تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)11) آرگو / نگاهی به جریان سازی ها پیرامون جایزه اسکار فیلم ضد ایرانی ” آرگو ” ، « آرگو » یا همان « دست چدنی »؟!

نگاهی به جریان سازی ها پیرامون جایزه اسکار فیلم ضد ایرانی ” آرگو ” ، « آرگو » یا همان « دست چدنی »؟!

ARGO
lies oscar 2012 ARGO

شايد خود سث مک فارلين هم فکرش را نمي کرد که وقتي براي برگزاري مراسم اسکار 2013 انتخاب مي شود بايد بر اعلام حکمي نه چندان هنري توسط ميشل اوباما گردن بنهد ..

“صراط”- بن افلک در حيرتي مرموز و بر خلاف پيش بيني هاي علمي و آکادميک سينمايي خود و تيم همراش (نه سينماي سياسي) اسکار را در دستان لرزانش گرفت، آنقدر دستپاچه و شگفت زده بود که حتي خود را از لحاظ پوشش و تنظيم متن صحبت ، براي دريافت جايزه آماده نکرده بود. شايد خود سث مک فارلين هم فکرش را نمي کرد که وقتي براي برگزاري مراسم اسکار 2013 انتخاب مي شود بايد بر اعلام حکمي نه چندان هنري توسط ميشل اوباما  گردن بنهد، بر فيلمي تخيلي و داراي نگاه  محض مغرضانه سياسي. البته از بنيان سياسي سينماي غرب بيش از اين انتظار هم نمي رفت. جايي که در آن فيلم بي نظير استيون اسپيلبرگ در عين حيرت و تعجب نتيجه مسابقه را به آرگو باخت!

به گزارش سرویس فرهنگی صراط ، وقتي به روند  توليد فيلمي که قرار است با پشتوانه کمپاني صهيونيستي برادران وارنر که سابقه طولاني در توليد فيلمهاي خلاف واقع تاريخي (تهيه کننده فيلم ضد ايراني 300) دارد نگاهي بياندازيم، ابتدا هزينه اين جريان سازي نمود بيشتري از خود نشان مي دهد. فيلمي  با عوامل توليد حدود 1000 نفر  و هزينه اجرايي بالغ بر 50 ميليون دلار از همان روزهاي اوليه ساخت اين فيلم  تبليغات رسانه اي فوق العاده اي پشت سر توليد آن بود. تيزرهاي تبليغاتي فراوان در سراسر دنيا، اهداء جوايز بي شمار داخلي و بين المللي و معتبر در گردهمايي هاي مختلف در طي اين ماه هاي اخير، تنها و تنها مي توانست به يک چيز ختم شود و آنهم قله رفيع سينماي کثيف و سياسي هاليوود بود.

بد نيست کمي هم از زوايه اي ديگر به اين مسئله نگاه کنيم. در روزهايي که نشست گروه 1+5 در آلماتي برگزار مي شود، دليل اصلي پيش آمدن اينچنين نشست هايي بي شک موش دواني هاي ايالات متحده آمريکا و کارشکني هايش مي باشد. دولتي که بعد از جريان تسخير لانه جاسوي آمريکا به دست دانشجويان انقلابي ايران، دستهاي ناپاک و پليدش از سر مردم مومن ايران اسلامي قطع شد. حال بعد از سي و چند سال دوباره و چندباره مسئله مذاکره را مطرح مي کند، در کنار اين اقدام، هزينه هنگفتي مي کنند و از طرفي بحث مذاکرات هسته اي را پيش مي کشد، از طرف ديگر مي گويد بايد در اين مرحله ايران کوتاه بيايد و راهي جز اين ندارد. از طرف دیگر طرح دوستي با ملت ايران را مي دهد، در آن سو در کمال وقاهت و بي شرمي تحريم هاي غير قانوني خود را عليه ملت ايران مستقيماً و بي واسطه اعلام مي کند و …؛ به نظر شما اين تناقضات در رفتار و اقدامات نشانه چيست؟ ساخت و بزرگنمايي فيلم آرگو هم ادامه همين سياستهاي متناقش و البته کثيف صهيونيستي آمريکائيست.

جالب اينجاست که سياسيون و رهبران آمريکايي از انتخاب اين فيلم (که به اذعان کارشناسان بين المللي نه فيلم نامه خوبي دارد و نه بازي هاي خوب و نه کارگرداني خوب ، حتي صحنه هايي ندارد که بتوان به واسطه هيجان انگيز و اکشن بودن و داشتن سکانسهاي فوق العاده، روي آن بعنوان فيلم درجه يک حساب کرد) به خود مي بالند و در پوست خود هم نمي گنجند. در اين ميان چند تن از سناتورهاي ايالات متحده که البته از حزب دموکرات بودند و همچنين همسر باراک اوباما هم به تهيه کننده و کارگردان اين فيلم به خاطر کسب اين موفقيت تبريک گفتند. البته بهتر بود به خودشان براي اهداء اين موفقيت بي نظير تبريک مي گفتند!

در کنار  تمام اينها ، نمي توان به سادگي از پيام جيمي کارتر نیز به سادگي گذشت که قبل از اهداء جايزه، ابراز اميدواري کرده بود که اين فيلم به عنوان بهترين فيلم شناخته شود.

در اين سالها که ديگر حتي کسي نظريه مارشال مک لوهان را هم که مي گفت “دنيا مانند دهکده جهاني است” را قبول ندارد و دنيا را از لحاظ نفوذ فن آوري در زندگي جاري انسانها و دخالت مستقيم آنها در ديد و عقيده و عکس العمل مخاطبان به “اتاق شيشه اي” تشبيه مي کند، ديگر جاي اين فريب کاري ها نيست . جايي که اعلام سياسي بودن اين انتخاب از سوي ديلي تلگراف در کنار اظهار نظر “هنري پرشت” (از ديپلماتهاي سابق آمريکايي) در خصوص اينکه ساخت فيلم در اين شرايط حساس بر اختلافات دامن خواهد زد و او هرگز اين فيلم را نخواهد ديد، قابل تامل است.

نکته جالب ديگر در اين جريان به غير از هزينه ميليون دلاري، تعداد عوامل اصلي توليد، تهيه کننده صهيونيستي و … اين است که کارگردان اين فيلم اعلام کرده که بدون کمک سازمان جاسوسي سيا نمي توانست فيلم نامه اي دقيق در دست داشته باشد. اين خود يکي ديگر از نشانه هايي است که نشان مي دهد پشت اين فيلم و البته به خصوص دريافت جوايز جهاني متعدد آن، يک فکر حساب شده براي تحريک و تحريف افکار عمومي جهان بر عليه ايران خوابيده است، آنهم در روزهايي که سران کاخ سفيد ادعاي دوستي و مذاکره را دارند.

اين رفتارهاي متناقض و غير عادلانه آمريکا در اين جريان و چند جريان و مناقشه سياسي ديگر در منطقه خاورميانه، نشان مي دهد که ديگر دوران تهديد نظامي به سر آمده و مباحث رسانه ای و فرهنگ اثرگذار خواهند بود. در اين ماجرا هم از اين قاعده پيروي نمود. حرفي که حتي به دروغ، غولهاي رسانه اي غرب مي سازند و تکرار مي کنند، قطعاً از حربه هاي نظامي کارآمد تر است.

در پایان می باید این نکته را متذکر بود که بنابر فرمایش رهبری معظم انقلاب، رابطه و دست دوستی فی ما بین ایران و آمریکا نباید به مثابه دستی چدنی باشد که در پوششی از مخمل پنهان شده است. از این رو استمرار سیاست های خصمانه آمریکا در ساخت فیلم های ضد ایرانی را می توان در حکم دست چدنی آمریکا علیه منافع و مصالح نظام جمهوری اسلامی ارزیابی نمود.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

argo iran usa hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission

obama usa iran argo liberty escape

obama usa iran argo liberty escape

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *