نمي‌پذيرفتند، بايد سريعاً سفارت را ترك مي‌كردند و از سوي ديگر از سوي دولت‌مردان دولت موقّت شديداً تحت فشار بودند. آنان مدام از دانشجويان مي‌خواستند كه گروگان‌ها را رها كرده و سفارت را تخليه نمايند و با امتناع دانشجويان، حتّي پاي تهديد نيز توسط آنان پيش كشيده شد و لذا ممكن بود به نيروهاي انتظامي دستور بيرون كردن دانشجويان را بدهند و آنوقت موضوع مبارزه با آمريكا به يك دعواي داخلي و اختلاف و زد و خورد با نيروي انتظامي خودي كشيده مي‌شد.

– تلاش خط سازش براي بيرون آوردن دانشجويان از سفارت آمریکا

از سوي ديگر رئيس دولت و وزير خارجه اش و بعضي از شخصيّت‌هاي ديگر مرتبط با آنان، با تلفن هاي بي شمار به دفتر امام، ايشان را شديداً تحت فشار قرار داده بودند. آنان براي امام از طريق دفتر ايشان پيام فرستاده بودند كه: « اين ها به اسم شما رفته اند و اين كار را كرده‌‌اند و مملكت دارد از هم مي پاشد و سفارت آمريكاست و مسئلة ساده اي نيست، پاي حيات و ممات انقلاب در كار است.»

هدف آنان نيز اين بود كه خود امام، موضوع تسخیر سفارت آمریکا را حل كند و دستور خروج دانشجويان را بدهد.[1]

با اصرار دولت‌مردان برای خروج دانشجویان خط امام و نیز تهدید آنان، آقاي خوئيني‌ها نيز از سوي دانشجويان با دفتر امام تماس گرفته و مطالبي را اجمالاً در رابطه با تسخیر لانة جاسوسی و کسانی که اقدام به این عمل نموده‌اند و اهداف آنان به اطّلاع امام رسانده بودند.

 در اين تماسها براي هر دو طرف يعني « دانشجويان» و « امام»، معلوم مي‌شود هر دو شديداً تحت فشار هستند و امام از اينكه چنين تلاشي را مشاهده مي‌كنند پي به اهميّت موضوع مي برند. ایشان در این رابطه چنین فرموده اند[2]:

باز ريشه هاي فاسد به فعّاليّت افتاده بودند كه ما هم يك دخالتي بكنيم و جوان‌ها را بگوئيم كه شما بيرون بيائيد از آنجائي كه رفتند.

– اگر انسان دوست هستید، شاه را به دادگاه انقلاب اسلامی بدهید

– آیت الله بهشتی امروز عصر در جلسة مجلس خبرگان که با ریاست ایشان برپا شده بود، ضمن سخنانی از اقدام دانشجویان خط امام پشتیبانی نمودند[3]:

امروز همچنین عدّه ای از جوانان با ایمان و بر آشفتة ما که پذیرش شاه جنايت‌كار را از جانب آمریکا توهین بزرگ به ملّت ایران میدانند، به عنوان اعتراض سفارت آمریکا را تصرّف کردند. ما به آمریکا گفتیم که با فرد، شخص امام، رجال انقلابی، شورای انقلاب یا دولت انقلابی طرف نیستید، بلکه با یک ملّت انقلابی طرف هستید. ملّت ایران حق خود را شناخته و اگر همة چهره‌های سرشناس ما را هم بکشید، انقلاب باز هم به پیش مي‌رود. ما تأکید مي‌كنيم آمریکا به حکم وظیفة انسان دوستی، اگر به این معتقد است، این دشمن خلق را به دست دادگاه انقلاب اسلامی بدهد.

لانه جاسوسی آمریکا
لانه جاسوسی آمریکا

– اوّلین مصاحبة مطبوعاتی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و بیان دلائل تسخیر لانة جاسوسی

در ساعت هفت بعد از ظهر در درون لانة جاسوسی یک مصاحبة  مطبوعاتی برگزار مي‌گردد. در این مصاحبه یکی از دانشجویان به عنوان سخن‌گوی دانشجویان خط امام طی سخنانی به دلائل تسخیر لانة جاسوسی میپردازد[4]:

ما که دانشجویان مسلمان دانشگاه‌ها هستیم، خود را پیرو خط امام مي‌دانيم و به هیچ گروه خاصی وابستگی نداریم. تحلیلی را که ما به آن رسیده ایم این است که اسلام یک مکتب ضد امپریالیستی است و با هرگونه سلطه‌جویی و خوی امپریالیستی که از سوی آمریکا اعمال مي‌گردد، مخالفت مي‌كند. اصولاً اسلام نمی تواند موافق شیوه های گسترش طلبی و سلطه جویی باشد.

 انقلاب ایران قبل از بیست و یک و دو بهمن در جهان به عنوان یک مکتب مطرح شد. امّا بعد از این مرحله با روی کار آمدن یک ارگان اجرایی جدید، کارها در جهت عکس پیش رفت. یعنی به جای اين كه ما به استقلال سیاسی و نظامی و فرهنگی برسیم، روز به روز در جهت عکس و حتّي به سوی وابستگی پیش رفتیم.

آمریکا خیلی راحت از طریق جریانات لیبرالیستی که در جامعه هست، نفوذ خود را آغاز مي‌كند. در دستگاه‌های دولتی عناصر ساواکی پیدا مي‌شود. یک سری قراردادها نوشته مي‌شود. هیئت دولت در الجزایر با برژینسکی ملاقات مي‌كند. در حالی که هيچ‌كدام از این حرکات در خط امام نیست و با مواضع ضد امپریالیستی ایشان نمی‌خواند.

 ما به عنوان یک نیروی دانشجویی که معتقد است جنبش دانشجویی باید رسالت خود را که دیدن دشمن اصلی و مواضع آینده است و به عنوان قشری از روشنفکران که در خدمت انقلاب هستند، معتقدیم با توجّه به اين كه دشمن اصلی ما آمریکاست، امّا به علّت فرقه‌گرایی‌ها و برخورد گروه‌ها، وجود ضد انقلابیون، اغتشاش‌ها و ارگان‌های اجرایی، انقلاب ایران در حال از دست دادن جهت اصلی خود و کشیده شدن به راه‌های فرعی است.

 انقلاب وقتی نجات پیدا مي‌كند که در خط اصلی خود قرار گیرد و این خط محور ضد امپریالیستی انقلاب است و به همین دلیل سفارت آمریکا را که لانة جاسوسی می دانستیم و معتقد بودیم که هم قبل و هم بعد از انقلاب این لانة جاسوسی کاملاً مرکزی برای توطئه‌ها و دسیسه‌گری‌های آمریکا بوده است. به تصرّف در آوردیم. همان‌طور که دیدیم جاسوسان آمریکایی تا کی در سفارت بودند و حتّي شنیدم که یک جاسوس جدید در همین اواخر به سفارت آمده است.

وقتی ما به سفارت آمدیم، با مقاومت شدید آمریکائی ها مواجه شدیم. دلیل این‌همه مقاومت و تسلیم ناپذیری این بود که اسناد را از بین ببرند تا به دست ما نیفتد. به هر حال مقداری از این اسناد به دست ما افتاد و بقیه متأسفانه از بین رفت. مقداری از آن‌ها در دستگاه‌های مخصوص خرد کردن اسناد از بین بردند و مقدار زیادی از آن را سوزاندند. به خصوص نوارهای میکروفیلم و حافظه‌های کامپیوترها را نابود کردند. اطّلاعاتی که در حافظه های کامپیوترها قرار داشت، بسیار ذی‌قیمت بوده است. این اطّلاعات شامل اسناد توطئه‌های آمریکا در ایران قبل از انقلاب و بعد از انقلاب بوده است.  این اسناد آنقدر مهم بوده است که عدّه‌ای از آمریکائی‌ها هنگام تصرّف لانة جاسوسی در ساختمانی که شبیه گاو صندوق است، درها را قفل کنند و با نهایت جدّیت به آتش زدن و سوزاندن این اسناد بپردازند. در صورتی که می‌دانستند که در چنین صورتی ممكن است مورد خشونت دانشجويان قرار بگيرند. با این‌حال این کار را انجام دادند.

 ضمناً آن‌ها هنگام تصرف سفارت، با توجّه به اينكه در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بودند، مستقيماً با واشنگتن تماس مي‌گيرند و از مقامات درجه يك وزارت خارجه آمريكا كسب تكليف مي‌نمايند و آنان دستور امحاء اسناد را به آنان مي‌دهند.

قبل از تصرّف لانة جاسوسی شواهد زیادی در رابطه با دخالت آمریکا در توطئه و اغتشاشات و نفوذ در دستگاه‌های اجرایی کشور در دست بود. بنابر این تصمیم گرفتیم به خاطر افشاگری این مسئله که اینقدر آمریکا دارد رشد مي‌كند و نفوذ مي‌كند و اصلاً مبارزة ضد امپریالیستی اینقدر در این مملکت دارد سست مي‌شود و با توجّه به خطی که امام دارد که تمام مواضعش در این رابطه است. سفارت آمریکا را تسخیر نماییم. امام جملة مشهوری دارد که: « دانشگاهیان، دانش‌آموزان و طلاب علوم دینی با قدرت تمام مبارزة خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش دهند.»  بنابر این مواضع دانشجویانی که سفارت را اشغال کرده اند با مواضع امام یکسان است و روی این مواضع تعمیم یافته است. مسئلة افشاگری دخالت‌های آمریکا در امور ایران دانشجویان را به این فکر انداخت که سفارت را تصرّف کنند.

– با تمام نیرو و شدیداً طرفداری می­نماییم

حوزه علمیّة قم امروز با انتشار اعلامیّه­ای پشتیبانی خود را از دانشجویان پیرو خط امام و اشغال سفارت آمریکا در تهران اعلام کرد. متن اعلامیّه به این شرح است:

بِسمِ الله الرَّحمن الرَّحيم

– آمریکا، آمریکا، مرگ به نیرنگ تو           خون شهیدان ما  می­چکد از چنگ تو

– مرگ بر سه مفسدین، کارتر و سادات و بگین

و صدها شعار دیگر علیه آمریکا و سران و وابستگان آن‌ها.

این صدای رعد آسای ملّت ايران علیه آمریکاست.

این فریاد خروشان ضد امپریالیستی خلق مستضعف ایران در تمام راه‌پيمائي‌ها بوده و هست.

 این خشم مادران و پدران و برادران و خواهران در جلوی رگبار گلوله‌های شاه و کارتر است.

 این خط سیاسی مبارزات ملّی اسلامی ملّت است. خطی است که امام راهنمای اوست و خمینی بت شکن قاطعانه و بی­پروا فریاد مي‌زند:« وظیفة ملّت غیور است که از منافع آمریکا و اسرائیل در ایران جلوگیری کرده و آن را مورد هجوم قرار دهند

 و باز امام فریاد مي‌زند: « دنیا بداند هر گرفتاری که ملّت ایران و ملل مسلمان دارند از اجانب، خصوصاً آمریکاست

 و نیز امام می­خروشد که:« دیروز کشورهای اسلامی در چنگال انگلیس و عمّال آن مبتلا بوده‌اند و امروز در چنگال آمریکا و عمّال آن.»

 و فریاد مي‌زند: « تمام گرفتاری‌هاي ما از آمریکاست که صهیونیسم را آن‌طور، تقویت مي‌كند و برادران ما را فوج فوج مي‌كشد

  و باز امام اخطار مي‌كند: « این آمریکاست که اسلام و قرآن مجید را برای خود مضرّ می­داند و می­خواهد آن را از میان بردارد

 و در جای دیگر امام می­گوید: « ما رابطه با آمریکا را می­خواهیم چه کنیم

 و در جایی دیگر با درد می­گوید:« رابطة ایران با آمریکا رابطة گوسفند با گرگ است

 و در جایی دیگر می­گوید:« ملّت ما تلخی سلطة اجانب و مفتخواران نفت خوار خصوصاً آمریکا را کشیده است.»

 و در جایی دیگر امام فریاد برمی­آورد: « بیائید متّحد شویم و دست جنايت‌كاران چپ و راست را که در رأس آن‌ها آمریکاست قطع نمائیم

 و باز فریاد سر می­دهد:« ملّت ایران بی­پروا در مقابل دشمنان خود یعنی آمریکا و صهیونیسم بین­المللی ایستادگی کنند

و فریاد بر می آورد:« ملّت ایران، دیگر زیر بار ظلم نروید و هوشیارانه نقشه­های شوم جهان‌خواران بین­المللی را که در رأس آن آمریکاست، افشا کنید

 و باز فریاد برمی آورد: « امروز کشورهای آفریقایی مسلمان زیر یوغ آمریکا و سایر اجانب و سرسپردگان آن‌ها دست و پا مي‌زنند

 امام باز می­خروشد: « اصولاً امروز، جهان اسلام به دست آمریکا گرفتار است

 و باز فریاد می کشد:« بر دانش­آموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیّه است که با قدرت تمام حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش داده و آمریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنايت‌كار نمایند

 و صدها و هزارها جملة دیگر که خود کتابی است بزرگ.

 آن موضع ملّت و این موضع رهبر ملّت در مقابل دشمن بی چون و چرای ملّت است و ناگاه جرس فریاد بر مي‌دارد که ملاقاتی توسط دولت‌مردان با« برژینسکی» معاون امنیّتی کارتر صورت گرفته است و تازه متوجّه می­شویم که این ملاقات بدون اجازة امام نیز صورت گرفته است و دو خط به وجود مي‌آيد، « خط آمریکا» و « خط دشمنی سرسخت با آمریکا» که بُعد سیاست خارجی خط امام را روشن مي‌كند و یاران صمیمی امام لانة جاسوسی آمریکا را در اختیار می­گیرند و همگی را تسلیم مي‌كنند و نشان مي‌دهند که هرگز ملاقاتها نمي‌تواند خشم و کینة انقلابی ملّت و رهبر را نسبت به آمریکا حتّي به اندازة سرسوزنی کم کنند.

 حوزة علمیّة قم نفرت خویش را از این ملاقات اعلام و با تمام نیرو از برادران و خواهران مسلمان خط امام که با در دست گرفتن این لانة جاسوسی سیا اعتراض همگی طرفداران خط امام را به جهانیان اعلام کردند، شدیداً طرفداری مي‌نمايد.

                                                                  13/8/58

                                                                      حوزة علمیّة قم

 


[1] ماهنامة سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی، « بیان»  به مدیر مسئولی حجّت الاسلام سیّد علی اکبر محتشمی، مهر و آبان 1369 شماره های 5 و6 ص  15- 8 مصاحبه‌اي با سه تن از دانشجویان خط امام، ابراهیم اصغر زاده، حبیب بیطرف و رضا بهزادیان نموده است كه جالب و روشنگر اين موضوع مي‌باشد: ابراهيم اصغرزاده در این رابطه بیان کرده است: … فشار ارگان‌های انتظامی و فشار شخصیّت‌های لیبرال روی ما زیاد شد، از جمله یکی از آقایان بزرگوار که حالا در شرایط بعد که تاریخ لانه بخواهد نوشته بشود شاید نام ایشان را در آن ذکر نماییم، در همان غروب روز اوّل چند مرتبه به محل سفارت تلفن زدند و ابتدا به ما توصیه کردند که:« من پدر شما هستم. بیایید بیرون. شما حرفتان را زدید» و در مرحلة بعد به صورت تهدید که:« من دستور می‌دهم نیروهای انتظامی حمله کنند داخل سفارت و شما را دستگیر کنند».  همین فشارها که به لانة جاسوسی می‌آمد، همین وضعیّت هم در بیت امام در قم بود. یعنی تلفن‌های بی شماری توسط دولت موقّت، خود وزیر خارجه اشان( دکتر ابراهیم یزدی) و خود نخست وزیرشان( مهندس مهدی بازرگان) و شخصیّت‌های مختلف به قم [ امام] زده میشد که: « آقا! این‌ها به اسم شما رفته اند و این کار را کرده اند و مملکت دارد از هم می‌پاشد و اینکه سفارت آمریکا در ایران تصرّف بشود یک مسئلةساده ای نیست. پای انقلاب در کار است.». به دفتر امام نیز این را گفته بودند.

….. در آن لحظات بحرانی و در حالی که وضعیّت روحی و روانی بچّه های داخل لانه بسیار سنگین بود و از طرفی تلفن پیچ هم شده بودیم. با فرا رسیدن غروب و تاریکی هوا، نگرانی بچّه‌ها  افزایش یافته بود. همه در بیرون لانه دچار ابهام بودند و ما خیلی نگران بودیم که نکند خلاصه دولت موقّت با قدرتی که دارد به نیروهای انتظامی دستور بدهد و این‌ها به هر حال به لانه حمله کنند. در چنین وضعیّت روحی همان شب احمد آقا تلفن زدند از قم و معلوم بود که ایشان و دفتر امام در قم هم با همان فشارهای تلفن‌ها روبرو بوده اند. این تلفن‌ها و مطالبی که طی این تماس‌ها رد و بدل می‌گردید از اهمیّت خاصی بر خوردار بود. امام با اینکه به واسطة آقای خوئيني‌ها به صورتی اجمالی در جریان قرار گرفته بودند، امام حتّی فشاری که بر روی بچّه ها بود بود را گویا احساس کرده بودند و دقیقاً متوجّه شده بودند که بچّه ها در سفارت تحت فشار هستند. به همین دلیل به حاج احمد آقا فرموده بودند که از قم به آقای خوئيني‌ها زنگ بزنند و ایشان طی این تماس تلفنی گفتند که: امام فرموده اند که:« بچّه ها نگران نباشند. جای بسیار خوبی را گرفته اند. حالا نکند یک وقتی ول کنند و بیرون بیایند». این خبر وقتی همان شب اوّل بین بچّه‌ها پخش شد، اصلاً قضیّه فرق کرد و آن حالت نگرانی‌ها و تشویش‌ها و اعصاب خرد شدن‌ها، بر طرف شد و بدین ترتیب قضیّه، از فاز دانشجویی اعتراض آمیز به فاز بالای انقلاب آورده شد.

[2]صحيفة نور، ج 10 صفحه 140 تاريخ: 14/8/58

[3]اطّلاعات، 14 آبان 58 ص2

[4]اطّلاعات، 14 آبان 58 ص2

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *