چهارشنبه , ۲۷ دی ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)17) دولت موقت و تسخیر لانه جاسوسی و سیاستهای این دولت / ملی مذهبی ها به فکر صدور انقلاب افتادند! نامه دکتر ابراهیم یزدی به راشد الغنوشی، رهبر جنبش النهضة تونس، پس از پیروزی در انتخابات مجلس قانون گذاری و اعلام اینکه شریعت در کشور ما مبنای قانونگذاری خواهد بود!
ملی مذهبی ها به فکر صدور انقلاب افتادند! نامه دکتر ابراهیم یزدی به راشد الغنوشی، رهبر جنبش النهضة تونس، پس از پیروز در انتخابات مجلس قانون گذاری و اعلام اینکه شریعت در کشور ما مبنای قانونگذاری خواهد بود!

ملی مذهبی ها به فکر صدور انقلاب افتادند! نامه دکتر ابراهیم یزدی به راشد الغنوشی، رهبر جنبش النهضة تونس، پس از پیروزی در انتخابات مجلس قانون گذاری و اعلام اینکه شریعت در کشور ما مبنای قانونگذاری خواهد بود!

ملی مذهبی ها به فکر صدور انقلاب افتادند! نامه دکتر ابراهیم یزدی به راشد الغنوشی، رهبر جنبش النهضة تونس، پس از پیروز در انتخابات مجلس قانون گذاری و اعلام اینکه شریعت در کشور ما مبنای قانونگذاری خواهد بود!

بسم الله الرحمان الرحیم

برادر عزیز راشد الغنوشی

السلام علیکم ورحمة الله و برکاته

پیروزی شما و برادران و خواهران تونسی شما را، نه تنها در سرنگونی یک نظام سرکوبگر، بلکه افزون بر آن در برگذاری یک انتخابات ملی آزاد سالم و منصفانه، تبریک می گویم. در ایران یک علاقه بسیار جدی همراه با دعاهای بسیار برای موفقیت شما وجود دارد.  من از نزدیک اخبار مبارزات شما و مردم تونس  را، هم برای رهائی از استبداد و هم برای تاسیس یک حکومت مردم سالار [1]پیگیری کرده ام.

پیروزی حزب شما در انتخابات اخیر تحسین بر انگیز است. اما این پیروزی بار سنگینی بر دوش شما، بعنوان رهبر “جنبش النهضة”  قرار داده است. من در حالیکه شدیدا تحت تاثیر بلوغ سیاسی مردم تونس قرار گرفته ام، بطور جدی نگران پیامد های دراز مدت آن هستم.  ما مسلمانان از هر ملیتی، اگر چه برای تحقق حقوق اساسی، آزادی و حق حاکمیت خود مبارزه می کنیم اما تجربه کافی با دموکراسی را نداریم. ما مبارزه می کنیم و دیکتاتور سرنگون می کنیم، اما استبداد را به عنوان یک شیوه زندگی از بین نمی بریم[2]. استبداد در یک ساختار سیاسی خلاصه و محدود نمی شود، بلکه ابعاد  فرهنگی  متناسب و همآهنگ با ساختار سیاسی خود را دارد. همین ابعاد فرهنگی است که در شخصیت افراد و کل جامعه مبتلی به استبداد آن چنان رسوب کرده است که به استبداد امکان ادامه حیات برای مدتی طولانی را می دهد. نتیجه آن است که ما مسلمانان مستبدین را سرنگون می کنیم و بزودی ناظر جایگزین های جدیدی می شویم[3]. این همان چیزی است که برای ما اتفاق افتاده است. ما شاه را سر نگون کردیم، اما فراموش کردیم که به درمان منش و شخصیت ” شاه درون” خویشتن خود بپردازیم. بنابراین حلقه منحوسه بسته می ماند[4].

برای شکستن این چرخه و نهادینه کردن مردم سالاری چه می توان کرد؟ دموکراسی یک کالای صادراتی نیست. بلکه یک فرایند ملی یادگیری و انکشاف است[5].  انتخابات ابزار بسیار باارزشی است ، اما بخودی خود دموکراسی محسوب نمی شود[6]. من توجه شما را به سه مقوله اساسی ، که اگر مردم هر سرزمینی آن ها را بیاموزند و قلبا به پذیرند،  شانس آن را خواهند داشت که از نعمت آزادی و دموکراسی برای نسل های امروز و آینده مسلمانان اطمینان حاصل کنند.

اولین مقوله این است که تنوع و تکثر در جامعه بشری را به پذیریم و به آن احترام بگذاریم. خداوند سبحانه و تعالی در کتاب مقدس قرآن به ما وجود اختلاف در جامعه بشری را یادآور میشود و از ما می خواهد که یکدیگر را تحمل کنیم[7]. خداوند می فرماید من در روز قیامت در باره گوناکونی باور های شما داوری خواهم کرد.  کشورهای اسلامی، از جمله تونس، تمامی ویژگی های یک جامعه در حال انتقال را دارا هستند. در یک جامعه انتقالی تنوع و گوناگونی آرا و عقاید به مراتب بیشتر از یک جامعه سامان یافته است.  بنابراین پذیرش و احترام به تکثر در این مرحله از تاریخ تحولات  مسلمانان به مراتب مهمتر و ضروری تر است.

دومین مقوله در فرایند یادگیری دموکراسی تساهل، تسامح و مداراست[8]، که در فرهنگ و آموزش اسلامی ما جایگاه ویژه ای دارد. تنوع در جامعه ممکن است به تقابل و در گیری و فرسودگی عمومی و به بهانه ای برای ظهور استبداد  جدیدی منجر شود. بنابراین تساهل و تسامح یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. اما تساهل و تالورانس به خودی خود یک رفتار غیر فعال است و کافی برای پرهیز از عواقب درگیری ها نیست. این امر ما را به مقوله سوم میرساند.

ضرورت سوم در نهادینه شدن دموکراسی، سازگاری و همگرائی در میان کنشگرایان صحنه سیاست است[9]. توسعه اجتماعی و اقتصادی تونس نیازمند همگرائی و سازگاری تمامی شهروندان تونسی شما، صرف نظر از وابستگی های فکری[10] و دینی[11] ، نژادی[12]، جنسیتی[13] می باشد.  همگرائی و سازگاری به معنای نادیده گرفتن و صرف نظر کردن از اعتقادات و باور ها نیست. بلکه به معنای تشخیص ضرورت همکاری با یکدیگر برای رستگاری ملی که همه  گروه ها[14] از آن بهره مند شوند ، می باشد.

برادر گرامی  شما حمایت و اعتماد اکثریت رای دهندگان را بدست آورده اید و اکنون بر عهده شماست که نمونه ای باشید از سعه صدر و برسمیت شناختن حقوق دگراندیشان[15]. من از خداوند باری تعالی می خواهم که شما را از ارتکاب اشتباهاتی که ما در ایران دچار آن شدیم[16]، یا آنچه در الجزیره[17] یا در موارد مشابه رخ داده است،  حفظ نماید.

تونس پیشگام و پیشتاز بهار عربی در جنبش بیداری معاصر اعراب بوده است. اکنون تونس با یک حرکت زیبا ، گام اول را در راستای ایجاد جامعه دموکراتیک برداشته است. من به درگاه خداوند دعا می کنم که تونس پیشگام  تاسیس یک دموکراسی نهادینه شده در جهان عرب و نمونه ای برای دنیای اسلام، در هر کجا، باشد.

برادر شما در اسلام

ابراهیم یزدی

وزیر امور خارجه اسبق، جمهوری اسلامی ایران

تهران، ایران

26 اکتبر 2011


[1] – مردم سالاری در چهار چوب شریعت یا در چهار چوب صرفا رأی مردم!؟  آنهم اگر مردم حتی 2/98 در صدشان به جمهوری اسلامی رأی دادند چون موافق آرای ما نیست لذا  رأی انها قابل قبول نیست و باید حتما جمهوری دموکراتیک اسلامی باشد تا اقلیت ناچیز که تعدادشان حد اکثر و بر فرض محال 8/1 درصد بوده است که اکثر این تعداد نیز مردم عادی بوده  که با اینان نیز همراهی نداشته و ممکن است به دلیل مریضی و یا دلائل دیگر در انتخابات شرکت ننموده باشند و اینان با تشکیل حدود دویست حزب و دسته و گروهک چند صد نفره و حد اکثر چند هزار نفره چون حزب توده و  چریک فدایی و جبهه ملی نیز در حکومت و قانون گذاری دخالت داشته باشند و با سر و صدا چون دوران مشروطه بر مجلس و بر حکومت تسلط یافته و  بر ضد فرهنگ و عقاید یک ملت اقدام نموده و بر اساس خواست ابرقدرتهای شرقی و یا غربی در سرنوشت کشور و ملت مسلمان دخالت نمایند.

[2] – متأسفانه این بدترین اهانت به ملت های مسلمان بخصوص ملت مسلمان ایران است که همواره با  اکثریتی بی نظیر در کشورهای غربی در انتخابات شرکت و نظر خود را در مسائل مختلف اعلام نموده است. پس از پیروزی انقلاب مهندس بازرگان نیز چنین مطلبی را بر زبان راند و مدعی شد که ملت ایران امادگی ازادی را نداشته است! ظاهرا در نظر دکتر یزدی مردم کشورهای غربی با مردم سالاری آشنا وبر اساس آن زیست میکنند و استبداد را به عنوان یک شیوه زندگی از میان برده اند و اکثریت آنان دموکراسی را در وجود خود و جامعه خود نهادینه نموده اند!

[3] – بهترین نمونه آن انحلا مجلس خبرگان توسط اعضای دولت موقت بود که امام به شدت با آنان برخورد کردند و فرمودند شما چند نفر دور هم نشسته و برای یک ملت که ردی داده و مجلس تشکیل داده و علما بعنوان نماینده آنان رفته اند و دارند قانون اساسی مینویسند، تصمیم میگیرید و بر آنان تحمیل مینمایید. در حقیقت مشکل لیبرالهای ایرانی چه ملی گرایان آنان و چه مذهبی های آنان مشکل استبداد امام و یاران آیشان نبود! بلکه مشکل انان استبداد خودشان و تصمیم آنان به تحمیل شیوه زندگی غربی یعنی زیستن در زیر سلطه حکومتهایی چون حکومتهای حسنی مبارک و بن علی بود اما با زرورقی از مردمسالاری و رو کشی از دین بود. حکومتی شبیه حکومن محمود عباس. و عرفات و سادات و یا مدلی شبیه ترکیه. دکتر یزدی  فراموش کرده است که رهبر انقلاب را در سالهای قبل به صدور انقلاب به کشورهای عربی بر ضد بن علی و حسنی مبارک و سایر وابستگان به آمریکت متهم مینمود.

[4] – واقعا مشکل بزرگ ایشان و نهضت ازادی همین بود! و به همین دلیل در برابر امام و مردم مسلمان ایران صف بندی کردند و حتی ای نحلقه منحوسه شاه بینی خود و تا انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی پیش رفتند. مگر بنی صدر چه کرد!؟ همین!

[5] – اگر نیست پس تو چرا نامه نوشته ای!؟ فضول را به جهنم بردند گفت هیزمش تر است!

[6] – پس میشود مجلس خبرگان را  ده بیست نفر منحل نمایند!

[7] – کجای قرآن گفته بت پرستان و امریکا پرستان را هم باید تحمل نمود و در قانونگذاری برای مسلمانان شرکت داد اگر چه تعدادشان به تعداد انگشتان یک دست نرسد!؟ حتما یکی از ایات کتاب ژان ژاک روسو بوده اشتباهی فکر نموده قرآن است. یا ایها الذین ملّی  و مذهبیوا! کونوا تساهلوا مع الکفار و المشرکون خاصه کفار الامریکیون و الصهیونیون! و رابطوا معهم و مذاکروا معهم خاصه فی الالجزیره مع برژینسکی

[8] – بخصوص با یاران و همکاران بن علی و اعضای ساواک انها و نیروهای مرتبط با سفارت آمریکا مثل امیر انتظام و  مقدم مراغه ای و حسن نزیه

[9] – با منافقین و چریکهای فدای و فرقان و دموکرات و کوموله و نهضت ازادی و سلطنت طلبان فاسد و ساواکیهای فراری و

[10] – کومله ها و دموکراتها و سلطنت طلبان جنبش مسلمانانیها فرقانیها منافقین و بن علی خواهان و وابستگان سفارت آمریکا از جمله امیر انتظامها

[11] – مثلا وهابیها و بهاییها و بابیها و کومله ها و دموکراتها

[12] – بخصوص نژادهای سفید اروپایی و آمریکایی

[13] – مثلا دو جنسیتیها بخصوص مایکل جکسونیها

[14] – بخصوص منافقین و نهضت ازادیها  اگرچه اولین حکومت در دسترس انان بود! اما به جای تکیه به مردم به سفارت امریکا متوسل شوند و به دنبال مذاکره با انان بر آیند!

[15] – یعنی اگر دگر اندیشان عددی هم نبودند شما گذشت داشته باشید و قانون شریعت برای چه میخواهید به وهابیها بدهید و به امثال نهضت ازادیها

[16] – و زود پته خود را رو کردیم و با تسخیر لانه جاسوسی عوامل نفوذیمان شناسایی شدند و گند کارمان زود در آمد و توسط مردم و امام حذف شدیم.

[17] – و زخیلی زود و با عجله رفتیم و با معاون امنیتی رئیس جمهور آمریکا به مذاکره نشستیم!

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *