تیتر خبرها

يك روايت از تسخير سفارت امريكا ( یعنی همان لانه جاسوسی!)

يك روايت از تسخير سفارت امريكا ( یعنی همان لانه جاسوسی!)

شهیدا محسن وزوائی از فاتحین لانه جاسوسی و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و فرمانده تیپ حضرت رسول و فاتح بازی دراز و قهرمان عملیات فتح المبین و بیت المقدس میان ماه من تا ماه گردون زمین تا آسمان باشد تفاوت. میان قدرت طلبان و شهادت طلبان تفاوتی از زمین تا آسمان است.
شهیدا محسن وزوائی از فاتحین لانه جاسوسی و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و فرمانده تیپ حضرت رسول و فاتح بازی دراز و قهرمان عملیات فتح المبین و بیت المقدس میان ماه من تا ماه گردون زمین تا آسمان باشد تفاوت. میان قدرت طلبان و شهادت طلبان تفاوتی از زمین تا آسمان است.
شهید محسن وزوائی در میان رزمندگان اسلام قبل از شهادت، میان ماه گردون تا ماه من زمین تا آسمان باشد تفاوت وزوائی کجا و …..

اعتماد ملی گروه سياسي، معصومه ستوده

30 سال از زماني كه دانشجويان پيرو خط امام از ديوارهاي سفارت امريكا بالارفتند و 60 ديپلمات امريكايي را به مدت 444 روز به گروگان گرفتند، مي گذرد. آبان 58 بود كه دانشجويان پيرو خط امام تصميم گرفتند سفارت امريكا را تسخير كنند زيرا مطمئن بودند تا زماني كه سفارت امريكا به فعاليت هاي خود ادامه مي دهد آرمان تثبيت انقلاب هرگز محقق نمي شود به خصوص اينكه تحركات منافقين به اوج خود رسيده بود و همين به نگراني دانشجويان دامن مي زد. البته دانشجويان عملكرد محافظه كارانه دولت موقت را به انتقاد گرفتند و وجود دوگانگي بين امام و دولت موقت را عاملي براي ايجاد شرايط فعلي مي دانستند زيرا معتقد بودند در شرايط دوگانگي، عملكردهاي افراطي رشد مي يابد. بنابراين دانشجويان انقلابي يك جريان متشكل دانشجويي را به وجود آوردند و تلاش كردند از طريق اين تشكل خود را به امام نزديك كنند. به گفته محسن ميردامادي «آنها مي خواستند از امام رهنمود بگيرند و آن را در دانشگاه ها دنبال كنند.در حقيقت گمشده خودشان را در ارتباط قوي با امام و پياده كردن نظرات ايشان در دانشگاه ها مي ديدند و فكر مي كردند با اين روش از اثرات سوء عملكرد غلط دولت موقت در ميان قشرهاي جوان جامعه و دانشگاهيان كه نوعاً جمعيت هاي پرشوري بودند و نگرش و ديدگاه هاي امام را مي پسنديدند مي توان جلوگيري كرد. اين مساله منجر به انتخاب نمايندگاني از طرف انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور شد كه بنده هم يكي از آنها بودم و جمعي مشخص شد براي طرح مساله با حضرت امام. ما در اين رابطه دو بار خدمت امام رسيديم و مسائل دانشگاه ها را خدمت شان گفتيم و از ايشان خواستيم جمعي را تعيين بكنند به عنوان حلقه واسط بين دانشگاه ها و خودشان.»

( نکته: که  آیت الله خامنه ای تعیین گردیدند)

بعد از تعيين اين جمع جلسات به طور فشرده تشكيل شد. به گفته ميردامادي «دليلش هم اين بود كه در دو تا سه ماه اول اين سال كه دانشگاه ها باز بودند مشكلاتي كه گفتم دانشجويان را به اين مساله رساند كه در تابستان حتماً بايد فكري كرد و برنامه يي ريخت براي سال جديد تحصيلي تا دانشگاه ها عرصه فعاليت هاي گروهك ها نشود. اين برنامه ريزي ها همه در تابستان انجام شد و دو ملاقاتي هم كه اشاره كردم در تابستان سال 58 بود. در ملاقات ها گفته شد ما نياز داريم كه حلقه وصلي با شما داشته باشيم و نظرات شما را در دانشگاه ها پياده كنيم و گزارش دانشگاه ها را خدمت شما بدهيم و اگر نظراتي در مورد دانشگاه ها داريد ما مطلع شويم. امام خيلي استقبال كردند و در حقيقت معرفي اوليه به بيت حضرت امام هم براي ملاقات هايي كه داشتيم به وسيله آيت الله خامنه يي صورت گرفت. در ملاقات اولي كه داشتيم امام خيلي تشويق و ترغيب به اين كار كردند.

پيگيري هاي بعدي منجر به تشكيل شورايي شد مركب از نمايندگان دانشجويان كه از كل دانشگاه هاي كشور انتخاب شده بودند و بنده هم توفيق حضور داشتم و پنج نفر از شخصيت هاي مملكتي كه عبارت بودند از مقام رهبري و آقايان موسوي خوئيني ها، دكتر حبيبي، محمد مجتهدشبستري و بني صدر. اين مجموعه قرار بود روي مساله دانشگاه ها كار كنند و گزارشي خدمت امام بدهند و پس از آن نقش آن حلقه واسط بين امام و دانشگاه ها را داشته باشند.

در واقع تشكل دانشجويي كه در اين رابطه شكل گرفت و ما هفت نفر آن را نمايندگي مي كرديم نام «دفتر تحكيم وحدت» را به عنوان يك نام موقت براي خود برگزيد. دليل موقت بودن نام اين بود كه در اولين سميناري كه در قالب اين تشكل برگزار شد در مورد اسم دائم به نتيجه مشترك نرسيديم و قرار شد دفتر تحكيم وحدت به عنوان اسم موقت چند ماهه انتخاب شود تا نام دائمي در فرصت هاي بعدي انتخاب شود كه ظاهراً پس از نزديك به دو دهه هنوز اين دوره موقت تمام نشده است. آن جلساتي هم كه آن جمع دانشجويي با پنج نفر مذكور يعني جمع 12 نفره داشتند جلسات خيلي پربار و باارزشي بود كه عمدتاً در دانشگاه پلي تكنيك تشكيل مي شد. يك جلسه آن هم در مجلس خبرگان تشكيل شد كه مرحوم حاج احمدآقا هم در آن جلسه حضور داشتند و تقريباً به اينجا رسيده بوديم كه ما اساسنامه يي بنويسيم و بعد از تكميل اساسنامه خدمت حضرت امام برويم كه در همين اثنا ماجراي اشغال لانه پيش آمد و با اشغال لانه تمام اين مسائل تحت الشعاع قرار گرفت و كار انقطاع پيدا كرد و طبق برنامه زمان بندي شده يي كه مورد نظر بود دنبال نشد. ما در همان جلساتي كه در جمع هفت نفره داشتيم كه جلسات زيادي هم بود و مسائل دانشگاه ها مطرح مي شد و برنامه ريزي براي فعاليت هاي دانشجويي مي شد، در يكي از آن جلسات پيشنهاد اشغال سفارت امريكا به وسيله يكي از برادران مطرح شد. زمينه موضوع به اين صورت بود كه در اولين سال پس از پيروزي انقلاب و حتي از همان ماه ها و روزهاي آغاز پيروزي انقلاب كه حكومت طاغوت فرو ريخته بود اما هنوز حاكميت انقلاب فاقد تشكيلات اقتدار و توان لازم براي اداره كشور بود، از يك سو استان هاي مرزي كشور دستخوش حركت هاي جدايي طلبانه شدند و از سوي ديگر در ساير استان ها گروه هاي ريز و درشت ضدانقلاب دست به آشوب و فتنه زدند. اعتصاب و تحصن و درگيري و اغتشاش در ادارات و كارخانه ها و ديگر جاها امري عادي و روزانه شده بود. شواهد و قرائني در دست داشتيم كه اين وضع طبيعي نيست. اين احساس در بين دانشجويان وجود داشت كه اين كارها كه صورت مي گيرد نبايد ناهماهنگ و خود به خودي باشد. به نظر مي رسيد اين كارها بايد از جايي هدايت شود و اين تصور به طور جدي در بين دوستان وجود داشت كه اين كارها به نحوي مستقيم يا غيرمستقيم به وسيله امريكا هدايت مي شود و به اين دليل بود كه بحث اشغال سفارت امريكا پيش آمد به عنوان مركزي كه اگر اشغال شود كل توطئه ها از بين خواهد رفت و همين طور هم شد. به طوري كه وقتي سفارت اشغال شد تمام اين گونه برنامه ها تعطيل شد و شور و شوقي گسترده در مملكت به وجود آمد كه همه چيز را تحت الشعاع قرار داد.» (مصاحبه محسن ميردامادي با هفته نامه عصر ما، 13 آبان 77)

کمپ دیوید مذکرات ذلت بار صلح اعراب و اسرائیل با حضور کارتر و به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل توسط سازشکاران دنیا طلب عرب و سادات
کمپ دیوید مذکرات ذلت بار صلح اعراب و اسرائیل با حضور کارتر و به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل توسط سازشکاران دنیا طلب عرب و سادات

بعد از اشغال سفارت امريكا ليدرهاي تسخير سفارت امريكا اين موضوع را رسانه يي كردند و در برابر لنز دوربين صدها رسانه خارجي به بيان دغدغه هاي خود پرداختند. تصوير مخابره شده از ليدرهاي 13 آبان محسن ميردامادي دبيركل فعلي حزب مشاركت، ابراهيم اصغرزاده و حبيب الله بيطرف را در يك قاب به تصوير مي كشيد. دانشجويان پيرو خط امام پذيرش شاه مخلوع توسط دولت امريكا و تمركز بر فعاليت هاي جاسوسي ودخالت در امور ایران انقلابی و برپایی شورش و… را انگيزه اصلي تسخير سفارت امريكا عنوان كردند. تسخير سفارت امريكا 444 روز طول كشيد و در نهايت ديپلمات هاي امريكایی آزاد شدند اما اين اقدام دانشجويان از سوي امام خميني به «انقلاب دوم» تعبير شد و دانشجويان به عنوان قهرمان ملي معرفي شدند. درست پس از انتخابات 22 خرداد بود كه شماري[1] سردمداران تسخير لانه جاسوسي كه از قضا همگي در جبهه اصلاحات عضويت دارند به جرم انقلاب مخملي بازداشت شدند. محسن امين زاده و محسن ميردامادي از جمله كساني هستند كه در سالگرد تسخير لانه بيش از 140 روز را در زندان سپري كرده اند. هرچند پيش از اين نيز يكي از رهبران تسخير بازداشت شده بود. عباس عبدي از دانشجويان فعال در تسخير لانه[2] در 13 آبان سال 82 بازداشت شد[3] اما اين بار بعد از گذشت شش سال نوبت به بقيه ليدرها رسيده است.

ملاقات عباس عبدی از اعضای حزب مشارکت و از شاگردان دکتر سروش با باری روزن در دفتر یونسکو در پاریس در حضور معاون خارجه آمریکا و سفیر آمریکا در فرانسه و دکتر ابراهیم یزدی رهبر نهضت آزادی و....  میان ماه من تا ماه گردون زمین تا آسمان باشد تفاوت
ملاقات عباس عبدی از اعضای حزب مشارکت و از شاگردان دکتر سروش با باری روزن در دفتر یونسکو در پاریس در حضور معاون خارجه آمریکا و سفیر آمریکا در فرانسه و دکتر ابراهیم یزدی رهبر نهضت آزادی و.... میان ماه من تا ماه گردون زمین تا آسمان باشد تفاوت

اما اين پايان ماجرا نبود زيرا موسوي خوئيني ها كه رابط امام با دانشجويان بود از سوي رسانه هاي حامي دولت به عنوان جاسوس «كاگ ب» معرفي شد و بسياري از حاميان دو آتشه دولت خواستار محاكمه وي شدند. البته بازداشت سردمداران مبارزه با استكبار جهاني[4] در حالي صورت مي گيرد كه نماينده دولت دهم به مدت 45 دقيقه در گفت وگويي رودررو به گفت وگو با نماينده امريكا پرداخت[5] و از ضرورت رابطه با امريكا سخن گفت. در حالي كه به موازات چنين رويكردي، جناح اصلاح طلب را كه سهم بسزايي در آفرينش حماسه 13آبان داشتند[6] به ايجاد رابطه با امريكا و چراغ سبز نشان دادن به امريكا متهم كردند. اين موضع گيري حاميان دولت در حالي صورت مي گيرد كه ليدرهاي جريان اصلاحات همواره از ضرورت گفت وگو و تعامل با تمام جهان در راستاي تنش زدايي و ايجاد رابطه با امريكا در چارچوب منافع ملي سخن گفته اند. البته به نظر مي رسد اصل منافع ملي در مذاكرات صورت گرفته مغفول واقع شده است به ترتيبي كه بسياري از حاميان دو آتشه دولت نيز به صف منتقدان عملكرد دولت پيوسته اند و خريد اورانيوم از يك كشور ثالث و ارسال 1200 كيلوگرم اورانيوم به روسيه را به معني تعطيلي چرخه سوخت هسته يي و عقب نشيني از مواضع عزت ملي عنوان كرده اند[7]. اما با اين حال محسن ميردامادي كه امروز از متهمان انقلاب مخملي است در مصاحبه با هفته نامه عصر ما (ارگان وابسته به سازمان مجاهدين انقلاب در آبان 77) اظهار داشت: امريكا از ابتدا هدفش اين بوده است كه مانع استقرار حكومت اسلامي شود و هميشه در اين جهت كار كرده كه جلوي تداوم اين انقلاب و نظام اسلامي را بگيرد. الان هم اين موضوع چندان تغيير نكرده البته اين تفاوت را ما كرده ايم كه 20 سال از حكومت مان گذشته و نظام اسلامي تثبيت شده است و مثل قبل در مخاطره نيست منتها سياست هاي امريكا تغيير بنيادي نكرده هر چند ممكن است ظاهراً فرق كرده باشد[8]. امريكايي ها از همان اوايل بعد از اتمام گروگانگيري دنبال اين بودند كه رابطه سياسي برقرار كنند. اصولاً در كشورهاي غربي اين جزء برنامه هاي سياست خارجي شان نيست كه با كشوري قطع رابطه كنند حتي با دشمن ترين كشورها هم نوعاً قطع رابطه نمي كنند. اين موردي هم كه امريكا روابطش را با ما قطع كرد در حقيقت يك برخورد انفعالي از طرف كارتر بود كه در قبال گروگانگيري انجام داد. وگرنه بعد از آن در زمان ريگان و بوش و پس از آن هم دنبال برقراري رابطه بوده و هستند. يك موقع ما از ابتدا رابطه مان با امريكا قطع نمي شد. اين رابطه ممكن بود نوسان پيدا كند و كم و زياد شود مثل رابطه ما با انگليس. رابطه ديپلماتيك ما با انگليس به جز يك دوره يك ساله كه به خاطر مساله سلمان رشدي قطع شد، در بقيه دوران قطع نبود. از ابتداي انقلاب تا سال 1368 رابطه داشتيم منتها اين رابطه به جايي رسيد كه زماني تنها يك ديپلمات از ما در انگليس و يك ديپلمات از انگليس در ايران بود. يعني اينقدر سطح روابط نزول كرد. ما در اين 20 سال پس از انقلاب اظهار داشته ايم كه بدون نياز به امريكا كشور خود را اداره خواهيم كرد و با فراز و نشيب ها و مشكلاتي كه داشته تاكنون اين كار را كرده ايم و به نظر بنده دوران مشكل آن را پشت سر گذاشته ايم. امريكا هنوز نيز در سطح بين المللي از موضعي برابر با ما برخورد نمي كند. در اين شرايط اگر ما تصميم به برقراري رابطه بگيريم معناي بين المللي آن اين است كه ما بدون امريكا مشكل داريم و بعد از 20 سال به اين نتيجه رسيده ايم كه بايد با امريكا رابطه داشته باشيم. براي امريكايي ها هم اين موفقيت را دارد كه ادعا كنند ايران سرسخت هم بالاخره مجبور شد بيايد و با امريكا رابطه برقرار كند. چنين رابطه يي به سود ما نخواهد بود.

البته محسن ميردامادي پيروي و تبعيت از استراتژي تنش زدايي سيدمحمد خاتمي در عرصه بين الملل را شرط تحقق منافع ملي دانست و گفت: كاري كه آقاي خاتمي كردند يعني در حقيقت پديده دوم خرداد اين كار را كرد. من نمي خواهم بگويم فقط آقاي خاتمي اين كار را كردند. اتفاقي كه در دوم خرداد افتاد و طبعاً چهره برجسته پديده دوم خرداد آقاي خاتمي بودند، موقعيت جهاني ما را تغيير داد و ابتكارهاي شخصي آقاي خاتمي مثل مصاحبه با CNN يا شعار گفت وگوي تمدن ها ابتكار عمل را از امريكا گرفته و در اين مسائل ابتكار عمل اكنون بيشتر در دست ايران است[9]. ما مي توانيم با امريكا خصومت ايجاد نكنيم و تنش زدايي بكنيم ولي هدف مان برقراري رابطه سياسي با امريكا نباشد. تسخير سفارت امريكا بارها از سوي برخي از كارشناسان سياسي مورد بررسي قرار گرفته و برخي از تحليلگران سياسي آن را مورد انتقاد قرار داده اند[10] اما با اين حال ليدرهاي 13 آبان با تمام قوا از آن اقدام دفاع مي كنند به گونه يي كه بسياري معتقدند اگر اين اتفاق نمي افتاد و این اقدام صورت نمیگرفت، انقلاب تثبيت نمي شد. البته اين وقايع پيش از اين توسط مشاوران كارتر پيش بيني شده بود به ترتيبي كه گري سيك كه در آن زمان جزء مشاوران امنيتي كاخ سفيد بود در يك مصاحبه نقل كرده بود وقتي بحث پذيرفتن شاه در شوراي امنيت ملي امريكا مطرح شد در آنجا عده يي موافق و عده يي مخالف بودند. كارتر هم مخالف بود و نهايتاً نظر موافقان غالب شد. بنا به گفته گري سيك در پايان كارتر گفته بود شما اگر اصرار مي كنيد حرفي نيست ولي اين آمادگي را داشته باشيد كه ديپلمات هاي شما در تهران به گروگان ايراني ها دربيايد[11].

روزنامه اعتماد، شماره 2094 به تاريخ 13/8/88، صفحه 6 (سياسي)


[1] – دو نفر و  دستگیری این دونفر هم ربطی به دانشجوی خط امام بودن آنان نداشت! بلکه بالعکس اتهام آنان در رابطه با شرکن در یک انقلاب مخملی و رنگی با کمک عناصر ضد انقلاب از تمام طیفها و با همیاری ابرقدرتهای جهانخوار بخصوص آمریکا و انگلیس بوده است و متآسفانه بسیاری از سردمداران جنبشی که آن را «جنبش سبز» نامگذاری نموده اند، در آمریکا و در شبکه های ضد ایرانی آنان مشغول اتهام پراکنی و دروغپردازی و حمایت از جنبش سبز میباشند و پنج تن از منحرفین مشهور مثل سروش و کدیور و گنجی و عبدالعلی بازرگان و مهاجرانی اعضای  پنج گانه رهبری خارج نشین جنبش سبز خود را معرفی نموده اند و اینان نیز در داخل کوچکترین اعتراضی به آن ننموده اند! و یکی  از اعضای پنج گانه نیز حق استادی بر دانشجویان خط امام عضو در حزب مشارکت و اصلاح طلبان دارد و شاگردانش اینک پادوهای شبکه های خارج نشین گردیده وبه یک افتضاح عفن دچار شده اند به صورتی که به ملاقات بوش و گوگوش میروند! و اینکه این دو نفر آقایان به خاطر دانشجوی خط امام بودن به زندان افتاده اند نا صحیح و غیر منصفانه میباشد! جالب توجه است که بسیاری از دانشجویان خط امام در حالی که همواره از خط امام حمایت نموده و دشمنی آشکار خود را با آمریکا نشان داده اند و آمریکائیها در صورت دستیابی به آنان یقینا انتقام حقارتی را که کشیده اند از آنان  خواهند گرفت، در مصدر امور مهم کشور چون سپاه پاسداران و صدا و سیما و مجلس و حمایت از مردم فلسطین قرار دارند!

[2] – ایشان بعدا به دانشجویان پیوست و از فعالان دانشجویان نبود بلکه به علت داشتن همسر و تلاش اقتصادی برای کسب در آمد حضور کمرنگی در لانه داشت و مدتی کوتاه نیز حضور او ادامه نداشت. متاسفانه بعد از پایان جریان تسخیر او با یاری از عدم حضور اکثر دانشجویان و رفتن آنان به جبهه و انجام سایر خدمات، توانست با زیرکی خود را رهبر دانشجویان و از سردمداران آنان جا بزند و بعدا نیز با ملاقات با جاسوس امریکایی موج اتهام پشیمانی از اقدام تاریخی آنان را  به سویشان  جاری سازد.

[3] – بازداشت او ریطی به تسخیر لانه جاسوسی و شرکت کمرنگ او در این جریان نداشت. و به خاطر یک تشویش اذهان عمومی با نظر سنجی تقلبی به نفع آمریکائیها و اتهامات دیگری از جمله اتهام فروش اسناد محرمانه به آمریکاییها بود که بعد از دو سال زندان از اتهام دوم تبرئه گردید و آزاد شد.

[4] – اینان تنها سردمداران دانشجویان نبودند و اینگونه  و این شکل مسائل را دیدن ظلمی آشکار به همه دانشجویان خط امام  بخصوص سی و چند شهید گرانقدر  آنان است!

[5] – ماجرای عراق!؟

[6] – این اعجاب انگیز است. اکثریت دانشجویان خط امام در حال حاضر بدون وابستگیهای حزبی و خطی در حال انجام خدمت به نظام جمهوری اسلامی هستند و چرا از عنوان اصلاح طلبان استفاده شده است جای تعجب دارد! تعدادی از دانشجویان سابقا خط امام که در جبهه اصلاحات بودند با ملاقات با جاسوسان آمریکایی و طرح مطالبی خلاف خط امام و گرایش به افکار لیبرالیستی و همفکری و همکاری و همدردی و همیاری با لیبرالهایی که بعضا اسنادشان و یا اسناد همفکرانشان از لانه جاسوسی در آمده بود، بزرگترین نقش را در شکستن  اعتماد مردم به دانشجویان خط امام و اتهام پشیمانی آنان از تسخیر لانه جاسوسی و احقاق حق ملت ایران بوسیله آنان،داشتند.

[7] – اینها نظرات باندی و برای بیرون کردن رقیب و توجیه اقدامات جبهه اصلاحات که باصطلاح متفکران آن نظام را به توهم توطئه متهم مینمودند تا رابطه خود با آمریکا را توجیه نمایند بود.

[8] – پس چرا در جریانات سال 88 آمریکا اینگون از اصلاح طلبان  حمایت نمود و اصلاح طلبان البته چون گذشته با ضد انقلاب نرد عشق بازیدند و با همان افرادی که اسناد ارتباطشان و یا اسناد ارتباط افرادی از جریانشان مواضع مشترک و نامه ها و اعلامیه های مشترک نوشتند!  و شعارهای مشترک ضد انقلاب وضد خط امامی دادند و خواهان جمهوری ایرانی که طراحش اعضای جبهه ملی و بختیار و ابوالفضل قاسمی از سردمداران کودتای نوژه بودن گردیدند و اگر موافق نبودند چرا مخالفت خود را در ان مقطع اعلام نکردند و در برابر استفاده از روز 16 آذر و 13 آبان ضد امریکایی و تبدیل آن به ضدیت با نظام جمهوری اسلامی سکوت نمودند!

[9] – متاسفانه درست در همان سال گفتگوی جنگ صلیبی  بر ضد مسلمانان با بازی یازده سپتامبر با طراحی بنیان گذاران  جنگ تمدنها آغاز شد! و الکی خوش بودن امیدواران به سازمان ملل و برسر عقل آمدن نظام غارتگر سرمایه داری جهانخوار و سردمداران جنایتکار صاحب «حق وتو» و منفجر کنندگان بمب اتمی در میان دو شهر مسکونی و جنایتکاران جنگ ویتنام و کره، آب در هاون کوفتن و اعتماد الکی به شیطان بزرگ است و مسئولان کشور ما را به خوش خیالان ساده لوح در منظر رهبران آمریکا، تبدیل مینماید.

[10] – متأسفانه اکثر این افراد همانهایی هستند که یا خودشان با لانه جاسوسی ارتباط داشته اند و یا جریانشان متهم به ارتباط و سازش با آنان شده اند. و یا افرادی بی اطلاع  مانند صادق زیبا….

[11] – اینها گفته های مسئولین فریبکار آمریکایی در سالهای بعد است و برای توجیه اعمال و جنایات خود!

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

بازخوانی یک عملیات: پنجه عقاب (شکست نیروهای نظامی متجاوز آمریکایی در طبس)

طبس – بازخوانی یک عملیات: پنجه عقاب (شکست نیروهای نظامی متجاوز آمریکایی در طبس)

بازخوانی یک عملیات: پنجه عقاب (شکست نیروهای نظامی متجاوز آمریکایی در طبس) 31 فروردين 1387 …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *