تیتر خبرها

طبس – سالروز حمله آمریکا به طبس

سالروز حمله آمریکا به طبس

سالروز حمله آمریکا به طبس
سالروز حمله آمریکا به طبس

شکست آمریکا در طبس

بیابان طبس، بهترین راوى معجزه اى است که دل تاریخ را به لرزه در آورد.

را باید از کویر تفتیدة طبس پرسید؛ بیابان خشک طبس، تبلور مرصاد « و مکَرُوا و مکر الله خیرُ الماکرین » تفسیرآیۀ

الهى شد براى گرگ هاى در کمین نشسته اى که راوى سیاه مرگ بودند.

مى گویند:تاریخ، تکرار شدنى است؛ اگر چنین است، پس این سپاه ابرهه بود که دیگر بار،ازحافظان کعبۀ حقیقت به

تنگ آمد و نابود شد.

همه چیز مهیا بود براى شبیخونى وحشیانه؛ براى خنجر زدن بر پیکر شقایق. اما حقیقت از جنس دیگر بود:

مدعى خواست که از بیخ کند ریشۀ ما غافل از آن که خدا هست در اندیشۀ ما

عجب شبى بود شامگاه چهارمین روز اردیبهشت ماه.

گرگ ها آمده بودند تا همه چیز را یک نفس ببلعند، تا شاید طعم تلخ شکست، از مشتى دانشجوى پیرو خط امام را

از خاطرها محو کنند؛ غافل از آن که یدالله فوق ایدیهم

٢

آرى!دست قدرت الهى، پاسدار موطن عاشقان بود.چه خوش بود که رهرویى از قافلۀ عشق نیز به پاس خلوص

خود، معبر وصال را در آن واقعه جست و صحراى طبس را تا معراج، بال در بال ملایک پیمود.

اگر دین خدا را یارى کنید خدا شما را یارى می کند « ا ن تنصروا الله ینصرکم ». خدا صدق وعده اش را عیان می کند

و این مزد جهاد مردانى است که چون دین خدا را یارى کردند ، خدا به یارى آنها برخاست.

قرآن هدف از بیان سرگذشت پیشینیان را این مى داند که نتایج آنها مدارتفکر و جمع بندى قرارگیرد(فاقصص

القصص لعلهم یتفکرون).لذا واقعه طبس مى تواند عظمت الهى و امدادهاى غیبى را براى مردم آشکار سازد و درس

عبرتى براى آیندگان تاریخ باشد.

ماجراى طبس از جمله رسوا ترین و مفتضحانه ترین توطئه هاى شکست امپریالیسم امریکا بر ضد انقلاب اسلامى

ایران است.بدون شک ماجرایى که در طبس به وقوع پیوست و با شکست مزدوران امریکایى مواجه شد، یکى از

معجزات بزرگ قرن به حساب مى آید؛ زیرا شیطان بزرگ امریکا با همه توان و با بهره گیرى از دقیق ترین و

پیچیده ترین امکانات نظامى و با تدارك همه جانبه و هماهنگى کلیه عوامل داخلى وخارجى به بهانه آزادى

جاسوسان خود در ایران، اما در حقیقت به قصد در هم شکستن انقلاب و نابود ساختن نظام جمهورى اسلامى ایران،

هجوم خود را آغاز کرد .سران کاخ سفید و مقامات پنتاگون از توفیق این عملیات کمال اطمینان را داشتند، چرا که

به زعم باطل خود هیچ عامل و نیرویى را در شکست عملیات خود دخیل نمى دانستند؛

اما ازآنجا که خداوند همواره حافظ این ملت و انقلاب بوده است ، در طبس نیز امداد هاى غیبى او عینیت یافت تا

بار دیگر بر طاغوتیان زمان ثابت شود که اراده الهى بر هرچیزى تعلق بگیرد، آن امر محقق خواهد شد.

٣

حکایتابابیل طبس

بدون شک ماجرایى که در طبس اتفاق افتاد و با شکست نیروهاى امریکایى مواجه شد یکى از بزرگترین معجزات

قرن است؛ چرا که آنها با برخوردارى از دقیق ترین و پیچیده ترین امکانات نظامى و با تدارك همه جانبه و

هماهنگى کلیه عوامل داخلى و خارجى به بهانه آزادسازى جاسوسان خود اما در حقیقت به قصد نابود ساختن نظام

اسلامى تهاجم خود را آغاز کردند.

سران کاخ سفید و مقامات پنتاگون از موفقیت این عملیات اطمینان کامل داشتند اما از آنجایى که خداوند همواره

حافظ این ملت و انقلاب بوده است، در طبس نیز امدادهاى غیبى خداوند عینیت یافت تا بار دیگر بر طاغوتیان

زمان ثابت شود که اراده الهى بر هر چیز که تعلق بگیرد شدنى است.

ما به ارزیابى حرکت هاى امریکا در قبال انقلاب اسلامى پرداخته و جریان حمله 5 اردیبهشت را با استفاده از اسناد

به دست آمده از لانه جاسوسى و نیز با بهره گیرى از صحبت هاى کارتر که به صورت خاطره جداگانه اى به چاپ

رسیده، بررسى مى کنیم.

شیوه امپریالیسم امریکا در قبال انقلاب اسلامى قبل از حمله نظامى

تردیدى نیست که نخستین ضربات مهلک وکارى انقلاب اسلامى بر پیکر امپریالیسم امریکا وارد آمد. شاه که هم

پیمان دیرینه و نوکر امریکا در منطقه بود به شکل ذلت بارى از کشور بیرون رانده شد و تمام نهادهایى که باعث

٤

امیداورى امریکا و غرب بود سرنگون شدند. انقلاب، منطقه خاورمیانه را به شدت دگرگون ساخت و امریکا و رژیم

هاى مرتجع را وحشت زده ساخت. اما امریکا که صبر کرده بود و پیروزى مردم را ناباورانه دیده بود به دلایل

گوناگونى از جمله حاکمیت دولت موقت پس از انقلاب و عدم وجود چهره هاى مکتبى در این حاکمیت امیدهاى

فراوانى به روند انقلاب پیدا کرد. این حالت ادامه داشت تا اینکه تسخیر قهرمانانه لانه جاسوسى این خواب خوش

طلایى را بر هم ریخت و تمام آنچه را که امریکا مى خواست از بین برد. تسخیر لانه جاسوسى پیامدهاى بسیارى

به دنبال داشت. بهتر است این لحظات را از زبان کارتر، از 444 روز رنج و اضطرابش بخوانیم:

4 نوامبر 1979 تاریخى است که من هرگز فراموش نخواهم کرد. صبح زود برژینسکى اطلاع داد که سفارت ما در

تهران توسط حدود 3 هزار مبارز اشغال شده و 50 الى 60 تن از کارکنان امریکایى به گروگان گرفته شده اند. من و

ونس بلافاصله اطمینان خاطرى را که دولت ایران به ما داده بود، بررسى کردیم. بازرگان سعى کرده به وعده خود

مبنى بر حفاظت از دیپلمات ها عمل کند اما چند ساعتى از واقعه گذشت بدون اینکه عمل قاطعى انجام گیرد. ما

دچار نگرانى فزاینده اى شدیم و ما با مقامات کابینه بازرگان و شوراى انقلاب تماس گرفتیم. تمام کوشش هاى ما

بى نتیجه ماند. مبارزین یک شبه به قهرمان تبدیل شدند (امام) خمینى از آنان تقدیر به عمل آورد. هیچ یک از

مقامات دولتى حاضر نبود با آنها مخالفت کند.

به هر حال تسخیر جاسوسانه، خواب خوش طلایى امپریالیسم را بر هم زد و روند انقلاب را تغییر داد و امیدهایى را

که امریکا در مورد بازگشت انقلاب ایران به دامان غرب داشت به هم ریخت. تلاش هاى پى در پى و به دنبال هم

امریکا براى خاتمه دادن به قضیه و نیز اقدامات احتیاطى براى تنبیه ایران یکى پساز دیگرى اجرا شدند.

٥

شیوه هاى گوناگونى در این رابطه از سوى امریکا به کار گرفته شد. نخستین اقدام امریکا مذاکره رویارو و نیز ارسال

نماینده براى ملاقات با امام (ره) و شوراى انقلاب بود که قاطعانه با حکم امام مجبور به بازگشت شدند.

تلاش هاى بعدى امریکا که باید آن را گام هاى تهدیدآمیز خواند شامل محاصره اقتصادى و حملات تبلیغاتى

سیاسى مى شود. خاطرات کارتر در این زمینه چنین مى گوید:

ما بررسى اقدامات تنبیهى را شروع کردیم. 570 امریکایى در » : روز 6 نوامبر در کتابچه یادداشت روزنامه ام نوشتم

ایران داشتیم. من به شرکت هایى که آنها را در استخدام داشتند، دستور دادم امریکاییان را از ایران خارج کنند. من

همچنین از الجزایر، ترك ها، پاکسانى ها، لیبیائى ها و سازمان آزادى بخش فلسطین خواستم بین ما وساطت کنند.

هفته اول نوامبر 1979 آغازگر مشکل ترین دوره زندگى من بود. سلامت گروگان هاى امریکایى مهمترین مساله

بود. صبح زود در کاخ سفید قدم مى زدیم و شب ها تا دیر وقت بیدار مانده، سعى مى کردم درباره اقداماتى که مى

توانست به آزادى آنها منجر شود، فکر کنم. من به تمام پیشنهادها از تحویل شاه تا انداختن بمب اتمى بر روى تهران

گوش مى کردم. من از پاپ خواستم مستقیما با (امام) خمینى تماس بگیرد و او نیز موافقت کرد.

براى آماده کردن امکانات عمل نظامى دستور دادم عکس هاى ماهواره اى از محل استقرار هواپیما و سایر نیروهاى

مسلح ایران تهیه شود

٦

چگونگى اجراى توطئه

در شامگاه چهارده اردیبهشت ماه (ساعت 11 شب) 8 فروند هلى کوپتر سیکیورسکى از ناو هواپیمابر به پرواز

درآمدند و به دنبال آن 6 فروند هواپیماى سى- 130 از عمان برخاسته وارد حریم هوایى ایران شدند. این هواپیماها

بدون کوچک ترین اشکالى مرزهاى جنوبى ایران را پشت سر گذاشته و وارد حریم هوایى ایران شدند. یک پاسگاه

مرزى عبور آنها را گزارش مى دهد ولى به درستى معلوم نشد که چرا به گزارش وى ترتیب اثر داده نمى شود. در

همین جا اضافه مى کنیم در زمان اجراى عملیات حمله، ارتش ایران در آماده باش کامل نظامى به سر مى برد.

هواپیماهاى غول پیکر که قبلا در خاك مصر و عمان مستقر بودند پس از طى مسافتى بیش از 1000 کیلومتر در

فضاى هوایى ایران و بدون کوچک ترین مانعى، براى سوختگیرى و احتمالا هماهنگى براى شروع عملیات، در یک

فروگاه متروکه که در جنگ جهانى دوم در نزدیکترین رباط خان طبس توسط قواى متفقین ساخته شده بود فرود مى

آیند. توطئه گران مجهز به کلیه تجهیزات بوده اند، زمان فرود اندکى پس از نیمه شب بوده است. یک اتوبوس

مسافربرى از کوره راه نزدیک محل عبور مى کند و مزدوران مهاجم از بیم آن که نقشه پلیدشان فاش شود همه

مسافران را بازداشت کرده و تصمیم گرفتند با خود به گروگان ببرند. هنگامى که قصد راه اندازى هواپیما را داشتند

به روایت شاهدان عینى (مسافران اتوبوس گروگان گرفته شده) دو هواپیما آتش گرفته و دچار انفجار مى شود به

دنبال اختلالات پدید آمده و به خصوصحوادثى که در طى مسیر حرکت براى هلى کوپتر به وجود مى آید عملیات

به دستور ستاد فرماندهى متوقف مى شود. تعدادى از هلى کوپترها دچار طوفان شن مى شوند و قادر به پرواز نمى

٧

گردند و 9 نفر یا تعداد بیشترى از مزدوران که سرنشینان دو هواپیماى منفجر شده بودند، جان خود را از دست مى

4 صبح مهاجمین از خاك ایران خارج مى شوند و مسافران را به حال خود رها مى کنند. / دهند و بالاخره ساعت 5

طرح عملیات گسترده نظامى دچار نواقص دیگرى مى شود که با یارى خدا و الطاف بیکران او سرانجام منجر به

شکست کامل آن مى گردد. ما در اینجا براى مزید اطلاع، خاطرات کارتر را که در همین زمینه لحظات تاسف بارش

10 بامداد به وقت واشنگتن، هواپیماها طبق برنامه برخاستند. ساعت 12 / ساعت 25 » : را توصیف مى کند مى آوریم

بعد از ظهر: نخستین مطلب این بود که دو هلى کوپتر قبل از رسیدن به محل ممکن است مجبور به فرود شوند.

اگر چه پیش بینى وضع هوا خوب بوده است هلى کوپترها دچار طوفان شن شده اند، یک هلى کوپتر به ناو برگشته

و دیگرى در صحراى جنوبى رها شده است. ما این مطلب را زمانى با خبر شدیم که خدمه این هواپیما نجات پیدا

کردند.

پست ایرانى متوجه شده است دو هواپیما در ارتفاع کم بدون چراغ پرواز مى کند. بخش جاسوسى ما بى سیم هاى

ایران را کنترل مى کرد.

3 بعد از ظهر دو هلى کوپتر بر زمین نشستند. نیروى دریایى، فکر مى کند هلى کوپترهاى دیگر بر زمین / ساعت 15

نشسته و خدمه هاى آنها را با خود برده اند. بنابراین شش هلى کوپتر در راه است. هلى کوپترها تا نیم ساعت دیگر

به صحراى یک مى رسند. هیچ اعلام خطرى از سوى ژاندارمرى صورت نگرفته است.

٨

همه هواپیماهاى سى- 130 به زمین نشستند.

سه خودرو مشاهده شدند، این بدبیارى غیرقابل پیش بینى بود. ما چندین هفته این محل را زیر نظر داشتیم و تردد

در آن نادر بود.

تقریبا بلافاصله پس از فرود هواپیماها یک اتوبوس پر از مسافر و سپس یک تانکر حامل سوخت و بعدا یک وانت

بار به آن نقطه مى رسند. من دستور دادم مسافرین اتوبوس را با هواپیما تا پایان عملیات به مصر ببرند.

4 بعد از ظهر: دو هلى کوپتر در حال سوختگیرى هستند. / ساعت 10

4 دقیقه: براون اطلاع داد به نظر من باید عملیات را متوقف کنیم. یکى از هلى کوپترها در صحراى یک / ساعت 45

دچار مشکلى در سیستم هیدرولیکى شده است. بنابراین تعداد هلى کوپترهاى مورد لزوم از شش فروند کمتر است.

به دنبال این مساله درخواست تعلیق عملیات داده مى شود. پس از آن به بکویت و وات که فرماندهان عملیات

نظامى هستند پیشنهاد تعلیق عملیات را به این علت که دست کم به شش هلى کوپتر نیازمند است، ارایه مى دهد.

4 بعد از ظهر پیشنهاد مورد قبول واقع و عملیات متوقف مى شود. / ساعت 57

5 بعد از ظهر گزارشى دریافت مى شود مبنى بر اینکه یک هلى کوپتر به یک هواپیماى سى- 130 / ساعت 58

برخورد کرده است و تعدادى تلفات به جاى گذاشته است.

من حالت بیمار گونه اى داشتم. هر ثانیه براى من ساعت ها مى گذشت

٩

برژینسکى حالت کارتر را پس از صدور دستور توقف عملیات و عقب نشینى و آتش گرفتن هواپیما و هلى کوپتر

امریکا چنین توصیف کرده است:

وى بعدا سرش را میان دو دستش گرفت و به مدت چند ثانیه روى میز گذاشت. من فوق العاده دلم براى او سوخت.

5 بود که کارتر خبر دیگرى مبنى بر برخورد یک هلى کوپتر با هواپیماى سى- / همینطور براى کشورم. ساعت 15

130 و آتش گرفتن آنها از ژنرال جونز دریافت کرد. این برخورد همراه با تلفات جانى بوده است. کارتر با شنیدن

.» این خبر به مانند مار زخمى به خود پیچید و آثار درد و نگرانى بر تمامى صورت او آشکار شد

معجزه طبس، از زبان مقامات امریکایى

در تمام طول راه بازگشت (از طبس) احساس پوچى و پژمردگى مى کردم. آه. آه. یاس بر وجودم سایه افکنده بود.

گریه ام گرفت. این موقعى بود که نشستم و با تمام وجودم گفتم: یا عیسى مسیح، تو مى دانى که چه گندى به بار

آمده است.

ما واقعا باعث شرمسارى کشور بزرگمان (امریکا) شدیم. خودم را بسیار حقیر احساس مى کردم. نمى خواستم

صحبت کنم، یا هیچ کار دیگرى انجام دهم؛ فقط احساس مى کردم که دیگر آبرویى باقى نمانده بود

« نیروى دلتا » مطلب فوق عین مطلبى است که چارلى بکویت، فرمانده عملیات نافرجام طبس، در کتاب خود به نام

در مورد احساسش هنگام بازگشت از طبس به رشته تحریر درآورده است.

١٠

در رابطه با آنچه در لحظه دریافت خبر « بحران » هامیلتون جردن رییس کارکنان کاخ سفید در کتاب خود به نام

برخورد هلى کوپتر و هواپیما در طبس در کاخ سفید گذشت، مى نویسد: کارتر گوشى را برداشت و گفت: دیوید

(جونز) چه خبر؟

ما حرف هاى جونز را نمى شنیدیم. ولى حالت چهره کارتر و پریدگى رنگ او نشان مى داد که خبرهاى بدى مى

شنود. کارتر لحظه اى چشمانش را بست و در حالى که به زحمت آب دهانش را قورت مى داد پرسید: آیا کسى هم

مرده است

و گوشى تلفن را گذاشت، هیچکس « مى فهمم… مى فهمم » : همه ما به دهان او زل زده بودیم. چند ثانیه بعد گفت

مصیبت تازه اى پیش آمده. یکى از هلى کوپترها به » : سوال نکرد تا اینکه خود کارتر پس از چند ثانیه سکوت گفت

…» یک هواپیماى سى- 130 خورده و آتش گرفته و احتمالا چند نفرى هم کشته شده اند

هامیلتون جوردن در ادامه مى نویسد:

تصور اینکه گروهى از داوطلبان نجات گروگان ها، خود جان باخته و در یک بیابان دور در آن سوى دنیا به خاك

هلاکت افتاده اند، چون کابوسى بر فکر و روح من سنگینى مى کرد. از اطاق کابینه بیرون آمدم تا کمى در هواى آزاد

قسمت جنوبى کاخ قدم بزنم و افکار خودم را منظم کنم، ولى هواى خفه و مرطوب بیرون بیشتر ناراحتم کرد. با حال

تهوع به داخل کاخ برگشتم و به دستشویى خصوصى رییس جمهور رفتم

١١

کارتر در مورد لحظه دیدار با سرهنگ بکویت و گریه هر دو مى گوید: او با چشمان اشک آلود شروع به صحبت

کرد و گفت: آقاى رییس جمهور من مى خواهم از طرف خود و اعضاى گروه دلتا به مناسبت عدم موفقیت و انجام

این ماموریت از شما عذرخواهى کنم. من با شنیدن این حرف به گریه افتادم

ماجراى اشغال لانه جاسوسى و حوادث مربوط به آن آنچنان تاثیر به سزایى داشت که کارتر در این ارتباط مى

گوید:

عجیب است که سرنوشت انتخابات ریاست جمهورى این کشور بزرگ، نه در شیکاگو یا نیویورك، بلکه در تهران

تعیین مى شود

به اذن خداوند، حشرات هم به تکلیف خود عمل کردند:

نکاتى دیگر از عملیات طبس، از کتاب نیروى دلتا که نویسنده آن فرمانده عملیات طبساست، نقل مى گردد:

آنها در مسیر حرکت به سمت ایران در مصر و عمان توقف داشتند و قرار بود شب را در مصر به استراحت بپردازند.

اما در مصر با آنچنان هجومى از سوى مگس ها مواجه مى گردند که خواب را از آنها مى ربایند و این امر موجب

خسته و خواب آلود بودن نیروهاى عملیاتى دلتا هنگام عملیات در طبس مى گردد.

بکویت در این رابطه مى نویسد: بیرون پایگها منظره اى دلگیر و بى پایان در گرماى آسمان بى ابر محو مى شد.

مگس ها همه جا بودند و روى هر جنبده اى و هر چیزى مى نشستند و همه سعى مى کردند بخوابند؛ اما با وجود

هواى داغ و سوزان و با هیجان ناشى از ماموریت، عده زیادى نتوانستند استراحت کنند

١٢

هجوم مگس ها به حدى بود که بکویت در مورد ترك مصر مى نویسد:

کسى از ترك مصر ناراحت نبود. مگسها و کثافت با پرواز توسط دو فروند سى 141 پشت سر گذارده شد

در مورد خواب آلودگى نیروهاى عملیاتى دلتا در طبس، یعنى زمانى که باید همه در اوج بیدارى باشند، بکویت در

لحظاتى قبل از برخورد هلى کوپتر به آن » : مورد یک عضو عملیات که در داخل هواپیماى سى- 130 بود مى نویسد

(هواپیما) چرت مى زد. هنگام انفجار، وى چرتش پاره شد و به صفى از افرادى که در حال خروجى از یکى از

دریچه هاى هواپیما بودند پیوست. دود و آتش همه جا را فرا گرفته بود. موتورها هنوز کار مى کردند. موتور هلى

کوپتر هنوز کار مى کرد و همچنان بدنه هواپیما را مى شکافت و به داخل آن رخنه مى کرد و هواپیما را به شدت

تکان مى داد. عضو مزبور ناگهان فکر کرده بود که هنگام چرت زدن وى، (هواپیماى) سى- 130 به پرواز درآمده

است و اکنون وقت عملیات پرش با چتر است. وقتى نوبت او براى ترك هواپیما رسید، به طور خودکار وضعیت

پرش با چتر را به خود گرفت واقدام به سقوط آزاد کرد و مثل تپه روى زمین پهن شد بعد از آن، همقطارش از او

پرسیده بود که وقتى پرید، بدون چتر چکار مى خواست بکند؟ او جواب داده بود: نمى دانم. من در آن لحظه فقط

فکر مى کردم که باید بپرم

گزارش هواشناسى در روز عملیات، مساعد بودن هوا را گزارش مى کرد و بکویت که با هواپیما وارد ایران شده بود،

در طبسشاهد هواى صاف بود به طورى که مى نویسد:

هوا خنک و صاف بود و ستاره ها به سادگى قابل رویت بودند. نور ماه براى دیدن افرادى که سى چهل یارد دورتر

ایستاده بودند، کافى بود

١٣

آنها منتظر هلى کوپتر بودند که باید یک ربع بعد از آنها وارد طبس مى شدند. ولى از آنها خبرى نمى شود. آنها در

حقیقت در مسیر حرکت از عمان به ایران دچار طوفان شن عظیمى شده بودند. قرار بود 8 هلى کوپتر به طبس

بیایند. ولى در نهایت فقط 6 هلى کوپتر به طبس رسیدند و دو تاى آنها بر اثر شدت طوفان از میانه راه به عمان

بازگشته بودند.

بکویت درارتباط با گفت و گویش با اولین خلبان هلى کوپترى که وارد طبسشده بود، مى نویسد:

چیزهایى که مى گفت به قدرى تاثرآور بود که اگر مى توانستیم، هلى کوپتر را در بیابان مى گذاشتیم و با سى- 130

ها با خانه برمى گشتیم

بکویت در رابطه با خلبان دومین هلى کوپتر که در طبس فرود آمده بود نوشته است:

او از هلى کوپتر دور شد، زیاد و تند صحبت مى کرد و چیزهاى وحشتناکى مى گفت

بکویت از قول او نقل مى کند که:

من نمى دانم چه کسى در سطح من کارها را اداره مى کند؛ اما اینقدر مى توانم بگویم که براى لغو این عملیات باید

همه چیز به دقت مدنظر قرار گیرد. نمى دانید بر من چه گذشته است. با بدترین طوفان شنى که تاکنون دیده بودم

مواجه شدیم. بسیار دشوار بود. پیش خود فکر کردم مطمئن نیستم که بتوانیم عملیات را انجام دهیم. واقعا مطمئن

نیستم که بتوانیم آن را انجام دهیم

١٤

در حالى 8 که هلى کوپتر براى عملیات پیش بینى شده بود، فقط 6 هلى کوپتر به طبس رسیده بودند و این تعداد

حداقل هلى کوپترهاى مورد نیاز براى موفقیت در عملیات نجات گروگان ها بود. اما یکى از هلى کوپترها نیز اعلام

مى کند که قادر به ترك طبس نیست. ماموریت با 5 هلى کوپتر ممکن نبود و براساس برنامه هاى از پیش تعیین

شده در چنین صورتى چاره اى جز توقف عملیات نداشتند. آنها باید هلى کوپتر را جا مى گذاشتند و ایران را به

سرعت ترك مى کردند. دستور لغو عملیات توسط کارتر صادر مى شود. طوفان شن کار خود را کرده و عملیات با

شکست مواجه شده بود ولى این افتضاح براى امریکا کافى نبود و اراده خداوند متعال در حفاظت از انقلابى که

حضرت امام (ره) رهبرى آن را بر عهده داشت، رسوایى بیشترى را براى امریکا مقرر کرده بود.

در مصر نیز ماموریت خود را « مگس ها » به یارى حکومت اسلامى آمده بود. شاید « طوفان شن » خداوند با معجزه

بود که ماموریت الهى خویش را « تندباد » انجام داده و استراحت را از نیروهاى دلتا ربوده بودند. این دفعه نوبت

در « وقتى براى گریه نداشتند » انجام دهد. نیروهاى دلتا عملیات فرار را آغاز مى کنند. بکویت با تاکید بر اینکه

در میان تندباد، یکى از هلى کوپترها را دیدم که از زمین بلند شد و به سمت » : ارتباط با حادثه بعدى مى نویسد

چپ کج شد و به آرامى به عقب خزید. سپس صداى مهیبى بلند شد. صداى انفجار بمب نبود. صداى شکستن نبود،

صداى چیزى بود که با یک ضربه متلاشى شود. یک انفجار بنزین. گلوله آتشین آبى رنگى مثل بالون به هوا رفت.

ظاهرا هلى کوپتر سرگرد شافى به سى- 130 که در شمالى ترین قسمت ایستاده بود و عنصر آبى را تازه سوار کرده

بود، برخورد کرد… شعله هاى آتش تا ارتفاع سیصد، چهارصد پایى مى رسید. هوا مثل روز روشن بود… در میان

آتش، هلى کوپتر را مى دیدم که به سمت چپ هواپیما برخورد کرده است.

١٥

موش هاى ردى منفجر مى شدند. گردونه هاى آتشدر آسمان مى چرخیدند. مثل این بود که افراد درون گوى آتش

حرکت مى کردند

حتى مرور کوتاهى بر واقعه طبس و طرح آن و نیز نگاهى به شکست عبرت آموز متجاوزان مى تواند الهى بودن این

انقلاب را به جهانیان نشان دهد، ما در این رابطه بیشتر نمى گوییم، فقط متذکر مى شویم که امریکا و ایادى اش پس

از این طرح از پا ننشستند و دست به حرکت هاى انتقام جویانه زدند که حاصل آن کشتار تعدادى از مردم بى گناه

کشورمان بود و حتى طرح ضد انقلابى کودتا را پى ریزى کردند که به لطف خدا در نطفه خفه شد. این اقدام با اینکه

از نظر نظامى و عملیاتى بسیار حایز اهمیت بود و در صورت موفقیت یکى از اقدامات بزرگ وتاریخى امپریالیسم

تلقى مى شد ولى پس از شکست از سوى رسانه هاى امپریالیستى به گونه اى وانمود شد که از اهمیت آن بکاهد،

زیرا اگر در آن زمان مردم جهان و مردم امریکا پى به جزییات طرح مى بردند و مى فهمیدند کارتر که مزدورانه دم

از حقوق بشر مى زند در حالت صلح به کشورى حمله کرده و به قصد آزادسازى 52 نفر مى خواهد دهها نفر حداقل

افراد مستقر در سفارت امریکا را قتل عام بکند، دیگر آبرویى براى آنها باقى نمى ماند.

در این جا از فرصت استفاده کرده و یاد پاسدار شهید محمد منتظر قائم، فرمانده سپاه یزد که تنها شهید عملیات

تروریستى نظامى امریکا بود را گرامى مى داریم و شکست توطئه هاى ناجوانمردانه امریکا را از خداوند بزرگ

خواستاریم.

١٦

مسجد شکر

به مناسبت شکست ذلت بار و فراموش نشدنى توطئه نظامى امریکا، در محل سقوط هواپیما و بالگردهاى امریکایى،

مسجدى به همت مردم و مسوولین نظام، در حال ساخت است که به شکرانه این موهبت الهى- شکست امریکا- و با

اشاره رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه اى، آن را مسجد شکر نام نهاده اند. باشد تا این بنا براى همیشه در

دل کویر براى نسل هاى آینده باقى بماند و شکر گزار خداوند باشند. خداوند روح پرفتوح امام (ره) و شهید این

حادثه را با شهداى کربلا محشور فرماید. ان شاءالله.

طبس؛ کابوسوحشتناكامریکا

و پیام امام خمینی به ملت ایران به مناسبت حادثه طبس “اشتباه کارتر و نتایج آن”

– 1 انقلاب اسلامى ایران، همان گونه که آیه و مصداقى از سنت فتح و نصرت مستضعفان مى باشد، در درون خود

آیینه و مجلاى ده ها نقطه عطف از تاریخ سیطره و حاکمیت خط حقیقت بر جریان باطل و تبار شیطان است و براى

آنان که قیام را بر قعود ترجیح داده اند، در قالب هدایت ها و امدادهاى غیبى و خفى، ظاهر مى گردد.

بنا به گفته کارشناسان واکنش ها، مقاومت ها و توطئه هایى را که علیه پیروزى و تداوم انقلاب اسلامى در ایران به

بررسى « پس از قطعنامه » و « جنگ تحمیلى » ،« پیروزى تا آغاز تجاوز نظامى » انجام رسید مى توان در سه دوره

١٧

« اقتصادى- فرهنگى » و « تهاجم نظامى-امنیتى » ،« نفاق و نفوذ، حذف از درون » کرد که به ترتیب صبغه و صورت

داشته است.

جدى ترین تحولات دوره اول، تسخیر انقلابى سفارت امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام در 13 آبان 1358

بود که در واکنش به عمق توطئه گرى و اخلال در نظم سیاسى کشور و منطقه، به وسیله جاسوسان این لانه قدیمى

امریکایى ها صورت گرفت.

به این خاطر، ایالات متحده سخت متحیر شد و حمله به ایران را به اجرا گذاشت که به ظاهر، براى نجات دیپلمات

هاى به گروگان گرفته شده اما همراه با حمله به موقعیت هاى حیاتى پایتخت، تجاوز به تمامیت ارضى یک کشور

مستقل را در پى داشت، اما نهایت به یک رسوایى بزرگ بین المللى تبدیل شد.

– 2 پنجم اردیبهشت سالروز شکست نیروهاى آمریکایى در صحراى طبس است. عملیات آمریکایى پنجه عقاب در

طبس، بیش از هرچیز، شبیه یک تعطیلات دل انگیز آخر هفته بود که ناگهان با در گرفتن توفانى شدید ویران شد.

این تعطیلات آمریکایى که مى رفت تا خاطره برانگیزترین هاى نوع خود باشد، با وزیدن توفانى از شن هاى صحرا

مبدل به یک کابوس وحشتناك در حافظه تاریخى رهبران آمریکا شد. البته اگر بتوانیم در مورد این رهبران از حافظه

تاریخى سخن بگوییم!

هنوز هم از یادآورى » : – 3 جیمى کارتر رییس جمهور وقت ایالات متحده در کتاب 444 روز در این مورد مى گوید

خاطرات آن روز آزرده خاطر مى شویم. امید موفقیت زیاد بود. وقایع ناگوار و عصبیت، شهامت گروه نجات،

شرمسارى ناشى از شکست و بالاتر ازهمه، مرگ فاجعه آمیز افراد ما در کویر، همه و همه در خاطرم نقش بسته

١٨

است. من براى چند ساعت موفق شدم بخوابم و صبح زود آماده شدم تا از طریق تلویزیون آن چه را که رخ داده

بود، براى مردم آمریکا تشریح کنم. من تمام مسئولیت را شخصا به عهده گرفتم. آن چه را که روى داده بود، تشریح

کردم و دلایل خود را براى این تلاش شرح دادم. من عملى را که ایران مرتکب شده بود به دنیا یادآورى کردم و

.» داوطلبانى را که با شهامتى بى نظیر، زندگى خود را از دست داده بودند، مورد ستایش قرار دادم

– 4 بى نتیجه ماندن دیپلماسى کارتر در حل بحران ایران وقتى که با شکست نظامى در طبس همراه شد، حیات

سیاسى دولت او را چنان متزلزل ساخت که پس از چهار سال مجبور به ترك کاخ سفید شد تا ریگان جمهورى

خواه بر جاى او بنشیند.

قطعا از مهمترین عواملى که نتیجه انتخابات ریاست جمهورى آمریکا را در آن سال رقم زد انقلاب اسلامى ایران،

رهبرى هاى امام خمینى (ره) و اقدام شجاعانه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود. کارتر در حالى براى حل

مساله گروگانها آخرین تلاش ها را به سرعت انجام مى داد که آخرین روز از دوره چهار ساله ریاست جمهورى اش

را مى گذراند. چهار سال پر حادثه که نام ایران همچون کابوسى بر فراز آن ایستاده است او حتى مجبور شد

تعطیلات آخر هفته اش را به خاطر تجمع کارها لغو کند.شاید در آن لحظه ناگوار، به لحظات شیرینى مى اندیشید که

در تهران، ساده لو حانه در جلسه ضیافت شامى که به افتخار او ترتیب داده شده بود این تعبیر را به کار برده بود که

من از همسرم پرسیدم که در تعطیلات کریسمس کجا مایلى براى مسافرت برویم، گفت من مایلم این ایام را کنار

شهبانو در ایران باشم. و فقط چند ماه بعد از این ضیافت شام بود که انقلاب اسلامى ایران به پیروزى رسید و

کارتربهاى سنگینى براى حمایت خود از شاه پرداخت.

١٩

– 5 متاسفانه مسلمانان جهان و سایر ملت ها با وجود رسوایى هاى گوناگون استکبار جهانى موفق نشده اند که

قدرت هاى پوشالى را به زوال بکشانند و در مقابل آنان جبهه اى واحد و کارساز تشکیل دهند، زیرا کم تر به قوه

ایمان و نیروى الهى اتکا دارند. در اعمال و رفتار نیز آن گونه نبوده اندکه زمینه هاى امداد الهى و نصرت حق را

فراهم کنند تا به مدد غیبى بر جنود باطل غلبه یابند، ولى امت مسلمان ایران در چندین عرصه ثابت نمود که در

مقابل هر قدرت شیطانى پیروز خواهد شد. بنابراین هرگونه بیم و هراس از جانیان جهانى از سستى ایمان و تزلزل

باورها حکایت دارد.

پیام امام خمینی به ملت ایران به مناسبت حادثه طبس”اشتباه کارتر و نتایج آن”

9 جمادي الثانی 1400 / زمان : 5 اردیبهشت 1359

مکان : تهران ، شمیران ، دربند

موضوع : اشتباه کارتر و نتایج آن

مناسبت : حمله نظامی امریکا به ایران “حادثه طبس”

مخاطب : ملت ایران

٢٠

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت رزمنده ایران ، دخالت نظامی امریکا را شنیدید و عذرهاي کارتر را نیز شنیدید.اینجانب که کرارا گفته ام کارتر

براي وصول به ریاست جمهوري حاضر است به هرجنایتی دست بزند و دنیا را به آتش بکشد، شواهد آن یکی پس

از دیگري ظاهر شده ومی شود؛ و اشتباه کارتر در آن است که گمان می کند با دست زدن به این مانورهاي احمقانه

می تواند ملت ایران را که براي آزادي و استقلال خویشو براي اسلام عزیز ازهیچ فداکاري رویگردان نیست

، از راه خودش که راه خدا و انسانیت است منصرف کند.کارتر باز احساس نکرده با چه ملتی روبه روست و با چه

مکتبی بازي می کند. ملت ما ملت خون و مکتب ما جهاد است . این شخص انساندوست ! ( 1) براي رسیدن به چند

سال ریاست و جنایت ، جان گروهی را تباه کرد، که محتمل است براي کم جلوه دادن جنایتش ، هشت نفر را اقرار

کرده باشد، در صورتی که طبع واقعه شهادت می دهد که دههانفر جان خود را در راه شهوات او از دست داده اند و

دهها نفر هم در کویر لوت سرگردان و در معرض مرگند ادعاي اینکه همه مسافران هواپیما را برده اند، مخالف

گزارشاتی است که به ما داده اند. کارتر باید بداند که اگر این گروه به مرکز جاسوسی امریکا در تهران حمله کرده

بودند اکنون از هیچ یک از آنها و از پنجاه نفرجاسوس محبوس در لانه جاسوسی خبري نبود و همه رهسپار جهنم

شده بودند.

٢١

– 1 جیمی کارتر، رئیس جمهور امریکا.

کارتر باید بداند که حمله به ایران ، حمله به تمام بلاد مسلمین است و مسلمانان جهان در این امر بی تفاوت نیستند.

کارتر باید بداند که حمله به ایران موجب قطع نفت از تمام دنیا خواهد شد و دنیا را بر ضد او بسیج می کند. کارتر

باید بداند که این عمل احمقانه او درملت امریکا چنان اثري خواهد گذاشت که طرفداران او را مخالفان او خواهد

کرد. کارترباید بداند که با این عمل بسیار ناشیانه حیثیت سیاسی خود را به صفر رساند و از ریاست جمهوري باید

قطع امید کند. کارتر با این عمل خود ثابت کرد که قدرت تفکر را از دست داده و از اداره یک کشور بزرگ مثل

امریکا عاجز است . کارتر باید بداند که ملت 35 میلیونی ما با مکتبی بزرگ شده اند که شهادت را سعادت و فخر می

دانند و سروجان رافداي مکتب خود می کنند. و کارتر باید بداند که تمام ساز و برگهاي مدرن جنگی که امریکا به

ایران براي پایگاه خود در زمان شاه مخلوع داده است ، اکنون موجود است و به دست ارتش بزرگ و سایر قواي

انتظامی است و بلاي جان اوست.

اکنون که شیطان بزرگ دست به کار احمقانه زده است ، ملت شریف و رزمنده ما بایدبه امر خداي تبارك و تعالی با

تمام توان خود و با اتکال به قدرت خداي متعال مهیا شود وآماده نبرد با دشمنان خود گردد. نیروهاي انتظامی ،

ارتش و ژاندارمري و سپاه پاسداران به حال آماده باش باشند، و سپاه بیست میلیونی که خود را مجهز نموده اند

امروز براي فداکاري اسلام مهیا باشند که در موقع لزوم از کشور اسلامی خود دفاع کنند؛ و از این مانور احمقانه که

به امر خداي قادر شکست خورد، هراسی به خود راه ندهند که حق با ماو خدا پشتیبان ملت مسلمان است . اینجانب

به کارتر اخطار می کنم که اگر دست به امثال این کار ابلهانه بزند، کنترل این جوانان مسلمان و مبارز( 2) و غیوري

٢٢

که نگهبان جاسوسان جاسوسخانه هستند براي ما و دولت امکان ندارد و مسئول جان آنان ، شخص اوست . ومن

اخیرا باید تذکر دهم که در قضایاي کردستان که گروههاي منحرف چپ و مخالف بااسلام به آشوبگري برخاسته اند،

و در قضایاي دانشگاهها که گروههاي چپ امریکایی

– 2 دانشجویان مسلمان پیرو خط امام.

در آن مکانهاي مقدس دست به آشوب زده اند، و آشوبگریهاي دولت غیر قانونی عراق در مرزهاي ایران با حمله

کارتر و دخالت نظامی در ایران رابطه ملموسی دارد، و در این موقع حساس اگر این گروههاي منحرف در دانشگاهها

و یا خارج آنها دست به آشوب بزنند، ملت رابطه مستقیم سران آنان را با امریکاي جهانخوار خواهد فهمید و تکلیف

خود را با آنان روشن خواهد کرد و اغماضو عفو، راه مخالف سیاست اسلامی خواهدبود. و اینجانب به همه جوانان

نصیحت می کنم که به ملت بپیوندند و از کشور خود دفاع کنند و مکتبهاي انحرافی را کنار گذارند که وحدت صفوف

به مصلحت همه است . ازخداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و قطع ید مفسدین و جباران را خواستارم .والسلام

علیکم و رحمه الله.

٢٣

زمینه ها و اهداف حمله نظامی آمریکا به طبس

پیروزي انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوري اسلامی بر اساس آموزه هاي اصیل دینی علاوه بر اینکه پارادایم حاکم

بر مقولات دولت ملت و ساختار حکومت را به چالش کشید ، با تبدیل شدن به یک هژمونی منطقهي با شعار

وحدت جهان اسلام و درهم نوردیدن مرزهی جغرافیایی کشورهی مسلمان ، استراتژىهی امنیتی و منافع منطقهي

آمریکا را با شکست روبرو ساخت.

آمریکا که تمام تلاش خود را در حمایت از رژیم شاه و جلوگیري از پیروزي انقلاب به کار بسته بود، با پیروزي

انقلاب اسلامی سفارت خود را به عنوان پایگاهی بري طراحی و اجري توطئه علیه انقلاب تبدیل نمود، تا بتواند آن

بخش از اقداماتش را که میتوانست در پوشش دیپلماتیک بري شکست یا به انحراف کشاندن نظام نو پی اسلامی

با استفاده از شرایط نابسامان بعد از (CIA) انجام دهد، با مرکزیت سفارت به اجرا درآورد. افسران سازمان سیا

انقلاب و درهم ریختگی و نامشخصبودن حوزه مسئولیتها که نتیجه طبیعی هر انقلابی است، سعی کردند تا با نفوذ

در مناطق کلیدي و حساس انقلاب اسلامی از تعمیق و گسترش هر چه بیشتر آن جلوگیري نمایند. سفارت آمریکا با

ایجاد شبکههی جاسوسی و اطلاعاتی در پی آن بود تا با بحران آفرینی، تضعیف نیروهی اصیل انقلاب و جایگاه و

شخصیت حضرت امام و همچنین ایجاد گسست و شکاف میان رهبري و نسل جوان، فعالترین و انقلابىترین نیروي

جامعه را از رهبري دور کند تا بتواند با تاثیر بر آنها و نفوذ در ارتش، حرکت انقلابی مردم ایران را آسیبپذیر نماید.

از این رو مسئولین سفارت آمریکا در پی آن بودند تا با برقراري ارتباط با مسئولین دولت موقت -که اکثرا لیبرال

بودند- راه رسیدن به اهدافشان را تسهیل کنند. آنگونه که اسناد لانه جاسوسی نیز آشکار ساخت که دولت آمریکا

٢٤

در پی آن بود تا با ایجاد ائتلافی از لیبرالهی سیاسی، چهرههی دینی میانهرو، سکولارها، ملی گرایان و سران ارتشی

متمایل به غرب تحت لوي دولت موقت موجبات حذف تدریجی نیروهی وفادار به امام را از صحنه سیاسی کشور

ایجاد نماید.

توطئه هاي آمریکا در جهت شکست انقلاب مردم ایران و از سوي دیگر ورود شاه به آمریکا با اجازه کارتر رئیس

جمهور این کشور فصل جدیدي را در روابط ایران و آمریکا به وجود آورد که همراه با افزایش بی اعتمادي و نفرت

13 آبان 1358 ) تقریبا دو هفته پس از ورود شاه به آمریکا، و سه ) مردم ایران تا نقطه اوج بود؛ در 4 نوامبر 1979

دانشجویان » روز پس از دیدار بازرگان – برژینسکی در الجزایر گروهی از دانشجویان دانشگاههی ایران که بعدها به

معروف شدند به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و 53 آمریکائی را به گروگان گرفتند. « مسلمان پیرو خط امام

این عمل از طرف حضرت امام مورد تایید قرار گرفت و ایشان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا را انقلابی بزرگتر از

انقلاب اول نامیدند. تصرف سفارت آمریکا پیامدهاي ناگواري را براي آمریکا به دنبال داشت:

1 .شکسته شدن ابهت و حیثیت پوشالی امریکا در سطح جهان و به ویژه منطقه.

2 .افشا شدن دخالت پنهان و آشکار آمریکا در حمایت از رژیم ستم شاهی.

3 .افشا شدن توطئه هاي گوناگون آمریکا براي براندازي نظام جمهوري اسلامی.

4 .رسوایی عناصروابسته لیبرال و گروهکهاي ضدانقلاب و در نهایت شکست دولت موقت و احزاب و گروههاي

وابسته به استکبار.

٢٥

5 . به نمایش درآمدن قدرت و عزت مردم شجاع ایران در صحنه جهانی.

6 .به زیر سئوال رفتن داعیه رهبري جهانی آمریکا و آشنایی ملتهاي مظلوم جهان با چهره کریه آمریکا و جرات پیدا

کردن مستضعفان جهان براي قیام بر علیه منافع آمریکا در سطح جهانی.

7 .اشغال سفارت آمریکا در واقع تیرخلاص دولت موقت نیز بود. در نتیجه این اقدام انقلابی، قدرت متزلزل دولت

موقت رو به افول گذاشت و همگام با آن، اساس همکاريهی استراتژیک ایران و ایالات متحده فرو پاشید. بازرگان

دو روز پس از این حادثه از سمت نخست وزیري استعفا کرد که بلافاصله توسط امام پذیرفته شد و وظایف دولت

موقت به شوري انقلاب، منتقل شد.

اشغال سفارت آمریکا در تهران ، حذف دولت موقت از صحنه جرایی کشور ، تثبیت پایه هاي قدرت و حاکمیت

انقلابیون مذهبی و استمرار ماجراي گروگان گیري وشکست کوششهی دیپلماتیک و طرحهی آمریکا جهت آزاد

سازي جاسوسان خویش ، موجب بحرانی بزرگ و اختلاف نظر در دستگاه دیپلماسی آمریکا پیرامون نحوه برخورد

با انقلاب و نظام جمهوري اسلامی گردید . و در این میان شوراي امنیت ملی آمریکابه سرپرستی برژینسکی طرفدار

اقدامات قاطع نظامی علیه انقلاب اسلامی شد.

درجلسه « رئیس جمهور وقت آمریکا » .برژیسکی می گوید: روز 11 آوریل ( 22 فروردین ) ماه بوده جیمی کارتر

اضطراري شوري امنیت ملی گفت ؛ به نظرم امکان خلاصی گروگانها بسیار بعید به نظر می رسد و ما بایستی

من می خواهم به محض آزاد شدن افرادمان، ایرانیها را تنبیه » : حاکمیت خود را اعمال کنیم . کارتر تاکید می کند

از -« مایلز کاپلند » از دیدگاه « . کنم , واقعا به آنها ضربه زنم ، آنها باید بدانند که نمی توانند ما را به بازي بگیرند

٢٦

هدف » دست اندرکاران سابق دستگاه اطلاعاتی آمریکا و همکار روزولت در کودتاي 28 مرداد 32 در ایران- نیز

از تهاجم طبس , تنها آزادي گروگانها نبود , بلکه کودتا براي سرنگونی رژیم ایران , هدف اصلی این عملیات بوده

« . است

در واقع آمریکا قصد داشت تا تحت پوشش نجات گروگان ها با استفاده از نیروي کماندویی و عناصر ضد انقلابی

در داخل کشور به سفارتخانه و وزارت امور خارجه حمله ور شده و سپس به مراکز حساس دولتی کشور ، از جمله

محل سکونت امام یورش برده و با بمباران و سقوط مراکز حساس ، جهت گیري براندازي را عملی سازد.

شرح عملیات پنجه عقاب

« پنجه عقاب » شاخصترین تصمیم آمریکا در مورد حمله به ایران و آزادي گروگانهاي آمریکایی ، طرح نجات با نام

24 آوریل 1980 ) با استفاده ازپیشرفته ترین امکانات نظامی ) از طرف کارتر بود که قرار بود در 4 اردیبهشت 59

این کشور و کمک هایکشورهی عربی و همسایه طرفدار آمریکا و گروهی از کماندوهی آمریکایی و عناصر مخالف

انقلاب اسلامی به مرحله اجرا در آید.

در راستی پیاده شدن دستور یاد شده ، یک ماه پس از فتح لانه جاسوسی ، نود نفر از کماندوهی امریکایی موسوم

ي آمریکا که تقریبا شرایط کویري « آریزونا » به فرماندهی سرهنگ چارلی بکویث و سرگرد میدوز به ایالت « دلتا » به

ایران را دارا بود و نیز در محل هایی که شبیه سفارت آمریکا ساخته شده بود ، اعزام شدند تا آخرین مرحله تمرین

٢٧

و آموزش خود را تحت شرایط موقعیت مشابه ایران بگذرانند.از سوي دیگر گروههی ویژه سري که بري پشتیبانی و

تدارك وسایل تکمیلی طرح ، در نظر گرفته شده بودند، مخفیانه وارد ایران شدند و با گروهکهی ضد انقلاب اسلامی

تماس گرفتند.نظامیان آموزش دیده آمریکایی ، در اواخر آذر ماه 1358 عازم کشور مصر شدند و در پایگاهی در

نزدیکی قاهره استقرار یافتند.

برژینسکی در مورد چگونگی انجام این عملیات مىنویسد:

طرح عملیات که پس از هفتهها بررسی و تحلیل تهیه شده بود جمعا دو روز (از 24 تا 26 آوریل 1980 برابر با 4

تا 6 اردیبهشت 1359 ) بطول مىانجامید. در شب اول هشت هلی کوپتر و سه هواپیمی سی – 130 در عمق خاك

ایران در وسط بیابان فرود مىآمدند. هلی کوپترها پس از سوختگیري شبانه به نقطهي در نزدیکی تهران پرواز

مىکردند و تمام روز را در انتظار فرا رسیدن شب در این نقطه توقف مىنمودند. حمله بسوي سفارت که محل

نگاهداري گروگانها بود، در شب دوم با وسایط نقلیهي که قبلا تدارك شده بود انجام مىگرفت و یک گروه جداگانه

هم بري نجات “بروس لینکن” کاردار سفارت و دو تن از همکارانش به محل وزارت خارجه ایران مىرفتند. برنامه

دقیقی بري ورود به ساختمان سفارت و آزاد ساختن گروگانها پیش بینی شده بود و گروگانها پس از رهایی و

شاید به همراه چند اسیر از اشغال کنندگان سفارت به استادیومی[امجدیه] که در نزدیکی سفارت قرار داشت منتقل

مىشدند و به وسیله هلی کوپتر به یک فرودگاه مجاور پرواز مىکردند. قرار بود این فرودگاه شبانه بوسیله یک گروه

کماندویی اشغال شود و گروگانها و کماندوها با هواپیماهی مستقر در فرودگاه به پرواز درآیند. تمام مراحل عملیات

٢٨

در تاریکی شب پیش بینی شده بود و با تمرینهی مکرر بري این عملیات بوسیله گروه ورزیدهي که داوطلب انجام

این ماموریت شده بودند، همه ما به نتیجه آن امیدوار بودیم.

دولت تجاوزگر آمریکا در رابطه با چنین ماءموریتی متجاوز از 5 ماه تمام در صحراهی آریزونا تعلیمات پیچیده و

فشرده ي را به کماندوهی خود داده بود و از پیچیده ترین تکنیکهی نظامی اعم از تسلیحات نظامی و دفاعی تا

صنایع مدرن هواپیمایی استفاده کرده و بودجه نامحدودي را بري این عملیات اختصاصداده بود. سازمان هواشناسی

آمریکا وضع جوي ایران بخصوص منطقه فرود در صحري طبس ، را کاملا مورد پیش بینی علمی قرار داده بود و به

علت این که هوي آن شب مهتابی بود، ورود هر نوع هوي غیرمطلوب و وقوع طوفان را بعید می دانست.

اصل غافلگیري

امریکایىها به منظور رعایت اصل غافلگیري در عملیات نظامی همچنان تظاهر به تمایل بري حل مسالمت آمیز

مسئله مىنمودند. برژینسکی و هامیلتون جردن در یادداشتهی خویش متذکر مىشوند که در روزهی پیش از آغاز

عملیات نجات، مجددا باب مذاکره تازهي را با ایرانىها گشودند تا آنها را اغفال کنند و ایرانىها احتمال ندهند که

امریکا قصد اجري عملیات نظامی را دارد و همزمان به امریکایىهی مقیم ایران از طرق مختلفی توصیه مىکردند که

ایران را ترك کنند.

٢٩

شرح ماجرا

سرانجام یک روز پساز اینکه یک گروه جاسوس از صلیب سرخ بین الملی در ملاقات با گروگان ها مشخصنمود

را که اعلام کننده آغاز « بروید » که تمام گروگان ها در سفارت به سر می برند ، کارتر در دفتر کارش کلمه رمز

حمله بود را صادر کرد.

و نود نفر از کماندوهاي -c عملیات در غروب روز پنجشنبه 4 اردیبهشت 58 شروع شد و شش فروند هواپیماي 130

در دریاي عمان منتقل شدند. Nimitz آمریکا موسوم به نیروهاي دلتا، از قاهره به ناو هواپیمابر

نیمه شب پنجشنبه 4 اردیبهشت ماه مطابق با ساعت 13 به وقت واشنگتن هواپیماهی مذکور و هشت فروند هلی

کوپتر نفربر از عرشه ناو هواپیمابر نیمیتز برخاستند و با پرواز در ارتفاع کم و با استفاده از نقاط کور رادار ، راهی

ایران شدند.پس از ورود به حریم ایران اسلامی ، یکی از هلی کوپترها در 120 کیلومتري شهر راور کرمان دچار

نقص شد و ناگزیر فرود آمد. سرنشینان این هلی کوپتر دیگري منتقل شدند که پس از طی مسافتی دستگاه

هیدرولیک این هلی کوپتر نیز از کار افتاد، اما توانست خود را به نام هواپیمابر نیمیتز برساند.

و شش فروند هلی کوپتر در محل مورد نظر واقع در صحري طبس – C در هر صورت ، شش فروند هواپیمی 130

در تاریکی شب فرود آمدند. در حال سوختگیري هلی کوپترها بري اجري مرحله بعدي عملیات ، یکی دیگر از آنها

دچار نقص فنی شد. با از کار افتادن این هلی کوپتر، تمام برنامه هی امریکاییها به هم خورد زیرا آنها با محاسباتی

که انجام داده بودند، بري انجام مرحله بعدي عملیات حداقل به شش فروند هلی کوپتر نیاز داشتند. موقعیت به ناو

نیمیتز و از آنجا به کاخ سفید گزارش شد و از رییس جمهور کسب تکلیف شد کارتر دستور توقف عملیات و عقب

٣٠

نشینی را صادر کرد؛ اما سپاه شیطان در چنگال عذاب الهی گرفتار شد. آن هنگام که آمریکاییها قصد بازگشت کردند

توفانی از شن برخاست ، هواپیماها و هلی کوپترهی آمریکایی ، در حال برخاستن از زمین دچار مشکل شدند، یک

هواپیما و یک فروند هلی کوپتر با هم برخورد کردند و هر دو آتش گرفتند. در اثر حادثه ، هشت تن از امریکاییها

نیز از خاك ایران اسلامی فرار کردند. برژیسکی – C در آتش عذاب الهی سوختند و بقیه پنج فروند هواپیمی 130

حالت کارتر را پس از صدور دستور توقف عملیات و عقب نشینی و آتش گرفتن هواپیما و هلی کوپتر امریکایی

وي بعدا سرش را میان دو دستش گرفت و به مدت چند ثانیه روي میز گذاشت … با » : چنین توصیف کرده است

شنیدن این خبر به مانند مار زخمی به خود پیچید و آثار درد و نگرانی بر تمامی صورت او آشکار شد و به

«. اطرافیانش بد و بی راه می گفت

نقش بنی صدر

یکی از ابعاد این جنایت هماهنگی و همکاري عناصر لیبرال و وابسته به آمریکا در اجراي هرچه دقیق تر این تجاوز

نظامی بود ؛ قبل از شروع عملیات بنی صدر توسط فرماندهان نظامی منصوب خود نظیر تیمسار شادمهر ، رئیس

ستاد مشترك وقت ارتش و تیمسار باقري ، فرمانده وقت نیروي هوایی به پایگاه یکم شکاري دستور جمع آوري

سریع توپ هاي 23 میلیمتري ضد هوایی که حریم هوایی فرودگاه و پایگاه را تامین می کرد ، داد . به نحوي که باند

فرودگاه تهران تا روز تهاجم بدون مراقبت بود. مشابه این دستور به پایگاههاي دیگر ؛ مانند شیراز ، ایستگاه رادار

مشهد و…نیز ابلاغ شده بود.

٣١

پس از شکست تجاوز طبس نیز ، بلافاصله کارتر طی بیانیه اي که از طریق رادیو آمریکا در سراسر جهان پخش

گردید، ضمن اعلام عدم موفقیت این طرح، اعلام داشت که اسناد طبقه بندي شده “سري” در صحنه عملیات در

هلی کوپترها به جاي مانده است. در واقع کارتر با این کار به بنی صدر هشدار داده بود که اسنادي که ارتباط با این

طرح را بر ملا می سازد، در صحنه عملیات بر جاي مانده و باید هر چه سریع تر فکري به حال آنها کرد.چند

ساعت پس از این پیام کارتر، به دستور مستقیم بنی صدر که در آن زمان فرماندهی کل قوا را نیز بر عهده داشت،

بمب افکن هاي ایران، هلی کوپتر هاي در شن مانده و بی دفاع را بمباران کردند!! که در این حادثه علاوه بر انهدام

تجهیزات نظامی پیشرفته و اسناد سري فرمانده سپاه یزد ، محمد منتظر قائم نیز به شهادت رسید .

بازتاب و پیامدهاي تجاوز نظامی

با شکست تجاوز نظامی آمریکا ، هیچکس در ایران از عمق مسئله آگاه نبود، کسی نمىدانست که چگونه طی

هفتههی متوالی، دهها سازمان و کارشناس و خبره و جاسوس با استفاده از کاملترین اطلاعات چه طرح پیچیده و

دقیقی را مهیا کردهاند و چه ترفندهایی محاسبه شدهي اتخاذ کردهاند. هیچکس نمىدانست که قرار بود پساز خروج

گروگانها از ایران عملیات بمباران تاسیسات و مراکز و اقتصادي ایران از سوي امریکا و با استفاده از ناوگانهی

جنگی موجود در منطقه به اجرا گذاشته شود. البته خروج گروگانها چنان روحیهي به امریکائیان مىداد و آنان را

مغرور و سرمست از پیروزي مىکرد و متحدین اروپایی اش را به موافقت یا همکاري ترغیب مىساخت و در منطقه

ارعاب بوجود مىآورد و متقابلا روحیه بخشی از مردم ایران را تضعیف مىکرد و دولتهی ارتجاعی منطقه را دلگرم

٣٢

مىنمود که مرحله دوم عملیات با موانع کمتري اجرا مىشد، گرچه کسی به دقایق سناریوي امریکایی واقف نبود اما

اجمالا مردم ایران دانستند که با لطف و عنایت الهی خطر بزرگی از بیخ گوش آنها رد شده است.

البته آنچه که آمریکائیها در محاسبات خود در نظر نمی گرفتند؛ علاوه بر اتکاي این انقلاب به قدرت لایزال الهی ،

روحیه و عزم ملی و مذهبی مردم مسلمان و انقلابی ایران بود که به تازگی از مبارزه با رژیم مقتدر شاه پیروزمند

بیرون آمده بودند و این روحیه همچنان که تا کنون در حوادث مختلف از خرداد سال 1360 وشکست راهپیمایی

مسلحانه سازمان منافقین تا پیروزي در جنگ تحمیلی و…نشان داد ، چنان نیرومند بود که معلوم نبود اگر نیروي دلتا

وارد ایران مىشد دیگر قادر به خروج از دام گستردهي در کشور بود یا نه؟ طرح امریکایىها بري اجرا در کشوري

با شرایط عادي ایده آل بود اما بري مقابله با کشوري که در شرایط انقلابی به سر مىبرد، طرحی کاملا ذهنی،

خیالپردازانه و غیر عملی و مانند مشت بر سندان کوفتن بود.

چندي بعد جنازه آمریکاییها تحویل دولت آمریکا شد و دولت کارتر زیربار انتقادات فراوانی که از در و دیوار

لکه دار شده آمریکا را طوري بپوشاند که « شرافت ملی » میبارید، مراسم استقبال و تدفین باشکوهی ترتیب داد تا

دیگر دیده نشود. اما با این حال بی نتیجه ماندن دیپلماسی کارتر در حل بحران ایران وقتی که با شکست نظامی در

طبس همراه شد، حیات سیاسی دولت او را چنان متزلزل ساخت که پس از چهار سال مجبور به ترك کاخ سفید شد

تا ریگان جمهوري خواه بر جاي او بنشیند. طعم شکست ماجراي طبس براي کارتر آنچنان تلخ بود که بعدها در

دوران ریاست جمهوري من بدترین دوره هاي ریاست جمهوري در » : مصاحبه با روزنامه کویتی الانبا چنین گفت

«. آمریکا بوده چه در آن زمان دولت آمریکا در دست آیت الله خمینی در ایران به گروگان گرفته شد

٣٣

نتیجه ماجراي تهاجم نظامی به طبس ، پیروزي بزرگ ایران و الگو قرار گرفتن آن از سوي کشورهاي جهان سوم و

به ویژه کشورهاي اسلامی ، و در مقابل تضعیف موقعیت ابرقدرتی آمریکا در صحنه روابط بین الملل و واماندگی آن

1359 ) پنجههی خرد ) در آوریل 1980 » : « ویلیام و مرى » در مواجه با انقلاب اسلامی بود . به قول استاد دانشگاه

«. شده عقاب آمریکا در کویرهی ایران جا ماند و مدفون شد

این شکست آنقدر عظیم بود که گویی نیروهاي شیطانی نیز به یاري و مساعدت نیرویی ماورا طبیعت در این واقعه

وزیر دفاع وقت آمریکا چگونگی این شکست را جویا شدند » « هارولد بروان » اعتراف داشتند. بطوري که وقتی از

آیت الله امام خمینی (ره ) در بالکن مقر سکونت خود حضور یافت و با هر حرکت دست او یک » : چنین پاسخ داد

« . هواپیما به زمین افتاد

پیام مهمی که در بازخوانی ناکامی توطئه هاي گوناگون دشمنان که از ابتداي انقلاب اسلامی تا کنون بر علیه انقلاب

اسلامی داشته اند این است که تا مادامی که مسئولین نظام اسلامی و مردم در مسیر آموزه هاي حیات بخشالهی گام

بردارند ؛ امدادهاي غیبی همواره پشت و پناه انقلاب و جمهوري اسلامی بوده و خواهد بود. همانگونه که بنا به گفته

امام (ره) آن دانه هاي شن مامور خداوند بودند ، امدادهاي غیبی الهی ، با خنثی کردن توطئه آمریکا، بقا و استمرار

انقلاب اسلامی را تضمین کرد.

٣٤

حادثه طبساز زبان فرمانده نظامیان آمریکایی

نیروي افسانه اي، شکست ناپذیر و سري “دلتا” بر اثر “توفان شن” شکستی را متحمل شد که به منزله کابوسی

براي تمام تاریخ سلطه و تجاوز دولتمردان آمریکاي به شمارمی رود و با دیگر ثابت شد، خداوند ملتی را که او را

یاري کند، یاري خواهد کرد.

واقعه طبس یکی از آموزنده ترین حوادث سیاسی- نظامی در تاریخ معاصر به شمار می رود و ژنرال چارلی

بکویث، فرمانده نظامی دلتا در کتاب ” نیروي دلتا، از پل می تا طبس”به شرح کامل این ماجرا پرداخته است:

طرح ریزي عملیات

“همانطور که می دانید سخت سرگرم کار بوده ایم، تا وسیله اي براي نجات گروگان ها از تهران پیدا کنیم. از ماه

نوامبر روي مساله کار می کردیم. اکنون من معتقدم که طرحی حساب شده در دست داریم. می خواهیم شما به این

طرح گوش کنید و بعد سوال هاي خود را مطرح نمایید.

این یک طرح ساده نیست با این حال ما تلاش کرده ایم تا حد امکان پیچ و خم هاي آنرا برطرف سازیم”.

٣٥

دیدار طراحان عملیات با کارتر

بکویث می گوید: “من گزارشم را با بردن رییس جمهور به متن عملیات از “کویر یک” و بلند شدن هواپیما از

منظریه و توضیح اینکه چگونه نیروي دلتا قبل از سپیده دم به ناحیه اختفا در حدود پنجاه مایلی پایتخت می رسد و

چطور سراسر روز را زیر وسایل استتار کننده مخفی می شود، شروع کردم. بعد شرح دادم که چگونه پس از غروب

آفتاب شش کامیون بنز و دو خودروي کوچکتر وارد خواهند شد و دلتا را به پایتخت منتقل خواهند کرد. توضیح

دادم که من در یک مقطع خاص با استفاده از یکی از خودروهاي کوچکتر جلو خواهم رفت تا آخرین قسمت از

سپري را که به طرف شهر می رود بازرسی و سفارت را برانداز کنم.

لحظه اي که کامیون ها به دیوار شرقی سفارت، روبروي خیابان روز ولت برسند، نیروي دلتا از دیوار بالا می رود و

مواد منفجره قوي در آن کار می گذارد. بطوریکه با انفجار آن حفره اي در دیوار ایجاد می شود که براي وارد شدن

یک کامیون هیجده چرخ به داخل سفارت کافی خواهد بود. این انفجار خانه هاي اطراف را در هم خواهد شکست و

سکنه اطراف آن ناحیه را سراسیمه خواهد کرد”.

تحلیل اطلاعات:

چارلی بکویث در ادامه چگونگی طرح ریزي عملیات آورده است: “اطلاعات دیگر دریافت شد، اطلاع یافتیم که

عکس هایی از محوطه سفارت در دسترس قرار خواهند گرفت. عکس ها بلافاصله به دستمان رسید و فرصتی به

٣٦

ماموران اطلاعاتی داد تا جابه جایی درون محوطه را با عکس هاي گرفته شده در روز قبل یا هفته قبل مقایسه

کنند.

این فرمانده نظامیان آمریکا در حادثه طبس ، به عکسهاي گرفته شده توسط سازمان هایی آمریکایی اشاره کرده و

ادامه آورده است: “یکی از چیزهایی که عکسها روشن کردند وجود تیرك ها بود. پاسداران انقلاب یا شبه نظامیان

به فرضاینکه امریکا ممکن است براي نجات گروگان ها از هلی کوپتر استفاده کند، در محل هایی در داخل محوطه

که امکان فرود هلی کوپتر در آنجا وجود داشت تیرك هایی نصب کرده بودند. بدون عکس ها ممکن نبود بخش

اطلاعات متوجه این مساله شود”.

ادامه عملیات اینگونه توصیف شده است: “در فاصله بین کریسمس و اولین روز سال، دلتا براساس گزارشات باب

توانست به منظور تنظیم یک طرح تهاجمی دقیق به اطلاعات کافی دست یابد، معلوم شد که گروگان ها در بیش از

نیمی از چهار تا شش ساختمان نگهداري نمی شوند و این ساختمان ها نیز شناسایی شدند. ما قبلا فکر می کردیم

که احتمالا تمام ساختمان هاي سفارت به عنوان زندان مورد استفاده قرار می گیرد. در اواخر دسامبر و بعدا نوامبر

تحلیل گران به حذف تعداد ساختمان ها پرداختند.

آنها تصور می کردند که دانشجویان مبارزي که گروگان ها را در اختیار داشتند از طرف فلسطینی ها یا” ساواما” که

یک سازمان پلیس مخفی است کمک دریافت می کنند. 13 گروگان آزاد شده گفتند که به هنگام جابه جایی چشم

هاي آنها را می بستند و به گروه هاي مختلف تقسیم شان می کردند و این بدون شک عمدا صورت می گرفت،

بنابراین هیچ الگویی را نمی توانستیم انتخاب کنیم. دانشجویان مبارز را نمی شد دست کم گرفت”.

٣٧

طرح ریزي عملیات

“پنجه عقاب” نام رمز ماموریت براي آزاد کردن گروگان ها بود.

همانطور که براي ژنرال جونز توضیح داده شد، طرح اصلی از این قرار بود. سه هواپیماي “ام سی- 130 ” حامل

نیروها و سه هواپیماي” ئی سی- 130 “حامل سوخت، جزیره مصیره واقع در سواحل شیخ نشین عمان را ترك می

55/ 33 شمالی و 48 / کنند و بسوي ایران به پرواز در می آیند. در محلی که کویر یک نامیده می شود. در 05

شرقی، در دویست مایلی جنوب شرقی تهران- فرود می آیند و در آنجا منتظر ورود هشت هلیکوپتر” آر- اچ 53

دي” می شوند.

هلیکوپترها پس از پرواز از عرشه ناو هواپیما بر نیمیتز که در نقطه اي در خلیج عمان است، در چهار دسته دوتایی،

با پرواز در مسیري متفاوت، تقریبا سی دقیقه پساز ورود آخرین هواپیماي سی- 130 وارد کویر می شوند.

هلیکوپترهاي آر- اچ 53 دي به محض ورود،سوختگیري و نیروي یورش صد و هیجده نفري را سوار می کنند، در

صورتی که شش هلیکوپتر (این کمترین رقمی بود که به نظر طراحان هوایی براي بلند کردن وزن تیم یورش و

تجهیزات آن لازم بود)قادر به عزیمت و پرواز به محل بعدي نباشند، ماموریت در کویر یک عقیم می ماند.

هلیکوپترها پس از سوخت گیري و سوار کردن دلتا رهسپار تهران می شوند و هواپیماهاي سی 130 به مصیره باز

می گردند. پس از دو ساعت و نیم تا سه ساعت، نهایتا یک ساعت قبل از طلوع آفتاب هلیکوپترها در محل اختفاي

52 شرقی فرود می آیند. هلیکوپترهاي آر اچ 53 دي پساز پیاده کردن دلتا، به محل / 35 شمالی و 15 / دلتا در 14

اختفاي خود واقع در پانزده مایلی شمال محل تخلیه دلتا پرواز می کنند و روز را در تپه هاي اطراف گرمسار پنهان

٣٨

می شوند. در محل فرود دلتا، تیم یورش با دو مامور وزارت دفاع، که چندین روز قبل از عملیات وارد تهران می

شوند ملاقات می کنند.

وي در ادامه افزوده است: این عملیات تقریبا 45 دقیقه طول می کشد ، آنگاه سرگرد اسنافی (اسم مستعار) که به

عنوان افسر هوایی دلتا عمل می کند، به هلیکوپترهاي آر اچ 53 دي که در اطراف گرمسار در حال آماده باش

هستند اطلاع می دهد و آنها شروع به چرخیدن در شمال شهر می کنند. با علامت او، هلیکوپترها به نزدیکی سفارت

می آیند و اگر همانطوري که انتظار می رود، تیرك هاي کارگذاشته شده در محوطه باز سفارت را بتوانیم برداریم،

اولین هلی کوپتر مستقیما به داخل سفارت فراخوانده می شود و سپس تمام گروگان هاي آزاد شده سوار اولین هلی

کوپتر می شوند و دکترهاي دلتا آنها را معاینه میکنند.

آغاز عملیات

هواپیما برفراز خلیج عمان، در ارتفاع چند صد هزار پایی پرواز می کرد، اما هنگامی که به سواحل ایران در غرب

چاه بهار رسیدیم ارتفاع به چهارصد پا تقلیل یافت.

وید ایشیموتو در حالی که نزدیک دریچه بار، در عقب هواپیما نشسته بود برخورد هواي گرم را احساس کرد. او می

دانست که در ایران هستیم. زمین زیر پایمان بسوي افق که در تاریکی فرو می رفت، امتداد می یافت.

٣٩

در شمال، تپه ها چون لکه هاي آبی به نظر می رسیدند و رفته رفته بزرگتر می شدند. در پشت آنها، و در فاصله اي

دورتر، کوه هاي سیاهرنگ، سر به فلک کشیده بودند.

برگشتم و با عجله به طرف ابتداي صف هواپیماها راه افتادم. ساعت تقریبا دو و چهل دقیقه بعد از نیمه شب بود.

تعدادي از خلبانان سی 130 موتورهایشان را گرم می کردند و گرد و غبار در اطراف پراکنده می شد. در میان

تندبار، یکی از هلی کوپترها را دیدم که از زمین بلند شد و به سمت چپ کج شد و با آرامی به عقب خزید. سپس

صداي مهیبی بلند شد. صداي انفجار بمب نبود، صداي شکستن نبود، صداي چیزي بود که با یک ضربه متلاشی

شود. یک انفجار بنزین. گلوله آتشین آبی رنگی مثل بالون به هوا رفت. ظاهرا هلی کوپتر سرگرد شافر به ئی سی

130 که در شمالی ترین قسمت ایستاده بود و عنصر آبی را تازه سوار کرده بود، برخورد کرد.

کایل هنوز مشغول کار کردن با بی سیم بود که به طرفش رفتم و گفتم “چه کار کرده اي؟” گفت “بادي از خط

خاطر جمع شوم. به محض اینکه آنها را بگیرم، خارج خواهیم شد. اکنون درباره این هلی کوپترها چه فکر می

کنی؟”

گفتم: اونجا خیلی داغه، دومی هر آن ممکنه منفجر بشه.

در مورد سایر هلی کوپترها چطور؟

باید از بین بروند.

٤٠

الان درست یادم نمی آید چه کسی اما یکی از ما گفت: بگذارید آنها را از راه هوایی نابود کنیم. جیم توانست با

ژنرال وات تماس بگیرد و پیشنهاد کند که اجازه حمله به هلی کوپترها را از هوا داشته باشد. روي زمین جنب و

جوش زیاد بود. می خواستم ، هرچه زودتر همه را از این کویر لعنتی بیرون ببرم. به طرف آخرین هواپیما در صف

برگشتم. با کشات تازه بیرون پریده بود و به تیم حفاظت از جاده براي سوار شدن کمک می کرد.

چند فروند از هواپیماها در محل پروازشان قرار گرفتند. از دور خلبانان تفنگدار دریایی را دیدم که با سرعت به

طرف هواپیماهاي ما می دویدند. درب پشتی بالا کشیده و بسته شد. به کابین خلبان رفتم و هواپیماي ماشروع به

حرکت کرد و یک نیم دایره زد.

ما سومین هواپیمایی بودیم که باید بلند می شدیم. دو هواپیماي جلویی برخاستند. آتش تانکر بنزین تقریبا خاموش

شده بود اما هلی کوپتر و هواپیماي 130 هنوز بشدت در آتش می سوختند.

ساعت تقریبا سه بعد از نیمه شب بود.

دلتا پساز چهار ساعت و پنجاه و شش دقیقه توقف در کویر یک ، آنجا را ترك می کرد.

روي جاده ناهموار براه افتادیم، سی 130 شروع به سرعت گرفتن کرد. ناگهان به یک پشته خاك برخورد کردیم.

خاطرم می آید که وقتی پایین بودیم، آن را دیده بودم. ارتفاعش باید سه پا می شد. سرعت زیاد بود، دماغه هواپیما

بالا رفت و بعد بشدت پایین آمد، ما شانس بزرگی آورده بودیم. هواپیما سرعت بیشتري می گرفت، خلبان نیز

٤١

نیروي بیشتري به آن می داد تا اینکه بالاخره آن را به هوا برد. چیزي که بعد از آن فهمیدیم این بود که داشتیم اوج

می گرفتیم.

فرجام عملیات

اگر ما برنامه را در کویر یک، درست مطابق نقشه پیش می بردیم، اکنون شش هلی کوپتر کامل در حال نزدیک شدن

به مخفیگاه بودند.

بعد از سپیده صبح، به خلیج عمان رسیدیم. پایین را نگاه کردم و دکل یک کشتی عربی را دیدم که در دریاي آبی-

خاکستري در حال حرکت بود.

فرمانده عملیات نا فرجام طبس در انتها چنین می گوید: “در تمام طول راه بازگشت به مصیره احساس پوچی و

پژمردگی می کردم، یاس بر وجودم سایه افکنده بود. گریه ام گرفت. این موقعی بود که نشستم و با تمام وجود گفتم:

یا عیسی مسیح، تو می دانی که چه گندي بالا آمده است. ما واقعا باعث شرمساري کشور بزرگمان شدیم. خودم را

بسیار حقیر احساس می کردم. نمی خواستم صحبت کنم، یا هیچ کاري انجام دهم، فقط احساس می کردم که دیگر

آبرویی برایم باقی نمانده بود.”

٤٢

شهادت تنها شهید واقعه طبس

شکست لشکریان ابرهه در طبس

شهادت در عام الفیل انقلاب

زندگى پر تلاطم محمد از کویر طبس شروع مى گردد. در اسفندماه سال 1327 آن روز که در کویر نوزادى چشم

گشود کویر تفتیده و سوزان فکرش را نمى کرد که نوزادى که اکنون ثمره ازدواج مجاهدى پارسا چون مرحوم حاج

شیخ على اکبر منتظر قائم و بانویى متقى و اسوه گردیده است. روزگارى نام این کویر را جاودانه تاریخ مى کند تا

آنجا که نام او همراه با عظمت و قدرت الهى و توجهات خاصه امام زمان(عج)همراه گردد. از همان کودکى ابتلا به

آزمایشات وى شروع مى گردد تا روح بزرگش را در مقابل ناملایمات روزگار مقاوم گرداند. دو سال بیش نداشت

که دچار بیمارى سختى مى گردد که با عنایت خداوند و توسل به ائمه اطهار درمان مى گردد. هنوز ده سال بیش

نداشت که به خاطر مقابله پدر با ظالمین و حق گویى روشنش مجبور مى گردد تا از فردوس به یزد هجرت نماید.

پدر فهمیده اش وى را راهى دبستان تعلیمات اسلامى که زیر نظر مرحوم حجت الاسلام و المسلمین وزیرى اداره مى

گردید، مى نماید و همانجاست که بنیه معنوى او ساخته مى شود. 15 ساله است که با 15 خرداد 42 تلاقى پیدا مى

کند و مبارزاتش را همراه پدر و دیگر دوستان شروع مى نماید. در سال 1346 در پى آشنایى با مرحوم احمد

فتاحى سرپرست انجمن دینى یزد به ا ین جلسات راه پیدا مى کند و به مبارزه با فرقه ضاله بهاییت اکتفا نکرده و با

ریشه یابى صحیح، عامل آن را از دستگاه فاسد حاکم مى راند و به مبارزه با رژیم ستمشاهى مى پردازد. در سال

1347 روانه خدمت سربازى مى گردد. از سنندج به دامغان منتقل مى گردد. آنجا نیز دست از فعالیت برنمى دارد. از

٤٣

آنجا که فردى مورد اطمینان بود، بایگانى اسناد به وى واگذار مى گردد و همچنان که مى توان انتظار داشت او

اسنادى را که ممکن بود سد راه مبارزین و انقلابیون گردد را بدون بایگانى در آتش مى سوزاند و عده زیادى را از

این راه نجات مى داد. به اینجا اکتفا نکرد، علنا با لباس سربازى در معابر عمومى شهر عکس شاه را پاره مى کرد و

از آقایش امام خمینى (ره) سخن مى گفت. پس از پایان خدمت سربازى در شرکت توانیر مشغول به کار مى گردد و

ازاین راه کارگران و مهندسین آنجا را تحت تاثیر قرار مى دهد.

با حضور در جلسات دینى شهر کرج به طور رسمى کتاب وزین ولایت فقیه امام خمینى (ره) را که جزو کتاب هاى

ممنوعه بود، محور برنامه هاى آموزشى- فکرى و عقیدتى خود قرار مى دهد.

این کار با مخالفت مواجه مى گردد و انجمن دینى کرج منحل مى شود ولى وى کلاس هاى مخفى آموزشى- سیاسى

انقلابى را تشکیل مى دهد تا آنجا که دامنه فعالیت آن به شهرهایى همچون یزد، قم، بندرعباس، دامغان، تهران، مشهد

و… کشیده مى شود. در این زمان که با قم نیز ارتباط پیدا مى کند و به مدرسه حقانى نیز رفت و آمد مى نماید. اما

مبارزاتش مانع خودسازى اش نمى گردد و چیزى از قرائت مداوم قرآن و روزه دارى وى کم نمى نماید.

به خودسازى معنوى اکتفا نمى نماید و مشغول خودسازى بدنى از جمله کوهنوردى نیز مى گردد. پس از شکستن

محاصره کرج دستگاه مجهز تکثیر ماشین تایپى را که از اداره دولتى مصادره نموده است، به یزد منتقل مى نماید.

همین عامل موجبات دستگیرى وى را فراهم مى نماید. در اسفندماه سال 51 توسط ساواك دستگیر شده و به زندان

اوین منتقل مى گردد و اسوه مقاومت مى گردد تا آنجا که رادیوهاى انقلابى خارج مرز نیز نامش را به بلندى بر

زبان مى آورند. در زندان نیز با حروف مرس که آن روز ها به زبانى براى ارتباط انقلابیون تبدیل شده بود براى

٤٤

سلول هاى مجاور قرآن مى خواند. پس از 11 ماه سلول انفرادى با عجز شکنجه گران از گرفتن اعتراف، راهى

زندان عمومى مى گردد و پس از گذراندن 15 ماه زندان به علت ناتوانى و تسلیم مامورین زندان در مقابل شکوه

مقاومتش آزاد مى گردد. پس از آزادى از زندان یکى از افراد سازمان مجاهدین خلق که در زندان با وى آشنا شده

است، به سراغش مى رود. ولى محمد که با بحث هاى طولانى به ریشه انحرافات این سازمان پى برده بود، با وى

قطع ارتباط مى نماید و با گروه فلاح یکى از هفت گروه تشکیل دهنده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى همکارى

مى نماید.

پس از انقلاب اسلامى عضو کمیته انقلاب اسلامى مى گردد و پس از ده سال به یزد باز مى گردد. پس از تشکیل

سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، وى به عنوان موسس آن در یزد انتخاب مى گردد و مامور تصفیه کمیته انقلاب مى

گردد. هنوز دو ماه از تشکیل سپاه نگذشته است که پساز بازگشت به سیستان و بلوچستان با فرماندهى 50 پاسدار

یزدى راهى کردستان مى گردد و به علت شجاعت و رشادت وى، فرماندهى آن ناحیه (فرماندهى سپاه سقز) به وى

واگذار مى گردد. در آنجا نیز با وجود فرماندهى سخت ترین کارها را انجام مى دهد و با خواندن قرآن به همراهان

روحیه مى دهد و حتى با وجود روزه بودن با آب افطار مى نماید و سهمش را به دیگر رزمندگان مى دهد. پس از

بازگشت از کردستان با توجه به نقش دانش آموزان در آینده کشور جهت آموزش عقیدتى و نظامى به مدارس سر

مى زند. با برگزارى اولین دوره انتخابات مجلس شوراى اسلامى با اصرار دوستان و از طرف ائتلاف گروه هایى

همچون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى، انجمن اسلامى معلمان، سازمان فجر اسلام و نهضت زنان مسلمان کاندیدا

مى گردد. ولى از آنجا که به دوستانش اجازه نمى دهد تا از سابقه مبارزاتى و انقلابى اش حرفى به میان بیاورند،

٤٥

انتخاب نمى گردد. با عنایت خداوند متعال و توجهات خاصه ولى عصر (عج) در جمعه سبز پنجم اردیبهشت ماه

سال 59 سالى که عام الفیل انقلاب نام گرفت، امریکا دچار شکستى مفتضحانه مى گردد و او که فرمانده سپاه یزد

بود راهى، طبس مى گردد. قبل از حرکت نمازش را با حال خاصى مى خواند. دوستش از او سوال مى کند: نماز

جعفر طیار مى خواندى؟ با خوشحالى پاسخ مى دهد: به جنگ امریکا مى رویم. شاید هم نماز آخرمان باشد! در بین

راه مثل همیشه براى دوستان قرآن مى خواند و با تفسیر سوره فیل و با استفاده از آیات و روایات دیگر امکان

پیروزى امریکا را رد مى نماید و به سه کیلومترى منطقه فرود هواپیماها و هلى کوپترها که مى رسد متوجه ترس

برادران کمیته و ژاندارمرى مى گردد که به بهانه مین گذارى منطقه نزدیک نمى شوند. لذا با دوستان با توجه به

مخالفت شدید دیگران به طرف هلى کوپترها حرکت مى کند. پس از بررسى موتورها و جیپ امریکایى که استتار

شده بودند آنها را به همراه دوستان به عقب منتقل مى کند و باز به طرف هلى کوپترها باز مى گردد. با بررسى اولین

هلى کوپتر به سمت دومین هلى کوپتر مى رود که توسط بمباران فانتوم ها که به دستور بنى صادر خائن به بمباران

هلى کوپتر پرداخته بودند، به شهادت مى رسد و روح بزرگش ساعت 6:30 بعدازظهر غروب غم انگیز آن جمعه

پرواز مى کند و انتظارش به پایان مى رسد.

به مناسبت سالگرد شکست کماندوهاى نیروى مخصوصامریکا

شکست لشکریان ابرهه در طبس

بیابان طبس، بهترین راوى معجزه اى است که دل تاریخ را به لرزه در آورد.

٤٦

را باید از کویر تفتیده طبس پرسید، بیابان خشک طبس، تبلور « و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین » تفسیر آیه

مرصاد الهى شد براى گرگ هاى در کمین نشسته اى که راوى سپاه مرگ بودند.

اگر به حوادث و جریان هاى انقلاب اسلامى نیک نظر افکنیم و با ژرف اندیشى مسایل آن را بازخوانى نماییم به

وضوح مشاهده مى کنیم الطاف الهى توطئه هایى را نابود کرده که هر کدام از آنها به تنهایى قادر بوده اند یک نظام

اجتماعى و سیاسى را از بین ببرند، مثلا موضوع نزاع داخلى و شورش ناحیه اى که در اوایل پیروزى انقلاب اسلامى

از گوشه و کنار سرزمین اسلامى ایران شعله ور مى گردید، گاه از کردستان و در مواقعى از ترکمن صحرا، خوزستان،

بلوچستان و آذربایجان سر بر مى آورد که اگر پشتیبانى خداوند از امت به پا خاسته ایران به رهبرى امام خمینى(ره)

نبود، تضعیف و تحلیل نهضت اسلام را به دنبال مى آورد. جریان هاى گوناگون فکرى، حزبى و قومى به بهانه هاى

ملى گرایى، حمایت از مردم، جانبدارى از محرومان و ادعاى دموکراسى و آزادى که از سوى ابر قدرت هاى شرقى

و غربى تغذیه فکرى و ارایه مى شدند، در پى آن بودند و هستند که مسیر اصیل اسلام ناب محمدى را که ستون هاى

اصلى انقلاب اسلامى بر آن استوار گردیده مخدوش یا منحرف کرده و به سوى ابر قدرت ها بکشانند و شعار قرآنى

انقلاب را که نه شرقى و نه غربى بوده از تاب و توان بیندازند که با حمایت الهى نقشه هاى مزبور نقش بر آب

گردید.

٤٧

مصداقى بر سوره فیل

آنچه در طبس گذشت با تمامى زوایاى حرکت و انجام بدون شک مصداقى دیگر بر سوره فیل بود و چهار

اردیبهشت 1359 یوم الفیل دیگر و کارتر مظهر استکبار جهانى ابرهه اى دیگر. بدین گونه عنایت لطف و رحمت

الهى بر مومنین گسترانیده شد.

آنچه در این ماجرا گذشت نه یک واقعه اى ساده و زودگذر و فراموش شونده بود آنچنان که عوامل نفاق داخلى

کوشیدند تا خاموشش گذارند، بلکه تمثیلى و تذکرى است ماندگار براى کسانى که با چشمان و دل هاى خویش جز

آنچه هست هم مشاهده کرده و مى شنوند و اعتقاد دارند که تذکر دیگرى بود بر اثبات قدرت لایزال خداوندى و

سستى عزم دشمنان خدا.

آن شب هنگامى که مردم ایران در خواب به سر مى بردند، چندین هواپیما و هلى کوپتر امریکایى با آرم ارتش ایران

با حمل نفرات و تجهیزات جنگى قصد داشتند در اطراف تهران در زمین نشسته و چندین نقطه حساس را نابود کنند.

راستى اگر خداوند تبارك و تعالى به انقلاب اسلامى، رهبر و مردم ایران عنایت ویژه اى نداشت، این تهاجم وسیع که

از ماه ها قبل تدارك دیده شده و به میزان قابل توجهى براى آن نیرو و وقت صرف شده بود به این سادگى و با

توفانى از شن خنثى نمى گردید.

به راستى اگر این دانه هاى کوچک شن جلوى دید خلبان هواپیما را نمى گرفت و آن برخورد و آتش سوزى به

وجود نمى آمد، چه کسى توانایى آن را داشت که از اجراى این نقشه شوم و گسترده جلوگیرى کند؟

٤٨

چنین بود که شن هاى کوچک بیابان بر نشانه هاى بزرگ قدرت مادى مستکبران فائق آمد و مسلمانان مشاهده

کردند که خداوند با هواپیماهاى غول پیکر جنایت کاران چه کرد و چگونه کیدشان را تباه نمود و مزدورانشان را

روسیاه ساخت.

اگر استکبار جهانى در مقابل نظام ایران ایستاده و با هزاران نیرنگ با انقلاب اسلامى مبارزه مى کند. بى جهت

نیست، زیرا هرگز بدینسان تحقیر نگردید و به این اندازه طبل رسوایى اش نواخته نشده بود.

امریکا چنین در سر مى پرورانید که کسى را یاراى کوچک ترین توهین و تحقیر و رویارویى با او نمى باشد، ولى با

پیروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى این بت موهوم، شکسته شد، به ویژه پس از منهدم گردیدن امریکا در

جریان حمله چتربازانش به ایران آنچنان ضربه اى خورد که به قول جیمى کارتر: هنوز هر شب کابوس شکست

طبس را مشاهده مى کنم.

پرونده ي طبس

شبکه ي تلویزیونی 7 استرالیا یک فیلم مستند بازسازي شده درباره واقعه طبس نمایش داد. من این جا فقط می

خواهم فیلم را برایتان توضیح بدهم. هر چه هست از فیلم است که نقل قولش می کنم.

تهیه کنندگان فیلم خیلی سریع از نحوه ي گروگانگیري گذشتند و رسیدند به این که عملیات طبس چطور اجرا شد.

چهار گروه در این عملیات شرکت داشتند. گروه دوم که یک هواپیماي سوخت رسان را هدایت می کردند و از یک

٤٩

مرکز نظامی امریکا در اطراف یمن حرکت کردند، گروه سوم که با چهار هلیکوپتر از روي ناو هواپیمابر نیمیتز در

اقیانوس هند به طبس می آمدند و گروه چهارم که هشت کوماندوي خیلی متخصص در جنگ هاي چریکی بودند

اما آن گروه اول که کوچکتر از همه هم بود شامل دو نفرمی شدند که پیش از همه ي این ها با هواپیماي کوچک و

یک موتورسیکلت که آورده بودند آمده بودند براي شناسایی محل فرود هواپیما و هلیکوپترها گروه اول با استفاده از

چراغ هاي فروسرخ (مادون قرمز) یک محلی را نشانه گذاري کردند که چراغ ها را می شد فقط با دوربین فرو سرخ

دید. کوماندوها از مصر به ناو نیمیتز منتقل شدند. هواپیما و هلیکوپترها کمی بعد از ورود به آسمان ایران و بعد از

بندرعباس به هم ملحق می شدند تا این که در محل نشانه گذاري شده فرود بیایند. همه فرود می آیند جز دو تا

هلیکوپتر که به خاطر وزش شدید باد و توفان شن دیرتر می رسند. بعد از فرود معلوم می شود سیستم هیدرولیک

یکی از هلیکوپترها آسیب دیده و آن هلیکوپتر باید کمی معطل بماند تا تعمیر بشود. قرار می شود دو نفر بمانند و

عملیات با سه هلیکوپتر دیگر انجام بشود.

خبر را به واشنگتن می دهد اما در آنجا به این تصمیم می رسند که نمی شود هم کوماندوها و هم گروگان ها را با

سه هلیکوپتر بیاورند بنابراین براي این که اصل ماجرا لو نرود دستور بازگشت می دهند. در همان حال هم یک

اتوبوس پر از مسافر از همان محل رد می شده و کوماندوها متوقفش می کنند و همانجا نگه شان می دارند تا این که

دست آخر با پایان عملیات رهایشان می کنند. هر چه هم فرمانده عملیات در طبس اصرار می کند که نهایتأ ممکن

است به 2 یا 3 گروگان صدمه بخورد اما بقیه ازاد می شوند اما در واشنگتن کسی حاضر به قبول ریسک نمی شود و

می گویند مأموریت تمام است.

٥٠

هلیکوپتر اول که بلند می شود که برگردد به دلیل توفان شنی که همینطور از اول کار بوده ارتفاعش را خیلی کم می

کند اما چرخش می گیرد به هواپیما و چون هواپیما پر از سوخت بوده هر دو همان وقت آتش می گیرند و آتش به

یک هلیکوپتر دیگر هم سرایت می کند که خدمه ي آن با سوختگی شدید بیرون کشیده می شوند اما مابقی که در

هواپیما و آن هلیکوپتر اول بودند از بین می روند. مأموریت شکست می خورد بدون این که شروع شده باشد و

بلافاصله کارتر بر صفحه ي تلویزیون ظاهر می شود و مسئولیت کامل عملیات و شکست آن را می پذیرد و گروگان

ها هم بلافاصله از محل سفارت به مکان هاي نامعلوم دیگر منتقل می شوند.

گروگان ها بلاخره نه از طریق نظامی بلکه از راه دیپلماسی آزاد می شوند اما زمان آزادي شان درست سه دقیقه بعد

از اداي سوگند ریاست جمهوري ریگان است، یعنی وقتی که دیگر معلوم می شود ریگان آمده است بر سر کار

در فیلم با دو نفر مصاحبه کردند. با فرمانده ي عملیات در واشنگتن و با فرمانده ي عملیات در طبس. هر دو می

گفتند نقص سیستم ناوبري باعث بروز این اشکالات شد و هنوز پرونده ي فنی عملیات طبس براي ردیابی اشکالات

ناوبري آن عملیات در ارتش امریکا باز است و اگر کمی دقت می کردیم در انتخاب خلبان ها می توانستیم با

موفقیت تمامش کنیم. حتی در فیلم به درگیري هاي خانوادگی خلبان ها هم نگاه کرده بودند که چند تایی از آن ها

در زمان حمله در شرایط روحی مناسبی نبودند.

٥١

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت الاسلام و المسلمین، سید مصطفی رضوی حیدری فرمانده کمیته انقلاب اسلامی و آزاده و جانباز30% انقلاب، امام جمعه فقيد شهرستان فريمان و فرمانده کميته انقلاب اسلامي شهرستان طبس و اولین مسئولی که در سال 1359 در محل حادثه حضور یافت، از حمله نظامي آمريکا در کوير طبس

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *