تیتر خبرها

آرگو بداست، ما چه کنیم؟

آرگو بداست، ما چه کنیم؟

تهرانی، مهدی – هر چند سال یکبار باید شاهد فیلمی مثل آرگو باشیم.در تمام این سالها مدام تنمان لرزیده که بازهم فیلمی مثل 300 ساخته شود.در تمام این سالها فقط ساخت و ساز آن طرفی ها را رصد کرده ایم ولی خودمان چه کرده ایم؟هیچ!حتی حال و حوصله نداشتیم که این رصد کردن هایمان اصولی باشد نه بخشنامه ای !

آرگو چه به لحاظ ساختار و چه از منظر تولید و پروداکشن یک فیلم معمولی است.اگر مثلا این فیم داستان و ماجراجویی های کاراکترهایش در باره پاکستانی ها بود و یا یک ملیت دیگر و آنگاه به اسکار می رسید ،طبیعتا ما به عنوان ایرانی های سینما دوست فقط احتمالا همان حالی بهمان دست می داد که پیش از این نیز و به کرات در سالهای قبل تر نیز اتفاق افتاده بود.یعنی کاری به حواشی نداشتیم فقط دیگر ساخته ها را بهتر می دانستیم.

اما حالا قضیه برایمان به شکلی دیگر درآمده .البته این اولین بار نیز که چنین فضایی برای ما ایجاد شده.بعد از اکران فیلم 300 نیز اوضاع ما اینگونه بود.از این به بعد هم باید مدام تنمان ،مانند همه ی این سالها بلرزد که بازهم یک داستان دیگری از هالیوود سر دربیاورد و ما ایرانی ها را هدف قرار دهد؟!

argo
argo

خب این خون دل خوردن به هیچ دردی نمی خورد.اگرچه فضا را بشدت شلوغ می کند و هرکس بسته به موقعیتش در باره این نوع کارهای سینمایی ظهار نظر می کند و خط و نشان می کشد ولی بعدش بازهم هیچ اقدام مثبتی صورت نمی گیرد.

حالا اقدام مثبت چیست؟مثلا برویم و یک فیلم جهانی در باره برخی حوادث انقلاب بسازیم؟یا مثلا همین قضیه تسخیر سفارت آمریکا را با نگاه ایرانی و حقیقی بسازیم؟چکار باید کرد؟حقیقت این است که تمامی دولت های قبلی مانند دولت کنونی بر بی پولی شان در زمینه سینما همان ابتدای کار لنگ را انداخته اند.

برخی دولت ها نیز علاوه بر این لنگ اندازی بدنه سینمایی و نوشتاری هنرمندان عرصه قلم را ضعیف و کم بنیه دانسته اند.خب حالا که از روز روشن تر است که ما بی پولیم و توانایی ساخت  ساز فیلم جهانی نداریم و اگر هم سینمای مستقل ما اثری در این راستا بسازد ممکن است یقه اش توسط متولی دولتی گرفته شود،با این همه جکار باید کرد؟

آرگو یک فیلم ساده بود.اتفاقا به نظرم در متن گفتگوها حتی می شود دیالوگ هایی پیدا کرد که به نفع ما هم بود (لینک های زیر را ببینید) و در رابطه با اتفاقات انقلاب اسلامی بود.اما خب در مجموع داستان به سمتی رفت که مورد پسند ما نیست.حالا داد و بیدادهای ما هیچ فایده ای ندارد.

اهل مقابله به مثل در عرصه های فرهنگی هم که نیستیم.چرا؟چون اولا پول نداریم و ثانیا اراده این کار را نداریم و ثالثا مدام همدیگر را مورد این تهمت قرار می دهیم که قبلی ها کاری نکردند و تقصیر ما نیست.انگار نه انگار که وزارت ارشاد می تواند برنامه های بلند مدت هم داشته باشد.تمام این حرف ها به کنار،به نظرم مهمترین سردرگمی و ناتوانی ما در این است که بعد از عرضه اندام های آرگویی،خودمان دست بردار نیستیم و تا مدتها باید با برنامه های تلویزیونی و رادیویی و رسانه های نوشتاری و هم چنین استفاده از فضای وب(یه سوزن هم به خودمون زدم ها)و هم چنین برگزاری نشست ها در مکان های مختلف به جبران مافاتی می پردازیم که اصلا راهگشا نیست.طرف دیگر دعوا جنگ فرهنگی را برده و ما داریم به دنبال چه می گردیم؟مگر نباید به همان زبان جواب به آنها بدهیم؟حتی اگر جوابمان با توجه به بضاعت مالی مان به این زودی ها نباشد؟

سینمای جهانی مثل رود خروشانی است که ظاهرا توقف ناپذیر است.هر چه هم بخواهید در این رود پیدا می شود.از لجن و گل و … تا در و مروارید.حتی سینمای ما توانست از این رود اسکار صید کند!اما پس از آن  سهم ما از این رود پرتلاطم و پرجاذبه چه شد؟هیچ!دقیقا برگشتیم به خانه اول.فرصت سوزی کردیم و بداخلاقی کردیم و یقه گرفتیم[1].حالا هم یقه آرگو را می گیریم.داد و قال های فرهنگی فرسنگ ها دور از بستر اصلی این رود چقدر برایمان آینده می سازد؟چکار کنیم؟

اسکاری که به آرگو رسید خدا را شکر ؛توانایی این را ندارد که به ملیت و فرهنگ ما خط بیندازداما اسکاری که ایران پارسال بدست آورد می توانست حرف های بسیار برایمان داشته باشد که متاسفانه این فرصت فرهنگی را از دست دادیم.و در حسرت ماندیم.این فرصت سوزی ها تا کی قرار است ادامه داشته باشد؟استفاده از فرصت را قدم اول بدانیم،شاید پولی هم از جایی رسید خدا را چه دیدی.


[1] – دشمنا بمب اتمی هم دارند و شیمیایی و هواپیمای اف 36. مهم این است که در دستگاه استعماری ما چه کرده ایم که به ما اسکار داده اند!؟  در جهانی که هرکس چیزی را باید بفروشد تا در نظام سرمایه داری جایی داشته باشدريا، کدام فرصت را به شما خواهند داد و این فرصت بوده است که ما به دست آورده ایم. و آن را سوزانده ایم!؟ این فیلمها برای آماده سازی زمین است برای زدن ضربه نهایی به ملت مقاوم ایران و انشاء الله که این فرصت را خدا به آنان نخواهد داد. اما آنان که به هر توجیهی به جوایز آنان دل خوش کرده اند اگر کوچکترین  همیتی و غیرتی و ملیتی و دینی داشته باشند خود را از این کمک کاری جدا میسازند.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

از سوی رهبر انقلاب سیاست‌های ‌کلی جمعیت ابلاغ شد

از سوی رهبر انقلاب سیاست‌های ‌کلی جمعیت ابلاغ شد حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *