چهارشنبه , ۲۷ دی ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)1) قهرمانان مقاومت در برابر نظام سلطه در جهان / 6)1)3) شهيد حسن باقري / خاطره اي از شهيد حسن باقری جانشین نیروی زمینی سپاه و از نوابغ بزرگ دفاع مقدس به زبان يكي از همرزمانش

خاطره اي از شهيد حسن باقری جانشین نیروی زمینی سپاه و از نوابغ بزرگ دفاع مقدس به زبان يكي از همرزمانش

خاطره اي از شهيد حسن باقری به زبان يكي از همرزمانش

شهید حسن باقری
شهید حسن باقری

“نان گل آلود”

آشنايي من با شهيد حسن باقري قبل از عمليات خيبر در دو  كوهه صورت گرفت . قبل از اين آشنايي من فقط نام ايشان را با عنوان فرماندهي سخت گير و عصباني از نيروها و يا كادر بعضي از گردانها شنيده بودم . سه ماه قبل از عمليات خيبر وقتي از رنجان عازم دو كوهه شديم برادري با لباس مرتب نظر من را به خود جلب كرد از برادري پرسيدم او به من گفت : ايشان برادر حسن باقري ،فرمانده يكي از گردانهاست . چند روزي از اين واقعه گذشت و من از دور مراقب حركات ايشان بودم و او نيز گاهي نگاهي زير چشمي به من مي انداخت تا اينكه در يكي از صبحگاهها طاقت نياورده و نزد من آمد . ضمن معرفي خود گفتم : برادر مرا ببخشيد كه شما را نمي شناختم و امروز از برادر فلاني سوال كردم شما را معرفي نمود . من نيز بعد از سلام و احوالپرسي در جواب ايشان عرض كردم شما نيز مرا ببخشيد من هم قبلا شما را چون در لشكر نبودم نمي شناختم . كم كم در عرض چند روز محبت ايشان در قلب من جا يگرفت و از اينكه ديگر برادران ايشان را به عنوان فرمانده چنين و چنان معرفي نموده بودند ، بنده در ايشان چنين چيزي نمي ديدم ، ايشان هميشه با وضود بود . و حال خاطره از اين قرار است كه : ما قرار بود ما را در حال صرف شام باشيم ، نمي دانم چطور شد كه من به ياد حسن باقري افتادم، بي اختيار جهت دعوت او به شام به اطاق ايشان رفتم . در را چند بار زدم چون جوابي نشنيدم در را باز كرده و با صحنه عجيبي كه الان هم موهايم سيخ مي شود مواجه شدم . شهيد باقري نان هايي را كه نيروها اسراف كرده و دور ريخته بودند و به خاطر گلي بودن زمين نان هم گلي شده بود جدا نموده و تميز مي كرد و مي خورد . بي اختيار اشك از چشمهايم جاري شد .

شهيد وقتي اين حالت را از من ديد، به سرعت خودش را مرتب نمود و از من سوال كرد با من كاري داريد؟ در جواب گفتم : آمدم كه با ما شام بخوريد ، گفت : من شام خورده ام ولي براي چاي به اطاق شما مي آيم .

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *