چهارشنبه , ۲۷ دی ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)17) دولت موقت و تسخیر لانه جاسوسی و سیاستهای این دولت / بررسی استعفاهای دولت موقّت و دلائل آن ، « در بند قدرت نبودن یا استفاده از استعفا برای اهداف سیاسی؟» – قسمت پنجم: پنجمین تهدید به استعفا، استعفا برای تحت فشار قرار دادن امام برای بیرون کردن دانشجویان از لانة جاسوسی و نجات جاسوسان آمریکایی
بررسی استعفاهای دولت موقّت و دلائل آن « در بند قدرت نبودن یا استفاده از استعفا برای اهداف سیاسی؟» خلاصة مقاله: گروههای سیاسی غرب گرای ایرانی از آغاز مشروطه به سبک انقلاب لیبرالی فرانسه و با درس گرفتن از تجربة آن انقلاب برای رسیدن به اهداف خود به تحریف وقایع تاریخی و مخدوش نمودن چهرة شخصیّتهای مخالف خود پرداخته اند. متأسفانه بسیاری از وقایع تاریخی انقلاب اسلامی نیز به همین صورت تحریف و شخصیّتهای آن قربانی این توطئه گردیده اند. در انقلاب اسلامی در رأس این شخصیّتها مرحوم شهید آیت الله بهشتی قرار داشت که مورد هجوم سیل آسای تحریفات و تهمتها و دروغپردازیهای این جریان قرار گرفت و پس از ترور شخصیّتی، به ترور جسمی ایشان نیز اقدام گردید. یکی از وقایع مهم تاریخی انقلاب اسلامی تسخیر لانة جاسوسی و به دنبال آن استعفای دولت موقّت میباشد. به علّت آثار رسوا کنندة این استعفا که تحت تأثیر اعتراضات شدید مردم نسبت به ملاقات با برژینسکی مشاور امنیّت ملّی کارتر و اقدام دانشجویان خط امام و عدم توفیق رئیس دولت موقّت و وزیر خارجة آن برای بیرون نمودن این دانشجویان از لانة جاسوسی و نیز رها نمودن گروگانهای جاسوس آمریکایی اتفاق افتاد، تلاش فراوانی توسط این جریان غربگرا و طرفدار سازش با ابر قدرتها به عمل آمده است تا این استعفا را بدون ارتباط با تسخیر لانة جاسوسی جلوه دهند. بررسی همه جانبه و دقیق و مستند این قضیّه و نیز سایر استعفاهای دولت موقّت، میتواند از قلب و تحریف وقایع برای آیندگان جلو گیری و دروغپردازیهای آنان را بر ملا نماید.

بررسی استعفاهای دولت موقّت و دلائل آن ، « در بند قدرت نبودن یا استفاده از استعفا برای اهداف سیاسی؟» – قسمت پنجم: پنجمین تهدید به استعفا، استعفا برای تحت فشار قرار دادن امام برای بیرون کردن دانشجویان از لانة جاسوسی و نجات جاسوسان آمریکایی

پنجمین تهدید به استعفا، استعفا برای تحت فشار قرار دادن امام برای بیرون  کردن دانشجویان از لانة جاسوسی و نجات جاسوسان آمریکایی

سید محمد هاشم پوریزدان پرست- عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز و از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

بررسی استعفاهای دولت موقّت و دلائل آن

از ساعات آخر روز 14 آبان شايعاتي مبني بر استعفای دولت موقّت به دانشجویان مسلمان پیرو خط امام رسیده بود و در این روز جزئیات بیشتری از این استعفا در اختیار آنان قرار میگیرد. بسیاری از دانشجویان خط امام از این موضوع ابراز خوشحالي مي كنند.

با توّجه به فشاري كه در روز گذشته بعضي اعضاء دولت موقّت بر « دانشجويان» و بر« امام» داشتند تا دانشجويان دست از مخالفت با آمريكا و تسخير سفارت او برداشته و گروگان ها را آزاد سازند و دانشجويان به توصيه ها و دستورات و تهدیدات آنان توجهي ننمودند و امام نيز نهايتاً كار دانشجويان را تأييد نمودند، چنين چيزي پيش بيني مي شد.

هدف دانشجویان مسلمان پیرو خط از تسخیر لانة جاسوسی، سرنگونی دولت موقّت نبود، بلکه هدف اصلی اعتراض به آمریکا به خاطر دخالت در امور داخلی ایران و سازماندهی توطئه های گوناگون بر علیه انقلاب اسلامی و نیز بردن شاه به آمریکا بود. امّا بی شک در درون این  اقدام، اعتراضی آشکار به سیاستهای سازشکارانة دولت موقّت در رابطه با آمریکا نیز نهفته بود و این به خوبی از عنوانی که دانشجویان برای خود برگزیدند، قابل درک و فهم بود.

امّا دولت موقّتی ها که علیرغم تهدیداتی که بر علیه دانشجویان اعمال نمودند و علیرغم تمام فشار های ممکنه که با تماس هاي متعدّد با امام و دفتر ايشان در روز سیزده آبان صورت گرفته بود و در خواستهای مکرّر از ایشان، نتوانسته بودند دانشجویان پیرو خط امام را مجبور به خروج از لانة جاسوسی نمایند و امام نيز در روز چهاردهم آبان موضوع تسخير لانة جاسوسي را تأييد و از دانشجویان شدیداً حمایت نموده و کسانی را که تلاش می کردند که دانشجویان را از ادامة گروگان گیری باز دارند « ریشه های فاسد» نامیده بودند[1] و اینان به این صورت تمام اقدامات و برنامه های خود در طی نه ماه گذشته را نقش بر آب میدیدند، برای فشار به امام تصمیم به استعفا گرفتند.

استعفا برای تحت فشار گذاشتن امام

این بار نیز استعفا وسیله ای برای فشار برای امام قرار گرفت، امّا آنان قصد کناره گیری از قدرت را نداشتند.

عدم شناسائی نیروی های انقلاب برای ادارة امور اجرایی کشور و نیازی که به این شخصیّتهای شناخته شده و ظاهراً با تجربه وجود داشت، موجب سوء استفادة دائم آنها و وسیلة فشار بر رهبران انقلاب بود.

متأسّفانه  آنان از به کار گیری نیروهای جوان انقلابی به شدّت احتراز و در چهارچوب تنگ باند ملّی گرایان، نیروهای اجرایی کشور را انتخاب کرده بودند و از به کار گیری توان یک ملّت انقلابی و آماده سازی آنان برای به عهده گرفتن مسئولیتها  خود داری می نمودند. دلیل اصلی چنین امری نیز این بود که جوانان انقلابی و غیر سازشکار را رقیب خود می پنداشتند و نمی خواستند زمینة بر سر کار آمدن آنان را فراهم سازند. آنان به خوبی فهمیده بودند که با به سر کار آمدن جوانان مسلمان و انقلابی، مشکل و بن بست صد سالة انقلابات ایران که نبود نیروهای اجرایی انقلابی و کار آمد و معتقد به مکتب اسلام بود، حل و نیروهای غرب گرا و غرب زده برای همیشه از صحنة سیاسی کشور حذف خواهند شد.

امّا شرایط خفقان قبل از انقلاب و مبارزة طولانی و خونین سالهای 42 تا 57  و حوادث کردستان و تلاش برای حفظ و ادارة امور کشور در رده های میانی اجرایی کشور، در شرایط به هم ریختة روزهای اوّل انقلاب و به حرکت در آمدن جوانان انقلابی و صف بندی آنان در برابر نیروهای ضد انقلاب در تمام صحنه ها، داشت نیروهای متعهد را آمادة به عهده گرفتن مسئولیّتهای سنگین انقلاب و ادارة امور کشور مینمود و نیروهای لیبرال از اواسط تابستان به خوبی این را درک نموده بودند و به همین دلیل فریاد آنان بر علیه این جریان و سیل نیروهای متعهد و انقلابی که نمی توانست شاهد شکست انقلاب و تسلیم انقلاب در برابر آمریکا باشد و در مواقع احساس خطر در امور کشور دخالت می کرد تا توطئة ایادی آمریکا را خنثی سازد، به بهانة دخالت آنان در امور و ایجاد مراکز متعدّد تصمیم گیری، بلند شده بود.

دانشجویان خط امام نیز از همین نیروهای دلسوزی بودند که با اقدام خود، تمام خواسته های این قشر از مردم را بیان و نمایندگی میکردند.

مهندس علی اکبر معین فر وزیر نفت در دولت موقّت در این رابطه بیان کرده است[2]:

دولت تصمیم به استعفا گرفت و استعفایش را شبانه به قم فرستادند. وقتی آقا استعفا را دیدند، گفتند که روحانیّون عضو شورای انقلاب و چند نفر دیگر، شاید قطب زاده هم بود، خودشان را  به قم برسانند. این بار مهندس بازرگان بعد از تقدیم استعفا منتظر نمی ماند و به رادیو هم استعفا را اعلام میکند که در اخبار ساعت هفت صبح[3]، استعفا را قرائت کنند.

آقایان بهشتی، رفسنجانی، خامنه ای مهدوی کنی و موسوی اردبیلی صبح به قم میروند و آقای خمینی میگویند که کاری کنید که مهندس بازرگان استعفایش را پس بگیرد و آنها با این مأموریّت از خانه خارج میشوند و وقتی وارد ماشین میشوند، رادیو را روشن میکنند و استعفا را از رادیو ماشین میشنوند و بر میگردند و میگویند که مهندس بازرگان به مردم اطّلاع داده است و آقای خمینی این استعفا را میپذیرند. اینطور نبود که بلافاصله پس از استعفا مورد قبول گرفته باشد[4].

ایشان در مصاحبه ای با سایت روزآنلاین[5] نیز همین مطلب را  بصورت دیگری بیان کرده است امّا این کجا و آن کجا؟

مهندس بازرگان اين بار استعفا داد بدون آنکه به آقاي خميني اعلام کند. بلکه به آقاي ابوالفضل بازرگان که رئیس دفترش بود مأموريت داد تا استعفا را به قم ببرد. آقاي خميني استعفا را نمي پذيرد و به آقايان هاشمي، بهشتي، موسوي اردبيلي، باهنر، خامنه اي و مهدوي کني زنگ مي زند تا به آن جا بيايند و مهندس بازرگان را راضي کنند که استعفايش را پس بگيرد.

وقتي اين آقايان در ساعت ٧ صبح در ماشين نشستند تا به قم بروند، راديو استعفاي مهندس بازرگان را اعلام کرد. اينان نيز گويا از خدا خواسته پيش آقاي خميني مي روند و مي گويند کار از کار گذشته است[6].

این موضوع نیز قابل توجّه است که چرا تمام تلاش این جریان این است که ماجرای استعفای دولت موقّت به ماجرای لانة جاسوسی گره نخورد؟ آنها تلاش فراوانی نموده اند که استعفا را قبل از این ماجرا نشان دهند، تا بدینوسیله از اتهام سازش با آمریکا خود را مبرا نمایند. بطور مثال:

علی اردلان وزیر اقتصاد و دارائی دولت موقّت نیز در مصاحبه ای با ماهنامة ایران فردا[7] شمارة 16 اینگونه از این ماجرا سخن گفته است:

روز شنبه 12 آبان 58 اعضای هیئت دولت اصرار به استعفا داشتند و در نتیجه کناره گیری بدون قید و شرط به تصویب رسید و به قم فرستاده شد و روز دو شنبه 14 آبان ساعت 9 شب موافقت با استعفای دولت موقّت اعلام گردید[8].

حجّت الاسلام هاشمی رفسنجانی در رابطه با ارتباط یا عدم ارتباط استعفای دولت موقّت به جریان تسخیر لانة جاسوسی نیز بیان داشته اند[9]:

… آقای بازرگان اصرار داشت که ما بپذیریم که استعفای ایشان و دولت موقّت ربطی به مسئلة تصرف سفارت آمریکا و مخالفت شدید دانشجویان با آنان ندارد و این موضوعی است که پیش از این واقعه گرفته شده بود. امّا واضح بود که پذیرش این حرف علی رغم اینکه تغییری در ماهیّت قضیّه نمی داد منطقی به نظر نمی رسد و حداقل این بود که این اتّفاق بهانه ای برای جدّیت ایشان در امر استعفا شد.

امّا روشن تر از همه چیز خبرهای همان روز در روزنامه هاست که اخبار کذب این جریان را رسوا مینماید.

روز نامة کیهان[10] در  همان زمان  چنین گزارش داده است:

مهندس بازرگان نخست وزیر استعفای خود را تقدیم امام کرد. به دنبال استعفای دولت  امروز اعلام شد که این استعفا دیروز (14 آبان) در قم تقدیم امام شد.

علی اردلان نیز در جلسه حضور داشت و نخستین عضو کابینه بود که از جلسه خارج شد.

خبرنگار کیهان که از ظهر دیروز ماجرای استعفای دولت بازرگان را تعقیب کرده است، مینویسد دیشب طولانی ترین جلسة هیأت دولت به منظور  استعفای دولت به ریاست مهندس بازرگان تشکیل شد. این جلسه تا ساعت 9 ادامه داشت.

خبرنگار ما اضافه میکند: در ساعت هشت و ربع دیشب صدر حاج سید جوادی وزیر دادگستری و طاهری قزوینی به اتّفاق هم از جلسة هیأت دولت خارج شدند. صدر حاج سید جوادی در تماسی به خبرنگار کیهان گفت دولت استعفا کرد. متن استعفای بازرگان تهیه و در هیأت وزیران مطرح و  مورد تأیید اعضای هیأت دولت قرار گرفت.

دکتر محمّد علی ایزدی وزیر کشاورزی نیز در گفتگو با خبرنگار کیهان اعلام نمود :

دولت استعفا نمود. وی در رابطه با علّت  استعفای دولت بیان داشت: هیأت دولت به علّت دخالتهای افراد غیر مسئول در کارهای کلّی مملکت استعفا کرد.

هاشم صباغیان وزیر کشور نیز که در این روز در کردستان به سر میبرد در مصاحبه ای با کیهان در رابطه با استعفای هیأت دولت  بیان داشته است:

من از شما میشنوم و چنانچه دولت استعفا کرده باشد ما همه تابع تصمیم و نظر دولت خواهیم بود.

دکتر حسن اسلامی وزیر مستعفی پست و تلگراف که در جلسة هیأت دولت شرکت داشت نیز امروز در یک تماس تلفنی در مورد استعفای دولت گفت: با وضعیتی که پیش آمده  است و همه اظهار نارضایتی میکنند دولت باید جایش را  به دولتی بدهد که بتواند خواستهای مردم را بر آورده کند.

دقایقی قبل از ظهر امروز رئیس دفتر مخصوص نخست وزیر خبر مربوط به استعفای آقای مهندس بازرگان را مورد تأیید قرار داد.

آقای وکیل رئیس دفتر مخصوص نخست وزیر در تماس با خبرگزاری پارس گفت که متن استعفا نامه آقای نخست وزیر و اعضای کابینة ایشان در قم تقدیم رهبر انقلاب امام خمینی شده لکن هنوز از تأیید یا عدم تأیید آن از سوی امام خبری در دست نیست.

تهران خبرگزاری فرانسه: یک منبع نزدیک به مهندس بازرگان اظهار داشت امروز دولت استعفای خود را به رهبر انقلاب ایران امام خمینی تسلیم کرد.

روزنامة اطّلاعات نیز اینگونه گزارش داده است[11]:

صادق طباطبائی سخنگوی دولت نیز در تماسی که حوالی ساعت ده و نیم بامداد با او داشتیم سخنانی ابراز داشت که حاکی از استعفای قریب الوقوع دولت بازرگان مینمود از صادق طباطبائی پرسیدیم: چه خبر دارید؟ گفت در چه مورد؟ گفتیم در مورد استعفا. و او بی آنکه توضیح دیگری بدهد، گفت تا یکی دو ساعت دیگر تقّش در می آید.

یک سؤال در اینجا مطرح میشود و آن این است که جلسة استعفای دولت موقّت در ساعت 9 شب 14 آبان پایان یافته بود. حال چرا موضوع استعفا را در همان ساعت شب اعلام نکردند و آن را به صبح موکول کردند؟! مگر در جریان توطئة انحلال مجلس خبرگان تمام مطبوعات و خبرگزاریها و خبرنگاران تلویزیونها و رادیوهای داخلی و خارجی را از سراسر جهان جمع نکرده بودند تا خبر انحلال را سریعاً اعلام کنند؟ پس چرا اینجا این کار را نکردند تا امام را با استعفای خود و اعلام آن در برابر عمل انجام شده قرار دهند؟!

دلیل آن چیزی جز این نیست که در حالی که تصمیم آنها بر استعفا  همانند دفعات قبل جدّی نبوده است، می خواسته اند در این فاصله یعنی نه شب تا هفت صبح با سلاح استعفا بر امام فشار وارد کرده تا امام قبل از خوانده شدن استعفا در رادیو، دانشجویان را از لانة جاسوسی بیرون کرده و جاسوسان آمریکایی را آزاد سازند[12].

برای روشن تر شدن بیشتر این موضوع سخنان آیت الله موسوی اردبیلی و مرحوم سیّد احمد خمینی در زیر آورده میشود تا میزان صحّت مطالب فوق روشن گردد:

آیت الله موسوی اردبیلی نیز در مورد استعفای دولت موقّت بیان کرده اند[13]:

آن روزها این طرف و آن طرف شنیده می شد که دولت موقّت می خواهد استعفا دهد. یک شب خبر رسید آقایان اعضاء دولت موقّت تصمیم گرفته اند استعفا بدهند و پیش از آنکه شورای انقلاب بلکه حضرت امام را در جریان بگذارند اعلان کنند و شورا را در مقابل کار انجام شده قرار دهند[14]. من با قم تماس گرفتم و گفتم جریان را به عرض امام برسانند. گفتند حضرت امام میفرمایند فردا با چند نفر به قم بیایند.

فردای آن شب، صبح زود شهید مرحوم دکتر بهشتی و شهید مرحوم دکتر با هنر و اینجانب عازم قم شدیم. در طول راه صحبت از این بود که چه باید کرد و اگر امام از ما نظر خواستند خدمت ایشان چه گفته شود. تا اینکه به قم رسیدیم و به حضور امام رفتیم. امام فرمودند دولت موقّت استعفا داده. سپس افزودند به نظر من بهتر است استعفا را بپذیریم که استعفا را پذیرفتند و شورای انقلاب را مأمور فرمودند که کشور را اداره کنند.

مهندس بازرگان در این رابطه بیان داشته است[15]:

… روز قبل از اشغال سفارت[16]، استعفا به تصویب هیئت دولت رسیده و دو هفته پیش از آن به شورای انقلاب گزارش شده بود که اگر اخلال گری ها و تعدد مراکز تصمیم گیری جای خود را به همکاری صمیمانه و یکپارچه شدن دولت و شورای انقلاب و مقام رهبری ندهد، وزراء فشار می آورند و دولت موقّت خود را ناچار می بیند که کنار برود.

عمل گروگانگیری دانشجویان کوچکترین تأثیر در تصمیم دولت موقّت و تقدیم استعفای قطعی برای امام را نداشت ولی از چندی قبل مخصوصاً بعد از مسافرت الجزائر[17] و به بهانة ملاقات با برژینسکی وزیر امور امنیّتی دولت آمریکا، نقشه ای برای بدنام کردن و برکنار نمودن دولت موقّت کشیده و تبلیغات و تحریکات حساب شده وسیع در صدا و سیمای جمهوری اسلامی و در بعضی محافل روحانی و حزبی مؤثّر به راه افتاده بود[18].

اصولا دولت موقّت از همان ماه دوّم انتصاب آمادگی خود را برای واگذاری مسئولیّت و عدم قبول بی نظمی ها و دخالت ها اعلام کرده بود و در این مدّت بنا به امر و تکلیف شرعی کردن امام و اصرار شورای انقلاب ادامه به خدمت می داد و برای استعفا و تحویل قدرت کمترین نیاز به نقشه و توطئه یا بهانه گیری و افشاگری وجود نداشت.

حجّت ‌الاسلام‌  هاشمي‌ رفسنجاني نیز در این رابطه بیان داشته اند[19]:‌

اینکه میگوئید ایشان دو هفته قبل از این حادثه استعفای خود را به شورای انقلاب دادند، من اطّلاع ندارم. بعید است که ایشان استعفا داده باشند و من ندانم. شاید در زمان سفر ما به مکّه بود. اخیراً هم مذاکرات شورای انقلاب را خوانده ام، امّا استعفا ندیده ام. ولی قبول دارم که اینها خیلی به دولت نچسبیده بودند و همیشه میگفتند به ما اجازه بدهید کنار برویم.

بازرگان‌ و دوستانش‌ از مدّت‌ها قبل‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ بودند كه‌ نمي‌توانند كاركنند. آقاي‌ مهندس‌ بازرگان‌ كه‌ به‌ جلسات‌ مي‌آمد، هر وقت‌ به‌ مشكلي‌ برخوردمي‌كرد و يا چيزي‌ را كه‌ مي‌خواست‌ تصويب‌ نمي‌كرديم‌، مي‌گفت‌: «خودتان‌بياييد اداره‌ كنيد.» يا فرض‌ كنيد اگر كسي‌ از ما سخنراني‌ مي‌كرد ـ بخصوص‌آيت‌الله‌ خامنه‌اي‌ و شهيد بهشتي‌ كه‌ گاهي‌ انتقاد مي‌كردند ـ ايشان‌ سخت‌عصباني‌ مي‌شد و مي‌گفت‌: «من‌ كار نمي‌كنم‌ و نمي‌توانم‌ كار كنم‌.» از اين‌ چيزها هميشه‌ داشتيم‌. استعفاي‌ قبلي‌ را به‌ خاطر تصويب‌ مسأله‌ي‌ ولايت‌ فقيه‌ درخبرگان‌ داده‌ بودند. بعد از ولايت‌ فقيه‌ هم‌ اينها ديگر دلگرم‌ نشدند كه‌ كار كنند. تكليف‌ شده‌ بود و ماندند… قبول‌ دارم‌ كه‌ آنها خيلي‌ به‌ دولت‌ نچسبيده‌ بودند و هميشه‌ مي‌گفتند به‌ ما اجازه‌ بدهيد كنار برويم‌.

– در واقع‌ قضية‌ اشغال‌ لانه‌، آقايان‌ را وادار كرد؟

– به‌ نظرم‌ بله‌. يعني‌ به‌ جايي‌ رسيدند كه‌ ديدند ديگر نمي‌توانند. بهانة‌ بهتري‌ هم‌ براي‌ استعفا پيدا كرده‌ بودند و شرايطي‌ هم‌ بود كه‌ نمي‌توانستند كار كنند.»

ایشان در رابطه با استعفا نیز چنین بیان داشته اند[20]:

آقای بازرگان تا پیش از این تاریخ و به دلائل مختلف دو سه بار قصد استعفا کرده بود، امّا هر بار امام با آن مخالفت کرده بودند. این بار نیز امام چندان راضی به پذیرش این استعفا نبودند. امّا وقتی این استعفا در تاریخ 14 آبان 58 مکتوب شد و این احتمال قوّت گرفت که هدف استعفا تحت فشار قرار دادن امام و شورای انقلاب است، امام با این در خواست موافقت کردند و در جلسه ای که در تاریخ 15 آبان 58 با حضور آقای بهشتی، آقای موسوی اردبیلی و آقای با هنر برای بررسی این موضوع تشکیل شده بود فرمودند: من عقیده ام این است که استعفا را بپذیرم و همینطور نیز عمل کردند.

مهندس بازرگان خود نیز به بن بست رسیدن دولت خودرا قبول و در این رابطه بیان داشته است[21]:

ما از اوّل با مخالفت‌ها و مزاحمت‌هاي دشمنان روبرو شديم… اين مسئله كه چرا ملاقات با وزير مشاور رئيس جمهوري آمريكا در بوق و كرنا گذاشته نشده بود و يا به عرض و اجازه امام نرسيده اين ايراد به نظر خيلي بي‌جا است … يك چيز فقط عامل استعفاي ما بود آن هم مصلحت انديشي به مملكت و اجازه دادن به اينكه انقلاب و جمهوريت و مملكت پيش برود . چون ما در مرحله‌اي رسيده بوديم كه مي‌ديديم بن‌بست است و ديوار جلوي ماست و ما نمي‌توانيم جلو برويم و راه از هر طرف بسته است و استعفاي من به دنبال استعفاي مكرّر و متوالي همكارانم بود.

ایشان در سخنرانی خدا حافظی خود نیز در رابطه با استعفای هیأت دولت موقّت چنین بیان داشته اند[22]:

یک علّت که این اواخر گفته یا تصوّر شده  این است که حمله و تصرّف سفارت آمریکا و گفت و شنودهای بعد از آن و این جریانات باعث استعفا و سقوط دولت شده است.

…. به هیچ وجه من الوجوه این صحیح نیست.

…. مسئله خیلی قدیمی تر ا این زمان اخیر بوده است و حتّی 14 یا 16 روز قبل، اوّل آبان، که شورای انقلاب به طور عادی  تشکیل شده بود، بنده وارد شدم و اجازة صحبت خواسته و گفتم: اگر آقایان اطّلاع و اعتراف به این دارند که مملکت ما الان در بحرانی ترین وضع  و مواجه با شدیدترین مشکلات است و وضعی دارد که اگر تمام نیروها دست به دست هم بدهند و بخواهند آن را  نجات بدهند و ما را به پیروزی نهایی برسانند، باز هم کم است. اگر این را قبول دارید من عرایضی دارم. اگر نه که هیچ.  گفتندکه بله قبول داریم. گفتم: وضع این است و صریحاً از طرف دولت هشدار میدهم و اعلام خطر و اعلام عجز میکنم که با وضعی که بر مملکت حاکم است و با این مخالفت ها و کار شکنی ها و مزاحمت ها، با این وضع که دوستان و طرفداران انقلاب و رهروان امام به عوض مساعدت و همکاری و یک رنگی و یک راهی، هر کدام راه خودشان را میروند و احیاناً مخالفت و مزاحمت تولید میکنند. به این ترتیب به هیچ وجه من الوجوه ما پیش نخواهیم برد. بلکه در لبة پرتگاه هستیم و راه حل و چاره ای ندارد جز اینکه یا امام تشریف بیاورند تهران و رأساً همة  کارها را به عهده و زیر فرمان خودشان بگیرند که دیگر اختلافی و تشتّتی  در کار نباشد و یا کار را به کسانی که الحمد لله داوطلب و مدّعی هم هستند و وسایل و اختیارات و روزنامه و دسته و کمیته، در زیر فرمانشان است بدهند، که اینها با هم هماهنگی و همکاری داشته باشند.

بعد بحث هایی شد و طول کشید.

… بنابر این مسئلة استعفا به هیچ وجه ارتباط با این قضیة آخر ندارد. مضافاً اینکه خود دولت همانطور که در مصاحبة تلویزیونی سخنگوی دولت آقای دکتر طباطبائی و وزیر امور خارجه دکتر ابراهیم یزدی دیدید در این کاری که پیش آمده پیشقدم بوده است[23] و اصلاً دو روز قبل از عید قربان که آن تظاهرات عظیم علیه عمل آمریکاییها راجع به بردن شاه به مملکت خودشان شده بود[24] اصلاً و ابداً صحبت اینکه باید شاه را تحویل ایران بدهند نشده بود ، امّا در نامة امور خارجه آمده بود.

حجّت الاسلام سیّد احمد خمینی نیز در این رابطه چنین بیان داشته اند[25]:

امام خمینی (س) به عنوان رهبر انقلاب نخستین کسی بود که از اقدام شجاعانه دانشجویان حمایت کرد و عمل آنان را واکنش طبیعی ملّت در مقابل جنایات بیشمار آمریکا دانست. در این زمان لیبرالها که در سطوح مختلف حکومت پستهای حساس را به دست داشتند، خود را در مقابل عمل انجام شده و از دید آنان عمل بسیار خطرناک میدیدند که به هیچ وجه با معیارها و تحلیلهای میانه روها قابل توجیه نبود. آنان در صدد بهبود روابط و جلب اعتماد آمریکا بودند. مذاکراتی توسط برخی از مسئولین دولت  موقت با مقامات آمریکایی انجام یافته بود و مهره هایی که بعداً اسناد وابستگی آنان با سازمان سیا افشا شد، شرایط را برای حضور مجدّد آمریکا در صحنه مسائل سیاسی ایران هموار می کردند که ناگهان این اقدام[اقدام دانشجویان خط امام] همة بافته ها را به هم ریخت. آقای مهندس بازرگان فردای آن روز از نخست وزیری دولت موقّت استعفا داد و استعفای ایشان علی رغم وساطت عدّه ای سریعاً از سوی امام مورد قبول قرار گرفت و مسئولیت ادارة کشور به شورای انقلاب محوّل شد. من در نخست وزیری در اتاق بازرگان و دکتر سحابی بودم که از قم تلفن کردند و مرا که تهران آمده بودم از آن طرف بی سیم خواستند. آقای صانعی گفت: امام استعفای بازرگان را پذیرفت. من به روی خودم نیاوردم، سحابی و بازرگان میگفتند معلوم است که امام استعفای ما را قبول نمیکنند. ولی ما باید برای پذیرش جدید شرط و شروط بگذاریم که یکی از آنها آزادی آمریکاییهاست! من سکوت کرده بودم، فقط از اتاق آنها بیرون آمدم. شهید چمران را دیدم، با هم به یکی از اتاقهای نخست وزیری رفتیم، تلفن قطب زاده را در رادیو گرفتم و به او گفتم که قضیه چیست و گفتم پس از قبول استعفای بازرگان از سوی امام، سرود خمینی (س) ای امام را بگذارید تا مردم متوجّه شوند یک خطر بزرگ از انقلاب رفع شده است و آن حاکمیّت لیبرالها بود.

ما همه شاهد بودیم که چگونه جمعی به دست و پا افتاده بودند تا امام را متقاعد کنند که استعفا را نپذیرد و نتیجتاً دولت موقّت با تأیید مجدّد و قوّت بیشتری وارد صحنه شود و کنترل اوضاع را به نفع جریانی که مدّتها برای آن سرمایه گذاری کرده بودند دوباره به دست گیرند. امّا امام هوشیارتر از آن بودند که اینگونه حرکتها در ایشان تأثیر کند.

‏ایشان در جای دیگری نیز چنین اظهار نموده اند[26]:

خبر دادند که آقای بازرگان در اعتراض به حرکت دانشجویان، استعفای خود و کابینه دولت موقّت را نوشته و ظاهراً عازم قم می باشد[27].

ساعتی به پخش اخبار سراسری بعد از ظهر رادیو[28] نمانده بود، این اوّلین باری نبود که رئیس دولت موقّت استعفای اعلام نشده[29] می داد. با شناختی که از برخوردهای ایشان و دولت موقّت داشتم مطمئن بودم که این اقدام یک حرکت تاکتیکی برای گرفتن امتیاز و تحت فشار قرار دادن دانشجویان است.

هنوز در شورای انقلاب و بسیاری از ارکان مدیریّت کشور عناصر سازشکار و غیر متعهد به راه انقلابی امام، وجود داشتند و میدانستم که اگر فرصت بیابند با توجّه به فضای سیاسی آن روزها، جوّسازی را آغاز کرده و زمینه را برای اعمال فشار فراهم خواهند نمود. با هر وسیله ای بود مسئول رادیو تلویزیون را که در محل کارش نبود، پیدا کردم و تلفنی به او گفتم که باید مردم را در جریان بگذارید و خبر استعفا را در اخبار سراسری پخش کنید. بالاخره با وجود مخالفتهای مسئولین دولت موقّت، خبر پخش شد.

چه کردند که مردم از استعفای آنان خوشحال شدند؟!

در هر صورت استعفای دولت موقّت، موجب شادماني بسياري از مردم، بخصوص جوانان انقلابي را فراهم آورد و در دل آنان اين اميد را به وجود آورد كه انقلاب بتواند مسيري تازه را طي نمايد و به اهداف خود برسد.

نا هماهنگي با شوراي انقلاب و معيارهاي انقلابي امام و ملّت مسلمان ایران، علل عمدة شكست دولت موقّت

حزب جمهوري اسلامي اطّلاعيه‌اي صادر نموده است[30]و ضمن تشريح شرايط كشور به آمريكا هشدار داده است كه تعلّل در تحويل شاه، خشم همة ملل مسلمان جهان بر عليه آمريكا را برخواهد انگيخت.

در اين اطّلاعيه آمده است:

دولت موقّت عليرغم خدمات ارزنده‌اي كه در طول حكومت خود در زمينه هاي مختلف بخصوص برگزاري رفراندوم و طرح پيش نويس قانون اساسي و انجام انتخابات و تشكيل مجلس خبرگان، انجام داده، متأسّفانه به دلائل مختلف بيروني و دروني و نيز پاره‌اي اشتباهات نتوانست اساس برنامه خود را به اتمام برساند. عدم تجانس و انسجام دولت، عدم قاطعيّت در اجراي برنامه‌هاي انقلابي و برقراري نظم كافي و مقابله با عوامل ضدّانقلاب، كمبود برنامه هاي ضربتي و انقلابي در زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي و بالاخره فقدان هماهنگي با شوراي انقلاب و معيارهاي انقلابي امام و ملّت مسلمان، علل عمدة ضعف و شكست دولت ار تشكيل مي‌داد.

دولت موقّت يكي از مراكزي را كه مخالف خط مشي خود مي دانست، شوراي انقلاب اسلامي بود كه اكثر چهره هاي روحاني و انقلابي آن مورد اعتماد امام و مردم بودند. پس از استعفای دولت موقّت، امام جهت ادارة كشور، شوراي انقلاب را برگزيده و عهده دار مسئوليّت اجرايي كشور نمودند.

– دانشجويان خط امام طي اطّلاعيّه اي از شوراي انقلاب خواستند كه به وظايف خود به طور انقلابي عمل نمايند و با پشتوانة احساسات پاك و حمايت بي دريغ مردم، حركت ضد سلطة اجانب كه در رأس آن آمريكاست را با توكّل برخدا آغاز نمايند.

متن استعفا نامة مهندس بازرگان[31]

بسم الله الرّحمن الرّحیم

حضور محترم حضرت آیت الله العظمی امام روح الله الموسوی الخمینی دامت برکاته

با کمال احترام معروض میدارد پیرو توضیحات مکرّر گذشته و نظر به اینکه دخالت ها، مزاحمت ها و مخالفت ها و اختلاف نظرها انجام وظایف محوّله و ادامة مسئولیّت را براي همكارانم و اینجانب مدّتي است، غير ممكن ساخته و در شرایط تاریخی و حسّاس حاضر نجات مملکت و به ثمر رساندن انقلاب بدن وحدت مدیریّت میسّر نمی باشد بدین وسیله استعفای خود را تقدیم میدارد تا به نحوی که مقتضی میدانند کلیّة امور را در فرمان رهبری گیرند و یا داوطلبانی را که با آنها هماهنگی وجود داشته باشد، مأمور تشکیل دولت فرمایند.

با عرض سلام و دعای توفیق

مهدی بازرگان

14/8/58

متن فرمان امام به شورای انقلاب برای به عهده گرفتن ادارة کشور

بسم الله الرحمن الرحیم

شورای انقلاب

چون آقای مهندس بازرگان با ذکر دلائلی در تاریخ 14/8/58 از مقام نخست وزیری استعفا نموده اند، ضمن قدردانی از زحمات و خدمات طاقت فرسای ایشان در دورة انتقال و با اعتماد به دیانت و قبول امانت و حسن نیّت مشارٌ الیه، استعفا را قبول نمودم.

شورای انقلاب را مأمور نمودم برای رسیدگی و ادارة امور کشور در حال انتقال و  نیز شورا مأموریت در اجرای امور زیر را بدون مجال دارد:

– تهیّة مقدّمات همه پرسی قانون اساسی.

– تهیّة مقدّمات انتخابات مجلس شورای ملی.

– تهیّة مقدّمات  تعیین رئیس جمهور.

لازم به تذکّر است که با اتّکال به قدرت ملّت عظیم الشأن باید امور محوّله را خصوصاً آنچه مربوط است به پاکسازی دستگاه های اداری و رفاه حال طبقات مستضعف و بی خانمان است به طور انقلابی و قاطع عمل نمایند.

15/8/58

روح الله الموسوی الخمینی

تسخیر لانة جاسوسی به خاطر حمایت از دولت موقّت بوده است!

دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجة دولت موقّت در بازگشت از الجزیره در یک کنفرانس مطبوعاتی[32] از اقدام دانشجویان خط امام حمایت و آن را عملی انقلابی توصیف نمود. او سخنی اعجاب انگیز بر زبان رانده و مدّعی شده است:

این حرکت انقلابی در پشتیبانی از دولت بوده است[33].

او افزوده است:

وزارت خارجه بدون کوتاهی در چارچوب امکانات خود با اعتراضات پیاپی و یادداشت هشدار دهنده، دولت آمریکا را از عکس العمل های به حق مردم ایران آگاه کرده بود.

او بیان کرده است:

در حالی که وزارت خارجه مراتب نارضایتی و اعتراض خود نسبت به پذیرفتن شاه مخلوع را به کاردار سفارت آمریکا و مسئول امور ایران در وزارت خارجة آمریکا که برای همین منظور به ایران آمده بود، اطّلاع داد. امّا بیست و چهار ساعت بعد، آنان به وزارت خارجه آمدند و گفتند که امشب شاه وارد آمریکا میشود.

مسئولیّت حوادث اخیر  به عهدة آمریکاست و یگانه راه، آن است که دولت آمریکا مواضع خود را اصلاح کند و به یادداشتهای ما ترتیب اثر بدهد.

ایشان در جلسة 29 شهریور 59 مجلس شورای اسلامی که پیرامون حل مسئلة  گروگانها تشکیل شده بود نیز پا را جلو تر گذاشت و مدّعی شد:

بعد از اینکه گروگانگیری اتّفاق افتاد، من اوّلین کسی بودم که تأیید کردم و با آقای موسوی خوئینیها تماس گرفتم و گفتم اینکار لازم بود[34].

رابطه با آمریکا را قطع کنید!

نهضت آزادي که اعضای آن دولت موقّت را تشکیل داده بودند و از جانب نیروهای انقلاب به علّت سازشکاری با آمریکا و مذاکره با برژینسکی شدیداً تحت تهاجم قرار گرفته اند، در روز پانزدهم آبان و هم زمان با استعفای دولت موقّت بسیار فراتر از دانشجویان و امام، طي اطّلاعیّة اعجاب انگیزی خواستار « قطع رابطة ايران با آمريکا!» میشود.

در اين اطّلاعیّه آمده است.[35]:

…. تصرّف سفارت آمریکا، يك اعتراض ساده به سياست آمریکا نيست. اعتراض به راه و رسمي است كه استعمار كور و خشن آمریکا در سراسر جهان رهبري ميكند و يكي از مصاديق كوچك آن حمايت از محمّدرضا پهلوي و اطرافيان او و پذيرائي آنان در خاك خود و يا با كمك و تائيدش در گوشه و كنارهاي ديگر دنياست. از اين‌رو منطق مبارزة ضداستعماري دانشجويان و همه مردم انقلابي ضداستعماري ايران را نبايد نيمه‌كاره رها ساخت.

…. خصلت ضداستعماري انقلاب اسلامي ايران، بيانات صريح امام و شعارهاي روشن مردم، دربارة قطع رابطة سياسي ايران با سردستة استعمارگران محل ترديدي برای پيروان راه و رسم و خط امام باقي نمي‌گذارد و امام و امّت منتظرند كه شورای انقلاب اين قطع رابطه را اعلام كند.

نهایتِ کارِخط سازش

متأسّفانه خط رابطه و سازش با آمريكا[36] در دولت موقّت، جرياني بسيار قوي بود و موجب بدبيني همة مردم فداكار ايران را فراهم آورده بود. آنان خواهان ارتباط با آمریکا و سازش با این ابر قدرت بودند و فکر میکردند که کشور ما به خاطر وابستگی فراوانی که در زمینه های مختلف به آمریکا دارد، امکان حیات بدون سازش با این ابر قدرت برایش وجود ندارد و در نتیجة همین تفکّر و به دنبال آن،  بی ایمانی به استعدادهای نهفتة مردم کشور، بخصوص جوانان انقلابی و عدم استفاده از این استعدادهای بی انتهای آنان برای حل مشکلات گوناگون پس از انقلاب، موجب بدبيني همة مردم فداكار ايران نسبت به خود را فراهم آورده بود.

اين فقط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام نبودند كه به راه و روش دولت موقّت اعتراض مي نمودند، بلكه تمام دلسوزان انقلاب، نگران اين نوع تفكّر و اين نوع عملكرد و اثرات سوء آن بودند.

بزرگترين اشتباه دولتمردان نيز در روزهاي اخير ملاقات با مشاور امنيّت ملي كارتر، يعني برژينسكي در الجزاير طي جشن هاي استقلال اين كشور بود. اخبار اين ملاقات و اينكه در جلسة ملاقات نيز چه گذشته بود، ابتدائاً روشن نگرديد.

چند روز قبل از تسخير لانة جاسوسي، روزنامة اطّلاعات در سر مقالة خود از فشار دولتمردان براي جلوگيري از تهاجم به آمريكا، توسط اين روزنامه خبرداده بود و بسياري از شخصّيت هاي انقلابي، بر خط  امام كه يكي از اصول آن عدم سازش با آمريكاست، تأكيد نموده بودند.

با روشن شدن قضية ملاقات و بعض مطالب مطرح شده در آن جلسه، صداي اعتراض دلسوزان و مردم انقلابي نسبت به دولت موقّت، بلند شد[37].

جريان ملاقات رئيس دولت موقّت در حالي اتّفاق افتاده  بود كه امام تهاجم خود به آمريكا را قبل از اين ملاقات آغاز كرده بود و هیأت ایرانی حامل پیامی ضد استعماری و بخصوص ضد آمریکایی بوده است، لكن عليرغم موضع گيري صريح امام، رئيس دولت موقّت و وزير خارجه اش دكتر ابراهيم يزدي در الجزاير اين ملاقات را انجام داده بودند.[38]

شايعات مبني بر اين بود كه شب گذشته[39] در هيأت دولت، موضوع استعفا مطرح شده است و استعفا برخلاف دفعات قبل، اين باراستعفا مکتوب توسط یکی از نزدیکان بازرگان به قم برده شده و به امام تقديم شده است. و قبل از تسلیم آن به امام برای اینکه ایشان نتواند در مقابل آن عکس العمل نشان بدهد، تهدید نموده اند که  آن را از طریق رادیو تلویزیون پخش خواهند نمود و چنین شایع بود که قرار است استعفا در اخبار صبحگاهی خوانده شود، لکن  صبح از خوانده شدن استعفا در رادیو خبری شنیده نشد و با بيرون آمدن روزنامه هاي ظهر تنها شایعاتی در این رابطه در روزنامه ها مشاهده گردید و در اخبار ساعت 2 بعد از ظهر با خوانده شدن متن استعفا نامه و اعلام پذیرش آن از جانب امام، گوشه و زواياي استعفا  بيشتر روشن شد.

در متن استعفا نامه[40] به دو نكته مهم اشاره شده بود:

1– انجام وظايف محّوله و ادامة مسئولّيت بدليل دخالت ها، مزاحمت ها و مخالفت ها و اختلاف نظرها براي من و همكارانم مدّتي است، غير ممكن شده است.

2– چون ادارة ‌مملكت بدون وحدت كلمه و وحدت مديرّيت ممكن نيست، لذا استعفا تقديم مي شود كه يا شخصاً ادارة امور مملكت را بعهده بگيريد و يا داوطلباني را كه با آنها هماهنگي وجود داشته باشد، مأمور تشكيل دولت فرماييد.

در این نامه اصولاً به موضوع لانة جاسوسی و اقدام دانشجویان  خط امام، با وجود اینکه استعفا یک روز پس از تسخیر لانه بوده است، اشاره ای نیز نگردیده است[41].

موضوع اختلاف نظر رئیس و بسیاری از اعضای هیئت دولت موقّت با امام و اختلاف نظر آنان با جوانان طرفدار انقلاب كه در كميته ها و سپاه و ارتش و جهاد سازندگي و کارخانجات و مدارس و دانشگاهها  ‏ براي حفظ انقلاب گرد آمده اند و جان خود را براي حفظ انقلاب در دست گرفته و در برابر ضد انقلاب به فداكاري و ایثار مشغولند و نیز با روحانيّون انقلابي كه در شوراي انقلاب و ارگانها حضور دارند، از مدّتها قبل مشخّص بود[42].

دولت موقّت آماج انتقاد نیروهای انقلاب

سياست گام به گام و غير انقلابي رئيس دولت موقّت كه به قول خود ایشان در سخنراني دانشگاه تهران: « من نمي توانم مانند امام انقلابي عمل نمايم» و« من يك فولكس واگن هستم كه فقط در جادة صاف مي توانم حركت نمايم» و« من نه قاطع هستم و نه انقلابي، بلكه يك چاقوي بي تيغه هستم»، موجب شده بود بسياري از دلسوزان انقلاب، چه در موضوع كردستان، چه در موضوع ادارة كشور و ساير مسائل داخلي و چه در رابطه با آمريكا و ساير مسائل خارجي، به دولت اعتراض نمايند.

اعتراض به دولت نيز همواره با زبان و قلم و تظاهرات نبود، بلكه در بسياري از موارد با سرپيچي از انجام دستورات و حتّي جلو گيري از انجام آن، صورت مي گرفت. مثلاً در موضوع صدور اجازة خروج بدون بازرسي به آمريكائيان، توسط دولت، که عباس امیر انتظام مسئول صدور اجازة آن بود، مأموران كميتة‌انقلاب كه اكثراً از جوانان انقلابي بودند، در مواردي برخلاف دستورات دولت، به بازرسي وسايل آنان مي پرداختند و در بعض موارد هم موجب رسوائي آمريكائي ها  و رسوائي كساني كه چنين دستوراتي را صادر نموده بودند، گرديده بودند[43] و يا در موضوع دستور دولت موقّت به نيروهاي ارتشي و پاسدار جهت  بيرون آمدن آنان از شهرها و روستاهاي كردستان كه اين دستور،  شهرها و روستاهاي كردستان را به دست گروهكها داد و نتيجة آن يأس و نااميدي جوانان و مردم انقلابي كُرد كه خالصانه در راه انقلاب فداكاري مي كردند را فراهم آورد و همين امر موجب اعتراض آنان را فراهم نمود و نتيجة آن يك نوع مخالفت و عدم اطاعت از دستورات ساز شكارانة دولتمردان و اعتراض به آنان بود.

اين سياست ها موجبات اعتراض امام را نيز فراهم نمود و حضرت امام در همان ماههای اوّلیة بر سر کار آمدن دولت موقّت، طّي يك سخنراني به غير انقلابي بودن دولت اعتراض كرد.

آخرين و بزرگترين و شكننده ترين اعتراض نيز اعتراض دانشجويان مسلمان پيرو خط امام بود كه حتّي نامي كه براي خود انتخاب نمودند، نشان اعتراض به سياست هاي ساز شكارانه دولتمردان موقّت در رابطه با آمريكا بود[44].

سند جدایی خط سازش با خط امام

اعتراف رئيس دولت موقّت در نامة استعفا به ناهماهنگي با امام و توصيّه به ايشان كه خود يا داوطلباني كه با شما هماهنگ باشند، مأمور تشكيل كابينه فرمائيد. بهترين سند برجدايي خط اين دولت از خط امام و ناهماهنگي آن با امام و مردم انقلابي و شهيد داده بود.

در حقيقت آنچه رئيس دولت موقّت در استعفا نامة خود به آن اشاره كرده است، اشاره  به همان چيزي است كه دانشجويان مسلمان پیرو خط امام با زيركي و فراست انقلابي و اسلامي آن را به خوبي دريافته بودند، يعني جدايي« خط سازش با آمريكا»  از « خط امام» .

اگر چه تنها دليل استعفاي دولت موقّت، تسخير سفارت آمريكا  توسط دانشجويان خط امام نبود، امّا اين را نيز نمي توان ناديده گرفت كه به هر صورت تسخير سفارت آمريكا از عمده ترين دلائل و به قول خود رئيس دولت موقّت، از عمده ترين دخالت ها و مزاحمت ها و مخالفت ها و اختلاف نظرها بود و پس از اينكه آنان با فشار بردانشجويان و با تماس هاي متعّدد با امام و دفتر ايشان در روز 13 آبان، نتوانستند دانشجويان را از سفارت بيرون بياورند و امام نيز در روز 14 آبان موضوع تسخير لانة جاسوسي را تأييد نمودند، تنها راه باقيمانده براي آنان استعفا  و استفاده از آن برای فشار بر امام برای بیرون کردن دانشجویان از لانة جاسوسی و آزاد سازی گروگانهای آمریکایی بود و متن استعفا نامه نيز خود روشن تر از هر سند ديگري اين موضوع را نشان مي دهد.

طوفان این بار آنچنان ناگهانی و مهیب و خرد کننده و رسوا کننده بر سر دولت مردان موقّت فرود آمده بود که تنها راه باقيمانده براي آنان استعفا بود كه در طولاني ترين جلسة هيأت دولت كه درست در همان روز چهارده آبان و ساعاتي پس از پخش سخنان امام و تأیید اقدام دانشجویان  تشكيل شده بود، تصميم به استعفا گرفتند و دولت موقت استعفا نامه خود را نوشته و قرار گذاشتند آن را فردا صبح در اخبار ساعت 7 رادیو به اطّلاع مردم برسانند، ولی با عدم اعلام رسمی و به تعویق انداختن  آن از آن به عنوان  آخرین وسیله برای فشار به دانشجویان و امام و جهت آزادی گروگانهای آمریکایی استفاده نمایند. یعنی همان کاری که دو هفته قبل در مورد انحلال مجلس خبرگان انجام دادند و امام را تهدید به استعفای دسته جمعی اعضای دولت نموده بودند.

متن استعفا نامه که بیشتر یک تهدید بود، تا اخبار ساعت 2 نیز از رادیو پخش نگردیده بود و در این ساعت با پذیرش استعفا از جانب امام در صبح این روز و با اصرار و پی گیری مرحوم حجّت الاسلام سید احمد خمینی از رادیو خوانده شد.

اعجاب انگیز اینکه این بار مهندس بازرگان برای تقدیم استعفا نامة خود که برای اوّلین بار مکتوب شده بود، شخصاً به قم نرفت، بلکه یکی از نزدیکان جوان خود را بعد از جلسه برای این منظور به قم فرستاد.

دلايل مطرح شده در نامة استعفا، مانند ماجراي گم شدن كودكي بود كه پدرش پس از جستجوي فراوان و زحمات زياد او را که گم شده بود، يافته بود و كودك با ناراحتي و گِله و عصّبانيّت و طلبكارانه، به پدرش اعتراض   مي نمود كه چرا گم شده اي؟! يعني دولتمردان مستعفي، خود را معيار و امام و مردم انقلابي را كساني مي دانستند كه بايد برگِرد محور آنان مي چرخيدند! و اين موضوعي است كه آنان بارها بر آن  تأكيد نموده اند.

آنان خود را آگاه به سياست روزگار و شناخت آمريكا و قدرت هاي دروني حاكم برآن و امام را فاقد اين شناخت و بينش مي دانستند. همين اشتباه بزرگ، يعني خود بزرگ بيني و نديدن شخصيّت عظيم امام، موجب موضع گيري سازشكارانه آنان در برابر آمريكا و عدم تسلیم آنان به نظریات امام شده بود.

در صورت ادامة حاكميّت آنان و تداوم اين سياست، نهايتاً انقلاب به دست آنان تسليم آمريكا  مي گرديد و كودتاي 28 مرداد مجدّداً تكرار مي شد[45].

امّا امام و انقلاب و مردم انقلابي و مسلمان ايران با پيروي از راه سالار شهيدان و با تأسّي  به ايشان، نه در چهارچوب زمانه و روزگار كه بر فراز آن حركت مي كردند و مي خواستند اسلام علوي را با تمام ابعادش، در زندگي بشر گم گشتة اين زمانه پياده نمايند و هدفشان در هم ريختن روابط سلطه گرانه اي بود كه توسط دو ابرقدرت مادي و ضد انسان حاكم برجهان، بر روزگار ما حاكم كرده اند.

بطور مثال مي توان تفاوت اين دو نوع سياست را در پيشنهاد رئيس دولت موقّت به امام، در پاريس در اوايل آبان 1357 ديد كه در حالي كه مردم شهيد مي دادند و مقاومت مي كردند و امام خواستار در هم ريختن نظام شاهنشاهي و تشكيل جمهوري اسلامي بود، ايشان از امام درخواست كرده بود كه امام بپذيرد كه شاه باشد امّا دست از حكومت برداشته و در چهارچوب قانون اساسي مشروطه، سلطنت نمايد.

ميان اين نوع از سياست و میان بازي هاي سياسي در چهارچوب روابط ظالمانة ابرقدرتها از یک سو و سیاستی که برخاسته از بينش اصيل اسلامي است از سوی دیگر، از زمين تا آسمان فاصله است. ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است.

تحقیق و نگارش:

سیّد محمّد هاشم پوریزدانپرست.

عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز

از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام


[1]صحيفة نور، ج 10 صفحه 140 تاريخ: 14/8/58

[2]روزنامة توس، 21 ، 1377 مصاحبه با مهندس علی اکبر معین فر( به نقل از در تکاپوی آزادی، حسن یوسفی اشکوری، انتشارات قلم1379 ص216

[3] – با توجّه به عدم بر آورده شدن هدف اصلی استعفا  که فشار بر امام برای بیرون کردن دانشجویان خط امام از لانة جاسوسی قبل از این ساعت بوده است، در این ساعت خبر استعفا از رادیو اعلام نمی گردد. و روزنامه های عصر نیز نزدیک ظهر تنها شایعات  پیرامون استعفا را مینویسند. متن استعفا در ساعت 2 بعد از ظهر علیرغم خواست دولت موقّتیها،  به دستور حجت الاسلام سیّد احمد خمینی در رادیو خوانده میشود و آنان را در برابر عمل انجام شده قرار میدهد.

[4]–  این سخنان معلوم نیست از کجا آمده است! اگر امام قصد داشتند جلوی استعفای دولت موقّت را بگیرند، لازم نبود آقایان را به قم دعوت نمایند، بلکه تلفنی هم میتوانستند به ایشان چنین مطلبی را بگویند تا لازم نباشد آقایان مسیر تهران- قم را طی نمایند و قبل از اینکه فرصت اط دست برود و رادیو آن را اعلام کند در همان تهران به ملاقات مهندس بازرگان بروند و جلو استعفای ایشان را بگیرند! این بیانات  اصلاً صحّت ندارد، زیرا متن استعفای مهندس بازرگان در ساعت 2 بعد از ظهر آنهم به دستور حجّت الاسلام سیّد احمد خمینی  از رادیو خوانده شده است و اگر مهندس بازرگان می خواست منتظر نماند و آن را اعلام بدارد، در همان ساعت 9 شب قبل به اطّلاع مردم می رساند.

[5] – به نقل از سایت شهربراز به آدرس   shahrbaraz_blog@yahoo.com دوشنبه ١٣فوريه٢٠٠٦  /   ٢٤ بهمن١٣٨٤

[6]– اوّلاً: با وجود اینکه در جلسة شب قبل  که در ساعت 9 شب تمام شده است و متن استعفا نامه در آن نوشته شده است و قرار گذاشته شده بود که 7 صبح فردا در رادیو اعلام گردد، چرا در ساعت 7 صبح اعلام نشده است؟! روزنامه های عصر که ساعت یازده این روز منتشر شده اند نیز هنوز موضوع استعفا را اعلام نکرده اند. متن استعفا نامه در ساعت 2 بعد از ظهر اعلام شده است. ثانیاً: « آقایان به قم رفتند و امام از آنان خواستند جلو استعفای مهندس بازرگان را بگیرند» که در مصاحبة اوّل ایشان گفته شده است و در مصاحبة دوّم  نیز از آن اثری نیست، معلوم نیست از کجا آمده است؟!

[7] بیست و پنج سال در ایران چه گذشت، از بازرگان تا خاتمی، جلد اوّل، داود علی بابائی، انتشارات امید فردا، چاپ دوّم، 1384 ص 271

[8] – در ساعت فوق الاشاره جلسة هیئت دولت که برای دادن استعفا برگزار شده بود، تمام شده است و فردای این روز یعنی 15 آبان، امام با استعفا موافقت نموده اند. در ضمن استعفا روز 12 آبان برای امام فرستاده نشده است بلکه پس از جلسة هیئت دولت در ساعت 9 شب روز 14 آبان به قم فرستاده شده است و در نامة امام که در مورد استعفا صادر شده است و نیز در اعلام استعفای دولت موقت توسط سخنگوی این دولت که در آن تاریخ صادق طباطبائی میباشد، ( کیهان، 15 آبان 58 ص 2) تاریخ استعفای مهندس بازرگان و هیئت دولت او 14 آبان اعلام شده است.

[9]انقلاب و پیروزی، هاشمی رفسنجانی، عباس بشیری1383، تهران نشردفتر نشر معارف انقلاب ص374

[10] –  کیهان، 15 آبان 1358 ص2

[11]اطّلاعات، 15 آبان 58 ص10

[12]– جالب این است در چند نوبتی که آمریکائیان در ایران گرفتار شده اند دکتر ابراهیم یزدی بصورت منجی آنان عمل نموده اند. چه روز 22 بهمن، برای نجات افسران کودتا گر آمریکایی و چه در روز 25 بهمن و تهاجم چریکهای فدایی خلق به سفارت آمریکا و چه در 13 آبان 58 در ماجرای تسخیر لانة جاسوسی.

[13]غائلة چهاردهم اسفند 1359، ظهور و سقوط ضد انقلاب، دادگستری جمهوری اسلامی،1364 ص 241

[14]– این شایعات توسط خود دولت موقّتیها و همفکرانشان ساخته شده بود تا به گوش شورای انقلاب و حضرت امام برسد و آنان برای جلو گیری از استعفای دولت موقّت، مجبور به بیرون کردن دانشجویان از لانة جاسوسی گردند. دلیل آن هم این است که اگر قصدشان برای استعفا جدّی بود و نمی خواستند از آن به عنوان یک سلاح استفاده نمایند، چرا آن را در همان شب اعلام نکردند و به ده ساعت بعد از جلسه و در ساعت 7 صبح موکول کردند و با بر آورده نشدن این خواست در آن ساعت آن را اعلام ننمودند؟! اعلام استعفا حتی پس از موافقت امام با آن اعلام نمی گردد، بلکه با  فشار مرحوم سیّد احمد خمینی بر مسئول صدا و سیما یعنی قطب زاده، این نامه در اخبار ساعت 2 اعلام میگردد.

[15]انقلاب ایران در دو حرکت، مهندس مهدی بازرگان ص95

[16] – یعنی روز 12 آبان

[17]– ماجرای مذاکره با برژینسکی در عصر روز دهم آبان اتّفاق افتاده است، استعفای دولت موقّت هم در  رابطه با اعتراضات مردمی و جریانات سیاسی طرفدار انقلاب و مسئولین و رهبران انقلاب در روز دوازدهم بوده است. پس نقشه و برنامه برای بد نامی و  برکناری دولت موقّت در این فاصلة کوتاه چه معنی میتواند داشته باشد؟! ضمناً در این زمان نیز رادیو تلویزیون در اختیار صادق قطب زاده بود.

[18]– مقصود اعتراضات گوناگونی است که در رابطه با مذاکرة ایشان و وزیر امور خارجه اشان با برژینسکی توسط حوزة علمیّة قم و حزب جمهوری اسلامی و روزنامه ها و تظاهرات متعدد و گستردة مردمی مطرح شده بود. ایشان این اعتراضات را دخالت در امور مطرح می فرمایند به عبارت دیگر ایشان حق اعتراضی برای شورای انقلاب و بزرگترین حزب کشور و حوزة علمیّة قم  و مردم دلسوز و انقلابی کشور نیز قائل نیستند.

[19] بی پرده با هاشمی رفسنجانی، قدرت الله رحمانی، انتشارات روزنامة کیهان، 1382 ص 42

[20]انقلاب و پیروزی، هاشمی رفسنجانی، عباس بشیری1383، تهران نشردفتر نشر معارف انقلاب ص373

[21] –  غائلة 14 اسفند 1358، دادگستری جمهوری اسلامی ایران، 1364، ص242 و243

[22] بیست و پنج سال در ایران چه گذشت، از بازرگان تا خاتمی،  داود علی بابائی، جلد اوّل، انتشارات امید فردا، چاپ دوّم، 1384 ص 296

[23] – مقصود درخواست استرداد شاه در روز 8 آبان 58 توسط وزارت خارجه است.

[24] –  این راهپیمایی عظیم شش روز قبل از  عید قربان و دو روز بعد از  اینکه خبر بردن شاه به آمریکا در رسانه ها مطرح شد، برگزار شده بود و موضوع آن اعتراض به شایعه پراکنی بر علیه امام و متّهم نمودن ایشان به انحصاری شدن و کانالیزه شدن توسط عناصر ضد انقلاب بوده است. به عبارت دیگر تهاجم آمریکا از درون و مقابله با آن موجب برپایی این راهپیمایی بود. عنوان این راهپیمایی نیز « وحدت امّت با امام »بوده است. طی این دو روز دولت موقّت به جای اعتراض گسترده به اقدام آمریکا، به دنبال فرستادن پزشک به آمریکا برای اثبات مریضی شاه بوده است  و ابعاد قضیّة سفر شاه در افکار عمومی مردم مشخّص نشده بود. جالب توجّه است که دولت موقّت در روز 29 مهر از جریان بردن شاه به آمریکا مطّلع میگردد. امّا به جای برخورد با این جریان عصر همان روز به قم رفته و در اعتراض به عدم پذیرش انحلال مجلس خبرگان از سوی امام، استعفای دسته جمعی خود را تقدیم ایشان مینماید. اولیّن بار نیز که دولت خواستار استرداد شاه شده است، در روز 8 آبان و 9 روز پس از اطّلاع از جریان سفر شاه به آمریکا بوده است ( اطّلاعات، 15 آبان 58ص 2). جالب است که دانشجویان ایرانی در آمریکا پس از اطّلاع از آورده شدن شاه به این کشور و قبل از وزارت خارجه دست به تظاهرات گسترده زده و خواستار دستگیری شاه میگردند و بر علیه شاه نیز توسط افرادی از جمله فرزندان مرحوم دکتر فاطمی اعلام جرم میگردد.( کیهان، 5 آبان 58 ص1)

[25]– مصاحبة مرحوم حجّت الاسلام سید احمد خمینی با مجلة حضور پائیز 1370 (  مقالة سیزدهم آبان تجلّی خشم مردم بر علیه آمریکا )

[26]مهاجر قبیلة ایمان، حمید انصاری، مؤسّسة نشر آثار امام خمینی، 1374صص154و 155 به نقل از در تکاپوی آزادی، قسمت دوّم ، حسن یوسفی اشکوری، انتشارات قلم 1379 ص 216

[27] – ظاهراً حدود ظهر روز 15 آبان

[28]– یعنی ساعت 2 بعد از ظهر

[29]–  مقصود اعلام نشده به مردم و از طریق وسائل ارتباط جمعی و گرنه این بار استعفا مکتوب شده و برای امام در روز قبل به قم فرستاده شده بود.

[30]كيهان، 16 آبان 1358 ص 12 . در این روزنامه که متن استعفا نامه توسط سخنگوی دولت اعلام شده است، تاریخ آن 14/8/58 میباشد. بنابر این در جلسة هیأت دولت که در پایان شب روز 14 بوده است، این استعفا نامه مکتوب شده است. همانگونه که حضرت امام نیز در نامة خود به شورای انقلاب بر آن تصریح نموده اند. امّا در متن مکتوب سخنرانی مهندس بازرگان در جلسة جشن  سالگرد پیروزی انقلاب که در 22 بهمن در جمع اعضای نهضت آزادی  برگزارشده است، تاریخ آن 12 آبان 58 نوشته شده است و ایشان مدّعی شده است که استعفا در تاریخ 12 آبان بوده است. در این سخنرانی ایشان بیان داشته است:« از نشانه هاي حسن نيّت و تلاش صادقانه دولت موقّت همين بس كه وقتي ديديم مراكز تصميم گيري كشور در تزايد است و نهادها و مقاماتي كه سرپرستي آنها به بعضي از آقايان واگذار شده است ايجاد تشتّت و تعارض و حداقل تأخير و اشكال در وظائف محوّله به دولت مي نمايد پيشنهاد و اصرار نموديم كه دوگانگي و فواصل از ميان رفته دخالتهاي متفرقه كه خارج از قلمروي امام و نظارت شوراي انقلاب باشد موقوف گرديده دولت و شوراي انقلاب زير  رهبري عاليه امام يك كاسه شوند. قبلاً هم طي نامه ای در تاریخ 15 اردیبهشت 58 گزارش جامعي در همين زمينه داده بوديم  که منجر به ادغام نسبي دولت و شوراي انقلاب شد و ما وقتي مي ديديم كه جو و شرايط حاكم در روز پيروزي انقلاب و صدور فرمان نخست وزير خيلي عوض شده يكپارچگي و وحدت كه شرط بديهي مديريّت است به گستردگي و كثرت مبدّل شده است و از ناحيه بعضي از آقايان و روحانيّت و نهادها انواع تفرقه و تداخلها به عمل مي آيد دو راه در پيش داشتيم. يكي مجادله و مخاصمه براي احراز قدرت انحصاري، و ديگر خود را در اختيار امام گذاردن و پيشنهاد همكاري و همگامي بيشتر كردن.  اين طرح عملي گرديده بعضي از آقايان رو حاني شوراي انقلاب وارد در هيأت دولت شده تا حدودي از تعارض و تأخيرها كاسته شد و چون مشكلات و پيچيدگي هاي انقلاب و خطرات روزافزون، سرعت تصميم و توافق و تسلّط خيلي بيشتري را ايجاب مي نمود در اواخر مهر ماه 58 هشدار داده تقاضاي وحدت تشكيلاتي دو ارگان اصلي يعني دو لت و شوراي انقلاب را كرديم كه از طرف آقايان پذيرفته شد ولي مواجه با سردي و  استقبال كند گرديده آقايان قبول مسئولیّت اجرائي اعضا شورا را نمي كردند، در حاليكه دخالتها و مزاحمتها ادامه داشت به اين ترتيب و قبل از حمله به سفارت آمريكا دولت به خاطر مصلحت انقلاب و جمهوري اسلامي تصميم به استعفا گرفته بود، نامه ذيل را خدمت امام فرستادم. ( متن نامه که همان نامة استعفا در تاریخ 14 آبان است در صفحات بعد آمده است. امّا ایشان تاریخ آن را در این سخنرانی12 آبان 58  اعلام نموده  است! ).

مطالب فوق یک روز بعد از جلسة هیأت دولت برای انحلال مجلس خبرگان که با برنامه ریزی جاسوسان آمریکایی و همکاری امیر انتظام و سایر وابستگان سفارت آمریکا از جمله رحمت الله مقدم مراغه ای و همکاری تعدادی از وزیران دولت موقّت برای انحلال مجلس خبرگان به جرم تصویب اصل ولایت فقیه بر پا شده بود و  در این جلسه با دخالت تعدادی از اعضای شورای انقلاب که در جلسه حضور داشته اند و به علّت مخالفت آنان حتی کار به تندی و عصبانیّت نیز کشیده میشود و نهایتاً مهندس بازرگان مجبور میشود قبل از اعلام انحلال مجلس خبرگان آن را به خدمت امام برده و از ایشان کسب تکلیف نماید، توسط مهندس بازرگان بیان شده است. مهندس بازرگان و هیأت وزیران ایشان در تاریخ 29 مهر 58 عصر هنگام به خدمت امام رسیده و ایشان را تهدید کردند که در صورت عدم موافقت ایشان با انحلال مجلس خبرگان دسته جمعی استعفا خواهند داد.  ایشان و همفکرانشان پس از شکست در توطئة  انحلال مجلس خبرگان، و در نتیجه عدم توفیق در حذف اصل ولایت فقیه که دلیل توطئة آنان برای انحلال این مجلس بود، تلاشهای خود را بر باد رفته و اهداف خود را شکست خورده دیدند و چون احساس کردند که اصل ولایت فقیه برای همیشه تثبیت شده است و آنان هیچگاه به اهداف خود نخواهند رسید، لذا دیگر تن به کار نمیدادند و تعدّد مراکز تصمیم گیری و دخالت در امور بهانه ای بیش نبود و به همین دلیل ایشان چنین مطلبی را بدون توجّه به تاریخ استعفا در خدمت امام، که یک روز قبل از حضور در جلسة شورای انقلاب بوده است، بیان کرده اند.

[31]اطّلاعات،16 آبان 1358 ص 10

[32] اطّلاعات، 15 آبان 58 ص2

[33] – همین شخص پس از رو شدن سالوس و اسلام نمایی دروغین و چهرة پنهانش برای امام (که ایشان در صفحة آخر وصیتنامة خود به آن اشاره کرده اند) و سالها بعد در یک چرخش صد و هشتاد درجه ای در این رابطه چنین اظهار نظر نموده است: «يكي‌ از اهداف‌ گروگان‌گيري‌ در ايران‌، استقرار هدف‌هاي‌ سياسي‌ در بازي‌ قدرت ‌در داخل‌ ايران‌ بوده‌ است‌، براي‌ اينكه‌ دولت‌ موقّت‌ را ساقط‌ كنند و در بازي ‌سياسي‌ به‌ نفع‌ استقرار و سلطة يك‌ گروه‌ استفاده‌ كنند….. كساني‌ كه‌ اين‌ حادثه‌ را به‌وجود آوردند، به‌ بي‌حاصلي‌ كار خود پي‌ برده‌اند. آن‌ زمان‌ اين‌ افراد جوان بودند و پيچيدگي‌هاي‌ سياسي‌ را نمي‌دانستند و حالا كه‌ تجربه‌ و علم‌ پيداكرده‌اند، بر اثر تجربه‌ پي‌ برده‌اند، كاري‌ كه‌ كردند خلاف‌ بوده‌ و اكنون‌ آن‌ را نقد مي‌كنند». متأسّفانه موضع گیری سازشکارانة یکی دو نفر از دانشجویان سابق خط امام در اواخر دهة هفتاد و ملاقات یکی از آنان با « باری روزن» وابستة مطبوعاتی سفارت آمریکا در دوران پس از پیروزی انقلاب تا ماجرای تسخیر لانة جاسوسی، که یک یهودی صهیونیست میباشد، موج بدبینی نسبت به دانشجویان خط امام را در افکار عمومی بوجود آورد و اینگونه، عمل این فرد که بعدآ به جرم نظر سنجی تقلبی از جانب ملّت ایران به نفع آمریکا محاکمه و به چند سال زندان محکوم گردید، مورد سوء استفاده و طعن خط طرفدار سازش با آمریکا واقع شده است. اگر چه این شخص پس از آزادی از زندان تلاش فراوان نموده است که دامن خود را از « پشیمانی از تسخیر لانة جاسوسی» که ایشان نیز در آن نقشی نداشت و بلکه چند روز بعد از تسخیر برای ترجمة اسناد به لانة جاسوسی دعوت شده بود، تطهیر نماید، امّا لکّة ننگ این ملاقات که زشت تر و ننگین تر از  ملاقات رئیس دولت موقّت  و وزیر خارجه اش با برژینسکی  بود، بر دامان او و همفکران و حامیان آنان برای همیشه خواهد ماند.

[34]روزنامة کیهان، 29 شهریور 59 ص3 . متأسّفانه ایشان جزء کسانی بود که دائماً با دفتر امام تماس گرفته و از ایشان میخواست که دانشجویان را از سفارت آمریکا اخراج نمایند! (برای اطّلاع بیشتر به خاطرات آقای ابراهیم اصغرزاده که در ماهنامة سیاسی، فرهنگی، اجتماعی،  « بیان» به مدیر مسئولی حجّت الاسلام سیّد علی اکبر محتشمی، مهر و آبان 1369 شماره های 5 و6 ص  15- 8 در مصاحبه با سه تن از دانشجویان خط امام، ابراهیم اصغر زاده، حبیب بیطرف و رضا بهزادیان به چاپ رسیده است، مراجعه شود) مهندس ابراهبم اصغرزاده در این رابطه بیان کرده است:… فشار ارگانهای انتظامی و فشار شخصیّتهای لیبرال روی ما زیاد شد، از جمله یکی از آقایان بزرگوار که حالا در شرایط بعد که تاریخ لانه بخواهد نوشته بشود شاید نام ایشان را در آن ذکر نماییم، در همان غروب روز اوّل چند مرتبه به محل سفارت تلفن زدند و ابتدا به ما توصیه کردند که:« من پدر شما هستم. بیایید بیرون. شما حرفتان را زدید» و در مرحلة بعد به صورت تهدید که:« من دستور میدهم نیروهای انتظامی حمله کنند داخل سفارت و شما را دستگیر کنند».  همین فشارها که به لانة جاسوسی می آمد همین وضعیّت هم در بیت امام در قم بود. یعنی تلفنهای بی شماری توسط دولت موقّت، خود وزیر خارجه اشان( دکتر ابراهیم یزدی) و خود نخست وزیرشان ( مهندس مهدی بازرگان) و شخصیّتهای مختلف به قم [ امام] زده میشد که: « آقا! اینها به اسم شما رفته اند و این کار را کرده اند و مملکت دارد از هم میپاشد و اینکه سفارت آمریکا در ایران تصرّف بشود یک مسئلةساده ای نیست. پای انقلاب در کار است.». به دفتر امام نیز این را گفته بودند.

[35]اطّلاعات 20/8/58 ص 12- امام در آخرین روزهای زندگی خود در رابطه با تفکّرات این جریان نکاتی را بیان کرده اند که بسیار روشنگر میباشد: « … در موضوع نهضت به اصطلاح آزادي، مسائل فراواني است كه بررسي آن محتاج به وقت زياد است. آنچه بايد اجمالاً گفت آن است كه پروندة اين نهضت و همين طور عملكرد آن در دولت موقّت اوّل انقلاب شهادت مي دهد كه نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدّي وابستگي كشور ايران به آمریکا است و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است كه شايد آمریکاي جهانخوار را – كه هر چه بدبختي ملّت مظلوم ايران و ساير ملّت هاي تحت سلطه او دارند از ستمكاري اوست – بهتر از شوروي ملحد مي دانند و اين از اشتباهات آنها است. در هر صورت به حسب اين پرونده هاي قطور و نيز ملاقات هاي مكرّر اعضاي نهضت چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمریکا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها كه اگر خداي تعالي عنايت نفرموده بود و مدّتي در حكومت موقّت باقي مانده بودند، ملّت هاي مظلوم به ويژه ملّت عزيز ما اكنون در زير چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا مي زدند و اسلام عزيز چنان سیلي از اين ستمكاران مي خورد كه قرن ها سربلند نمي كرد.» ( صحیفة نور، ج بیست و دو ص 384 بهمن1366 )

[36] – متأسّفانه اوّلین ملاقات با وزیر خارجة آمریکا بعد از انقلاب توسط وزیر خارجة دولت موقت، دکتر ابراهیم یزدی، حدود دو هفته قبل از تسخیر لانة جاسوسی در هاوانا و در کنفرانس غیر متعهدها اتّفاق افتاد و مقدّمات ملاقات با برژینسکی نیز بوسیلة همین شخص طراحی گردید. او علیرغم دستور رئیس دولت که از او خواسته بود در ملاقات با امام قبل از سفر به الجزایر از ایشان در رابطه با  نوع ارتباط با آمریکا و جریان ملاقات با برژینسکی استفسار نماید، از این امر استنکاف مینماید و امام را نیز از انجام این ملاقات مطّلع نمینماید، تا پس از ملاقات ایشان را با عمل انجام شده روبرو سازد و بعد از سفر نیز به درست ناگویی و نا درست گویی و پنهان کردن آنچه در نظر بود انجام دهند، میپردازد و ملاقاتی که از قبل طراحی شده بود را به عنوان ملاقاتی که برژینسکی چون شمر و به یکباره در الجزایر آن را درخواست نموده و اینان پذیرفته اند، مطرح نموده است. در حالی که مهندس بازرگان اطّلاع از آن را قبل از سفر به الجزایر، توسط شخص خود و وزیر خارجه اش اعلام نموده و بیان داشته است که این ملاقات به درخواست برژینسکی بوده است.

[37]– متأسّفانه طرف ایرانی در سطح« نخست وزیر» و « وزیرخارجه» در این ملاقات شرکت داشته و  طرف آمریکایی در حدّ « مشاور رئیس جمهور»  و نه حتّی در حدّ معاون رئیس جمهور! و این را میگویند ملّی گرایی اسلامی و سیاست موازنة منفی! این ملاقات میتوانست حدّاقل در حدّ « وزیر خارجة ایران» با « مشاور رئیس جمهورآمریکا» باشد. همانطور که حدود دو هفته قبل از آن دکتر یزدی با وزیر خارجة آمریکا در کنفرانس هاوانا ملاقات نمود. اگر چه  باز هم در شرایط روزهای اوایل آبان  ملاقات این دو و در این سطح نیز خطای بزرگی بود. امّا علیرغم این اگر مهندس بازرگان وزیر خارجة خود را به این ملاقات میفرستاد و احترام خود و دولت خود را حفظ میکرد، یقیناً با بسیاری از انتقادات بعدی روبرو نمی شد. امّا ارتباطات گذشتة ایشان و دوستان همفکرش با آمریکا و عدم حسّاسیّت عقیدتی ایشان نسبت به آمریکای جهانخوار و سلطه طلب، موجب شد که در دامی که جناح عاشق و سینه چاک ارتباط با آمریکا در دولت ایشان که در رأس آنها دکتر ابراهیم یزدی، وزیر خارجه اش بود،  برای او پهن کرده بودند، سقوط نماید.

[38] كيهان 13 آبان يادداشت روز و ص 3

[39]–  در جلسة آخر شب روز 14 آبان 58

[40]اطّلاعات،16 آبان 1358 ص 10

[41] – مهندس بازرگان در این رابطه بیان داشته است: «دولت‌ موقّت‌ كه‌ از نظر مسئولیّت‌ اداري‌ و سياسي‌ مملكت‌ و حفظ‌ حقوق نمايندگان‌ و اتباع‌ خارجي‌، طبق‌ تعهدات‌ بين‌المللي‌، نمي‌توانست‌ مخالف‌ اين‌عمل‌ (تصرف‌ سفارت‌ آمريكا) نباشد، چون‌ قبلاً تصميم‌ به‌ استعفا گرفته‌ بود، هيچ‌گونه‌ اعلاميه‌ و اقدامي‌ در اين‌ زمينه‌ ابراز نكرد.» ( انقلاب ایران در دوحرکت، مهندس مهدی بازرگان ص94) لازم به تذکّر است که باید از ایشان و دوستانشان پرسیده شود که درست است که روز 12 آبان نیز تصمیم به استعفا گرفته شده بود، امّا متن نامة استعفا در چه تاریخی نوشته شده است؟! 12 آبان و یا 14 آبان؟ ! محتوای استعفا نامه و اعتراض به امام که اقدام دانشجویان و تسخیر لانة جاسوسی را تأیید نموده اند و اشاره به اینکه افرادی که با شما هماهنگی بیشتری داشته باشند، بر سر کار آیند، مطلب دیگری را غیر از مسائل روز دوازدهم به ذهن متبادر میسازد. مسائل حساسی که در این روز که مهندس بازرگان از الجزایر بازگشته است، مسائل زیر میباشد: ترور آیت الله قاضی، کشتار دهها تن از نیروهای ارتش در کردستان، اعتراضات شدید اقشار مردم و شخصیّتها  به ملاقات مهندس بازرگان با برژینسکی، حملة شدید امام به آمریکا در روز عید قربان و راهپیمائی مردم در این روز . جالب توجّه این است که امام در متن پذیرش استعفا، تاریخ اعلام استعفا توسط دولت را روز 14 آبان اعلام کرده اند.

[42]شهید آیت الله دکتر بهشتی در مصاحبه ای پس از استعفای دولت بازرگان بیان نمودند: « تا حالا ترجیح میدادیم که یک شیوة نوی را برویم. یعنی هم شورای انقلاب داشته باشیم و هم دولت انقلاب. ولی آن هماهنگی و هم فکری لازم همانطور که آقای مهندس بازرگان هم در استعفای خودشان گفته اند بوجود نیامده است، در حقیقت یا باید دولت انقلاب طبق موضع گیری و برداشت خودش عمل میکرد و یا شورای انقلاب و انتخاب با امّت و امام بود.  یعنی هم امّت و هم امام تصمیم گرفتند رویّه ای را که شورای انقلاب در بر خورد با مسائل توصیه میکرد، انتخاب نمایند. » کیهان، 16 آبان 58 ص9

[43]–  عباس امیر انتظام مسئول اینکار بوده است.

[44]– جالب توجّه است که مهندس بازرگان نیز در کتاب انقلاب ایران در دو حرکت، ص 177  به این موضوع اشاره نموده است:« اصولاً عنوان خط امام روی خود گذاشتن، یکنوع تلقین و تحریک برای تفرقه و حرکت گریز از مرکز بود.» لازم به تذکّر است که ایشان در این کتاب(ص 177) جدا شدن گروهها و دسته جات ضد انقلاب و طاغوتی و ملّی گرا و طرفدار آمریکا و سازشکار را نتیجة هل دادنها و اجحافات و اتهامات و نیز افشاگریها و انتقامگیریها و شعارهای دشمنی انگیزی که مارکسیستها معلّم اوّلیّه و مشوّق بعدی آن بودند میدانند و بیان میدارند:« در جریان انقلاب همه در خط امام و موافق رهبری و رهنمودهای ایشان بوده اند!»

[45] – در این رابطه امام در اواخر عمر خود چنین بیان داشته اند: « تصميمات اوّل انقلاب در سپردن پست ها و امور مهمّة كشور به گروهي كه عقيدة خالص و واقعي به اسلام ناب محمّدي نداشته اند، اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن به راحتي از ميان نمي رود، گرچه در آن موقع هم من شخصاً مايل به روي كار آمدن آنان نبودم ولي با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحراف انقلاب از تمامي اصولش و حركت به سوي آمريكای جهانخوار قناعت نمي كنند در حالي كه در كارهاي ديگر نيز جز حرف و ادّعا هنري ندارند. امروز هيچ تأسّفي نمي خوريم كه آنان در كنار ما نيستند چرا كه از اوّل هم نبوده اند. انقلاب به هيچ گروهي بدهكاري ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاي فراوان خود را به گروه ها و ليبرال ها مي خوريم، آغوش كشور و انقلاب هميشه براي پذيرفتن همه كساني كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولي نه به قيمت طلبكاري آنان از همة اصول، كه چرا مرگ بر آمريكا گفتيد! چرا جنگ كرديد! چرا نسبت به منافقين و ضد انقلابيّون حكم خدا را جاري مي كنيد! چرا شعار نه شرقي و نه غربي داده ايد چرا لانة جاسوسي را اشغال كرده ايم و صدها چراي ديگر.»( صحيفة نور جلد بیست و یکم صفحة 96 تاریخ 3/12/67 )

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *