تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / بررسی مسائل جمعیتی ایران« علل رشد جمعیت و مشکلات آینده»

بررسی مسائل جمعیتی ایران« علل رشد جمعیت و مشکلات آینده»

مقدمه

جمعيت ايران از اولين سرشماري كه در سال 1335 انجام شد تا آخرين سرشماري در نظام گذشته (1355) از 9/18 ميليون نفر به 7/33 ميليون نفر1 رسيد. يعني طي 20 سال 78% افزايش يافت.

و طي 20 سال بعد از اين تاريخ يعني از 1355 تا 1375 نيز جمعيت كشور به حدود 60 ميليون نفر افزايش يافت(78%).

در طي مدت 20 سال اول حدود 2 ميليارد نفر به جمعيت 6/2 ميليارد نفري جهان2 (77%) افزوده شده است. و طي 20 سال دوم نيز در حدود 7/1 ميليارد نفر ديگر به جمعيت جهان افزوده شد(42%).

اكثر جمعيت افزوده شده در طي مدت فوق‌الذكر در كشورهاي جهان سوم بوده است.

نكته مهم در رابطه با جمعيت ايران و رشد آن اين است كه در 20 سالة دوم مورد اشاره كه نرخ رشد جمعيت جهان در حال كاهش بوده است، جمعيت ايران نرخ رشد بالايي را تجربه نموده است.

جدول شمارة1                                                                                                                                                                                                                                                                    –  ميزان جمعيت افزايش يافته و درصد آن نسبت به جمعيت موجود در ايران و جهان                                                                                                                                                                      سالهاي 55-35 و 75-55

55-1335 1375-1355
ايران و جهان ميليون نفر درصد رشد ميليون نفر درصد رشد
ايران 8/14 78% 3/26 78%
جهان 000/2 77% 7/1 42%

مأخذ:  1ـ اماني ـ سيد مهدي، 1380، مباني جمعيت‌شناسي، تهران، سمت، ص 102

2 ـ اماني ـ سيد مهدي، 1378، جمعيت‌شناسي جهان، سمت، ص 59

البته در ده سال اول يعني (65-1355) به دليل اينكه نرخ رشد جمعيت به خصوص در سالهاي اول اين دهه به رشد بالايي رسيد3(9/3%) در ده سال دوم (75-1365) كه جنگ پايان يافته و برنامه ريزي براي توسعه كشور آغاز شده بود چشم انداز مشكلات آيندة اين « انبوهة جمعيتي »* و نيازهاي مختلف آن باعث شد كه دولت در كنترل جمعيت به شدت كوشش نموده و موفق به كاهش شديد نرخ آن گردد.

نرخ بالاي رشد جمعيت در دهه اول موجب شد جمعيت ايران با سرعت رو به جواني رفته و با افزايش سن اين « انبوهة جمعيتي » و متناسب با سن آنها و به علت نبود امكانات براي آنها، مشكلات مختلفي براي كشور بوجود آيد .

براي نشان دادن ابعاد مختلف اين موضوع اگر تعداد جمعيت جوان اضافه شده بعد از انقلاب را با توجه به جمعيت 33 ميليوني كشور در سال 1357 و جمعيت 68 ميليوني آن در حال حاضر محاسبه نمائيم به عدد اعجاب انگيز 34 ميليون نفر خواهيم رسيد. به عبارت ديگر تعداد افرادي كه حداكثر سن آنها 25 سال است حداقل معادل عدد فوق مي‌باشد و چنانچه تعداد افراد فوت شده طي اين مدت كه در حدود 9 ميليون نفر5 مي‌باشد و افراد متولد شده جاي آنان را گرفته‌اند تا جمعيت به 68 ميليون نفر رسيده است به 34 ميليون نفر افراد فوق اضافه نمايم افراد زير 25 سال كشور به حدود 43 ميليون نفر خواهد رسيد.

با توجه به اينكه درصد بالايي از اين افراد نيز شاغل نبوده و مصرف كنندة صرف مي‌باشند لذا بايد توسط ساير افراد كشور كه در حدود 21 ميليون نفر مي‌باشند اين جمعيت عظيم از همه جهت با توليد كالاهاي گوناگون و خدمات مختلف تأمين گردند. اگر تعداد بازنشستگان و از كار افتادگان و افرادي كه در سنين بالاي 25 سال در كشور توليد كننده كالاها و خدمات نيستند را نيز از اين جمعيت كم كنيم و بار تكفل تعداد افراد شاغل كشور را محاسبه نماييم آنوقت به ابعاد بيشتر مسئلة ايجاد شده و تلاش فوق العاده‌اي كه افراد شاغل كشور براي تأمين زندگي و رفاه ساير افراد بايد انجام دهند پي خواهيم برد.

علل رشد جمعيت جهان در پنجاه سال گذشته

در پنجاه سال گذشته جمعاً در حدود 5/3 ميليارد نفر به جمعيت جهان افزوده شده است و اكثر اين افراد نيز در كشورهاي جهان سوم متولد شده‌اند و در حال حاضر از 1/6 ميليارد نفر جمعيت جهان، 8/4 ميليارد نفر در كشورهاي در حال توسعه و مابقي در ساير كشورها زندگي6 مي‌نمايند.

كشف راههاي مبارزه با امراض مختلف در نيمة دوم قرن نوزدهم، موجب شد كه ميان نرخ “مرگ و مير” و نرخ “مواليد” كه معمولاً در حد پاييني بوده است در اروپا با سرعت افزايش يابد و موجب افزايش جمعيت در اين قاره گردد و در بهترين شرايط زماني ممكن جمعيت لازم براي سلطة كشورهاي غرب اين قاره كه در آنها انقلاب صنعتي اتفاق افتاده بود بر جهان را فراهم آورد.

اما اين جريان با يك فاصلة 100 ساله در ساير نواحي جهان ( جهان سوم ) اتفاق افتاده است.

با خروج نيروهاي استعمارگر پس از جنگ جهاني دوم از مستعمرات و در هم پيچيده شدن طومار امپراطوري كبير انگليس و ساير دول استعمارگر و با توجه به ورود امكانات بهداشتي كه معمولاً هزينة كمي را در بر دارد به كشورهاي فوق الذكر، نرخ «مرگ و مير» در اين كشورها به شدت كاهش يافت و با توجه به نرخ بالاي مواليد* نرخ رشد جمعيت آنها به شدت افزايش يافت كه از اين افزايش سريع به عنوان “ انفجارجمعيت8 نام برده مي‌شود. نرخ رشد بالاي جمعيت تا حدود دهة 1970 ادامه داشته است و پس از آن با توجه به سياست‌ كنترل جمعيت در اين كشورها، نرخ رشد جمعيت كاهش يافته و تا حدي كنترل مي‌گردد.

جمعيت ايران پس از جنگ جهاني دوم نيز افزايش يافت، علل اين افزايش جمعيت با دلائل رشد جمعيت در جهان سوم يكسان بوده است. يعني به علت ارزان شدن امكانات مبارزه با بيماريها و تأمين بهداشت جمعيت كشور رشد يافته است* طبق قانون مراحل انتقالي جمعيت7، نرخ رشد جمعيت يك كشور ابتدائاً با « ثبوت نرخ مواليد » و با « كاهش نرخ مرگ و مير » افزايش مي‌يابد. اما به مرور زمان با توجه به مبارزه دولتها با رشد شديد جمعيت و دلائل ديگر از جمله رشد درآمد، « نرخ رشد جمعيت » آن كاهش مي‌يابد. اما عليرغم اين، جمعيت به « رشد عددي مطلق » خود با توجه به نيروهاي محركة دروني رشد جمعيت* ادامه خواهد داد و در حد چند برابر جمعيت اوليه آغاز انفجار جمعيتي، به حالت ثبوت خواهد رسيد و در آن صورت بر جمعيت آن افزوده نخواهد شد.

انفجار جمعيتي اروپا با توجه به اينكه صد سال قبل از جهان سوم شروع شده بود، نيروي لازم براي اداره مستعمرات و سرزمينهاي جديد را براي آنان فراهم آورده بود. و با شروع تحول جمعيتي در جهان سوم جمعيت اين كشورها در حال رسيدن به حد ثبوت بود.

دلائل انفجار مجدد جمعيت در ايران

نكتة مهم اين است كه پس از سال 1355 و بخصوص پس از انقلاب اسلامي، كشور ايران تجربة ديگري در رابطه با «انفجار جمعيتي» را به خود ديد و جمعيت كشور مجدداً با سرعت افزايش يافت و اين در حالي بود كه كشورهاي جهان سوم پس از انفجار جمعيتي دهه 60 و 70 ميلادي مبارزه شديدي با آن را آغاز و موفق به كاهش نرخ رشد جمعيت شده و در حال كنترل آن بودند.

رشد جمعيت ايران به دليل مشكلات مختلف اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و … حاصل شده شديداً توجه مردم و مسئولان كشور را به خود معطوف نمود.

دلايل رشد جمعيت در دهة 1365-1355

نرخ رشد جمعيت ايران طي سرشماريهاي سال‌هاي قبل و بعد از انقلاب به صورت زير9 مي‌باشد:

جدول شمارة 2

ـ درصد رشد جمعيت ايران طي سرشماري‌هاي انجام شده در كشور

دوره جمعيت
45-1335 13/3%
55-1345 7/2%
1365-1355 91/3%
70-1365 43/2%
75-1375 47/1%

مأخذ :ـ اماني ـ سيد مهدي، مباني جمعيت‌شناسي، تهران، 1380، سمت، ص 103

همانطور كه مشاهده مي‌گردد بالاترين نرخ رشد جمعيت متعلق به دهة‌65 – 55 مي‌باشد.دلايل اين رشد مسايل زير بوده است :

1ـ رشد سريع و گستردة بهداشت در كليه سطوح آن

مرگ و مير مادران در حين زايمان از 237 زن در هزار زايمان به 38 نفر در هزار زايمان و مرگ و مير كودكان زير پنج سال از 173 نفر به به 33 كاهش يافته است.8 به طور مثال مرگ و مير كودكان زير يك سال در ايران قبل از انقلاب 104 در هزار بوده است كه اين رقم به 35 در هزار9 رسيده است.

در اين رابطه جدول شمارة 3 نشانگر ميزان رشد هزينه‌هاي امور اجتماعي و نيز ميزان رشد هزينه‌هاي فصل تغذيه و بهداشت مي‌باشد كه نشانگر رشد سريع هزينه‌هاي اين فصل عليرغم رشد گستردة هزينة امور اجتماعي بخصوص در سالهاي اول پيروزي انقلاب مي‌باشد.

2ـ كاهش سن ازدواج و افزايش ميزان ازدواج

الف- افزايش ازدواج: در حالي كه در 5 سال منتهي به انقلاب ميزان ازدواج در حدود 33/5 نفر در هر هزار نفر جمعيت، بوده است، در دو سال اول پس از انقلاب به 26/8 نفر و در طي دوران جنگ به 03/8 در هزار نفر افزايش يافته است.10

ب- كاهش سن ازدواج : درصد مردان ازدواج‌كرده در سنين 19-15 سال و 24-20 سال و درصد زنان ازدواج‌ نموده در سن 19-15 سال در سال‌هاي 4 دورة سرشماري سالهاي 45 تا 75 به صورت جدول زير مي‌باشد.

جدول شمارة 3  : درصد زنان و مردان ازدواج كرده در سنين 19-15 سال و 24-20 سال

سن

سال

مردان

19-15

زنان

19-15

مردان

24-20

45 7/5 8/46 8/31
55 6/6 1/34 5/39
* 65 7/9 8/36 5/42
75 3/3 6/18 5/33

مأخذ : اماني ـ سيد مهدي، جمعيت‌شناسي عمومي ايران، سال 1380، تهران، سمت، ص 59

كه بيشترين رقم متعلق به سال 1365 مي‌باشد*. كه نشانگر رشد ازدواج در اين سنين، در ده سال 55 تا 65 بوده است.

گسترش فرهنگ اسلامي و ساده شدن ازدواج و روحية ساده زيستي انقلابي و توجه گسترده به ايده‌آل‌هاي اسلامي در اوايل پيروزي انقلاب و تسهيل بدست آوردن شغل چه در بخش خصوصي و چه در بخش دولتي را نمي توان در اين رابطه به فراموشي سپرد.

اين جريانات موجب « سرعت يافتن ازدواج‌ها » و «پيش افتادن تاريخ ازدواج‌ها» گرديد.

بعد متوسط خانوار در سالهاي مختلف و شاخص افزايش تعداد خانوار در ايران در سالهاي سرشماري به صورت زير است:

جدول شمارة 4    :   شاخص تعداد خانوار و بعد متوسط خانواده 75-1335

سال

شاخص تعداد خانوار تعداد خانواده افزوده شده در شاخص بعد متوسط خانواده
1335 100 76/4
1345 126 26 98/4
1355 168 42 01/5
*1365 243 75 1/5
1370 271 28 18/5
1375 311 40 85/4

مأخذ : ـ‌ اماني ـ سيد مهدي، جمعيت‌شناسي عمومي ايران، 1380، تهران، سمت، ص 48 و 52

بيشترين رقم افزايش خانوار همانگونه كه مشخص است طي سالهاي 65-55 تشكيل شده است كه نشانگر تسهيل امر ازدواج در اين مدت و البته موجب تسريع در رشد جمعيت و بالا رفتن نرخ آن بوده است.

3-افزايش رفاه توده‌هاي مردم: با توزيع عادلانه درآمد نفت و هزينه كردن آن براي همه مردم و جلوگيري از ولخرجيهاي نظام گذشته مانند خريدهاي افسانه اي سلاحهاي آمريكايي و ورود و توسعه صنايع مونتاژ در ايران به علت نياز به نيروي كاراندان موجب مهاجرت روستائيان ايران كه با اصلاحات ارضي دچار فقر و بيكاري شده بودند، گرديد.

اين مهاجرين اكثراً در اطراف شهر تهران (كه محل استقرار صنايع مونتاژ بود) و در زاغه‌ها و حلبي آبادها و گودها مستقر شدند و در دورة انقلاب حجم عظيمي از روستائيان مهاجر در اين مناطق ( جنوب شهر تهران ) در فقر و فلاكت زندگي مي‌نمودند.

توزيع ناعادلانه درآمد11* بين اقشار مختلف مردم ايران، و نبود حداقل تسهيلات زندگي از جمله آب آشاميدني، بهداشت، مدرسه، برق و جاده در روستاها و نابودي كشاورزي ايران موجب شده بود كه با پيروزي انقلاب، خواست و انتظار شديدي در جامعه فقير شهري و روستايي براي رفاه فراهم گردد. سياست نظام جديد اسلامي، رسيدگي به اين اقشار بود و اصولاً خود انقلاب توسط ميليونها نفر از همين مردم براي جلوگيري از همين بي عدالتي‌ها برپا شده بود و مردم براي برپايي عدالت كه احساس مي‌كردند آن را در ساية نظام اسلامي مي‌توان بدست آورد قيام نموده بودند.

با تشكيل جهاد سازندگي ( كه توسط جواناني كه تشنة خدمت به اين اقشار بودند بوجود آمد.) تا حد زيادي مشكلات روستاها حل شد اما همين خدمت رساني به روستاها و رشد رفاه روستايي در وهلة اول خود را با رشد تقاضا و رشد جمعيت نشان داد. به طور مثال نرخ رشد جمعيت در محروم ترين مناطق كشور بين سالهاي 65-55 به صورت زير12 بوده است.

جدول شمارة 5 :ـ بالاترين درصد رشد جمعيت در استانها

سيستان و بلوچستان 07 /6
استان بوشهر 82/5
كهكيلويه و بويراحمد 36/5
هرمزگان 12/5
خراسان 93/4
يزد 8/4

كه بيشترين رقم مربوط به استان محروم سيستان و بلوچستان بوده است.

جدول فوق نشانگر رشد بيشتر جمعيت در مناطق محروم تر كشور است و تأثير توجه به قشر مستضعف جامعه و افزايش رفاه آنها بر روي رشد جمعيت را نشان مي‌دهد.

جدول شمارة 6 : متولدين كشور 79-59

سال بر حسب هزار نفر سال بر حسب هزار نفر
57 1369 69 1722
58

59*

1689

2450

70 1582
71 1433
60 2421 72 1388
61 2101 73 1426
62 2203 74 1205
63 2067 75 1187
64 2033 76 1179
65

66

2259

1832

77 1185
78 1177
67 1946 79 1095
68 1784

مأخذ  ـ سالنامة آماري كشور چاپ مركز آمار ايران- فصل جمعيت، جدول متولدين شهر و روستا از سال 57 تا 79.

بيشترين رقم متولدين كشور با رقم 000/450/2 نفر و با رشد 000/761 نفر نسبت به سال قبل متعلق به سال 1359 مي‌باشد كه در آن زمان هنوز سيستم كوپني شدن در كشور به وجود نيامده بود و در نيمه دوم اين سال با آغاز جنگ اين سيستم در كشور شكل مي‌گيرد.

اين موضوع را نيز نمي‌توان ناديده گرفت كه با آغاز جنگ تحميلي و كوپني شدن كالاهاي اساسي و دادن زمين مجاني و مصالح ساختماني با قيمت تعاوني توسط دولت به خانوارها، بر اساس تعداد افراد آن، تشويق كنندة بيشتر كردن فرزندان در بعضي خانوارها بوده است اما بايد در نظر داشت كه اولاً، پس از شروع جنگ تحميلي بوده است و ثانياً در برابر تأثيرات عوامل فوق عامل اساسي و عمده نبوده است.

در هر صورت اين جريانات كه نتيجه قهري انقلاب اسلامي و هدف مهم ملت ايران از برپايي آن بوده است موجب شد در دهه اول انقلاب در حدود 16 ميليون نفر13 به جمعيت كشور افزوده گردد.

اما اينكه چرا كشوري مانند هندتنها در يك سال در همين حدود به جمعيتش اضافه مي‌گردد و يا چين كه تنها طي 5/2 سال 2 برابر اين ميزان به جمعيتش افزوده مي‌شود داراي بعضي نظرات مأيوس و ناراحت كننده در رابطه با رشد جمعيت خود همانند ما نيستند مطلبي است كه بايد مورد بررسي و تحقيق قرار گيردو يقيناً « سبك و شيوة توسعه اقتصادي و توجه كمتر به توزيع عادلانه درآمد نسبت به نرخ رشد » يكي از دلايل اين موضوع باشد.

اثرات رشد جمعيت در ابعاد مختلف

عليرغم اينكه در دهة دوم انقلاب سياستهاي تنظيم و كنترل جمعيت به شدت در ايران پياده شد و طي ده سال 75-1365 تنها 10 ميليون نفر به جمعيت كشور افزوده گرديد اما به علت اينكه در دهة اول 16 ميليون نفر به جمعيت كشور افزوده شده بود به مرور زمان و با رشد سن آنها، و مسايل مختلفي در هر مقطع سني براي بخش‌هاي مختلف كشور، از جمله آموزش و پروزش، آموزش عالي، حمل و نقل و غذا و پوشاك و بهداشت بوجود آورد.

اين مقاطع و نيازهاي هر يك را به طور كلي مي‌توان به چهار قسمت تقسيم بندي نمود:

1-طفوليّت : كمبود امكانات بهداشتي، مواد غذايي (شير و …)

2-كودكي : امكانات آموزشي، ( مدرسه، معلم و …)

3-نوجواني : امكانات آموزشي، تفريحي و …

4-جواني : دانشگاه ( استاد، فضاي آموزشي و خوابگاهي و … ) ، شغل، امكانات ازدواج و زندگي و مسكن و حمل و نقل.

نيازهاي « انبوهة جمعيتي» اضافه شده در دهة اول انقلاب در حال حاضر ( 1382 ) در اواخر مقطع سوم و در مقطع چهارم متمركز مي‌باشد و عليرغم اينكه ايجاد اشتغال در برنامة اول و دوم و سوم به عنوان يكي از اساسي‌ترين موضوعات پيگيري شد اما به علت اينكه كشور 8 سال گرفتار جنگ و عواقب آن از جمله كمبود توليد و توقف طرحهاي توسعه‌اي و عمراني اشتغال‌زا بود و با توجه به حجم عظيم تقاضاي كار و اشتغال توسط زنان كه به علت حضور آنان در صحنه‌هاي مختلف اجتماع بعد از انقلاب شديداً گسترش يافته است. مشكل كمبود اشتغال در كشور را ابعاد فاجعه آميزي يافته است و با توجه به رشد تحصيلات عالي چه براي زنان و چه براي مردان كه نوع شغل مورد نياز را شغل‌هاي وابسته به جامعه شهري نموده است14 و همراه با نوع توسعه‌اي كه در كشور برگزيده شده و روال آن ايجاد اشتغال در بخش‌هاي خدمات و صنعت است15 و شغل‌هاي سنتي را كه بيشتر وابسته به بخش كشاورزي بوده است از صحنه بيرون نموده، ابعاد فعاليت مورد نياز براي اشتغال زايي براي اين جوانان آشكارتر مي‌گردد.

لذا با توجه به اختلافي كه ميان اقداماتي كه از سال 68 تا كنون براي رفع مشكلات اين قشر در سه برنامه اقتصادي انجام گرديده كمبود شغل‌هاي مورد نياز، به خوبي به چشم مي‌خورد. كمبود اشتغال، كمبود مسكن و لذا گراني آن و مسائلي از اين قبيل سن ازدواج را مجدداً بالا برده و از جهت اجتماعي و فرهنگي مسايل متعددي را به وجود ‎آورده است و اين نشانگر اين موضوع است كه تمام امكانات كشور بايد براي حل مشكلات اين قشر كه در اين مقطع (مقطع 4) قرار گرفته است بايد بسيج گردد.

موج دوم نيازها

آنچه كه از مشكلات و نيازهاي كنوني افراد واقع در اين مقطع ( يعني اشتغال و خانه و دانشگاه و … ) مهمتر است و بايد به آن توجه و براي رفع آن برنامه ريزي نمود موج دوم نيازهاست كه به زودي براي مقطع اول و دوم و ساير مقاطع به مرور زمان بوجود خواهد امد و حجم آن نيز بيشتر و بالاتر از گذشته خواهد بود.

نيروي محركة رشد جمعيت

در جوامعي كه « انفجار جمعيتي » اتفاق افتاده و « مراحل انتقالي» را طي نموده است جمعيت با سرعت جوان مي‌گردد، و «جوان بودن جمعيت» نيروي محركه رشد جمعيت در نسل‌هاي بعد مي‌گردد، زيرا عليرغم سياستهاي كنترل جمعيت و كاهش نرخ رشد جمعيت و كوچك شدن ابعاد خانواده در نسل‌هاي بعد، تعداد جوانان افزايش يافته و موجب تشكيل تعداد بسيار بيشتري خانوار خواهد گرديد.

به طور فرض اگر در سال 1355 متوسط هر خانوار ايراني 5 نفر بوده16 باشد در حدود 5/6 ميليون خانوار در كشور وجود داشته است اما در سال 1382 كه جمعيت جوان كشور ( زير 25 سال ) در حدود 43 ميليون نفر است و در حدود 24 سال آينده ( اگر سن متوسط ازدواج را 24 سال در نظر بگيريم و اگر فرض شود تمام اين افراد خانواده تشكيل داده و دولت نيز موفق شود با سياستهاي كنترل جمعيت ابعاد خانواده در ايران را از 5 نفر فرضاً به 4 نفر برساند ( كه امري نزديك به محال است ) در اين صورت جمعيت كشور به صورت فوق‌العاده‌اي افزايش خواهد يافت.

با كنترل شديدتر جمعيت در نسل‌هاي آينده و با توجه به نيروي محركه دروني رشد جمعيت، كه جوان بودن آن است و تشكيل خانوارهاي زياد در نسل‌هاي بعد ممكن است طي چند نسل جمعيت ايران به طور فرضي در مرز 200 ميليون نفر به ثبات برسد و نرخ مرگ و مير آن مساوي با نرخ مواليدش گردد.

حال با توجه به اين موضوع به راحتي شايد بتوان موج دوم نيازها را كه در حال بوجود آمدن است بهتر درك نمود. يعني كودكان متولد شده در طي ده سال اول انقلاب ( در صورتي كه سن ازدواج را 24 سال در نظر بگيريم ) از يكي دو سال گذشته با ازدواج خود و صاحب فرزند شدن نيازهاي مقطع اول را بوجود آورده‌اند و اين در حالي است كه به خاطر جنگ و كاهش توليد و درآمد كشور و ساير مشكلات، هنوز موج اول نيازها يعني نيازهاي متولدين نسل قبل بخصوص در مراحل 3 و 4 پاسخ داده نشده است. يعني هنوز نياز مسكن و اشتغال و … پاسخ داده نشده، نيازهاي مراحل اول و به مرور زمان مراحل بعدي براي نسل بعدي آغاز خواهد شد.

اين نكته را نيز نمي توان از نظر دور داشت كه پس از انقلاب،نيازهاي كاذب و توقعات بيجا در كشور شديداً افزايش يافته است و تعداد زيادي از خانوارها گرفتار مصرف‌گرايي شده‌اند و اين در حالي است كه تعطيلات كشور نه تنها كاهش نيافته بلكه افزايش يافته و كارايي نيروي كار نيز در حد توقعات بالا رفته، افزايش نيافته است.

نتيجه گيري

1-تجديد نظر در كنترل شديد جمعيت: با توجه به نرخ رشد بالاي تجربه شده جمعيت در ده سال اول كه آثار نياز به اشتغال آن در حال حاضر ملموس و مشخص‌تر و امكانات كشور براي حل آن بسيج شده و در نتيجه نرخ بالاي رشد درآمد ملّي(GNP) را در پي داشته است در آينده(در حدود 30-20 سال ديگر) كنترل شديد جمعيت، در حال حاضر نيروي كار موجود در آن زمان را كاهش داده و لذا نيروي كار مورد نياز براي تركيب با ساير عوامل توليد براي حصول به نرخ رشد درآمد ملي مورد نظر، وجود نخواهد داشت و كشور با مشكل كمبود نيروي كار مواجه خواهد شد و مشكلاتي شبيه مشكلات كشورهاي ژاپن و آلمان در كشور ما بوجود خواهد آمد. در اين صورت يا بايد به نيروي كار خارجي متكي شد و يا به شيوه‌هاي شديداً تكنولوژيك روي آورد، زيرا مشكل كمبود نيروي كار در كوتاه مدت قابل حل نخواهد بود.

با توجه به مسائل فوق بايد كنترل جمعيت با پيش بيني عواقب اشتغالي آن مورد نظر قرار گيرد و براي اجتناب از مشكلات افراطي (رشد شديد جمعيت) به عواقب تفريطي آن ( نبود نيروي كار مورد نياز ) دچار نگرديد.

2-تلاش در راه توليد بيشتر و بالا بردن ظرفيت توليدي كشور و رشد كارايي نيروي كار: با تقويت وجدان كاري در تمام قسمتها و گسترش آموزش و تحقيق و تقويت شيوه‌هاي مديريت و كم كردن تعطيلات وسيع و گسترده در كشور* بايد كارايي ظرفيت‌هاي موجود توليدي كشور افزايش يافته و زمينه اشتغال بيشتر و در نتيجه زمينة برآورده شدن خواسته‌هاي رفاهي و معيشتي مردم فراهم گردد.

3-تلاش براي توزيع عادلانه درآمدها و نيز نتايج توسعه اقتصادي: تنها با توزيع عادلانه‌تر نتايج رشد درآمد ملي و توسعه كشور ميان اقشار مختلف اجتماع بخصوص جوانان مي‌توان آنان را از تلاش براي توسعه اقتصادي و رشد درآمد كشور بهره‌مند   نمود.

3-هدف كنترل جمعيت نيست: هدف بوجود آمدن جامعه اي است كه در آن مردم كشور با رفاه زندگي نمايند و زمينه رشد معنوي آنها فراهم گردد و لذا كنترل شديد جمعيت، جز در موقعيتهاي ضروري، بيهوده و از جهات فرهنگي و اجتماعي و سياسي و حتي اقتصادي موجب ايجاد مشكلات عديده خواهد شد.

تلاش عمده در كشور بايد توليد بيشتر و كاراتر و تلاش براي برپايي عدالت و تأمين حداقل رفاه براي تمام اقشار اجتماع باشد و اين تنها با برنامه ريزي دقيق جمعيتي، متناسب با رشد و توسعه كشور، امكانپذير است.

يعني بايد ابتدائاً با به حركت درآوردن موتور توسعه و رشد اقتصادي از طريق بسيج مردم و بهره‌مند نمودن آنان از نتايج آن و دلگرم نمودن آنان و بالا بردن كارايي و وجدان كاري و تلاش توليدي اقدام به توسعه كشور نمود و سپس كنترل رشد جمعيت متناسب با آن را پي گرفت.

« رشد و توسعه » و به دنبال آن توجه به « عدالت و توزيع نتايج رشد و توسعه» بين اقشار مختلف كه در جريان آن شركت نموده‌اند، بايد اصل و اساس باشد و نه كنترل جمعيت.

منابع و يادداشت‌ها

1- اماني، سيد مهدي، 1380، جمعيت شناسي عمومي ايران، تهران – سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها، (سمت) ص 4.

2- اماني، سيد مهدي، 1378، جمعيت شناسي جهان، تهران – سمت ص 58.

3- سالنامة آماري – مركز آمار ايران 1379 فصل جمعيت.

4- سالنامة آماري ايران از 79-1357 با استفاده از تعداد متولدين هر سال از 57 تا 79 و مابه التفاوت رشد جمعيت با آن حساب شده است.

5- اماني، سيد مهدي، 1380، مباني جمعيت شناسي، تهران – سمت ص 17.

6.- تودارو – مايكل، 1364، توسعه اقتصادي در جهان سوم – فرجادي – غلامعلي، وزارت برنامه و بودجه، صص308-309

.  7-United Nations Population Division World Population Prospects-china 1980- 2005 Indian.                                                                                                                                                          .  8-www.Fww.org/famnews/Danker – Stellad septamber 1999, Health revolution in iran saves mothers From dying during childbirth .

9-Unicef. AT a glance: Iran-statistics/  www. unicef. org/infobyc           .

10- امير احمدي، بهرام، بهمن و اسفند 1381، سياستهاي ملي و توسعه نابرابر مناطق در ايران، اطلاعات اقتصادي و سياسي، شمارة 66 و 65 صفحات 59-86.

11- همان

12- خاني، عليرضا، خرداد و تير 1377، نگاهي به عوامل جامعه شناختي رشد جمعيت در ايران، اطلاعات اقتصادي و سياسي،‌ شماره 130-129 صفحات 197-190.

13- اماني، سيد مهدي، 1380، مباني جمعيت شناسي، تهران – سمت ص 68.

14- تودارو، مايكل، 1364، توسعه اقتصادي در جهان سوم، فرجادي، غلامعلي، وزارت برنامه و بودجه، ص177

15- اماني، سيد مهدي، 1380، جمعيت شناسي عمومي ايران، 1380 تهران – سمت صص 52-48.

* . نمودار شمارة 1، مقصود سالهاي 68-58 مي‌باشد كه ميزان متولدين همانگونه كه در نمودار مشخص است بسيار بالاست.

*- كه با توجه به بعضي تئوريهاي جمعيتي با فقر رابطة مستقيمي دارد و جهان سوم در اين مدت كوتاه نه تنها نتوانسته بود خود را از آثار استعمار و غارت منابع خود رها كند و مرفه تر شود بلكه بيشتر فقير شده بود.

*- مطلبي كه در دوران استعمار كشورها عليرغم موجود بودن اين امكانات، اتفاق نيفتاد و دليل آن نيز شايد اين بود كه امپراطوري استعماري كبير انگليس بتواند راحت تر كشورهاي تحت سلطه با جمعيت كم را توسط نائب السلطنه‌هاي غير بومي اداره نمايد.

*- كه جوان شدن جمعيت در ابتداي اين مراحل است و تشكيل شدن خانواده‌هاي بيشتري در نسل‌هاي بعدي.

*- البته بايد دقت داشت كه در چند سال اول انقلاب نرخ رشد جمعيت نسبت به سالهاي آخر دهة اول انقلاب بالاتر بوده است.

*- بخصوص در روستاها، با توزيع زمينهاي بزرگ مالكان، ميان كشاورزان بي زمين كه اكثراً‌جوانان بوده اند.

*- ضريب جيني ايران در سال‌هاي آخر رژيم شاه 53 صدم و نسبت دو دهك اول و آخر درآمدي 32 برابر بوده است.

*- بخصوص كاهش تعطيلات ايام عيد كه دانشگاهها حداقل بيست روز و ساير بخشها نيز در اين مدت تعطيل و يا با كارايي كم كار مي‌نمايند و نيز تعطيلات رسمي كشور كه 26 روز مي‌باشد.

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

2 دیدگاه

  1. مطالبتون عالی بود بهم کمک زیادی شد

  2. دستتون درد نکنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *