مطالب تصادفی
Home / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)16) پشیمانان و بازی با آبروی دانشجویان پیرو خط امام / ابراهیم اصغرزاده از دانشجویان سابق پیرو خط امام: تسخیر سفارت آمریکا یک واکنش بود. (قسمت اول)

ابراهیم اصغرزاده از دانشجویان سابق پیرو خط امام: تسخیر سفارت آمریکا یک واکنش بود. (قسمت اول)

ابراهیم اصغرزاده

ابراهیم اصغرزاده

داریوش سجادی مجری برنامه از نگاه میهمانان تلویزیون هما شنبه ۱۴ آبان ۸۴ به بهانه سالگرد اشغال سفارت آمریکا، در گفتگویی با ابراهیم اصغر زاده انجام داده است که در پی می خوانید .

داریوش سجادی:با توجه به اینکه در مقطع تاریخی روز ۱۳ آبان قرار گرفته ایم، روزی که خواه ناخواه تاثیرات بسیار شگفتی در ساختار سیاسی ایران، خاورمیانه و بلکه جهان گذاشت، به همین منظور از جنابعالی دعوت کردیم تا به عنوان یکی از رهبران دانشجویان پیرو خط امام که نقش اساسی دراشغال سفارت آمریکا در آن ایام داشتید، به تبادل نظر در خصوص این واقعه تاریخی بپردازیم.

تحلیل پیرامون اشغال سفارت آمریکا به تعبیری تداعی به ذهن کننده داستان معروف فیل در تاریکخانه است. با این تفاوت که ظاهراً این فیل در روشنخانه قرار دارد اما هر کسی از منظری متفاوت به آن نگریسته و بر همین اساس برداشت خاص خودش را از آن دارد. باهمین منطق است که می بینیم چنانچه از منظر منافع ملی[۱] که عمدتاً گروه نهضت آزادی و دیگر سازمانهائی که بعضاً تمایل وتاکید بر منافع ملی دارند به پدیده اشغال سفارت نگریسته شود، این اشغال متضمن مضرات و خسارتهائی به منافع ملی ایران بود، اما در جبهه مقابل وقتی می بینیم دیگرانی از منظر گفتمان انقلابی حاکم بر سالهای اوایل انقلاب به پدیده اشغال سفارت می نگرد، ادله ایشان نیز ادله ای قابل اعتنا و توجه است. حال در یک بررسی تاریخی بعد از فاصله گرفتن بیش از دو دهه از آن واقعه، صرف نظر از هزینه هایی که نسبت به آن پرداخت شد در مجموع برآورد شما از این حادثه چیست؟

ابراهیم اصغرزاده:من فکر می کنم که برخورد منصفانه ای که خود شما در طرح سوال کردید جهت را برای ما روشن می کند، ما نمی توانیم حوادثی را که تقریباً غیر قابل تکرار هستند و در طول تاریخ به صورت استثناء بوجود می آیند آن طور که دلمان می خواهد و از موقعیت فعلی، ارزیابی کنیم. هیچ اشکالی ندارد که ما دست آوردهای یک واقعه تاریخی را نقد کنیم اما باید توجه داشته باشیم که هر حادثه تاریخی را می شود از زوایای مختلف ارزیابی کرد. مهم این است که ما آن حادثه را در همان ظرف زمانی خودش و با توجه به فاکتورهائی که در آن موقع وجود داشته، بررسی کنیم. آن اتفاقی که در سال اول انقلاب رخ داد (اشغال سفارت آمریکا) نه الان قابل تکرار است و نه می توانیم از کسانی که آنرا نقد می کنند انتظار داشته باشیم مانند ما در مورد آن فکر کنند. در کل می توانیم از همه دوستان چه آنهایی که مخالف هستند و چه کسانی که موافق هستند تقاضا کنیم که وقتی این موضوع محوری را بررسی می کنند سعی کنند از لحاظ تاریخی به آن نزدیک شوند.

به هر حال همه ما قبول داریم که این واقعه در تاریخی رخ داد که گفتمان انقلابی بر کشور حاکم بود همچنانکه در دنیا دو قطب مخالف شرق وغرب در مقابل هم یک نوع سیستم سیاسی را ایجاد کرده بودند. هر کدام از این قطب ها هم سعی می کردند کشورها را در مدار جاذبه خودشان آورده و تحت کنترل خود قرار دهند. در آن فضای جنگ سرد، انقلاب ایران صورت تحقق پیدا کرد. و در آن زمان به هر حال گفتمان حاکم بر انقلابها و نهضتهای آزادی بخش به خصوص در کشورهای جهان سوم متوجه ضدیت و مخالفت با سیاست های مداخله جویانه کشورهایی مانند آمریکا بود. حتی فراتر از آمریکا گفتمان قالب گفتمان ضد امپریالیستی بود و این گفتمان بود که به مبارزات ملتها، چه در ایران و چه در خارج از ایران به جوانان ، دانشجویان و گروهای مبارز جهت می داد. در آن مقطع ما نیز به عنوان دانشجو از اقداماتی که به صورت مداخله جویانه توسط آمریکا در کشورهایی مانند شمال آفریقا، حادثه شیلی، ویتنام اتفاق می افتاد، بسیار متاثر بودیم.

این درحالی بود که آمریکا نیزاساساً در دفاع از حکومتهای دیکتاتوری و نظامی حاکم بر آن کشورها پرده پوشی هم نمی کرد. در چنان فضائی انقلاب اسلامی و بعد هم اشغال سفارت آمریکا موضوعی شد که برخوردار از پیام جنبش دانشجوئی و مبارزانی شد که می خواستند اعتراض شان را به گوش جهانیان برسانند. جالب این بود که در چنان فضائی این اعتراض آنچنان خوب تعبیه شد که پیام اش توسط خود آمریکائی ها و جوانان دیگر کشور دریافت شد و نوعی همدلی جهانی با اقدام ما بوجود آورد. این در حالی است که آن حادثه اگر الان اتفاق بیافتد یک پرونده اساسی به اجماع جهانی علیه ما افزوده خواهد کرد.

اما در آن زمان چنین اتفاقی رخ نداد و علی رغم اینکه واشنگتن خیلی تلاش کرد اجماع جهانی علیه ما ایجاد کند، اما چه سیاستمداران و چه روشنفکران به یک همدلی وهمزبانی با جوانان ایرانی رسیده بودند.

من نمی خواهم بگویم آن حرکت پیامدهای مضری نداشت. دفاع هم نمی کنم از اینکه بگویم آن اتفاق صد در صد به نفع ما بوده، ولی اگر می خواهیم آن را بررسی کنیم چاره ای نداریم جز آنکه برویم در همان فضا.

در آن فضا، حادثه اشغال سفارت آمریکا حادثه ای بود از جنس خود انقلاب، اگر بنده و دوستان این کار را نمی کردیم، یک گروه دیگر می رفتند آن کار را می کردند و چه بسا خشن تر و بدتر از ما دست به این اقدام می زدند، کما اینکه این اتفاق یکی دوبار در سفارت آمریکا در همان اوایل انقلاب رخ داد[۲]. آن اقدامی که توسط دانشجویان صورت گرفت، اقدامی اعتراضی بود و جنس آن متفاوت بود با حرکاتهای حرفه ای که توسط سازمانهای مبارز یا انقلابی صورت می گرفت. به همین دلیل هم دانشجویان به صورت اعتراضی و سمبلیک این کار را کردند ولی خوب ابعاد حادثه برای ما قابل پیش بینی و کنترل نبود. ما تصور نمی کردیم که بعد از این حادثه مردم در حمایت از ما به خیابان ها می آیند و رهبر انقلاب هم از اقدام ما دفاع می کند و مجموعه این مسائل شرایطی را برای ما ایجاد کرد که تقریباً سیر حوادث از اختیار ما خارج شد[۳] .

داریوش سجادی:اتفاقاً آقای علی اصغر زحمتکش که یکی از دانشجویان پیرو خط امام در قضیه اشغال سفارت بود، اخیراً طی یک سخنرانی تاکید مصرح کرده بودند که ما تنها مسئولیت ۴۸ ساعت اولیه اشغال سفارت را می پذیریم و بعد از آن خود ما نیز اسیر این قضیه شدیم و بحران از دست ما نیز خارج شد[۴].

اکنون سوالی که پیش می آید آنست که چه عاملی باعث شد این مسئله ۴۴۴ روز طول بکشد؟

ابراهیم اصغرزاده:به هر حال در کشور گروه­های حاکم و نیروهای انقلابی بودند که احساس می کردند دولت موقت، مزاحم تسلط کامل آنها در کشور است[۵]. اتفاقاتی هم بود که به صورت طبیعی بعد از آن حادثه رخ می داد. ما انتظار داشتیم بعد از آن ۴۸ ساعت به نوعی این مسئله حل شود. ما نمی دانستیم که تا این حد این مسئله پیچیده شده و بلافاصله از یک حادثه دانشجویی به یک حادثه کاملاً بین المللی ارتقاء پیدا می کند[۶] به گونه ای که واکنش های آمریکا هم اعم از تحریم های اقتصادی یا راه حل های دیپلماتیک و یا حتی حمله نظامی در طبس هم نتواند آنرا حل کند. ما شاهد آن بودیم که این سیکل ضعیف دائماً ضعف اش بیشتر آشکار می شد[۷]. یعنی رابطه بین دو دولت ایران و آمریکا از همان ابتدای بحران دچار یک سیکل معیوبی شد که بمرور این مسئله با کنار رفتن دولت موقت در ایران و از دست دادن کرسی ریاست دولت توسط نهضت آزادی، تشدید هم شد.

اما اینکه آن حادثه اساساً حادثه ای برای کنار زدن نهضت آزدای یا گرفتن دولت از دست مرحوم بازرگان بود، اینها خیلی ادعاهای صحیحی نیست.

به هر حال ما ادامه و تکمیل کننده یک جنبش دانشجویی بودیم که دو سه دهه دائماً شعار داده بود مداخله آمریکا در ایران را نمی پذیرد و در مراسم های ۱۶ آذر هر سال دائماً این پتانسیل دانشجویی را تقویت هم می کردیم. لذا خیلی طبیعی بود که بعد از انقلاب این جنبش دانشجویی با آن پتانسیل بالا در یک جائی سر باز کند. ما بیش از آنکه مدیون و معلول گفتمان بعد از انقلابی باشیم که مناسبات نیروهای انقلاب را ترسیم می کرد، محصول و نتیجه یک جنبش دانشجویی بودیم که سالیان درازی دست به یک تصویرسازی از مداخله آمریکا در امور ایران زده بود. بنابراین ما رفتن شاه به آمریکا و اقداماتی که آمریکا می کرد، همه را کنار هم می چیدیم و به این می رسیدیم که آمریکا دارد دوباره شرایط مداخله و دخالت در امور داخلی ایران و انقلاب را فراهم می کند[۸]. به همین دلیل به این نتیجه رسیدیم که باید واکنشی نسبت به اقدام آمریکا نشان دهیم[۹] در آن زمان هم چه ابتدای اشغال سفارت و چه بعد از ۴۴۴ روز، همیشه بحث ما در رابطه با شرایط موجود، عدم مداخله آمریکا بود.

حتی تقاضای ما از دولت مرحوم شهید رجایی این بود که در حل وفصل مسئله، بحث عدم مداخله آمریکا در امور داخلی ایران را در دستور کار بگنجاند. به هر حال اینکه ایران از مدار جاذبه آمریکا خارج و استقلال سیاسی اش تثبیت شد، مثبت ترین و موثرترین دست آورد آن حادثه است. اما اینها همه مال آن دوره و مربوط به گفتمان جنگ سرد است. زمانی که این گفتمان در دنیای حاکم و روابط بین الملل فرو می پاشد،از آنجا دیگر ما نحوه نگرش مان نسبت به مسائل کاملاً متفاوت خواهد بود[۱۰]. این حق ماست و باید هم مسائل را متفاوت ببینیم. الان من نمی توانم از یک جوان ایرانی انتظار داشته باشم که در گفتمان موجود آن حادثه را تحلیل کند و دقیقاً مانند من حادثه را درک کند. در کل آن حادثه یک نوع واکنش بود به اقدامات آمریکا.

این را من نمی گویم. خانم آلبرایت هم رسماً اعلام کرد و دولت کلینتون قبول کرد که آمریکا در مقاطعی در امور داخلی ایران دخالت کرده[۱۱].

بنابراین از این زاویه کار دانشجویان خط امام و تاثیراتی که آن حرکت در روابط خارجی ایران و منطقه گذاشت کاری موثر، استثنایی و غیر قابل کپی برداری است.

این اقدام در آن موقعیت به خاطر شرایط آن زمان ، قابل دفاع بود و من هم کماکان از آن اتفاق و حادثه در آن شرایط دفاع می کنم و فکر می کنم اگر ما این کار را نمی کردیم عده ای دیگر این کار را با ادبیات خشن تر می کردند و امکان داشت به حوادث بدتری بیانجامد.

من این را هم خیلی قبول ندارم که بگوئیم اگر آن اتفاق نمی افتاد بعداً حوادثی در پیامدهای آن مانند حمله عراق به ایران اتفاق نمی افتاد. من معتقدم حمله عراق به ایران، ربطی به مسئله سفارت آمریکا ندارد. کما اینکه حمله عراق به کویت ثابت کرد که ماشین نظامی عراق کلاً نیاز به فضا و حیاط خلوتهای بیشتر و بندر و دسترسی به دریا داشت. بنابراین مرزهای دریایی ایران و حتی مرزهای دریایی کویت برایش تحریک کننده بود.

همچنانکه من این چیزی که دوستانمان در نهضت آزادی می گویند که حادثه سفارت آمریکا بیش از هر چیز تحت تاثیر اقدامات حزبی یا گرایشات قدرت طلبانه جناحی در داخل جمهوری اسلامی ایران بود را هم قبول ندارم.

واقعیت آن است که دانشجویان چه در طول آن ۴۴۴ روز و چه بعد از آن تلاش کردند هیچ سهمی از قدرت را نگیرند و حتی ما همان اول هم اعلام کردیم که سقوط دولت موقت مورد قبول ما نیست و ما از آن دفاع نمی کنیم. ما دلمان می خواهد این دولت بایستد و مسئله ایران را جلو ببرد اما این ضعف دولت موقت بود که باعث شد خودش را کنار بکشد. من از این بابت می گویم که خیال دوستان جوان خودم را راحت کنم که آن اقدام بیش از اینکه یک اقدام حرفه ای و حزبی باشد یک حرکت دانشجویی با همه خوبی ها و بدی هایش بود[۱۲] و باید در جایگاه خودش و مطابق همان فرمولها ارزیابی شود.


[۱] – منافع ملی در این دیدگاه یعنی سازش با ابرقدرتها. نمونه بارز آن سازش دکتر مصدق با آمریکا در قضیه نفت! که آنقدر خوشبینی او فراوان بود که زیر پایش را هم با یک کودتا روفتند و کنارش انداختند!

[۲] – این واقعا عجیب است! آن دو بار توسط ضد انقلاب صورت گرفت! یعنی چریکهای فدایی و.. و امام انان را آمریکایی میدانستند! اگر بیان میداشتند که توسط گروههای دیگر مسلمان پیرو خط امام مطلب دیگری بود! انتخاب کلمه خط امام برای مقابله با آمریکا کوهی از حرف را در درون خود داشت و مهمتر از همه این بود که بقیه خطوط همه انحرافی هستند . چه آنها که مدعی مبارزه با امپریالیسم داشتند و چه آنان که به دنبال استقلال بدون قطع رابطه با ابرقدرتها بخصوص آمریکا بودند و انقلاب را اشتباه و سیاست گام به گام را صحیح میدانستند! و چرا جناب آقای اصغر زاده بعد از اینهمه حضور در صحنه سیاست، میفرمایند ما نمی کردیم دیگران میکردند! یعنی منافقین ویا چریکهای فدایی و یا جنبش مسلمانان مبارز!

[۳] -  از اختیار دانشجویان بیرون امد و در اختیار امام و مردم قرار گرفت. غیر از این بود!؟ اگر برای خودتان غیر از این دو مؤلفه شخصیتی قائل هستید پس «دانشجوی پیرو خط امام» یعنی چه!؟

[۴] – این اعجاب انگیز است! یعنی امام را قبول نداشتید!؟ یعنی برای خودتان نقشی در برابر امام قائل بودید!؟ پس دانشجوی پیرو خط امام یعنی چه!؟ اسیر شدیم یعنی چه!؟ پیرو امام و خط او اسیر چه شد!؟ مگر قرار بود در دست جنابعالی باشد!؟

[۵] یعنی قضیه فقط همین بود!؟ یا گروهی داشتند با سیاستهای گام به گام انقلاب اسلامی را به باد میدادند و آمریکا را به کشور باز میگرداندند و ضد انقلاب را به شکست انقلاب امیدوار نموده بودند!؟ مذاکره با برژینسکی چه نقشی در اعتراضات به دولت موقت داشت !؟ چرا این جریانات فراموش شده است!؟

[۶] – حمایت امام و مردم این جریان را به یک حماسه بزرگ و بین المللی و تأثیر گذار تبدیل نمود. ظاهرا فراموش شده است که این جریان اگر با موافقت امام مواجه نشده بود به اندازه یک تظاهرات دانشجویی در خیابان هم ارزش و تأثیر نداشت!

[۷] – معلوم نیست چه مقصودی از این مطلب میخواسته اند بگویند!

[۸] – معلوم نیست این مطالب چرا مطرح میشود! توطئه های عظیم آمریکا در نه ماهه بعد از انقلاب و فریادهای امام  بر علیه آمریکا و تهاجم مطبوعاتی گروهکهای وابسته به ابرقدرتها و جنایات و ترورهای آنان در کردستان و ترور شخصیتهای انقلاب  و جنایات گروهکهای وابسته و نفوذ آنان در دستگاههای دولتی  و رهنمودهای ضد آمریکایی ایشان و اعلام روز قدس و دعوت حجاج ایرانی برای بلند کردن فریاد خود بر علیه آمریکا، چرا به فراموشی سپرده شده است!؟

[۹] – عکس العمل و حمایت اعجاب انگیز مردم نیز به همین دلایل بود!؟

[۱۰] – یعنی در نظام تک قطبی دچار پشیمانی از استقلال و مقاومت در برابر جهانخواران باید شد!؟

[۱۱] – قبول در دنیای سیاست این نیست که کسی در یک سخنرانی یک چیزی بگوید! وقتی بار حقوقی بر آن بار نشد انوقت  میشود باد هوا!

[۱۲] – البته فقط ۴۸ ساعت اول آن ! بقیه اش حماسه ای بود که امام و مردم قهرمان و فداکار ایران آنرا خلق نمودند و آفریدند!

About سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>