تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)4) زندگی نامه شهداي گرانقدر دانشجوي پیرو خط امام / 2)4)31) شهید جلیل شرفی / حدیث عشق – خاطرات شهيد جليل شرفي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و دانشجوي دانشگاه اميركبير از روزهاي بيادماندني دفاع مقدس و مناجاتهاي او

حدیث عشق – خاطرات شهيد جليل شرفي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و دانشجوي دانشگاه اميركبير از روزهاي بيادماندني دفاع مقدس و مناجاتهاي او

حدیث عشق – خاطرات شهيد جليل شرفي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و دانشجوي دانشگاه اميركبير از روزهاي بيادماندني دفاع مقدس و مناجاتهاي او

حدیث عشق - خاطرات شهيد جليل شرفي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و دانشجوي دانشگاه اميركبير از روزهاي بيادماندني دفاع مقدس و مناجاتهاي او
حدیث عشق - خاطرات شهيد جليل شرفي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و دانشجوي دانشگاه اميركبير از روزهاي بيادماندني دفاع مقدس و مناجاتهاي او

22/11/60

امروز … و چند تن از فرماندهان در بحبوحه کار زیاد نماز جماعت میخواندند. چقدر لذت بردم در این دمادم جنگ و حمله و گریز چه زیبا با خدا صحبت میکردند و من حیرت زده زیانکار آنگاه که کارم ، عبادتم هیچ ! ولی خدایا … بپذیرم و شهادت را نصیبم کن.

خدایا اگر این بنده گنهکارت را نپذیری آنچنان ضجه میزنم و غصه میخورم و بر تو گریه و به پیشگاهت انابه میکنم و میخوانمت تا پاسخم دهی و چون گدایی هر روز و شب در خانه ات را میکوبم و آنچنان میگریم که ملائک به پیشگاهت شفاعتم کنند.

26/11/60

گاهی شهادت و یا فقدان عزیزی چون جرقه ، سکون را بهم میزند و شور و هیجان میآفریند و شهادت کشاورز چنین بود.

شهید باید بر منت بزرگی که خدا بر او نهاده خاضع و شاکر باشد و هرگز بستگان شهید حق ندارند خون شهیدان را منت بر اسلام و مسلمین بدانند که این دشمنی با شهید است.

در کنار قبر حضرت رضا (ع) خدا  را یافتن و دیدن و به او عشق ورزیدن لذتی دارد. بوعلی انسان مخلص متواضع متوکل ، دوست او می گفت بهنگام عقب رفتن دشمن از نیسان غمگین بوده که خدایا نکند گلچین از باغ برود و جنگ تمام و گل وجودش بر درخت بماند و بپوسد. ولی بوعلی عزیز در اوان خوشبوئی چیده شد و زینت گلخانه بهشت شد و من که خار این درخت پر شکوفه ام شادمانم که زمانی همنشین این بلبلان بوده ام. خدایا تو شاهدی که عشقی عمیق به این عزیزان دارم.

با خود فکر میکردم که به بهانه ای همه عزیزان را هنگامی که با مینی بوس عازم مشهد بودیم حسابی ببوسم و ببویم ، شاید از بویشان بهره ای جویم. در چهره های فرودی و دانشور و … نور شهادت میبینم خدایا در دنیا از شاگردیشان و در عقبی از شفاعتشان محرومم نکن ! خدایا آرزوی بنده ات را بر آور.

3/12/60

خدایا چون خود را در مقابل مرگ میبینم دوست دارم مرگ را در بغل بگیرم ولی آتش جهنم و غضب تو خیلی دردناک و سخت است. بنده حقیر و کوچکت را رحمت کن. خدایا بمن چشمانی عطا کن که همیشه گناهان بسیارم نصب العین باشد و دیدن این همه مرا از عیب جویی دیگران وادارد. خداوندا کوچکم ، به کوچکیم نظر کن نه به بزرگی گناهانم.

خدایا شاهد باش که من قدرت بودن یک عمر در راه مستقیمت را ندارم چون نفسم و هوایم غالب و عقلم مغلوب سات پس بار الها در لحظات توجه قلب مرا بحضور بخوان !

4/12/60

امروز بخاطر شهادت محمد کمی چهره ام باز و گشاده بود ، نکند کسی خیال کند بر از دست رفتن او غمگینم ! خدایا تو این همه را بر من عطا میکنی که قلبم آماده شود و امیدوارم دلم پاک و لایق تو گردد که به درگاهت فرایم بخوانی. خدایا تو میدانی که تنها آرزویم شهادت است و تو میدانی که رنجم از دوری عزیزان تو بسیار است ، لطفی کن و مرحمتی و این بنده در خانه ات را مایوس نکن.

تصمیم گرفتم عازم جبهه شوم ، میروم که خدا را ببینم و در این میان گروهی پاک اندیش این سخن را زمزمه میکنند که باید آنجا بود تا خدمت بیشتری کرد و من این چنین خود را قانع کرده ام که در اسلام کار ارزش ندارد ، کار مومن ارزش دارد و من که از عمل با ارزش محرومم ناچار باید کاری کنم که ایمان در قلبم بتابد و آنگاه بکار دست زنم. ثانیا هرگز باور ندارم که چه در جهت کار ، کار فرهنگی و یا کارهای دیگر نخبه باشم و بسیارند آنها که صد چندان من کار فرهنگی میتوانند بکنند ، چون اگر بگویند گفته هایشان بر دل مینشیند چون از دل برخاسته و در خط هستند و می­جنگند. و دیگر دلیلم اینکه خدایا توی میدانی که از بس هوایم را اطاعت کرده ام اگر به زندگی دور از شهادتها باز گردم جز شقاوت و بدبختی به جایی نمی رسم. خدایا تو شاهدی که هرگاه بدور از هراس مرگ بوده ام طغیان کرده ام که :

« ان الانسان لیطغی ان راه استغنی».

5/12/60

امیدوارم خاک پر خون جبهه حج من باشم و کعبه را آنجا زیارت کنم ، هرچند با این همه زبونی که در خود سراغ دارم پست تر از آنم که خون کثیفم در جویباری ریزد که خون شهدای ریخته ولی باز به خدا امیدوارم … خدایا هرچه رضای توست مرا بدان راه بکشان. خدایا در آرزویم ناکامم مکن و مایوسم مکن ، خدایا دوستت دارم ، عذرم را بپذیر ، ای تنها پناهم و ای پناه تنهاییم. ای رحمن.

9/12/60

خدایا مرا در این جمع نیکو وارد کن و پاک و صادق و پاکترم گردان و پاکیزه خارجم کن و در این زیستن برایم از نزد خودت محافظی قرار ده که بر من ناظر و مربی و مسلط باشد و در طاعت تو کمکم کند.

وقتی با برخی سربازان امام زمان برخورد میکنم دلم پرواز میکند. ای امام زمان مرا به سربازیت بپذیر و با خونم تطهیرم کن.

خدایا آتش غضب را چنان به من بشناسان که هر سخن دیگر را کوچک ببینم و لذت رضایت و حلاوت بهشت را چنان بر من بنمایان که زرق و برق دنیا را حقیر ببینم و در آخر بار الها در لحظه مرگم از محبتت در دلم بریز تا با دلی بسوی تو و پر از مهر تو بمیرم.

13/12/60

الهی دلم را به نورت نورانی و قلبم را به هدایتت ثابت بدار و حیرت گمراه کننده را از زندگیم جدا کن.

14/12/60

خدایا در قلب کوچک من از دریای بیکران محبتت کمی بریز تا زندگی و حرکاتم روح و مفهوم پیدا کند. الهی اعمال زشتم را چنان در پیش رویم حاضر نگهدار که به اطاعت کم خود مغرور نگردم. خدایا پرده حجاب از چشمانم برگیر و کوری دل که همه بی ایمانی ها و پستی هایم از آن است شفا بده. خدایا تو بر اراده ضعیف و هوای قدرتمند و بر نفس سرکش و وجدان مرده من آگاهی ، کمکم کن تا به اطاعت رو آورم و در حال طاعت مرا به دار خلد فراخوان.

16/12/60

خدایا در پیشگاه شهیدان شرمسارم ، خداوندا تو خود واسطه شو و دل رنجیده شان را از من راضی کن. الهی خشم عزیزان شهید خشم توست !

در خود میاندیشیدم و به پرواز عزیزان و ماندن من بیچاره ! بیاد شهید کشاورز افتادم که میگفت : « به این نتیجه رسیدم ما بچه های قدیمی که مانده و شهادت نصیبمان نمیشود باید در درون خود به دنبال مرضی بگردیم و آن مرض ریا و خودپسندی و ناخالصی است.» و من چون کمی به خود فرو میروم مییابم که همیشه طالب آن بودم که قهرمان شوم ، جسدم خاکستر شود و در نماز جمعه بگویند که فلانی اینگونه شهید شد و خود را به قیمت یک مرحبا گفتن بفروشم و یا اسیر شوم و در اسارت مصاحبه کنم و به شهامتم همه آفرین گویند. خدایا از این همه شرک به تو پناه میبرم !

خدایا بهترین بنده هایت به جبهه ها آمده اند و چه با صفا و لذتبخش است بودن با اینها و از این جمع ، آنان که انتخاب درگاه تو شدند از همه زیبا روحتر بودند و با خون ، تطهیرشان کردی و اکنون همه در جوار تو جمعند. خدایا خجالت میکشم ولی تو را بحق ائمه طاهرین و بحق آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ، لطفی کن و توفیق مصاحبت با این عزیزان را نصیبم کن.

26/12/60

دیشب دعای توسل با حالی بود. هرکس حاجتی پیش خدا برده بود و عزیزان خدا را به شفاعت میخواندند ، بعضی عفو و توبه و برخی پیروزی اسلام و برخی شهادتنامه برده بودند تا امام زمان(ع) امضا کند و مثل مادرهای بچه مرده گریه میکردند.

خدایا این بندگانت ، این چهره های پرنور ، این جوانان خاضع و این چهره های زیبا که اینان بر خاک میمالند مبارک دار.

خدایا هر روز ده ها امتحانت را می بینم و آنگاه که نظر از تو می گردانم به گرداب غم و ضلالت فرو می روم و باز نجاتم می دهی !

خدایا نکند در لحظات آخر مطرود تو گردم !

خدایا تو شاهدی که دوستانت را و سربازان امت زمانت را دوست و قلب صدها بنده ات را رنجانیده ام ولی این همه را در لحظات غفلت انجام داده ام پس ترحمی کن و ببخش و قلب بندگانت را از من راضی کن.

امروز دلم خیلی نرم شده بود ایکاش دلی داشتم که همیشه خدا را میدید و از خشیت او لرزان و به رحمتش امیدوار بود. و ایکاش روحی بزرگ بمن عطا شده بود که بسوزم و به امت خدا خدمت کنم ! الهی شهیدم کن تا شیطان دست طمع از دامنم برگیرد و تا صبح محشر سبحان الله زمزمه کنم.

خدایا دیدم که عشق به شهادت و گریه و ناله بدرگاه توست که انسان را با شهامت و مقاوم میکند و یقین دارم که بهترین رزمنده ، عابدترین و زاهدترین آنان است و گریه و زاری و دعا و انابه ، قوت بازوی مجاهد بهنگام رزم است.

خدایا جز تو چه کسی را دارم ؟ الهی هرچه می خواهم گریه کنم گویی بشارت عزیزان نمیگذارد ، و از طرفی می ترسم گریه اشتیاقم روحیه عزیزیرا ضعیف کند. خدایا آیا در تبعیدگاه باز نگهم میداری ؟ و آیا جوابم نمیدهی؟ اگر میدانستم رضایت در گریه است اشک میریختم و اگر گمان داشتم که بیتابیم تو را به غضب نمیآورد ضجه کنان میخواندمت آنسان که دلم شاد و قلبم پر هیجان گردد. باور دارم که گناهانم کوهی است ولی آنکه کوه در مقابل عظمتش به خضوع افتاده نویدم داده !

7/1/61

الهی مرا از غیر خود نا امید گردان و چشم و دستی که حاجت جز بسوی تو برد نابینا و قطع گردان !

11/1/61

الهی آنچه بهترین راه بود به من نمایاندی و به آنجا که بهترین محفل بود مرا بردی. تو آنچه صلاح بود بر من نوشتی و من کوته نظرانه در مقابل امتحانانت که سعادتم بود بی صبری کردم ، مرا به راهی که سعادتم بود میبردی و من شکوه میکردم.

خدایا عذر میخواهم از ناسپاسی ها !

الهی شیون و آه من ناسپاسی به درگاهت نبود ، که رنج قلب کوچکم بود. خدایا تو رحمتی بیکران داری ، عذر بنده جاهلت را می پذیری. شب و روزهایی می گذرد که دلخوش و شادم و به رحمتی بزرگ در آینده ای نه چندان دور دل بسته ام

خدایامرا به خود وامگذار !

خدایا چگونه ترا به نعمتهایت شکر گویم و چگونه به تو امید نبندم و مایوس از رحمتت شوم و حال آنکه می بینم که الطاف و رحمتهایت بر من محتاج سرازیر است.

خدایا دلم را به نور یقین منور گردن که چون در جمع مردان خدا نشینم دلم به گفتار و اعمالشان شاد گردد و آنگاه که گرداگردم خودفروختگان بدنیا سخن از مال و منال به میان آورند یاد خدا مرا از اینهمه فریب و زینت به خود فرو نبرد و آنچنان نعمتهای تو را ببینم که زیور دنیا را پست و زبون بدانم و آنچنان خشم و عذاب خودت را به من بنمایان که هر رنج و خشم و دردی را حقیر بدانم. « الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا».

لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون ، راه نیکی و سعادت دشوار است و مسافر شهر سعادت باید از سنگلاخ و کوه و بیابان تشنه و گرسنه بگذرد و راحتی خود را فدا کند که خدا راحتش دهد.

نمی دانم چرا آنگونه راحت طلب هستم ؟ هرچند با خود فکر می کنم بنظرم نمیرسد که برای خدا از چیزی محبوب گذشته باشم و یا رنج را تحمل کرده باشم.

بار الها دستانم از اطاعت خالی و بر دوشم باری از گناه و هر لحظه به دادگاهت نزدیک می شوم با دیده تفضل و ترحم نظرم کن ! خدایا لطفی کن که قلبم هرگز به مخالفت تو راضی نشود و کمکم کن که بر نفس اماره پیروز شوم.

وقتی میخواهم نماز بخوانم گویی با غریبه ای تکلم میکنم ، خدایا تو در قلبم نور ایمان نازل کن تا دل تاریک و بی ریایم به تو دل بندد. گاهی احساس میکنم سراپا غرق ریا و شرکم با هزار کلاه شرعی و وسوسه کوشش میکنم شجاعت خود را ثابت کنم و گاهی لذت می برم از شهیدان زیادی صحبت کنم که احیانا وجهه ای مبارز و شجاع برایم میسازند.

وقتی یک عمر طولانی را بدون این عزیزان در فکر میآورم لرزه بر اندامم میافتد.

خدایا عمرم را کوتاه کن !

خدایا مرا به خیل عزیزانت ملحق ساز !

ای مهدی زندگی بی تو رنگ ندارد !

چون سخن از شهادت میشنوم خجالت میکشم آرزو کنم ، چون هرکه خود را به شیطان فروشد و از خدا عوض خواهد بی حیاست.

اسلام خون میخواهد و فریاد هل من ناصر حسین (ع) بر دشت این دیار طنین افکنده و کفر و شرک مغرور شده و مبارز میطلبد ، صف شهیدان باوقار به سوی خدا در پرواز و دیدگان پر امید من به آنان. گلوله ای که قلبم را بشکافد و خمپاره ای که قفس روحم را بشکند و لحظه ملاقات با عزیزان خدا ، شیرین ترین آرزوی من است.

خدایا تمام وجودم دو دست شده بسوی تو دراز ، که خدایا امانتت را بپذیر که میترسم در امانت خیانتی بزرگتر شود.

بر مزار من آیه عذاب نخوانید که از غضب خدا سخت هراسانم و اگر نبود گفته خدا که یاس از درگاه او گناهی بزرگ است به یقین جایگاه خود را میگفتم.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

جملات وصیت گونه شهيد جليل شرفي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و دانشجوي دانشگاه اميركبير و قدردانی از والدین

جملات وصیت گونه شهيد جليل شرفي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و دانشجوي دانشگاه اميركبير و قدردانی از والدین

جملات وصیت گونه شهيد جليل شرفي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و دانشجوي دانشگاه اميركبير و قدردانی از والدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *