تیتر خبرها

نفوذی منافقین در میان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

عباس زریباف، دانشجوی اصفهانی مکانیک صنعتی شریف، نفوذی منافقین در میان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

نوشته حمید داود آبادی

“عباس زریباف” یکی از  افراد نفوذی منافقین بود که خدمات ارزنده ای به دشمنان انقلاب اسلامی به ویژه منافقین از خود بروز داد و سپس در عملیات مرصاد به سزای خیانتهای خود و به سزای شرکت در شهادت قربانیان مظلوم ترورهای منافقین رسید.

منافقین در وصف عباس زریباف جاسوس نفوذی خود چنین  نوشته اند:

“تاريخ تولد: 1331 محل تولد: اصفهان تحصيلات: دانشجوی مکانيک سابقه مبارزاتی: 14سال

عباس زريباف، اولين بار در سال53 توسط “علي رضا الفت” با منافقین آشنا شد.

در سال 58 در صف هواداران سازمان قرار گرفت و به فعاليت پرداخت.

در فاز سياسی در ارتباط با بخش اطلاعات سازمان، مأموريت هايی را در کشف توطئه های سپاه پاسداران رژيم برعهده گرفت. در اين رابطه اطلاعات ارزشمندی را به دست آورد.

در شهريور سال60  ( پس از شناسائی شدن توسط نیروهای انقلاب) به زندگی مخفی روی آورد.

در سال61 از کشور خارج شد ( فرار مخفیانه) و ارتباط خود را با سازمان برقرار کرد.

در بخش های مختلف از جمله بخش اطلاعات، عهده دار مسئوليت شد.

در ميان هم رزمانش به عنوان فردی پرتلاش و پُرکار معروف بود.

انقلاب ايدئولوژيک سازمان (رابطه غیرشرعی و حرام به اصطلاح ازدواج ایدئولوژیک مسعود رجوی با “مریم قجر عضدانلو” همسر قانونی “مهدی ابریشمچی”  که پس از دوازده  روز  از طلاق ظاهری به ازدواج رجوی در آمد و به شوهر فاسد 40 ساله او یک دخترک منافق 17 ساله را به جبران دادند!) در سال64 سرفصلی در زندگی مبارزاتي اش بود ( یعنی قبول فساد اخلاقی !) و او را با آرمان ها و هدف های سازمان در مدار جديد پيوند زد.

پس از تشکيل ارتش آزادي بخش، در يگانهای رزمی سازمان دهی شد.

در فروغ جاويدان ( مرصاد) شرکت کرد و در يکی از نبردهای حماسی آن ( شکستهای مفتضحانه ای که اکثر نیروهای منافقین به دست انتقام الهی وارد  تنگه پاتاق شدند و به دست رزمندگان اسلام با ذلت و خواری کشته شدند و به جهنم واصل گردیدند را نبرد حماسی نامیده  و توصیف کرده اند!) دلاورانه جنگيد.

صبح روز پنج شنبه، چهارمين روز نبردها، از ناحيه پا مجروح شد و قهرمانانه ( در راه خدمت به ابرقدرتها) به شهادت ( سقط شد و به درک واصل گردید) رسيد.

( احتمالا این شخص به دلیل اطلاعاتی که از مسعود رجوی داشته است مانند بسیاری از سردمداران دیگر سازمان توسط عوامل مسعود رجوی تصفیه شده است! وگرنه آسیب از ناحیه پا چگونه میتواند موجب مرگ  شود!؟)

زریباف از نگاه دیگران:

زریباف كه از حاضرين در لانه بود بسيار به عوامل اطلاعات نخست‌وزيري مانند “تقي محمدي” و “خسرو تهراني”  ( افرادی که در جریان شهادت مرحوم شهید رجایی شرکت داشتند) نزديك بود.

سایت “جهان نیوز”

از مصاحبه محقق با “منبع(ف)”:

در تسخیر لانه، طیفی از انجمن اسلامی دانشجویان بودند كه التقاطی‌ها در آنها نفوذ نموده بودند. عباس زریباف با “محسن قمصری” اصفهان، یك تیم بودند كه البته زریباف رفت و با منافقین. شاید هم از اول نفوذی بود … البته ارتباطاتی هم با “محمد عطریان فر” داشت … (ص186)

از مصاحبه محقق با “مهدی منتظری”:

عباس زریباف هم از عناصر منافقین بود كه در اطلاعات سپاه نفوذ كرده بود.

هم خودش و هم زنش كه الان اسمش یادم نیست با منافقین بودند كه بعد از جریانات 30 خرداد 60 شناسایی هم شد و بازداشت شد. ولی نمی‌دانم با چه نفوذی یا سفارشاتی موقتاً آزاد شد و فرار كرد .

نقل از کتاب شنود اشباح نوشته “رضا گلپور”

متأسّفانه چندنفر از وابستگان آنها در بین دانشجویان خط امام نفوذ کرده بودند. شنیدم یکی از همین نفوذی‌ها بعداً به دلیل رابطه با منافقین و جاسوسی برای آنها، دستگیر شده است و احتمالاً آن گونه که شنیدم کارش به اعدام هم کشیده است.

یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف نیز بنام عباس زریباف، از کادرهای سازمان منافقین که در بلوک ما بود. او مسئولیت کنفرانس نهضت های آزادی بخش را که دانشجویان برپا نمودند و رهبران و نمایندگان این نهضت ها را در تهران دور هم گردآوردند، به عهده گرفته بود و خدا می داند منافقین از طریق او چه اطّلاعاتی را از این نهضت ها به دست آوردند و در اختیار آمریکا و اسرائیل گذاشتند و چه ضرباتی را از این طریق بر آنان وارد نمودند و این درحالی بود که نمایندگان نهضت ها در تهران در جلسات روی خود را می پوشاندند!

او بعد از جریان لانه جاسوسی در یکی از ارگان ها نفوذ نموده بود و با شناسایی او و قبل از دستگیری، به عراق فرار می کند و چندسال بعد در عملیات مرصاد همراه منافقین که با حمایت و همراهی صدام به ایران حمله نموده بودند، وارد ایران می شود و به سزای انحراف و خیانتهای خود می رسد و کشته می شود.

سیدمحمدهاشم پوریزدان پرست از دانشجویان خط امام

من ارتباط عباس زریباف با سازمان مجاهدین خلق و یا فراری دادن آمریکاییها که به سفارت کانادا پناهنده شدند را، با حسی متفاوت از حس عُرفی در جوّ دانشجویان به دلم افتاده بود، استدلال تعقیب هم کردم و به بقیه دانشجویان گفتم که از زاویه عباس زریباف لطمه می‌خوریم.

سید محمدهاشمی یکی از دانشجویان خط امام در گفتگو با خبرگزاری فارس

و اما آن چه درباره عباس زریباف گفته نشده است:

“ر.ز” از هم کاران نزدیک زریباف، درباره او می گوید:

“همین امروز که دارم درباره عباس زریباف حرف می زنم، باورم نمی شود او چنین موجودی بود و چنین سرنوشتی پیدا کرد. اصلا در ذهنم نمی گنجید عباس منافق باشد. او بسیار موجّه و شدیدا علیه منافقین فعال بود. البته ما این گونه می پنداشتیم. عباس طی مدتی که با ما کار می کرد، توانسته بود عناصر دیگری را هم نفوذ دهد که بعد از فرار او، آنها را دستگیر کردیم.”

براساس برخی اطلاعات، عباس زریباف از مسئولین برجسته بخش “شنود زنده تلفنی” واحد اطلاعات سپاه پاسداران بود که وظیفه اصلی آن، شناسایی خانه های تیمی تروریست های منافق بود تا به واحد عملیات اعلام کند و آنها به آن جا حمله کنند.

“ر.ز” در این باره می گوید:

“همه ما در حیرت و عصبانیت بودیم. درست چند دقیقه قبل از این که ما برسیم، منافقین خانه تیمی ای را که شناسایی کرده بودیم، تخلیه کرده و گریخته بودند. مانده بودیم که آنها از کجا به این سرعت از حرکت ما مطلع می شوند. اصلا در مخ مان نمی رفت که یکی از هم کاران خودمان به آنها اطلاع می دهد.

بعد از این که عباس فرار کرد، به خارج از کشور رفت و به منافقین پیوست، در بازجویی از دوستان او متوجه شدیم که عباس وقتی متوجه می شده که ما خانه تیمی ای را شناسایی کرده ایم، سریع با آنها تماس می گرفته و حرکت ما را اطلاع می داده که آنها هم سریع خانه را خالی می کردند.”

ولی مهم ترین خدمت عباس زریباف به منافقین در پاریس بود.

خرداد 1365 طی توافقی که “طارق یوحنّا عزیز” وزیر خارجه مسیحی صدام حسین، در فرانسه با مسعود رجوی انجام داد، قرار شد منافقین برای ادامه مبارزه خود علیه جمهوری اسلامی ایران، در خاک عراق مستقر شوند و از این طریق با عملیات نظامی در مرز، در کنار عملیات تروریستی در داخل ایران، بیش تر و بهتر به صدام خدمت کنند.

همه توافقات برای مزدوری صدام، با نظارت فرانسوی ها صورت گرفته بود. مریم قجرعضدانلو (همسر هم زمان مهدی ابریشمچی و مسعود رجوی!) که زودتر به عراق رفته و در خدمت صدام و سران حزب بعث قرار گرفته بود! تا راه را برای آمدن مسعود هموار کند و همه موانع سر راه را برطرف سازد! منتظر آمدن آنها بود.

مسعود رجوی به همراه تعدادی از کادر مرکزی سازمان قصد عزیمت به عراق را داشتند.

17 خرداد 1365 قرار بر این بود تا مسعود رجوی به فرودگاه پاریس رفته و سوار بر هواپیمایی ویژه، مستقیم به بغداد پرواز کند. دقایقی قبل از حرکت از دفتر سازمان در پاریس، عباس زریباف که مسئولیت امنیت رجوی را برعهده داشت، به فکر فرو رفت و از وی خواست تا عجله نکند و دقایقی به او اجازه دهد. رجوی از این کار عباس تعجب کرد، که زریباف به طرف تلفن رفت و شماره ای را گرفت. همه منتظر ماندند تا ببینند او چه می کند و قصد تماس با چه کسی را دارد؟!

– سلام من از تهران تماس می گیرم … پس چی شد عملیات؟ ما این جا منتظر هستیم …

دقایقی بعد عباس زریباف با خنده گفت:

– موفق باشید برادر … التماس دعا.

گوشی را گذاشت و رو به مسعود رجوی گفت:

– هواپیمایی که قرار بود با اون بریم بغداد، عازم تهران بود.

چشمان همه به خصوص رجوی، از تعجب گرد شد، که زریباف ادامه داد:

– اون هواپیما در اختیار دستگاه های اطلاعاتی ایران بود و قرار بود به محض این که سوار شدیم، دستگیر شده و مستقیم به تهران منتقل بشیم.

مسعود رجوی از این حرکت عباس بسیار ذوق زده شد و همواره حیات خود را مدیون او می دانست و از این عمل دولت فرانسه، به عنوان خیانت و معامله سیاسی با دولت ایران یاد می کرد.

مسعود رجوی عازم بغداد شد ولی عباس زریباف همراه تعدادی از عناصر کارکشته و امنیتی منافقین، در پاریس ماندند تا آغازگر فصلی جدید از خیانت در حق ملت ایران و خوش خدمتی به آمریکا و صدام، باشند.

استقبال بعثی ها از مسعود رجوی هنگام ورود به بغداد
استقبال بعثی ها از مسعود رجوی هنگام ورود به بغداد
مسعود رجوی در کنار پدر معنوی خویش صدام حسین
مسعود رجوی در کنار پدر معنوی خویش صدام حسین

جاسوسی تلفنی

تماس تلفنی زریباف که منجر به نجات رجوی از دو قدمی بازداشت شد، او را به این فکر انداخت تا از این روش نو، بیش تر و بهتر بهره برداری کند.

گروهی 15 نفره شامل 11 مرد و 4 زن، که به لهجه های محلی ایران کاملا آشنا بودند، زیر نظر مستقیم عباس زریباف دوره های خاص و شیوه های تخلیه اطلاعاتی و جاسوسی تلفنی را آموختند و کار خود را در همان پاریس و با حمایت مالی و امنیتی دولت فرانسه، آغاز کردند.

یکی از تماس های موفق که توسط شخص عباس زریباف صورت گرفت، وی خود را از فرماندهان ارشد جنگ جا زد و با یکی از قرارگاه های عملیاتی در جنوب ایران تماس گرفت. او که به روابط و نوع بیان نیروهای بسیجی و سپاهی آشنایی کامل داشت، توانست در 45 دقیقه، یکی از فرماندهان را کاملا تخلیه اطلاعاتی کرده و موقعیت یگان های نطامی ایران، زمان و چگونگی عملیات را کشف کند و به عنوان هدیه ای ارزش مند، به رجوی بدهد تا او تقدیم صدام حسین عفلقی کند. با لو رفتن تماس جعلی، عملیاتی که ایران برای انجام آن در شلمچه تدارک زیادی دیده بود، منتفی شد.

یکی دیگر از تماس های موفق زریباف، با برخی وزرای دولت بود که خود را مسئول دفتر نخست وزیر وقت جا می زد و توانست اطلاعات محرمانه بسیاری کشف کند. البته باید در نظر داشت آن زمان، مسئولین “واحد اطلاعات نخست وزیری” که در نبود “وزارت اطلاعات”، وظایف امنیتی کشور را برعهده داشت، خسرو تهرانی و سعید حجاریان از دوستان قدیم عباس بودند.

کار این گروه 16 نفره، فقط به تماس با رده های بالای مملکتی و قرارگاه ها خلاصه نمی شد؛ طی تماس با پایگاه های بسیج و محل های اعزام نیرو – که غالبا زن ها تماس گرفته و با گریه، خواهش و التماس، خود را مادر رزمنده ای که در جبهه است جا می زدند – از آمار و اطلاعات نیروهای اعزامی و یا تعداد شهدا در عملیات، مطلع می شدند.

این را که عباس زریباف با حمایت چه کسانی و – آن هم در سال 60 که حساسیت ها بسیار زیاد بود – چه گونه تا آن رده و مسئولیت مهم امنیتی نفوذ کرده است، دیگران باید پاسخ گو باشند!

سرانجام شوم  جاسوسان خیانت کار و خدمتگزاران به ابرقدرتها

این خیانتها و این تلاشهای مذبوحانه و منافقانه نیز نتوانست انقلاب اسلامی مردم مظلوم ایران را به شکست بکشاند و خون مظلومانی که به دست این جنایتکاران و تربیت شدگان دستگاههای جاسوسی  به شهادت رسیدند موجب شد دست انتقام الهی را از آستین رزمندگان اسلام بیرون آورده و انان را به سزای خیانتها و رذالتهای خود برساند. مرداد 1367 چهارمین روز عملیات مرصاد که به شکست مفتضحانه منافقین و کشته شدن چند هزار نفر از آنان منجر شد، پایان خیانت های گسترده به ملت ایران و خوش رقصی های عباس زریباف برای آمریکا و صدام و رجوی بود.

زمانی که منافقین برای انجام عملیات به خیال خود نهایی شان با نام “فروغ جاویدان”، همه نیروهای شان را چه سیاسی چه امنیتی و فرهنگی، از سراسر دنیا جمع کرده و جمعی حدود 5 هزار نفر گردآوردند تا طی سه روز ایران را به اشغال خود درآورند، عباس نیز همراه همسر و دو دختر نوجوانش از پاریس عازم بغداد شد.

بعد از این که عباس زریباف در عملیات احمقانه و رؤیایی فروغ جاودان شرکت نمود تا به خیال خام رهبران سازمان سه روزه تهران را فتح نموده و انقلاب اسلامی را به شکست بکشانند، با ذلت و خواری از ناحیه پا زخمی و احتمالا به دست مأموران ویژه رجوی که وجود او را دیگر برای خود مفید نمیدیدند کشته شد و به سزای اعمال ننگین خود رسید.

سال 1370 دو دختر او و “بهجت عبداللهی” همسر منافقش، همراه تعدادی دیگر از  فرزندان کشته شدگان  منافق و فدا شدگان در راه منافع ابرقدرتها و عوامل فاسد آنان که در پادگان اشرف زندگی می کردند، به دستور سران منافقین از عراق به آلمان منتقل شدند.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

ناگفته‌های تسخير لانه جاسوسی به روايت شیخ الاسلام از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

ناگفته‌های تسخير لانه جاسوسی به روايت حسین شیخ الاسلام از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

ناگفته‌های تسخير لانه جاسوسی به روايت شیخ الاسلام از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در …

یک دیدگاه

  1. احمد جهان بین

    منافقین از کفار بدترند و جایگاه آنان طبق فرموده قرآن کریم در اسفل السافلین است و در این دنیا هم خداوند آنان را خوار و ذلیل فرمود و این حیوانات عمودی همانند سگان جهنم سلفی و تکفیری ، به جهنم خاهند رفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *