تیتر خبرها

طبس – شن ها هنوز از شکست مفتضحانه آمریکا در صحرای طبس سخن می گویند!

شن ها هنوز از شکست مفتضحانه آمریکا در صحرای طبس سخن می گویند!

شن ها هنوز از شکست مفتضحانه آمریکا در صحرای طبس سخن می گویند!
شن ها هنوز از شکست مفتضحانه آمریکا در صحرای طبس سخن می گویند!

محمدرضا امینی

برژینسکی، مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری آمریکا «طرح عملیات پنجه عقاب در ایران» را در کتابی با نام «انتخاب های دشوار» چنین شرح می دهد:

ـ طرح عملیات که پس از هفته ها بررسی و تحلیل تهیه شده بود، جمعا دو روز (از چهارم تا ششم اردیبهشت 1059) طول می کشد. در شب اول، هشت بالگرد و سه هواپیمای0 11-C در عمق خاک ایران در وسط بیابان فرود می آیند. بالگردها پس از سوخت گیری شبانه، به نقطه ای در نزدیکی تهران پرواز می کنند و تمام روز را در انتظار فرارسیدن شب در این نقطه توقف می کنند. حمله به سوی سفارت که محل نگاهداری گروگان های آمریکایی بود، در شب دوم با وسایط نقلیه ای که قبلا تدارک شده، انجام می گیرد و یک گروه جداگانه هم برای نجات «بروس لینکن» کاردار سفارت و دو تن از همکارانش به محل وزارت امور خارجه ایران می روند. برنامة دقیقی برای ورود به سفارت و آزاد ساختن گروگان ها پیش بینی شده بود و گروگان ها پس از رهایی و شاید به همراه چند اسیر از اشغال کنندگان آن به استادیومی که در نزدیکی سفارت قرار داشت منتقل می شدند و با بالگردها به یک فرودگاه مجاور پرواز می کردند. قرار بود این فرودگاه شبانه به وسیلة یک گروه کماندویی اشغال شود و گروگان ها و کماندوها با هواپیمای مستقر در فرودگاه به پرواز درآیند. تمام مراحل عملیات در تاریکی شب پیش بینی شده بود و با تمرین های مکرر برای این عملیات به وسیلة گروه ورزیده ای که داوطلب انجام این ماموریت شده بودند، همه ما به نتیجة آن امیدوار بودیم.

اعضای DELTA FORCE (نیروی ویژه این عملیات) بارها و بارها عملیات را به طور آزمایشی تکرار و تمرین کردند. طراحی استادیوم فوتبال امجدیه در نزدیکی سفارت برای سوار شدن به بالگردها در استادیوم، دست کم یکصد بار انجام شد. یکصد بار سفارت ساختگی در میدان تیر مورد حمله قرار گرفت و صدها و صدها بار افراد از دیوار 9 فوتی که ساخته شده بود بالا رفته و پایین پریدند. طراحی دیوار سفارت و انفجار آن به نحوی که به آسانی کامیون ها از آن عبور کنند، بارها و بارها توسط یک متخصص انفجار انجام شد. همة اینها در حالی بود که بیش از پنج ماه از اشغال لانه جاسوسی گذشته بود و گروگان ها که تا پیش از آن در چند محل مختلف نگهداری می شدند به دلیل اصرار صلیب سرخ برای بازدید از آنها در محل سفارت نگهداری می شدند. گویا این امر نیز با هماهنگی آمریکا برنامه ریزی شده بود. بنابراین همه چیز برای انجام عملیات آمریکایی ها بر اساس اصل غافلگیری آماده شده بود.

روز موعود، یعنی چهار اردیبهشت ماه1359پس از فرود هواپیماهای نظامی در صحرای طبس، نیروهای آمریکایی متوجه شدند که در آن جاده متروکه اتوبوس و کامیونی در حال تردد هستند. کامیون فرار می کند، اما مسافرین اتوبوس گروگان گرفته می شوند. با وجود رسیدن هواپیماها، بالگردها از زمان تعیین شده خود تأخیر می کنند. مشخص می شود دو فروند از بالگردها در همان اوایل پرواز به دلیل طوفان های شن دچار نقص فنی شده اند و مجبور به بازگشت می شوند. تنها شش بالگرد که در دسته های دوتایی در حال پرواز بودند با تأخیر به طبس می رسند.

در آنجا نیز یکی دیگر از بالگردها دچار نقص فنی شد و قادر به پرواز نبود. این در حالی بود که برای انجام این عملیات، حمل نیروها و گروگان های آمریکایی، حداقل شش بالگرد مورد نیاز بود. با خراب شدن یکی از بالگردها، فرمانده عملیات حاضر نشد با پنج فروند بالگرد عملیات را ادامه دهد و با هماهنگی مسئولان مافوق خود تصمیم به لغو عملیات و بازگشت می گیرد.

نیروهای نظامی در حال سوار شدن به هواپیماهای 110;-C بودند که ناگهان به دلیل طوفان شنی که به دلیل حرکت ملخ های بالگردهای آمریکایی ایجاد شد، یکی از بالگردها کنترل خود را از دست داد و به هواپیمای 101-C که در حال سوختگیری از هواپیمای دیگر بود، برخورد کرد و انفجار شدیدی رخ داد. در این انفجار هشت نفر از سربازان کشته شدند. پس از آن به سرعت نیروهای آمریکایی سوار دو هواپیمای دیگر شدند تا طبس را به مقصد پایگاه نظامی خود در دریای عمان ترک کردند.

پس از خروج آمریکایی ها از ایران، کاخ سفید اعلام کرد که آمریکا طی عملیاتی در صحرای طبس جهت آزاد کردن گروگان هایش با شکست مواجه شده است. در بیانیه آنها ذکر شده بود که اسناد سری و مهمی در هلی کوپترها به جای مانده است.

پس از گذشت مدت زمانی کوتاه از پخش این خبر، به دستور مستقیم بنی صدر که در آن زمان سمت فرماندهی کل قوا را داشت، بالگردهای به جا مانده بمباران شدند و اسناد سری و مهم باقی مانده از بین رفت. بنی صدر به این بهانه که آمریکایی ها نباید فرصت استفادة مجدد از این تجهیزات را به دست بی آورند، به شکلی غیرمنتظره این فرمان را صادر کرد که در این قضیه، محمد منتظرقائم فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد نیز که در منطقه از بالگردها حفاظت می کرد به شهادت رسید.

این خلاصه ماجرای طبس بود که در تاریخ انقلاب مان ماندرگار شد. برای تصور بزرگی این حادثه می توانید به این فکر کنید که اگر داستان عملیات طبس با موفقیت انجام می شد چه اتفاقاتی رخ می داد! اتفاقاتی از این قبیل در تاریخ انقلابمان کم نیستند. لکن آنچه مهم است اینکه نباید بگذاریم غبار غفلت روی آنها بنشیند و این ماجراها بایستی زبان به زبان منتقل شود.

ماجرای طبس درس ها و عبرت هایی در نهان دارد که نمی توان به سادگی از آن گذشت. به راستی آمریکایی ها همه آن اطلاعات ریز و دقیق را حتی مکان خوابیدن و زندگی نگهبان ها را از کجا گرفته بودند؟! اینجاست که جملة حضرت امام که «همه ملت باید از سازمان اطلاعات باشد» نمود بیشتری پیدا می کند. آن زمان در ایران کسی نمی دانست تصاویر تلویزیونی ای که هر روز از تظاهرات مردم در مقابل سفارت آمریکا در تلوزیون پخش می شد و روی ماهواره ها می رفت، حاوی نکات اطلاعاتی بی شمار و مهمی برای طراحان عملیات است. کسی نمی دانست آنان از روی نحوة در دست گرفتن سلاح به ارزیابی نیروهای انقلاب پرداخته و برآورد می کردند افراد مسلح داخل سفارت چقدر آموزش دیده اند. کسی نمی دانست نحوة تردد مسافران در فرودگاه و کنترل و بررسی مدارک در فرودگاه و یا سفرهای بین شهری و نوع کنترل های پلیس بین شهری و نحوة رفت وآمدهای عادی و روزمره مردم در شهر و… با دقیق ترین اطلاعاتی که اصلا مهم به نظر نمی رسد، بایگانی شده و برای طراحی یک عملیات نظامی مورد استفاده قرار می گیرد. برای اجرای عملیات، حتی افکار و تخیلات نگهبانان سفارت مطالعه شده بود!

بی شک واقعة طبس از معجزات الهی و از امداد های غیبی حضرت حق بود. خداوند در سورة محمد(ص) آیة 7 می فرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکُمْ وَ یثَبِّتْ أَقْدامَکُم »؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را یاری کرده و ثابت قدمتان می گرداند.

چنانچه از تفاسیر برمی آید، منظور از یاری خداوند، یاری دین اوست؛ یعنی اگر قومی در راه احیای دین و احکام الهی قیام کرده آن را یاری نمایند، خداوند متعال نیز از روی رحمت امداد های خویش را بر آنان فرستاده قدم های آنان را در راه حق استوارتر می سازد.

امروز اگر بخواهیم الطاف الهی شامل حال ما و انقلابمان شود بایستی همچون نسل های گذشته در راه رسیدن به آرمان های اسلام و انقلاب فداکاری ها کنیم تا شاید زمینة امداد الهی همچنان در جریان باشد. البته این فداکاری در راه دین شاخص هایی نیز دارد که از آیات 40 و 41 سورة حج استفاده می شود:

وَ لَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ * الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ و هر کس خدا را یاری کند، خداوند یاری اش می کند و خدا توانا و پیروزمند است. همان کسانی که اگر در زمین مکانتشان دهیم نماز می گزارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند. و سرانجام همه کارها با خداست.

حضرت امام(ره) در روز چهاردهم خرداد همان سال، یعنی حدود یک ماه بعد از حادثه طبس، طی سخنانی ماندگار فرمودند: «کی این هلیکوپترهای آقای کارتر را که می خواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن ها ساقط کردند. شن ها مأمور خدا بودند. باد مأمور خداست. قوم عاد را باد از بین برد. این باد مأمور خداست. این شن ها همه مأمورند. تجربه بکنند باز. لکن ما نباید مغرور بشویم. من به ملت ایران عرض می کنم که مغرور نشوید. تمام قدرت، قدرت خداست و باید اتکال به او بکنید، و خودتان را فانی بکنید در آن قدرت بزرگ. مادامی که ملت ایران همان قدرت اول را که قدرت معنوی بود و با اللَّه اکبر پیش برد، مادامی که این حفظ بشود، شما بیمه هستید؛ بیمه الهی هستید.»

نیروهای نظامی در حال سوار شدن به هواپیماهای 130C بودند که ناگهان به دلیل طوفان شنی که به دلیل حرکت ملخ های بالگردهای آمریکایی ایجاد شد، یکی از بالگردها کنترل خود را از دست داد و به هواپیمای 101-C که در حال سوختگیری از هواپیمای دیگر بود، برخورد کرد و انفجار شدیدی رخ داد. در این انفجار هشت نفر از سربازان کشته شدند. پس از آن به سرعت نیروهای آمریکایی سوار دو هواپیمای دیگر شدند تا طبس را به مقصد پایگاه نظامی خود در دریای عمان ترک کردند.

حضرت امام(ره) در روز چهاردهم خرداد همان سال، یعنی حدود یک ماه بعد از حادثه طبس، طی سخنانی ماندگار فرمودند: «کی این هلیکوپترهای آقای کارتر را که می خواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن ها ساقط کردند. شن ها مأمور خدا بودند. باد مأمور خداست. قوم عاد را باد از بین برد. این باد مأمور خداست. این شن ها همه مأمورند. تجربه بکنند باز.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت الاسلام و المسلمین، سید مصطفی رضوی حیدری فرمانده کمیته انقلاب اسلامی و آزاده و جانباز30% انقلاب، امام جمعه فقيد شهرستان فريمان و فرمانده کميته انقلاب اسلامي شهرستان طبس و اولین مسئولی که در سال 1359 در محل حادثه حضور یافت، از حمله نظامي آمريکا در کوير طبس

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *