تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)6) طبس و حمله نظامی آمریکا / 2)6)1) اخبار و مطالب مرتبط با واقعة طبس و تهاجم نیروهای نظامی آمریکا به ایران / طبس – شرح واقعه تجاوز نظامی آمریکا از طریق بیابان طبس(عملیات چنگال عقاب) و خیانتهای عوامل داخلی مرتبط با آمریکا

طبس – شرح واقعه تجاوز نظامی آمریکا از طریق بیابان طبس(عملیات چنگال عقاب) و خیانتهای عوامل داخلی مرتبط با آمریکا

شرح واقعه تجاوز نظامی آمریکا از طریق بیابان طبس(عملیات چنگال عقاب) و خیانتهای عوامل داخلی مرتبط با آمریکا

شرح واقعه تجاوز نظامی آمریکا از طریق بیابان طبس(عملیات چنگال عقاب) و خیانتهای عوامل داخلی مرتبط با آمریکا
شرح واقعه تجاوز نظامی آمریکا از طریق بیابان طبس(عملیات چنگال عقاب) و خیانتهای عوامل داخلی مرتبط با آمریکا

قمست اول:شروع عملیات و انفجار در بیابان

مقدمه:

در جریان به گروگان گرفتن کارمندان سفارت آمریکا در تهران توسط گروهی با عنوان دانشجویان پیرو خط امام، دولت جیمی کارتر در پی تدارک عملیاتی نظامی برای آزادی گروگانها برآمد، این عملیات که به عملیات چنگال عقاب (Eagle Claw) نامگزاری شد در 24 آوریل 1980 برابر با 5 اردیبهشت 1359 شروع شد و با زمین گیر شدن نیروهای آمریکایی در صحرای طبس عقیم ماند و به یک شکست سیاسی برای جیمی کارتر رئیس جمهوری وقت ایالات متحده بدل گشت.

عملیات چنگال عقاب  بی شک یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ معاصر ماست و در عین حال زمین گیر شدن یک ارتش مجهز و منظم را در صحرا و بدون حضور دشمن نشان می دهد، و در عین حال نظریه اینجانب را نیز در مقام اول نبودن ارتش آمریکا تائید می کند.شاید برای درک بهتر آرزوی آمریکایی  در تحقق نجات گروگانهای تبعه این کشور نگاهی به فیلم “جاسوس بازی” با بازی رابرت ردفورد و براد پیت بیاندازیم، در این فیلم رابرت ردفورد که نقش یک متخصص کارکشته سی.آی.اِی را بازی می کند در عرض 24 ساعت به کمک تام بیشاب با بازی براد پیت می شتابد و با ترتیب دادن یک عملیات نظامی در خاک جمهوری خلق چین شاگردش تام بیشاب را که به واسطه عشقش به یک دختر خرابکار انگلیسی که در چین بازداشت است و گرفتار شده و در آستانه اعدام است نجات می دهد.در این نوشتار ما قضاوت های شخصی و احساسی را کنار گذاشته و به شرح واقعه می پردازیم، واقعه ای که کماکان به ما می فهماند که داشتن ادوات و تجهیزات جنگی پیشرفته دلیل بر قدرتمند بودن یک ارتش نیست ، بلکه طریقه استفاده از ادوات نظامی و میل به پیروزی و اراده قوی درتحقق آرمان پیروزی ، دلیل اصلی قدرت یک کشور و یک ملت می باشد.

در این مقاله که به واسطه طولانی بودن آن به دو بخش تقسیم شده است، کوشیده ایم که بیشتر به شرح واقعه و طریقه طرح و پیچیدگی  موجود در عملیات بپردازیم و برای خواننده مسئله را باز کنیم . در بخش اول به شروع عملیات و و طراحی اول آن و زمینگیر شدن گروه نجات در صحرای طبس اشاره خواهیم کرد و در بخش دوم مقاله به بخش دوم عملیات در تهران که هیچگاه اجرا نشد اشاره خواهیم نمود .

گروه نجات و کماندوهای شرکت کننده در عملیات نجات:

اعضای گروه نجات گروگانها از 4 سرویس تشکیل یافته بودن، که به گروه های برگزیده و پیشقدم تعلق داشتند. بیشتر آنها از ارتشی های برگزیده و خشن بودند . تعلیم دهندگان آن ها، آنطور که گزارش شده است، شامل افرادی از هنگ پلیس مخصوص سرویس های هوایی بریتانیا (SAS) که به طور بسیار فعالانه ای در سرکوبی جنبش های چریک های ایرلند شمالی نقش گسترده ای داشتند، وارد عمل شده بودند. هم چنین نیروهای “گرنز چوتز گروپ” از آلمان غربی ( G.S.G.9) و نیز گروه های مشابه دیگری در تعلیمات آنها سهیم بودند. طبق مقاله ای تحلیلی که در مجله هفتگی AVIATION WEEK که در 3 شماره انتشار یافت، مدت تمرین به مراتب بیش از 4 ماه ذکر شده است. و یک ژنرال عالی رتبه نیروی هوایی به عنوان مشاور مخصوص پست فرماندهی در عملیات نجات انتخاب شد. انتخاب او به خاطر تجربه و دانش کسب شده اش در خلال مسافرت ویژه ای که در همان حوالی به ایران نموده بود.. تمرینات در  پایگاه FORT BAGG انجام شده و کماندو ها  از طریق آلمان غربی به پایگاه آکروتینی در قبرس و سپس از آن به اسرائیل و مصر منتقل شدند.

در 22 نوامبر 1979 در جلسه مشترکی با شرکت “عزروایزمن” وزیر دفاع اسرائیل ،سفیر آمریکا در تل آویو و وابسته نظامی آمریکا  جزئیات همکاری اسرائیل در این عملیات روشن گردید. در این جلسه تصمیم گرفته شد که از افسران و طراحان برنامه حمله به فرودگاه انتبه (اوگاندا) نیز استفاده شود.‌

مرحله اول  شروع عملیات :

شروع عملیات، 4 اردیبهشت ماه 1359:

پرواز 8 فروند هلیکوپتر سیکورسکی از ناو هواپیمابر نیمیتز و  ورود 6 فروند هواپیمای سی- 130 از عمان به حریم هوایی ایران.

هواپیماهای C-130  همگی از “پایگاه قنا” در مصر برخاسته بودند. انور سادات رئیس جمهوری وقت مصر دخالت کشورش را در حمله نظامی به ایران هیچگاه کتمان نکرد و بعدها در مصاحبه خود با شبکه های خارجی چنین گفت:” من به مردم آمریکا قول داده ام که تجهیزات و تسهیلات نجات گروگان ها و نیز نجات هر کشور عربی دیگری را در خلیج فارس فرآهم سازم.” اما  آن طور که از مدارک به دست آمده از هلی کوپترها مشخص می شود، هواپیماهای سی -130 در مسیر خود از مصر به سمت ایران در خاک یک کشور ثالث  فرود آمده اند و سوخت گیری نموده اند. این کشور با در نظر گرفتن موقعیت آن و نیز وجود پایگاه های نظامی آمریکا در نزدیکی خلیج فارس ، سلطان نشین عمان می باشد، چرا که طبق اسناد به دست آمده از هلیکوپتر ها، در تاریخ 24 آوریل ،‌در ساعت 13:30 دقیقه به وقت گرینویچ و ساعت 18 به وقت تهران  هواپیماها آماده پرواز به سمت ایران می شوند و در ساعت 15:25 دقیقه به وقت گرینویچ و 19:55 دقیقه به وقت تهران از نقطه CPI (مرز آبی و خشکی ایران) عبور می کنند، حال آنکه به وضوح می توان دریافت که فاصله زمانی پرواز از خاک مصر تا لحظه عبور از مرز خشکی ایران به مراتب زمانی بیشتر از 1 ساعت و 55 دقیقه طول می کشد و بنابر شواهد- هواپیماها از پایگاه هوایی آمریکا در خاک عمان و از جزیره مصیره در شرق این کشور برخاسته اند. پنتاگون نیز بعدها  فرودگاه نظامی در شمال جزیره مصیره را محل فرود و سوختگیری هواپیماها اعلام کرد.

نام کوچک  خلبانان و کمک خلبانان 8 هلیکوپتر(بر اساس اسناد به دست آمده از داخل  هلیکوپترها

شماره

نام خلبان

نام کمک خلبان

1 – کو رنس

2 – دی هاوست بی- جی

3 – شف مو

4-  بارنی استریک

5 – راد کوکی

6 – هاف جان بوی

7 – ال- سی راس

8 – جیم جیم

4 اردیبهشت 1359 برابر با روز 24 آوریل 1980 هلی کوپتر های RH-53D در ساعت 15:5 دقیقه به وقت گرینویچ و 19:35 دقیقه به وقت تهران در تاریکی شب از روی ناو هواپیمابر نیمیتز که در فاصله 50 مایلی (80 کیلومتری) مرز خشکی ایران لنگر انداخته بود، به سمت ایران برخاستند و در ساعت 15:34 دقیقه به وقت گرینویچ و 20:4 دقیقه به وقت تهران از منطقه ای مابین بندر جاسک و چابهار در حالی که فاصله ای 29 دقیقه ای را طی نموده بودند، عبور کردند و وارد حریم هوایی ایران شدند.

مجله تایمز چاپ لندن ، بعد از شکست این عملیات شرح مفصلی از  آن را در اختیار خوانندگان خود قرار داد و در مورد مرحله اول این عملیات و ورود هواپیماها و هلیکوپتر ها به خاک ایران چنین نوشت:

3هواپیمای C-130 حدود 90 نفر کماندو را حمل می نمودند و 3 فروند دیگر جهت هلیکوپتر ها سوخت حمل می کردند که همگی آنها از فرودگاهی در مصر بلند شده بودند. 8 هلیکوپتر RH-53D که به صورت دو به دو پرواز می نمودند  ناو هواپیما بر اتمی نیمیتز NIMITZ را که در دریای عمان( در فاصله 80 کیلومتری) آن واقع شده بود به سمت صحرائی در شمال شرقی ایران ترک نمودند. “مجله تایمز(مورخ 12می 1980)”

گزارشی از معاونت اطلاعاتی نیروی هوایی ارتش ایران در رابطه با پرواز هلیکوپتر های ناشناس در چابهار: (عین گزارش آورده شده است)

بسمه تعالی

نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران (تلفن ****  )

معاونت اطلاعاتی (مدیریت اطلاعات  و ارشاد) نهاجا

تیمسار فرماندهی نیروی هوایی نهاجا

موضوع: پرواز هلیکوپترهای ناشناس در چابهار

1) طبق اظهار اپراتور چابهار  و ستوان فقیهی در ساعت 24:00 الی 30 دقیقه نیمه شب مورخه 6/2/59 دیده بان های سایت رادار به وسیله دوربین چشمی در سمت غرب پایگاه زمینی، چراغهای مسیر متحرکی با سرعت های کم در ارتفاع پست دیده شده است که در حال مانور بودند و به علت بُعد سایت امکان شناسایی غیر ممکن گزارش شده است، در ضمن هیچ یک از دیده بان های رادار در پایگاه ، هواپیمای اسکرامپل را در منطقه مشاهده ننموده اند.

2) از ساعت 22:00 الی 23:00 از طرف منطقه چابهار در مسیر رادیو تلویزیون چابهار به طرف نیروی زمینی مشاهده شده و دو فروند از هلیکوپتر های روی ساختمان H   نور انداخته و جمعا 6 فروند به دنبال هم در حرکت بودند و تعداد 3 فروند از آنها در منطقه نیروی زمینی می نشستند و بلند می شدند ، که این موضوع توسط ستوان دوم مریدی جز (آتشبار پدافند از سایت چابهار) مشاهده نموده است.

معاون اطلاعاتی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران- سرهنگ پرویز پیروز

نقطه ورود به مرز ایران به مختصات جغرافیایی 25 درجه و 5/23 دقیقه به سمت شمال و 59 درجه و 39 دقیقه به سمت شرق می باشد، هواپیماهای حامل کماندو ها در ارتفاع بسیار پایین 150 پایی به منظور عبور از نقطه کور رادارهای ایرانی در پرواز بودند.، قبل از توضیح مسیر حرکت و تشریح آن باید یادآوری نمود که فقط مسیر حرکت و جزئیات عملیات دو هلیکوپتر برای ما روشن می باشد و نقشه پرواز هلیکوپترهای دیگر صرفا از برخی اسناد دیگر به دست می آید، چرا که نقشه ها و تمامی اسناد موجود در هلیکوپتر های دیگر به علت بمباران هلیکوپترها توسط نیروی هوایی ایران منهدم و نابود گشته اند.

جمع آوری توپ های 23 میلی متری از مسیر حرکت گروه :

تنها سه روز مانده به عملیات، مسیر نیروهای آمریکایی تا صحرای طبس از وجود توپهای ضدهوایی محروم می شود.

طبق گزارش، 10 آتشبار یعنی  80 توپ 23 میلیمتری ضد هوایی از شیراز، تهران، مشهد و بابلسر به بهانه اعزام به غرب کشور جمع آوری می شود، در حالیکه در انبارهای نیروی هوایی، توپ موجود است.

گزارش عینا آورده شده است:

شماره: 256-16-1412 به تاریخ 3/2/59

از معاونت عملیات فرمانده پدافند هوایی (زمین به هوا)

به فرماندهی گروهان پدافند هوایی تهران- مشهد- شیراز- بابلسر

(خیلی محرمانه)

درباره اعزام آتشبار 23 میلیمتری به ماموریت:

به فرموده مقرر است، آتشبار مشروحه زیر با کلیه تجهیزات و وسایل زیر با پرسنل سازمانی (هرتوپ 6 نفر درجه دار) با مهمات بار مبناء و ذخیره عملیاتی 15 روزه و سلاح انفرادی و غذا برای 5 روز در اول وقت اداری مورخه 6/2/59 در فرودگاه آن یگان آماده حرکت باشند. ضمنا به ازای هر آتشبار دو خودرو مربوطه نیز آماده باشند.

سرپرست معاون عملیاتی فرمانده پدافند هوایی، سرهنگ کریمی

گیرندگان:

1- گروه پدافند تهران، یک گردان 23 میلی متری شامل 3 آتشبار مجهز

2- گروه پدافند مشهد، یک گردان 23 میلی متری شامل 3 آتشبار مجهز

3- گروه پدافند هوایی شبراز ، یک گردان 23 میلی متری شامل 2 آتشبار از یگان مربوطه و یک آتشبار از بابلسر

4- گروه پدافند بابلسر، یک آتشبار 23 میلی متری ملحق به گردان اعزامی از شیراز

ساعت مخابره:16:30

مورخه:3/2/59

گوینده: ستوان یکم غریب

گیرنده:ستوان دوم غلامرضا بینش

مرحله دوم ، محل توقف و سوختگیری:

محل قرار شش هواپیما و هشت هلیکوپتر پس از ورود به حریم هوایی ایران، صحرایی دور افتاده و خالی از سکنه در دشت کویر به نام “دشت بادام” بود. ارتش شاه قبل از انقلاب در این منطقه که در این عملیات مورد توجه آمریکایی ها قرار گرفته بود ، فرودگاهی مخفی و به دور از چشم در قسمتی از یک جاده ارتباطی بنا کرده بود. نقشه این فرودگاه دور افتاده، در کاغذ های محمود جعفریان، یکی از وابستگان و استراتژیست های شاه پیدا شده بود. خود محمود جعفریان نیز در سال 58 به دست انقلابی ها اعدام شد. زمانی که او به توسط نیروهای انقلابی دستگیر می شد تلاش نمود که نقشه ها را بسوزاند. جعفریان به دستگیر کنندگانش گفت که: این محل به توسط سیا( CIA) و با بینش شاه برای استفاده های ضروری و لازم ساخته شده است. نیروی هوایی ایران قصد تخریب این محل را داشته است اما به علت مسائل پیچیده داخل کشور، هیچ عملی نسبت به این فرودگاه مخفی انجام نگردید. وقتی که یک افسر ایرانی در تصمیم اش مبنی بر تخریب آن پافشاری نمود، یکی از مقامات ارشد به او گفت: که آمریکایی ها باید بدانند که چنین محلی کشف شده است و بنابراین نباید به فکر استفاده از آن باشند.

هواپیماهای C-130   یکی پس از دیگری در صحرای پشت بادام فرود آمدند ، در همین بین 8 هلیکوپتر RH-53D رفتن را بسیار مشکل یافتند. زمانی که آنها از دریای عمان بدون چراغ و در نور ماه در خاک ایران پرواز می نمودند، دو فروند از هلیکوپتر ها به علت طوفان شدید شن با اشکال خرابی روبرو شدند. یکی از آنها به علت اشکالات هیدرولیکی نتوانست بالا بماند و در کویر در نزدیکی کرمان فرود آمد، یک هلیکوپتر  دیگر سرنشینان هلیکوپتر از کار افتاده را با خود برد. هلیکوپتر دوم به علت نقص فنی به نیمیتز بازگشت(نیمیتز در نزدیکی های ساحل جنوبی ایرا ن مستقر شده بود.)و بالاخره 6 هلیکوپتر  RH-53D به منطقه فرود نزدیک شدند.

شرایط دید ناکافی (دید تقریبا صفر) باعث شد که هلیکوپتر ها با تاخیر 85 دقیقه ای در صحرای شماره 1 فرود آیند، شاید همین مسئله به تنهایی باعث عقیم گذاردن ماموریت شد، زیرا که بر اساس کل زمان تاریکی ای که باقی مانده بود، مدت زمان جهت عملیات ناکافی به نظر می رسید،  و همچنین هلیکوپتر شماره 5 بدون آنکه فرمانده عملیات اطلاع داشته باشد به علت اختلالاتی در سیستم رادار  مجبور شد به نیمیتز بازگردد. و یکی از هلیکوپتر ها نیز در نزدیکی کرمان زمین گیر شده بود. که تمامی این عوامل ادامه عملیات را با تردید روبرو می کرد.

مجله تایمز در گزارش تحلیلی خود از این عملیات نافرجام در مورد ناکارآمدی این نوع هلیکوپترها در این عملیات اینچنین نوشت: RH-53D از انواع بهترین هلیکوپترهای آمریکایی است که در حمله به ایران استفاده گردید. قادر به حمل مقدار قابل توجهی سوخت اضافی است با تانکر های مخصوص سوخت، این هلیکوپتر می تواند مسافتی را تا حدود 800 مایل بپیماید و حتی جالب اینجاست که می توان برد مسافت را با استفاده از سوختگیری هوایی افزایش داد. در حمله به ایران این هلیکوپتر فقط مسافت 500 مایلی را طی نمود. عواملی که باعث می شد نتواند مسافت زیادی را بپیماید عبارت است از بارهای سنگین اضافی، از قبیل اسلحه و مهمات( که در عملیات نجات نافرجام گروگانها مقدار زیادی حمل می نمودند) و نیز بادها و طوفانهای شدید شن و پرواز در ارتفاع پائین. ( تایمز- مورخ 5 می 1980)

در اینجا سوالی مطرح می شود که عملیات چرا با تجهیزات بیشتر و تعداد افراد بیشتر انجام نشد؟ آیا طراحان عملیات با آب و هوای کویری ایران در آن فصل از سال آشنایی نداشتند و مشکلات ممکنه را  به خوبی ارزیابی نکرده بودند؟

فرمانده  عملیات “چارلز بَک ویت” که خود سوار بر C-130 در عملیات حاضر بود در مصاحبه ای که بعد از شکست علمیات در مورخه 12 ماه می 1980 با مجله تایمز داشت در مورد هلیکوپترها و به کار گیری تجهیزات بیشتر و همچنین در مورد هلیکوپتر ها ی به کار گرفته شده در عملیات چنین اظهار کرد:

“مجله تایمز: آیا در این عملیات احتیاج به نیروهای بیشتری بود؟

جواب: قبلا برای عملیات حدود 600 نفر کماندو و 30 هلی کوپتر در نظر گرفته شه بود، اما بعدا کارتر و مشاورانش تعداد آنها را تقلیل دادند.آمریکا در ماه نوامبر 2 ماهواره جاسوسی برای جمع آوری اطلاعات به فضا پرتاب کرده بود تا شرایط را بسنجد،

هلیکوپتری که به ناو نیمیتز بازگشت مسیر خطرناکی را طی نموده بود، زیرا که زمان فرود تقریبا مخزن سوخت اش خالی شده بود.15 متخصص تعمیر هلیکوپتر با این تیم همراه بوده است. هلیکوپتر ها به علت پرونده سفید تعمیراتی ای که داشتند، جایزه و مدال گرفته بودند. (مجله تایمز 12 ماه می 1980)”

البته برای تقلیل و کاستن از تجهیزات و تعداد کماندو ها دلیل قابل قبولی وجود داشت. و پنتاگون در این مورد بحث های زیادی می نمود. تعداد بیشتر هلیکوپتر ها ریسک را بیشتر می کرد و اینکه برخی از آنها وادار به فرود شوند. یکی از  مشاورین پنتاگون در این عملیات “شیمون پرز” بود که در عملیات موفق انتبه (در اوگاندا) در سال 1976 پست وزارت دفاع اسرائیل را داشت. شیمون پرز به تایمز گفت: در عملیاتی همانند این عملیات باید با حداقل تجهیزات مجهز شد. اگر شما تجهیزات زیاد داشته باشید، همه کارها را خراب خواهید کرد. و هم چنین از ناو هواپیمابر نیمیتز هم بیشتر از 8 هلیکوپتر نمی توانست بلند شود، و بر فرض هم اگر هلیکوپتر کمکی می خواست به کمک آنها بیاید، عملیات فاش می شد.

در ساعت 12:3 دقیقه شب به وقت تهران ، هلیکوپترها یکی پس از دیگری در محل هایی که از قبل مشخص شده بود، فرود می آمدند. مدت زمان پرواز هلیکوپترها از عرشه ناو هواپیمابر نیمیتز تا محل سوختگیری 4 ساعت و 28 دقیقه می باشد. طبق برنامه ای که از قبل تنظیم شده بود، قرار بود که توقف در این منطقه حداکثر یک ساعت به طول انجامد، یعنی در ساعت 20:30 دقیقه به وقت گرینویچ و 1:3دقیقه  نیمه شب به وقت تهران هلیکوپترها باید آماده پرواز می شدند(یعنی باید سوخت گیری تمام شده باشد) و قرار بود پرچم های ایران و نشان نیروی هوایی برای استتار روی هلیکوپترها نسب شود.

اما اولا: هلیکوپترها به علت طوفان شن شدید مدت نامعلومی ، حدود 1 الی 2 ساعت با طوفان دست و پنجه نرم می کردند و در بالای محوطه فرود می چرخیدند، تا اینکه پس از تلاش بسیار با دید صفر به زمین نشستند ، سپس حادثه بحرانی پیش آمد، بعد از نشستن هلیکوپتر ها، یکی از آنها سیستم هیدرولیکی اش به کلی خراب شد و به طوری که اصلا قادر به پرواز نبود، بنابراین فقط 5 هلیکوپتر باقی مانده بود چرا که دو فروند دیگر نیز ، یکی در حوالی کرمان زمین گیر شده بود و دیگری به علت خرابی به ناو نیمیتز بازگشته بود.، در حالی که این ماموریت با حداقل 4 هلیکوپتر قابل اجرا بود، فرماندهان شروع به بحث نمودند که آیا این ماموریت با 5 هلیکوپتر قابل پیاده شدن هست یا خیر،چرا که طراحان این ماموریت را برای حداقل 6 هلیکوپتر پیش بینی کرده بودند. حال آنکه سه تای آنها از عملیات خارج شده بودند.  چون احتمال می رفت که در اثر ادامه ماموریت تعدادی دیگر از هلیکوپترها خراب شوند و توانایی پرواز نداشته باشند، زمانی که هواپیماهای سی- 130 تصمیم به سوخت گیری هلیکوپترهای باقی مانده نمودند. به اصرار چالز بک ویت  و یکی از فرماندهان حاضر که یک سرهنگ ورزیده ارتش بود، نتیجه گرفتند که اگر مراحل بعدی عملیات موفقیت آمیز نباشد ، برخی از کماندوها و گروگانها مجبور می شوند که در ایران باقی بمانند. او ، پیشنهادش را به یک پست فرماندهی در خاورمیانه فرستاد، یک سرلشگر ارتش که فرمانده عملیات بود، پیغام او را به مرکز فرماندهی ارتش ملی ، پنتاگون رسانید، حال تصمیم نهایی با کارتر بود که در اطاق مطالعه اش در کاخ سفید نشسته بود، کارتر سخنان وزیر جنگش هارولد براون را در مورد وضعیت ماموریت شنید، در ساعت 4:50دقیقه بعد از ظهر به وقت واشنگتن ، بعد از آنکه ماموران نجات حدود 4 ساعت در کویر پشت بادام بودند، بدون آنکه کسی متوجه آنها بشود، پرزیدنت خیلی مایوس، موافقت نمود که عملیات را عقیم بگذارند.

اما موضوع داشت وخیم تر می شد، نزدیکی های نیمه شب(به وقت محلی)، یک اتوبوس با 40 سرنشین از جاده فرعی که درست از وسط محل سوخت گیری می گذشت، در حال عبور بودند. هم مسافران و هم آمریکایی ها از دیدن یکدیگر یکه خوردند. یکی از سرنشینان اتوبوس بعدها  در مصاحبه با رسانه های داخلی گفت:” ما فکر کردیم که آن ها راهز و دزد هستند، برخی از آنها فارسی صحبت می کردند، آنها به ما گفتند که از اتوبوس پیاده شویم و دستهایمان را بالا آوریم.”

بعدا با پنتاگون تماس گرفته شد که چه تصمیمی در مورد 40 سرنشین اتوبوس دارند؟ به آنها گفته شد که تمام سرنشینان اتوبوس را درون یک هواپیمای سی-130 قرار دهند و به طور موقت آنها را از ایران خارج سازند، یکی دیگر از سرنشینان اتوبوس اینچنین عنوان کرد: “آنها به ما گفتند که دوباره سوار اتوبوس شویم، یک آمریکایی اتوبوس ما را به نزدیک یک هواپیما راند، او به ما گفت، پیاده شده و سوار هواپیما شویم”، یک مقام رسمی آمریکا در واشنگتن بعدها اذعان کرد: آنها “می رفتند که مسافرت طولانی خوبی را داشته باشند!.”

انفجار هواپیمای سی- 130 :

حساس ترین لحظات ماموریت فرا می سید: در لحظه ای که سربازها در حال سوار کردن سرنشینان اتوبوس به داخل هواپیما بودند یک انفجار رخ داد. یکی از سرنشینان اتوبوس در مصاحبه خود در مورد انفجار هواپیما چنین عنوان کرد: “ما در حال سوار شدن به هواپیما بودیم که یکی از هواپیماها آتش گرفت، من نمی دونم چه شکلی ، اون فقط آتیش گرفت.”

حقیقت مطلب این بود که یکی از هلیکوپترها در حال سوختگیری از یکی از سی- 130 های سوخت رسان بود، هلیکوپتر بلند شد تا هلیکوپتر دیگری جهت سوختگیری آماده شود، اما در این لحظه خلبان، هلیکوپتر RH-53D را به سرعت به  جلو راند، که پروانه هلیکوپتر با هواپیما برخورد نمود(به قسمت بدنه) در همان لحظه آتش هر دوی آنها را در بر گرفت. 5 نفر در هواپیمای سی-130 و 3 نفر نیز در هلیکوپتر کشته شدند. دید ناکافی به علت گردو گبار و عجله خلبان هلیکوپتر در برخاستن، باعث این برخورد بود.

همچنین قبل از آتش سوزی، یک کامیون نفتکش که از سمت غربی محل عملیات سوختگیری به منطقه نزدیک می شد و راننده آن پس از تیراندازی ای که به تانکر او شد، فرار کرد، ترافیک غیر منتظره در جاده دورافتاده و احتمال فاش شدن ماموریت ، مرگ کماندوها و احتیاج فوری به رساندن زخمی ها به بیمارستان، تنها یک مسئله را پیش  می کشید که: تیم نجات باید هرچه سریعتر صحرا را ترک کنند. هرچند که اگر  تیم عملیات تا آن لحظه هم قصد ادامه عملیات نجات را داشتند، بعد از فرار راننده تانکر ، فکر ادامه هدف را از ذهن خود بیرون نمودند.

وقتی باقی نمانده بود، برای اینکه بدنه در هم پیچیده هواپیما خنک شود و آنها اجساد را بیرون بکشند. در عوض نجات دهندگان باید در وهله اول خود را نجات می دادند. نیروهای باقی مانده در فرصتی که داشتند، بر هواپیماهای سی-130 سوار شدند و به سوی جنوب ایران و آبهای آزاد پرواز کردند. در ساعت 7:30 دقیقه بعد از ظهر به وقت واشنگتن، کلمه “رسید” دریافت شد، تیم عملیات در خارج از ایران در حال پرواز بودند.

در ساعت 2 بامداد جمعه(به وقت واشنگتن)، کارتر از کارمندانش، تقاضای تهیه یک کپی از اظهارات جان- اف کندی در مورد اشغال نافرجام خلیج خوکها( در کوبا) را نمود.

در این حادثه هشت نفر از نیروهای آمریکایی جان خود را از دست دادن که  اسامی آنها به شرح زیر می باشد

1) سرگرد هارولد لویس،35 ساله، از نیروی هوایی ایالات متحده (فرمانده و مسئول سوخت رسانی هواپیمای سی-130)

2) سرگرد لین –دی مکینتاش،34 ساله  از نیروی هوایی ایالات متحده ( خلبان هواپیمای سی -130)

3) سرگرد ریچارد ال. بِیک ،34 ساله ، از نیروی هوایی ایالات متحده (مسئول ناوبری سی – 130)

4)سروان کارلس مک میلان،29 ساله، از نیروی هوایی ایالات متحده (مسئول ناوبری سی-130)

5) جوئل سی. مایو، 35 ساله، از نیروی هوایی ایالات متحده  (مهندس پرواز سی -130)

6) دیوِی جانسون ،32 ساله  از نیروی دریایی ایالات متحده( خدمه هلیکوپتر)

7) جان دی. هِروی ، 22 ساله ، از نیروی دریایی ایالات متحده (خدمه  هلیکوپتر)

8) جورج اِن هُلمز، 23 ساله، از نیروی هوایی ایالات متحده (خدمه هلیکوپتر)

ادامه دارد……

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت الاسلام و المسلمین، سید مصطفی رضوی حیدری فرمانده کمیته انقلاب اسلامی و آزاده و جانباز30% انقلاب، امام جمعه فقيد شهرستان فريمان و فرمانده کميته انقلاب اسلامي شهرستان طبس و اولین مسئولی که در سال 1359 در محل حادثه حضور یافت، از حمله نظامي آمريکا در کوير طبس

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *