تیتر خبرها

طبس – انعکاس حادثه‌ی طبس و تهاجم نظامی آمریکا به ایران در مطبوعات جهان

انعکاس حادثه‌ي طبس و تهاجم نظامی امریکا به ایران در مطبوعات جهان

انعکاس حادثه‌ي طبس و تهاجم نظامی آمریکا به ایران در مطبوعات جهان
انعکاس حادثه‌ي طبس و تهاجم نظامی آمریکا به ایران در مطبوعات جهان

پنجشنبه 5 ارديبهشت 1387

انعکاس حادثه‌ي طبس در مطبوعات جهان

پس از شکست نظامي آمريکا و فرار نيروهاي عمليات نجات از معرکه‌ي طبس، اين واقعه‌ي غيرمنتظره انعکاس گسترده‌اي در مطبوعات و نشريات پرتيراژ جهان به دنبال داشت و اکثريت قريب به اتفاق نشريات، به ذکر اين واقعه پرداختند. با وجود اين، نشريات مذکور به لحاظ مالکيت و ماهيت صهيونيستي و امپرياليستي از افشاي جزييات طرح و همچنين برنامه‌هاي بعدي آمريکايي‌ها پس از واقعه‌ي طبس طفره رفتند. اگر هم اشاره‌اي به مسئله شده بود، فقط به دليل انحراف اذهان از اصل مسئله بوده است. در يکي از نشريات آمريکايي مورخ 20 آوريل 1980 به نام «هوستون کرونيکل»، چهار روز قبل از واقعه‌ي طبس مقاله‌اي از فردي به نام «ميلز کوپلند» ـ از عناصر سيا ـ چاپ و در آن به اين موضوع اشاره شده بود که امکان يک حمله‌ي برق‌آسا براي آزادي گروگان‌ها وجود دارد؛ اما شيوه‌اي که اين نشريه‌ي صهيونيستي بيان کرده بود، يک شيوه‌ي انحرافي بود و فکر و خيال خواننده را از اصل قضيه و واقعه‌اي که در شرف انجام بود، منحرف مي‌کرد. 1

مجله‌ي هفتگي آمريکايي تايم، در تاريخ 5 و 12 مي 1980، در مقاله‌اي تحت عنوان «شکست در صحرا»، عمليات نظامي آمريکا براي آزادسازي گروگان‌ها را بررسي کرده بود که مهم‌ترين قسمت‌هاي آن در اينجا ذکر مي‌شود:

«مأموريت کارتر، براي نجات گروگان‌ها در درون شعله‌ها فرو رفت.

براي کارتر به‌طور اخص و براي آمريکا به طور اعم، ماجرايي که در صحراي طبس، اتفاق افتاد يک شکست نظامي، ديپلماتيک و سياسي بود. يکبار ارتش مسلط و پر قدرتش در ويتنام، در حال از پا افتادن به خود مي‌پيچيد و به زبوني و بيچارگي افتاد و حالا به نظر مي‌رسد به رغم چهارماه تمرين مداوم و اينکه هيچ دشمني نمي‌داند که آنها در آنجا هستند، قادر نيستند که هواپيماها را از برخورد با يکديگر حفظ کنند.

قبل از حمله، دقيقاً زماني که جنگجويان دانشجو! سفارت را اشغال نموده بودند، هم کارتر و هم وزير دفاع وقت آمريکا «هارولد بروان»، در پنتاگون در يک مصاحبه‌ي تلويزيوني شرکت کرده بودند و وجود يک عمليات نجات براي آزادي گروگان‌ها را فاش کردند.

تيم نجات گروگان‌ها از 4 گروه تشکيل شده بود، که به گروه‌هاي اقدام و نجات تقسيم شدند. بيشتر آنها از ارتشي‌هاي برگزيده و خشن بودند. تعليم‌دهندگان آنها، آن‌طور که گزارش شده است، شامل افرادي از هنگ پليس مخصوص سرويس هوايي بريتانيا، که به‌طور بسيار فعال در سرکوب کردن جنبش چريک‌هاي ايرلند شمالي وارد عمل شده بودند و همچنين نيروهاي «گرنز چوتز گروپ»، از آلمان غربي بودند. گروه‌هاي مشابه ديگري نيز در تعليمات آنها سهيم بودند.

کارتر فکر مي‌کرد که با دولت ايران درباره‌ي اينکه دولت، کنترل گروگان‌ها را از دست دانشجويان خارج سازد به يک توافق نزديک شده است. امام خميني هر گونه مصالحه‌اي را مردود شمرد.

کارتر به يک اقدام دوگانه‌ي خطرناک مبادرت نمود. به‌صورت عمومي، به کشورهاي اروپاي غربي فشار آورد که به آمريکا بپيوندند و روابط ديپلماتيک خود را با ايران قطع نمايند و همچنين درباره‌ي قطع کامل روابط تجاري اشاره نمود که در غير اين صورت تا اواسط ماه مي، يک اقدام نظامي انجام خواهد داد..» 2

به صورت بسيار محرمانه، کارتر در تاريخ 11 آوريل به کماندوهايش علامت داد که تيم را براي رفتن آماده کنند.

وقوع عمليات تهاجمي نجات، باعث شد که به ظاهر مسافرت افراد آمريکايي به‌خصوص، خبرنگاران را به‌ايران ممنوع اعلام کند.

در همان لحظه‌هاي شروع حمله، برخي از خلبان‌ها و سرنشين‌هاي هلي‌کوپترها براي اينکه در يک عمليات مشترک تمرين ترابري هوايي با مصر و عربستان سعودي شرکت کنند در مصر بودند. هم‌اکنون زمان براي شروع عمليات مناسب به نظر مي‌رسيد. يک گروه از صليب سرخ بين المللي در ملاقاتش با گروگان‌ها، مشخص کرده بود که همه‌ي50 گروگاني که در سفارت گرفتار شده بودند، کماکان در محوطه به سر مي‌بردند. طراحان آمريکايي نقشه‌ي نجات، دريافته بودند که از تعداد نگهبان‌ها‌ي اطراف سفارت کاسته شده است.

به زودي تاريکي حمايت بار شب کوتاه‌تر خواهد شد و درجه‌ي حرارت صحرا با آمدن روز افزوده خواهد گشت و حتي براي هلي‌کوپترها مشکل‌تر خواهد شد که بتوانند در گرما و حرارت عمليات را دنبال کنند. زمان براي انجام دادن مأموريت به سرعت به مرحله‌ي بحراني خود مي‌رسيد. سه‌شنبه، در جلسه‌ي مشترک وزراي امور خارجه درست در همان لحظه‌اي که آنها به بيانيه‌ي کارتر درباره‌ي همبستگي هم پيمان‌ها تعظيم مي‌کردند، کارتر کلمه‌ي «برويد» را به‌کار برد.

انعکاس حادثه‌ي طبس در مطبوعات جهان

بعدازظهر سه‌شنبه، 6 هواپيماي سي -130، از فرودگاهي در مصر پرواز کردند. دوست بسيار دلسوز آمريکا ـ انور سادات ـ به‌هيچ وجه سعي نکرد که دخالت کشورش را در اين عمليات انکار کند. سادات بعدها گفت:

«من به مردم آمريکا قول داده‌ام که تجهيزات و تسهيلات نجات گروگان‌ها و نيز نجات هر کشور عربي ديگر را در خليج فارس فراهم سازم». 3

هواپيماهاي حمل و نقل حدود 90 کماندو را به طور مخفيانه به ايران حمل کردند و در ارتفاع بسيار پايين 150 پايي، به منظور عبور، از نقطه‌ي کور رادارهاي ايران گذشتند و در صحراي دور افتاده‌اي به نام «پشت بادام» فرود آمدند.

نقشه‌ي اين فرودگاه دور افتاده در کاغذهاي محمود جعفريان ـ از طرفداران و استراتژيست‌هاي شاه ـ پيدا شده بود. محمود جعفريان يک‌سال پيش از عمليات نجات گروگان‌ها، توسط نيروهاي انقلابي اعدام شد. زماني که او توسط نيروهاي انقلابي دستگير مي‌شد، تلاش مي‌کرد که نقشه‌ها را بسوزاند. جعفريان به کساني که او را دستگير کرده بودند، گفت:

«اين محل توسط سازمان سيا و با نظارت شاه براي استفاده‌هاي ضروري و لازم ساخته شده است». 4

نيروي هوايي ايران قصد تخريب اين محل را داشته است؛ اما به علت مسائل پيچيده‌ي درون کشور هيچ اقدامي نسبت به اين فرودگاه مخفي انجام نشد. وقتي که يک افسر ايراني در تصميمش مبني بر تخريب آن پافشاري کرد، يکي از مقامات ارشد به او گفت:

«آمريکايي ها بايد بدانند که چنين محلي کشف شده است و بنابراين نبايد به فکر استفاده از آن باشند». 5

هواپيماهاي آمريکا يکي پس از ديگري در صحراي پشت بادام فرود آمدند. اين درحالي بود که هشت هلي‌کوپتر براي رسيدن به مقصد، راه سختي در پيش داشتند. زماني که آنها از درياي عمان بدون چراغ و در نور ماه گذشتند و در ايران پرواز کردند، دو تا از هلي‌کوپترها، به علت طوفان شديد شن، با نقص فني روبه‌رو شدند . يکي از آنها به دليل اشکالات هيدروليکي، نتوانست بالا بماند و در صحراي بي‌کران و بي پناه نزديک کرمان فرود آمد. يک هلي‌کوپتر ديگر، سرنشينان هلي‌کوپتر از کارافتاده را با خود برد. هلي‌کوپتر دوم به علت نقص فني به ناو نيميتز بازگشت (که در نزديکي هاي ساحل جنوبي ايران قرار داشت.) بالاخره شش هلي‌کوپتر به منطقه‌ي فرود نزديک شدند.

لحظه‌ها سنگين و سنگين‌تر مي‌شدند. بعد از نشستن هلي‌کوپترها، يکي ديگر از هلي‌کوپترها خراب شد، باز هم سيستم هيدروليکي، به طوري که اصلاً قادر به پرواز نبود.

فرماندهان شروع به بحث کردند؛ آيا اين مأموريت با 5 هلي‌کوپتر انجام داده مي‌شود يا خير؟ براي اين مأموريت حداقل شش هلي‌کوپتر پيش‌بيني شده بود.

زماني که هوپيماهاي آمريکا تصميم گرفتند که هلي‌کوپترها سوخت‌گيري کنند، رهبران و فرماندهان مأموريت نجات، در اين انديشه بودند که آيا عمليات بايد متوقف شود يا خير؟ يکي از فرماندهان حاضر که يک سرهنگ ورزيده‌ي ارتش بود، نتيجه گرفت که اگر مراحل بعدي عمليات موفقيت‌آميز نباشد، برخي از کماندوها و گروگان‌ها مجبور مي‌شوند که در ايران باقي بمانند. او پيشنهادش را به يک پست فرماندهي در خاورميانه فرستاد. يک سرلشکر ارتش که فرمانده‌ عمليات بود ، پيغام را به مرکز فرماندهي ارتش ملي پنتاگون رسانيد. تصميم نهايي با کارتر بود که در اتاق مطالعه‌اش در کاخ سفيد نشسته بود. کارتر سخنان هارولد براون را درباره‌ي وضعيت مأموريت شنيد. در ساعت 50/4 بعد از ظهر به وقت واشنگتن، بعد از آنکه مأموران نجات حدود چهار ساعت، بدون آنکه کسي متوجه آنها بشود، در صحراي ايران بودند، پرزيدنت مأيوسانه، موافقت کرد که عمليات را عقيم بگذارند.

اما ماجرا در اينجا ختم نشد؛ نزديکي‌هاي شب (به وقت محلي) يک اتوبوس با 40 سرنشين ايراني از جاده‌ي خرابي که درست از کنار محل فرود مي‌گذشت، در حال عبور بود. هم مسافران و هم آمريکايي ها از ديدن يکديگر يکه خوردند.

«ما فکر کرديم که آنها راهزن و دزد مي‌باشند. برخي از آنها فارسي صحبت مي‌کردند، آنها به ما گفتند از اتوبوس پياده شويم و دستهاي‌مان را بالا آوريم». 6

با پنتاگون تماس گرفته شد تا درباره‌ي 40 سرنشين اتوبوس تصميمي گرفته شود. به آنها گفته شد که تمام سرنشين‌هاي اتوبوس را درون يک هواپيماي سي ـ 130 قرار دهند و به طور موقت آنها را از ايران خارج کنند. يکي از ايراني‌ها گفت:

«آنها به ما گفتند که دوباره سوار اتوبوس شويم، يک آمريکايي اتوبوس ما را به نزديک يک هواپيما راند. او به ما گفت پياده شويم و سوار هواپيما گرديم.» 7 يک مقام رسمي آمريکا در واشنگتن بعداً گفت که: «آنها مي‌رفتند که مسافرت طولاني خوبي را داشته باشند». 8

حساس‌ترين لحظه‌هاي مأموريت فرا مي‌رسيد، يکي از مسافران اتوبوس مي‌گويد:

«ما در حال سوار شدن به هواپيما بوديم که يکي از هواپيماها آتش گرفت، من نمي دانم چه شکلي، آن فقط آتش گرفت». 9

يکي از هلي‌کوپترها که از يک هواپيماي سي ـ 130 سوخت‌گيري کرده بود، بلند شد تا هلي‌کوپتر ديگري براي سوخت‌گيري آماده شود؛ اما در اين لحظه خلبان هلي‌کوپتر «53D- RH » را به سرعت به طرف جلو راند به طوري که پروانه‌ي هلي‌کوپتر با هواپيما (قسمت بدنه) برخورد کرد. در يک لحظه آتش هر دوي آنها را در بر گرفت. 3 آمريکايي در هواپيما سي ـ 130 «هرکولس» کشته شدند و پنج نفر در هلي‌کوپتر هلاک گرديدند.

قبل از اين آتش‌بازي کاميوني به طرف جاده مي‌آمد و راننده‌ي آن پس از تيراندازي به تانکرش فرار کرد. ترافيک غيرمنتظره در جاده‌ي دور افتاده، احتمال فاش شدن مأموريت، مرگ کماندوها و نياز فوري به رساندن زخمي‌ها به بيمارستان، تصميم بسيار دشواري را پيش رو قرار مي‌داد؛ آمريکايي‌ها بايد هر چه زودتر صحرا را ترک کنند. وقتي باقي نمانده بود تا بدنه‌ي درهم پيچيده‌ي هواپيما، خنک شود و آنها بتوانند اجساد را بيرون بکشند. نجات دهندگان مي‌بايست در مرحله‌ي اول خود را نجات مي‌دادند؛ آنها سوار هواپيماهاي سي ـ 130 باقي مانده شدند و پا به فرار گذاشتند؛ اما در ساعت 21/ 6 (به وقت واشنگتن) بود که کارتر از حادثه وجزييات آن با خبر شد. در ساعت 30/7 دقيقه بعدازظهر (به وقت واشنگتن) کلمه‌ي «رسيد» دريافت شد؛ يعني تيم عمليات در خارج از ايران در حال پرواز بودند.

در ساعت 2 بامداد جمعه (به وقت واشنگتن) کارتر از کارمندانش تقاضاي تهيه‌ي يک کپي از اظهارات «جان ـ اف ـ کندي» درباره‌ي اشغال نافرجام خليج خوک‌ها (درکوبا) را کرد.

يکي از کساني که در اين عمليات نقش داشت، با حضور کارتر در مصاحبه‌ي مطبوعاتي، پس از عمليات نافرجام نجات، جزيياتي را فاش نمود؛ اما هارولد براون سري‌تر برخورد کرد و کمتر اطلاعات داد.

هلي‌کوپترها مأموريت داشتند که کماندوها را به اردوگاه دومي (بعد از سوخت‌گيري) ـ در مخفي‌گاه کوهستاني در خارج از تهران ـ منتقل سازند؛ زيرا چنين محلي از ردگيري رادارها و نيروهاي دفاعي ايران در امان بود و جاي مناسبي به نظر مي‌رسيد. بعضي افراد نجات به وسيله‌ي کاميون‌ها به محوطه‌ي سفارت آورده مي‌شدند. اينکه اين وسايل نقليه از کجا مي‌آمدند، يک مسأله‌ي سري بود.10 در يک موقعيت مشخص شده، زماني که هلي‌کوپترها بر فراز سفارت پديدار مي‌شدند، گروه نجات احتمالاً يا با شليک گلوله يا با اسلحه‌هاي شيميايي و به قصد ناتوان کردن مأموران محافظ وارد عمل مي‌شدند. هلي‌کوپترها، گروگان‌ها و تيم، اقدام را به وعده‌گاهي که با هواپيماي سي‌ـ 130 گذاشته شده بود، منتقل مي‌کردند. زماني که هواپيماهاي هرکولسِ غول پيکر هر کسي را به جاي امني منتقل مي‌کرد، هلي‌کوپترها به حال خود رها مي‌شدند. اين طرح، برخي از افراد را که با اين گونه عمليات آشنايي داشتند، راضي نکرد. آنها در اين انديشه بودند که کمک زميني (از طريق بعضي نيروها) حتماً ضروري مي‌باشد؛ اين کمک يا از طريق افراد ايراني که با ايالات متحده دوست مي‌باشند يا افراد آمريکايي که پيش از اين به صورت سري و مخفيانه به ايران آمده بودند، فراهم مي‌شد. يک متخصص نظامي ارتش اسراييل گفت:

«شما نمي‌توانيد، کنترل اطراف سفارت را فقط با 90 نفر در اختيار بگيريد و نيز نمي توانيد با 8 هلي‌کوپتر اين مأموريت را انجام دهيد». 11

يک مجله ي پر نفوذ مصري به نام «اکتبر» نوشت : «چهل ايراني تعليم ديده در آمريکا در اين تهاجم شرکت داشتند». 12

سؤال پيچيده‌ي دوم اين بود که چرا نيروهاي نجات به رغم خراب شدن 3 هلي‌کوپتر، 5 هلي‌کوپتر ديگر فرستاده نشدند، در حالي که فقط چهار هلي‌کوپتر براي نجات گروگان‌ها کافي بود. جواب اين سؤال اين بود که احتمال مي‌رفت دو هلي‌کوپتر ديگر در راه تهران خراب شوند يا از کار بيفتند. سؤال ديگر اين است که چرا تعداد بيشتري هلي‌کوپتر در اين عمليات شرکت داده نشدند؟ پنتاگون در اين مورد جواب مي‌دهد:

«تعداد بيشتر هلي‌کوپترها ريسک را بيشتر مي‌نمود و اينکه برخي از آنها وادار به فرود مي‌شدند». 13

در اين مورد پنتاگون با «شيمون پرز» ـ وزير دفاع اسراييل ـ در خلال عمليات موفقِ انتبه (در اوگاندا) در سال 1976 مشورت کرد. شيمون پرز به تايم گفت:

«در عملياتي همانند اين عمليات بايد با حداقل تجهيزات مجهز شد. اگر شما تجهيزات زياد داشته باشيد، همه‌ي کارها را خراب خواهيد کرد». 14

پس از حمله‌ي نافرجام آمريکا، دانشجوياني که حفاظت سفارت و گروگان‌ها را به عهده داشتند، اعلام کردند که تعداد نامشخصي از گروگان‌ها را به هشت شهر ايران فرستاده‌اند و اگر چنين حرکتي درست باشد، يک حمله‌ي نجات دوم را غيرممکن مي‌ساخت. به دليل انعکاس خبر دروغ بي‌حرمتي به بدن‌هاي مرده‌ي آمريکايي‌ها در تهران، کارتر در يک مصاحبه‌ي تلويزيوني به ايراني‌ها حمله کرد و آن را يک عمل غول‌صفتانه و يک نمايش وحشتناک غيرانساني ناميد. او اضافه نمود: «اين [عمل]، درست نوع مردمي را که ما با آنها طرف هستيم براي ما روشن مي‌کند». 15

ديگر روزنامه‌هاي مشهور و معتبر جهان نيز به انعکاس اين واقعه پرداختند. «لوموند» ـ ‌روزنامه‌ي پرتيراژ فرانسه‌ـ اقتدار حکومت آمريکا را زير سؤال برد و نوشت:

«درباره‌ي کارايي يک دستگاه نظامي که امنيت نيمي از جهان بدان محول شده، ولي قادر نيست حتي دو هلي‌کوپتر را در صحرا و تازه آن هم بدون دخالت دشمن در هوا نگاه دارد، چگونه فکر کنيم»؟ 16

«ساندي اکسپرس» نيز نوشت: «نمي توان تصور کرد که پيشرفته‌ترين تکنولوژي دنيا با دستگاه‌هاي خود ساخته اش چنين افتضاحي به بار بياورد». 17

روزنامه‌ي «نيويورک تايمز» ضمن بررسي وقايعي که در روابط ميان ايران و آمريکا در سال 1980 ميلادي اتفاق افتاده بود ، سال 1980 را براي آمريکا «سال شوم» ناميد. 18

پي نوشت ها:

1. طبس، مصداق بر سوره‌ي فيل، پيشين، ص 29

2. پيشين، صص 30 ـ 31

3. . پيشين، ص 32

4. همان

5. همان

6. همان، ص33

7. همان ، صص 34-33

8. همان

9. همان

10. در تحقيقاتي که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به عمل آمد، معلوم شد تهيه کننده‌ي اين کاميون‌ها شخصي به نام علي اسلامي از تجار بازار و از دارودسته‌ي حزب منحله‌ي خلق مسلمان بوده است. اين فرد 2 ماه قبل از واقعه‌ي طبس، کاميون‌ها را که شامل 5 کاميون فورد انگليسي و 2 وانت مزداي 1600 بوده است تهيه کرده بود و سپس به آمريکا پناهنده شده بود.

11. . همان، ص 36

12. . همان

13. . همان

14. . همان

15. . همان

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت الاسلام و المسلمین، سید مصطفی رضوی حیدری فرمانده کمیته انقلاب اسلامی و آزاده و جانباز30% انقلاب، امام جمعه فقيد شهرستان فريمان و فرمانده کميته انقلاب اسلامي شهرستان طبس و اولین مسئولی که در سال 1359 در محل حادثه حضور یافت، از حمله نظامي آمريکا در کوير طبس

به بهانه سی چهارمین سالگرد شکست مفتضحانه آمریکا در کویر طبس ، خاطرات مرحوم حجت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *