تیتر خبرها
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)2) نهضت جهاني اسلام / 6)2)2) مقالات و گفتگوها در اين رابطه / خاورمیانه جدید آمریکا و طرح تجدید نظر در معاهده سایکس – پیکو

خاورمیانه جدید آمریکا و طرح تجدید نظر در معاهده سایکس – پیکو

pico  - sicks
pico – sicks

خبرگزاری فارس: با اشغال عراق در مارس 2003 توسط آمریکا شبح شکل‌گیری یک سایکس پیکوی دیگر یا تقسیم مجدد خاورمیانه بر منطقه سایه افکند؛ طرح خاورمیانه جدیدی که جرج بوش ارائه داد، پیام‌آور تقسیم مجدد خاورمیانه به شکل آمریکایی به جای شکل و ماهیت انگلیسی آن بود.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی الاخبار، در آستانه سال 1917 انگلیسی‌ها استیلا بر فلسطین را آغاز و آوریل همان سال شروع به بهره‌برداری از جنبش صهیونیسم در راستای منافع خود کردند تا اولین رهاورد آن صدور اعلامیه بالفور در 2 اکتبر 1917 باشد و پیام‌آور تشکیل موجودیت اسرائیل بر فلسطین باشد.

تمرکز انگلیس بر انقلاب‌های عربی

طرح انگلیس برای اشغال سرزمین‌های خاورمیانه بر تشویق انقلاب عربی جهت توسعه و گسترش حرکت خود به سمت سوریه و نه فلسطین و همچنین تکیه بر شعار حق تعیین سرنوشت متمرکز بود، بالبطع منظور انگلیس از حق تعیین سرنوشت در اینجا انتخاب قیمومیت انگلیس بر این کشورها بود و هنگامی‌که ملی‌گرایان عرب این سلطه و استیلا را رد کردند، آنها را شرقی‌هایی نامیدند که با عناصر حامی فرانسه در ارتباط بودند.

همراهی شریف حسین با انگلیس

هنوز جنگ به پایان نرسیده بود که انگلیس تمام تعهدات خود را به باد فراموشی سپرد و مرزهای جدیدی را برای تجزیه جهان عرب به آن تحمیل و در راستای آن شریف حسین از پذیرش مردان جنبش ملی‌گرایی عرب امتناع کرد تا اشغالگران برسراسر جهان عرب استیلا یابند که بخش‌هایی از امپراتوری عثمانی را تشکیل می‌داد.

آغاز دوره‌ای جدید در خاورمیانه

دوره‌ای جدید در خاورمیانه آغاز شده بود، بویژه آن‌که تشکیل کشورهای جدید امری جدید یا غیرمنتظره در عرصه بین المللی بشمار نمی‌آمد تا برای اعراب نیز غیرقابل پذیرش باشد، چراکه پیش از این هاشمی‌ها کار تقسیم منطقه به سود فرزندان شریف حسین آغاز کرده بودند، اما تفاوت تشکیل آن کشورها با آنچه که انگلیسی‌ها در خاورمیانه دست به آن می زدند، این بود که کشورهایی که توسط استعمار پیر تشکیل می‌شدند، کاملا برخلاف خواست و اراده ملل منطقه بودند.

بازتاب‌های اجتناب ناپذیر سایکس‌ – پیکو

با این‌‌که حدود یک قرن از توافقنامه سایکس – پیکو می‌گذرد، با این حال اعراب هم‌چنان از آثار و بازتاب‌های برجای مانده از فاجعه تقسیم و تجزیه غرب استعمارگر در امان نیستند و “رژیم صهیونیستی” که غرب بذر آن را در قلب امت عربی و اسلامی کاشت، تنها ضامن تثیبت و اجرای اهداف استعمارگران در طول این مدت بود.

اشغال عراق و شبح شکل‌گیری سایکس پیکوی جدید

با اشغال عراق در مارس 2003 توسط آمریکا بار دیگر شبح شکل‌گیری یک سایکس پیکوی دیگر یا تقسیم مجدد خاورمیانه بر منطقه سایه افکند. طرح خاورمیانه جدیدی که جرج بوش ارائه داد، پیام‌آور تقسیم مجدد خاورمیانه به شکل آمریکایی به جای شکل و ماهیت انگلیسی آن بود، در حالی‌که مفهوم و مضمون استعماری آن هیچ تفاوتی با یکدیگر نداشت و هر دو بر گرایش‌های استعماری استوار بودند.

تفاوت سایکس – پیکوی قدیم با جدید

خاورمیانه راهی برای دستیابی انگلیس به هند، مهمترین مستعمره این کشور بود، در حالی‌که آمریکا خاورمیانه را دستاویزی برای تحقق اهداف استراتژیکش و حرکت به سوی تصاحب دیگر مناطق جهان می‌خواست.

در سایکس – پیکوی اول خاورمیانه از این جهت تقسیم شد تا اتحاد شوروی سابق را در دهه پنجاه با پیمان دفاع از خاورمیانه به محاصره در آورد، پس از آن پیمان بغداد استراتژی پر کردن شکاف را سر داد که در آن زمان دولت آیزنهاور، رئیس جمهور وقت آمریکا منادی آن بود و هدف از اتخاذ این استراتژی، مقابله با نفوذ کمونیسم در منطقه عربی در وهله اول و پس از آن هلال اسلامی اعلام شد؛ در حالی‌که در سایکس – پیکوی جدید طرحی جامع و فراگیر برای خاورمیانه جهت انتقال از جغرافیای سیاسی به جغرافیایی اقتصادی پس از پایان جنگ سرد و تشکیل ائتلافی عربی – آمریکایی بر علیه عراق با هدف آزادسازی کویت از اشغال عراق در درجه اول و جذب اسرائیل در منطقه شکل گرفت که آمریکا به آن به عنوان مهمترین وکیل استراتژیک خود در مرحله پس از اتحاد شوروی سابق و تجدید نظر در بنای ائتلافی غربی در منطقه می‌نگریست.

استیلای آمریکا بر عراق به پایان رسید و نئو محافظه‌کاران و تندروهای صهیونیست که در کاخ سفید نفوذ بسیار داشتند، خواستار تجدید نظر در نقشه استراتژیک خاورمیانه برپایه تقسیمات اقتصادی و مناطق استراتژیک و ثروت‌ها و منابع آن به گونه‌ای شدند که استیلای بیش از پیش قدرت‌های بزرگ بر منطقه را فراهم کند و از زمان اشغال عراق توسط آمریکا خاورمیانه به منطقه‌ای بزرگ (خاورمیانه بزرگ) تبدیل شد که از پاکستان تا مغرب در شمال آفریقا را دربرمی‌گرفت.

بنابراین در این مرحله مرزها در خاورمیانه چندان روشن و آشکار نبودند و به خاطر منابع نفتی‌ و موقعیت استراتژیکشان و همچنین وجود اسرائیل در آن، به مهمترین منطقه انتشار نیروهای آمریکایی و عرصه رویارویی‌های مهم تبدیل شد؛ بنابراین از سال 1956 منطقه به شکلی ویژه به اولویت سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد تا به تدریج مانع نفوذ فرانسه و انگلیس از خاورمیانه شود، به گفته “دروز- وینسن” خاورمیانه از سال 1956 جای آمریکای لاتین را به عنوان حیات خلوت آمریکا در سیاست خارجی‌اش گرفت.

مرد بیمار قرن بیست و یک

نئو محافظه‌کاران در دوران جرج بوش جهان عرب را “مرد بیمار قرن بیست و یک” نامیدند، این درحالی است که دیدگاه دولت باراک اوباما در برابر جهان عرب تفاوت چندانی با دیدگاه جرج بوش و دولت پیشین امریکا نداشت و این دولت به جهان عرب به عنوان مرد بیمار قرن بیست و یک بسان مرد بیمار قرن نوزده یعنی امپراتوری عثمانی پیش از تقسیم می‌نگریست، افزون بر این‌که نئو محافظه‌کاران و همچنین صهیونیست‌ها به جهان عرب به عنوان تجمعی از اقلیت‌های مذهبی و نژادی ناتوان از زندگی مسالمت‌آمیز در کنار یک‌دیگر می‌نگریستند، به همین دلیل راه‌ حل‌های پیشنهادی آنها در لفافه خدمت به دمکراسی و در واقع با هدف خدمت به منافع آمریکا ارائه می‌شد و مهمترین راهبرد در این راه‌حل بر استراتژی تکیه و تمرکز شد که به استراتژی “هرج و مرج سازنده” معروف گردید.

هدف اصلی طرح خاورمیانه بزرگ

هدف طرح خاورمیانه بزرگ تقسیم منطقه خاورمیانه به کشورهایی متعدد بر اساس اقلیت‌ها و طوایف موجود در آن است که اولین رهاورد این سیاست ایجاد نزاع‌های بی‌پایان منطقه‌ای است، همان چیزی که از سال‌ها پیش در عراق و کنون در منطقه به آن دست می زنند. همان‌گونه که این استراتژی تمام انواع دخالت‌های خارجی و منطقه‌ای و بین المللی را توجیه می‌‌کند.

انتهای پیام/++

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

ادواردو آنيلي قتل خود را پيش‎بيني كرده بود

  در گفت و گو با دكتر قديري ابيانه دوست ايراني ادواردو مطرح شد: ادواردو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *