تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)6) طبس و حمله نظامی آمریکا / 2)6)1) اخبار و مطالب مرتبط با واقعة طبس و تهاجم نیروهای نظامی آمریکا به ایران / طبس – دانه های شن عملیات نظامی و عملیات جاسوسی و خیانت عوامل داخلی آمریکا و اقدامات آنان برای پیروزی عملیات نجات متجاوزین آمریکایی را در هم شکست

طبس – دانه های شن عملیات نظامی و عملیات جاسوسی و خیانت عوامل داخلی آمریکا و اقدامات آنان برای پیروزی عملیات نجات متجاوزین آمریکایی را در هم شکست

دانه های شن عملیات نظامی و عملیات جاسوسی و خیانت عوامل داخلی آمریکا و اقدامات آنان برای پیروزی عملیات نجات متجاوزین آمریکایی را در هم شکست

دانه های شن عملیات نظامی و عملیات جاسوسی و خیانت عوامل داخلی آمریکا و اقدامات آنان برای پیروزی عملیات نجات متجاوزین آمریکایی را در هم شکست
دانه های شن عملیات نظامی و عملیات جاسوسی و خیانت عوامل داخلی آمریکا و اقدامات آنان برای پیروزی عملیات نجات متجاوزین آمریکایی را در هم شکست

دانه های شن

از كتاب «كودتای نوژه» – موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی:… ورود [منوچهر] قربانیفر (به عنوان چهره اصلی ارتباطات جاسوسی) به ایران و دستگیری او در فرودگاه، مقارن با اعلام تجاوز نظامی آمریكا و واقعه طبس بود. «قربانیفر» از آشفتگی اوضاع سود جسته و گریخت [!!!]… و از آن پس تا شب انجام كودتا اثری از وی برجای نمیماند. (ص339)

از كتاب «هدف: تهران» – نوشته «جولیتو كیهزا»:… [به نقل از فرانس پرس 26 آوریل 1980]: اولین حركت [بعد از تسخیر لانه جاسوسی] جهت نجات گروگانها در كمتر از 72 ساعت بعد از اشغال سفارت صورت گرفته… (ص339)

از كتاب «اسرار ماهواره های جاسوسی» – نوشته «ویلیامای. باروز»:… عملیات شناسایی در زمان حقیقی ماهواره KH-11 فوقالعاده به نظر میرسد… در آوریل 1980 برای تعیین مكان گروگانهای آمریكایی در سفارتخانه آمریكا در تهران به كار گرفته شد و همچنین اطلاعاتی را درباره مسیری كه باید مورد استفاده گروه نجات بداقبال «نیروی دلتا» قرار میگرفت، فراهم آورد. (ص340)

از هفته نامه آمریكایی «نیوزویك» – 12/7/1982:… از اولین روزهایی كه سفارت آمریكا در تهران، بوسیله مبارزان ایرانی به اشغال درآمد- یعنی 4 نوامبر 1979- هم «بكویث» و هم «میدوز» در تلاش برای نجات شركت داشتند. «بكویث» فرمانده یك نیروی ویژه ضد تروریستی به نام «دلتا» (Delta) بود كه اخیراً تمرینهایی در «جورجیا» (Georgia) انجام داده و به عنوان بالاترین نیروی دولتی آمریكا علیه تروریسم به رسمیت شناخته شده بود. «میدوز» نیز هر چند از یك مقام استثنایی نظامی در 1977 بازنشسته شده بود، اما به عنوان مشاور مخصوص «دلتا» استخدام شده بود… (ص341)

… اشغال سفارت، حتی یك مأمور رسمی برای سیا [به عنوان سرشبكه] باقی نگذاشته بود. كلیه مأموران سیا در تهران، به گروگان گرفته شده بودند و هیچگونه راه تماسی با مأمورانی كه تحت نظر آنها فعالیت میكردند، وجود نداشت… اولین مأمور سیا كه در اواخر دسامبر وارد تهران شد، افسر اطلاعاتی بازنشستهای بود به نام «باب» (Bob) … به زودی مأمور دیگری به «باب» ملحق شد. وی ایرانی ثروتمند و تبعید شدهای بود كه خود را در اختیار سازمان سیا قرار داده بود… محقق بر این باور است كه وی نمیتواند فردی غیر از «منوچهر قربانیفر» از اعضای شبكه «منوچهر هاشمی» رئیس اداره هشتم ساواك- ضد جاسوسی – باشد… (ص342)

در همین احوال دیگر مردان نظامی آمریكایی، به طور پنهانی وارد تهران شدند. دو تن از كلاه سبزها هم كه آلمانی صحبت میكردند، از برلین غربی به تهران وارد شدند تا ساختمان وزارت خارجه [كه چند گروگان در آنجا بودند] را زیر نظر داشته باشند. (ص343)

از هفته نامه آمریكایی «نیوزویك» – مقاله «دیویدسی. مارتین»:… دو خدمتگزار ایرانی الاصل آمریكایی نیز كه یكی از آنها از سرطان حادی رنج میبرد، به تهران فرستاده شدند تا رانندگی «میدوز» را برعهده بگیرند. آنها در ایران اقوامی داشتند و به این سرزمین آشنا بودند. [از مجموع شواهد و قرائن برمیآید كه نفر غیربیمار، شخصی به نام «آلبرت حكیم» بوده است.] (ص344)

سه ورز قبل از شروع عملیات، «میدوز» پیامی به واشنگتن فرستاد و به طراحان اطمینان داد كه همه چیز روبراه شده است. (ص345)

دو روز قبل از شروع عملیات، ایرانی تبعیدی [«قربانیفر»] كه انبار را اجاره كرده بود، از روی ترس، ایران راترك نمود. آیا این، تنها جنبه تحریك اعصاب داشت یا در آن هنگام، مسئولیت «میدوز» سنگینتر میشد؟ … پس از انفجار هواپیمای حامل سوخت سی- 130، خلبانها هلیكوپترهای خود را رها كرده نقشه های سری، عكسهای شناسایی، علامات رمز تماسها و بالأخره لیست فركانسهای رادیویی را در صحرا باقی گذاردند. (ص348)

… بی مبالاتی واقعی در تمامی این مأموریت، این بود كه نقشه های خلبانها محل انباری را كه در حول و حوش تهران مورد استفاده «میدوز» بود، نشان میدادند… نگاهی اجمالی به این نقشه ها، تمامی اطلاعات مورد نیاز جهت دستگیری مأموران سازمان سیا كه قبل از مأموریت وارد تهران شده بودند، را در اختیار یك پلیس كارآمد قرار میداد… اكنون نام «ریچارد كیث» كه پوششی برای «میدوز» بحساب میآمد، افشاء شده و برای او قابل استفاده نبود. وی سه راه بیشتر نداشت. از راه خشكی به مرز تركیه برود. به آبادان در كنار خلیج فارس رفته و درخواست هلیكوپتر نماید. بالأخره راه سوم آنكه سعی كند از طریق فرودگاه بینالمللی مهرآباد تهران از كشور خارج شود. (ص349)

یكشنبه شب، «میدوز» به فرودگاه رفت و بنابر اظهارات یكی از منابع، در حالی كه كاملاً انتظار داشت، دستگیر شود، بدون هیچ اتفاقی با یك پرواز تجاری، به سلامت در آنكارا، پایتخت تركیه به زمین نشست… كلیه مأمورین سیا در تهران خود را نجات دادند… (ص350)

از كتاب «هدف: تهران»:… ما شاهد چیزی هستیم كه در چارچوب گفته های رسمی مقامات آمریكایی نمیگنجد. یعنی، دستور حركت فوری. [ترك منطقه طبس پس از برخورد هلیكوپتر و هواپیمای سی- 130] به چه دلیل؟ چرا این قدر با شتاب كه حتی جسدها را هم با خود حمل نمیكنند؟ و به فكر برداشتن مدارك و اسناد سری مربوط به جزئیات عملیات موجود در هلیكوپترها نیز نمیافتند؟ به علاوه چرا چهار فروند هلیكوپتر كاملاً سالم را كه میتوانسته اند با وسایل و ابزار همراهشان بازگردند، برجای گذاشتند؟ به هر حال با توجه به جوانب ذكر شده، تصور میشود كه در آن ساعت حساس یعنی بین یك الی 2 و15 دقیقه بامداد، وقایع بسیار دیگری بیش از آنچه گفته شده و یا به بیرون درز كرده است، رخ داده باشد… (ص354)

از هفته نامه آلمانی «اشپیگل» – 28 آوریل 1980:… قبل از اینكه روز شروع شود، آنها دچار صدمات شدیدی گشته و مجدداً بازگشتند و 8 جسد و دو فروند هواپیمای اسقاط شده، یك هلیكوپتر خراب و چهار هلیكوپتر سالم و نیز یك نقشه سری برای اجرای عملیات از آنها بجای ماند.(ص357)

از روزنامه تركیهای «جمهوریت» – نوشته «میرافقگلد»:… سرهنگ «نورث» در یك یاداشت [مكاتبه داخلی] به شورای امنیت ملی در تاریخ سوم ژوئن 1980 تاكید مینماید، در یك پایگاه نیروی هوایی آمریكا در شرق تركیه به سر برده و تحولات را از نزدیك پیگیری كرده است. (ص358)

از روزنامه «كیهان» – یكشنبه 9/9/1365:… حجتالاسلام «هاشمی رفسنجانی» [رئیس مجلس شورای اسلامی] … اعلام كرد یكی از افرادی كه همراه «مك فارلین» به تهران آمده بوده است، ما تا دو سه روز پیش نمیدانستیم فرمانده عملیات طبس بوده كه در آن هنگام با استقرار در تركیه، عملیات نیروهای دلتا را در طبس هدایت كرده است. (ص359)

از هفته نامه آمریكایی «تایم» – 12 مه 1980:… آمریكا در اواخر ماه نوامبر دو ماهواره سری نظامی به فضا پرتاب كرده بود، كه با این اقدام خود، موقعیت شش ماهواره فرماندهی و ارتباطی نیروی هوایی آمریكا در اطراف جهان، من جمله بر فراز اقیانوس هند را تكمیل میكرد. نقل و انتقال سریع پیام میان پنتاگون و گروه عملیات در میدان عمل از طریق این سیستم، امكانپذیر شده بود. احتمالاً این سیستم در انتقال دادن اطلاعات عوامل مخفی آمریكا در تهران به خارج كمك كرده باشد. (ص369)

از كتاب «هدف: تهران»:… هفته نامه «تایم» در گزارشی از مرحله اول عملیات مینویسد:… یكی از جوانب فكاهی عملیات این است كه هواپیماهای «سی- 130» دقیقاً به مقصدی میرفتند كه خود ایرانیها نیز قبلاً از مورد استفاده قرار گرفتن آن محل در شرایط ضروری توسط نیروهای آمریكایی بیم داشتند… حتی ایرانیها نقشه آن منطقه را نیز داشتهاند. این نقشه از «محمود جعفریان» متخصص ضد شورش رژیم شاه كه بعد از انقلاب اعدام شد، به دست آمده بود. دقیقاً او هنگامی كه مشغول سوزاندن این نقشه بود، بوسیله نیروهای انقلابی دستگیر شد. «جعفریان» اقرار كرده بود كه این باندها بوسیله سازمان سیا بطور مخفی و با موافقت مستقیم «شاه» برای استفاده احتمالی در مواقع ضروری ساخته شده است… پس از كشف این نقشه، نیروی هوایی ایران تصمیم به تخریب آنها گرفت، زیرا وجود دستگاه های مخفی جهت راهنمایی و فرود هواپیماهای آمریكایی را در آن محل محتمل میدانست. ولی اغتشاش در دستگاه دولتی ایرانی، به حدی بود كه در این باره، هیچگونه اقدامی انجام نشد. (ص372)

از یادداشتهای تحقیق كتابخانهای محقق:… در كتاب «طبس؛ مصداقی بر سوره فیل» به نامهای اشاره میشود كه میتوان آن را سندی تاریخی برشمرد. این نامه، چند ماه قبل از تجاوز آمریكائیها به ایران تهیه و خطاب به شورای انقلاب ارسال گردیده است… هر چند نگارنده نامه، خود را تبعه اسرائیل و مبدأ نامه را «تلآویو» معرفی میكند، اما از نوع اطلاعات افشاء شده و نحوه پردازش آن، میتوان احتمال بالای ریشهدار بودن نامه در «كا.گ.ب» را به نظر درآورد. ضمیمه شماره 2 بیانیه شماره 61 صادره از «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی»:… نامه 28 دسامبر 1979 [از] تلآویو (7 دی ماه 1358) [چهار ماه قبل از تجاوز آمریكا به صحرای طبس:]…[به:] شورای انقلاب اسلامی- تهران… آقایان! من چند سالی در ایران كار كردهام و شاهد جنایات خونین و فساد رژیم «شاه» بودهام… تصمیم گرفتم این نامه را برای شورای انقلاب اسلامی بنویسم، تا از یك توطئه مشترك آمریكا و اسرائیل بر علیه ایران پرده بردارم…1- شورای امنیت ملی آمریكا، یك نقشه نظامی را برای آزاد كردن گروگانهای آمریكایی مستقر در سفارت آمریكا در ایران تصویب كرده است تا در شرایط مناسب به اجراء درآورد. یك گروه خبره برای اجرای عملیات مربوطه، با همكاری اسرائیل تشكیل یافته است… به موازات این نقشه یك گروه از ارتشیان و ساواكیهای سابق در تهران، فعالیت جهت معین كردن موقعیت دقیق گروگانها را انجام خواهند داد… (ص374)

برای سرنگونی [«امام] خمینی» سرویسهای نظامی اسرائیل و آمریكا و بعضی از افسران ارتش و ساواك ایران كه در اروپای غربی، اسرائیل، آمریكا و تركیه تبعید هستند، همكاری نزدیك دارند. با بعضی از افسران عالیرتبه فعلی ارتش ایران برای پیدا كردن افراد مورد اعتمادی تماس گرفته شده است… یكی از رابطها (پیكها) «محمود مورتهران» (Mahmout Murtahran) [«محمود میرطاهران» یا چیزی شبیه به آن] میباشد… (ص375)

از مصاحبه محقق با «مهدی منتظری»- 27/8/1379:… [«منتظری»:] حمله نظامی كه انجام شد كه اصلاً كسی خبردار نشد. تا اینكه خود آمریكائیها اعلام كردند. خب پیگیری و ریشه یابی و دنبال كردن قضایا و عناصر هم كه انجام نشد؛ (ص376)

از كتاب «هدف: تهران»: «بنی صدر» سخنرانی را ناتمام رها میكند و بلافاصله به فرودگاه میرود. كمی بعد در حالی كه به وسیله فانتومها همراهی میشود، بسوی طبس (بیش از هزار كیلومتری اهواز) پرواز میكند. او از نخستین كسانی است كه از داخل هواپیما، منطقه و آثار باقیمانده از آمریكائیها را بازدید میكند…از جمله مسائلی كه در بعدازظهر روز 25 آوریل [5 اردیبهشت] مطرح میشود، احتمال باقی ماندن مدارك سری عملیات در داخل هلیكوپترهاست (ص377)

ساعت 18 و 25 دقیقه روز 25 آوریل (5 اردیبهشت) به وقت تهران رادیو «صدای آمریكا» خبر باقی ماندن مدارك سری مربوط به عملیات را در هلیكوپترها اعلام میكند… دقیقاً 15 دقیقه بعد از انتشار این خبر توسط «صدای آمریكا»، چند فروند از هواپیماهای نیروی هوایی ایران، هلیكوپترهای آمریكایی [به جای مانده] را بمباران میكنند… كلیه امكانات، برای از بین بردن هلیكوپترها به كار برده میشود و نتیجه آن نیز محو آثاری است كه بوضوح همدستی برخی از افراد فعال ارتش ایران با آمریكا را به ثبوت میرساند.» (ص378) … به چه دلیل دولت ایران، بعد از مطلع شدن از وقایع، برای تعقیب و دستگیری مجرمین چندان اهمیتی قائل نشد؟ به احتمال زیاد، در برخی قسمتها، دستهایی با قدرت، مانع كشف جنایتكاران میشده است… (ص379)

… در واشنگتن هم، آگاهانه از «همدستی در سطح بالا» صحبت میشود. بویژه روزنامهنگاران بسیار نزدیك به كاخ سفید از «بنیصدر» و وزیر امور خارجه صادق قطبزاده نام میبرند. (ص380) از كتاب «طبس؛ مصداقی بر سوره فیل»:… در مورد فرماندهان ارتش («باقری» و «شادمهر») حركات و تصمیمات و نكاتی ثبت و گزارش شده است كه حكایت از هماهنگی نزدیك و ارتباط مشورتی «بنیصدر» به عنوان فرمانده كل قوا، «باقری» به عنوان فرمانده نیروی هوایی، «شادمهر» به عنوان رئیس ستاد مشترك ارتش جمهوری اسلامی و هجوم كنندگان به خطه اسلامی ایران دارد، (ص382)

از كتاب «طبس؛ مصداقی برسوره فیل»:… در تحقیقاتی كه از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عمل آمده، معلوم شد كه تهیه كننده این كامیونها شخصی بوده است بنام «علی اسلامی» از تجار بازار و از دارودسته حزب منحله و آمریكایی خلق مسلمان. این شخص انباری در حوالی گرمسار داشته كه قرار بود، مورد استفاده مزدوران آمریكایی جهت اختفا قرار بگیرد… (ص386)

روزنامه ایتالیایی «ایلتمپو» – اول مه 1980:… به نظر «نیویورك تایمز» همه مأمورین شبه نظامی كه برای نجات گروگانها به درون ایران، نفوذ كرده بودند، از عوامل نیروهای مخصوصی به شمار میروند كه از یك پایگاه واقع در اروپا به ایران رفته بودند… نفرات ستون پنجم آمریكا، گویا قبل از شروع سال نو مسیحی به ایران وارد شده بودند و در كمال راحتی به صورت بازرگان اروپایی نیز از كشور خارج شدهاند. (ص389)

اعلامیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی- 13/2/1359:… در حدود ساعت 10 بامداد پنجم اردیبهشت ماه، یعنی درست 11 ساعت پس از شروع و شش ساعت بعد از خاتمه یافتن ماجرا، از آن مطلع میشوند و این زمانی است كه كاخ سفید آمریكا، تقریباً تمام آنچه را كه اتفاق افتاده، در اختیار خبرنگاران گذاشته بود… در ساعت 6 بعد از ظهر پنجم اردیبهشت، رادیوی صدای آمریكا اعلام میكند كه در درون یكی از هلیكوپترهای باقیمانده، اسناد مهمی وجود دارد و تقریباً در همین ساعت و درست همزمان با خروج برادران [سپاهی] از درون آخرین هلیكوپتر، بمباران منطقه، توسط هواپیماهای خودی آغاز میگردد و برادران در حال دو و سینه خیز تا 150 متری هلیكوپترها خود را دور میكنند، كه در آنجا راكتی در كنارشان منفجر و منجر به شهادت «محمد» و زخمی شدن برادر همراه وی میگردد… حتی پس از اطلاع از كنترل منطقه، توسط نیروهای خودی در ساعت 11 همان شب و ده صبح فردا نیز مجدداً، محل فرودگاه بمباران میشود!… اسناد باقیمانده از هلیكوپترها نشان میدهد كه نیروهای مهاجم، قصد پیاده شدن در چهارده نقطه تهران را داشتهاند و مشخص میگردد كه توطئه، صرفاً در جهت آزادی گروگانها و یا گروگانگیری نبوده و عملیات دیگری نیز به دنبال داشته است… (ص394-393)

همزمان با این ماجرا، درگیریهای سنندج به اوج خود رسیده و ضد انقلاب حداكثر نیروی خود را وارد میدان میكند. (ص395)

… بنا به اطلاعات رسیده در ماجرای توطئه نظامی آمریكا، حداكثر بین هزار تا دو هزار آمریكایی مهاجم شركت داشته و مابقی از عمال سازمانهای جاسوسی غرب، موساد، شبكه های مخفی ساواك، عمال «بختیار» (ملینماها) و… در داخل كشور بودهاند… در این زمینه از قبل گزارشاتی از یك اسرائیلی! و از یكی از اعضای ساواك منحله بدست ما رسیده كه در آن، مشكل میشد به صحت آنها ایمان آورد، ولی پس از وقوع توطئه نظامی آمریكا، صحت بسیاری از موارد آن تأیید گشته است. ما برای آگاهی هموطنان عزیز از توطئه های پشت پرده، عیننامه های مزبور را به ضمیمه این مجموعه ارائه میدهیم،… (ص399)

ضمیمه یك- نامه یكی از كارمندان ساواك منحله:… استقرار ناوگان آمریكا برای قوت قلب دادن به عمال زیرزمین رفته ساواكیها، مزدوران و افسران خود فروخته و فراری ارتش سابق شاهنشاهی [ستمشاهی] و حتی عدهای كه هنوز لو نرفته و در سازمانهایی فعلی مشغول فعالیت هستند، میباشد… (ص401)

از روزنامه انگلیسی «فایننشال تایمز»- نوشته «باربرلیونل»:… به گفته آقای «ویلیام سافیر» یكی از مفسران محافظهكار، ارتباط آقای «مكفارلین» با ایران در سال 1980 آغاز میگردد. او به همراه یك ایرانی كه پیشنهاد آزادی گروهی دیگر از 51 گروگان آمریكایی را نموده بود، به اردوگاه «ریگان» نزدیك میشود! (ص403)

از روزنامه «جمهوری اسلامی»- پنجشنبه 7/12/1359:… حجتالاسلام «محمدی ریشهری» حاكم شرع و رئیس دادگاه های انقلاب ارتش جمهوری اسلامی ایران طی یك مصاحبه مطبوعاتی با حضور خبرنگاران داخلی… درباره علل دستگیری تیمسار «باقری» فرمانده سابق نیروی هوای اظهار داشت: «هنوز بازجوییهای ایشان تكمیل نشده، ولی احتمالاً آنچه كه تا به حال بدست آمده، چنین است كه ایشان به اتهام زمینهسازی برای حمله نظامی آمریكا، به وسیله جمعآوری توپهای ضد هوایی در تهران، بابلسر، شیراز و مشهد دستگیر شده است.» (ص405)

از روزنامه آمریكایی «واشنگتن پست» – مقاله «جورج سی. ویلسون»:… در سال 1980 هنگامی كه دولت «كارتر» در نظر داشت افسران ارتش آمریكا را به منظور تدارك دیدن برنامه نجات گروگانهای آمریكایی مخفیانه وارد ایران كند، ارتش اقدام به تشكیل یك سازمان ضد اطلاعاتی موسوم به ISA «فعالیتهای پشتیبانی اطلاعاتی» نمود… سه سال بعد، كنگره آمریكا تصور میكرد این سازمان بكار خود پایان داده، اما «آی اسای»، كماكان به طور مخفیانه به كار خود ادامه داده است… (ص407)

از نشریه فرانسوی «لوكوتیدین دوپاری»-12/5/1983:… طبق اطلاعات مشابهی كه از منابع مختلف بدست آمده، این اداره (ISA) در سال 1980 برای جبران نارسایی سیا بوجود آمد. هنگامی كه دولت آمریكا طرح آزادی گروگانهای آمریكایی تحت اختیار دانشجویان اسلامی در تهران را میریخت، كلیه مأمورین رسمی سیا در تهران، دستیگر شده بودند و این سازمان جاسوسی نمیتوانست افراد باصلاحیتی را برای انجام این مأموریت بیابد. به همین دلیل پس از آن، پنتاگون مصمم مانده است كه دیگر هیچگاه غافلگیر نگردد.

منبع : http://www.zolfaghar.com/akhbar/maghalat/shonood.htm

phoenix12

درود به دوستان

در نوروز امسال به شهر یزد مسافرت کردیم و یک آشنایی در شهر طبس داشتیم که ما را دعوت کرد و ما هم از خدا خواسته از جاده یزد طبس به راه افتادیم در راه به شهر “رباط پشت بادام”

رسیدیم یهو به ذهنم رسید که کجا نام این شهر را شنیدم!

یادم افتاد که در فیلم حمله آمریکایی ها به طبس نام این شهر را شنیدم و معروفیت این شهر فقط به خاطر این بود که این حادثه در آنجا اتفاق افتاد

حادثه در جایی نزدیک این شهر و بین این شهر و طبس بوده است که اکنون در مکان حادثه مسجد بزرگی به نام مسجد شکر ساخته اند!

تصورش را بکنید یک مسجد وسط بیابان! خیلی جالب است

اما پس از رسیدن به طبس و دیدار این دوستمان برای دیدار شهر باغ زیبایی به نام “باغ گلشن”

را معرفی کرد که واقعا باغ زیبایی است،یک باغ تاریخی و دیدنی وسط شهر کویری طبس

اما در حین بازدید دوستمان گفت که اگر خواستید بقایای هواپیماهای آمریکایی که در حادثه باقی مانده بودند را ببینیم که برای نمایش بیرون باغ گذاشته اند!

ما هم که منتظر شنیدن همچین چیزی بودیم سریع اوکی دادیم تا بی صبرانه هواپیماها را ببینیم!

اما پس از رسیدن چیزی جز قطعات درهم هواپیما مشاهده نکردیم که به سختی میشد اونا را از هم تشخیص داد!!

در واقع قطعات چیزی جز موتورهای هواپیماها و هلیکوپتر و یک قسمت بدنه یا استراکچر اونجا نبود که تقریبا بصورت کیلویی پشت یک کفی کامیون گذاشته بودند!!

حالا ما اونجا شده بودیم کارشناس و آشنا و غریبه در مورد قطعات سوال میکردند که مربوط به چه هواپیمایی است!

از شما چه پنهون که خود من فقط یک قطعه مربوط به موتور و پره های هلیکوپتر را تشخیص دادم! و متوجه نشدم که دیگر موتورها جت که پشت کامیون بودند مربوط به چه هواپیماهایی بود اما از جریان حادثه این طور برمیامد که تعدادی از آنها موتور هرکولس باشند

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت الاسلام و المسلمین، سید مصطفی رضوی حیدری فرمانده کمیته انقلاب اسلامی و آزاده و جانباز30% انقلاب، امام جمعه فقيد شهرستان فريمان و فرمانده کميته انقلاب اسلامي شهرستان طبس و اولین مسئولی که در سال 1359 در محل حادثه حضور یافت، از حمله نظامي آمريکا در کوير طبس

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *