تیتر خبرها

پرسش و پاسخ پیرامون خرافات

پرسش و پاسخ پیرامون خرافات با حضور حجت الاسلام انجوی نژاد و دکتر پور یزدان پرست خرافات به دو شکل وجود داره : ۱ ـ خرافات سنتی ، که از صدها سال پیش در طول تحولاتی که در تشیع رخ داده ، در حکومت صفویه ، قاجاریه و نقطه اوجش در زمان حکومت پهلوی و . . . مردم ، ( مردمی که خیلی عوام بودند ) دچار یک سری خرافات سنتی می شدند . مثل توسل به جمادات و نباتات ومسائلی که هیچ گونه جایگاهی در دین و عقل نداره یا اینکه دنبال یه راههای ماوراءالطبیعه و متافیزیکی می گشتند برای اینکه کارهای عادی رو که خودشون می تونستن انجام بدن از راههای غیر عادی انجام بدن . اینها خرافات سنتی هست . آیه شریفه قرآن هم می فرماید : “ اَبا الله ان یجری الامور بغیر اسبابها ” خدا اِبا داره که کارها رو به غیر از راه خودش پیش ببره .

سید محمد هاشم پوریزدان پرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست


اما ۲ ـ خرافات نوین که با تحولات فکری و عقلی جوامع بشری ، این خرافات هم تحول پیدا کرد ، در این جلسه بیشتر اینها مد نظره ، منظور خرافاتی هست که تحت عنوان دین بیان می شه . اعم از تحریفات وقایع تاریخی اسلام مثل تحریفات عاشورا ، تحریفات توسل یا احیاناً چیزی که جدیداً باب شده : ابراز سلیقه هایی که اسم دین رو روش می ذارن .
هر چیزی که از نظر دین ما ، جزو دین نباشه ، و بدعت باشه و بیان بشه همون خرافاته . یعنی فرق خاصی نمی کنه . در تعریف خرافات گفتیم اون چیزهایی هست که دین رو خراب می کنه . خرافه یعنی داستان گویی ، قصه سرایی .
خیلی وقتها فلسفه بافی هایی که برای بعضی از مسائل دینی می کنیم ، ‌اینها فقط داستانه و هیچ ریشه عقلانی و روایی و تاریخی نداره یعنی بحث های فقهی هم اینها رو تأیید نمی کنه . طبق معمول یا افراط می شه یا تفریط و یه وقتهایی
می گن سلیقه رو تحت عنوان دین بیان نکنید . یه وقتهایی هرچی می گی می گن سلیقه است . مرز این دوتا باید کاملاً مشخص بشه . مرز بین خرافات و حقایق دینی .
آقای دکتر پور یزدان پرست :
در روزگار جدید بین خرافات جدید و قدیم تفاوت هایی دیده می شه . در دوران جدید ، خرافات رو در زورقهای زیبا و ظاهراً منطقی می پیچند و ارائه می دن . اگر یه روزگاری خود عوام و مردم خرافه ها رو می ساختند . الان در سطح جهانی دستگاههای بسیار بزرگی با بودجه های بسیار کلان ، کارشون اینه که دین بسازند . دینی که با واقعیت منطبق نباشه .
امام (ره) در سال های آخر زندگی شون ، روی یک قضیه خیلی تأکید کردند و بارها تذکر دادند در صورتی که از یک سال قبل از وفاتشون دیگه به این موضوع نپرداختند و اون هم این بود که : امام (ره) اسلام رو به دو اسلام تقسیم بندی کردند : اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام آمریکایی . خرافه های جدید و سازمان دهی شده و برنامه ریزی شده هدفشون این هست که مسلمون ها رو به سمت تسلیم در برابر آمریکا ببرن . ممکنه حتی در چارچوبهای علمی این رو مطرح کنند و حتی در چارچوب های بسیار عوامانه . هر دو هم از یک جا سازمان دهی می شه ، و هدفش هم به تسلیم واداشتن مسلمونها در مقابل آمریکا و اسرائیل هست . بعنوان مثال : اگر کسی در مکه وارد بشه آنچنان مجذوب اسلام عربستان می شه که تعجب آوره . انسان رو یک ماه در یک دنیای رویایی می برند که حتی در خواب هم ندیده . یعنی فرضاً سنگهای مسجدالحرام و بخصوص سنگهای مسجد النبی (ص) . اصولاً یه چیز طبیعی هست اما انگار خیالاته . یک ماه انسان رو می چرخونند ، اگر کسی نباشه راهنمایی کنه ، آنچنان انسان رو در این دنیای رویایی می چرخونند که بعد از یک ماه متوجه می شه . اما در همین حج که به این زیبایی هست ، مگر کسی جرأت می کنه بگه : مرگ بر آمریکا ؟ ظاهر اینه که در اونجا اسلام رواج داره . اینقدر به جزئیات توجه می شه و آنچنان نماز قشنگی می خونند که برای نماز شب هم اذان می گن . به ظاهر اسلام توجه زیادی می کنند و ۴۰ هزار نفر حافظ قرآن دارند . اما در همین جا جرأت گفتن مرگ بر آمریکا نیست . دیدید که۴۰۰ نفر از حجاج ما رو در اون جمعه سیاه شتند . این خرافات مدرنیه که با دستگاههای تبلیغاتی و امکانات در ذهن مسلمونها وارد می کنند . باید به ابعاد هم توجه کنیم .

سؤال : در رابطه با داستان شهربانو ، همسر حضرت امام حسین (ع) که بر بالای کوهی به جای ” یا هو ” میگوید : ” یا کوه ” و کوه شکافته شده و او را می بلعد توضیح دهید . همچنین درختانی که حاجت می دهند ، نذر می کنند و یا محل هایی که چراغ و شمع روشن می کنند .
جواب : اینها واقعیت نداره و مردمه خیلی عوام می گن . خُب فلسفه شمع روشن کردن برای امامزاده ها ، اینه که قبلاً امامزاده ها چراغ نداشتند و برای روشنایی لازم بود شمع بخرند و مردم نذر می کردند که برای روشنایی امام زاده یا حرم یا مسجد شمع ببرند . اما الان که شمع روشن می کنند از مصادیق اسراف هست و این هیچ موردی نداره . بقیه موارد هم صحت نداره و خرافاته .


سؤال : با توجه به اینکه عمده تحریف در دین یهود و مسیحیت ، تحریف در کتاب آسمانی آنهاست و حال آنکه کتاب آسمانی ما قرآن از هرگونه تحریفی در امان مانده ، مهم ترین عامل تحریف در دین ما چیست ؟
جواب : دکتر پوریزدان پرست ـ اون چیزی که می توان بیان کرد جدا شدن دین از رهبری است . یعنی اگر قرآن در کنار رهبری مطرح نباشه ( اون هم رهبر الهی ) یقیناً زمینه انحراف دین و چیزی که در تاریخ اسلام دیدیم ، مشاهده می شه و متأسفانه از اولین روزی که پیامبر (ص) از دنیا رفتند ، این فاجعه بزرگ در اسلام بوجود اومد که کتاب خدا از مفسر کتاب خدا ، جدا شد و نتیجه اش هم این بود که حضرت علی (ع) خانه نشین شدند و به جای اینکه به قرآن عمل بشه ، یزید خلیفه مسلمین شد .

جواب : آقای انجوی نژاد ـ البته ضمانتی هم که خداوند تبارک و تعالی می فرمایند که : “ ما قرآن را حفظ خواهیم کرد ” به این دلیل هست که دین ما ، دین آخر هست و این هم جزو معجزات دین ماست . ما قائلیم به اینکه قرآن ثابت هست و درسته و حقیقت محضه . اما در برداشتها ممکنه اختلاف باشه و یا حتی خرافات وجود داشته باشه . در بقیه مسائل مترقی اسلام هم ممکنه برداشتهای خرافی وجود داشته باشه . مثل توسل و . . .

سؤال : طبق مواردی که در کتاب حماسه حسینی ، استاد مطهری ذکر شده ، مطلبی در مورد حضرت رقیه (س) در تاریخ نیامده و همچنین دیدن سر بریده امام حسین (ع) و سخنانی که توسط مداحان گفته میشه . در این مورد توضیح دهید ؟
جواب : آقای انجوی نژاد ـ در اینجا بحث اجتهاد مطرح هست ، یه وقت اجتهاد فقهی هست ، یه وقت اجتهاد عقلیه ، و یه وقت اجتهاد تاریخیه . تمام اینها خدشه بردار هست . برای اینکه معصوم (ع) کشف نکرده . اگر یک زمانی ، شیخ انصاری حرف اول رو می زد ، بعد از مدتی آخوند خراسانی ، و بعد از مدتی ملاصدار و علامه طباطبایی و . . . بعضی از برداشتهایی که مراجع در طول تاریخ می کنند ، اینها تاریخ زمانی داره . یه مدتی که می گذره می فهمند اون برداشت اشتباه بوده . مخصوصاً داستانهای تاریخی . برای اینکه یه شخصیتی در تاریخ می گرده و فلان مطلب رو پیدا نمی کنه ، اما یه شخصیتی می گرده و پیدا می کنه .
بطور اجمالی ، بعد از مرحوم شهید مطهری ، علمایی بودند که سندیت وجود دختر سه ساله امام حسین (ع) بنام حضرت رقیه (س) ( فاطمه صغری ) رو اثبات کردند و کسانی که الان حیّ و حاضرند ، آقای فاطمی نیا هستند که ایشون خودشون قضیه رو اثبات کردند . علامه عسگری هم که یکی از بزرگترین تاریخ دانان جهان تشیع هستند ، این قضیه رو اثبات کردند و حتی از حضرت آیت الله امجد این سؤال شد و ایشون گفتند که شهید مطهری به این مطلب نرسیده ولی ما رسیدیم . فرموده بودند : اگر ایشون هم الان زنده بودند من براشون توضیح می دادم تا قانع بشن .

سؤال : چرا باید متولیان دین در مراسم و روضه خوانی ها فقط سعی کنند اشک بدون درد افراد را بیرون بیاورند ؟ چگونه دو قطره اشکی که هیچ گونه تغییری در روش زندگی انسانها ندارد ، می تواند راهی به بهشت باشد ؟ بهتر نیست به جای استفاده از این مراسم ، درباره نقش واقعی امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) و سایر شخصیت های عاشورا صحبت کنیم ؟
جواب : آقای دکتر پوریزدان پرست ـ اگر انقلاب اسلامی به پیروزی رسید دلیلش این بود که اول در جلسات دینی تحول ایجاد شد و مردم متحول شدند و بعد انقلاب پیروز شد . تحول بزرگی هم که اتفاق افتاد این بود که در کنار عاطفه و احساس ، شناخت هم گذاشته شد . اگر خدای نکرده جلسات ما باعث بشه که ما برگشت پیدا کنیم به جایی که قبلاً بودیم مثلاً همون چهار پله ای که بالا اومدیم رو برگردیم عقب ، این اشکال وارده ، اما اگر هر دو در کنار هم باشه ، هم اشک و هم شناخت ، انسان نه تنها به عقب نمی ره بلکه پله ها و درجات دین رو خیلی خوب طی می کنه . اینجا هدف دین برآورده شده . اشک خالی که فایده نداره . از چشم طبیعی دو قطره آب بیرون می یاد . دو قطره اشک که اثری نداره و چیزی نیست . اشک نشانه عاطفه انسان هست . نشانه دل بستگی انسان هست . اگر انسان به خاطراون چیزی که بهش عشق می ورزه و بهش علاقه و محبت داره ، اشک بریزه و در کنارش شناخت هم باشه ، هدف دین برآورده شده .
اگر شناخت نبود ، برگشت می خوره به همون مسائلی که شهید مطهری (ره) مطرح کردند که : آقایی رفته بود بالای منبر و نمی تونست اشک افراد رو دربیاره و می خواست با شکستن سر افراد توسط سنگ ، اشک اونها رو در بیاره . اگر این باشه ، خود آقای شهید مطهری ، نقدهای فراونی بهش کردند . اصلاً چیز قابل قبولی نیست . بنابراین اگر شناخت در کنار عشق و عاطفه و محبت به ائمه (ع) و کسانی که در حادثه عاشورا بودند ، قرار گرفت ، شاهد بوجود اومدن انسانهایی هستیم که نه در سنین خیلی بالا ،‌ بلکه در سنین پائین ، قهرمانانی می شن که در طول تاریخ بشریت نمونه شون خیلی کم پیدا می شه . مثل : حسین فهمیده و بقیه رزمنده هایی که بین ۱۵ تا ۲۴ سال سن داشتند . تعداد زیادی از فرمانده های ما حدود ۲۰ سال سن داشتند ، دلیلش هم این بود که محبت و شناخت در کنار هم قرار گرفته بودن و این انسانها رو بوجود آوردند .

سؤال : در مراسم سوگواری معمولاً به ازدواج حضرت قاسم (ع) اشاره می شود ، آیا در آن شرایط جنگ زمان مناسب ازدواج است ؟ آیا چنین چیزی در واقعه عاشورا بوده است یا خیر ؟

جواب : آقای انجوی نژاد ـ‌ شهید مطهری این قضیه رو رد می کنند . و اصلاً منکر وجود زوجه ایشون در کربلا می شن و حتی منکر این می شن که حضرت قاسم (ع) وقت ازدواجش بوده . اما بعضی از علماء هم نظر دارند که همچین قضیه ای بوده . ما هم نظریه شهید مطهری رو انتخاب کردیم که حضرت قاسم (ع) ازدواج نکردند . اما اینکه بگیم وقت این کار بوده : بله ، در زمان پیغمبر (ص) هم شخصی ، یک شب قبل از جنگ ازدواج کرد و صبح هم به شهادت رسید . این دلیل نمی شه که ما این مسئله رو قبول نکنیم ولی شهید مطهری از نظر تاریخی به این نتیجه نرسیدند و فعلاً همین مطلب قویتره ، که ایشون ازدواج نکردند . الان هم اگر در جلسات نقل و گل می یارن ، این انشاءالله رجاعاً هست .

سؤال : اصلی ترین و بیشترین خرافات در زمینه واقعه عاشورا در چه زمانی و توسط چه افرادی وارد شده و تحریفات در این زمینه در چه زمانی بیشتر بوده است ؟

جواب : آقای انجوی نژاد ـ همیشه بوده ، یکی از دلایلش اینه که به هر حال ، مداحی نیاز به مطلب جدید برای روضه خوندن داره . فکر می کنم شهید مطهری نقل می کردند که مداحی می بینه مداحان دیگه همه روضه رو خوندند و چیزی نمونده که بخونه . می ره روی منبر و یه چیزی اختراع می کنه و می گه . ملت هم کلی گریه می کنند . این دیگه جزو وقایع عاشورا می شه !!
این مسئله همیشه بوده . یه زمانی در مملکت ما عزاداری اهل بیت (س) محدود می شد به دهه اول محرم و فوقش دو ماه محرم و صفر ، یه مقدار از ماه رمضون و ایام فاطمیه الان از نظر عزاداری خیلی مترقی تر هستیم . در کشور جلسات هفتگی داریم که رسماً عزاداری می کنند . انگار که محرم و صفره . چیزهایی که قبلاً جزو سنت ما نبوده الان هست . مثلاً سینه زنی هفتگی نبوده و بعضی از پیرمردها می پرسند که چیه ؟ چرا سینه می زنید ؟
اگر خرافاتی بخواد در واقعه عاشورا وارد بشه ، الان بهترین موقع است . چون واقعاً کمبودِ مطالب اصیل هست . برای اینکه جلسات خیلی زیاد شده و مستمع مطلب بیشتری نیاز داره . قبلاً محرم به محرم عزاداری می کردند و یه چیزی که می خوندی تا سال بعد از یاد مستمع می رفت و نوار هم نبود که صبح تا شب تو ماشین بذارن و گوش کنند ، مداح هم مجبور نبود بگرده و چیز جدیدی پیدا کنه . بهترین زمانی که بخواد تحریفات وارد بشه همین الان هست . اهل بیت (س) انشاءالله عنایت می کنند و ما هم حواسمون باشه از تحریفات جلوگیری کنیم . چه تحریفات متنی و چه تحریفات صوری و ظاهری . دیگه هر دو هست . بعضی وقتها کاری انجام می دیم بدون گفتن چیزی . این خودش تحریف هست . باید جلوگیری بشه .

سؤال : مشکل عمده ما این هست که اعمال دینی رو که انجام می دیم ، بعضی ها اینها رو خرافات می دونند و ما مجبوریم با یک سری مشکلات اعمال دینی خودمون رو انجام بدیم ، لطفاً راهنمایی کنید و چگونه می توان خرافه رو از غیر خرافه تشخیص داد ؟

جواب : آقای دکتر پوریزدان پرست ـ زمینه بوجود آمدن خرافات ، به مقدار زیادی به عدم شناخت ما از دین برمی گرده . چون کار نکردیم ، در شبهاتی می یوفتیم و خودمون می خوایم پاسخ رو بدون مراجعه به دین و منابع دینی پیدا کنیم . در نتیجه در خرافاتی که هست وارد می شیم . روشنه که اگر ما به قرآن مراجعه کنیم و همچنین به سنت و علمایی که دین رو خیلی خوب می شناسند ، اصلاً زمینه بوجود اومدن خرافات بوجود نمی یاد . دلیلش هم اینه که می دونن خرافات چیه ؟ این مردم رو می شناسند و . . .
شما اگر به مشهد برید ، به ضریح امام رضا (ع) بوسه می زنید ، ولی اگر رفتی مکه و این کار رو کردی و یا حتی به حرم پیامبر (ص) دست زدی ، کتک می خوری . اونجا هم می ایستند تا براتون توجیه دینی کنند که این اشتباه هست . اما اگر به قرآن مراجعه کنی ، خیلی چیزها حله . خیلی چیزها رو بیان کرده .
اونجا یه ارتش ایستاده که نذاره شیعیان حرم حضرت محمد (ص) رو ببوسند . یه روز دیدم زنی اومد و دست زد و کتک خورد ، به اون طلبه وهابی که زن رو زده بود ، گفتم : چرا این رو زدی ؟ گفت : مشرک بود و شرک ورزید . گفتم : دلیل شرکش چی بود ؟ گفت : سنگ رو در کنار خدا قرار داده ، احترام گذاشت و از اون چیزی خواست .
گفتم : فقط سنگ شرک می یاره ؟ یا پارچه هم شرک می یاره ؟ گفت : هرچی باشه ، هر جسمی و هر شیئی شرک می یاره ، گفتم : خُب این آیه قرآنه که می گه : حضرت یوسف (ع) فرمود این پیراهن من رو بیندازید روی چشم پدرم ( فرتدا بصیرا ) بینا می شه . حتماً حضرت یوسف (ع) هم مشرک بوده ؟!
این آدم اصلاً‌ جوابی نداشت ، چون آیه قرآن هست . ما اگر به منابع اسلامی رجوع کنیم ، به قرآن ، به حدیث ، به علمایی که دین رو شناختند مراجعه کنیم ، این قابل حله . نمی شه بگیم : مادرم گفت ، دوستم گفت ، برادرم گفت و . . . اینها چه تخصصی دارن ؟ بعضی چیزها هست که همه درش متخصصند ! یکی پزشکی ، یکی دین ، یکی اقتصاد ، یکی هم سیاست ! همه توی اینها متخصصند ! اگر به مردم مراجعه کنیم به اینجا کشیده می شه . پس بهتره که به متخصص های واقعی رجوع بشه .

جواب : آقای انجوی نژاد ـ‌ این قشری که مثلاً به چادر پوشیدن و یا هر چیزی که با سلیقه شون جور در نمی یاد ، می گن : اُمل بازی یا خرافات ، معمولاً قشری هستند که سواد آنچنانی هم ندارند ، ما بحث های اینجوری رو در قشر بی دین با سواد نداریم ، یعنی بی دین های با سواد هم اینطوری قضاوت نمی کنند . اگر مصادیقش رو هم پیدا کنید آدم های بی فرهنگ هستن . ممکنه خیلی خوش تیپ لباس بپوشند ولی فرهنگ ذهنی شون خیلی ضعیف و پائینه .

سؤال : وقتی که فطری بودن دین رو پذیرفتیم ، انحراف از اون مثل نهیلیسم و لائیک چه توجیهی داره ؟

جواب : آقای دکتر پوریزدان پرست ـ فطری بودن اجبار نمی یاره . وقتی که ما دین رو فطری مطرح می کنیم ، در قرآن هم اومده که در خود فطرت ، تبدیل نیست ، اما ممکنه شخصی یه سری چیزها رو به طور فطری قبول کنه و ما اجباری طرح نکردیم . آیه ای هم در قرآن هست که حضرت زینب (س) در مجلس یزید خوند : عاقبت کسانی که زشت کاری کردند ، تکذیب آیات الهی است .
آدم فطری آیات الهی رو تصدیق می کنه . اما عده ای چیزهای روشن و واضح رو تکذیب می کنند . مثلاً امام حسین (ع) رو می دیدند و تکذیب می کردند . در عالم هستی آیه ای بالاتر از آیه پیامبر (ص) وجود نداره ولی با این حال بعضی پیامبر (ص) رو می دیدند و تکذیب می کردند . ابولهب ، پیامبر (ص) رو می بینه و تکذیب می کنه . ولی سلمان فارسی وقتی که پیامبر (ص) رو می بینه تأیید می کنه . بنابراین آیات قران اجباری نشون نداده . مثلاً دونه ای که شکوفا می شه
( این یه مثال ساده است برای فطرت ) عاملی هم می تونه بیاد و جلوش رو بگیره . در انسان این عامل می تونه اختیاری باشه و اون هم گناه کردنه . پس هیچ تضادی با هم ندارند و چیز روشنی هست که انسانها فطرت دارن . گرایش های فطری دارند . شناخت های فطری دارند . اما مثل دانه گیاه نیست که هر وقت کاشته بشه ، تبدیل به دانه ای شبیه دانه اولیه بشه . انسان می تونه کافر و و یا بی دین بشه و آیات الهی رو تکذیب کنه .
حضرت ابراهیم (ع) ۲۴۰۰ سال قبل از بعثت پیامبر (ص) ، خانه خدا رو ساختند و توحید رو بیان کردند . طرح توحید در جامعه عربستان بود و ذریه خودشون هم گذاشتند تا مردم و نسل های آینده رو هدایت کنند ، اما بعد از ۲۴۰۰ سال همون خانه توحید ، مرکز بت ها شد . در آیات قرآن هم بیان شده که دین یکی بیشتر نیست . ” لانفرق بین احد من رسوله ” متأسفانه هر پیامبری که اومده ، پشت او انسانهایی بودند که دین رو تحریف کردند . از زمانی که یهود بوده ، تحریف در دین ایجاد شد و متأسفانه این تحریفات روی نسلهای بعد هم اثر گذاشت . و نتیجه اش این بود که خداوند برای جلوگیری از ضلالت بیشتر انسانها ، برای هر نسلی پیامبری فرستاد و اوجش هم پیامبر اسلام بود . در بحث فطرت نکته اجباری نبودن رو در نظر بگیرید .

سؤال : در کنفرانس اسلام شناسی که در آمریکا تشکیل شد ، بیان کردند که دین اسلام از دل زرتشت بیان شده و بیرون اومده . یکی از دلایلی هم که بیان کردند اشاره شد به اصولی که در اسلام اومده . از جمله : گفتار نیک . کردار نیک ، پندار نیک ، اعتقاد به یک نفر بعنوان منجی عالم بشریت و تقریباً کلیاتی که در دین زرتشت مطرح هست ، مشابهتی با دین اسلام وجود داره . آیا برای این هم جوابی داریم ؟
جواب : آقای دکتر پوریزدان پرست ـ‌ یه روزی کارتر گفت : امام در خط اسلام نیست . امام (ره) فرمودند : ”‌ علی الظاهر شما باید یه حاشیه ای هم بر عروه الوثقی بزنید ! انگار کارتر هم اسلام شناس شده ! ”
اسلام شناسی غربی همینه . البته بعد از انقلاب ، اونقدر کنفرانس برای اسلام شناسی و دین در اروپا و آمریکا گذاشتند که به اندازه اون در ایران خودمون سخنرانی برای اسلام نبوده . اونقدر زیاد که باور نمی کنیم .
حالا خود شبهه : دین یکی هست و این رو آیات قرآن بیان کرده و به مسلمونها می گه : تبعیت کنید از دین پدرتان ابراهیم ” ابیهم ابراهیم ” ابراهیمی که در سه هزار سال پیش بوده . زرتشت هم یک پیامبر الهی است و در کشور ما هم بعنوان یک دین رسمی پذیرفته شده . ایرادی که ما نسبت به یهودیت و مسیحیت و زرتشت داریم اینه که اونها از اون دینی که خداوند بصورت جامع و کامل فرستاده ، انحراف کردند و وجود این تشابهات رو کسی نفی نمی کنه .
جواب : آقای انجوی نژاد ـ شباهت بین دین ما و غیره و غیره ، حتماً هست . بین دین ما و مسیحیت ، یهودیت ، زرتشت شباهت هست . اما هیچ عقلی این رو قبول نمی کنه که مثلاً : کسی که دکترای ریاضی داره از کسی گرفته که دانش آموز سوم راهنمائی هست . برعکسه . دین ما اونقدر وسیع هست که زرتشت با سه تا گفتار نیک در دین ما ( شیعه ) گم می شه . اصول همه جا یکیه ، خدا یکیه ، لذا از دل یه نفر در اومدن ، لازمه اش اینه که ما از اون کمتر داشته باشیم ، در صورتی که ما خیلی بیشتر از زرتشت داریم . هرکی هرچی گفت قابل تعمق نیست و بهتر اینه که انسان تحقیق کنه . اینکه اونها می گن شیعه و اسلام از دل زرتشت بیرون اومده ، تمام اسلام شناسان غربی هم از این جمله خنده شون می گیره و اصلاً در جامعه ما هم جایگاه مطرح کردن نداره .

سوال : در کتاب حماسه حسینیِ شهید مطهری (ره)‌ اومده : اینکه گریه برای تسکین دل حضرت زهرا (س) است ، درست نیست ، و این توهین به شخصیت حضرت زهرا (س) است ، با اینکه بارها در جلسات خلاف این را شنیده ایم ، نظر شما چیست ؟

جواب : آقای انجوی نژاد ـ اینکه توهین به حضرت زهرا (س)‌باشه خرافاته . اما تسکین و تسلی که ما می گیم ، چیز دیگه هست . ما می گیم چون گریه برای امام حسین (ع) انسان سازه ، پاک کننده روح و قلب و روانه و چون حضرت زهرا (س) با پاکی ما شاد می شه ، تسلی می یاره . به همین راحتی !
یعنی باز در اینجا هم خود حضرت (س) مطرح نیستند . بلکه بعنوان یک مادر مهربان از پاک شدن فرزندانشون خوشحال می شن . اگر اشک حقیقی و واقعی و انسان ساز و پاک باشه ، بله ، حضرت شاد می شن و تسلی می یابن . مگه امام زمان (عج) بارها نفرمودند برای فرج من دعا کنید ؟ پس اینها هم نیاز به تسلی و دعا کننده دارند . وقتی که حضرت می بینند افراد یه جامعه دارند خراب می شن ، ناراحت می شن . مگه امام صادق (ع) نفرمودند : فلانی ! وقتی گناه می کنی به گوش مادر ما می رسه و ناراحت می شه ؟ برعکسش هم اینطوریه . وقتی که گناه نمی کنی به گوش حضرت (س) می رسه و خوشحال می شه . خوشحالی ، غیر از تسلی هست ؟ چیزی که ما می گیم به این معناست .

جواب : آقای دکتر پوریزدان پرست ـ بحث تسکین دل حضرت زهرا (س) اینقدر اهمیت داشته که بعد از وفات پیامبر
اکرم (ص) خداوند تنها به یک نفر وحی نازل می کردند که اون یک نفر حتی حضرت علی (ع) هم نبوده بلکه خانم حضرت زهرا (س) بودن . البته به حضرت زهرا (س) قرآن نازل نشده ، و این وحی ای که می گیم به اون معنای نازل کردن آیات قرانی برای هدایت بشر نیست بلکه چیزی که نازل شده ، اخبار آینده بوده و اون هم به جهت تسکین حضرت زهرا (س) بوده . ما فکر می کنیم قضیه همینه که فرزندی از بین رفته و مادر ناراحت شده . اینها جزئی از قضیه است . مسئله خیلی بالاتر از این حرفهاست . و خداوند اخبار آینده رو برای ایشون نازل می کنه . مثلاً ماجرای کربلا که قضیه تلخی هست ، آینده تاریخ بشر که اخبار شیرین هم داره . بزرگترین خبر شیرین در آینده جهان تشیع ، ظهور امام زمان (عج) هست . که ایشون تشریف می یارن و نظام جامعه اسلامی کامل پیاده بشه . اون چیزی که موجب شد حضرت زهرا (س) اینگونه غمگین بشن ، انحراف اسلام از مبنای رهبری بود . بند به گردن حضرت علی (ع) انداختند و به مسجد بردند و مجبور به بیعت کردند . این قضایا بعد از وفات پیامبر (ص) ، حضرت زهرا (س) رو خورد کرد . خُب بهترین خبر در آینده تاریخ بشریت برای این قضیه ظهور امام زمان (عج) هست ( هرچند وقایع تلخ دیگه رو هم به حضرت زهرا (س) وحی کردند ) اما خبر ظهور آقا امام زمان (عج) برای تسکین حضرت زهرا (س) بود .

سؤال : اینکه امام حسین (ع) شهید شدند تا گناهان شیعیان بخشیده شود و خاندان خود را در این راه فدا کردند . جزو تحریفات است ؟

جواب : آقای انجوی نژاد ـ‌ همچین چیزی نیست و اون بحث شفاعته . چیزی که شهید مطهری (ره) در کتابشون نقد
می کنند حالت مصلوب شدنه و حالتی مثل مسیحیت ، مسیحیت اعتقادشون اینه که مسیح (ع) مصلوب شد برای
اینکه کفاره گناهان مسیحیان باشه . ما بحث شفاعت رو مطرح کردیم . در روایتی خداوند خطاب به امام حسین (ع)
می فرمایند : ” شفاعت مقامی است که با شهادت بهش می رسی . ” امام حسین (ع) هم چند بار این کلمه رو تکرار کردند . صحبت ما روی شفاعت هست نه کفاره گناهان بودن . هیچ وقت امام حسین (ع) کفاره گناهان ما نیست . بلکه شفیع ما هستند . و شفاعت یکی از اصول شیعه است و البته بحث قابل دفاعیه .

سؤال : در روایات آمده که یکی از وصایای حضرت زهرا (س) به حضرت زینب (س) این بوده است که پیراهنی را به امام حسین (ع) بدهد و گلویش را ببوسد . در صورتی که می گویند بوسیدن گلوی امام حسین (ع) توسط حضرت زینب (س)‌ یک تحریف است
.
جواب : آقای انجوی نژاد ـ این موضوع در نقد یه قسمت از کتاب شهید مطهری (ره)‌ اومده . و به این معنا نیست که وحی منزل هست ، این هم جزو چیزهاییست که خیلی از علماء بهش رسیدند ، که حضرت زینب (س) در آخرین لحظه برای اجرای وصیت مادرش برای وداع گلوی امام حسین (ع) رو بوسید . این هم جزء چیزهایی است که اغلب علماء نظر دارند .

سؤال : در سوره فصلت آیه ۱۶ ، از روزهای نحس نام برده شده که عذاب الهی بر قوم عاد نازل شد و در احادیث دیگر بعضی از روزها مانند چهارشنبه آخر ماه را نحس و روزهای دیگر مانند شنبه را سعد و مبارک می دانند . مثلاً می گویند که در روز شنبه کشتی حضرت نوح (ع) نجات یافت . یا در روز چهارشنبه هابیل به دست قابیل کشته شد . آیا می توان این موارد راملاک قرار داد و این روزها را نحس یا سعد دانست و آیا اصولاً نحس یا سعد دانستن ایام صحیح است یا خیر ؟

جواب : آقای انجوی نژاد ـ پیغمبر اکرم (ص) فرمودند : تمام ایام مثل هم هست ، نحوستی که می گن بعضی از ایام داره ، اینها نحوست ذاتی نیست . یه اتفاق میمون و مبارکی در یک روز می افته و اون رو می گن روز مبارک ، مثل نیمه شعبان یا شبهای قدر ، چون قرآن نازل شده ، ذاتاً ۲۱ ماه رمضان سعد و یا نحس نیست ، ذاتاً ۲۳ ماه رمضان سعد و یا نحس نیست ، این ایام نحس هم که در قرآن برای قوم های عاد و ثمود ذکر شده بدلیل اون اتفاقی هست که افتاده . در تاریخِ ما هم به ۱۷ شهریور جمعه سیاه می گن . آیا واقعاً اگر به ۱۷ شهریور بگیم جمعه سیاه ، نحسه ؟ نه ، چون این اتفاق در میدان ژاله تهران افتاده و دل مردم رو داغدیده کرده بهش می گیم : جمعه سیاه .
عاشورا رو هم روز نحسی نمی دونیم ، با اینکه همه عزاداریم . شاید بدترین اتفاقات تاریخ بشریت در عاشورا اتفاق افتاد ، اما اتفاقاً روز عاشورا رو روز خیلی مبارکی می دونیم . پس هیچ کدوم از ایام نحوست ذاتی ندارند . روز چهارشنبه رو هم که سؤال کردید آیا نحس است ؟ سند روایی قویی نداریم . ممکنه روایتهایی نقل شده باشه که فلان روز نحسه ، فلان روز سعده ، بر طبق روایت پیامبر اکرم (ص) همه ایام مثل هم هستند . هر روزی که گناه کنید نحسه و هر روزی که گناه نکنید مبارکه .

سؤال : آیا تصاویری که از امامان و ائمه معصومین (ع) طراحی و نقاشی شده و در اختیار عموم قرار گرفته و همچنین نذوراتی که بشکل سفره ، سفره حضرت رقیه (س) و یا حضرت ابالفضل (ع) و . . . انداخته می شه ، جزو تحریفات هست ؟

جواب : آقای انجوی نژاد ـ بعضی از تصاویر بر طبق روایات کشیده شده ، مثلاً در روایات اومده که امیرالمؤمنین (ع) این شکلی و این شکلی بودند ، و بر طبق اون روایت ترسیم کردند . هیچ کدوم از این تصاویری که موجوده سند قوی نداره . مگر اون تصویری که منسوب به راهب مسیحی هست که سر امام حسین (ع) رو بالای نیزه کشیده . قویترین و مستندترین سندیت مال اون هست . که ظاهراً شخصاً دیده و کشیده . ولی بقیه سند روایی ندارند . عکسی هم که چند سال اخیر از پیغمبر اکرم (ص) کشیدن و خیلی هم مشهوره ، این انتسابش تأیید نشده . وقتی که این عکس رو به
امام (ره) دادند ، عکس رو روی میز گذاشتند و مثل عکسهای دیگه به موزه نفرستادند . خوششون اومده بود اما مطلب خاصی نفرموده بودند . ولی اینکه بگیم اینها خرافاته یا کشیدن اینها گناه داره ، معلوم نیست . طبق فتوای مراجع ، به تصویر در آوردن اهل بیت (س) و معصومین (ع) هم اشکالی نداره . سریال امام رضا (ع) هم این کار رو کرد . از نظر شرعی اشکال نداره ولی این قیافه ، چهره اونها نیست .
در مورد سفره نذرکردن : هدف از نذر کردن برای امام حسین (ع) و اهل بیت (س) باید مشخص بشه . آیا سفره ای که
می اندازیم و فقط خودمون می شینیم می خوریم ثواب داره یا نه ؟ من در این حیطه دخالت نمی کنم . شاید خیلی هم خوب باشه ، اما فکر می کنم غایت و هدف ما از این نذورات اینه که مستمندان یه اطعامی گیرشون بیاد ، هدف اینه . اگر سفره برای این باشه یه عده ای که گرسنه هستند و امشب شام خوبی ندارند ، بیان بخورند ، فی نفسه در دین کار خیلی ممدوحی هست . حالا اگر به اسم امام حسین (ع) و حضرت رقیه (س) و غیره و غیره هم باشه چه بهتر . اما این چشم و همچشمی ها ، با ۲۰۰ ، ۳۰۰ هزار تومن آرایش و لباس نشستن و . . . حتماً جزو خرافاته . اگر در چنین مجالسی غیبت و اسراف هم باشه حتماً گناهه . و اگر هم به مستمندان بدید حتماً ثواب داره و حتماً قبوله .

سؤال : مرز بین واقعیت و خرافات چیست ؟

جواب : آقای دکتر پوریزدان پرست ـ اول باید واقعیات رو تعریف کنیم بعد همه چیز روشن می شه . دین اسلام و قرآن ، خودش رو واقعیت جهان هستی می دونه ، ممکنه یه آدمی هم بیاد و بگه واقعیت چیزیست که با ۵ حسم درک کنم و غیر از این رو قبول ندارم . همون طوری که تمدن غرب ، همه عالم هستی رو خارج از معنویت و رابطه با خداوند می دونه . در چهارچوب ۵ حس عادی بشری .
اگر قصدمون از واقعیات اینه ، خُب جواب سؤال یه جور دیگه شکل می گیره . مثلاً اگر یه نفر مریض بشه و پیش پزشک بره و با دارو خوب بشه ، این رو اسلام قبول داره . واقعیت های عادی جهان رو هم قبول داره . اما اگر در همین چهارچوب واقعیت ها رو بیان کردیم و دیگر باب بالاترش رو بستیم ، این رو اسلام قبول نداره . یعنی در زندگی باب های دیگه ای هم هست . مثل دعا ، مثل شفا دادن امام رضا (ع) ، اگر واقعیت های جهان رو در چهارچوب حس نبینیم و بالاتر رو در نظر بگیریم ، سؤال رو جور دیگه باید جواب داد که خرافات چیه ؟ خارج از اون چیه . چون ما مسلمونیم و به ماوراء ۵ حس عادی بشری اعتقاد داریم ، عقل و وحی و معنویت در کار و تفکراتمون می یاد . بنابراین ساده می تونیم بیان کنیم . واقعیات اون چیزیست که خداوند مهر تأیید بر اون گذاشته . با وحی و با تأیید پیامبر (ص) . وحی یعنی قرآن هر چیز خارج از این ، حتی زیباترین حرف های عالم که خارج از چهارچوب دین بود ،‌ با واقعیات نمی سازه . چون در مسیر حرکت تاریخ بشر ، باطل بودنه خود رو نشون می ده .
بعنوان مثال : قبل از انقلاب ، شخصی از حزب توده بود که به مارکسیسم واقعاً اعتقاد داشت ، (‌ اصلاً عده زیادی از این حزب شکنجه دیدند و کشته شدند و برای مکتب خودشون خیلی فداکاری کردند . یقین داشتند که کارهاشون درسته ) این آقا در سال ۵۶ بعد از ۲۵ سال زندانی بودن ناگهان در یک لحظه تمام اعتقاداتش به هم ریخت . در صورتی که قبلاً با اعتقاد یقینی به زندان رفت . ایشون یکی از ۷ نفر مارکسیست اول جهان بود . سال ۶۷ یا ۶۸ یه کتاب نوشته ، نقد مارکسیسم . مسلمان هم شد و با اعتقاد اسلامی از دنیا رفت .
فکر می کرد چیزهایی که دیده واقعیته ، امام حسین (ع) ۱۴۰۰ سال پیش جهاد و فداکاری کرد و به شهادت رسید ولی هر روز زنده تر و زنده تر شد . برای اینکه فداکاری امام حسین (ع) منطبق با واقعیت بود . راهش با واقعیت منطبق بود . هرچی هم زمان بگذره ، خورشیدی که ایشون بوجود آورده و روشن کرده نورانی تر می شه . بنابراین مرز خرافات و واقعیات ، دین اصیل اسلام هست .
چیزی که امام (ره)‌ فرمود : ” اسلام ناب محمدی (ص) ” و این نکته ظریفی هست . ظرافتش هم اینه که اگر آگاهی کنارش نباشه ( آگاهی کامل ) ، منحرف خواهیم شد . در مورد دین باید دین شناس واقعی نظر بده . اگر پیروی کردیم ، منطبق با واقعیتیم . و اگر پیروی نکردیم به خرافات روی می یاریم .

سؤال : آیا کتاب حلیت المتقین ،‌ مطالبش صحت داره و می توان به آن استناد کرد ؟
جواب : آقای انجوی نژاد ـ بعضی وقتها کتاب هایی که می نویسند ، ایرادات و اشکالاتی داره . در کتاب حلیت المتقین ، روایت ضعیف زیاده و علماء حدیث هم این مطلب رو تأیید می کنند . اما بعضی از روایتها تا حدودی قابل استناد هست .
( نه همه روایت ها )

سؤال : آیا قرآن خواندنِ سر بریده امام حسین (ع) در بالای نیزه صحیح هست و آیا دویدن حضرت زنیب (س) از خیمه گاه تا قتلگاه حقیقت دارد در صورتی که در کتاب حماسه حسینی آمده که : امام حسین (ع) به هیچ کدام از خاندان خود اجازه بیرون آمدن ندادند و الان مداحان به این مطلب تأکید می کنند .

جواب : آقای انجوی نژاد ـ هر دو مورد در کتب مختلف هست . من در بحث : شهید مطهری (ره) و عاشورا ، این مطلب رو عرض کردم که چرا شهید مطهری اینگونه کتاب رو نوشته . شهید مطهری در زمانه خاصی این کتاب رو نوشته . ایشون خیلی تحت فشار بودند . اما این دو قضیه در ” لهوف ” اومده و لهوف کتابی هست که مقام معظم رهبری هم به مداحان توصیه کردند که بهش مراجعه کنند .

سؤال : می گویند در آخر الزمان اونقدر تحریفات وارد می شه که وقتی امام زمان (عج) ظهور می کنند ، عده ای فکر
می کنند دین تازه ای آمده ، آیا چنین چیزی درست است و اگر چنین است چگونه از تحریفات رهایی یابیم و جواب قاطع و روش کلی ما برای مبارزه با خرافات چیست ؟

جواب : آقای دکتر پوریزدان پرست ـ این حدیث درسته و اونقدر تکرار شده که شکی درش نیست . اما از کجا معلوم که این حدیث گفته باشه این خرافات در شیعه است ؟ شاید در گوشه هایی دیگر خرافات باشه . علی الظاهر در شهر مدینه دانشگاهی وجود داره که سالی ده هزار طلبه رو آموزش می ده و به سراسر مساجد جهان می فرسته ، هدفشون هم اینه که اسلامی با ظاهر زیبا در سراسر جهان بسط بدن . این دانشگاه بودجه هایی داره که انسان اصلاً باور نمی کنه چاپخونه ای دارن که قرآن رو با تیراژ بالا چاپ می کنه . اصلاً خارج از تصور شماست ، وارد جدّه که می شید در همون لحظات اولیه ، نشریاتی رو بهتون می دن که مقدمه‌ اون اهانت به تشیع و احکام شیعه و اشکالات بیجا به تشیع است . به قول حافظ :
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ، ره افسانه زدند
حرف های باطل و بی حساب و کتاب که به دین بسته اند . وقتی هم امام زمان (عج) ظهور می کنند ، فقط برای ایران و جنوب لبنان و عراق نیست ، چون نهضت حضرت جهانیه ، و متأسفانه کسانی که مبلغ این نوع اسلام ها هستند در مقابل ایشون موضع گیری می کنند . پس بحث فقط روی ایران و شیعه و نظام دارای ولایت فقیه نیست .
بعنوان مثال : وقتی که رضا خان اومد گفت : باید حوزه ها رو تصفیه کنیم ، توی فیضیه یکی از علماء بسیار متقی رو کرد به حضرت امام خمینی (ره) و ‌گفت : رضا خان عجب حرف خوبی م زنه و ما باید کمکش کنیم تا دین رو تصفیه کنیم ! بعد از اتمام صحبت هاش حضرت امام (ره) در جواب گفتند : رضاخان اگر می گه حوزه رو و دین رو تصفیه کنیم ، قصد نداره آدم های بد رو بیرون کنه ، اگر شروع رد به تصفیه کردن حوزه ، شما رو بعنوان اولین نفر تصفیه می کنه . شما که انسانی متقی و پاک هستی ! اول شما رو از حوزه بیرون می کنه و آخوند درباری جای شما می ذاره . و می گه : حوزه رو تصفیه کردم !
هیچ وقت برداشت غلط نکنیم . امام زمان (عج) هم ، هنگام ظهور فوری انسانهای پاک رو محاکمه نمی کنه . امام زمان (عج) با اسلام هایی درگیری داره که نام اسلام بر روش هست ولی درونش از کفر هم بدتر و منحرف تره .

سؤال : وقتی حضرت رقیه (س) به شهادت رسیدند ، سر بریده امام حسین (ع) که در اتاق یزید بود ، اشک می ریخت ، آیا این خرافات هست یا واقعیت داره ؟

جواب : آقای انجوی نژاد ـ این روایت در کتاب ” مقتل الحسین (ع)‌ ” اومده و خرافات نیست . اما قضیه به این صورت نبوده و اسمی از حضرت رقیه (س)‌ نیامده . بلکه بحث کاروان اسرا هست و خاطراتی که ندیمه یزید تعریف می کنه .

سؤال : در مورد مسجد جمکران و چاهی که در اونجا وجود داره توضیح دهید که مردم عریضه و درد دل و حاجات خودشون رو در اون می اندازند . به امید اینکه تمام نامه ها توسط امام زمان (عج) خوانده و جواب داده شود .

جواب : آقای انجوی نژاد ـ مسجد جمکران یک اثر تاریخی کاملاً مستند هست و همه علما و مراجع ما روی این مطلب صحه نهادند . اما در مورد چاه ، در روایت داریم که اگر می خواید با خدا صحبت کنید ، روی کاغذ بنویسید و در آب روان بیندازید . اما اینها ابزار هستند و به این معنا نیست که خداوند فقط در آب روان نامه ها رو می گیره . اینها فقط ابزاره . اگر در ضریح امام رضا (ع) هم نامه بیندازید ،‌ هیچ فرقی نداره با اینکه در چاه مسجد جمکران نامه بیندازید .
مردم با نیت ، نامه رو در چاه می اندازند که امام زمان (عج) بخونه . پس چاه ابزاره . ولی اگر اعتقادش این باشه که امام زمان (عج) خارج از چاه نامه رو نمی خونه ، مشکل داره و خرافاته . اما اگر نامه رو در چاه بندازه یا جای دیگه هیچ فرقی نداره . امام زمان (عج) حرف های ما رو می شنوه و نامه های نانوشته رو هم می خونه . اما من در مورد این چاه چیزی نشنیدم که کسی تأییدی کرده باشه .

سؤال : صحبتی در مورد چهارشنبه و سیدها شده ، آیا این مطلب خرافه هست ؟

جواب : آقای انجوی نژاد ـ یک سری خرافات ، از زمان حکومت پهلوی رایج شد . از جمله خرافاتهایی که مربوط به سادات و چهارشنبه شب ها هست که حتی می گن سیدها جوشی هستند . این هم خرافاته . یا خرافات دیگه مانند احمق بودن ترک ها که این هم حکومت پهلوی راه انداخت چون ترک ها متدین های ایران بودند . الان هم اینطوریه . تعصب دینی در ملت ترک خیلی قویه . یا نسبت به شهر مقدس قزوین خرافاتهایی رو ساختند . قزوین مردمان واقعاً مؤمنی داره . از قدیم انسانهای غیوری داشته . ریشه قیام سال ۴۲ به قزوین برمی گرده . چقدر هم شهید داده ؟ از بعد از قیام سال ۴۲ این خرافات برای قزوین رواج پیدا کرد . بعضی چیزها رو حکومت پهلوی باب کرد . یا نسبت به خیلی از طایفه ها که سعی کردند اونها رو به جون هم بیندازند . به یکی گفتند : احمق ، به یکی گفتند : متعصب ، به هر طایفه ای چیزی گفتند .
می خواستند هم قومیت ها رو به جون هم بیندازند و هم نقاط قوت ایران رو زیر سؤال ببرند .

سؤال : آیا سجده کردن مقابل سنگ حجر الاسود شرک است ؟ در سوریه هم سنگی هست که سر امام حسین (ع) را روی آن گذاشتند و در حال حاضر روی آن خون می باشد . لطفاً توضیح دهید ؟

جواب : آقای دکتر پوریزدان پرست ـ خود سنگ ، ذاتاً چیزی نیست . مثل پیراهن حضرت یوسف (ع) که توسط اون حضرت یعقوب (ع) دوباره بینا شد . دلیلش هم ارتباطی است که بین لباس و حضرت یوسف (ع) بوده . خُب این سنگ هم با سنگهای دیگه فرق داره . چون این سنگ رابطه ای با چیز مقدسی داشته و ما بهش احترام می ذاریم . در ضمن ما از سنگ چیزی نخواستیم ، ما به خانه خدا که می ریم ، از سنگ چیزی نمی خوایم ، چون اون سنگ انتصاب به خداوند داره قابل احترامه . حجر الاسود رو خداوند خواسته که ما احترام کنیم . بنابراین برای ما قابل احترام هست . این طور نیست که به شیشه و سنگ و چوب یه خاصیت مستقل داده باشیم و یا از خداوند مستقل بدونیم و بهش احترام کنیم که اگه اینطور باشه شرکه . پس فقط چون خداوند حجر الاسود رو به خودش ربط داده ، برای ما قابل احترامه .

سؤال : چرا امام حسین (ع) از افراد سنگ دلی برای حضرت علی اصغر (ع) درخواست آب می کنند و آیا این وقایع حقیقت داره ؟

جواب : آقای انجوی نژاد ـ این جمله ایست که شهید مطهری هم در کتابشون نقد می کنند . جمله ای که در تمام کتب مقتل هم اومده که می گن امام حسین (ع) به لشکر یزید گفت : “ اگر به من رحم نمی کنید به این بچه شش ماهه رحم کنید . ”
به دو دید می شه به این قضیه نگاه کرد : ۱ ـ امام (ع) ذلت پذیری کردند . که این حتماً نیست . یعنی تقاضای ترحم .
۲ ـ امام (ع) با این جمله برای طول تاریخ یک بیانیه مظلومیت صادر کردند . و این مقبوله . یعنی وقتی که در مورد واقعه عاشورا صحبت می شه و به این جا می رسیم ، این جمله رو از امام حسین (ع) می شنویم . می فهمیم که مظلوم ترین فرد تاریخ بشریت امام حسین (ع) هستند . ما بیانیه مظلومیت رو قبول داریم . اما اینکه بگیم طلب ترحم کرده باشند ، اینطور نیست . شهید مطهری هم که این قضیه رو نقد می کنند بیشتر به این قسمت ترحم و طلب ترحم برمی گرده .

جواب : آقای دکتر پوریزدان پرست ـ اگر ما یک دید دیگه روی قضیه کربلا داشته باشیم ، خیلی از این نوع قضایا حله . مثلاً اگر یه شخصی ببینه که در خیابون دارن یه نفر رو می زنند و کوتاه بیاد چیز خیلی بدیه ، و از نظر انسانی ناجوره . ولی اگر از یه دید دیگه نگاه کنه ، به این صورت که : مثلاً همین شخص توسط فرزند خودش مورد اهانت قرار بگیره ، اون وقت چه برخوردی می کنه ؟ حتی ممکنه التماس کنه که این کار رو نکن . حتی شاید نه به خاطر خودش که پدرش هست ، بلکه به خاطر خود بچه ازش بخواد این کار رو نکنه . چون عواقب کارش رو می بینه . می بینه که دنیاش رو از دست
می ده ، آخرتش رو از دست می ده ، همه چیزش نابود می شه ، پس حتی ممکنه التماس هم بکنه .
امام هم نسبت به امت اینگونه بود . حتی اگر امتش منحرف باشن ، امام (ع) با امت رابطه پدر و فرزندی داره . امام اینجوری نگاه می کنه و هدفش اینه که امت رو هدایت کنه . امام حسین (ع) چند بار با اونها صحبت کرد ، حتی لباس رزم رو درآورد و روی شتر سوار شد و برای صحبت کردن رفت . شاید آخرین چیزی که از دستش برمی یومد برای اینکه هدایت بشن ، حضرت علی اصغر (ع) بود که این بچه ۶ ماهه رو ببره و بگه دیگه با بچه چکار دارید ؟ عواقب رو برای خودتون بسنجید . اومدید جنگ ، توی دنیا به شما چی می گن ؟ حالا آخرت و معنویت هیچی . از این دید می شه نگاه کرد که امام حسین (ع) باز هم این کار رو بعلت محبت به امت انجام داد . چون اونها به ظاهر مسلمان بودند .
عمربن سعد ، امام جماعت و پیش نماز مسجد کوفه بود ! و به همین دلیل که در بین مردم طرفدار داشت ، اون رو انتخاب کردند . اصلاً عمربن سعد افرادش رو به نام اسلام آورده بود . موقع حرکت بهشون گفت : ‌ای لشکر خدا ! سوار شوید !

سؤال : حضور حضرت زینب (س) هنگام اربعین در کربلا مورد شک است . لطفاً توضیح دهید .

جواب : آقای انجوی نژاد ـ بنا به روایت در اربعین سال بعد از واقعه کربلا به اونجا رسیدند . یعنی یک سال و چهل روز بعد . در عرض چهل روز امکان نداره که رسیده باشند . به هر حال اربعین در کربلا ، اتفاقاتی افتاده ، با حضور : جابر ، عطیه ، یحیی برمکی ، و غیره و چهلم گرفتن هم رسمه . ضمن اینکه حضرت زینب (س) سال بعد رو برای گرامیداشت اربعین وارد کربلا شدند .

جمع بندی : آقای دکتر پوریزدان پرست
اسلام بدون شناخت و بصیرت ، یقیناً به انحراف انسان منجر خواهد شد . بعنوان مثال : یکی از شاگردهای شهید مطهری می خواست قاتل این استاد رو ببینه . می خواست ببینه چه جور آدمیه ؟ به زندان اوین رفت و یه جوان ۲۳ ، ۲۴ ساله رو دید !! از او پرسید : چرا آقای مطهری (ره) رو کشتی ؟ جواب داد : دلم خواست ! فلان بود و . . .
اصلاً شناختی از استاد مطهری نداشت . بعد از چند روز که شخصیت علمی ـ فلسفی ـ‌ معنوی شهید مطهری رو بهش معرفی کردن این جوان بیدار شد و متوجه شد که چکاری کرده . وسط زندان می دوید و فریاد می زد : “ بنزین بدید تا خودم رو بسوزونم ! ” ولی متأسفانه کار انجام شده بود . از روی عدم شناخت و نادانی و جهالت این کار رو کرد . اسلام بدون شناخت و بدون آگاهی از قرآن و حدیث ، نتیجه اش اینه . اگر چنین جریانی رو ادامه بدیم سر از خرافات در می یاریم . و به جایی می رسیم که دشمن بیشترین استفاده رو از ما می کنه . والسلام

وصلی الله علی سیدنا محمد و آل محمد

منبع : سایت کانون رهپویان وصال شیراز

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

مروری دوباره به اظهارات ابراهیم اصغرزاده در گفت‌وگو با دکتر یزدان‌پرست؛ لطفاً با فرزند شهید احمدی‌روشن ( مصطفی) و فرزند شهید رضائی نژاد (آرمیتا) همدردی کنید! قسمت دوم

مروری دوباره به اظهارات ابراهیم اصغرزاده در گفت‌وگو با دکتر یزدان‌پرست؛ لطفاً با فرزند شهید …

یک دیدگاه

  1. عالی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *