تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)6) طبس و حمله نظامی آمریکا / 2)6)1) اخبار و مطالب مرتبط با واقعة طبس و تهاجم نیروهای نظامی آمریکا به ایران / واحدهاي عمليات ويژه آمریکا و تخصصهای آنان. نیروهایی که در طبس و در برابر توفان شن مفتضحانه دچار یک شکست تاریخی گردیدند

واحدهاي عمليات ويژه آمریکا و تخصصهای آنان. نیروهایی که در طبس و در برابر توفان شن مفتضحانه دچار یک شکست تاریخی گردیدند

واحدهاي عمليات ويژه آمریکا و تخصصهای آنان. نیروهایی که در طبس مفتضحانه دچار یک شکست تاریخی گردیدند

واحدهاي عمليات ويژه آمریکا و تخصصهای آنان. نیروهایی که در طبس مفتضحانه دچار یک شکست تاریخی گردیدند
واحدهاي عمليات ويژه آمریکا و تخصصهای آنان. نیروهایی که در طبس مفتضحانه دچار یک شکست تاریخی گردیدند

نيروي زميني ارتش ايالات متحده

در سرتاسر تاريخچه ي جنگها و نبردها هرجا كه هدف فرماندهان و طراحان جنگ شناسايي دقيق مواضع دشمن و برهم زدن نظم نيروهاي دشمن و آزار رساندن به آن ها با اتكا به تاكتيكهايي همچون عمليات جنگ و گريز، خرابكاري و حملات ضربتي بوده است، نيروهاي عمليات ويژه مهمترين نقش را ايفا كرده اند. بر خلاف تصور عمومي نيروهاي عمليات ويژه با واحدهاي كماندويي نيروهاي منظم متفاوت ميباشند. اين نيروها علاوه بر گذراندن دورهاي تخصصي طاقت فرساي رزمي، دوره هاي پيچيده روانشناسي، جامعه شناسي و زبان شناسي را ميگذرانند. بنابراين هركدام از اين نيروها علاوه بر تخصصهاي نظامي (همچون مواد منفجره، تك تيرانداز…) به فرهنگ و زبان محاوره اي منطقه ي عمليات آشنا هستند از اين قادرند هفته ها و يا ماه ها در ميان مردم ان منطقه زندگي كنند و ماموريت خود را به اتمام برساند. وظايف اين نيروها بسيار گسترده و متنوع است.

عمليات شناسايي و خرابكاري، بدست آوردن اطلاعات حساس از داخل مراكز و تاسيسات دشمن و مبارزه با تروريسم از طريق شناسايي و انهدام سازمان تروريست ها جزو مهمترين وظايف نيروهاي عمليات ويژه در قرن حاظر بحساب مي آيند.

نيروهاي عمليات ويژه ارتش آمريكا جزو با سابقه ترين نيروهاي عمليات ويژه جهان بحساب مي آيند و از تنوع بسياري برخوردارند. كارايي فوق العاده اين نيروها در عرصه نبرد آنها را به يكي از اركان اصلي استراتژي نظامي آمريكا در صحنه ي جهاني تبديل كرده است كه نقش آنها در جنگ هاي اخير و خصوصا نبرد افغانستان بسيار چشمگير بوده است. نيروهاي ويژه ارتش آمريكا  از 46000 سرباز برگزيده تشكيل شده است و بودجه اين نيروها در سال بيش از چهار ميليارد دلار است كه اين رقم تقريبا دو درصد كل بودجه دفاعي ايالات را تشكيل ميدهد. ساختار نظامي اين نيروها از بدو تاسيس تا امروز يك روند تكاملي را طي نموده است كه بارزترين آن ايجاد فرماندهي عمليات ويژه (SOCOM) پس از شكست عمليات نيروهاي آمريكايي در طبس بوده است. اين ارگان كه بخشي از وزارت دفاع آمريكا بحاب مي آيد وظيفه ي هماهنگ نمودن واحدهاي عمليات ويژه از قسمت هاي مختلف در يك عمليات مشترك را بر عهده دارد.

معروفترين نيروهاي عمليات ويژه ي نيروي زميني ارتش ايالات متحده آمريكا عبارتند از:

تكاوران نيروي زميني معروف به رنجرها

Rangers

رنجرها با سابقه ترين و قديمي ترين نيروهاي عمليات ويژه ارتش آمريكا بحساب مي آيند كه هنگ انها موسوم به هنگ هفتاد و پنجم در فورت بنينگ ايالت جورجيا مستقر است. پرسنل اين هنگ، بسيار آموزش ديده و انعطاف پذيرند و قادرند تا خود را به سرعت به مناطق عملياتي برسانند. اين نيروها سربازان سبك باري هستند و قادرند تا به كمك مهارت هاي ويژه خود در نبردهاي متعارف، عمليات ويژه و جنگ هاي چريكي عمل نمايند. رنجرها براي انواع مختلفي از عمليات همچون درگيري مستقيم، عمليات هوايي، فرود در پشت خطوط دشمن، عمليات خرابكاري و كمين در خطوط دشمن آموزش ديده اند و قادرند تا به كمك تجهيزات متنوعي از هواپيما و بالگردهاي ويژه گرفته تا اي تي وي و موتورهاي عمليات ويژه خود را ظرف مدت 18 ساعت به هر نقطه ي جهان برسانند. از اين لحاظ آنها را ميتوان جزو بهترين نيروهاي واكنش سريع جهان بحساب آورد.

پيدايش رنجرها به جنگ جهاني دوم بازميگردد. در سال 1942 ميلادي و طي جنگ جهاني دوم گردان رنجر بوجود آمد. اين گردان سربازان خود را از نيروهاي آمريكايي مستقر در ايرلند شمالي تامين ميكرد. اين سربازان پس از انتخاب شدن در اسكاتلند و تحت نظر كماندوهاي انگليسي آموزش ديدند. پس از تشكيل گردان يكم رنجرها، گردانهاي سوم و چهارم نيز بوجود آمدند كه در منطقه ي آفريقاي شمالي و ايتاليا خدمت ميكردند و فرمانده آن ها ويليام داربي بود. اما در بيست و نهم ژانويه 1944 و طي نبرد سيسترنا اغلب پرسنل گردانهاي يكم و سوم اسير شدند و اين گردانها عملا غير فعال شدند. علاوه بر گردانهاي يكم، سوم و چهارم، گردانهاي ديگري همچون گردانهاي دوم، پنجم و ششم رنجرها نيز تشكيل شده بود كه در مناطق ديگر مشغول عمليات بودند. نيروهاي گردان پنجم در سواحل نرماندي و خصوصا در سواحل اوماها پياده شدند و گردانهاي دوم نيز پيش از حمله نيروهاي اصلي به سواحل نرماندي به مواضع توپخانه اي آلمانها در پوينت دوهاك حمله كردند. اين نيروهاي پس از عبور از صخره هايي به ارتفاع 50 متر، پنج توپ 155 ميليمتري سنگين آلمانها را منفجر كردند كه اين امر نقش قابل توجهي در كاهش تلفات نيروهاي متفقين در سواحل يوتا و اوماها داشت. در بخش ديگري از جهان و در منطقه ي عملياتي اقيانوس آرام نيز رنجرها مشغول عمليات بودند و سربازان گردان هاي ششم رنجر در عمليات هاي بيشماري همچون حمله به فيليپين ايفاي نقش كردند. پس از پايان جنگ جهاني دوم گردانهاي رنجر منحل شدند ولي با آغاز جنگ كره دوباره فعاليت آنها از سر گرفته شد و بصورت دسته هاي مستقل وارد صحنه نبرد شدند. در جنگ كره رنجرها كانامه درخشاني از خود به جا گذاشتند. آنها در عملياتي همچون گشتزني، ديده باني، تخريب راهاي ارتباطي و پلها، حمله به مواضع دشمن و عمليات كمين شركت ميكردند. در يكي از موفقترين حملات رنجرهاي دسته يكم موفق شدند تا طي يك حمله شبانه به مواضع نيروهاي كمونيست كره شمالي به لشكر دوازدهم آنها ضربات سختي وارد كنند و بنابر برخي گزارشات آن را كاملا از بين ببرند. پس از ورود چين به عرصه ي نبرد نيز رنجرها و خصوصا رنجرهاي دسته پنجم در دفع پنجمين مرحله ي عمليات نظامي نيروهاي چيني نقش به سزايي ايفا كردند. لازم به ذكر است كه دسته هاي رنجر پس از جنگ كره نيز مجددا منحل شدند.پس از آغاز جنگ ويتنام در سال 1969 ميلادي مجددا رنجرها وارد صحنه ي نبرد شدند و اينبار در قالب هنگ هفتاد و پنجم پياده ي تكاوران هوابرد ايفاي نقش نمودند. در اين جنگ نيز آنها به صورت دسته هاي مستقل وارد خطوط نبرد شدند و ماموريت هايي مشابه ماموريت هاي جنگ كره به آنها محول شد. آنها علاوه بر ماموريتهاي متداول در عمليات هاي ويژه اي همچون آزاد سازي اسرا از طريق حمله به كمپ نگهداري آنها و نيز دستگيري و يا از بين بردن فرماندهان كليدي در پشت خطوط دشمن شركت ميكردند.

پس از پايان جنگ هنگ هفتاد و پنجم رنجرها به حيات خود ادامه داد و تا امروز در عمليات بيشماري شركت كرده اند  كه اخرين آنها عمليات نظامي در عراق موسوم به عمليات آزادسازي عراق بوده است.

يگان عملياتي يكم نيروهاي ويژه معروف به نيروهاي دلتا

واحدهاي عمليات ويژه آمریکا و تخصصهای آنان. نیروهایی که در طبس مفتضحانه دچار یک شکست تاریخی گردیدند
واحدهاي عمليات ويژه آمریکا و تخصصهای آنان. نیروهایی که در طبس مفتضحانه دچار یک شکست تاریخی گردیدند

Delta force

نيروهاي دلتا را ميتوان بهترين نيروي عمليات ويژه ارتش امريكا بحساب آورد. اين نيروها بهترين سربازان ارتش آمريكا  و در اصل گلچيني از ديگر نيروهاي عمليات ويژه ارتش هستند. وظيفه آنها انجام ماموريت هايي است كه نيازمند واحدهاي عملياتي كوچك ميباشد براي مثال ميتوان به مبارزه با تروريسم، شناسايي نقاط حساس دشمن و دستگيري جنايتكاران جنگي اشاره نمود. نيروهاي دلتا معمولا در ماموريتهاي خود با هنگ هفتاد و پنجم رنجر و نيروهاي هوابرد ابي خاكي نيروي دريايي معروف به تيم سيل (Seal Team) همكاري ميكنند و عمليات را بصورت مرحله اي و مشترك اجرا ميكنند. نيروهاي دلتا در سال 1977 ميلادي و توسط يك سرهنگ نيروهاي مخصوص به نام چارلي بكويت بوجود آمد. در سال 1962 بكويت كه در آن زمان يك گروهبان نيروهاي مخصوص ( كلاه سبزها ) بود مامور شد تا طي يك برنامه مشترك يك سال را با گروه بيست و دوم سرويس هوايي ويژه انگليس (SAS) بگذراند. وي طي ماموريت خود از تجربيات نيروهاي انگليسي استفاده نمود و به نقايص بسياري در ساختار و روش انجام ماموريت هاي نيروهاي عمليات ويژه ارتش آمريكا پي برد.

در آن زمان پرسنل نيروهاي عمليات ويژه در آمريكا به صورت اجباري از ديگر نيروها تامين ميشد  در حاليكه سرويس هوايي ويژه انگليس پرسنل خود را از بين سربازان داوطلب ديگر واحدها انتخاب مينمود و اين سربازان پس از گذراندن دوره هاي آموزشي و شرايط گزينشي بسيار سخت جذب اين نيرو ميشدند. اين امر باعث شده بود تا سرويس هوايي ويژه از پرسنلي آموزش ديده و با انگيزه برخوردار شود. پس از بازگشت بكويت به آمريكا وي تلاش كرد تا تجربياتش را به نيروهاي مخصوص انتقال دهد ولي با مقاومت شديد و بدگماني فرماندهانش روبرو شد. با اينحال وي همچنان از ساختار پنج نفره ي تيم خود در برابر ساختار تيمهاي دوازده نفري نيروي مخصوص دفاع ميكرد و انرا كارآمدتر ميدانست. سرانجام در اواخر دهه ي 1970 ميلادي و به علت حوادث تروريستي گسترده در جهان و از جمله قتل عام ورزشكاران رژيم صهيونيستي در المپيك مونيخ ارتش آمريكا تصميم گرفت تا نيروهاي زبده ارتش را جمع آوري كند و از آنها در برابر نيروهاي انقلابي استفاده كند. بدين ترتيب عليرغم مخالفت نيروهاي عمليات ويژه قديمي تر مثل رنجر ها طرح بكويت كه شامل تيمهاي نيروي عمليات ويژه كوچك، بسيار آموزش ديده و داطلب ميشد از طرف ارتش پذيرفته شد و بدين ترتيب نيروي دلتا بوجود آمد. اين نيروها از بدو تاسيس در عمليات هاي بيشماري شركت كرده اند. در جنگ هاي اخير و خصوصا پس از جنگ بوسني نقش نيروهاي دلتا بسيار بارزتر شده است و اين نيروها حساس ترين عمليات ارتش آمريكا را به انجام رسانده اند كه از جمله انها دستگيري جنايتكاران جنگي يوگوسلاوي سابق، حمله نسبتا موفق به مقر ملاعمر رهبر طالبان، عمليات خرابكاري در خطوط مواصلاتي و مخابراتي نيروهاي عراقي در سال 2003 در عراق بوده است.

