تیتر خبرها

ماجرای حمله به ایران از طریق کویر طبس و شکست مفتضحانه ارتش متجاوز آمریکا

ماجرای حمله به ایران از طریق کویر طبس و شکست مفتضحانه ارتش متجاوز آمریکا

ماجرای حمله به ایران از طریق کویر طبس و شکست مفتضحانه ارتش متجاوز آمریکا
ماجرای حمله به ایران از طریق کویر طبس و شکست مفتضحانه ارتش متجاوز آمریکا

نویسنده:مصطفی جوان(محقق وپژوهشگر و کارشناس ارشد تاریخ معاصر ایران)

شكست آمریكا در طبس

پنجم اردیبهشت، یادآور شكست نیروهای آمریكایی در سال1359 در صحرای طبس است. این واقعه، پس از آن روی داد كه جیمی‌كارتر، رئیس جمهور ایالات متحده، تصمیم گرفت تا به ایران حمله نظامی كند. بهانۀ این هجوم، آزادی جاسوسانی بود كه در سیزدهم آبان 1358 به اسارت دانشجویان پیرو خط امام درآمده بودند. سران كاخ سفید كه از حركت دانشجویان غافلگیر شده بودند و توطئه‌هایشان آشكار شده بود،تصمیم گرفتند از قوای نظامی استفاده كنند و با حمایت مزدوران داخلی و پشتوانه تبلیغاتی خبرگزاری‌های استعماری به افكار خود جامعه عمل بپوشانند. و یكبار دیگر دولت دلخواه خود را در ایران به قدرت برسانند.در این مقاله به این مهم پرداخته می شود.

روابط خارجی امریکا با ایران قبل وبعد ازپیروزی انقلاب

بعد از جنگ دوم جهاني، ايالات متحده‌ي آمريكا با ورود فعال به صحنه‌ي روابط بين‌الملل ضمن كناره‌گيري رسمي از دكترين انزواطلبي مونروئه، دوره‌ي جديدي را در سياست خارجي خود كه مبتني بر مداخله‌گرايي در امور داخلي ساير بازيگران بين‌المللي بود، آغاز كرد. در واقع از اين مقطع به بعد اهداف چهارگانه‌ي سياست خارجي اين كشور را حفظ تماميت ارضي و وحدت كشور، افزايش رفاه عمومي و توسعه‌ي اقتصادي و افزايش قدرت و نفوذ خارجي تشكيل مي‌دهند كه از طريق ابزارهاي چهارگانه‌ي اجرايي ديپلماسي، نظامي، اقتصادي و تبليغات و با تأثيرگذاري منابع رسمي و غيررسمي تحقق مي‌يابد.

پس از جنگ جهاني دوم انگلستان از رأس هرم كشورهاي سرمايه‌داري غرب كنار رفت و ايالات متحده رهبري كشورهاي كاپيتاليستي در مقابله با كمونيسم را برعهده گرفت. تحت اين وضعيت هنگامي كه انگلستان از منطقه‌ي خاورميانه و خليج‌فارس خارج شد، آمريكا به عنوان حافظ منافع غرب و آلترناتيو بريتانيا، جاي خالي آن را در اين منطقه‌ي استراتژيك پر كرد.

ايالات متحده با درك موقعيت و جاذبه‌هاي ايران ، نفوذ در صحنه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي و نظامي ايران را در پيش گرفت كه سرانجام در گذر زمان روابط و مناسبات هر دو بازيگر از اين مقطع تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي روز به روز مستحكم‌تر شد. در واقع سران آمريكا با خط‌دهي، تقويت، تجهيز و كمك به تثبيت پايه‌هاي حكومت شاه و شاه نيز با در پيش گرفتن استراتژي تسليم و كرنش در قبال آن، روابطي مبتني بر سلطه را در مناسبات دو كشور پي‌ريزي كردند.

با پيروزي انقلاب اسلامي روابط و مناسبات تهران- واشنگتن متحول گرديد .جمهوري اسلامي ايران با در پيش گرفتن خط‌مشي اعتراضي مبتني بر نفي سلطه و مداخله‌گرايي در سياست خارجي، ضمن نقادي از عملكرد سلطه‌جويانه آمريكا در صحنه‌ي روابط بين‌الملل، بر سياست خارجي مستقل خود عمل و پافشاري نمود.

در مقابل، كاخ سفيد نيز با اصرار بر استراتژي برتري‌طلبي و سلطه‌جويانه‌ي خود در سياست خارجي، به ترتيب با در پيش گرفتن جهت‌گيري‌هاي زير درصدد اثبات رويه‌ي خود و ناكارآمدي و شكست رويه‌ي ايران و بازگشت مجدد به صحنه‌ي آن برآمد:

1. جهت‌گيري انحراف نظام جمهوري اسلامي از طريق تقويت و پشتيباني از ليبرال‌هاي نهضت آزادي در دولت موقت.

2. جهت‌گيري براندازي كوتاه‌مدت نظام جمهوري اسلامي از طريق محاصره‌ي اقتصادي و توقيف دارايي‌ها، حمله به طبس، كودتاي نوژه، صدور فرمان پنهان براي آغاز جنگ تحميلي از سوي صدام و شدت بخشيدن به حربه‌ي ترور.

3. جهت‌گيري براندازي درازمدت نظام جمهوري اسلامي از طريق توسل به حربه‌ي چماق و شيريني در ماجراي ايران‌گيت، فشار مطلق و دخالت مستقيم در شامگاه جنگ، در پيش گرفتن سياست مذاكره با ايران پس از جنگ، سياست مهار دوجانبه، ايفاي نقش در ماجراي ميكونوس، تهاجم تبليغاتي در جنگ رواني، القاي اصلاحات برون‌زا و انحراف مسير اصلاحات و تهديد نظامي در جهت سرعت بخشيدن به انحراف مسير اصلاحات.

علل شکل گیری حادثه طبس

در آبان ماه 1358ه‍.ش، سه حادثه‌ي مهم تأثيرگذار بر روابط و مناسبات ايالات متحده و جمهوري اسلامي به وقوع پيوست كه نتيجه‌ي قهري آنها، پایان جهت‌گيري انحراف دستگاه سياست خارجي ايالات متحده در قبال جمهوري اسلامي بود.

1. حادثه‌ي نخست، پناه دادن به شاه ايران توسط آمريكا در اول آبان‌ماه 1358ه‍.ش كه در عمل براي فرار از انتقام مردم ايران و كسب حمايت مجدد آمريكا و در ظاهر تحت عنوان معالجه صورت پذيرفته، بود.

2. دومين واقعه، ملاقات رئيس دولت موقت مهندس بازرگان با برژينسكي مشاور امنيت ملي كارتر، در حاشيه‌ي جشن بيست و پنجمين سالگرد استقلال الجزاير در يازدهم آبان‌ماه 1358ه‍.ش بود. اين ملاقات بدون توجه به موضع‌گيري صريح رهبري نسبت به آمريكا در پيام ارسالي به اجلاس بيست و پنجمين سالگرد قيام الجزاير انجام شد. امام در پيام ارسالي درخواست كرده بود:

«سران و نمايندگان كشورهايي كه در الجزاير جمع شده‌ايد، بياييد متحد شويم و دست جنايتكاران چپ و راست كه در رأس آن آمريكاست قطع نموده و اسرائيل را از ريشه بركنيم.»

3. سومين حادثه كه در عكس‌العمل و در اعتراض به وقوع حادثه‌ي دوم و به منظور پايان بخشيدن به دخالت‌ها و سلطه‌جويي‌هاي آمريكا در ايران به وقوع پيوست، اشغال سفارت آمريكا در تهران توسط «دانشجويان مسلمان پيرو خط امام» بود. به رغم آنكه امام از اقدام دانشجويان حمايت كامل به عمل آورد و اشغال سفارت آمريكا و تحولات پس از آن را آغاز «انقلاب دوم» و انقلابي بزرگ‌تر از انقلاب اول كه جنبه‌ي ضداستبدادي داشت، اعلام كرد؛ اين عمل براي ليبرال‌هاي دولت موقت آنچنان تلخ و دردآور بود كه بازرگان به طور رسمي استعفايش را اعلام كرد.

در واقع نتيجه‌ي قهري روابط ويژه‌ي دولت موقت با آمريكا به خصوص ملاقات بازرگان و يزدي با برژينسكي، اشغال سفارت آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام و عكس‌العمل بازرگان در قبال آن، قهر با انقلابيون مذهبي، محكوم كردن عمل دانشجويان و استعفا از پست نخست‌وزيري دولت موقت بود.

در نتيجه‌ي حذف نخبگان و اعضاي نهضت آزادي دولت موقت، و به تعبير دقيق‌تر عوامل اجرايي جهت‌گيري انحراف از صحنه‌ي امور اجرايي كشور، جهت‌گيري سياست خارجي آمريكا در قبال جمهوري اسلامي نيز دستخوش تغيير و دگرگوني گرديد و هيأت حاكمه‌ي آمریکا با در پيش گرفتن جهت‌گيري براندازي كوتاه‌مدت نظام جمهوري اسلامي، مبارزه‌ي رو در رو و مستقيم آمريكا را با جمهوري اسلامي آغاز نمودند.

واكنش دست‌اندركاران سياست خارجي ايالات متحده براي آزادي گروگان‌ها، انجام اقدامات سياسي نظير انتخاب سازمان آزادي‌بخش فلسطين براي ميانجي‌گري، ملاقات‌هاي محرمانه با بني‌صدر و قطب‌زاده، مراجعه به سازمان ملل و تصويب قطعنامه‌ي 457 در شوراي امنيت، طرح شكايت در ديوان داوري لاهه، اخراج مأموران سياسي، فرستادن شاه به پاناما، پيشنهاد تشكيل كميسيون تحقيق، قطع روابط ديپلماتيك و در نهايت درخواست ميانجي‌گري و نيز دست يازيدن به فشارهاي اقتصادي نظير قطع واردات نفت، توقيف دارايي‌هاي ايران در بانك‌هاي آمريكا بود كه بررسي هر كدام از آنها نيازمند پژوهش جداگانه‌اي مي‌باشد؛ اما علاوه بر موارد مذكور، آمريكايي‌ها اقدامات ديگري عليه جمهوري اسلامي صورت دادند كه مهم‌ترين جلوه‌هاي رفتاري سياست خارجي ايالات متحده در ابعاد سياسي، اقتصادي و نظامي، همانند تحريم اقتصادي و بلوكه كردن دارايي‌ها و سپرده‌هاي ارزي، ماجراي طبس، كودتاي نوژه، فرمان پنهان به صدام به منظور شروع جنگ و حربه‌ي ترور را كه بيانگر جهت‌گيري براندازي نظام جمهوري اسلامي در كوتاه‌مدت بوده است، را انتخاب کردند.

البته اين بدان معنا نيست كه تسخير سفارت آمريكا در تهران، علت اصلي اخذ تصميم از سوي سياست‌گذاران خارجي آمريكا براي براندازي نظام جمهوري اسلامي بوده است؛ زيراآمريكا استمرار منافع خود در ايران بعد از انقلاب را تحت حاكميت عناصر ليبرال و ميانه‌روهاي غيرمذهبي در صحنه‌ي سياسي آينده ايران دنبال مي‌كرد كه با حاكميت يافتن اكثريت انقلابيون مذهبي پس از استعفاي بازرگان و قطع اميد از عناصر وابسته، جهت‌گيري سياسي خارجي‌اش را براساس جهت‌گيري براندازي ترسيم كرد.

با اين وجود، بايد عنايت داشت كه كاخ سفيد به دليل ترس از به خطر افتادن جان گروگان‌هاي آمريكايي، جهت‌گيري براندازي را مرحله به مرحله و به صورت تدريجي به مورد اجرا گذاشت. عمده‌ترين جلوه‌ جهت‌گيري براندازي در فاز نظامی كوتاه‌مدت آمریکاعملیات پنجه عقاب بود.

ماجراي طبس(طراحی وچگونگی اجرا ی عملیات پنجه عقاب)

همانطور که ذکر شداشغال سفارت آمريكا در تهران، حذف دولت موقت از صحنه‌ي اجرايي كشور، تثبيت پايه‌هاي قدرت و حاكميت انقلابيون مذهبي و استمرار ماجراي گروگان‌گيري موجب بحراني بزرگ، تشتت‌آرا و اختلاف‌نظر در دستگاه ديپلماسي آمريكا پيرامون نحوه‌ي برخورد با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي گرديد.

در اين ميان، شوراي امنيت ملي آمريكا به سرپرستي برژينسكي طرفدار اقدامات قاطع نظامي عليه انقلاب اسلامي بود. برخي تحليل‌گران معتقدند كه برژينسكي و طرفداران اقدام نظامي، تلاش داشتند تا با حمله‌ي نظامي به ايران، اشتباه اوليه‌ي خود را در قبال پيروزي انقلاب اسلامي به نحوي جبران كنند كه حيثيت جهاني لطمه‌خورده‌ي آمريكا تا حدودي ترميم گردد.

بر اين اساس، برژينسكي با القاء ديدگاه خود بر كادر رهبري آمريكا، از نخستين روزهاي گروگان‌گيري، دولت اين كشور را متقاعد ساخت تا با انجام مطالعات و كسب اطلاعات، شيوه‌ي اجراي عمليات را طراحي كند. به همين منظور وي عمليات آزادسازي گروگان‌ها را مورد بررسي قرار داد. هدف اين بود كه اگر عمليات نجات به شكست انجاميد، با انجام عمليات نظامي جبران شود. سرانجام طي برگزاري چند جلسه در شوراي امنيت ملي ايالات متحده، اجراي عمليات نجات به تصويب رسيد و كارتر دستور اجراي آن را صادر كرد.

ماجراي عمليات نجات متكي به حمله‌ي نظامي از اين قرار بود كه يك گروه 82 نفري از لشگر ويژه‌ي هوا به زمين ارتش آمريكا موسوم به «دلتا»، به فرماندهي سرهنگ چارلي بكويث كه به مدت پنج ماه در صحراي «آريزونا» كه تقريباً شرايط كويري ايران را دارا بود و نيز در محل‌هايي كه شبيه سفارت آمريكا ساخته شده بود، تحت تعليم قرار گرفته بودند، با پيشرفته‌ترين سلاح‌ها و تجهيزات به همراه تعدادي هواپيما و هليكوپتر با يك حمله‌ي ناگهاني به ايران، گروگان‌هاي آمريكايي را با خود ببرند.

براساس اين طرح دو روزه، سه فروند هواپيماي «C-» و هشت فروند هلي‌كوپتر مدرن «سيكورسكي» كه به خاطر پرونده‌ي سفيد تعميراتي جايزه و مدال گرفته بودند، در شب اول عمليات در عمق خاك ايران و در منطقه‌ي كويري و دورافتاده‌ي طبس فرود مي‌آمدند و پس از سوخت‌گيري، تيم اصلي حمله توسط هلي‌كوپترها به نقطه‌اي نزديك تهران منتقل و پنهان مي‌شدند. طي شب بعد، حمله به محل سفارت انجام مي‌شد و پس از انتقال گروگان‌ها به استاديوم «امجديه» كه نزديك سفارت بود، از آنجا به فرودگاه تهران كه قبلاً توسط هواپيماهاي آمريكايي اشغال شده بود، منتقل مي‌شدند.

سرانجام يك روز پس از اينكه يك گروه جاسوس از صليب سرخ بين‌المللي در ملاقات با گروگان‌ها مشخص نمود كه تمام 50 گروگان، كماكان در سفارت به سر مي‌برند، كارتر در دفتر كارش كلمه رمز «برويد» را كه اعلام‌كننده‌ي آغاز حمله بود، صادر كرد.

هواپيماهاي شركت‌كننده از يك فرودگاه واقع در مصر پرواز كردند تا 82 كماندو را وارد ايران كنند. در همين بين 8 هلي‌كوپتر نيز از ناو جنگي «نيميتز» كه در سواحل درياي عمان قرار داشت، بلند شده و از نقطه كور رادار در ارتفاع بسيار پايين وارد ايران شدند.

به رغم ورزيدگي خلبان‌ها و پيش‌بيني‌هاي علمي كارشناسان آمريكايي مبني بر عدم وقوع طوفان در روز عمليات، در هنگامه‌ي عمل يعني در تاريخ 5 ارديبهشت 1359ه‍.ش (24 آوريل 1980م) سه فروند از هلي‌كوپترها در مواجهه با طوفاني از شن از دور خارج شدند و به دنبال آن، يكي ديگر از هلي‌كوپترها نيز پس از سوخت‌گيري با هواپيماي حامل سوخت تصادف كرد و انفجار حاصل از آن، سبب كشته شدن هشت آمريكايي گرديد. بدين ترتيب عمليات در همان مرحله اول به طور كلي متوقف و كماندوهاي آمريكايي پا به فرار نهادند.

همکاری بنی صدر با آمریکا

در اين عمليات نقش‌آفريني تكميل‌كنندگان جهت‌گيري براندازي و بازيگران و مجريان جهت‌گيري انحراف هويدا گشت. در اين مرحله بني‌صدر توسط فرماندهان نظامي منصوب خود نظير تيمسار شادمهر، رئيس ستاد مشترك وقت ارتش و تيمسار باقري، فرمانده‌ي وقت نيروي هوايي به پايگاه يكم شكاري دستور جمع‌آوري سريع توپ‌هاي 23 ميلي‌متري ضدهوايي كه حريم هوايي فرودگاه و پايگاه را تأمين مي‌كرد، داد. به نحوي كه باند فرودگاه تهران تا روز تهاجم بدون مراقبت بود.

مشابه اين دستور به پايگاه‌هاي ديگر؛ مانند شيراز، ايستگاه رادار مشهد و… نيز ابلاغ شد. مزيد بر اينها به دنبال اعلام بر جاي ماندن اسناد طبقه‌بندي‌شده‌ي سري در صحنه‌ي عمليات توسط وزير جنگ آمريكا، به دستور مستقيم بني‌صدر كه در آن زمان فرماندهي كل قوا را در اختيار داشت، هواپيماهاي ايران هلي‌كوپترهاي بي‌دفاع بر جاي مانده‌ي مهاجمين آمريكايي را بمباران كردند كه در اين حادثه فرمانده‌ي سپاه يزد، محمد منتظرقائم نيز به شهادت رسيد.

اسناد و مدارك و همچنين اظهارات سران كاخ سفيد، بيانگر آن است كه عمليات نجات موسوم به «پنجه‌ي عقاب» اگرچه در ظاهر براي نجات گروگان‌ها طراحي شده بود، اما در اصل هدف غايي اين اقدام مداخله‌جويانه براي براندازي نظام جمهوري اسلامي طرح‌ريزي شده بود.

آمريكا قصد داشت تا تحت پوشش نجات گروگان‌ها با استفاده از نيروهاي كماندويي و عناصر ضدانقلابي در داخل كشور به سفارتخانه و وزارت امورخارجه حمله‌ور شده و سپس به مراكز حساس دولتي كشور، از جمله محل سكونت امام يورش برده و با بمباران و سقوط مراكز حساس، جهت‌گيري براندازي را عملي سازد. برژينسكي استراتژيست كهنه‌كار كاخ سفيد، ضمن اعتراف به شكست تكان‌دهنده‌ي آمريكا در اين رابطه چنين نوشت:

«آمريكا درصدد بود چنان‌كه حمله‌ي نظاميان آمريكا به سفارت با شكست مواجه شد، تهران را بمباران كند.»

به نظر مي‌رسد فشار روحي و رواني ناشي از شكست عمليات نجات كه محاسبات صورت‌گرفته براساس اصول و قواعد علم تجربي مبتني بر ديدگاه مادي‌گرايانه را از اعتبار قطعيت ساقط ساخت، اضطراب و ترديد در انجام اقدامات تلافي‌جويانه ضربتي را براي آنها به ارمغان آورد.

پیامدهای حمله آمریکا به طبس

به هر حال نتيجه‌ي ماجراي تهاجم نظامي به طبس، پيروزي بزرگ ايران و الگو قرار گرفتن آن از سوي كشورهاي جهان سوم و به ويژه مردم ممالك اسلامي، تضعيف موقعيت ابرقدرتي آمريكا در صحنه‌ي روابط بين‌الملل، استعفاي سايروس ونس وزير امورخارجه‌ي آمريكا به نشانه‌ي اعتراض و مهم‌تر از همه شكست خفت‌بار كارتر، برانگيخته شدن افكار عمومي عليه وي و حذف آن از رأس هرم قوه‌ي اجرايي ايالات متحده بود. خبر اين شكست براي كارتر آن‌چنان تلخ و دردناك بود كه به محض شنيدن خبر ناكامي عمليات، تعادل خود را براي مدتي از دست داد. برژينسكي در اين رابطه چنين نوشت:

«وقتي كه خبر شكست طرح طبس به كارتر رسيد، وي مانند شخصي كه به ضرب چاقو مجروح شده باشد، به خود مي‌پيچيد و به اطرافيانش بد و بي‌راه مي‌گفت.»

طعم تلخ شكست ماجراي طبس براي كارتر رئيس‌جمهور وقت ايالات متحده آن‌چنان تلخ بود كه بعدها در مصاحبه با روزنامه كويتي الانباء چنين گفت:

«دوران رياست جمهوري من بدترين دوره‌هاي رياست جمهوري در آمريكا بوده چه در آن زمان دولت آمريكا در دست آيت‌الله خميني در ايران به گروگان گرفته شد.»

در جمع‌بندي ماجراي طبس به اين نتيجه مي‌رسيم كه امدادهاي غيبي همواره پشت و پناه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي بوده است. همان‌گونه كه بنابه گفته‌ي امام(ره)، آن دانه‌هاي شن مأمور خداوند بودند، امدادهاي غيبي الهي، با خنثي كردن عمل خصمانه‌ي آمريكا، بقا و استمرار انقلاب اسلامي را تضمين كرد.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت الاسلام و المسلمین، سید مصطفی رضوی حیدری فرمانده کمیته انقلاب اسلامی و آزاده و جانباز30% انقلاب، امام جمعه فقيد شهرستان فريمان و فرمانده کميته انقلاب اسلامي شهرستان طبس و اولین مسئولی که در سال 1359 در محل حادثه حضور یافت، از حمله نظامي آمريکا در کوير طبس

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *