تیتر خبرها

عملیات پنجه عقاب و شکست متجاوزین آمریکایی به ایران در طبس توسط توفان شن

عملیات پنجه عقاب و شکست متجاوزین در طبس توسط توفان شن

عملیات پنجه عقاب و شکست متجاوزین در طبس توسط توفان شن
عملیات پنجه عقاب و شکست متجاوزین در طبس توسط توفان شن

«هنوز هم از یادآوری خاطرات آن روز آزرده خاطر می‌شویم. امید موفقیت زیاد بود. وقایع ناگوار و عصبیت، شهامت گروه نجات، شرمساری ناشی از شكست و بالاتر از همه، مرگ فاجعه آمیز افراد ما در كویر، همه و همه در خاطرم نقش بسته است. من برای چند ساعت موفق شدم بخوابم و صبح زود آماده شدم تا از طریق تلویزیون آن چه را كه رخ داده بود، برای مردم آمریكا تشریح كنم. من تمام مسئولیت را شخصا به عهده گرفتم. آن چه را كه روی داده بود، تشریح كردم و دلایل خود را برای این تلاش شرح دادم. من عملی را كه ایران مرتكب شده بود به دنیا یادآوری كردم و داوطلبانی را كه با شهامتی بی نظیر، زندگی خود را از دست داده بودند، مورد ستایش قرار دادم.»

براي يك زمامدار در نظامهاي دموكراتيك قدرت پذيرش اشتباه از ضروريات است.( پذیرش نظام دیکتاتوری سرمایه داران آمریکایی به عنوان یک نظام دموکراتیک بیش از حد خوشبینانه نظر نمودن به امور سیاسی است) جيمي كارتر در كتاب خاطرات خود به نام «444 روز» (كه قسمتي از آن در بالا آورده شد) جزئيات شكست «طرح عمليات پنجه عقاب» را تشريح كرده و در انتها ضمن پذيرش اشتباه خود، به قدرداني و تجليل از دست‌اندركاران اين طرح پرداخته است.

تفاوت اساسي نظام‌هاي مبتني بر مردم‌سالاري با نظام‌هاي توتاليتر در همين مسئوليت‌پذير بودن آنهاست. در نظام‌هاي مردم‌سالار چيزي به نام فرافكني وجود خارجي ندارد. يك مسئول، يك مدير، يك رئيس جمهور، يك نماينده پارلمان و ساير اركان اين سيستم به همان اندازه كه در امور مربوطه خود داراي اختيار هستند، به همان ميزان در مقابل قانون و مردم پاسخگو هستند. ( این مطالب نشانگر ساده اندیشی بیش از حد نویسنده محترم  و عدم اطلاع از نظام توتالیتری لیبرال دموکراسی آمریکا که در تاریخ دیکتاتور تر از آن به وجود نیامده است، میباشد.)

ناشر ایرانی كتاب «444 روز» در مقدمه ترجمه خود مي‌نويسد: «در میان زمامداران غرب، رسم است كه بعد از كناره گیری از كار، خاطرات دوره زمامداری خود را جهت ثبت در تاریخ و مطالعه نسل‌های بعدی، می‌نویسند و به یادگار می‌گذارند. كارتر نیز چنین كرده است. او بعد از آن كه از انقلاب ایران سیلی خورد و نتوانست در انتخابات بعدی ریاست جمهوری آمریكا موفق شود دست به كار نوشتن خاطرات خود زده است»

بدون شك كارتر پس از ناكامي‌هاي بسيار – چه در عرصه سياست داخلي و چه در عرضه سياست خارجي – مي‌دانست كه به طور كامل از صحنه سياسي امريكا حذف شده است. اما واقعا چه چيزي باعث مي‌شود كه يك سردمدار شكست خورده به بيان خاطرات و شرح ناكامي‌هاي خود بپردازد در حاليكه بسياري از اين موضوعات قبل از انتشار خاطرات مخفي بوده و مي‌توانست مخفي هم بماند؟ سوال اينجاست كه در جوامع توسعه نيافته و كشورهاي عربي آيا چنين چيزي مرسوم است؟ يك شيخ عرب كه به صورت موروثي به تخت حكومت امارات متحده عربي يا مملكت سعودي يا پادشاهي عمان تكيه زده است تا چه اندازه حس مسئوليت‌پذيري يا وظيفه پاسخگويي بر گرده خويش احساس مي‌كند كه حاضر باشد به اشتباهات خود اعتراف كند؟ ( این نظامها را نظام دموکراتیک آمریکا بر این کشورها حاکم نموده است تا منافع او را تضمین نمایند و اینک با انقلاب بزرگ مردم این مناطق و بلند شدن اعتراض مردم این کشورها چهره واقعی آمریکا و نظام دموکراتیک آن بیشتر آشکار شده است.)

كتاب‌هاي خاطرات مردان سياسي در ايران بسيار منتشر شده است. نسل خاطرات منتشر شده از خاطرات امير اسدالله علم گرفته تا خاطرات آقای هاشمی تقریبا بر وجوه مثبت مساله تکیه نموده‌اند. به ندرت دیده میشود که یک سیاستمدار در خاطراتش به اشتباهاتش اشاره کرده باشد. این‌ها همگی همان تفاوت‌های فرهنگی است که در بالا اشاره شد.( اینها نشانگر احساس حقارت شدید نویسنده نسبت به نظام آمریکا و ظاهر نگری در مورد این نظام میباشد که در سط سطر  مطالب ایشان مشاهده میگردد.)

به پنجه عقاب برگردیم. عملیاتی که توسط کارتر و مشاوران ارشدش مانند برژینسکی و همیلتون جردن برای احیای آبروی رفته امریکا در عرصه دیپلماسی جهانی طراحی شده بود. اشغال سفارت امریکا که مدت زمانی به عنوان انقلاب دوم مایه مباهات نظام بود، واقعه ای بی‌سابقه تا آن زمان بود. در عرف دیپلماتیک، خاک هر سفارتخانه متعلق به آن کشور بوده و غصب و اشغال آن معنایی مانند جنگ و تصرف دارد ( آیا کودتا در یک کشور مستقل چه نام دارد. مگر جنابعالی حافظ منافع آمریکا  در ایران هستید که چنین اظهار نظرهایی در جهت منافع و توجیه اعمال و جنایتهای آنان میدانید. مگر یک سال قبل ژنرال هایزر برای کودتا به ایران اعزام نشده بود و مگر این کودتا در تاریخ 22 بهمن 57 اتفاق نیفتاد. آنجا قوانین بین الملل چه شد!؟). اما دکترین حاکم بر مجموعه حکومتی آن زمان ایران، شاید با طراحی اشغال سفارت سعی در افشای جاسوسی و دخالت امریکا در این منطقه داشت و در پی این اشغال منافع و چانه زنی های بسیاری را نیز دنبال می‌کرد. از جمله این‌که حاکمیت قصد داشت با گروگان‌گیری اتباع امریکایی، زمینه استرداد و محاکمه شاه را فراهم آورد. اما آنچیزی که در عمل نصیب ایران شد، تحریم و بلوکه شدن اموالش در امریکا و قطع رابطه سیاسی و اقتصادی با ایالات متحده امریکا بود که شاید در نگاه انقلابیون آن‌روزها چیزی به شمار نمی آمد اما مرور زمان نشان داد که صدمه های سنگینی از این بابت بر پیکره اقتصادی و سیاسی ایران وارد شده است.( معلوم نیست که این مقاله را یک مأمور سازمان سیا برای توجیه جنایات آمریکا نوشته است یا یک ایرانی برای دشمنی با نظام مردمی کشور ایران!)

طرح پنچه عقاب، طرحی حساب شده بود که جزئی ترین امور در آن پیش بینی شده بود. برژینسكی مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری آمریكا این طرح را در كتابی كه با نام «انتخاب‌های دشوار» به چاپ رساند، تشریح كرده است. مطابق آنچه او نوشته، عملیات نظامی نیروهای دلتا جمعا دو روز یعنی از چهارم تا ششم اردیبهشت ۱۳۵۹ به طول می‌انجامید. در شب اول، هشت هلی كوپتر و شش هواپیمای سی ـ۱۳۰ در عمق خاك ایران در میان كویر فرود می‌آمدند. هلی كوپترها پس از سوخت گیری شبانه در نزدیكی طبس، به نقطه ای در نزدیكی تهران ـ حوالی دماوند ـ پرواز می‌كردند و تمام روز را در انتظار فرا رسیدن شب در این نقطه توقف می‌نمودند. حمله به سوی سفارت كه محل نگاهداری گروگانهای آمریكایی بود، در شب دوم با كامیون‌های ارتشی كه قبلا تدارك شده بود، انجام می‌گرفت و یك گروه جداگانه هم برای نجات بروس لینكن كاردار سفارت و دو آمریكایی دیگر كه در محل وزارت امور خارجه ایران نگاهداری می‌شدند در نظر گرفته شده بود.

قرار بود گروگان‌ها پس از رهایی و شاید همراه چند نفر ایرانی كه به اسارت گرفته می‌شدند به استادیوم شهید شیرودی كه در نزدیكی سفارت قرار داشت منتقل شوند و از آنجا به یك فرودگاه مجاور پرواز كنند. فرودگاهی كه شبانه توسط كماندوهای آمریكایی اشغال می‌شد تا برای پرواز نیروهای آمریكایی به بیرون خاك ایران آماده شود. در این مرحله نیز چند جنگنده پرواز هواپیماهای آمریكایی را پوشش می‌دادند.

طرحی که با چنین دقت طراحی شده بود در عمل ناکام ماند و علت آن در حافظه تاریخ ملت ایران به طوفان شن مربوط شد. اما این استدلال دارای ابهام فراوانی است که عمده ترین علامت سوال در مقابل آن عبارتست از اینکه وقتی هواشناسی امریکا قادر به پیش بینی هوای دورافتاده ترین کشور روی زمین میباشد، چگونه وقوع این طوفان را نتوانسته است پیش بینی نماید. این ابهام وقتی قوت میگیرد که بنا به اسناد منتشره متوجه میشویم که چند روز قبل از اجرای طرح، نامه‌ای از یك شخص ناشناس به دست دانشجویان مستقر در سفارت می‌رسد كه در آن نویسنده كه هرگز هویت خود را فاش نكرد، مدعی شده بود اطلاعات مفیدی از یك افسر اطلاعات ارتش اسرائیل به دست آورده كه به خاطر «داشتن احساسات دوستانه نسبت به ملت ایران» آنها را در اختیار دانشجویان ایرانی و شورای انقلاب می‌گذارد. در این نامه آمده بود كه شورای امنیت ملی آمریكا با همكاری سازمان جاسوسی اسرائیل سرگرم طرح نقشه‌ای نظامی به منظور آزادی گروگانهای سفارت آمریكا در تهران می‌باشد و سپس طرح عملیات با جزئیات كامل شرح داده شده بود.

بنابراین باید به مغزهای کنجکاو حق داد که شاید مسبب این ناکامی برای امریکا رقیب آن روزهایش یعنی شوروی بوده باشد. ( این رطب و یابسهای نشانگر بی اطلاعی اعجاب انگیز نویسنده است. توفان شن در منطقه کرمان و دیر آمدن هلی کوپترهای در سر قرار و وحشت فرمانده نیروهای عمل کننده آمریکایی و برخورد هواپیما و هلی کوپتر آمریکایی بعد از این جریان با یکدیگر چه ربطهی به شوروی دارد!؟ وقتی اعتقاد به حمایت الهی وجود ندارد همین مسائل نیز باید مطرح شود. احتمالا پرندگان ابابیل و شکست سپاه ابرهه نیز کار شوروی بوده است ! و شاید حضور موسی در دستگاه فرعون در کودکی در حالی که هزاران کودک برای جلو گیری از تولد آن حضرت کشته  شدند نیز قابل قبول نیست!؟ شاید ملت ایران و امام راحل برای هدفی غیر الهی فعالیت میکردند و شاید امدادهای غیبی و وعده های الهی برای نصرت مجاهدان راه او دروغ است. شاید حضور ملائکه در عملیات بدر برای کمک به مؤمنان و مجاهدان راه خدا دروغ است. ایمان به خدا که نبود انسان آسمان را به ریسمان و ریسمان را به آسمان میبافد!) این حس زمانی بیشتر رنگ میگیرد که به این موضوع نیز دقت کنیم که پس از انقلاب 57، شوروی بزرگترین بازنده در میدان بود و حزب توده اش به محاق کامل رفته بود و این حزب به دنبال راهی برای ضربه زدن به امریکا و انگلیس بوده و چه بسا طرح ارسال این نامه و لو دادن این طرح از ابتدا تحت لوای اسرائیل و به سرکردگی شوروی و دستگاه KGB برنامه ریزی شده باشد.

جالبترین سکانس این رویداد در ششم اردیبهشت 59 رقم خورد. جایی که به دستور رئیس جمهور وقت –ابوالحسن بنی صدر- هواپیماهای اف 14 بر فراز اجساد سوخته و هواپیماهایی که هنوز جعبه سیاه‌شان سالم بود، بمب ریختند و به قصد عوامفریبی و اجرای یک Show Off تبلیغاتی و صد البته به دنبال یک ماموریت ویژه، همه اسناد و مکالمات خلبان هواپیمای C-130 را که در جعبه سیاه این هواپیما مضبوط بود، به تلی از خاک مبدل نمود.

تاریخ معاصر ما پر از رمز و رازهای ناگشوده است( برای چه کسی!؟). شاید جوان امروزی ما که دغدغه هایش چیزی به جز میهن و وتاریخ است، لازم باشد تا در بسیاری از پرده های این بازی تعمق و تامل نماید.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت الاسلام و المسلمین، سید مصطفی رضوی حیدری فرمانده کمیته انقلاب اسلامی و آزاده و جانباز30% انقلاب، امام جمعه فقيد شهرستان فريمان و فرمانده کميته انقلاب اسلامي شهرستان طبس و اولین مسئولی که در سال 1359 در محل حادثه حضور یافت، از حمله نظامي آمريکا در کوير طبس

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *