تیتر خبرها
خانه / بخش 5) جنگ تحمیلی / 5)7) مقالات / پاسخ به سه پرسش اساسی درباره جنگ

پاسخ به سه پرسش اساسی درباره جنگ

در گفتگوي اختصاصي محمد دروديان با فارس مطرح شد

خبرگزاري فارس: به نظر من در مورد جنگ سه پرسش اساسي وجود دارد كه نمي‌توانيم بدون فهم و پاسخگويي به آنها تاريخ جنگ را توضيح دهيم . اين سه پرسش عبارتند از:1- آيا وقوع جنگ اجتناب ناپذير بود؟ 2- چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ ادامه پيدا كرد؟ 3- چرا جنگ اين گونه و به وسيله قطعنامه 598 تمام شد؟

جنگ هشت ساله ما دفاعي است مقدس از آرماني باشكوه در قرن حاضر كه مؤلفه هاي بسياري آن را از ساير جنگ ها متمايز مي كند. يكي از ابتكارات منحصر به فرد اين جنگ هشت ساله، نوع وقايع نگاري آن است كه با تلاش گروهي از جوانان اين مرز و بوم گنجينه هاي گرانبهايي از تاريخ را براي كشورمان به ارمغان گذاشت.
محمد دروديان يكي از تلاشگران ثابت قدم در اين عرصه است كه مصاحبه زير تا اندازه اي ما را با او و نظرياتش آشنا مي كند. او در سال 1338 در تهران به دنيا آمد و دوران ابتدايي را در مدرسه مزيني گذراند، اما به دليل وضعيت نامناسب مالي مجبور به كار و كسب درآمد شد و به همين دليل مقطع راهنمايي را تا سال دوم در مدارس شبانه خواند. در سال‌هاي 58- 57 كه مصادف با پيروزي انقلاب بود و نيز در دوران دفاع مقدس تحصيلات خود را در فاصله بين رفت و آمدهاي به جبهه به طور متفرقه ادامه داد.
وي تا قبل از سال 66 كه در دانشگاه پذيرفته شد ،علاوه بر نوشتن مقالات و گزارش هاي متعدد ازسلسله عمليات نظامي كتاب هاي “خرمشهر در جنگ طولاني ” و ” خرمشهر تا فاو ” را به رشته تحرير درآورد. با وجود قبولي در دانشگاه شهيد بهشتي در سال 66 به دليل حضور در جبهه‌ها در سال 1368 وارد دانشگاه شد و اين دوره را با وقفه سه ترمي در سال 1371 به اتمام رساند و مدرك كارشناسي خود را در رشته تاريخ اخذ كرد. در اين فاصله كتاب “از خونين شهر تا خرمشهر ” را نوشت.
وي در اين سال‌ها مسئوليت هاي مختلفي را برعهده داشته و دارد كه بعضي از اين مسئوليت‌ها عبارتند از:
“تأسيس تاريخ نگاري جنگ در سپاه
” طراحي و ساماندهي پروژه تدوين روزشمار جنگ ايران و عراق
” رئيس دفتر مطالعات و تحقيقات جنگ در ستاد كل نيروهاي مسلح
“دبير گروه تهديدات و روش‌هاي مقابله در مركز تحقيقات راهبردي ستاد كل نيروهاي مسلح
” مشاور وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح
“دبير معاونت دفاعي دبيرخانه شوراي عالي امنيت
“سردبير فصل‌نامه تخصصي جنگ ايران و عراق (نگين ايران)
محمد دروديان كه از طرف دفتر سياسي سپاه جهت ثبت، ضبط و گردآوري اسناد تاريخي وارد عرصه دفاع مقدس شد، پس از جنگ با استناد به اسناد جمع آوري شده و پژوهش هاي خود مي رود تا به افق نظريه پردازي در جنگ ايران و عراق نزديك شود. وي با دو مجموعه كتاب، شناخته و مشهور شد. نخستين مجموعه سيري در وقايع سياسي، تاريخي و نظامي جنگ عراق با ايران بود كه در شش جلد تدوين گرديد و دومين مجموعه به نقد و بررسي شرايط مختلف جنگ از نظر سياسي، تاريخي و نظامي پرداخت. در پرونده نويسندگي محمد دروديان، آثار زير ثبت شده است:
الف: مجموعه پنج جلدي سيري در جنگ
1- خونين شهر تا خرمشهر
2- خرمشهر تا فاو
3- فاو تا شلمچه
4- شلمچه تا حلبچه
5- پايان جنگ

ب: مجموعه پنج جلدي نقد و بررسي جنگ
1- پرسش‌هاي اساسي جنگ
2- اجتناب ناپذيري جنگ
3- علل تداوم جنگ
4- روند پايان جنگ
5- گزينه‌هاي راهبردي در جنگ

ج: ساير كتاب‌ها
– خرمشهر در جنگ طولاني
– آغاز تا پايان (اين كتاب مستقل در واقع جلد ششم مجموعه سيري در جنگ است)
– نبرد در شرق بصره
– بازيابي ثبات

د: مقالات (بيش از 20 مقاله درباره جنگ ايران و عراق)در فصلنامه‌هاي نگين، سياست دفاعي و كتاب مجموعه مقالات .

هـ: گفت‌وگوي اختصاصي درباره جنگ با فرماندهان و شخصيت‌هاي سياسي و خارجي كه در مجله نگين چاپ يا در كتاب ها استفاده شده اند.
گفت‌وگوهاي مختلف با دروديان، نشان داده است كه او دغدغه پايداري براي كشف حقايق دوران دفاع مقدس دارد و هرچه پيش مي رود و اين دغدغه عميق‌تر مي‌شود، نياز جامعه اطراف او به اين ژرف نگري، واضح‌تر به نظر مي‌رسد.
متن زير بخش اول از يك مصاحبه سه قسمتي با آقاي دروديان است كه مروري دارد بر آشنايي با او و نظرياتش در سير كلي آغاز تا پايان جنگ.

************************************************************
*فارس: به نظر شماچگونه مي توان به سير كلي جنگ و روايت آن در چارچوبي خاص و مدون پرداخت؟

*دروديان :اساساً از سه منظر و خواستگاه مختلف مي‌ توان به مقوله جنگ نگاه كرد و روايت‌هاي مختلفي از جنگ بيان نمود. بطور طبيعي در درون هر كدام از روايت‌ها، يك دسته عناصر و موضوعاتي مطرح است كه هر كدام از اينها يك داستاني از جنگ را بيان مي‌كند.
داستان، نه به معني قصه كه واقعيت بيروني نداشته باشد بلكه به معني يك مجموعه‌اي كه از يك نقطه شروع مي‌شود و در يك مقطعي تمام مي‌شود و عناصر و بازيگراني دارد.
در برخورد با مسائل دفاع مقدس در جامعه عملاً سه نوع نگاه به جنگ وجود دارد كه عبارتند از: رويكرد تاريخي، رويكرد ارزشي ـ معنوي و رويكرد سياسي ـ انتقادي.
رويكرد اول با تاكيد بر مسائل سياسي ـ نظامي به روش توصيفي ـ تحليلي است. ارتش و سپاه بطور خاص متولي اين رويكرد هستند، يعني آثاري كه منتشر مي‌كنند در واقع نماينده اين رويكرد است. از جمله موضوعات مهم در اين رويكرد، نقش نيروهاي مسلح مي‌ باشد چرا كه مسائل نظامي جنگ، جوهره و هسته اصلي اين رويكرد است.
هنگامي‌ كه شما مي خواهيد هدف عملياتي مثل كربلاي5 را مطرح كنيد هيچگاه نمي‌‌گوئيد اين عمليات صرفاً براي رضاي خدا و يا اينكه چون يك عده‌اي مي‌خواستند شهيد بشوند انجام شده است بلكه هدف سياسي آن را توضيح مي‌ دهيد. جنگ هم در كليتش و هم در اجزائش ناظر به اهداف سياسي است، نتيجه‌اش هم ناظر بر اهداف سياسي است. بنابراين جنگ عميقاً در پيوست با سياست است و كليه تحليل‌هاي سياسي و مجموعه سؤالات سياسي در اين ديدگاه مي‌ گنجد.
رويكرد دوم، رويكرد ارزشي ـ معنوي است. در رويكرد اول مسئله اساسي، جنگ با همان تعريف “ستيز سازماندهي شده با هدف كشتار ” است ولي هنگامي‌ كه عنوان دفاع پيدا مي‌ كند، مقدس مي‌شود و آن افراد، شهيد محسوب مي‌ گردند. يعني گاهي اوقات به دليل انگيزه‌ها و نيّت، معاني خاصي را بر جنگ حمل مي‌كنيم و از آن تعبير به دفاع مقدس مي‌كنيم كه در آنصورت با ماهيت جنگ آمريكا و عراق و يا جنگ‌هاي ديگر تفاوت پيدا مي‌كند. در اين نوع نگاه و رويكرد كه از آن تعبير به رويكرد ارزشي – معنوي مي‌ كنيم، انسان و تحولات روحي انسان موضوع اصلي است.
به نظر من متولي اين رويكرد و از جمله كساني كه نقش اساسي در اين زمينه داشته اند شهيد سيد مرتضي آويني است كه بنيانگذار اين رويكرد مي‌ باشد. توجه داشته باشيد كه من بحث حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري(مدظله) را نمي‌كنم بلكه بحث افراد و دستگاه‌ها مطرح است چرا كه در رابطه با اين افراد بايد جداگانه بحث شود.
من در مطالعاتي كه انجام داده ام، مباني نظري اين رويكرد را در ساختار ذهني شهيد آويني پيدا كردم. در همان متن‌ها و مستندهايي كه متأسفانه آنچنان به آنها توجه نمي شود. من معتقدم اگر كسي مباني نظري شهيد آويني را ادارك كند به يك پويايي در فهم جنگ مي‌رسد و هم افق مي‌شود با خود شهيد آويني، بنابراين نبايد رويكرد ارزشي ـ معنوي را صرفاً در خاطرات شهدا خلاصه كرد.
رويكرد سوم؛ رويكرد سياسي ـ انتقادي است كه محور اساسي آن نقد مديريت و تصميم گيري مسؤلين و فرماندهان جنگ در عرصه سياسي و نظامي مي‌ باشد كه توسط اپوزسيون يعني كساني كه بيرون از نظام بودند مثل نهضت آزادي طرح شده است. بنابراين خواستگاه اين پرسش‌ها و ملاحظات، مسائل سياسي بوده است و از زمان جنگ شروع شده است
نكته بسيار جالب اينكه، اين گفتمان انتقادي جنگ كه توسط اپوزسيون شكل داده مي‌ شود هيچ وقت در مناسبت‌هاي جنگ مطرح نمي گردد بلكه بيشتر در مناسبت‌هاي سياسي مثل انتخابات مطرح مي شود.
ولي ما شاهد مطرح شدن گفتمان هايي از اين دست در ميان عناصر نظام هم هستيم؟
درست است، اتفاقاتي كه طي يك دهه گذشته در كشور افتاده موجب شده كه در خواستگاه و عمق اين مسائل يك جابجايي صورت بگيرد كه موجب ارتباط و اختلاط بين دو رويكرد اول و سوم شود.
اين اتفاق در حقيقت چرخش و انتقال گفتمان انتقادي از اپوزسيون خارج از نظام به درون مي‌‌باشد كه آغاز آن از مسأله اي است كه بين آقايان محسن رضايي و هاشمي رفسنجاني صورت گرفت.
يعني اگر در گذشته، اپوزسيون اين سؤالات انتقادي را توليد مي‌كرد، اكنون اين سؤالات از گفتمان بين آقاي هاشمي و آقاي رضايي توليد مي‌شود.
در گذشته داستان اين گونه بود كه يك مجموعه منسجمي در نظام كه جنگ را انجام داده بود (نظاميون) از مسائل جنگ دفاع مي‌كردند و به س‍ؤالات آن پاسخ مي‌ دادند. در عين حال يك جامعه رزمندگان و مردم هم وجود داشت كه صرفاً از ساختار سياسي كشور و انقلاب تبعيت كرده بودند و به جبهه رفته بودند و گروه سوم نيز اپوزسيون بود كه مديريت نظام را نقد مي‌كرد. در مقابله با اين اپوزسيون، جامعه رزمندگان و مردم با ساختار سياسي و نظامي‌ كشور متحد بودند لكن پس از مباحثي كه بين آقايان سياسي و فرماندهان نظامي‌ جنگ در مورد نحوه مديريت و پايان يافتن جنگ مطرح گرديد، موجب شد كه اولاً اين ساختار منسجم و متحد به دو قسمت مجزا و بعضاً مخالف تبديل شود يعني سياسيون و نظاميون، ثانياً جامعه رزمندگاني كه فكر مي‌كردند در مورد جنگ بحثي بين مسئولين نبوده و در فرماندهي آن وحدت نظر وجود داشته است اكنون متعجب گشته و نسبت به خيلي از مسائل شك كرده اند.
بنابراين از اين ناحيه يك احساس خوف و ترسي وجود دارد كه سؤالات و انتقادات برخلاف گذشته كه از طرف اپوزسيون بوده، اكنون از درون نظام برخواسته و از درون روايت‌هاي موجود را مورد نقض و ترديد قرار مي‌ دهد. با اين ملاحظه ضروري به نظر مي‌ رسد كه يك بار ديگر بياييم اين روايت‌ها را بازسازي كنيم، تناقضات را برطرف كنيم و عناصر اصلي روايت‌ها را ساماندهي كنيم.
به نظر مي رسد شما در آثار و سخنراني هايتان بيشتر بر رويكرد اول و سوم تكيه داريد، به عبارت ديگر مي توان گفت رويكرد شما به جنگ رويكرد اول و سوم است، درست است؟
بله ؛ حوزه كار و فعاليت و تخصص و پ‍‍ژوهش هاي من اين اقتضائات را دارد، ضمن اينكه فكر مي كنم آسيب هاي اين دو رويكرد كمتر است.

*فارس: به نظر شما بزرگترين آسيب رويكرد دوم ( ارزشي ـ معنوي) چيست؟

*دروديان: جنگ يعني حماسه در حاليكه رويكرد ارزشي ـ معنوي فعلي به جنگ، حماسه در انسان بوجود نمي‌آورد بلكه انسان را به درون خودش مي‌برد. البته جنبه‌هايي از جنگ اين قابليت را داشته است ولي همه جنگ كه مناجات و روضه نبود. اين نوع نگاه به جنگ موجب تحريف واقعيت جنگ در ذهن افراد جامعه شده است.
همان گونه كه در رويكرد تاريخي، حوادث و اسناد تحريف مي‌ شوند يعني تحريف تاريخي صورت مي‌ گيرد، در رويكرد ارزشي ـ معنوي نيز حقايق تحريف مي‌ شوند و تحريف معنايي صورت مي‌ گيرد.
جنگ حماسه است چرا كه اگر حماسه نباشد از آن شهادت بيرون نمي آيد. آيت الله جوادي آملي همين بحث را در مورد عاشورا مطرح مي‌كنند و يك تقسيم بندي زيبا ارائه مي‌ دهند و مي‌فرمايند: “دعاي عرفه امام حسين(ع)، نماد عرفان است و عاشورا، نماد حماسه و مبارزه و هيچ عارفي نيست كه اهل حماسه و مبارزه نباشد و هيچ مبارزي نيست كه اهل عرفان نباشد ” يعني عرفان منهاي حماسه و مبارزه را نفي مي‌كنند.
اصل وجود روح مبارزه در حضرت امام(ره) به دليل عرفان ايشان است. حضرت امام 8 روز بعد از شروع جنگ فرمودند: “اصل جنگ كه واقع مي‌شود ولو تحميلي است اين جنگ، لكن جنگ وقتي كه واقع مي‌شود، انسان از آن خستگي و از آن چيزهايي كه انسان را سست مي‌كند انسان را، از آن سستي‌ها و خستگي‌ها بيرون مي آيد و فعاليت مي‌كند و جوهره انسان كه بايد هميشه فعال باشد، بروز مي‌كند … وقتي كه جنگي در كار مي‌آيد و حماسه‌اي وجود پيدا مي‌كند و تاريك مي‌شود شب و روشن مي‌شود روز و توپ انداخته مي‌شود و اينها، انسان را از آن حال خمودي و از آن حال سستي بيرون مي‌كند و انسان آن واقع خودش را كه فعال است و متحرك، آن واقع را بروز مي‌دهد “.
حضرت امام(ره) معتقد هستند كه جوهري در درون انسان وجود دارد كه اين جوهر بر اساس حماسه جنگ و تحركي كه ايجاد مي‌شود بروز پيدا مي‌كند. بنابراين خلاء گفتمان ارزشي ـ معنوي، حماسه است.
زائري كه به زيارت شهدا مي‌ رود علاوه بر آن تاثيري كه مكان بر او مي‌ گذارد و حالت معنوي به او مي‌ دهد نيازمند آن است كه روح حماسه و مبازره نيز در درونش شكل بگيرد چرا كه ما به اين روح حماسه نياز داريم چون در خطر جنگ ديگري هستيم بنابراين به حماسه بيشتر از روضه خواندن و فرو رفتن در خود نيازمنديم.
هنگامي‌ كه ما مي‌ خواهيم يك رويكرد معنوي را تبيين كنيم نبايد آن بخش از زندگي انسانها كه مربوط به واقعيت‌هاي جبهه است را محو كنيم چرا كه آرام آرام يك تصويري از آدم‌هاي جنگ پيدا مي‌ شود كه ديگر واقعيت بيروني ندارند. يعني خود رزمنده‌اي كه در آنجا بوده بگويد من نبوده‌ام. اكنون به ندرت رزمنده اي پيدا مي‌شود كه فيلم هاي جنگي را تأييد كند.
جنگ يك زندگي بود و ليكن با يك معنايي درهم آميخته شده بود به نظر من اگر ما بتوانيم اين معنا را درست شهود كنيم و صحيح روايت كنيم، موجب مي‌ شود كه با شنيدن نام جبهه و ديدن هر رزمنده اي، روح مبارزه و حماسه در انسان شعله ور شود همانطور كه با شنيدن داستان امام حسين(ع) و كربلا مي‌گوئيم كاش در كربلا بوديم و مبارزه مي‌ كرديم، نه اينكه‌ اي كاش بوديم و به معنويت مي‌ رسيديم. اين احساس ناشي از وجه حماسه خواهي انسان است.

*فارس: به نظر شماپرسشهاي اساسي و مهمي كه مي توان با طرح آنها به مطالعه تاريخ جنگ پرداخت چيست؟

* دروديان: به نظر من در مورد جنگ سه پرسش اساسي وجود دارد كه نمي‌توانيم بدون فهم و پاسخگويي به آنها تاريخ جنگ را توضيح دهيم . اين سه پرسش عبارتند از:
1- آيا وقوع جنگ اجتناب ناپذير بود؟
2- چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ ادامه پيدا كرد؟
3- چرا جنگ اين گونه و به وسيله قطعنامه 598 تمام شد؟
بايد توجه داشته باشيد در مورد اين سه پرسش يك ملاحظاتي وجود دارد. اول اينكه آيا اساساً اين پرسش‌ها درست است؟ يعني ما مي‌ خواهيم پرسش را به پرسش بگذاريم كه اگر اين پرسش‌ها درست باشند بايد جواب بدهيم و از آن عبور كنيم و اگر غلط باشند مجدداً اين سؤال مطرح مي‌شود كه نهايتاً پرسش درست و صحيح چيست؟
من معتقدم در بين اين سه پرسش، سوال اول از همه مهم‌تر است چرا كه اولاً اگر جنگي آغاز نمي‌شد ادامه و پاياني هم نداشت و لذا دو سوال ديگر اصلاً موضوعيت پيدا نمي‌ كرد، ثانياً آن چيزي كه امكان دارد در كشور اتفاق بيافتد و ما اكنون در آستانه‌ آن هستيم، مواجه شدن با يك جنگ ديگر است. دامنه جنگ بسيار گسترده است و به تعبير مقام معظم رهبري يك گنج است و هيچ كس هم اين مطلب را توضيح نداد كه چرا جنگ، گنج است و با اين گنج چه بايد كرد و چگونه مي‌ توان از ظرفيت‌هاي اين جنگ براي بسياري از نيازهاي زندگي روزمره، براي ساختار سياسي كشور، براي يك جنگ ديگر و براي سازماندهي مردم استفاده كرد. بنابراين اگر بناست كه تجربه جنگ ايران و عراق، اتصال پيدا كند به نيازهاي امروز و آينده، بيشترين اتصال را از منظر وقوع جنگ مي‌ توانيم داشته باشيم گرچه كه گفته مي‌شود هيچ جنگي قابل تكرار نيست ولي به هر جهت هر جنگي در اصولي ثابت و پايدار است، يعني در عين حالي كه در كليت و تماميت جنگ تكرار نمي شود ولي اصول ثابتي مثل هدف، تمركز قوا و تمركز نيرو دارد كه در هر جنگي اتفاق مي‌افتند.
اگر شما در اطلاعات و يا در محاسبات استراتژيكي و ارزيابي قدرت دشمن و وقوع جنگ اشتباه كنيد ممكن است شكست بخوريد كه اين مسأله در هر جنگي قابل تكرار است. بنابراين محور اصلي بحث ما، ‌وقوع جنگ است.
با توجه به شرايط فعلي كشور ، تجربه جنگ ايران و عراق چه فايده اي براي ما دارد و آيا ما اصولاً اين تجربيات را استخراج كرده ايم؟
نكته اساسي همين جاست ؛ كه اگر ما از تجربيات قبلي استفاده نكنيم و دوباره همان اشتباهات گذشته را مرتكب شويم در آنصورت اين احتمال وجود دارد كه كشور دچار جنگ بشود در حالي كه مسئله اصلي ‌ما اين است كه نبايد درگير جنگ ديگري بشويم.
همان طور كه اشاره كردم يكي از خلاءهاي بزرگي كه ما امروزه در بحث جنگ گذشته ايران و عراق دچارش هستيم اين است كه نگاه نظامي ـ استراتژيك به جنگ ايران و عراق وجود ندارد. اين همان رويكرد چهارمي است كه لازم است شكل بگيرد تا برپايه آن به مسئولين سياسي ـ ‌نظامي كشور كمك شود تا بتوانند بهتر تصميم‌گيري كنند.

ويژه نامه فارس در هفته دفاع مقدس – 1387

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

نگاهی به همکاری نزدیک سازمان سیا با عراق در جنگ با ایران

خبرگزاري فارس: در اوايل سال 1988 واحدهاى ارتش عراق با يك نقشه بسيار خوب طراحى …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *