دوشنبه , ۲۹ آبان ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)3) کتاب های تألیفی مسئول سایت تسخیر / کتاب تسخیر لانة جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام قسمت اول

کتاب تسخیر لانة جاسوسی نوشته سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام قسمت اول

تسخیر لانة جاسوسی

« علل‌ و زمینه‌ها»

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام
takeover usa hostages
takeover usa hostages

سیّد محمّد هاشم پوریزدان پرست

بسمه تعالی

پيش‌گفتار

با پیروزی انقلاب اسلامی، علي‌رغم خواست ابرقدرت‌ها و از دست رفتن استراتژیک‌ترین کشور وابسته به آمریکا و غرب و خطر گسترش مبانی آن به سراسر خاورمیانه و کشورهای اسلامی، دشمنان جهان‌خوار با بسیج تمام عوامل پیدا و پنهان خود، از نخستين روزهاي پيروزي در بهمن پنجاه و هفت، توطئه‌های گوناگونی را برای به شکست کشاندن انقلاب اسلامی سازماندهی کرده و دست به تهاجمی همه جانبه زدند.

امام خمینی نیز پس از آماده شدن شرایط نسبی، در سه گام بلند از اواخر مردادماه  تا سيزده آبان پنجاه و هشت اقدام به تهاجمی جهان‌گستر بر علیه آنان نمودند و انقلاب اسلامی را از مرزهای جغرافیایی ايران بیرون برده و ابرقدرت‌های سلطه‌گر را در بیرون مرزهاي خود درگیر و انقلاب اسلامی را با بیدار سازی مسلمانان، جهانی نمودند.

اين سه گام بلند عبارت بودند از:

1- بر پایی روز قدس

بر پایی روز قدس در جمعة آخر ماه رمضان و اعتراض به جنایت بی نظیر مستكبران و سلطه‌جويان جهان‌خوار در حقّ ملّت مسلمان فلسطین و اعتراض به اشغال قبلة اوّل مسلمین

2- راه‌پيمايي و تظاهرات در کنار خانة خدا

 راه‌پيمايي و تظاهرات در کنار خانة خدا بر علیه دشمنان امّت اسلامي به خصوص آمریکا و اسرائیل و بیدار‌سازی مسلمانان جهان برای برپایی حجّ ابراهیمی و رمی شیاطین انس و جن از سرزمين‌های اسلامی.

3- تسخیر لانة جاسوسی آمریکا در ایران

 تسخیر لانة جاسوسی آمریکا در ایران که توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام آغاز و با حمایت مردم و تأیید امام، ابعادی جهانی یافت و ناتواني ابرقدرت‌ها به خصوص آمريكا در مواجه با ملّت‌ها را آشكار و هیبت و هیمنة دروغين آنان را در مقابل چشم ملّت‌هاي دربند جهان فرو ریخت.

نويسنده كه خود از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و خود درگير حوادث آن روزها بوده است، با دقّت و وسواس به بررسي اين حوادث پرداخته و سعي نموده است خوانندگان را با حوادث تلخ آن روزها آشنا نمايد.

اميد كه اين اثر ناچيز در نشان دادن مسير نوراني و عزّت بخش انقلاب اسلامي  و راه شهداي گرانقدري كه با نثار خون خود، اين انقلاب گران‌سنگ و اين معجزة بزرگ قرن را حفظ و بدان تداوم بخشيدند، موفق بوده باشد.

                                                                      سيّد محمّد هاشم پوريزدانپرست

بسم الله الرّحمن الرّحیم

پيروزي انقلاب اسلامي

با پيروزي انقلاب اسلامي و با اقدام سريع و قاطع مردم و دستگيري سران باقيماندة نظام شاهنشاهي و به خصوص سران ارتش شاه، كه به دنبال تكرار كودتاي 28 مرداد و بازگرداندن شاه و حفظ منافع آمریکا در ايران بودند و با ناكام ماندن رهبران آمریکايي كودتا[1] كه در روز 22 بهمن در ساختمان ستاد مشترك ارتش ايران همراه با رهبران كودتاچي ارتش ايران، تجمّع كرده و از آنجا كودتا را اداره مي‌كردند، محاكمة اين سران آغاز شد و در برابر چشمان حسرت زدة رهبران آمریکا و هم پيمانان غربي آن كه نيروهاي تربيت شده و وابسته به خود را در چنگال مردم مسلمان و انقلابي ايران اسير مي‌ديدند، دادگاه هاي انقلابي تشكيل و پس از محاكمه، به اعدام محكوم شدند و حكم آنان با سرعتي باور نكردني، به اجرا درآمد.

تصوير اجساد اين جنايت‌كاران كه در حقّيقت ستون هاي فرو ريخته و خرد شدة نظام شاهنشاهي وابسته به غرب بودند، در روزنامه‌ها به چاپ رسيد و آخرین امیدهای ضدّ انقلاب و حامیان آنان  برای برپایی مجدّد این نظام را بر باد داد.

محاكمه و اعدام آنان در حالي اتّفاق مي افتاد كه افرادي به‌ دنبال نجات آن‌ها از محاكمه و اعدام بودند و بعضي از جريانات سياسي موفّق شدند چند تن از افراد دستگير شده، مانند شاپور بختيار، نخست‌وزير ملّی‌گرای شاه و جاسوس كاركشتة سازمان‌هاي جاسوسي غرب و طوفانيان[2]،  كه اسرار بسيار زيادي از رشوه گيري‌هاي مقامات آمریکايي و جريانات پشت پردة خريد سلاح توسط شاه در اختيارداشت را فراري دهند. بيشترين تلاش برای جلوگیری از اعدام امير عباس هويدا نخست وزير سیزده سالة  شاه و عضو فرقة استعماري بهائيّت، كه بيشترين دوران نخست وزيري در تاريخ مشروطه را داشت، انجام شد و تلاش هاي زيادي نيز شد تا با تعويق محاكمة او، راهي برای نجاتش پيدا شود[3].

آمریکا و وابستگان داخلي اش با وحشت و نوميدي و افسوس و حسرت به شكست و افتضاحي كه به بار آورده بودند و حماسه‌اي كه ملّت مسلمان و شهادت طلب ايران آفریده بود، مي‌نگريستند. انقلاب اسلامي پس از دويست سال كشمكش و شكست هاي متعدّد و كسب تجربيّات تلخ، پيروز شده بود.

ملّت ايران بر پاية اين تجربيّات، بزرگ‌ترين معجزة قرن را با شجاعت بي‌نظير و دستان توانا و انديشه و ايمان والا و روحيّة شهادت‌‌طلبي خود، آفريده بود و نظام كهن شاهنشاهي ريشه‌كن و آخرین كنگره‌هاي كاخ مدائن فرو ريخته بود و انقلاب اسلامي پيروز شده بود، امّا حفظ انقلاب به فداكاري و ايثار و آگاهي بيشتري نياز داشت. مساجد مركز بسيج مردم شده بود و جوانان با تجمّع در آنجا به نگهباني و حفظ آرامش و امنيّت و كنترل رفت و آمدهاي شبانه مي‌پرداختند.

نفوذ دشمن از پنجره های باز انقلاب

  شيطان‌ها اگر چه از در رانده شده و بيرون رفته بودند، امّا چون هميشه سعي داشتند دوباره از پنجره ها، باز گردند و به درون كعبه اي كه از بتها پاك‌سازي شده بود، نفوذ نمايند و چه زود نفوذ خود را از پنجره های باز انقلاب آغاز و ضدّ حملة خود را شروع کردند.

 دولت موقّت، اوّلین پنجره نفوذ به درون دژهای انقلاب بود. اگر چه ملّت ايران قلب خود را برای آن‌ها به عنوان مسئولاني كه از جانب امام انتخاب شده بودند، باز و گسترده كرده بود.

جيمي كارتر رئيس جمهور آمریکا، طي پيامي به رئيس دولت موقّت، ضمن به رسميّت شناختن دولت او اعلام نموده است كه با دولت تازة ايران همكاري خواهد نمود. اين جريان با حسن استقبال مهندس مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقّت مواجه شده است و اين در حالي است كه دولت آمریکا از توانائي دولت جديد ايران و تركيب آن ابراز نگراني نموده است.

ايشان در حالي كه ضد انقلاب، حضوري لجام گسيخته براي نابودي انقلاب داشت و در حال بر پايي انواع فتنه ها و شرارت ها در كشور بود، در ميان تعجّب همگان اعلام نمود:

« انقلاب تمام شده است. مردم زحمات خود را کشیدند و اينك بايد به خانه های خود بازگردند. ما خود همة کارها را انجام خواهیم داد!»

امّا مردم به خصوص جواناني كه خالصانه در انقلاب شركت نموده بودند با خود مي‌گفتند:« چنین قراری نبود! ما آمده بودیم تا انقلاب را تا آخر به نتیجه برسانیم. انقلاب هنوز در اوّل راه است و بدون حضور مردم عقیم خواهد ماند و یقیناً به سرمنزل مقصود نخواهد رسید.»

متأسّفانه دولت موقّت بر خلاف حکم امام، مجموعه ای از عناصر یک جناح غیر انقلابی را بر سر کار آورد و به اعتقادات و ايده‌هاي مردمی که انقلاب را به انجام رساندند، پشت کرد.

عناصر ملّی گرایی که بر سر کار آمدند، عمدتاً عناصري بودند كه در سال‌های نهضت ملّی شدن صنعت نفت و یا بعد از آن دور و بر رئيس دولت موقّت حضور داشتند و اکثراً افرادی بودند که به اسلام و انقلاب اسلامی آنگونه که امام و مردم مسلمان و انقلابي می‌نگریستند، اعتقادي نداشتند[4].

رئیس دولت موقّت در آخرین روزهای پیروزی انقلاب[5] به پاریس رفت و در آنجا از امام درخواست نمود كه ايشان موافقت نمايند كه شاه بماند و در چهار چوب قانون اساسی مشروطه، « سلطنت کند و نه حکومت!»[6] و امام به ایشان جواب داده بودند که شاه الان ضعیف شده و مجبور است این موضوع را بپذیرد و در آن صورت، با پذیرش چنین چیزی توسط ما، مردم به خانه های خود باز خواهند گشت و انقلاب را پایان يافته تلقّی خواهندکرد و نهضت فرو كش خواهد نمود، امّا اگر شاه دوباره قدرت گرفت[7] آیا به کسی رحم خواهد کرد و تضمینی وجود دارد که فقط سلطنت کند؟ و برای قدرت بیشتر دوباره دست به کشتار مردم نزند و کارهای گذشته‌اش را تکرار نکند؟ که او جوابی برای این سؤال نداشت.

قریب به اتّفاق عناصر دولت موقّت اشخاصی با همین دیدگاه و اکثراً از جبهه ملّی و نهضت آزادی بودند و خود را ابتدائاً ایرانی و سپس مسلمان و نيز مصدّقي اعلام مي‌كردند. با همان ديدگاه‌های مصدّق در رابطه با سیاست و دیانت[8] و عدم اعتقاد به دخالت روحانیّت و مردم در سیاست. مصدّق حتّي پس از سرنگونی حکومت خود با یک کودتای آمریکایی و در حين محاكمه در دادگاه، همین مطلب را بیان نمود که شاه باید سلطنت کند و نه حکومت و این از اصول قانون اساسی مشروطه بود.

مهتدس مهدي بازرگان، شاگرد محترم ایشان حتّي در روزهای آخر پیروزی انقلاب اسلامی هنوز متوجّه نبود دارد چه اتّفاقی می افتد و مردم ایران چه معجزه بزرگی را  دارند می‌آفرینند و او  هنوز به دنبال حفظ شاه و حکومت شاهنشاهی مشروطه بود.

متأسّفانه دولت موقّت عده ای از هم‌فكران دكتر مصدّق را دور خود جمع نموده بود و علي‌رغم گذشت دوازده سال از مرگ جسمی او و بیست و پنج سال پس از مرگ سیاسی او می‌خواست با پيروي از تفكّراتش ملّتی را که با شعار الله اکبر و با دست خالی قدرت عظیم نظامی شاه را از كار انداخته بود و ژاندارم منطقة خلیج فارسِ آمریکا را با ذلّت بیرون کرده بود و می‌خواست نظام نه شرقی نه غربی[9] به وجود آورد را اداره کند. نظام نه شرقي و نه غربي که خود حرف جدیدی برای جهان و راه جدیدی برای زندگی بشر و سعادت انسان‌ها مطرح می‌نمود و بر قدرت عظیم دینی و معنوی انسان‌های با ایمان تکیه داشت و در منصة عمل و تلاش و مجاهدت و فداکاری یک ملّت به اثبات رسانده بود که می‌توان برای حفظ استقلال و آزادی آن ملّت با آمریکا و نظام وابسته ای که آمریکا ازآن حمایت می‌نماید، در افتاد و در عین حال به نظام کمونیستی نیز تکیه ننمود.

رئیس دولت موقّت بیان می‌داشت که اگر شيطان بزرگ آمریکاست، شوروی شيطان اکبر است[10] و با این فلسفه خواهان رابطه با آمریکا بود و بر این باور بود که ما فقط با کمک گرفتن از آمریکا مي‌توانيم مشکلات خود را حل نماییم.

اگر او بر اساس افکار و عقاید و نوع تربیت که به دلیل نوع زندگی و محل تحصیلاتش[11]برایش حاصل شده بود، چنین فکر مي‌كرد لیکن بعض دولت‌مردان اطراف او، از صداقت ساده اندیشانة او نیز کمتر بهره‌ای داشتند.

 نوع اندیشة دینی او نیز اندیشه لیبرالیستی، با پوشش اسلامی بود و جهت شناخت اسلام برای علم به خصوص علم تجربی اصالتی در حدّ وحی قائل بود و آن را وسیلة شناخت اسلام می‌دانست.

 این اندیشه‌ها که در دهة بيست  و سي و اوایل دهة چهل مکتوب شده بود، پس از ماجرای پانزده خرداد و کشتار عظیم مردم و گرایش روحی جوانان مبارز و مسلمان، به سمت مبارزة مسلحانه برای براندازی رژیم وابسته شاه، جذّابیّت نسبی خود را نیز از دست داده و حتّي جوانان عضو نهضت‌آزادی از آن روی گردان شده بودند و با توجّه به اين كه اساس تفکّر آنان « اصالت علم» بود و نه « اصالت وحی»، با انقلابی شدن علمی! به سمت مارکسیسم که به عنوان علم مبارزه و انقلاب خود را معرفی می‌نمود، روی آوردند و سازمان مجاهدین خلق ایران را با همان شیوة تفکّری نهضت‌آزادی، لکن با تکیه بر « مارکسیسم» به جای « لیبرالیسم» و تکیه بر« علوم اجتماعی » به جای « علوم تجربی» به وجود آوردند.

امام در اواخر عمر از اعتمادی که اوایل انقلاب به ليبرال‌ها نمودند به عنوان اشتباه خود نام بردند و بیان داشتند که من همان زمان هم با روی کار آمدن آنان موافق نبودم اما بر اساس مشورت با دوستان و اين كه نظر آنان بر این شخص قرار گرفته بود، من موافقت کردم.

خط مشی سیاسی هیأت دولت موقّت خط مشی‌یی بود که نه با حضور روحانیّت در صحنة سیاست اعتقادی داشت و نه خواهان دخالت مردم در امر حکومت بود[12] و خواهان شیوه های گام به گام و سازش‌كارانه در مقابلة با دشمنان ملّت ایران بود و حتّي با انقلاب کلاً موافق نبود و به ناچار آن را پذیرفته بود[13] و خواهان اجراي قانون اساسی مشروطه و حضور شاه در صحنه سياسي كشور و سلطنت او و نه حکومتش، بود.


1- ظاهراً ژنرال گاسِت (رئيس هيأت مستشاري نظامي آمريكا در ايران) همراه با تعدادي از بلند پايگان نظامي آمريكا و تعدادي از فرماندهان ارتش ايران (قره‌باغي، طوفانيان، ربيعي، بدره‌اي و حبيب اللهي) كودتاي خونين 22 بهمن را رهبري مي‌نموده اند و ژنرال هايزِر كه رهبر اصلي كودتا بوده است، براي فروكش كردن احساسات ضدّ آمريكايي مردم ايران و احتمالاً براي خام كردن رهبران انقلاب ظاهراً در روز 14 بهمن از ايران خارج ‌شده است، امّا به گفتة تيمسار فَردوست، در جلد اوّل كتاب « ظهور و سقوط سلطنت پهلوي» ص 626 ، ژنرال هايزر در روز 22 بهمن در ستاد مشترك ارتش ايران و در كنار ژنرال گاست و گروه آمريكايي رهبري كودتا، حضور داشته و مورد تهاجم مردم قرار گرفته و برخلاف 28 مرداد 32 كه به علّت عدم حضور مردم، كيم روزوِلت، رهبر كودتاي 28 مرداد، توانسته بود كودتا را با پيروزي رهبري كند، در زير زمين ساختمان ستاد مشترك ارتش ايران، با ترس و لرز و وحشت، زنداني شده و ذلّت شكست از مردم مسلمان ايران را چشيده است و اين در حالي بود كه مقامات آمريكايي در سطوح مختلف آن، منتظر خبر موفقيّت كودتا بودند و با شنيدن اين جريان با وحشت و نوميدي و افسوس و حسرت به شكست و افتضاحي كه به بار آمده بود و حماسه‌اي كه ملّت مسلمان و شهادت طلب ايران بوجود آورده بود، مي‌نگريستند. مسئول خريد سلاح ارتش ايران از آمریکا

2-  مسئول خريد سلاح ارتش ايران از آمریکا

1- خاطرات آيت‌الله خلخالي ، تهران، نشرسايه، 1357ص 378

  1- از 30 وزير انتخاب شده در دولت موقّت، طي عمر نه ماهة آن، 21 نفر از اعضاء نهضت‌آزادي و 7 نفر از اعضاي جبهة ملّی و 2 نفر از جاما به رهبري دكتر کاظم سامي بوده‌اند. معاونين نخست وزير و استانداران و ساير مسئولين بلند پاية كشور نيز اعضاء نهضت‌آزادي و جبهة ملّی و يا از گروه هايي بوده‌اند كه اعتقادي به تشكيل حكومت و نظام متّكي به مبانی اسلامی نداشته‌اند.

2- آبان ماه 1357

[6] – در قانون اساسي اوليّة مشروطه، شاه مقام غير مسئول و نخست‌وزير مقام مسئول كشور بود و لذا حكومت از آن نخست‌وزير و سلطنت از آن پادشاه بود. چيزي شبيه نظام حكومتي انگلستان. امّا محمد‌رضا شاه پهلوي در اواخر دهة بيست  عليرغم مخالفت بزرگان كشور، با تشكيل مجلس مؤسّسان، دست به تغيير قانون اساسي زد و خود را همه كارة مملكت نمود.

[7]– و لهذا خوب، در اين خلال اين گيرو دارهايي كه در اين دو سال اخير بود و من در پاريس بودم، ديگر، اخيرا اين مسائل را پيش مي آوردند، اوّل كه راجع به اينكه خوب، شاه حالا باشد و او سلطنت بكند و ديگر حكومتي بر او نباشد، مطابق قانون عمل بكند. خوب من مي دانستم كه اين‌ها اغفال شده اند. من، يكي از همين محترمين اين‌ها كه آمد و اين را طرح كرد، من گفتم خوب شما اين مطلب را مي‌گوئيد كه شاه بايد سلطنت كند و حكومت كند و ما هم بيائيم اين را قبول كنيم، خوب، شما اين اطمينان را داريد كه شاه اين مساله را زير بار مي‌رود، يا اينكه اگر شما يك كلمه اين مطلب را بگوييد،خوب من هم مثل شما باورم بيايد و بيايم مصالحه كنيم با ايشان، تمام شماها را از بين خواهد برد. اين دفعه ماند تويش، نتوانست جواب بدهد، واقعا هم نمي‌شد جواب بدهد.( صحيفه نور ج 14 صفحه 284  60/3/24(

[8] – او معتقد به جدايي دين از سياست و عدم دخالت دين در مسائل سياسي و حكومتي بود. به همين علت با مرحوم شهيد نواب صفوي در افتاد و او را با بهانه اي واهي راهي زندان نمود و آيت‌الله كاشاني را به شدّت راند و خانه نشين نمود. گروهي از شاگردان  او نيز كه خود را مسلمان مي‌ناميدند، قلمرو دين را در محدودة زندگي شخصي مي‌دانستند و به حاكميّت قوانين ديني و حاكميّت رهبر ديني معتقد نبودند. اگرچه در ظاهر خود را مسلمان و انگيزه خود از دخالت در سياست را انگيزة ديني اعلام مي‌كردند. نام گروه متبوعه اين افراد بهتر از هر چيزي اين موضوع را نشان مي‌داد:« نهضت‌آزادي!»

1-  یعنی نظامی که هر دو نظام حاکم بر جهان را هم‌زمان نفی می‌نمود

[10]انقلاب ایران در دو حرکت، مهندس مهدی بازرگان1363 ، ناشر: نویسنده. ص174. حضرت امام نيز در اين رابطه بيان داشته اند:« دوباره يك دست‌هايي در كار باشد كه بخواهند همان مسائل سابق پيش بيايد، البته مساله شاهنشاهي ديگر مدفون شده، آن مساله ديگر مطرح نيست، لكن به طور ديگر يك مسائلي فراهم بياورند. كساني كه از آن‌ها هستند يا افكارشان آن نحو افكار است يا به اصطلاح خودشان صلاح ملت را مي بينند كه وابسته باشند، خوب هستند اشخاصي كه متديّن هم هستند، نمازخوان هم هستند، شايد نماز شب هم مي خوانند اما افكارشان آنطوري پرورش يافته، يعني از بچّه‌گي به گوش اين‌ها خوانده اند به اينكه خوب اين كشورهاي ضعيف، بدون وابستگي يا به اين طرف يا به آن طرف، بدون اين، برايشان امكان استمرار حيات نيست. وقتي از بچه‌گي، وقتي هم وارد شدند در مدرسه، توي مدرسه اين را به گوش شان خوانده اند و… ودر روزنامه‌ها تبليغ شده است، در مجلات تبليغ شده است، همه جا اين مطلب پيش آمده است كه شما خودتان نمي‌توانيد خودتان را اداره كنيد. اگر از دامن شرق فرار مي‌كنيد به دامن غرب بايد پناهنده بشويد. اين اشخاص متديّني هم كه نمازخوان هم هستند، متديّن هم هستند، لكن اين معنا در ذهنشان هست كه ما چون شوروي الحاد ذاتي دارد و اصلاً مبدائي قبول ندارد، ما اگر از او فرار كنيم و ناچاريم كه يك جائي بايد پيوند حاصل كنيم، بايد به طرف غرب برويم و حالا آمريكاست. اين‌ها نه اينكه غرضشان اين است كه مثلا صدمه‌اي به اسلام وارد بشود، نه، اصلاً اينطوري پرورش پيدا كرده اند، فكرشان اين است، صلاح را اين مي‌دانند.» ( صحيفه نور ج 14 صفحه 284 (

[11] – ایشان در جوانی و در دوران رضاخان جرء اوّلین گروه دانش آموزانی بود که به عنوان بورسیه به فرانسه اعزام شده بود. رضاخان در سخنرانی که هنگام اعزام برای این دانش آموزان داشت، بیان نمود که من شما را برای درس خواندن به فرنگ اعزام نکرده‌ام! اگر من چنین قصدی داشتم از فرنگ برای شما معلّم می آوردم. من شما را به فرنگ فرستاده‌ام تا آدم شوید!

[12] – ملّي‌گرايان و دولت موقتي‌ها و هم‌فكران آنان حضور مردم را تنها برای رأی دادن و آن هم در صورتی که رأیشان، رأی مثبت به اینان بود، می‌خواستند و هرگاه نتیجة آرای مردم خلاف نظر آنان بود، آنان با طرق مختلف با آن مخالفت و در صدد بطلان آن بر مي‌آمدند. نمونة بارز آن تصمیم آنان برای انحلال مجلس خبرگان اوّل بود كه بر خلاف نظر آنان اعضاي آن اصل اصل ولايت فقيه را در قانون اساسي تصويب نموده بود.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *