تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)1) مصاحبه های مسئول سایت تسخیر / دانشگاه و دفاع مقدس در گفت و گو با دکتر پوریزدان پرست استاد اقتصاد دانشگاه شیراز

دانشگاه و دفاع مقدس در گفت و گو با دکتر پوریزدان پرست استاد اقتصاد دانشگاه شیراز

 
نویسنده: محمد علی کامفیروزی

آقای دکتر پور یزدان پرست، آیا مدیریت بحث جنگ در دانشگاه ها را مجموعه انجمن های اسلامی بر عهده داشتند؟

بله! دانشجویان عضو انجمن ها که البته ممکن است معدود استثنایی هم داشته باشد.

دانشجویان عضو انجمن ها، با توجه به دردسرهای فراوانی که در آن سال ها داشتند (تسخیر لانه جاسوسی، انقلاب فرهنگی و…)، چگونه در جنگ هم فعال بودند؟

سید محمد هاشم پوریزدان پرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست

بگذارید از ابتدا بگویم؛ دانشجویان مسلمان از اول پیروزی انقلاب، برای دفاع از انقلاب، با توجه به اینکه گروهک ها نیروهای خود را به کردستان فرستاده بودند، عازم آنجا شدند و در ۹ ماهه اول پیروزی انقلاب تقریبا در آنجا فعال بودند. در پایان دوره نخست، به این نتیجه رسیدند که دولتمردان لیبرال دولت موقت، بسیار محافظه کار و مانع کارها شده اند که همین امر موجب طراحی تسخیر لانه جاسوسی شد که این قضیه استعفای دولت موقت را به دنبال آورد که در واقع پایان خط سازشکاری با آمریکا بود. این جریان هم تقریبا یک سال و نیم به طول انجامید. مرحله بعدی آغاز جنگ تحمیلی بود که یازده ماه پس از تسخیر لانه جاسوسی اتفاق افتاد، بنابراین دانشجویان در حالی که لانه جاسوسی را در تسخیر خود داشتند، عازم جنگ شدند. در همین حال بود که دانشگاه ها محل نفوذ گروهک ها شده بود. داستان به این صورت بود که چون دانشجویان مسلمان در جبهه های متعددی سرگرم مبارزه با دشمنان بودند، گروهک ها از فرصت ایجاد شده استفاده کرده و به دنبال تسخیر فضای عمومی دانشگاه بودند، این رودررویی تا بدانجا پیش رفته بود که در مقاطعی کار به جنگ مسلحانه و تیراندازی در درون دانشگاه نیز کشیده شد، درهمین دانشگاه تهران بود که این اتفاق رخ داد. از اینجا به بعد دانشجویان مسلمان متوجه شدند که باید تکلیف این عناصر وابسته به ابرقدرت ها را در دانشگاه روشن کنند و به همین دلیل بحث انقلاب فرهنگی مطرح شد و آن قضایا اتفاق افتاد.

تقابل دانشجویان خط امامی با منافقین در دانشگاه ها چگونه بود؟

قبل از سال ۵۴، کسی منافقین را نمی شناخت و در دانشگاه ها شناسایی نشده بودند. در سال ۵۴، اعلام مواضع ایشان (عدم پایبندی به اسلام)، موجب آگاهی مردم و به خصوص دانشجویان از حوادث تلخ انحرافات فکری این سازمان شد. در دل سازمان افراد متعهدی که حضور داشتند، به این امر اعتراض کردند و در همین راستا نیز، دو تن از دانشجویان صنعتی شریف (شهیدان مجید شریف واقفی و صمدی لباف)، به شهادت رسیدند. این اتفاقات باعث شد که کسانی که اعتقادات خالص اسلامی داشتند، از این سازمان و سازمان های مشابه دور شوند. پس از انقلاب، منافقین که چهره خود را پنهان کرده بودند، مجددا به بازسازی سازمان خود پرداختند و چهره ضدمذهب خود را منافقانه پوشاندند و توانستند عده ای را مجددانه فریب دهند و به مرور در مقابل انقلاب قرار دهند و آنان را در خدمت منافع آمریکا به حرکت درآورند، نهایتا هم که به عراق فرار کردند و در آنجا هم که در مقابل انقلاب، کمک های زیادی به صدام و حامیانش کردند. واقعیت این بود که گروه های ضد انقلاب که بسیاری از کادرهای آنان، دانشجویان دانشگاه ها بودند، همگی در کنار هم و در راستای منافع ابرقدرت ها، به خدمت صدام درآمدند.

مساله جالب دیگری که در آن سال ها اتفاق افتاد و شاهد خوبی بر ادعای من است، دستگیری رهبران حزب توده در سال ۶۴ به علت یک کودتا بود. در همان هنگام بود که معلوم شد کادرهای نفوذی تودهایها در ارتش مثل تیمسار افضلی (فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران) و یا سرهنگ عطاران (از مسوولان نیروی زمینی در غرب کشور)، از جاسوسان حزب توده بوده اند و اطلاعات نظامی را در خدمت صدام قرار می دادند تا ملت ایران را در دفاع مشروعی که از سرزمین خود می کرد، با شکست مواجه کنند. با توجه به این نکاتی که اشاره کردم، دانشجویان مسلمان در دانشگاه ها در مقابل تمام این عناصر وابسته به ابرقدرت ها صف بندی نمودند و فداکارانه از انقلاب حمایت کردند.

منبع : روزنامه اعتماد ملی

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

مروری دوباره به اظهارات ابراهیم اصغرزاده در گفت‌وگو با دکتر یزدان‌پرست؛ لطفاً با فرزند شهید احمدی‌روشن ( مصطفی) و فرزند شهید رضائی نژاد (آرمیتا) همدردی کنید! قسمت دوم

مروری دوباره به اظهارات ابراهیم اصغرزاده در گفت‌وگو با دکتر یزدان‌پرست؛ لطفاً با فرزند شهید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *