یکشنبه , ۲۶ آذر ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)6) طبس و حمله نظامی آمریکا / 2)6)6) خاطرات دانشجویان پیرو خط امام در رابطه با تسخیر لانه جاسوسی / ناگفته های تسخیر سفارت آمریکا در گفتگو با سید محمد هاشمی یکی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

ناگفته های تسخیر سفارت آمریکا در گفتگو با سید محمد هاشمی یکی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

ناگفته های تسخیر سفارت آمریکا در گفتگو با سید محمد هاشمی  یکی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

سید محمد هاشمی: هرگونه کپی برداری از حادثه ی تسخیر سفارت آمریکا موفق نخواهد بود.  احمدی نژاد معتقد بود که آسیب جریانات مارکسیستی بیشتر است و باید علیه آن جریان وارد عمل شد.

نشست هم اندیشی «تحلیل تاریخی تسخیر لانه جاسوسی آمریکا» با حضورتعدادی از جوانان فعال اجتماعی و دانشجویان در محل بنیاد باران:

* هر واقعه ای را در زمان خودش باید بررسی کرد

به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، در ابتدای این جلسه مهندس سیدمحمد هاشمی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که برای اولین بار به ذکر خاطرات و تحلیل خود از آن واقعه می پرداخت، با تاکید براین مساله که  هم اکنون هم اگر واقعه ای مانند وقایع سالهای اول انقلاب رخ دهد، نسل جوان امروز واکنش نشان خواهند داد، گفت: هر واقعه ای را در زمان خودش باید بررسی کرد و با اندیشه ی فعلی نمی توان وقایع 30 سال پیش را مورد بررسی قرار داد.

*هدف، مبارزه با استبداد قرار گرفت

وی افزود:  جوهره ی مبارزه ی مردم از ابتدای جنبش مشروطیت «مبارزه با استبداد» بوده و انگیزه ی مردم و مبارزان نیز این بوده است که حاکمان مستبد نباشند. خواسته ی دولت مصدق نیز همین مساله  بود که شاه سلطنت کند و نه حاکمیت؛ امام(ره) نیز تا قبل از نهضت 15خرداد1342 شاه را نصیحت می کرد و ایشان تا آن زمان هیچگاه خواهان برانداری نظام سلطنت نبودند. اما پس از سال 42 با توجه به حس تفرعن و تکبری که در شاه وجود داشت؛هدف، مبارزه با استبداد قرار گرفت.

*کلمه ی امپریالیسم مکررا در سخنان انقلابیون تکرار می شد

هاشمی گفت: امام خمینی(ره) جوهره ی انقلاب را مبارزه با استعمار و استثمار[1] می دانستند که در آن دوره با واژه های استکبار و امپریالیسم تعبیر می شد. بطوری که کلمه ی امپریالیسم مکررا در سخنان انقلابیون تکرار می شد

این عضو دانشجویان پیرو خط امام با اشاره اظهار داشت: دانشجویان مسلمان با الهام از بیانات امام محور تشکیل نهادهایی همچون جهاد دانشگاهی،جهاد سازندگی،اتحادیه های کارگری و انجمن های اسلامی شدند. اعضای دفتر تحکیم نیز نام خود را از یکی از سخنان امام که بر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه تاکید می کردند، وام گرفتند.

مهندس هاشمی در ذکر وقایع تاریخی سال 58 افزود: آیت الله خامنه ای، مجتهد شبستری و موسوی خوئینی ها از افرادی بودند که امام(ره) آنها را برای ارتباط دانشجویان با خود معرفی کردند

*محمود احمدی نژاد معتقد بود که آسیب جریانات مارکسیستی بیشتر است و باید علیه آن جریان وارد عمل شد

وی با اشاره به این که در تابستان آن سال فعالیت جریانات چپ اوج گرفت، گفت:از ابتدای انقلاب اسلامی دو جریان ضدامپریالیستی و ضد مارکسیستی وجود داشت که در دانشگاههای مختلف پراکنده بودند. در جلسه ی دفتر تحکیم وحدت نیز آقایان محمدعلی سیدنژاد و محمود احمدی نژاد (نمایندگان دانشجویان دانشگاه تربیت معلم علم و صنعت) نیز معتقد بودند که آسیب جریانات مارکسیستی بیشتر است و باید علیه آن جریان وارد عمل شد. آنها حتی اجازه ی انجام این کار را به دانشجویان ندادند و در ابتدا تهدید کردند که در صورت انجام تسخیر سفارت آمریکا، این مساله را به دولت موقت اطلاع خواهند داد؛ بعدا حادثه ی انقلاب فرهنگی نیز محصول همین دو دانشگاه بود.

*گروهی که شعار مبارزه با مارکسیسم را سرمی دادند، پس از 27 سال بزرگترین نهادهای چپ دنیا تبدیل به بزرگترین متحدانشان می شوند و دریای کارائیب و دانشگاه کلمبیا را فتح می کنند!

هاشمی افزود: جالب است که همین گروهی که شعار مبارزه با مارکسیسم را سرمی دادند، پس از 27 سال بزرگترین نهادهای چپ دنیا تبدیل به بزرگترین متحدانشان می شوند و دریای کارائیب و دانشگاه کلمبیا را فتح می کنند. فرزند دریای کارائیب(دختر چه گوارا) به تهران می آید، دانشگاه تهران را فتح می کند و اقرار می کند که هیچ پیامبری در دنیا و جود ندارد[2]!

*نزدیک ترین متحدان انقلاب نجس شمرده می شوند!

این دانشجوی تسخیرکننده ی سفارت آمریکا گفت: پدیده ها آنچنان با سرعت می گذرند که کسانی که مدعی مبارزه با چپ بودند و آنها را نجس می دانستند، با آنها متحد می شوند و امروز هیات موتلفه در کشور چین پایگاه اقتصادی دارد و چینی ها را با لفظ «برادر» خطاب می کند! در مقابل نیز نزدیک ترین متحدان انقلاب نجس شمرده می شوند که این موضوع پدیده ی بسیار جالبی است.

هاشمی اظهار داشت: شکافهای جریانات راست و چپ در سالهای بعد از انقلاب اسلامی، مانند اختلاف بر سر اجرای طرح کوپنی شدن نیازهای مردم در دولت مهندس موسوی و انشعاب در جامعه ی روحانیت مبارز ریشه در همین اختلافات دارد. (معلوم نیست چه میخواهند بفرمایند!)

*تسخیر سفارت در حالت خوف و رجا انجام شد

مهندس سیدمحمد هاشمی با اشاره به واقعه ی 13 آبان 58 گفت: روشن نبود که پیامدهای منفی این حادثه بیشتر است و یا دستاوردهای آن. به همین دلیل نیز تسخیر سفارت در حالت خوف و رجا انجام شد. امام نیزمعیار انقلاب بود و نظر ایشان مهم بود. ما تصور می کردیم که بلافاصله لطمه می خوریم و یا دستگیر می شویم؛ اما اینگونه نشد و امام (ره) با نامیدن این واقعه به «انقلاب دوم» آن را مورد تائید قرار دادند.

* با قاطعیت می گویم امام(ره) از وقوع این اتفاق اطلاع نداشتند!

وی با اشاره به نقش امام(ره) در وقوع حادثه تسخیر سفارت آمریکا، گفت: برخی معتقدند که اگر این عمل با موافقت امام(ره) انجام نمی شد، به موفقیت نمی رسید، اما با قاطعیت می گویم که امام(ره) از وقوع این اتفاق اطلاع نداشتند. پیام ایشان در سه روز قبل از تسخیر که بر گسترش مبارزه ی دانش آموزان، دانشجویان و مردم با استکبار تاکید کردند، کلید این عمل بود. در مقابل حادثه ی تسخیر بسیاری از شخصیتهای عالیرتبه ی انقلاب مخالف بودند و اگر کسی به جز امام(ره) مدیریت کشور را در دست داشت، دانشجویان مجبور به خروج از سفارت می شدند.

هاشمی تاکید کرد: امروز هرگونه کپی برداری از حادثه ی تسخیر سفارت آمریکا موفق نخواهد بود.

وی در ادامه ی سخنان خود با خاطرنشان کردن این مساله که تسخیر لانه ی جاسوسی بدلیل احساس خطرازتکرار حادثه ای چون کودتای 28 مرداد 1332 پس از ملی شدن صنعت نفت بود، گفت: تسخیر براساس یک تئوری بود که 9 ماه بعد از ان حادثه این تئوری در عمل  با کودتای نوژه تحقق پیدا کرد. به عنوان کسی که در سپاه پاسداران، جهاد سازندگی، اتحادیه ی کارگری و دفتر تحکیم وحدت عضویت داشتم، این حس را داشتم که واقعه ای در شرف تکوین است.

مهندس هاشمی پیرامون ارتباط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با حزب جمهوری اسلامی گفت: هیچکدام از دانشجویان، عضو این حزب نبودند و اصولا این جریان به حزب جمهوری اسلامی وابستگی نداشت.

وی با اشاره به مواضع گوناگونی که در مقابل تسخیر سفارت آمریکا اتخاذ شد، اظهار داشت: اولین بیانیه مخالفت آمیز از سوی سازمان مجاهدین خلق و به فاصله ی 2 ساعت پس از این اقدام صادر شد و یک روز بعد نیز طی اطلاعیه ی دیگری مواضع خود را سوار بر امواج کاملا تغییر داد و از تسخیر حمایت کرد!!

*برای مبارزه نماد لازم است

هاشمی در ذکر دلایل مبارزه با آمریکا  گفت: برای مبارزه نماد لازم است. این نماد ممکن است که اشتباه باشد، اما تقریب ذهنی ایجاد می کند. یک هفته قبل از آغاز (پایان!؟) جنگ نیز آیت الله منتظری طی نامه ای به امام(ره) جنگ با صدام را بی نتیجه دانست و خواهان مبارزه با آمریکا شد، اما امام(ره) پاسخ دادند که صدام نماد مبارزه با آمریکاست. البته امام(ره) هرگز خواهان نابودی آمریکا نشدند[3]. ذهنیت ما در مبارزه با این کشور، مبارزه با نظام مدیریتی آن است و نه ملت آمریکا.

وی افزود: امام(ره) در اردیبهشت ماه 1367 طی نامه ای با ذکر 5 شرط مذاکره با آمریکا را مجاز اعلام می کنند[4].

هاشمی همچنین در پاسخ به سوالی پیرامون شباهت جریان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (ره) با گروه انصار حزب الله که در سالهای اخیر فعالیت می کند، آنها را دارای تفاوتهای ماهوی دانست…

*باید با ترازو و معیار مشخص پیرامون اتفاقات رخ داده قضاوت کنیم

وی در پایان تاکید کرد: باید با ترازو و معیار مشخص پیرامون اتفاقات رخ داده قضاوت کنیم و نیز هر پدیده ای در زمان خودش دارای دلایلی است. در پی تسخیر سفارت آمریکا نیز از نظر مادی ضرر مادی بسیاری کردیم[1]، ولی از نظر معنوی دارای نتایج مثبتی بود.

صادق زیبا کلام: این فرضیه که اقدام به تسخیر سفارت آمریکا بدلیل نگرانی از تکرار حادثه ی 28 مرداد بود، قابل باور نیست

بر اساس گزارش روابط عمومی بنیاد باران، در ادامه ی این جلسه ی هم اندیشی، دکتر صادق زیباکلام نیز طی سخنانی گفت: این فرضیه که اقدام به تسخیر سفارت آمریکا بدلیل نگرانی از تکرار حادثه ی 28 مرداد بود، قابل باور نیست؛در شرایطی که ساواک، فرماندهان ارتش و سایر مقامات رژیم پهلوی حضور داشتند و انقلاب پیروز شد، امکان پیروزی یک کودتا پس از پیروزی انقلاب نیز وجود نداشت و چنین بهانه ای برای عوام مطرح می شود[5].

وی با طرح این سوال که آیا نهضت انقلاب ما با آمریکا و غرب در تضاد بود؟ گفت: به نظرمن اینگونه نبود و بعدا چنین مخالفتی مطرح شد. چرا در ماههای پایانی انقلاب کسی به مراکز آمریکایی و مستشاران آن کشور[6] که بخصوص در تهران، شیراز و اصفهان حضور داشتند، قصد تعرض نکرد؟ پس از حادثه ی 13 آبان خصوصیت ضدآمریکایی به دلیل همراه آوردن وجهه بین المللی در انقلاب اسلامی مطرح شد و این ضدیت، بهانه ای برای اجرای اقدامات رادیکال و حذف نیروهای معتدل سیاسی را فراهم آورد[7]. امام(ره) نیز از وقوع حادثه خبر نداشتند[8].

این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه در ماههای اولیه ی پیروزی انقلاب نیروهای چپ مارکسیستی(منهای حزب توده و چریکهای فدایی خلق) به تدریج شروع به ترویج این عقیده کردند که انقلاب اسلامی حاصل تبانی نیروهای انقلابی و فرماندهان ارتش پهلوی بود، گفت: عملکرد دولت موقت به گونه ای بود که آماده ی پذیرش انواع اتهامات بود و از طرفی آمادگی اقدامات رادیکال را نیز نداشت. نیروهای خط امام هم قصد دفاع از اصالت انقلاب را داشتند. این جریان همچنین رقابت نانوشته ای با نیروهای چپ داشت که معتقدم دلیل تداوم گروگانگیری هم این مساله بود[9].

*چهره های اصلی انقلاب موافق قضیه ی تسخیر نبودند اما…

زیباکلام افزود: چهره های اصلی انقلاب موافق قضیه ی تسخیر نبودند، اما با نیرومند شدن این جریان توان مقابله با آن را نداشتند.

*بزرگترین لطمه ی حادثه ی 13 آبان58 سرکوب شدن نهال آزادی و نهاد جامعه مدنی و دموکراسی به عنوان ثمره ی انقلاب اسلامی بود

وی تاکید کرد:بزرگترین لطمه ی حادثه ی 13 آبان58 سرکوب شدن نهال آزادی و نهاد جامعه مدنی و دموکراسی به عنوان ثمره ی انقلاب اسلامی بود و وقتی که این نهال سرکوب شد، رادیکالیسم هم در کشور رشد پیدا کرد[10].

*کسی تصور نمی کرد که این حادثه بدل به یک موج شود

صادق زیباکلام همچنین نگرانی دانشجویان تسخیرکننده ی سفارت آمریکا از نتیجه ی این اقدام را رد کرد و اظهار داشت: کسی تصور نمی کرد که این حادثه بدل به یک موج شود.

*در طول 28 سال گذشته کشور ما خسارات زیادی را بابت اشغال سفارت آمریکا پرداخته است

وی در پایان گفت: براساس معیار منافع ملی[11]، در طول 28 سال گذشته کشور ما خسارات زیادی را بابت اشغال سفارت آمریکا پرداخته است و با امضای معاهده ی الجزایر می توانستیم موضوع را خاتمه دهیم.

[1] – و استبداد و حفظ اسلام به عنوان ایدئولوژی تأمین کننده این موارد

[2] – اینک مارکسیسم در محاق نابودی قرار گرفته و نظام شرق به  کل از هم پاشیده است و جریانات چپ در کشور ما محو و نابود شده است. مشابه سازی بین این دو دوره جالب نیست.

[3] -!؟

[4] – شرایطی که در آن دیگر امریکا آمریکا نیست! بلکه یک طرف قابل اعتماد و نه یک دولت استعماری و خواهان یک رابطه گرگ با میش!

[5] – متاسفانه ایشان در ابراز نظرات بی پایه استاد شده اند! امام درست در آخر مهر 58 از یک کودتا سخن میگویند! جناب اقای زیبا کلام پیرو فلسفه کبکیسم میباشند و همواره ، از  مذاکرات  کردستان با دموکراتها که ایشان را دولت موقت بعنوان نماینده به آنجا فرستاده بود و ایشان دموکراتها را مسلمان و اهل نماز و خواهان مذاکره با آنان بود تا جریانات اخیر که عشق مذاکره و سازش با آمریکا ایشان را بی قرار نموده و خواب از چشم عاشقشان ربوده است، چشم خود را از حقایق پوشانده و آن را در برف غفلت فرو نموده و اصلا نه توطئه ای میبیند و نه دشمنی. و خودی ها را دچار توهم توطئه میداند. جالب این است که کودتای نوژه نیز هشت ماه بعد اتفاق افتاده است!

[6] – واقعا بی اطلاعی یک استاد علوم سیاسی اعجاب انگیز است! شعارهای مردم بر ضد ژنرال هایزر که برای کودتا به ایران آمده بود و انفجار در رستوران خوان سالار آمریکائیها در دوران انقلاب اسلامی و ترور پل گریم توسط گروه منصورون که موجب شروع اعتصاب در شرکت نفت و بستن شیرهای نفت گردید، نمونه های بارز این ضدیت است. تبعید امام به خاطر اعتراض به کاپیتولاسیون دیگر بماند. ایشان معلوم نیست در کجا سیر میفرمایند. احتمالا در تئوریهایی که در غرب خوانده اند و لذا فرصتی برای  توجه به واقعیات ندارند.

[7] – اینها از بی اطلاعی و اغراض سیاسی ایشان که موجب بستن چشم و عقل ایشان شده است حکایت مینماید. جریانات معتدل یعنی همانها که اسنادشان از لانه جاسوسی در آمد و منبع اطلاعاتی و همگامان توطئه آمریکا بودند! مانند امیر انتظام عضو جبهه ملی و نهضت آزادی و حسن نزیه از بنیانگذاران نهضت آزادی و مقدم مراغه ای و تیمسار مدنی و…

[8] – اما تأیید نمودند و کسانی را که میخواستند دانشجویان را از لانه جاسوسی بیرون کنند ریشه های فاسد نامیدند. خارج از این جریانات امام سه روز قبل از آن از دانشجویان خواستند که برای بازگرداندن شاه حملات خود به منافع آمریکا را گسترش دهند!

[9] – متآسفانه رسم ایشان حرف زدن است و زیاد حرف زدن و دلیل و اعتبار سخن مهم نیست. گروههای چپ در این مقطع شعار مرگ بر امپریالیسم را برای مبارزه با انقلاب اسلامی در نظر گرفته بودند. و جالب این که امام چریکهای فدایی را آمریکایی میدانستند و نه روسی! واعجاب انگیزتر اینکه جریاناتی که بعدا اسنادشان از لانه جاسوسی در آمد ( مانند حزب دموکراتیک ملت ایران به رهبری هدایت الله متین دفتری نوه دکتر مصدق) نیز شعار مرگ بر آمریکا و دموکراسی خواهی را نقاب برای سرنگونی جمهوری اسلامی برگزیده بودند و دائم به همین بهانه در خیابانهای تهران شورش به پا میکردند و همین نشانگر تنفری است که در دل ملت ایران از این ابرقدرت انباشته شده بود و جناب اقای صادق زیبا کلام نمی خواهند به آن اعتراف نمایند. عشق بمیرد که چشم را نابینا و عقل را از کار میاندازد! بخصوص عشق به آمریکا و مبانی آن نظام!

[10] – با تسخیر لانه جاسوسی و کشف اسناد ارتباط عناصر دوروی منافق که در زیر سایه دویست گروهک ضد انقلاب با طیفهای گوناگون سازماندهی شده بودند و علیرغم اختلافات بسیار در افکار و سازماندهی و شعارها  در یک چیز با هم اشتراک داشتند و آن سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بود، و خلع سلاح شدن آنان و بخصوص پس از اینکه اسناد لانه جاسوسی منتشر گردید و آنان دانستند که اسناد ارتباطات بسیاری از انان از بین رفته، فضای باز سیاسی کشور را بر علیه خود دانستند و به مسموم کردن و ایجاد شورش و نهایت به جنگ مسلحتنه روی آوردند. بنی صدر در حالی که رئیس جمهور بود بر علیه نظام و نبود ازادی و شکنجه در کشور و نهایتا برپایی غائله 14 اسفند روی اورد و منافقین نیز به جنگ مسلحانه وروی آوردند و فضای کشور را به سمت تقابل بردند و مردم نیز قیام و آنان را محو نمودند.  تآسف انگیز است که اشخاصی چون ایشان کرسی تدریس سیاست در این کشور را به عهده دارند و اینچنین بی پایه سخن میگویند!

[11] – منافع ملی با تعریف لیبرالی همان است که دولت موقت را به مذاکره با برژینسکی کشاند! و اصلاح طلبان را به سازش با آمریکا و چند دانشجوی سابقا خط امام را به تقابل با نظام جمهوری اسلامی و عباس عبدی را به ملاقات با باری روزن! سقوط در دامن لیبرالیسم جز این نتیجه ای ندارد!


[1] – اگر نمی کردیم چه خسارتهای اقتصادی را باید تحمل میکردیم!

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *