مطالب تصادفی
Home / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)16) پشیمانان و بازی با آبروی دانشجویان پیرو خط امام / محسن میردامادی: کاش اسناد وابستگی اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی و سایر وابستگان به لانه جاسوسی آمریکا را فاش نکرده بودیم! ما اشتباه کردیم!

محسن میردامادی: کاش اسناد وابستگی اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی و سایر وابستگان به لانه جاسوسی آمریکا را فاش نکرده بودیم! ما اشتباه کردیم!

محسن میردامادی: کاش اسناد وابستگی اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی و سایر وابستگان به لانه جاسوسی آمریکا  را فاش نکرده بودیم! ما اشتباه کردیم!

محسن میردامادی

محسن میردامادی

دبیرکل حزب منحله مشارکت به اقتضای انفعال و انحلال و فروپاشی عقیدتی این حزب در دامان گروهک نهضت آزادی و رهبران آن و سایر همفکران این جریان لیبرالی گفت افشاگری دانشجویان پیرو خط امام درباره افراد به استناد اسناد لانه جاسوسی، اشتباه مهمی بود.

در حالی که به تازگی نامه مشترکی به امضای برخی اعضای مرکزیت حزب مشارکت و نهضت آزادی و اعضای باقیمانده دولت موقت و ملاقات کنندگان با برژینسکی در ده آبان ۵۸ با محوریت تحریم انتخابات منتشر شده، محسن میردامادی از دبیر کل سابق حزب مشارکت که هنوز حاضر نیست از «رانت داشتن عنوان دانشجوی پیرو خط امام» چشم پوشی کند، به حمایت تلویحی از اعضای این گروهک در برابر اقدام دانشجویان پرداخته است. به گزارش «کلمه»، میردامادی با تحریف واقعیات تاریخی گفت: اقدام دیگری که برای مدتی به صورت تبلیغاتی انجام شد و به «افشاگریها» معروف شد، انتشار اسناد و گزارشهای مربوط به افراد بود. فشارهایی از طرف برخی از گروههای سیاسی اعمال می شد که دانشجویان باید همه اسناد موجود در سفارت را منتشر کنند و مردم باید از همه اسناد سفارت مطلع شوند[۱]، و عدم انتشار یا حتی تاخیر درانتشار آنها را مخفی کردن مطالب و نامحرم دانستن مردم تفسیر و تبلیغ می کردند. یکی از شعارهای ثابت جمعیتهای قابل توجهی که هر روز در اطراف سفارت اجتماع می کردند هم شعار «دانشجوی خط امام افشا کن افشا کن» بود.

ولی اینک با نگاهی نقادانه و منصفانه [!؟] به آن مسئله، به نظر من افشاگریها در مورد افراد[۲]، اشتباهی مهم از طرف دانشجویان بود. به دو دلیل.

اول –  اینکه اشغال سفارت اقدامی در مقابل یک تهدید خارجی بود و نباید وارد دسته بندی­ها و رقابتهای سیاسی داخلی میشد و افشاگریها عملا ورود به چنین عرصه ای بود.

دوم – اینکه دانشجویان پس از اشغال سفارت و به خصوص پس از حمایت حضرت امام از آنها مقبولیتی فوق العاده در میان مردم پیدا کرده و به مرجعی معتبر و مورد توجه مردم تبدیل شده بودند. این جایگاه و موقعیت به نحوی بود که کافی بود از سوی دانشجویان تنها اعلام شود نام فردی در اسناد سفارت بوده یا سندی مربوط به فردی در آنجا پیدا شده است. در این رابطه می توان به برخورد غیردقیق نوع افراد و حتی نخبگان به ارزش یک سند یا گزارش سفارتخانه- اینکه تا چه حد می تواند ارزش قضایی یا سیاسی داشته باشد – اشاره کرد[۳]. به عنوان نمونه، به نظر من برخوردی که در قبال افشاگریهای اخیر ویکی لیکس شد و عملا هیچ کس ارزش سیاسی و قضائی برای آنها قائل نشد برخوردی صحیح بود[۴].

آفتاب: تاریخ ایرانی نوشت: محسن میردامادی، از دانشجویان پیرو خط امام که سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۵۸ را اشغال کردند، معتقد است که اشغال سفارت، واکنشی طبیعی به سیاست‌های دولت آمریکا در قبال ایران در تمام سال‌های قبل از انقلاب اسلامی و از زمان کودتای ۲۸ مرداد بوده است. او در عین حال اذعان می‌کند که وارد کردن این موضوع به دعواهای سیاسی داخلی و افشاگری دانشجویان پیرو خط امام علیه افراد، کاری اشتباه بوده است.

وی در مصاحبه‌ای با اشاره به انتشار اسناد سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام گفته است: بخشی از فعالیت دانشجویان پس از اشغال سفارت آمریکا انتشار اسناد به دست آمده از درون سفارت بود. این اسناد پس از ترجمه به همراه متن انگلیسی اسناد در قالب حدود ۶۰ جلد کتاب منتشر شد. این اسناد، اسناد تاریخی روابط ایران و آمریکا است که کاملاً مستند به اقدامات و دیدگاه‌های رسمی مسئولین آمریکایی در چند دهه روابط دو کشور بوده و اقدامی کاملاً مثبت و مفید بود. این اسناد منابعی ارزشمند برای محققینی است که در مورد سیاست خارجی آمریکا بطور عام، و در مورد سیاست‌های آن کشور در عرصه‌های سیاسی، نظامی، امنیتی، و اقتصادی در ایران و منطقه، بطور خاص، تحقیق می‌کنند.

ولی در کنار این وجه مثبت، اقدام دیگری که برای مدتی به صورت تبلیغاتی انجام شد و به «افشاگری‌ها» معروف شد، انتشار اسناد و گزارش‌های مربوط به افراد بود. فشارهایی از طرف برخی از گروه‌های سیاسی اعمال می‌شد که دانشجویان باید همه اسناد موجود در سفارت را منتشر کنند و مردم باید از همه اسناد سفارت مطلع شوند، و عدم انتشار یا حتی تأخیر در انتشار آن‌ها را مخفی کردن مطالب و نامحرم دانستن مردم تفسیر و تبلیغ می‌کردند. یکی از شعارهای ثابت جمعیت‌های قابل توجهی که هر روز در اطراف سفارت اجتماع می‌کردند هم شعار «دانشجوی خط امام افشا کن افشا کن» بود.

ابراهیم یزدی در دوره جنبش سبز و خوش خیالی او که به پیروزی رسیده و به ارزوی دیرینه شکست راه امام و خط امام رسیده است

ابراهیم یزدی در دوره جنبش سبز و خوش خیالی او که به پیروزی رسیده و به ارزوی دیرینه شکست راه امام و خط امام رسیده است

به هر حال افشاگری‌های به آن شکل عملاً راه رسیدگی سالم و بدون پیشداوری نسبت به افراد را می‌بست و عملاً افراد در نظر مردم به صورت یکطرفه متهم، محاکمه و محکوم می‌شدند. به خصوص با توجه به اینکه در فضای فوق‌العاده هیجانی آن زمان امکان برابر رسانه‌ای و غیر رسانه‌ای برای دفاع اشخاصی که مورد اتهام قرار می‌گرفتند وجود نداشت و حتی اشخاص محترم و خوش سابقه نیز در چنین فضایی آسیب‌پذیر می‌شدند. این شیوه در مورد هرکس و هر اتهامی غلط، غیراخلاقی و غیرعادلانه است و ممکن است باعث بدنام شدن افراد بی‌گناه هم بشود، لذا انتشار اسناد بدان صورت اقدامی صحیح نبود. اقدام صحیح می‌توانست این باشد که آن اسناد در اختیار مراجع مسئول کشور قرار گیرد تا در محیطی بدون پیشداوری بررسی و در مورد آن‌ها تصمیم گیری شود تا شأن و حیثیت افراد، بی‌جهت لطمه نبیند؛ که تنها در موارد بسیار محدودی به این روش عمل شد.

عباس عبدی که مدتی بعد از تسخیر به دانشجویان پیوست، اینگونه آبروی آنان را به باد داد و سیل اتهام پشیمانی را به سوی آنان سرازیر نمود.

عباس عبدی که مدتی بعد از تسخیر به دانشجویان پیوست، اینگونه آبروی آنان را به باد داد و سیل اتهام پشیمانی را به سوی آنان سرازیر نمود.

در نتیجه آن افشاگری‌ها در آن زمان شخصیتی همچون مرحوم مهندس بازرگان که موافق و مخالف به دیانت، صداقت، ملی بودن و متعهد بودنش در قبال منافع کشور اذعان داشته و دارند[۵] ، و برخی از دوستان ایشان ، لطماتی خوردند که به هیچ وجه استحقاق آن را نداشتند و ظلمی ناروا در حق آن‌ها روا داشته شد[۶].

اظهارات میردامادی از چند جهت مغالطه آمیز است:

اولا- اینکه انتشار اسناد سری جاسوسخانه آمریکا جهت آشنایی عمق پروژه های براندازی انقلاب در همان یک سال اول، اقدامی کاملا منطقی و ضروری و مستند بود و معلوم نیست چگونه می توان افشای مهره های میدانی سفارت آمریکا برای اجرای پروژه های براندازی را «ورود در دسته بندهای سیاسی و رقابت های سیاسی داخلی» توصیف کرد. یعنی رژیم مستکبر آمریکا که برای ۲۵ سال از استیلا و غلبه ظالمانه رژیم خودکامه پهلوی در ایران حمایت کرده بود، جزو دسته بندی ها و رقابت های داخلی سیاسی محسوب می شد؟

ثانیا – سندهای صریحی که از هماهنگی برخی چهره های سیاسی و گروهک های نفاق با لانه جاسوسی در جهت ضربه به امام و روحانیت و انقلاب اسلامی با برپایی غائله و اغتشاش علیه جمهوری اسلامی حکایت می کند، چرا باید بی ارزش تلقی شود. اینکه جماعتی به دیپلمات های آمریکایی یا ماموران سازمان سیا در تهران بگویند ما درصدد مهار انقلاب و تجدید مراودات گذشته با آمریکا هستیم اما مردم در وسط میدان هستند و نمی گذارند، آیا نباید به اطلاع مردم می رسید؟

ثالثا –  این اسناد ویکی لیکس که معلوم نیست کدامش سند است و کدام سند واقعی نیست و به چه شکلی به دست آمده و چگونه گزینش و منتشر می شود، آیا قابل قیاس با عین اسناد لانه جاسوسی است که توسط دانشجویان مورد اعتماد مردم و امام بدون تحریف ، انهم بعد از تخریب بازسازی و منتشر شدند، است.

رابعا – چرا دبیر حزب منحله مشارکت، به طور خلاصه درد اصلی خود و دوستانش را نمی گوید که براساس آنچه در جریان تسخیر لانه جاسوسی و به تعبیر حضرت امام خمینی، انقلاب دوم و بزرگتر از انقلاب اول، گذشت، رفتار امروز اعضای حزب مشارکت[۷] و طیفی از اصلاح طلبان که در  مقابل نهضت آزادی و سایر لیبرالهای خود باخته، بازی خورده و تسلیم آنها شده اند و مواضع مشترکی با آنان بر علیه نظام جمهوری اسلامی اتخاذ نموده اند تا حد ارتکاب خیانت به کشور و ملت و انقلاب اسلامی زیر سوال می رود و بنابراین آقایان پشیمان شده از مقاومت در برابر دشمنان جهانخوار و پشیمان از پیروی از خط امام مجبورند تمامیت یک تاریخ پر افتخار را تحریف کنند و راه را بیراهه نشان دهند تا آنگاه بتوانند مسیر انحرافی جدید خود و استحاله ای را که دچار شده اند را توجیه و ادامه راه و مسیر قبلی یعنی ادامه «خط  مظلوم امام» را نا صحیح جلوه دهند؟!

شایان ذکر است اخیرا به گزارش «تاریخ ایرانی»، باری روزن وابسته مطبوعاتی سفارت وقت آمریکا در مصاحبه ای تصریح کرده که «هیچ مقام جمهوری اسلامی تاکنون از ما عذرخواهی نکرده اما عباس عبدی در پاریس از من عذرخواهی کرد و گفت آن ماجرا اشتباه بود و من متاسفم». اگر چه عباس عبدی اظهارات او را تکذیب نمود!

این اسامی در زیر نامه فعالان سیاسی به آقای سید محمد خاتمی به تاریخ ۲۳مهرماه ۱۳۹۰ دیده میشود: صرف نظر از آنچه نوشته اند، این جریان نشانگر وحدت آنان در جریانات سیاسی بر ضد نظام جمهوری اسلامی و تأیید مواضع یکدیگر میباشد و اگر این نشانگر پشیمانی از خط امام نباشد، نشانگر پشیمانی نهضت ازادی از تفکرات لیبرالی و سازشکارانه با ابرقدرتهاست!؟

۱- محسن میردامادی (دبیر کل حزب مشارکت و از دانشجویان سابقاً  پیرو خط امام و عضو شورای مرکزی دانشجویان)

۲- محمد نعیمی  پور (از دانشجویان سابقاً پیرو خط امام)

۳- شمس ­الدین وهابی (از دانشجویان سابقاً پیرو خط امام)

۴- وفا تابش (از دانشجویان سابقاً پیرو خط امام)

۵- حیدر زندیه(از دانشجویان سابقاً پیرو خط امام)

————————————————–

۱- ابراهیم یزدی (وزیر خارجه دولت موقت و بانی ملاقات با برژیتسکی)

۲- حبیب اله پیمان (رهبر جنبش مسلمانان مبارز ضد لیبرالیسم و ضد امپریالیسم و در حال حاضر لیبرال هشت آتشه)

۳- غلامعباس توسلی (از رهبران نهضت آزادی)

۴- محمد توسلی ( رابط نهضت آزادی با لانه جاسوسی)

۵- هاشم صباغیان ( وزیر کشور دولت موقت)

۶- احمد صدر حاج سید جوادی ( وزیر دادگستری دولت موقت)

جالب توجه اینکه حضرت امام اجازه افشای اسناد را به دانشجویان مسلمان پیرو خط امام دادند. برای اثبات این جریان به سخنان ابراهیم اصغر زاده توجه فرمایید:

پس جریان افشاگری ها چه بود؟

هدف ما اطلاع رسانی بود. حضرت امام به ما گفته بودند تمامی اسناد را به اطلاع مردم برسانید. شاید هم انگیزه امام آن بود که دانش سیاسی مردم بالابرود. اما فرمودند مراقب باشید در مصاحبه هایتان کسی را لجن مال نکنید. حتی به شوخی به ما گفتند اگر سندی درباره خود من هم به دست آوردید افشا کنید.

گفت وگوی سعید بهلولی با ابراهیم اصغرزاده؛ اشغال سفارت آمریکا با تاکتیک مردمی


[۱] – اعجاب انگیز این است که ایشان که به خوبی میدانند که امام از دانشجویان خواستند که اسناد را همانگونه که هست در اختیار مردم گذاشته شود، چرا اینگونه سخن میگویند، معلوم نیست!

[۲] – این گزارشها عمدتا در مورد یک جریان لیبرالی ملی گرا بود  و نه اشخاص! یعنی اعضای نهضت آزادی، مانند امیر انتظام و حسن نزیه و ناصر میناچی و اعضای جبهه ملی مانند تیمسار مدنی و خسرو قشقایی و افرادی مانند مقدم مراغه ای که با هر دو جریان نرد عشق میبازید و افرادی چون متین دفتری نوه دختری دکترمصدق! لذا آن را در حد اشخاص پائین آوردن بسیار اعجاب انگیز است! و دلیل آن نامشخص!

[۳] – ایا اسنادی با درجه بندی کاملا محرمانه و با اسم رمز فرد مرتبط با اسناد عادی  که در آن فقط یک نام وجود دارد یکسان است!؟ اسناد محرمانه لانه جاسوسی توسط جاسوسان جهت جلو گیری از دسترسی دانشجویان به طرق مختلف تخریب شده بود و تنها با بازسازی امکان دسترسی به انها فراهم شده بود. این  سخنان واقعا نشان از چیست!؟ پشیمانی از چه چیزی است. تحریف واقعیات برای چه هدفی!؟

[۴] – این ماجرا یک بازی بود برای بی اعتبار کردن سایر اسناد حال و اینده و حتی گذشته! و معلوم نبود اصلا سند چه چیزی است. اسناد محرمانه سفارت آمریکا که با سرعت تخریب شده تا کسی از آن اطلاع نداشته باشد کجا و این اسناد کجا!؟

[۵] – دانشجویان سندی در رابطه با مرحوم مهندس بازرگان منتشر ننمودند. تنها چند عکس از مرحوم مهندس بازرگان در ملاقات با اعضای سفارت در لانه جاسوسی وجود داشت که ایشان در حال دست دادن با یکی از زنان جاسوس بود! که همراه چند عکس از ایشان بصورت پوستر چاپ گردید.

[۶] – - برخی دوستان ایشان بسیار اعجاب انگیز است! چرا چون امیر انتظام که با تحریک و همیاری جاسوسان آمریکایی در صدد انحلال مجلس خبرگان بر امده بود. این افشاگری چه اشکالی داشت!؟ این پشیمانی دارد!؟  افشای منبع اطلاعاتی  سفارت آمریکا در میان رجال سیاسی و دستگاه مدیریتی  یعنی رحمت الله مقدم مراغه ای ، که بلافاصله بعد از افشاگری فرار نمود، پشیمانی دارد!؟ ایا افشای اعضای ایرانی سازمان سیا مانند خسرو قشقایی عضو جبهه ملی پشیمانی دارد!؟

[۷] – که چند تن از دانشجویان خط امام از جمله محسن میردامادی جزء آن هستند

About سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>