مقر نيروهاي دلتا در فورت براگ ايالت كاروليناي شمالي واقع شده و هويت اين نيروها كاملا سري ميباشد. اين نيروها علاوه بر گذراندن دوره هاي رزمي، كنترل جنگ، زبان و روانشناسي دوره هاي ديگري را نيز ميگذرانند كه اطلاعات زيادي در مورد آنها منتشر نشده است فقط آشكار شده است كه اين دوره ها جنبه اطلاعاتي دارند.

نيروهاي مخصوص هوابرد معروف به كلاه سبزها

Green Berets

نيروهاي مخصوص نيروي زميني ارتش ايالات متحده كه به كلاه سبزها مشهورند، واحدهايي از نيروي زميني هستند كه براي اجراي جنگ هاي غير منظم و عمليات ضد تروريستي آموزش ميبينند. اين واحدهاي كماندويي توسط ايرون بنك بوجود آمد كه خود او جزو كماندوهاي كلاه سبز ارتش آمريكا بود. پرسنل اين نيروها از زبده ترين افراد ارتش انتخاب ميشوند و پس از گذراندن دوره هاي اموزشي بسيار سخت جذب اين نيروها ميشوند. اين نيروها قادرند تا در سخت ترين شرايط زنده بمانند و بجنگند. به آنان مارخور نيز ميگويند چون آموزش ديده اند در صورت عدم وجود غذا، مارهاي صحرا را شكار كرده و بخورند. نيروهاي رزمي مخصوص از پنج گروه رزمي مستقيل تشكيل شده اند كه هركدام از اين گروهها در يك منطقه خاص جهاني تمركز دارند و پرسنل هر گروه با توجه به منطقه عملياتي خود دوره هاي آموزشي پيچيده زبان محاوره اي و فرهنگ كشورهاي هدف را پشت سر ميگذرانند. اين گروهها عبارتند از:

گروه رزمي يكم نيروي مخصوص: گروه يكم نيروي مخصوص از سه گردان تشكيل شده كه گردان يكم در جزيره اوكيناواي ژاپن و گردانهاي دوم و سوم در قرارگاه اين نيروها در فورت لوييس ايالات واشنگتن مستقر هستند. گروه يكم نيروهاي مخصوص مسئوليت انجام عمليات در منطقه اقيانوس آرام  و شرق آسيا را بر عهده دارد.

گروه رزمي سوم نيروي مخصوص: اين گروه از نيروي مخصوص در قرارگاهشان در فورت براگ ايالت كاروليناي شمالي استقرار دارند و مسئوليت انجام عمليات در سراسر قاره افريقا بجز منطقه شاخ افريقا بر عهده انهاست

.

گروه رزمي پنجم نيروي مخصوص: اين گروه از نيروهاي مخصوص در قرارگاه خود در فورت كمبل ايالات كنتاكي مستقر است و مسئوليت انجام عمليات در خاورميانه، خليج فارس، آسياي ميانه و شاخ افريقا را بعهده دارد.

گروه رزمي هفتم نيروي مخصوص: اين گروه در قرارگاهشان در فورت براگ ايالت كاروليناي شمالي مستقر هستند و مسئوليت انجام عمليات در آمريكاي مركزي، آمريكاي لاتين و حوزه ي كارائييب را بعهده دارند.

گروه رزمي دهم نيروي مخصوص: اين گروه ار نيروهاي مخصوص از سه گردان تشكيل شده كه گردان يكم در نزديكي شهر اشتوتگارت آلمان و گردانهاي دوم و سوم در فورت كارسون ايالت كلرادو مستقر هستند. گروه دهم مسئوليت انجام عمليات در اروپا و خصوصا اروپاي مركزي، اروپاي شرقي، منطقه ي بالكان،تركيه،اسرائيل و لبنان را بعهده دارد.

گروههاي رزمي نوزدهم و بيستم نيروي مخصوص: اين گروه جزو گارد ملي حفاظت براي ماموريت هاي ويژه بحساب مي آيند.نيروي مخصوص در نهم ژوئن سال 1952 ميلادي تشكيل شد و از انروز تاكنون در عمليات بيشماري شركت كرده اند كه غالب آنها با موفقيت به پايان رسيده اند.

علاوه بر واحدهاي فوق نيروي زميني ارتش آمريكا از واحدهاي ديگري نيز استفاده ميكند كه كاربرد انها در عمليات ويژه محدودتر از واحدهاي نامبرده است از جمله لشكر دهم كوهستان، لشكر 101 هوابرد، لشكر 82 هوابرد، واحدهاي شناسايي دوربرد و هنگ 160 عمليات ويژه هوايي معروف به تعقيب گران شب. نيروهاي عمليات ويژه در جنگ هاي اخير نقش اول را داشته اند و ساختار آنها از جنبه هاي كمي و کيفي دستخوش تغير شده است. اين نيروها در گروه هاي كوچك متشكل شده اند و از تجهيزات فوق مدرن استفاده ميكنند. علاوه بر سلاح هاي سبك و فوق مدرن نيروهاي عمليات ويژه نيروي هوايي به هواپيماهاي هركولس سي-130 مجهز شده اند كه در جنگ هاي اخير و خصوصا در افغانستان بطور وسيعي مورد استفاده قرار گرفته است. اين هواپيماها كه به اسپوكي معروفند در اصل يك كشتي توپدار پرنده است كه تجهيزاتي سنگين تر از يك تانك دارد از جمله يك توپ 105 ميليمتري، يك توپ گتلينگ GAU-12 25 ميليمتري، يك توپ بوفورس 40 ميليمتري و بمبهاي شش تني.

همچنين نيروهاي عمليات ويژه به بالگردهای عمليات ويژه و خودروهاي پيشرفته مجهز شده اند كه در نوع خود استثنايي هستند. علاوه بر تسليحات، تاكتيك هاي نيروهاي عمليات ويژه نيز دستخوش تحول گرديده است. نيروهاي عمليات ويژه طي جنگ هاي اخير بسيار سبكبار بوده اند و از خودروهاي ويژه و موتور براي رسيدن به هدف استفاده كرده اند و بدين ترتيب هميشه دشمن را غافلگير كرده اند. تك تيراندازان نيروهاي عمليات ويژه نيز با هدف قراردادان فرماندهان دشمن از فواصل دور نقش بارزي را در بر هم زدن نظم نيروهاي دشمن داشته اند. نيروهاي عمليات ويژه بكمك سيستم هاي تعيين هدف ليزري نقش اصلي در هدايت حملات هوايي دقيق ايفا كرده اند. اين نيروها با استفاده از تاكتيك نفوذ مورب قادر بودند تا پس از پرش از ارتفاع 27000 پايي، مسافتي بطول 40 كيلومتر را به كمك چترهاي ويژه خود طي كنند و بدون هيچ گونه سروصدايي خود را به موقعيت مورد نظر برسانند. همه توضيحات فوق ثابت ميكند كه نيروهاي عمليات ويژه از نقطه نظر تاكتيكي نيز كاملتر شده اند. طبق گزارشات منتشر شده از جنگ هاي اخير شكي نيست كه نيروهاي عمليات ويژه ارتش امريكا نقشي محوري و انكار ناپذير در تحقق اهداف فرماندهان و استراتژيستهاي آمريكايي داشته اند.

اما اين سلاح ها و تجهيزات پيشرفته ي آنها نيست كه از آنها نيروهاي قابل اطمينان و موثر ساخته بلكه فكر خلاق و مهارتهاي ويژه اين نيروهاست كه در موفقيت انها نقش اساسي داشته است و اين مهارتها با تلاش و تمرين بسيار بدست امده است.

منابع:ویکیپدیا،مجله جنگ افزار

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت الاسلام و المسلمین، سید مصطفی رضوی حیدری فرمانده کمیته انقلاب اسلامی و آزاده و جانباز30% انقلاب، امام جمعه فقيد شهرستان فريمان و فرمانده کميته انقلاب اسلامي شهرستان طبس و اولین مسئولی که در سال 1359 در محل حادثه حضور یافت، از حمله نظامي آمريکا در کوير طبس

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *