تیتر خبرها

گسترش انقلاب اسلامی

گسترش انقلاب اسلامی

بررسی علل و عوامل تاریخی  ، اقتصادی و سیاسی تجاوز آمریکا به عراق

 

سید محمد هاشم پوریزدان پرست
سید محمد هاشم پوریزدانپرست

مقدمه

مسائل جهان اسلام، بخصوص مسائل خاورمیانه مسائلی پیچیده و تاریخی است. خاورمیانه همواره مرکز تمدن‌های بزرگ و مرکز ظهور انبیاء و مرکز قدرتهای بزرگ سیاسی و مرکز تحولات بزرگ و مرکز ارتباطات در گذشته تاریخی بوده است. در قرون جدید همراه با تحولاتی که در جهان اتفاق افتاد، خاورمیانه اسلامی نیز رو به انحطاط و ضعف نهاد و تحت سلطه دشمنان تاریخی خود قرار گرفت.

انقلاب اسلامی نخستین فریاد بیداری اسلامی در این منطقه بود و بدنبال آن اگرچه تمام قدرتهای جهانی برای سرکوب آن بسیج شدند لکن حیات خود را حفظ و ندای حق‌طلبانه و ندای بیداری خود را به جهان اسلام رساند و مسلمانان را از خواب چندقرنه بیدار نمود و به همین دلیل سرکوب بیداری اسلامی در کل منطقه و جهان اسلام ، در سرلوحه برنامه‌های استعمارگران و ابرقدرتهای سلطه‌گر قرار گرفت.

بسیاری از مسائل مختلف اتفاق افتاده در طی ۲۵سال گذشته در ایران و عراق و کلاً خاورمیانه در این رابطه قابل بررسی و تحلیل است.

مسائل تاریخی منطقه خاورمیانه و جهان اسلام

با ظهور اسلام و تشکیل تمدن اسلامی از قرن  ۷ میلادی، خاورمیانه به عنوان بخش مرکزی جهان اسلام ، نقش عظیمی را در این تمدن برای مدت حدود ۱۰ قرن به عهده گرفت.

قلمرو این سرزمین در حدود ۹ قرن از غرب آفریقا تا مرزهای چین و کل شبه‌جزیره عربستان گسترش یافته بود۱ و برای  ۷ قرن به مناطق جنوبی اروپا۲ (از جمله اسپانیا و پرتغال) و چند قرن نیز به شبه‌جزیره بالکان۳ گسترش یافته و زمینه توسعه آنان را نیز فراهم آورده بود.

در این مجموعه، عظیم‌ترین و گسترده‌ترین و طولانی‌مدت‌ترین تمدّن در تاریخ بشری شکل گرفت و بوجود آمد.

گسترش سرزمینی این تمدّن که حاکمان آن مدّعی گسترش دین نیز بودند به درون اروپا۴ و تقابل حاکمان اروپا ، با حاکمان مسلط بر این تمدّن ، موجب شد آنان نیز در زیر پوشش دین و با تحریک پاپهای مسلط بر کلیسای اروپا ، « جنگهای صلیبی » را آغاز نمایند.

جنگهای صلیبی۵ موجب شد با توجه به موقعیت جغرافیایی مسلمانان ، که از جنوب غربی تا جنوب شرقی اروپا ، چون سدّی مستحکم گسترده بودند، اروپائیان در محاصره اقتصادی فاجعه‌آمیزی قرار گیرند و راههای زمینی تجارت آنان که از طریق دریای مدیترانه و جاده ابریشم تا اقصی نقاط شرق آسیا امتداد داشت برای قرنهای متمادی مسدود و یا محدود۶ گردد.

نفوذ « علمی» و« فرهنگی» و تأثیر « تفکرات فلسفی » و« آموزه های دینی»  بزرگان تمدّن اسلامی در اروپای مسیحی، قدرت فائقه حاکمیت تفکرات کلیسائی در اروپا را به چالش کشید و موجب گردید که کلیسا در اقداماتی منفعلانه ابتدائاً در اطراف مناطق نفوذ سرزمین مسلمانان در اروپا (بخصوص اطراف اندلس) و پس از جنگهای صلیبی که موجب آشنایی توده‌های مردم مسیحی که در جنگ شرکت نموده بودند با تمدن و تفکرات اسلامی و مسلمانان شد  و اعتراض و انتقاد آنان نسبت به تفکرات متحجرانه کلیسا آبائ کلیسا دست به « تفتیش عقاید » و کشتار معترضان بزنند.

جریان ۴۰۰ ساله سرکوب و تفتیش عقاید۸ و شکنجه و آزار و کشتار و سوزاندن معترضین موجب گرایشات خاص فکری در اروپا را فراهم آورد که در دنیای تفکر، به تفکر «اصالت انسان»۹ که تکیه‌گاه قرار گرفتن« انسان» و « علم و خرد  خود او» بعنوان تنها راه و وسیله کسب سعادت این دنیایی و« اصالت » و « پرستش» و« تقدیس» علم و خرد اوست، منتهی گردید و به دنبال آن دین مسیحیت به طرق مختلف به چالش کشیده شد.

محاصره اقتصاد ومحدودیّت تجاری اروپا ، همزمان با رشد علمی و فکری انسان محور، در اروپا با توجه به قدرت کشتیرانی موجود در آن منطقه بخصوص منطقه غربی آن، و شناخت قطب‌نما که از چین به میان مسلمانان آمده  و سپس به اروپا رفته بود و استفاده از آن  در دریانوردی وکشتیرانی، موجب ایجاد کشتیرانی دوربرد و یافتن راههای جدید تجارت دریایی و رشد تجارت با غرب آفریقا گردید.

با گذشت زمان دماغه امید نیک نیز شناخته شد۱۰ و اروپائیان جهت تجارت به اقیانوس هند وارد شدند. قدرت کشتیرانی بی‌نظیر در تاریخ ،‌ توان روزافزون مالی حاصل از این تجارت و همزمان با آن گسترش توان علمی موجب گسترش بی‌حد و حصر تجارت با شرق جهان را فراهم آورد و سپس با اختراع « توپخانه » و اختراع « چاپخانه » زمینه تسلط اروپا بر جهان را فراهم آورد و جاده ابریشم زمینی که اروپا را در گذشته به شرق جهان متصل می‌نمود کلاً بسته و این بار از طریق دریا (و راهی که صرفاً در خدمت آنان و نه ملل مسیر بود) بر قرار شد .

محاصره اقتصادی اروپا در حقیقت موجب گردید راه جدید ارتباطی تجاری از طریق دریا در اختیار آنان (در وهله اول مردم غرب اروپا) قرار گیرد.

گسترش علم تجربی و در خدمت منافع مادی  تجار دریانورد اروپایی قرار گرفتن آن، نقش عظیمی در سلطه اروپائیان ساکن در غرب این قاره بر جهان قدیم و حتی نقش مهمّی در کشف قاره جدید و در نتیجه سرازیر شدن ثروت به سوی اروپا و ثروتمند شدن مردم سرزمینهای غرب آن داشت.

همزمان با این جریانات با تشکیل حکومت صفوی در ایران و گسسته شدن و پاره‌پاره شدن تمدن اسلامی و آغاز جنگهای ایران و عثمانی (همراه با کمک نظامی اروپائیان به هر دو طرف درگیری) زمینه ضعف قدرت عظیم تمدن اسلامی فراهم آمد.

اگرچه ایران با تشکیل سلسله صفوی برای یکی دو قرن ، دوران توسعه و پیشرفت را آزمود اما به علّت اینکه سرزمین ایران (که در آن زمان دوبرابر قلمرو کنونی وسعت داشت) در مرکز  قلمرو سرزمینی تمدّن اسلامی بود، قسمت شرقی تمدن اسلامی ، به علت گسستگی کامل از آن به سادگی و به زودی راه انحطاط را پیمود (آسیای میانه و دولت ازبک‌ها) و قسمت مقتدر و قدرتمند این تمدن (قسمت تحت سلطه عثمانیان) برای بازگرداندن مجد و عظمت گذشته خود ، جنگهای متعددی را با ایران بر پا نمود و نهایتاً به علت ضعف حاصله از این جنگ ، هر دو راه انحطاط را پیمودند. بصورتی که پس از چند قرن، شوکت و قدرت گذشته خود را به کلی از دست دادند و ابتدائاً ایران از اوایل قرن ۱۹ و سپس عثمانی در اوایل قرن بیستم به صحنه جولان و قدرت‌نمایی دشمنان تاریخی خود بدل شدند و تن به تسلیم در برابر آنها داده و دوران از هم پاشیدگی خود را آغاز کردند و این در حالی بود که بزرگانی چون سیّدجمال‌الدین اسدآبادی با مشاهده این اختلافات و مشاهده روزافزون شدن قدرت استعمار انگلیس و سلطه آن بر جهان و مشاهده سقوط قریب‌الوقوع مسلمین در برابر آن ، ندای وحدت اسلامی و بازگشت به اسلام اصیل را برداشته بودند. اما فردی چون او نیز نتوانست از این سقوط محتوم جلوگیری نماید و خود نیز مورد بی‌مهری رهبران خودپرست کشور ایران و عثمانی و قربانی جهالت آنها شد.

استعمار قدرتمند انگلیس که در حال مسلط شدن بر جهان بود با کشف راز و اساس و پایه قدرت مسلمین و رمز پیروزی‌های گذشته آنان به انهدام این اساس و پایه‌ها که همانا «کلمه توحید و توحید کلمه پیرامون آن »۱۱ بود ، پرداخت و در این راه به ایجاد فرقه‌های مذهبی چون وهابیت و شیخیگری و… و بسیج دسته‌جات و گروههای منوّرالفکر و تربیت آنان و استفاده از آنان در جهان اسلام پرداخت و آنان نیز با قلم و بیان به انهدام ایندو رکن رکین کمر بستند و خدمات عظیمی را به استعمار انگلیس نمودند و زمینه ضعف و گسستگی را در اوایل قرن بیستم در کل جهان اسلام بوجود آوردند.

در ایران منوّرالفکران غرب‌گرا که امضای بسیاری از آنان در پای قراردادهای ننگین استعماری دوران قاجار به چشم می‌خورد۱۲ با طرح« ملّیت‌گرایی ایرانی» و« بازگشت به ایران قبل از اسلام»  و حذف هر آنچه به دین اسلام و اسلامیّت ملّت ایران مرتبط بود به فعالیت پرداختند:

– تهاجم به دین اسلام (بخصوص تشیّع)

– طرح حذف خط اسلامی که رابط مشترک بین مسلمین در سراسر جهان اسلام بود و هزار سال هنر این ملل در خدمت غنا و زیبایی آن قرار گرفته بود.

– حذف لغات عربی که به علت اعتقادات اسلامی و ارتباط آنان با کتاب وحی و احادیث اسلامی و زبان علمی بودن آن ، طی هزار سال ، رابط دانشمندان جهان اسلام و رابط تعمیق روابط گوناگون آنان با یکدیگر ، بود و از این طریق لغات آن بدرون زبانهای محلی کلیه مسلمانان نفوذیافته بود و کتب ادبی آنان با حجم عظیمی از لغات عربی به رشته تحریر درآمده بود و حذف این لغات گسستگی این ملل با گذشته ادبی و علمی آنان و گسستگی روابط آنان با یکدیگر را درپی داشت.

– حذف لباسهای بومی هر یک از ملل مسلمان که شکل و فرم آن علاوه بر شرایط جغرافیایی از فرهنگ اسلامی نیز تأثیر پذیرفته بود.

– تهاجم به آثار ادبی که رابط فرهنگی افراد هر یک از این ملل با یکدیگر و موجب تقویّت هویّت ملّی آنان بود (که شدیداً تحت تأثیر فرهنگ اسلامی بود) سوزاندن دیوان حافظ توسط کسروی و طرفدارانش۱۳ نمونه این توطئه شوم استعمارگران در کشور ما بود.

در کل هدف استعمارگران غربی قطع ارتباط مسلمانان با « گذشته درخشان » و  « اعتقادات الهی » و « هویت عمیق اسلامی» و  ایجاد« اختلاف و جدایی » میان آنان  بود. و گسترش تفکرات ناسیونالیستی در میان این ملل زمینه فکری این توطئه عمیق را فراهم آورد.

در جریانات مشروطه ایران ، نفوذ همین منوّرالفکران ناسیونالیست طرفدار لیبرال دموکراسی غربی و مرتبط به سفارت انگلیس ، موجب انحراف این نهضت از اهداف اسلامی و عدالت‌طلبانه آن شد و اجساد رهبران فکری مستقل و اسلامی آن‌که از عمق توطئه‌های طراحی شده خبردار شده بودند ، به عنوان پرچم استیلای غرب‌زدگی (به قول آل احمد) بر بام و سرای این کشور به اهتزاز درآمد.۱۴ و همین روشنفکران خودباخته به غرب بودند که رضاخان را با یاری انگلیس بر سر کار آوردند و طرحهای فوق را در کشور ما پیاده نمودند. آنان که حکم اعدام مرحوم شهید شیخ فضل‌الله  نوری را در بی‌قانون‌ترین دادگاه در تاریخ کشور، بعد از مشروطه صادر کرده بودند ( مانند سردار اسعد  و    وثوق الدوله ) ، همانانی هستند که یاوران رضاخان در به قدرت رسیدن و برپایی زشت‌ترین نوع دیکتاتوری در کشور ما گردیدند.

آنچه را منوّرالفکرانی چون آخوندزاده و… در چند دهه قبل از شروع نهضت مشروطیت مطرح نموده بودند. رضاخان و یارانش با حمایت و کمک انگلیس و با آموزش عملی آن در ترکیه آتاتورکی۱۵ ، در ایران پیاده نمودند و بنای ملّیت و اسلامیّت ملّت مسلمان ایران را در زیر خشن‌ترین دیکتاتوری سربرآورده از میان مشروطیتی که به دست روشنفکران خود باخته به تمدّن غرب ، افتاده بود۱۶، منهدم نمودند.

تفکّرات این جریان روشنفکری ، تقلیدی کورکورانه از تفکّرات و ایده‌های روشنفکران اروپایی قرون گذشته  بود که در برابر« سلطه متحجرانه کلیسا بر سراسر اروپا » و « تفتیش عقاید » و « مخالفت کلیسا با علم و خرد و اندیشه مردم اروپا » و « کشتار و شکنجه آنان » ، شعار « ناسیونالیسم ملل اروپایی» و « خارج شدن از سلطه کلیسا » و « برپایی کلیساهای محلی» و « بازگشت به تمدّن و فرهنگ ما قبل مسیحیت یعنی تمدّن یونان» و« اصالت انسان » به جای تمدّن و فرهنگ و تفکّرات متحجّرانه کلیسایی۱۷ را مطرح نموده بودند.

در کشور عثمانی روشنفکران این سرزمین گسترده و عظیم نیز همزمان با همقطاران خود  در ایران و در ارتباط با شبکه عظیم جاسوسی انگلیس و سایر روشنفکران بومی وابسته ، با همین شعارها و ایده‌ها و با طر ح « ناسیونالیسم عرب» و « ناسیونالیسم ترک» زمینه این جریان را فراهم آوردند و در جنگ جهانی اول سرزمین عثمانی را تجزیه و پاره‌پاره نمودند. اعراب ناسیونالیست که با وعده تشکیل یک سرزمین عربی، دولت ترک عثمانی را از پشت مورد تهاجم قرار داده و با شورشهای خود بزرگترین ضربه را به حکومت آنها وارد کرده و به یاری استعمارگران غربی شنافته بودند پس از پایان جنگ با خلف وعده آنان روبرو شده و همراه با تجزیه عثمانی ، سرزمین اعراب نیز به بیش از ۲۰ کشور تقسیم و تجزیه شد و« ناسیونالیسم غرب‌زده ضد اسلام عربی »  و « ناسیونالیسم غربزده ضد اسلام ترکی » نقش جداسازی و تفرقه‌افکنی بین اجزاء این سرزمین و مردم آن که هزار سال غربیان را با چالشهای متعدد مواجه کرده و در جنگ‌های صلیبی تهاجم آنان را درهم کوبیده۱۸ و مرکزیّت مسیحیّت در رم شرقی را پس از ۴۰۰ سال کشمکش فتح کرده بودند۱۹ به عهده گرفتند تا برای همیشه زمینه‌های وحدت و عزّت آنان را از میان بردارند.

بدین صورت بود که مرکز خلافت عثمانی به کشور « ترک »‌یّه و مرکز ظهور اسلام و سرزمینی که خانه خدا را در درون خود داشت به کشور «عرب»‌ستان تبدیل شدند و « اسلامبول » به « استانبول » تغییر نام یافت و وابسته‌ترین و بی‌هویّت‌ترین افراد و خاندانها از سوی آنان بر این سرزمین‌ها سلطه یافتند و « ملک‌ها » و « شیخ »‌های بی‌اراده بر سر کار آمدند.

و عظیم‌ترین توطئه‌ها با تقسیم زیرکانه این سرزمین بزرگ به مجموعه‌های کوچک و ضعیف ، مطابق با دقیق‌ترین برنامه‌های سیاسی و نظامی برای تحت سلطه بودن و ضعف همیشگی مسلمانان و تسلط همیشگی بر سرنوشت و منابع ثروت آنان طراحی شد.

مرزهای بعضی از این سرزمین‌های تقسیم شده گویا با خط‌کش و گونیا تقسیم شده است۲۰ و مسائل جغرافیائی و نژادی و قبیلگی ، کوچکترین نقشی در این تقسیم‌ها نداشته و به همین دلیل زمینه‌های اختلاف مرزی این کشورها با یکدیگر نیز فراهم شد.

مسلمانان بر استراتژیک‌ترین نقاط جهان قدیم یعنی بر « تنگه جبل‌الطارق » ، « کانال سوئز»، « تنگه داردانل » و « تنگه عمان » مسلط بودند. اما اینک بر اساس این تقسیم‌بندی‌های استعماری ، در کنار این نقاط استراتژیک ، ضعیف‌ترین مجموعه‌ها به نام کشور و « شیخ‌نشین » به وجود آمده است و وابسته‌ترین و بی‌اراده‌ترین افراد ممکن را در آنجا به حکومت رسانده‌اند:

۱- کشور کوچک و ضعیف مغرب (مراکش) با خاندانی بی‌هویّت در کنار تنگه جبل‌الطارق.

۲- هفت امیرنشین بی‌ارزش در کنار تنگه عمان که اینک که بر اساس منافع جدید استعمارگران همه متّحد شده‌اند ، مجموعه‌ای ضعیف و به نام «امارات متّحده عربی» را به وجود آورده‌اند.

۳- در کنار تنگه داردانل ، ترکهای جوان به رهبری آتاتورک (پدر ترکها) را که وابسته‌ترین نیروهای غربگرای تربیت‌شده آنان در جهان اسلام بودند در مرکز امپراطوری متلاشی شده عثمانی بر سر کار آوردند.

۴- در کنار کانال سوئز (که بعد از اصلاح و آماده سازی و لایروبی آن ، پس از فروپاشی عثمانی به عنوان راه ارتباطی جدید اروپائیان درآمده بود و راه قبلی یعنی دور زدن قاره آفریقا برای ورود به اقیانوس هند که چند برابر مسیر دریایی جدید بود، متروک گردیده بود) زیرکانه‌ترین توطئه غربیان صورت پذیرفت:

منطقه شامات در کنار دریای مدیترانه به چهار مجموعه به نام « کشور» تقسیم شد: اردن، سوریه، لبنان، فلسطین و کشور فلسطین توسط آفریننده‌اش تحت قیمومیّت قرار گرفت و سپس برای اهداف آینده ، توطئه حاکمیّت صهیونیسم بین‌المللی بر آن برنامه‌ریزی شد.

فلسطین در کنار دریای مدیترانه و درست در قلب جهان اسلام و در نزدیکی کانال سوئز قرار دارد و با تجمّع یهودیان صهیونیست در آن ، یک کشور جعلی با ملّتی جعلی، به نام اسرائیل که نقش پایگاه محکم مجموعه استعمارگران غرب  ، در جهان اسلام را به عهده داشت ، به وجود آمد و از نخستین روزهای تشکیل ، برترین امکانات نظامی از جمله بمب‌های اتمی (در سال ۱۳۳۴) را در اختیار آن قرار دادند تا نقش تفرقه‌افکنانه و تشنج‌آفرین خود را برای همیشه حفظ نماید و از وحدت دوباره جهان اسلام ، با نفوذ افراد وابسته در دستگاههای حکومتی آنها و تعیین سیاست‌های لازم برای آنها و حفاظت از ایدئولوژی ناسیونالیسم تفرقه‌افکن که توسط خود آنان ساخته شده بود، جلوگیری نمایند.

در اینجا لازم است اشاره گردد که چرا فرد وابسته‌ای چون سید ضیاء طباطبائی پس از کودتای ننگین ۱۲۹۹ همراه با رضاخان و بر سر کار آوردن او ، مأموریت می‌یابد به خیانت‌های خود در خارج از ایران ادامه دهد و به عنوان نیروی واسط یهودیان صهیونیست ، زمین‌های فلسطینی‌ها را از مسلمانان خریداری نموده و در اختیار انگلیسیها و صهیونیستها قرار دهد.

و همچنین لازم است که بیان گردد که چرا حکومتگران وابسته ایران با اسرائیل روابط نیکو برقرار کرده و از آنکشور جعلی به طرق مختلف حمایت می نمودند.

و لازم است اشاره گردد که چرا ناسیونالیستهای ایرانی ، زمان بر سر کار آمدن خود در زمان نهضت ملی شدن نفت و در سالهای پیش از انقلاب و پس از آن هیچ‌گاه مشکلی با اسرائیل و حامیان آن نداشتند و هنوز نیز از حمایت مسئولان جمهوری اسلامی ایران از مردم فلسطین ناراحت و به‌ آن معترض هستند.

مسئله فلسطین ، کلیدی‌ترین مسئله ، میان« جهان اسلام » و « جهان غرب» می‌باشد و هیچ‌کدام از کشورهای اروپایی و آمریکا بر سر این قضیه کوتاه نخواهند آمد. « حیات اسرائیل » ، حیات منافع استعمارگران غربی و « محو ونابودی اسرائیل» ، حیات مسلمانان و حیات جهان اسلام است و سرنوشت غرب در جهان اسلام و منافع آنها در جهان اسلام منوط به حیات و بقای اسرائیل است و مسلمانان در کل، هیچ راهی برای سربلندی و عزّت خود در آینده ، جز محو این کشور جعلی پیش روی نخواهند داشت.

پس از جنگ جهانی دوم و با در هم کوبیده شدن امپراطوریهای استعماری ، بخصوص فروپاشی امپراطوری کبیر انگلیس،نظام سلطه گر جدید که به علت دوری از منطقه اصلی جنگ  دوّم ، کمترین خسارات را از جنگ دیده بود و به علّت تدارک کشورهای اروپایی متّفق شرکت کننده در جنگ، اقتصادش به شدّت متحوّل شده وتوانسته بود صنایع خود را طی دوران جنگ باز سازی  نماید، زمینه توسعه سریع اقتصادی آن فراهم شده بود ، وارد صحنه جهانی شد و به علت قدرت عظیم اقتصادی و نظامی و سیاسی خود جانشین قدرتهای سلطه گر و استعماری قبلی شد.

در طی مدت ۴ سال جنگ آمریکا علیرغم بیرون کشیدن میلیونها نیروی کار از کارخانجات، به دلیل نیاز شدید متفقین به سلاح و تدارکات جنگ توانست قدرت صنعتی خود را به صورت افسانه‌ای توسعه داده و آن را نوسازی کند و به همین دلیل پس از جنگ اقتصاد آن بر تمام اقتصادهای جهان پیشی گرفت و ارز او جای سایر ارزها را در اقتصاد جهانی گرفت و به عنوان ارز مسلط وارد دنیای اقتصاد شد.

عراق در گذشته

عراق پس از جدا شدن از مجموعه عثمانی، پس از جنگ جهانی اول به صورت یک کشور در محدوده جغرافیایی کنونی شکل گرفت و انگلستان آن را تحت قیمومیت خود قرار داد  ، انقلاب ۱۹۲۰ (سه سال پس از ظهور این کشور) تحت رهبری علما و مراجع شیعه و تحت رهبری نظامی آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی و مخالفت رهبران این انقلاب با تحت قیمومیّت قرار گرفتن عراق، این نقشه شوم را نقش بر آب نمود و علیرغم شکست این انقلاب ، از تحت قیمومیّت قرار گرفتن عراق جلوگیری و استقلال عراق تضمین شد.۲۱ البتّه پس از انقلاب ۱۹۲۰ ظاهراً استقلال  عراق توسط دولت  انگلیس به رسمیّت شناخته شد و بر اساس یک توطئه زیرکانه ، ملک فیصل که از خاندان شریف مکّه بود  در این کشور به سلطنت رسانده شد و به طور غیر مستقیم سرنوشت این کشور به دست امپراطوری انگلیس افتاد .

کردها نیز به سه قسمت تقسیم شدند و در سه کشور جدیدالولاده « عراق » و« ترکیّه » و« سوریه » مناطق زندگی آنان تقسیم شد و به عنوان استخوان لای زخم ، وسیله دردسرسازی و درگیری در این مناطق را به عهده آن گذاشتند.

این جریان در حالی در عراق اتفاق افتاد که با انقلاب بلشویکی در روسیه، دولت تزاری سرنگون گردیده بود و رقابت انگلیس و روسیه در ایران پایان یافته و کشور، کاملاً تحت سلطه انگلیس قرار گرفته بود و انگلستان برای نفوذ کامل در ایران قرار داد ننگین ۱۹۱۹ را با وثوق‌الدوله نخست‌وزیر ( و یکی از اعضای دادگاه شهید شیخ فضل‌الله نوری)۲۲ بسته بود. اجرای این قرارداد، استقلال ایران را برای همیشه پامال و امپراطوری استعماری انگلیس را بر سرنوشت ملّت ایران مسلط می‌نمود.۲۳ آثار انقلاب ۱۹۲۰ عراق و رهبری آن توسط علمای شیعه ایرانی و حتّی تصمیم آنان برای مقابله با این قرارداد و ترس انگلیس از گسترش انقلاب عراق به ایران و بخصوص دستور جهاد توسط این علما، موجب لغو قرارداد وثوق الدوله را فراهم آورد. اما با لغو قرارداد، انگلستان به دنبال ایجاد شرایط لازم برای سلطه همه‌جانبه خود بر ایران برآمد و رضاخان را با چهره‌ای دینی و به یاری مشروطه‌طلبانی که از دیگ پلو سفارت انگلیس درآمده بودند بر سر کار آورد و سپس اهداف قرارداد ۱۹۱۹ را به دست آنها پیاده نمود.

بدینگونه در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم، اصطلاح «کشورهای اسلامی» به وجود آمد و احزاب با ایدئولوژی «پان عربیسم» و «پان ترکیسم» و «پان ایرانیسم» و حکومتهای لائیک با رهبری افرادی که تحت آموزش‌های ایدئولوژیک و حزبی احزاب ساخته شده توسط دستگاه‌های جاسوسی کشورهای استعمارگر غربی قرار گرفته بودند ، به وجود آمدند.

یکی از این احزاب، حزب بعث، تحت رهبری فکری میشل عفلق مسیحی با شعار « وحدت عربی و کمونیسم» به وجود آمد و نهایتاً با یاری استعمارگران غربی و شرقی در عراق به قدرت رسید و برای حفظ قدرت و جلوگیری از انقلاب توده‌‌های مردم خونریزی و جنایت را در سرلوحه امور خود قرار داد.

تسلط بر سرنوشت عراق همواره به دلیل سه امر مهمّ در رأس برنامه‌های سلطه‌جویانه استعمارگران جهانی قرار داشته است:

۱- وجود منابع عظیم نفت در این کشور و کشورهای همسایه (عظیم‌ترین منابع نفت جهان در دایره‌ای حداکثر با شعاع ۵۰۰ کیلومتر و مرکزیت فاو در کشورهای ایران و عراق و کویت و عربستان قرار دارد؛)۲۴

۲- وجود پایگاه عظیم حوزه نجف و وجود عتبات عالیات و نقش عظیم این دو در بسیج مردم شیعی در عراق و ایران و سابقه انقلاب ۱۹۲۰ عراق و نقش مراجع و علمای این حوزه در نهضت مشروطیت و سایر جریانات ضد استعماری از جمله نهضت تنباکو …

۳- موقعیت خاص جغرافیائی عراق و نقش آن در منافع استعماری

ظهور انقلاب اسلامی در ایران و تأثیر آن بر عراق و سرنوشت آن:

با ظهور انقلاب اسلامی در ایران و خارج شدن آن از سلطه استعمارگران غربی در حالی که انقلاب اسلامی ایده‌آل خود مبنی بر « آزادسازی مسلمین از سلطه بیگانگان » و « بازگشت عزّت و مجد اسلامی آنان در سایه کلمه توحید و توحید کلمه » را هیچگاه پنهان ننموده است و « آزادی فلسطین » و « حمایت از مسلمین » را در سرلوحه خواستهای خود قرار داده است.۲۵ شرایط جدیدی در منطقه به وجود آمد و موجب موضع‌گیری جدید ابرقدرتهای غربی و حتی شرقی در برابر آن شد. این موقعیت جدید تمام برنامه‌های جهانی ابرقدرتهای شرقی و غربی را با معضلات و بهم ریختگی مواجه می‌کرد و به همین دلیل بود که آنها  مواضع مشترکی را در برابر انقلاب اسلامی اتخاذ نمودند تا آن را سرکوب و در صورت عدم موفقیت از گسترش آن جلوگیری نمایند.

« نظام کمونیستی شرق » با « نظام سرمایه‌داری غرب » که ظاهراً عمیق‌ترین اختلافات را با یکدیگر داشتند بر سر مسئله فلسطین همواره اشتراک منافع و مواضع داشته اند و جالب این است که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از اوْلین کشورهایی بود که در سازمان ملل تأسیس کشوری بنام اسرائیل را به رسمیت شناخت.۲۶

عراق پس از انقلاب اسلامی در ایران

عراق و سرنوشت آن از راهبردی ترین مواضع مشترک میان دو نظام شرق و غرب بود و سرنوشت عراق با سرنوشت کلی منافع این ابرقدرتها گره خورده بود و آنان به همین دلیل مواضع مشترک و هماهنگی در رابطه با این کشور و سرنوشت آن اتخاذ نمودند.

دلایل این جریان چه بود؟

وجود « اکثریت شیعه در عراق» و وجود « مراجع انقلابی » چون مرحوم شهید آیت‌الله سید محمد باقر صدر و گروه عظیمی از علمای همراه ایشان در عراق و مراجع دیگری که به عنوان پشتوانه ایشان می‌توانستند وارد صحنه سیاست و « تشکیل حکومت اسلامی » شده و مردم را به حرکت درآورند. عراق را به عنوان دومین کشوری که بالقوه آماده برپایی انقلاب اسلامی با همان مواضع انقلاب اسلامی ایران بود ، مطرح نمود و لذا این خطر بالقوه برای منافع ابرقدرتها ، باید با سرعت سرکوب می‌شد.

منافع مهم و استراتژیک موجود در عراق برای سلطه‌گران جهانی چند بعد داشته و دارد :

۱- منابع عظیم نفت عراق: عراق با ذخایر کشف‌ شده‌ای در حدود ۱۳۰ میلیارد بشکه، دومین کشور نفت‌خیز جهان است و در صورت تشکیل یک دولت انقلابی اسلامی شیع  و  وحدت ‌نظر و وحدت عمل با دولت ایران حجم عظیمی از منابع نفت منطقه در اختیار آنها قرار می‌گرفت و این در حالی بود که موضع مقابله با سلطه گری و تن ندادن به کسب منافع نامشروع غرب و شرق از جوامع اسلامی ، در سرلوحه مواضع انقلاب اسلامی قرار داشت. با وقوع انقلاب اسلامی در ایران قیمت نفت از ۱۲ دلار به حدود ۳۵ دلار۲۷ رسید و این نشانگر تأثیر این تجمّع را نشان می‌داد .

وحدت این دو کشور می‌توانست خطر بالقوه دیگری را نیز به وجود آورد و آن گسترش انقلاب اسلامی به دو کشور همسایه دیگر که دارای منابع عظیم نفت بودند یعنی کویت و عربستان. و این فاجعه‌ای بود که هستی نظام‌های شرق و غرب را دچار تزلزل می‌نمود و منافع بادآورده آنان و سلطه آنها بر جهان را بر باد می‌داد. و رشد تولید و اقتصاد و توسعه و ثروتمند شدن آنان را جلو می‌گرفت و این مطلبی نبود که آنها بتوانند در برابر آن سکوت کرده و آنرا قبول نمایند.

۲- در خطر افتادن موجودیّت اسرائیل: در صورت برپا شدن یک انقلاب اسلامی در عراق و در نتیجه تشکیل یک دولت انقلابی اسلامی و اتّخاذ مواضع مشترک با ایران و بسیج مردم برای مبارزه با اسرائیل که به خصوص در روزهای اوج انقلاب توسط مردم این مواضع بیان می‌شد و صریحاً و آشکارا با قرارداد کمپ دیوید۲۸ مخالفت می‌نمودند (در زمان کشتار ۱۷ شهریور و در حالی که در کمپ دیوید طرفهای آن به واسطه‌گری کارتر رئیس‌جمهور آمریکا در حال مذاکره با یکدیگر بودند، و در پایان همان‌روز هر سه یعنی کارتر و سادات و بگین تلفنی از شاه و اقدام او در این روز سیاه پشتیبانی نمودند)۲۹ موجب به خطر افتادن جدّی موجودیّت اسرائیل می‌شد و این پایگاه سلطه جهانخواران بر جهان اسلام در برابر بسیج مردمی دو کشور ، یقیناً نمی‌توانست به حیات خود ادامه دهد.

عظیم‌ترین توطئه‌ها برای شکست انقلاب اسلامی، در روزهای آخر پیروزی آن با مأموریت مخفی ژنرال هایزر و انتخاب بختیار و بدنبال آن خروج شاه از ایران آغاز شد و خونین‌ترین کودتای قرن بیستم و کشتار دهها هزارنفری رهبران و تأثیرگذاران در انقلاب اسلامی طراحی شد، اما با حضور مردم در شب ۲۲ بهمن در خیابان‌های تهران و دفاع سرسختانه آنها از انقلاب اسلامی ، با شکست مواجه گردید و سرزمین ایران از حضور تمام وابستگان شناخته شده سیاست غرب پاکسازی شد . امّا با پیروزی انقلاب اسلامی ، توطئه‌های مشترک شرق و غرب برای نابودی آن  از همان ابتدا، آغاز شد و کردستان و مناطق مرزی کشور، صحنه توطئه‌های مشترک تمام گروههای وابسته به آنها گردید که با عکس‌العمل امام و مقاومت سرسختانه طرفداران انقلاب اسلامی ، این توطئه‌ها نتوانست انقلاب را با شکست مواجه کند.

– نفوذ در دستگاه‌های اداره کننده انقلاب توسط عناصر وابسته و به انحراف کشاندن آن، توطئه دیگری بود که از همان روزهای انقلاب طراحی شده بود و ضربات عظیمی را در ماه‌های اوّلیه پیروزی ، به انقلاب وارد نمود. که البتّه با تسخیر لانه جاسوسی وگسترش احساسات ضدآمریکایی و رسوائی افراد نفوذی در دولت وانقلاب و پشتیبانی امام و  مردم انقلابی از این جریان و بی‌ثمر ماندن انواع توطئه‌ها ، طرحهای جدیدی از خارج از کشور برای نابودی انقلاب و جلوگیری از گسترش آن طراحی گردیدکه در راس آن حمله نظامی از خارج به انقلاب اسلامی بود .

طراحی حمله نظامی به انقلاب اسلامی

در مرداد ۵۸ یعنی تنها ۶ ماه پس ازپیروزی انقلاب اسلامی در ایران صدام طی برنامه‌ای جهانی برای مقابله با انقلاب اسلامی در عراق و ایران، حسن‌البکر رئیس‌جمهور عراق (پدر همسر خود) را برکنار و در حالی که از سن او  حدود ۴۰سال می‌گذشت بر سرکار آمد. شخصیت این شخص نشان می‌داد که ابرقدرتها چه اهدافی را از این تغییر در سر می‌پرورانند.

صدام بر اساس برنامه طراحی شده ، از نخستین روزهایی که بر سر کار آمد به فراهم آوردن زمینه و امکانات جنگ با ایران پرداخت و ابرقدرتهای شرق و غرب بخصوص شوروی به پشتیبانی و تدارک او پرداختند و او را به انواع سلاح‌ها و پیشرفته‌ترین آنها مجهز نمودند.

صدام در وهله اول به تجهیز نیروهای داخلی ایران، بخصوص گروهک وابسته خلق عرب خوزستان مبادرت نمود و در حوادث کردستان نیز شروع به دخالت نمود. عوامل استکبار جهانی در داخل ایران با کمکهای صدام شروع به بمب‌گذاری و انفجار در تأسیسات و لوله‌های نفت و کشتار مردم نمودند.

در اوایل پاییز ۱۳۵۸ که اوج توطئه‌های مشترک شرق و غرب و وابستگان داخلی آنها در ایران بود ، صدام با ادعای مالکیّت عراق بر جزایر سه گانه در دهانه خلیج فارس روابط خود با ایران را خصمانه نمود۳۰ و آماده جنگ با ایران شد.

تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران ، نقطه عطفی در برنامه مشترک ابرقدرتها در سرکوبی انقلاب اسلامی بود و آنان را تا مدتها با سردرگمی و بلاتکلیفی مواجه و نقشه های آنان را نقش بر آب  نمود :

۱- توطئه‌گران تا مدتها در کردستان با سردرگمی نتوانستند به اقدامات خود ادامه دهند و کردستان پس از ماهها آرامش خود را بازیافت و سرنخهای تحریک و توطئه که به سفارت آمریکا متصل بود قطع گردید.

۲- صدام نتوانست به اقدامات خود ، در رابطه با جنگ با ایران و بمب‌گذاری و تخریب در مناطق غرب کشور بخصوص در خوزستان ، ادامه دهد.

۳- دولتمردان موجه ، اما نفوذی و یا از جهت فکری و گرایشات سیاسی وابسته به ابرقدرتها از صحنه سیاست ایران حذف شدند.

۴- جریانها و احزاب و اشخاص نفوذی شناسایی شدند و تشکیلات آمریکا جهت نفوذ در انقلاب و سپس انحراف آن از هم گسیخت.

۵- مردم مجدداً و این بار در برابر دشمن اصلی انقلاب ، بسیج شدند و روحیه انقلابی مردم که با سلطه دولتمردان سازشکار به شدت آسیب دیده و افت کرده بود مجدداً بازسازی شد و وحدت مردم حول مبارزه با آمریکا بسیاری از توطئه‌ها را با شکست مواجه نمود.

باز سازی تشکیلات نفوذ

با آغاز سال ۵۹ آمریکا موفق شد سازمان نفوذ و جاسوسی خود در ایران را بازسازی نماید و آنان را در پشت سر اوّلین رئیس‌جمهور ایران اسلامی که زیر عنوان حمایت از انقلاب اسلامی و با چهره‌ای موجه بر سر کار آمده بود بسیج نماید.

شرایط داخلی عراق نیز با دستگیری آیت‌الله سید محمد باقر صدر مهیای توطئه‌ای هولناک گردید.

به دنبال دستگیری آیت‌الله صدر، مردم عراق در تظاهراتی عظیم به پشتیبانی ایشان قیام نمودند اما هدف توطئه‌گران شناسایی سردمداران بسیج مردم عراق بود. بلافاصله آیت‌الله صدر آزاد و بیست هزار تن دستگیر شدند و هزاران تن از آنان به جوخه اعدام سپرده شدند و سپس آیت‌الله صدر همراه با خواهر گرانقدرشان بنت‌الهدی صدر دستگیر و به شهادت رسیدند.

یقیناً شهادت ایشان و سرکوب سردمداران انقلاب مردمی شیعی عراق، بی‌رابطه با حمله آمریکا به ایران در منطقه طبس که با امدادهای الهی در نطفه خفه شد، نبود. در این حمله که قرار بود پس از نجات گروگانها ، با تهاجم گسترده هواپیماهای آمریکایی که در کشورهای همسایه مستقر شده بودند و با تهاجم و همکاری کودتاگرانی که در نیروی هوایی و سایر نیروهای ارتش ایران خود را آماده همکاری با آمریکا و کشتار ملّت خود نموده بودند ، همراه بود نقاط استراتژیک نظامی و غیرنظامی ایران بمباران و محل سکونت رهبران انقلاب از جمله حضرت امام نیز بمباران می‌شد.

شهادت آیت‌الله صدر به دست صدام درست دو هفته قبل از طرح « حمله آمریکا و به دنبال آن کودتا و تهاجم به ایران » ، اتّفاق افتاد و این دو یقیناً بی‌رابطه با یکدیگر نبوده است. زیرا سرکوب انقلاب اسلامی و کشتار رهبران آن بخصوص به شهادت رساندن حضرت امام ، مردم شیعه عراق به رهبری علما و مراجع این کشور، به خصوص آیت‌الله صدر را به عکس‌العمل وامی‌داشت و لذا قبل از سرکوب انقلاب اسلامی در ایران باید تکلیف ایشان در عراق روشن می‌شد ، شهادت آن شهید گرانقدر ، نتیجه این طرح جنایتبار بود که با امداد الهی و برخاستن طوفان شن و از کار افتادن بالگردهایی که قرار بود در این عملیات شرکت نمایند نقشه های شوم آنها عقیم ماند.

طراحی کودتای نوژه

کودتای نوژه که توسط نیروهای وابسته به آمریکا در ارتش ایران که در حمله طبس با او همکاری می‌نمودند (اما به علّت شکست آمریکا در حمله طبس و اطلاع آمریکا به آنان پس از شکست و بمباران شدن هلی‌کوپترهای بجا مانده حاوی اسناد نظامی که می‌توانست آنان را لو بدهد، به دستور بنی‌صدر، از مهلکه فرار نموده و جان سالم به در برده بودند) قرار بود در تابستان ۵۹ با همکاری دولت عراق به ریاست صدام انجام شود نیز نتوانست ضربه نهایی را به نظام جمهوری اسلامی وارد سازد و لذا آخرین تیر ترکش ابرقدرتها حمله صدام، با آماده شدن شرایط داخلی توسط نیروهای نفوذی ( از جمله بنی‌صدر و تیمسار مدنی ) آغاز شد.

بسیج نیروهابرای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و جلوگیری از گسترش آن:

الف : تقویت  نظامی صدام

این جنگ، جهت سرنگونی و شکست انقلاب اسلامی و جلوگیری از گسترش آن در عراق و سایر کشورهای اسلامی با اهداف بیان شده فوق و با تشویق و همکاری و امداد تمام ابرقدرتهای غربی و شرقی آغاز شد :

– شوروی که در گذشته به طور سنّتی تأمین کننده سلاحهای جنگی عراق بود ، در طی جنگ سلاحهای جدید از جمله موشکهای دوربرد برای گسترش جنگ به شهرهای ایران را در اختیار صدام گذاشت .

– فرانسه هواپیماهای « میراژ » و « سوپر اتاندارد »  خود را همراه با موشکهای             « اگزوست » در اختیار او گذاشت.

– آمریکا هواپیماهای« آواکس» یا رادار پرنده با برد ۵۰۰ کیلومتر ردگیری از آسمان به زمین را در اختیار او گذاشت.

– آمریکا ضمن در اختیار گذاشتن تصاویر ماهواره‌ای از مواضع ایران و تأسیسات مهم نظامی و غیرنظامی آن کلیه نیروهای نفوذی و احزاب وابسته به خود در ایران را بسیج و در اختیار صدام قرار داد :

*- احزاب مختلف ملی‌گرا (طرفداران بختیار، جبهه ملی) و سلطنت طلب

*- نهضت آزادی با صدور اعلامیه‌های مختلف علیه دفاع مقدس و مقالات روزنامه میزان به تضعیف روحیه مردم پرداخت ، اطلاعیه‌های نهضت آزادی توسط استخبارات عراق به عربی ترجمه می‌شد و جهت تقویت روحیه سربازان و افسران عراقی در اختیار آنان گذاشته می‌شد.۳۱

*- گروههای چپ مارکسیستی آمریکایی و روسی مانند سازمان پیکار و کومله و دموکراتها و فدائیان اکثریت و اقلیت و گروه اشرف دهقان و ساواکیها و ارتشیان جنایتکار فراری همه هماهنگ با هم به حمایت از صدام بر خاستند .

*- گروه منافقین ابتدائاً به ترور رهبران انقلاب مبادرت نمود و سپس مفتضحانه از کشور فرار و مستقیماً در کنار صدام به جنگ و کسب اطلاعات و جنایت بر علیه ملت ایران پرداخت و نهایتاً نیز چند بار همراه نیروهای صدام به ایران اسلامی حمله نمود و در عملیات مرصاد ضربه کاری از رزمندگان اسلام دریافت کرده ومتلاشی شد.

– تمام مرتجعین عرب (همان خاندانها و احزابی که پس از فروپاشی عثمانی بر سرزمین‌های عرب از جانب فاتحین جنگ جهانی اول گمارده شده بودند) جهت حمایت صدام بسیج شدند:

*- کویت بندرالاحمدی خود را در اختیار صدام نهاد و دهها میلیارد دلار کمک مالی به او نمود.

*- اردن (ملک حسین) بندر عقبه را در اختیار صدام و تدارکات نظامی و غیرنظامی او نهاد.

*- مصر (انور سادات) حجم عظیمی از نیروهای مصری (حدود یک میلیون نفر) را به عنوان نیروی کار به عراق فرستاد تا صدام جوانان عراقی را بسیج کرده و آموزش نظامی داده و به جبهه جنگ علیه ایران اعزام نماید.

*- مراکش و سودان نیروهای کمکی نظامی در اختیار صدام نهادند.

– آلمان سلاحهای شیمیایی در اختیار عراق قرار داد.

-انگلیس علاوه بر همه نوع حمایت، توپهای دوربرد یک تنی در اختیار او گذاشت.

آری، جهان استکبار همراه با تمام وابستگان خود در جهان اسلام از جمله وابستگان داخلی خود ، با چهره‌های گوناگونشان در مقابل انقلاب اسلامی ایستادند تا از گسترش آن جلوگیری نمایند.

ب- بسیج سازمانهای گوناگون بین‌المللی:

تمام سازمانهای بین‌المللی بسیج شدند تا جمهوری اسلامی را در دفاع مقدس خود ناکام سازند.

۱) – سکوت در برابر تجاوز آشکار صدام به ایران و عدم اقدام لازم جهت معرفی و تنبیه متجاوز، به صورتی که تا پایان جنگ ۸ ساله به این کار اقدام ننمودند و در سال ۷۰ و دو سال پس از پایان جنگ سازمان ملل، صدام را متجاوز شناخت.۳۲ (اما با حمله صدام به کویت کمتر از ۴۸ ساعت این اقدام محکوم و صدام متجاوز شناخته شد.)

۲) – سکوت در برابر جنایات صدام در حقّ ملّت ایران و سکوت در برابر جنایات بی‌نظیر او در حقّ ملّت عراق چه شیعیان و چه کردهای عراقی بویژه سکوت تمام سازمانهای بین‌الملل در برابر حمله شیمیایی به حلبچه  بصورتی که کوچکترین اعتراضی نسبت به این جنایات از زبان هیچ سازمان بین‌المللی از جمله سازمان ملل و حقوق بشر و صلیب سرخ و … برنخاست و با بی‌تفاوتی آنان ده‌‌ها هزار انسان آزاده در زندانهای عراق به جوخه‌های اعدام سپرده شدند و یا به وحشیانه‌ترین شکل شکنجه شدند.

در این میان، علمای روشن‌بین عراقی و مردم شیعه عراق با کثیف‌ترین شیوه‌ها و با کوچکترین احساس خطر دستگیر و به شهادت رسیدند و جوانان عراقی به خصوص جوانان شیعه در سایه یکی از کثیف‌ترین خفقان‌ها در تاریخ بشریّت که تمام جهان و تمام نظام‌ها و تمام سازمانها و تمام مدّعیان حقوق بشر و تمام دولتهای مدعی اسلام و تمام آخوندهای درباری که چشمان خود رادر برابرآن بسته بودند به جبهه‌ها اعزام شدند و قربانی اهداف شوم ابرقدرتها و وابستگان آنها شدند.

حزب بعث و صدام، با استفاده از همین شرایط و همگامی کامل تمام ابرقدرتها و مرتجعین منطقه و سازمانهای بین‌الملل با خشن‌ترین و ضدانسانی‌ترین شیوه‌ها به کشتار معترضین و حتّی نزدیکان آنان (آنهم بدون جرم) پرداختند. و با استفاده از این حمایت‌ها کلیه مخالفان خود را تصفیه نمودند و این تصفیه به درون ارتش عراق و حتی دولت مردان عراقی نیز کشیده شد و از هر کس کوچکترین احساس خطری می‌شد به دست جوخه‌های اعدام سپرده می‌گردید. نه تنها شخصیت‌های مردمی و انقلابی بلکه شخصیت‌های حزب بعث وهمگام با صدام نیز ، طی دوران جنگ تصفیه شدند و پس از جنگ دامنه آن به تعدادی از شخصیت‌هایی که نزدیکی فامیلی با شخص صدام داشتند نیز کشیده شد.

دامنه سکوت مجامع جهانی نه تنها نسبت به جنایات صدام نسبت به رزمندگان ایرانی بلکه نسبت به جنایات ضدانسانی نسبت به کردها و سایر مردم معترض عراقی نیز تداوم یافت و در روزهای پایانی جنگ بمباران رزمندگان مدافع ایرانی با بمبهای شیمیایی سیانور و جنایت بی‌نظیر نسبت به مردم کرد حلبچه با این نوع سلاحها که اهدایی سردمداران آمریکا و سایر دول غربی بود نیز نتوانست سکوت مجامع بین‌المللی را بشکند.

علیرغم تمام این حمایت‌ها، در روزهای پایانی جنگ که صدام در برابر فداکاریهای رزمندگان اسلام توان خود را از دست داده بود آمریکا و دول غربی مباشرتاَ به حمایت او و برای نجات او که در حقیقت نجات منافع آنها بود ، مستقیماً وارد جنگ با ایران شدند و پس از ۸ سال جنگ و در حالی که در طی این مدت هیچ یک از سازمان‌ ملل حاضر نشده بود متجاوز را اعلام و او را تنبیه نمایند، قطعنامه ۵۹۸ را که سوّمین قطعنامه در رابطه با جنگ ایران و عراق بود و تا حدی به خواستهای مردم ایران نزدیک شده بود را به ایران تحمیل نمودند و بدینگونه جنگ ۸ ساله با تحمیل خسارات جبران‌ناپذیر بر ملّت ایران و عراق و بدون گرفتن نتایجی که مورد نظر حزب شیطانی بعث و ابرقدرتهای حامی آن بود به پایان رسید.

صدام و عراق پس از جنگ

با پایان جنگ مسائل جدیدی برای ابرقدرتهای حامی صدام در رابطه با عراق به وجود آمد ، که شرایط خطرناکتری نسبت به شرایط ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران محسوب می‌شد . این شرایط عبارت بودند از:

۱- نارضایتی مردم عراق از جنگ بی‌‌نتیجه و در نتیجه به وجود آمدن مجدد شرایط خطرناک اول جنگ که به خاطر احتراز و دوری از آن ، این جنگ به وجود آمد و آن جنایات وسیع و گسترده انجام شد . یعنی : تشکیل یک دولت انقلابی اسلامی در عراق .

۲- وجود سلاحهای شیمیایی و سایر سلاحهای اهدایی ابرقدرتها در عراق و وجود چند میلیون نیروی آموزش‌دیده و تجربه یافته در جنگ که در صورت بیداری ملّت عراق و قیامهای مردمی می‌توانست خطری بالقوّه برای آنان باشد . خطری که در ابتدای جنگ موجب نگرانی آنها شده بود و حال با امکانات اهدایی خود آنها می‌توانست خطری عظیم‌تر باشد و موجودیّت اسرائیل را شدیداً به خطر بیندازد.

بنابراین در پایان ۸ سال جنگ و ۸ سال جنایت نه تنها اهداف آغاز جنگ برای آنان تحقّق نیافته بود بلکه خطر گسترش انقلاب اسلامی آنان را شدیداً و بیشتر از گذشته تهدید می‌کرد و با سلاحهای موجود در عراق و نیروی نظامی موجود در آن موجودیّت اسرائیل بیش از گذشته در معرض خطر قرار گرفته بود.

حمله صدام به کویت راه‌حل خروج از بحران:

تشویق صدام به حمله به کویت با توجه به روحیه تجاوزطلبی او ، راه‌حل خروج از بحران برای دولتهای غربی بود.

صدام به این نکته توجه نداشت که ضمیمه کردن« کویت » و « منابع عظیم نفت » آن به خاک عراق مطلبی نیست که با منافع قدرتهای مسلط بر جهان هماهنگی داشته باشد . به این دلیل در حالی که عراق در خطر « قیام مردمی» و « تشکیل یک دولت انقلابی اسلامی» قرارداشت ، ضمیمه شدن نفت کویت به نفت عراق ، موجب می شد با وقوع و موفقیت این قیام و انقلاب ، تصمیم‌گیری در رابطه با منابع نفت ایران ، عراق و کویت همزمان در اختیار طرفداران انقلاب اسلامی با مواضع ضدغربی‌اشان قرار ‌گیرد و این مطلبی نبود که حتی خیال به وجود آمدن آن خواب را از چشم آمریکا و اروپا و کلاً غرب نرباید و این موضوع در زمانی داشت اتّفاق می‌افتاد که نظام دو قطبی فروپاشیده و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به عنوان یک ابرقدرتاز میان رفته بود و نظم نوین جهانی آمریکا داشت جانشین این نظام دوقطبی می‌شد.

آمریکا توسط افراد نفوذی خود در دستگاه حکومتی صدام ، خود به خاطر اهدافی که در پیش داشت به تحریک او برای حمله به کویت و تشویق او پرداخت.

صدام با این اشتباه راهبردی ، بهترین موقعیت را در اختیار آمریکا قرار داد و پای او و متّحدانش را به بهانه بیرون راندن عراق از کویت به منطقه خلیج فارس بازنمود .

آمریکا با استفاده از این فرصت تاریخی نیروهای نظامی خود و همپیمانانش را وارد منطقه نمود و در کشورهای کویت و عربستان و سایر دول وابسته و بی‌اراده به گسترش پایگاههای خود پرداخت و خلیج فارس را نیز صحنه جولان ناوگانهای خود نمود.

در جریان تهاجم آمریکا ارتش عراق ، از جهت نیروی انسانی و تجهیزات ، ضربات کاری و نابود‌کننده‌ای را تحمّل نمود و سلاحهای شیمیایی و میکربی اهدایی آمریکا و آلمان و انگلیس و سایر پشتیبانان صدام در دوران جنگ تحمیلی ، از اختیار او خارج و نابود گردید و خطر بالقوه این سلاحها برای موجودیّت اسرائیل ، از میان رفت و کلیه امکانات و زیرساختهای اقتصادی و تولیدی عراق در چهل روز قبل از شروع عملیات نهایی ، طی ده هزار سورتی پرواز در روز ، بمباران و نابود گردید و سرزمین سوخته‌ای با حداقل امکانات زندگی بنام کشور عراق بر جای ماند.

توطئه پیشگیری از وقوع انقلاب اسلامی در عراق

علیرغم سرکوب صدام و نابودی حجم عظمیی از نیروهای نظامی‌ تحت فرمان او و در حالی که رمقی برایش باقی نمانده بود ، او برای مأموریتی خطرناکتر و جنایتبارتر  از اریکه قدرت به زیر کشیده نشد تا به این مأموریت اقدام کند و آخرین استفاده‌های ممکن نیز از وجود او گرفته شود و اموری که از هیچ کس تصوّر انجام آن نمیرفت به دست او انجام شود. و آن چیزی جز سرکوب خطر بالقوه شیعیان که در جریان همین تهاجم نیز خود را با یک انتفاضه مردمی به نمایش گذاشته بود، نبود.صدام و حزب بعث ، این مأموریت جنایتبار و بی‌نظیر را به خوبی به انجام رساندند :

–         کشتار دسته‌جمعی شیعیان عراقی در شهرهای کربلا و نجف و در جنوب عراق .

–    دستگیری صدها تن از علمای بزرگ و اعضای خاندانهای علم و فقاهت شیعه عراقی و به شهادت رساندن دسته‌جمعی آنان و مسموم نمودن آیت‌الله خوئی ، از توطئه‌هایی بود که با کمک و نقشه آمریکا و دول غربی به اجرا درآمد.

صدام پس از پایان جنگ با ایران به تصفیه یاران  خود نیز پرداخت.

عدنان خیرالله شوهر خواهر او و فرمانده ارتش او در طی دوران تهاجم ۸ ساله به ایران با انفجار و سقوط هلی‌کوپترش کشته شد.

– کامل حسین و کامل حسن شوهران دختران او که فرماندهی سرکوب شیعیان نجف و کربلا و قتل‌عام دسته‌جمعی آنان را به عهده داشتند کشته شدند تا هیچ‌کس در عراق برای جانشینی او وجود نداشته باشد تا آمریکا نتواند فکر کنار گذاشتن او را در مخیّله خود بگنجاند.

 

آینده نامعلوم عراق

پاشنه آشیل سلطه‌گران جهانی

صدام تنها نیروی حاکم بر عراق بود و نه تنها شخصیّت‌های مردمی بلکه هر کس را که ممکن بود روزی بجای او در عراق بتوان بکار گمارد، از سر راه برداشته بود و در این راه با توجه به خوابهایی که آمریکا و صهیونیستها برای آینده عراق دیده بودند به طرق مختلف به تشویق او پرداختند.

پس از ده سال محاصره اقتصادی عراق و فروش نفت و دریافت صرفاً غذا و فشار شدید بر ملّت عراق و در حالی که صدام با این شرایط و این جنایات در آخرین سالهای زندگی خود نیز به سر می‌برد و خطر قیام گسترده مردمی بخصوص قیام شیعیان عراق که اکثریت مردم عراق را تشکیل می‌دهند ، نه تنها هنوز وجود داشت بلکه چون آتشفشانی. قدرتمندتر و آماده‌تر از گذشته ، آماده انفجار و فعّال شدن بود.

آمریکا و شرایط جهانی

پس از سقوط شوروی نظام دوقطبی در هم شکست و آمریکا با طرح نظام نوین جهانی به رهبری آمریکا ، وارد صحنه شد.

تشکیل « اروپای واحد » و « اتحادیه آسه آن » و « رشد اقتصادی چین» واقعیّت‌هایی بود که نظم نوین جهانی را به چالش می‌کشید و آمریکا با تحریک صدام برای تجاوز به کویت ، زمینه را برای پیش‌دستی بر رقیبان خود جهت سلطه بر منابع نفت خلیج فارس (که بزرگترین منابع نفتی جهان در آن قرار دارد) و حفظ منافع آینده و حفظ برتری خود بر قطبهای اقتصادی در حال رشد با در اختیار داشتن نفت ارزان، فراهم آورد. و با شرایط ایجاد شده در عراق که خود نیز در آن دخیل بود به تنها راه ممکن برای نجات منافع خود در  عراق که در حقیقت « نجات منابع نفت » و « نجات موجودیت اسرائیل» و « جلوگیری از تشکیل یک دولت اسلامی انقلابی» بود یعنی دخالت مستقیم در عراق و سلطه مستقیم و تحت قیمومیت قرار دادن آن و تشکیل یک دولت بی‌اراده در عراق متشکّل از عناصر  عراقی وابسته به خود جهت حفظ منافع خویشتن ، روی‌ آورد.

تهاجم آمریکا و هم‌پیمان او انگلیس به عراق آن هم به بهانه وجود سلاحهای شیمیایی و سلاحهای کشتار جمعی (که خود آنها در اختیار صدام نهاده بودند) و به بهانه مبارزه با دیکتاتوری و گسترش دموکراسی ، سناریو از پیش تعیین‌شده‌ای بود که به دنبال حوادث مشکوک ۱۱ سپتامبر و به دنبال تهاجم آمریکا به افغانستان به انجام رسید و ارتش سرتا پا مسلح صدام به سادگی تن به تسلیم داد و آمریکا بر سرنوشت عراق مسلط شد و حاکمی آمریکایی را بر سرنوشت مردم عراق مسلط نمود.

پیش‌بینی آینده عراق

برخورد عاقلانه شیعیان عراق و رهبران آنان و بی‌طرفی در جنگ آمریکا و صدام و پس از شکست صدام، اقدام عاقلانه آنان و عدم مقاومت نظامی در برابر نیروهای آمریکایی و اکتفا به اقدام سیاسی ، و اقدام فداکارانه شهید آیت‌الله سید محمد باقر حکیم در ورود به عراق و نقش عظیم ایشان در بیدارسازی ملّت آن که منجر به شهادت ایشان نیز گردید . راهپیمایی عظیم اوّلین اربعین پس از صدام شیعیان ، از تمام نقاط عراق به سوی کربلا، تجمّع عظیم اوّلین عاشورای پس از صدام و بمب‌گذاری و شهادت صدها نفر از زائران  ، مقاومت نیروهای مردمی در نجف وراهپیمایی مردمشیعه عراق به سمت این شهر به دستور آیتالل سیستان که تازه از بستر بیماری برخاسته بودند و نقش این حوادث در بیداری شیعیان عراق و نهایتاً درخواست برگزاری انتخابات در عراق توسط آیت‌الله سیستانی،  اشغالگران آمریکایی را در برابر معضل بزرگی قرار داده و حضور آنان در عراق را با عدم توجیه بین‌المللی و عدم توجیه در افکار عمومی مردم جهان و نیز عدم مشروعیت حضور آنان در ذهن مردم عراق قرار داده است.

– ادّعای گسترش دموکراسی و مخالفت با برگزاری انتخابات و ادعای آزادی و مخالفت با تدوین قانون اساسی اسلامی در کشور اسلامی عراق، موجب شده است که اشغالگران و حاکم آمریکایی منصوب شده بر عراق، هیچ‌‌گونه مقبولیت برای مردم عراق و افکار عمومی جهانی نداشته باشد و بالاجبار  توسط یک شخص کاملاَ دست نشانده عراقی تعویض گردد.

شیعیان عراق پس از سالها سرکوب و کشتار وحشیانه با شرایط موجود در آستانه بیداری و اعتراض به ظلم تاریخی احزاب و کودتاچیان و اجانب سلطه‌گر که آنان را به قدرت قرار دارند.

نیروهای اشغالگر عراق  بدون هیچگونه مقبولیّت و مشروعیّت، در درون جامعه شیعه نفوذی نداشته و نمی‌توانند آنان را با خود همراه سازند.

هجوم شیعیان ایران به سوی عتبات عالیات ، آنهم علیرغم تمام خطرات و هجوم شیعیان عراق به سوی ایران برای زیارت اماکن مقدسه در ایران و تماس دو ملّت با یکدیگر زمینه بیداری گسترده‌تر مردم عراق را فراهم آورده است.

اطلاع شیعیان عراق از شهادت علمای بزرگ در ۳۰ سال گذشته و ظلم‌های اعجاب‌انگیزی که در حق آنان اعمال شده است ، افکار عمومی آنان را در آستانه اقدامی تاریخی برای احقاق حقوق خود قرار داده است و یقیناً سرزمین عراق لقمه‌ای چرب و نرم وآمادهای  برای اشغالگران نخواهد بود.

عراق در حال حاضر آتشفشان خاموشی است که آماده انفجار و برباد دادن سلطه اشغالگرانی است که در طی ده‌ها سال به طرق مختلف غیرانسانی‌ترین ظلم‌ها را در حق این ملّت بخصوص شیعیان آن توسط عوامل داخلی خود روا داشته‌اند.

یقیناً سرکوب وحشیانه و ظالمانه و جنایتبار مردم عراق بخصوص شیعیان آن در زیر سایه تأیید و حمایت ابرقدرتها در طول ده‌ها سال گذشته ، آینده عراق را در جهت منافع این ابرقدرتها ورق نخواهد زد.

تمام تلاش آمریکا این است که ملت عراق را قبل از آمادگی کامل به اقدامی خام وادار نموده انقلاب بزرگ و در شرف وقوع آنها را پیش از وقوع در نطفه خفه نماید.

در حال حاضر با نابود شدن تقریباً تمام زیرساختهای عراق و جلوگیری باز  سازی آن و به هدر رفتن درآمد دهها سال این کشور و بدهی عظیم خارجی به جامانده و زخمهای عمیق حاصله از کشتار بزرگان و کشتار  چند میلیون نفر از مردم آن، این کشور مجدداً با شرایطی چون شرایط ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ، در آستانه یک انقلاب اسلامی قرار گرفته است و جنایات متعدد که هر روز به طرق مختلف و با سازماندهی اشغالگران برای توجیه حضور خود در عراق در حقّ مردم آن صورت می‌پذیرد این امر را تسریع و شرایط را آماده‌تر می‌سازد.

تفاوت شرایط حال با شرایط سال ۵۹ و ۵۸

اما یک تفاوت عمده این شرایط با شرایط مشابه آن در سال ۵۸ و ۵۹ دارد و آن اینکه این بار نه دست‌پروردگان آمریکا و کلاً غرب (چون حزب بعث و صدام و یارانش) بلکه مستقیماً‌ خودنیروهای آمریکایی و همپیمانان آن بویژه انگلیس ، در برابر خشم ملّت عراق واقع شده‌اند و سرنوشت محتوم اشغالگران که به طمع « حاکمیّت بر منابع نفت » و « نجات اسرائیل » و « جلوگیری از تشکیل یک حکومت اسلامی » وارد عراق شده‌اند چیزی جز نابودی و سرافکندگی و فرار نخواهد بود و یقیناً اراده یک ملت را با به کار بردن سلاحهای مخرب و کشتار آنان نمی‌توان در هم شکست. چه نیکو ملت الجزایر سروده‌اند:

اِذَا الشَّعْبُ یَوْمُ اَرادُ النَّـهار       و لابُدَّ لِلَّیْلِ اَنْ یَنْجَلی

اِذَا الشَّعْبُ یَوْمُ اَرادَ الْحیات        ولابُدَّ لِلْقَیْدِ اَنْ یَنْکَسِرْ۳۳

 

دشمن تاریخی مسلمین که در صد سال گذشته توسط حکومتهای دست‌پرورده خود به ترکتازی در سرزمین‌های اسلامی پرداخته است با بیداری اسلامی (پذیرش کلمه توحید) و وحدت و توحید کلمه تمام مسلمین حول آن (که نفی تمام طاغوتها و بتها و اربابان سلطه‌گر و فراعنه زمان است) مواجه خواهد شد.

در حالی که کشورهای غربی برای حفظ منافع خود به دنبال وحدت با یکدیگر هستند تا بتوانند قدرت رقابت با رقبای خود را گسترش دهند و اروپا که مرکز پیدایش تفکر ناسیونالیسم بوده  به« اروپای واحد » تبدیل شده است و آمریکا با کانادا و مکزیک در حال تشکیل « اتحادیه نفتا » می باشند و بحث جهانی شدن اقتصاد و فرهنگ در جهان مطرح است با توجه به همین شرایط است که آمریکا برای کشورهای منطقه ، خوابهای شومی را دیده است و برای جلوگیری و محدود کردن هر قیام مردمی در منطقه و برای حفظ منافع آینده خود در صورت بروز این قیام‌ها ، به فکر تجزیه مجدد جغرافیائی کشورهای اسلامی افتاده و با بسیج ملی‌گرایان تفرقه‌افکن و تربیت شده ابرقدرتها در جهان اسلام، از جمله در عراق و ایران مجدداً مشغول اجرای نقشه های تفرقه‌افکنانه خود شده‌است تا بدینوسیله ضرر این قیام‌ها در هر نقطه از جهان اسلام را در این محدوده‌های کوچکتر محصور و ضررهای حاصله را به حداقل برساند. یقیناً عربستان با وجود «منابع نفت» و «خانه خدا» که نقش بی‌بدیل آن در بسیج و وحدت مسلمین غیرقابل انکار است، در صدر اهداف این تقسیم‌بندی جدید قرار دارد.

منابع و یادداشتها

۱- تمدن اسلامی تا زمان ظهور صفویه از شمال آفریقا تا مرز چین و در یک سرزمین و یک حاکمیت مرکزی گسترده شده بود.

۲- نوذری-عزت‌الله-۱۳۷۷ – اروپا در قرون وسطی، انتشارات نوید شیراز، فصل دوازدهم

پرتغال و اسپانیا از حدود ۷۱۰ – م تا ۱۵۰۰ – م سرزمین اسلامی و نام آن اندلس بوده است.

۳- نوذری-عزت‌الله ۱۳۷۷-اروپا در قرون وسطی، انتشارات نوید شیراز، ص ۹۵

۴- ارسلان، شکیب، تاریخ فتوحات مسلمانان در اروپا، دوانی، علی

۵- جنگهای صلیبی از ۱۰۹۵ میلادی آغاز و در ۱۲۹۱ پایان یافت.

۶- زیباکلام، صادق، ۷۶، ما چگونه ما شدیم. چاپ سوم، انتشارت روزنه، ص ۳۱۴٫

۷- سادات، محمدعلی،‌بی‌تا، سرمایه تاراج رفته، انتشارات هدی، ص ۲۷٫

۸- تستا،گی، تستا، ژان، دیباچه‌ای بر تاریخ تفتیش عقاید در اروپا و آمریکا، افشار نادری، غلامرضا، ۱۳۶۸، انتشارات زرین.

۹- مکتب محوریت انسان و نفس افکار کلیسائی در مورد او و تکیه به علم و خرد خود او برای تأمین سعادت این دنیایی.

۱۰- واسکودوگا، در ۱۴۹۸ دماغه امید نیک را دور زد و وارد اقیانوس هند شد.

۱۱- جمله‌ای مشهور از آیت‌الله کاشف‌الغطا

۱۲- ولایتی، علی اکبر، ۱۳۶۸ مقدمه فکری نهضت مشروطه، چاپ پنجم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ص ۸۶٫

۱۳- تاریخ تهاجم فرهنگی غرب. شماره دوم، زندگینامه محمدعلی فروغی، مؤسسه قدر ولایت ص ۶۳٫

۱۴- آل‌احمد، جلال ۱۳۸۰، غرب‌زدگی، انتشارات فردوس، چاپ هفتم، ص ۶۷

۱۵- رضا خان سال ۱۳۱۳ عازم ترکیه شد. مشوق او محمدعلی فروغی بود.

۱۶- مشاوران خصوصی رضاخان افراد زیر بوده‌اند: مستوفی‌الممالک، میرزا حسن مشیرالدوله،دکتر محمد مصدق، حسن تقی‌زاده، حسین علاء، یحیی دولت‌آبادی، محمدعلی فروغی، مهدی قلی خان هدایت مخبرالسلطنه، به کتاب خاطرات یحیوی جلد ۴ ص ۳۲۵ مراجعه شود.

۱۸- جنگهای صلیبی در ۱۰۹۵ میلادی آغاز و در ۱۲۹۱ با شکست کامل صلیبیون پایان یافت. به منبع زیر مراجعه شود: (نوذری، عزت‌الله، ۱۳۷۷، اروپا در قرون وسطی، انتشارات نوید شیراز. فصل هفتم.)

۱۹- قسطنطنیه مرکز رم شرقی در ۱۴۵۳ توسط سلطان محمد عثمانی فتح شد. و در حقیقت فتح این شهر پایان دوران هزار ساله امپراطوری شرقی یونان بود.

(به منبع زیر مراجعه شود: نوذری-عزت‌الله، ۱۳۷۷-اروپا در قرون وسطی، انتشارات نوید شیراز ص ۵۹٫)

۲۰- به نقشه کشورهای مصر و لیبی و سودان و چاد و الجزایر مراجعه شود.

۲۱- صادقی تهرانی-محمد، انقلاب اسلامی ۱۹۲۰ عراق، انتشارت دارالفکر

۲۲- این دادگاه به ریاست شیخ رضا زنجانی و تحت نظر رئیس شهربانی تهران منصوب مجاهدین مشروطه، یفرم‌خان ارمنی برگزار گردید.

۲۳- صادقی تهرانی، محمد، انقلاب اسلامی ۱۹۲۰ عراق، انتشارات دارالفکر، مقدمه و ص ۴۶٫

۲۴- منابع نفت عربستان در حدود ۲۳۰ میلیارد بشکه. عراق در حدود ۱۳۰ میلیارد و ایران در حدود ۱۲۰ میلیارد و کویت در حدود ۹۰ میلیارد بشکه ذخایر نفت در اختیار دارند. به جدول پیوست جدول منابع نفت جهان مراجعه شود.

۲۵-

۲۶- آمریکا، انگلیس و فرانسه و سایر دول اروپایی و شوروی جزء اولین کسانی هستند که تشکیل یک دولت یهودی را به رسمیت شناختند و در سازمان ملل از آن حمایت و پشتیبانی نمودند.

۲۷- پروین، منوچهر و … ایران پس از انقلاب، مرشدی‌زاده، علی، ۱۳۸۱، انتشارات باز ص ۲۰۰٫

۲۸- این کنفرانس در تاریخ ۱۷-۵ سپتامبر ۱۹۷۸ میلادی مصادف با شهریور ۱۳۵۷ در کمپ دیوید بین انورسادات رئیس‌جمهور مصر و بگین نخست‌وزیر اسرائیل با واسطه‌گری کارتر رئیس‌جمهور آمریکا برای صلح مصر و اسرائیل برقرار شد.

۲۹- پس از تأیید کشتار ۱۷ شهریور بود که شعار «مرگ بر سه مفسدین کارتر و سادات و بگین» بر سر زبانها افتاد.

۳۰- روزنامه اطلاعات، ۱۲/۸/۵۸ صفحه اول

۳۱- رهبر نهضت آزادی نامه‌های زیادی بر علیه تداوم دفاع مقدس بر علیه جنگ‌طلبان به عنوان نامه سرگشاده خطاب به امام نوشت و در آن امام و انقلاب را متهم به جنگ‌طلبی نمود. به کتاب زندگی‌نامه مهندس مهدی بازرگان، تألیف و چاپ مؤسسه قدر ولایت ۱۳۸۰ صص ۳۷۵-۳۶۰ مراجعه شود.

۳۲- صدام در سال ۱۳۷۰ توسط سازمان ملل به عنوان متجاوز شناخته شد.

۳۳- شعری الجزایری در دوران انقلاب الجزایر

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

شهید دکتر مصطفی چمران قهرمان بزرگ نجات کردستان و مردم مظلوم آن از دست مزدوران آمریکا و صهیویسم

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و پیام تاریخی امام در مرداد پنجاه و هشت – قسمت دوم – سید محمد هاشم پوریزدانپرست

کردستان، گروهکهای ضد انقلاب و  پیام تاریخی امام  در مرداد پنجاه و هشت – قسمت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *