چهارشنبه , ۲۷ دی ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)17) دولت موقت و تسخیر لانه جاسوسی و سیاستهای این دولت / بررسی استعفاهای دولت موقّت و دلائل آن ، « در بند قدرت نبودن یا استفاده از استعفا برای اهداف سیاسی؟» – قسمت سوم: سوّمین تهدید به استعفا، تهدید امام به استعفا برای اجبار ایشان به پذیرش انحلال مجلس خبرگان
بررسی استعفاهای دولت موقّت و دلائل آن « در بند قدرت نبودن یا استفاده از استعفا برای اهداف سیاسی؟» خلاصة مقاله: گروههای سیاسی غرب گرای ایرانی از آغاز مشروطه به سبک انقلاب لیبرالی فرانسه و با درس گرفتن از تجربة آن انقلاب برای رسیدن به اهداف خود به تحریف وقایع تاریخی و مخدوش نمودن چهرة شخصیّتهای مخالف خود پرداخته اند. متأسفانه بسیاری از وقایع تاریخی انقلاب اسلامی نیز به همین صورت تحریف و شخصیّتهای آن قربانی این توطئه گردیده اند. در انقلاب اسلامی در رأس این شخصیّتها مرحوم شهید آیت الله بهشتی قرار داشت که مورد هجوم سیل آسای تحریفات و تهمتها و دروغپردازیهای این جریان قرار گرفت و پس از ترور شخصیّتی، به ترور جسمی ایشان نیز اقدام گردید. یکی از وقایع مهم تاریخی انقلاب اسلامی تسخیر لانة جاسوسی و به دنبال آن استعفای دولت موقّت میباشد. به علّت آثار رسوا کنندة این استعفا که تحت تأثیر اعتراضات شدید مردم نسبت به ملاقات با برژینسکی مشاور امنیّت ملّی کارتر و اقدام دانشجویان خط امام و عدم توفیق رئیس دولت موقّت و وزیر خارجة آن برای بیرون نمودن این دانشجویان از لانة جاسوسی و نیز رها نمودن گروگانهای جاسوس آمریکایی اتفاق افتاد، تلاش فراوانی توسط این جریان غربگرا و طرفدار سازش با ابر قدرتها به عمل آمده است تا این استعفا را بدون ارتباط با تسخیر لانة جاسوسی جلوه دهند. بررسی همه جانبه و دقیق و مستند این قضیّه و نیز سایر استعفاهای دولت موقّت، میتواند از قلب و تحریف وقایع برای آیندگان جلو گیری و دروغپردازیهای آنان را بر ملا نماید.

بررسی استعفاهای دولت موقّت و دلائل آن ، « در بند قدرت نبودن یا استفاده از استعفا برای اهداف سیاسی؟» – قسمت سوم: سوّمین تهدید به استعفا، تهدید امام به استعفا برای اجبار ایشان به پذیرش انحلال مجلس خبرگان

سوّمین تهدید به استعفا تهدید امام به استعفا برای اجبار ایشان به پذیرش انحلال مجلس خبرگان

سید محمد هاشم پوریزدان پرست- عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز و از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

سوّمین تهدید به استعفا تهدید امام به استعفا برای اجبار ایشان به پذیرش انحلال مجلس خبرگان
سوّمین تهدید به استعفا تهدید امام به استعفا برای اجبار ایشان به پذیرش انحلال مجلس خبرگان

در روز 28 مهر 58  امیر انتظام پس از تهیة متن لایحة انحلال مجلس خبرگان، قبل از تشکیل جلسة هیئت دولت، آن را به امضای چهارده تن از وزیران کابینة دولت موقّت میرساند. این متن که ظاهراً توسط ابوالفتح بنی صدر دادستان کل کشور و احمد صدر حاج سید جوادی وزیر دادگستری و شورایی مرکب از چند تن از وزرای کابینة دولت موقّت تهیه شده بود، در اختیار عباس امیر انتظام که محل مأموریّت خود را به بهانة اینکه مأموران آمریکایی میخواهند اطّلاعات مهمّی در رابطه با تحرّکات عراق در اختیار دولت ایران بگذارند، ترک کرده بود، می گذارند.[1] امیر انتظام نیز با کمک چند تن از وزرای کابینه و پس از جمع آوری امضا آن را قبل از جلسة هیأت دولت در اختیار مهندس بازرگان که او نیز به علّت همفکری با آنان با طرح موافقت کرده بود، میگذارد تا در هیئت دولت با اطمینان مورد تأیید قرار گیرد.

امیر انتظام بر اساس توطئه ای که از قبل طراحی شده بود، قرار بود لایحه را که با جمع آوری امضا از وزیران قبل از جلسه، به نظر میرسیده است که در هیئت وزیران صد در صد به تصویب خواهد رسید، سریعاً در اختیار خبرگزاریها و مطبوعات و رادیو تلویزیونهای داخلی و خارجی  که تا دیر وقت بر اساس توطئة طراحی شده آماده شده بودند، گذاشته شود و به این وسیله امام را مجبور به پذیرش انحلال مجلس خبرگان بنمایند.

در جلسة هیئت دولت با توجّه به اینکه از مدّتی قبل چند تن از اعضای شورای انقلاب نیز عضو کابینه شده و در سمت های معاونت وزیر مشغول کارهای اجرایی شده بودند[2]، با مخالفت این اعضا یعنی آقایان سید علی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و مهدوی کنی مواجه میگردند[3] و مجبور میگردند که قبل از اعلام انحلال مجلس با امام مشورت نمایند و نظر ایشان را در این رابطه جویا شوند. آنان که تلاشهای خود را بر باد رفته می یابند، قرار میگذارند موضوع را خدمت امام مطرح و امام را تهدید نمایند که در صورت عدم موافقت با انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی، اعضای هیأت دولت دسته جمعی استعفا  خواهند داد.

امیر انتظام در این رابطه  بیان کرده است:

جلسة‌ هيأت‌ دولت‌ تا ساعت‌ 10 شب‌ طول‌ كشيد و آقاي‌ نخست‌وزير اوّلين‌ كسي‌ بودند كه‌ از جلسه‌ خارج‌ شدند و از پلّه‌ها بالا آمدند. من‌ در انتظارشان‌ بودم‌. فوراً مرا به‌ داخل‌ اتاقشان‌ بردند و در را قفل‌ كردند و گفتند سوگند بخورم‌ كه‌ از اين‌ مطلب[4]‌ با كسي‌ سخن‌ نگويم‌ و در اوّلين‌فرصت‌ ايران‌ را ترك‌ كنم‌[5]. آقاي‌ مهندس‌ بازرگان‌ به‌ شدّت‌ عصباني‌ بودند و صورتشان‌ برافروخته‌ بود. پرسيدم‌ ممكن‌ است‌ مرا در جريان‌ وقايع‌ هيأت‌دولت‌ قرار دهيد؟ ايشان‌ گفتند كه‌ فعلاً وقت‌ نيست و معتقد بودند كه‌ من ‌بايد هر چه‌ زودتر ايران‌ را ترك‌ كنم‌[6] تا بعد دربارة‌ آن‌ مسئله‌ صحبت‌ كنيم‌. من‌ طبق‌ دستور ايشان‌ فرداي‌ آن‌ روز ايران‌ را ترك‌ كردم[7]‌ و در داخل ‌هواپيما، آنچه‌ را كه‌ اتّفاق‌ افتاده‌ بود نوشتم‌ و در كشوي‌ ميز سفارت‌ ايران ‌در سوئد قرار دادم‌ و در آن ‌را قفل‌ كردم[8]‌.

فردا صبح مأموران آمریکایی ( بروس لینگن و هانری پرشت) در ساعت یازده در  جلسه ای با  مهندس بازرگان و وزیر خارجة او و سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی! یعنی عباس  امیر انتظام، موضوع بردن شاه به آمریکا به بهانة بیماری را مطرح مینمایند. امیر انتظام در این جلسه بیان میدارد که این امر زحمات کسانی را که خواهان گسترش روابط با آمریکا هستند مشکلتر میکند[9].

دولت مردان ایرانی تلویحاً حضور شاه در آمریکا را پذیرفتند

در این جلسه اگر چه دولت مردان ایرانی با این سفر اعتراض مینمایند، امّا مخالفت جدّی نیز به عمل نمی آورند. بلکه تلویحاً با درخواست تضمین آمریکا مبنی بر عدم فعّالیّت سیاسی شاه و همسرش علیه ایران در کشور آمریکا و معاینة شاه و بررسی اسناد پزشکی او توسط دو پزشک ایرانی، تلویحاً حضور او در آمریکا را  میپذیرند.

– عباس امیر انتظام در بعد از ظهر این روز نیز مجدّداً با یکی از جاسوسان آمریکایی بنام جاموتی تماس داشته است.[10]

ديدار 4 ساعته هیأت دولت با امام

این خبر در خبرگزاریها و روزنامه ها در رابطه با ملاقات هیأت دولت با امام در بعد از ظهر  این روز به چاپ[11] رسید:

ساعت 16 ديروز هیأت دولت به منظور مذاكره در رابطه با پاره اي از مسائل كلّي و مهمّ مملكتي به ويژه كردستان به حضور امام خميني رسيدند. بنا به گزارش خبرنگار خبرگزاري پارس در قم آقاي مهندس مهدي بازرگان نخست وزير به اتّفاق  هاشم صباغيان وزير كشور،‌ احمد صدر حاج سيد جوادي وزير دادگستري، مهندس حسن حبيبي وزير اموزش عالي، مهندس كتيرائي وزير مسكن و شهر سازي و رضا صدر وزير بارزگاني در ساعت 4 بعد از ظهر در اقامتگاه امام خميني رهبر انقلاب اسلامي ايران به طور خصوصي به مدّت 4 ساعت در 2 مرحله، در زمينة مسائل آموزشی،‌دانشگاهي، مسكن، بازرگاني و اقتصادي مذاكره كردند. در پايان ملاقات مهمّ ديروز هیأت دولت، آقاي مهندس كتيرائي وزير مسكن و شهر سازي در گفتگوئي اعلام داشت: هیأت دولت گزارشاتي از منطقة كردستان را به عرض امام رساند و همچنين دولت نظر امام خميني را پيرامون مجلس خبرگان و قوانيني كه در جريان تصويب است، به ويژه مسئلة ولايت فقيه سؤال کرد كه امام در اين باره فرمودند: فقيه بايستي حتماً ايراني باشد و از خارج از كشور نباشد[12].

– چرا از آنچه در جلسه گذشت مردم را مطّلع ننمودند؟!

امّا از موضوعات مهمّی که در جلسه با امام گذشت، دولت موقّتی ها هیچگاه سخن به میان نیاورده و مردم را مطّلع ننمودند. موضوع مهمّ این بوده است که آنان در این جلسه امام را تهدید نموده بودند که در صورت عدم موافقت ایشان با انحلال مجلس خبرگان آنان دسته جمعی استعفا خواهند داد و این در حالی بوده است که در جلسة صبح همان روز مأموران آمریکایی آنان را از تصمیم دولت متبوع خود دائر بر بردن شاه به آمریکا را به آنان ابلاغ کرده بودند و بلافاصله بعد این جلسه، ایشان با چند تن از وزرای کابینة خود با هلی کوپتر عازم قم شده و با امام ملاقات کرده بودند. خبر بردن شاه به آمریکا نیز باعث نمی شود که آنان از تصمیم خود به تهدید امام برای انحلال مجلس خبرگان و در صورت عدم قبول ایشان استعفای دسته جمعی، چشم پوشی نمایند !

سخنان دکتر ابراهیم یزدی در مورد این جلسه

دكتر ابراهيم يزدي، وزير امور خارجة دولت موقّت كه عباس امیرانتظام تحت سرپرستي ايشان در اسكانديناوي خدمت مي‌كرده است، در متن شهادت خود بر له عباس امیرانتظام[13] در دادگاه او در رابطه با جلسه ای که در خدمت امام تشکیل شد، اینگونه گزارش داده و طبق عادت مألوف سعی نموده است که موضوع را با زیرکی پنهان و خواننده را سردرگم نماید:

« بنده رفتم در آن جلسة هيأت دولت، قبلاً هيچ اطّلاعي از موضوع نداشتم. ديدم كه چنين مسئله‌اي مطرح است. همان طور كه در مدارك و اسناد هم نشان مي‌دهد من جزء كساني بودم كه اين نامه را امضاء نكردند.

….. بعد از اينكه در جلسة هيأت دولت مطرح شد و 17 تن از هيأت دولت امضاء كردند و روز بعد هم خدمت امام بردند. امام دلائل هيأت دولت را رد نكردند.

– گزارش دکتر کاظم سامی وزیر بهداری دولت موقّت از جلسه[14]

به نقل از یکی از یاران او

دوست و همشهری فرزانه‌ی در خون تپيده‌ام دکتر کاظم سامی وزير بهداری دولت بازرگان، همان ايام در تهران در پيوند با همين موضوع نکته‌ای را با من در ميان نهاد که برای ثبت در تاريخ مهم است. دکتر کاظم سامی به من گفت: « آن شب افزون بر روزنامه‌های داخلی، خبرگزاری‌های خارجی را نيز مطّلع کرده بوديم که برای دريافت خبری داغ در نخست وزيری آماده باشند و می‌خواستيم – او و امير انتظام – بلافاصله تصويب نامه‌ی دولت در سطح جهانی مطرح شود تا از هر گونه کارشکنی پيش‌گيری شده باشد… وقتی کار تصويب نامه تمام شد، امير انتظام در حالی که تصويب نامه را در دست داشت از جايش برخاست تا تصويب نامه را به خبرنگاران داخلی و خارجی که در پشت در منتظر بودند، بدهد. درست تا دست امير انتظام به دستگيرة در رسيد، آقای بازرگان ايشان را صدا کرد و تصويب نامه را گرفت و چهار لا کرد و در جيبش گذاشت و در برابر حيرت ما گفت: بی‌اطّلاع امام صلاح نيست…! و ما برای اينکه آخرين شانس احتمالی را هم تجربه کنيم اصرار کرديم که همين فردا صبح دولت با آقای خمينی ديدار کند و تصويب نامه را به اطّلاع ايشان برساند.

صبح فردا با هلی کوپتر به قم و به منزل آقای خمينی رفتيم. آقای بازرگان در آن ديدار موضوع تصويب نامه را به عنوان پيشنهاد وزيران و نه تصويب نامه ، مطرح کرد که مورد مخالفت شديد آقای خمينی که از پيش در جريان امر بود واقع شد و دولت دست از پا درازتر باز گشت.»

جالب توجّه است كه آقاي امير انتظام اصلاً جزء هیأت دولت نبوده و بنابر این در جلسة هيأت دولت  حضور نداشته و در پشت در جلسة هیأت دولت بوده است. پس اين دستگيرة كدام اتاق بوده است كه خبرنگاران پشت آن بوده اند؟! خوانندة هشيار خود به خوبي مي تواند حدس بزند كه آن اتاقي كه امير انتظام هم پس از جلسة هيأت دولت، در آن حضور داشته است، دفترجناب آقاي نخست وزير بوده كه طبق اعتراف امير انتظام پس از خروج نخست وزير از اتاق جلسة هيأت دولت  به آنجا رفته‌اند. همانطور كه در نامة قبل ايشان آورده اند: « آقاي‌ نخست‌وزير اوّلين‌ كسي‌ بودند كه‌ از جلسه‌ خارج‌ شدند و از پلّه‌ها بالا آمدند. من‌ در انتظارشان‌ بودم‌. فوراً مرا به‌ داخل‌ اتاقشان‌ بردند و در را قفل‌ كردند» و طبق گفتة آقاي نعمت آزرم، دكتر سامي و احتمالاً تعدادي ديگر از وزرا و دوستان امير انتظام، پس از جلسه در آنجا بوده اند و اين نشان مي دهد كه امير انتظام حتّی پس از شنيدن نتيجة جلسة هيأت دولت كه بايد امام اوّل نظر بدهد را قبول نداشته و اصرار داشته است نامه ای را که قبلاً خود آن را نوشته و امضای اکثریّت هیأت وزیران را در موافقت با آن گرفته بود، ‌را به خبرنگاران تحويل بدهد تا هر چه زودتر در كشور و همة دنيا پخش شده و امام در برابر عمل انجام شده قرار گیرد و مجلس خبرگان به جرم تصويب اصل پنجم يعني حاکمیّت و ولايتِ فقيه عادل مدير مدبّر بر سرنوشت كشور و بر سرنوشت ملّت ايران هر چه زودتر منحل گردد.

جالب این است که نعمت آزرم نیز به اینکه اتهام امیر انتظام چه بوده است اقرار نموده است:

… در تاريخ ١٢ مهر ماه 1358 به ابتکار امير انتظام و کوشش او، هيأت دولت تشکيل جلسه می‌دهد و همة وزيران به جز: يزدی، معين‌فر ، ميناچی و چمران به انحلال مجلس خبرگان رای می‌دهند»

و در تیتر مطلب خود نیز آورده است: « عباس امیرانتظام و گناه نابخشودنی‌اش: توطئه برای انحلال مجلس خبرگان و مخالفت با نهاد‌های موازی[15]!»

او سپس افزوده است:

اين مجلس خبرگان به کارگردانی آقای بهشتی، برغم مخالفت شخصيت‌هايی مثل آقايان طالقانی و مطهری از روحانيون در همان مجلس، آن پيش نويس را کنار می‌گذارد و بر بنياد اصل ولايت فقيه به تهيّه قانون اساسی جديد می‌پردازد»

البتّه این شخص که به جای یکتاپرستی و صداقت به مکتب دورویی و دو گویی و پرستش و بندگی اربابان زر و زور و تزویر جهانخوار متمایل است، مثل همة دوگویان عالم حافظة درستی نداشته و دقّت نکرده است که آیت الله مطهری در اردیبهشت ماه 58 یعنی 4 ماه قبل  از تشکیل مجلس خبرگان به دست یکی از عناصر عامل دست آمریکا به شهادت رسیده است و آیت الله طالقانی نیز 2 روز قبل از تصویب اصل ولایت فقیه در تاریخ 21 شهریور، در تاریخ 19 شهریور 58 وفات یافته اند!

گزارش آیت الله  خامنه ای از این جلسه

امام بطور قاطع، بدون اندكي ترديد اعلام كرده بود كه اگر مي‌خواهيد استعفا بدهيد برويد بدهيد، مجلس خبرگان بايد باشد و  به كار خود ادامه دهد[16].

گزارش حجّت الاسلام آقای هاشمی رفسنجانی از جلسه

…. امام وقتي بحث ولايت فقيه بطور جدّي مطرح شد و متوجّه شدند اين نقص در پيش نويس قانون اساسي بوده است، خيلي محكم ايستادند و از آوردن مسئله ولايت فقيه در قانون اساسي دفاع كردند، به طوري كه وقتي ايشان فهميدند آقاي مهندس بازرگان و دوستانش در اعتراض به گنجاندن ولايت فقيه در قانون اساسي تصميم گرفته‌اند كه يا ” انحلال مجلس خبرگان را مطرح كنند و يا استعفاي دسته جمعي بدهند” در مقابل آن ها ايستادند و به آن ها هشدار دادند كه با استعفايشان موافقت خواهند كرد[17].

هدف اصلي مخالفت ها و توطئه هاي دشمنان، از بين بردن اسلام است

امام خميني یک روز بعد از ملاقات با هیأت دولت موقّت که آنان در این ملاقات امام را تهدید کردند که در صورت عدم پذیرش انحلال مجلس خبرگان  آنان دسته جمعی استعفا خواهند داد و بعد از تهاجمات سخت و گستردة چند روز اخیر بر علیه اصل پذیرفته شدة ولایت فقیه در مجلس خبرگان در جمع علماي غرب تهران بیاناتی در این رابطه بیان میدارند[18]:

… آنها سابق با سر نيزه اهل علم را، اهل تقوا را، مؤمنين را مي كوبيدند، با سر نيزه مجالس وعظ و خطابه را، مجالس عزاداري بر شهدا را مي كوبيدند، امّا اينها با قلم اینکار را می کنند. قلم اينها همان سر نيزة سابق است، آن سرنيزه به صورت قلم در آمده است. ساواك به صورت يك گروه هاي ديگر در آمده و مقصد همان مقصد است. بايد ملّت ما بيدار بشود.

به صورت هاي مختلف با اسلام مخالفت مي كنند. در مجلس خبرگان به مجرّد اينكه صحبت ولايت فقيه شد، شروع به مخالفت كردند حتّی در آخر، در اين اخيراً، در همين دو روز سه روز پيش از اين، در يكي از مجالسشان اين منحرفين، اينهائي كه از اسلام هيچ اطّلاعي ندارند، اينهايي كه مخالف با اسلام هستند، در مجلسشان گفتند كه اين مجلس خبرگان بايد منحل بشود و ديگران هم دست زدند[19] و برای آن تظاهر كردند. اينها از مجلس خبرگان مي ترسند برای اينكه علمای مجلس خبرگان مي خواهند ولايت فقيه را اثبات كنند و میخواهند آن چيزي را كه خداي تبارك و تعالي فرموده است تصويب كنند و اينها ازآن مي ترسند. اينها خيال مي كنند كه اگر چنانچه ولايت فقيه پيش بيايد، قضية قُلدري و ديكتاتوري پيش مي آيد، در صورتي كه در اسلام اين حرف ها نيست. اينكه مي گويند كه ديكتاتوري پيش مي آيد، برای این نیست كه نمی دانند که اينطور نيست، بلکه اينها از اسلام متنفّرند.

– بيانات حضرت امام در اين رابطه

امام در بيست و چهارم خرداد سال 1360 بياناتي در رابطه با اين جريان دارند[20] كه جالب توجّه است:

آن قضية رفراندوم و قبل از آن طرح انحلال مجلس خبرگان، كه در زمان دولت موقّت طرح شد و بعد هم معلوم شد كه اساسش از عباس امیرانتظام بود و آن مسائل.

آن وقت اين آقايان، آقاي بازرگان و رفقايش آمدند پيش ما و گفتند خيال داريم كه اين مجلس را منحل كنيم. من گفتم: شما اصلاً چكاره‌ايد كه مي‌خواهيد اين كار را بكنيد؟ پا شويد و برويد سراغ كارتان. وقتي ديدند مسئله محكم است، كنار رفتند.

مسئلة انحلال خبرگان روي اين زمينه بود …… كه ديدند مجلس خبرگان يك مجلس اسلامي شد. يك مجلسي شد كه اكثريّتش از علما هستند. اين ها از علماي خوب مي‌ترسند. علما اگر قانون بنويسند يك قانوني مي‌نويسند كه با مزاج غرب و شرق سازش ندارد

…. از اين جهت آن ها اين آقايان را كه مع‌الوصف عليرغم اينكه در مسائل سياسي بوده‌اند، وسوسه كردند و وادار كردند.

مقايسة بيانات امام و اعضاي شوراي انقلاب كه در آن شب در جلسة هيأت دولت حضور داشته‌اند، با بيانات طرّاحان توطئة انحلال، نشانگر بي‌صداقتي كامل افراد شركت كننده در طرح توطئه انحلال بوده است و اينكه آنان با دروغ پردازي و پنهان كاري هيچگاه آنچه را كه در نظر داشته‌اند، انجام دهند، با افكار عمومي و مردم در ميان نگذاشته‌اند.

مهمّ ترين نكته‌اي را كه آن ها در بيانات و توجيهات خود سعي در پنهان داشتن آن داشته‌اند اين نكته بوده است كه آنان در هيأت دولت، قرار گذاشته بودند كه در صورت عدم پذيرش انحلال مجلس خبرگان توسط امام، دسته جمعي استعفا بدهند و به دنبال آن عوامل و ايادي مرتبط با آنان شورش هاي متعدّدي در كشور بر پا مي كردند و به اين صورت فكر مي كردند كه امام مجبور به پذيرش انحلال مجلس خبرگان و نيز باز گرداندن دولت موقّت بازرگان خواهند شد.

امّا علّت اينكه برنامه هاي بعدي خود را ادامه نداده اند، برخورد قاطع امام با آنان در بعد از ظهر 29 مهر 1357در ملاقات مهندس بازرگان و چهار تن از وزرا كه به قم رفته تا موضوع انحلال مجلس خبرگان را از ايشان درخواست نمايند و يا در صورت عدم پذيرش انحلال، استعفاي دسته جمعي اعضاء  هيأت دولت به خدمت امام اعلام كنند، بوده است[21].

امام با شنيدن جريان با قاطعيّت با آنان برخورد مي نمايند و در برابر تهديد آنان به استعفاي دسته جمعي، با بي تفاوتي برخورد و بيان ميدارند كه اگر مي خواهيد استعفا بدهيد، برويد بدهيد. مجلس خبرگان به هيچ وجه منحل نخواهد شد. ظاهراً آنان آنچنان در قضیّة انحلال مجلس خبرگان اصرار داشته اند که  موضوع بردن شاه به آمریکا را نیز به اطّلاع امام نمیرسانند.

امام در تاريخ سه شنبه 1 آبان 1358 يعني تنها دو روز[22] پس از جلسه با مهندس مهدي بازرگان و چهار تن از اعضاي دولت او بيان داشتند[23]:

…. در گوشه و كنار مملكت نطق ها مي‌شود و قلم ها به كار افتاده است و هركس هرچه به نظرش مي‌آيد مي‌نويسد و مي‌خواهد به يك ملّت سي و چند ميليوني تحميل نمايد.

همين آقاياني كه فرياد مي‌زنند كه بايد دموكراسي باشد، بايد آزادي باشد، همين آقايان مي‌نشينند دور هم و پيش خودشان يك چيزي مي‌گويند و مي‌خواهند به يك ملّت سي و چند ميليوني تحميل كنند. مثلاً مجلس خبرگان با اكثريّت ملّت رفته و مشغول كار است، حالا مي‌بينيم كه يك دستة‌ چند نفري دور هم جمع مي‌شوند و مي‌گويند مجلس خبرگان بايد منحل بشود. من نمي‌دانم اين آقايان چكاره‌اند كه مي‌گويند بايد منحل بشود؟ براي چه منحل بشود؟ براي اينكه اين آقايان (اكثر اعضاي مجلس خبرگان) اهل علم هستند و به اسلام عقيده دارند و احكام اسلام را دارند جمع مي‌كنند. چون گفتند كه بايد ولايت فقيه و نظارت فقيه باشد؟! اين ها از نظارت فقيه در امور مي‌ترسند. مي‌گويند فقيه قدرتمند مي‌شود و وقتي فقيه قدرتمند شد، هرج و مرج مي‌شود. لكن مضايقه ندارند كه مثلاً يك قدرتي دست نخست وزير و يا رئيس‌جمهور باشد. لكن معمّم نباشد. غربي باشد. هرچه مي‌خواهد باشد.

يك اقليّت ده نفر، صد نفر، هزار نفري مي‌تواند بگويد: ملّت به جمهوري اسلامي رأی داده است. لكن بنظر ما بايد جمهوري باشد. امّا نه اسلامي؟ اين« بايد» يعني چه؟ اين صد نفر، هزار نفر چكاره‌اند كه در مقابل يك ملّت « بايد» مي‌گويند؟!

…. اگر صد مرتبه انتخابات بشود مردم علمايشان را انتخاب مي‌كنند.

…. شماها بايد عزا بگيريد، زيرا نه در مجلس (خبرگان) خيلي راه داريد و نه در مجلس مؤسّسان (اگر تشكيل بشود) خيلي راه داريد و نه در جاهاي ديگر.

…. مردم مطّلعند كه چه مي‌خواهند. اگر ولايت فقيه را كه فقيه جامع‌الشّرايط، است كه خداوند تبارك و تعالي براي نظارت در امور و تعيين مراكز قدرت مشخّص كرده است را به رفراندوم بگذارند، همان رأی را مي‌آورد كه جمهوري اسلامي در رفراندوم آورد. مردم آن چيزي را كه پيامبر خدا فرموده مي‌خواهند.

اينان بي‌خود دست و پا مي‌كنند. بايد به مسير ملّت بيايند.

– هیأت دولت تجانس و هماهنگی ندارند، استعفا میدهم

متن استعفا نامة دکتر کاظم سامی وزیر بهداری دولت موقّت که در تاریخ بیست و پنجم مهر نوشته شده و برای امام و مهندس بازرگان ارسال گردیده است، در روز هفتم آبان 58 همزمان با پذیرش استعفای او از جانب مهندس بازرگان، منتشر میشود. او دلائل استعفای خود را چنین بیان کرده است[24]:

– عدم تجانس در هیأت وزیران و تمایلات گروهی و  فرقه ای و دسته بندی برای کسب قدرت بیشتر

– عدم وجود یک سیاست واحد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای ساختن یک جامعة انقلابی اسلامی

– عدم هماهنگی در برنامه های وزارتخانه ها و در کل با اهداف انقلاب

– عدم اعتماد برای ادامة خدمت در آینده و در نتیجه عدم امکان برنامه ریزی های لازم و مدّت دار

– عدم همکاری و وجود سانسور درسیستم ارتباط جمعی، به ویژه در رادیو و تلویزیون در معرفی دستاوردهای انقلاب و  زمینه سازی فرهنگی و انقلابی که امکان عمل انقلابی را از بین میبرد.

حوادث روز عید قربان، مصادف با دهم آبان

1- اوّلین حادثه

136 نفر از نیروهای ارتش به دست عوامل آمریکا،  شهید و مجروح میگردند

در تهاجم ناگهانی و ناجوانمردانة نیروهای ضد انقلاب به ستون نیروهای ارتشی در درون شهر بانه در روز دهم آبان مصادف با عید قربان، بیش از40 نفر از ارتشيان غيور به شهات رسیدند و 70 نفر نیز مجروح  گردیدند. از سرنوشت 60  تن دیگر از  آنان نیز خبری در دست نیست. این نیروها پس از پایان مأموریّت از سردشت به بانه آمده بودند و عازم تهران بودند. مهاجمین در میان مردم موضع گرفته بودند و  نیروهای این ستون برای جلو گیری از آسیب رسیدن به مردم از تیر اندازی به سوی آنان خود داری نموده بودند.[25] این جنایت ساعتی پس از بازگشت مردم از مراسم عید قربان در گورستان بانه، اتّفاق افتاد. در همین لحظات که مزدوران آمریکا در داخل ایران دست به این جنایت زدند، مهندس بازرگان همراه با وزیر خارجه اش آمادة ملاقات با برژینسکی در الجزایر میگردید.

2- دوّمین حادثه

سخنان تاریخی امام: با قدرت تمام حملات خود را عليه آمریکا و اسرائيل گسترش دهید

امام خميني در آستانة سيزدة آبان، اوّلین سالگرد شهادت  دانش آموزان در مقابل درب ورودی دانشگاه تهران به دست نیروهای شاه  که به عنوان روز دانش‌آموز برگزیده شده است، پيامی تاریخی و تاریخ ساز صادر می نمایند و از روحانیّون سراسر کشور میخواهند تا با شرکت در راهپیمایی این روز و با حضور در دانشگاههای سراسر کشور توطئة جدایی دو قشر روحانی و دانشگاهی را خنثی نمایند[26]. در این پیام امام فرمودند:

« بر دانش‌آموزان، دانشگاهيان و محصّلين علوم دينيّه است كه با قدرت تمام حملات خود را عليه آمریکا و اسرائيل گسترش داده و آمریکا را وادار به استرداد اين شاه مخلوع جنايتكار نمايند و اين توطئه بزرگ را بار ديگر شدیداً محكوم كنند.»

3- سوّمین حادثه:

برپایی اوّلین نماز عید اضحی بعد از انقلاب

ترمینال خزانه امروز شاهد برگزاری مراسم عید اضحی بود. حدود دو میلیون نفر جمعیّت نماز گزار در حالی که مرتباً تکبیر میگفتند وارد محوطة ترمینال شدند. بصورتی که محوطة وسیع ترمینال و اطراف آن پر از جمعیّت گردید.

4- چهارمین حادثه:

راهپیمایی پس از نماز عید قربان

مردم انقلابی ایران که در سال گذشته هفتاد هزار شهید گرانقدر را قربانی آزادی و استقلال و تشکیل نظام جمهوری اسلامی نموده بودند و نه ماه پس از انقلاب با دلی خونین و قلبی پر درد از جنایات ضد انقلاب و سازشکاری دولت مردان، صبر را پیشه کرده بودند و امام به دليل ضرورت تصويب قانون اساسي و راه افتادن تشكيلات حكومتي، هنوز آنها را براي دفاع از انقلاب فرا نخوانده است، پس از نماز عید قربان، ضمن راهپيمايي و سر دادن شعار مرگ بر آمریکا، دخالت آمریکا در امور ايران و بردن شاه به آمریکا را محكوم و با صدور قطعنامه ای خواستار استرداد او میشوند. بسیاری از راهپیمایان نیز ه سوی لانة جاسوسی حرکت کرده و در مقابل آن تجمّع نموده و به دادن شعار بر علیه آمریکا و  افدام این کشور در بردن شاه به آن کشور نمودند.

در قطعنامه راهپیمایی این روز آمده است:

از ملّت آمریکا می خواهیم که از دولت خود بخواهند قبل از عکس العمل شدید ملّت ما، هر چه زودتر این جنایتکار فراری و سایر عمّال خون آشام رژیم سابق را برای محاکمه به ایران تحویل دهند.

ما خواهان معرّفی هر چه زودتر سانسور گران پیام امام و مسموم کنندگان افکار و تخریبگران اذهان و استعمار گران و منحرفین و زمینه سازان اغتشاش به مردم و دادگاههای انقلاب هستیم.

5- پنجمین حادثه:

بر پایی تظاهرات در سرزمین وحی در میان میلیونها حجّاج جهان اسلام

در مراسم اوّلين حجّ بعد از انقلاب و در روز عید قربان نیز برای اوّلین بار حجّاج انقلابی ایرانی بر اساس رهنمودهای امام در پیام حجّ خود، با فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، به راهپيمائي و تظاهرات پرداخته و از مسلمانان جهان خواستند که دست به دست هم داده و در برابر ابر قدرتهایی که عزّت و کرامت آنان را پایمال مطامع خود نموده اند به پا خیزند. این فداکاری بی نظیر و ایثار آشکار موجب آگاهی حجّاج سایر کشورها و زمینة بیداری آنان را فراهم نمود و جبهة جديدي را بر عليه مستكبران جهانخوار و سلطه گران جهانی  گشود.

در اين راهپيمائي عظيم دهها هزار نفری ندای اعتراض به سلطه گران جهانی از منبر بزرگی که خداوند جهت هدایت و قیام و منفعت مسلمانان در میان آنان بر افراشته، به گوش همة مسلمانان و جهانیان رسانده شد. حجّاج تظاهر کننده در پایان این راهپیمایی تاریخی با صدور قطعنامه اي بر عليه آمریکا دخالت این ابر قدرت در کشور ما و بردن شاه به آمریکا را  محكوم نموده بودند.

اين راهپيمائي بي نظير که اوّلین گام برای بیداری مسلمانان تحت ستم جهان و اوّلین گام برای برپایی حجّ ابراهیمی و رمی شیاطین انس و جن و اوّلین گام برای بیرون راندن سلطه گران از کشورهای اسلامی بود.

6- ششمین حادثه:

شهادت مظلومانة آیت الله قاضی طباطبائی

ساعاتی پس از برگزاری نماز عید قربان و تظاهرات و راه پیمایی عظيم ضد آمریکایی مردم و تجمّع آنان در مقابل لانة جاسوسی و سر دادن ندای مرگ بر آمریکا و ساعاتی پس از صدور پیام ضد آمریکایی امام و در خواست ایشان از طلاب و دانشجویان برای گسترش حمله بر علیه آمریکا و اسرائیل و وادار نمودن آمریکا به استرداد شاه خائن و جنايتكار و ساعاتی پس از راهپیمایی حجّاج در حرم امن الهی که به شدّت بر ابر قدرتهای سلطه گر و مسلّط بر کشور های اسلامی گران آمد. ایادی آمریکا ضربة ديگري بر پیکر انقلاب وارد میکنند و آيت الله قاضي طباطبایی امام جمعة مبارز و انقلابی تبریز که در روزهای گذشته در برابر عناصر آمریکایی حزب خلق مسلمان ایستادگی و مردم را در برابر توطئه های آنان بسیج نموده و مانع اصلی به ثمر نرسیدن توطئة آنان در این شهر بودند را پس از بر پایی نماز مغرب و عشاء و در حال بازگشت به منزل مظلومانه و ناجوانمردانه به شهادت رساندند.

ایادی آمریکا این جنایت را در شامگاه روز عید قربان در پاسخ به مواضع ضد آمریکایی امام و به انتقام تهاجمات امام و امّت مسلمان ایران در ده روز گذشته بر ضد آمریکا و اعتراض آنان بر علیه دخالتهای این ابر قدرت در امور داخلی کشور و اعتراض آنان به بردن شاه به آمریکا و اعتراض به تلاشهای آمریکا و مزدوران داخلی اش برای جلو گیری از استقرار انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، مرتكب شده بودند.

ارتباط ميان آمریکا و ضد انقلاب ایرانی واضح تر از اين نمي شود. خدمت نمودن آشکار به دشمنان ملّت مسلمان و انقلابی ایران و علنی شدن ارتباط با بیگانگان بخصوص آمریکا و رسوا شدن همیشگی نیز موجب شرم و حیای ضد انقلاب نمی گردد و علّت آن نیز این خیال خام است که فکر میکنند که انقلاب به بن بست کامل رسیده است و آنان دارند آخرین گامها به سمت پیروزی را بر میدارند و چون بیست و هشتم مرداد 32 آمریکا به زودی به ایران باز خواهد گشت و اینان نیز به مطامع حقّیرانة خود خواهند رسید و از غارت منابع کشور بخصوص نفت، دوباره سهمی نصیب آنان خواهد شد و لذا با جمع آوری تمام توان خود  به تهاجم سنگينی در تمام جبهه ها  بر علیه انقلاب اسلامی دست زده اند و به همین دلیل لازم نمی بینند که حتّی ساده ترین اصول استتار و پنهان کاری را نیز رعایت نمایند.

7- هفتمین حادثه:

ملاقات رئیس دولت موقّت و وزیر خارجة او با برژینسکی مشاور رئیس جمهور آمریکا در امور امنیّتی

در حالی که سراسر کشور تظاهرات ضد آمريكايي به راه افتاده و همه با فریادهای مرگ بر شاه و مرگ بر آمریکا خواستار باز گرداندن شاه به ايران هستند و ملّت ايران چون آتش فشاني كه بر عليه ظلم ها و ستم ها و  غارتگري هاي سلطه گران آمريكايي به فوران در آمده است، خط ديگري در جامعة انقلابي ما، گام به گام به سمت و سوي آمريكا  در حال حركت بود و در حالی که مردم ايران كه با خون خود و با دست خالي شاه را و اربابانش را از ايران بيرون كرده بودند، آنان به دنبال مذاكره و سازش و طلب كمك از آمريكا و جستن راه حلی برای حلّ مشکلات انقلاب اسلامی با کمک آنان بر آمده بودند و در حالی که آمریکا داشت توطئه های گوناگون را توسط عوامل داخلی اش بخصوص عوامل نفوذی خود در دولت موقّت، به هم گره میزد تا آخرین قدمها را برای بازگشت به ایران بردارد، اينان نه تنها هنوز بيدار نشده  بودند بلکه در فکر انجام توطئه بر علیه امام و انقلاب[27] و مذاکره با آمریکا كه داشت به آهستگي و در زير ساية سياست گام به گام دولت موقّت و توطئه هاي ضد انقلاب وابسته و وجود عناصر سازشكار و فرصت طلب و وابسته و عناصر نفوذی، باز مي گشت تا سلطة جهنمي خود را مجدّداً بر سرزمين مقدّس شهيدان بگستراند، برآمده بودند.

دولتمردان كشور پس از گذشت نه ماه از پیروزی انقلاب اسلامی در حال و هوای  مرداد ماه سال 32 و آنچه رهبرشان در آن ماه در آن سال انجام داد و مجلس کشور را با یک رفراندوم تقلبی منحل و در فکر سازش و در فکر مذاکره با آمریکا بودند، اینان نیز به فکر انحلال مجلس خبرگان و مذاکره با آمریکا بر آمده بودند و ناگهان اعلام می شود كه در بعد از ظهر همین روز در حالی که ساعتی از رسیدن هیأت ایرانی به الجزیره نگذشته است، رئيس دولت و وزير خارجه اش، برژینسكي مشاور امنيّتي كارتر رئیس جمهور آمریکا را در محل استقرار خود پذیرفته و به مذاکره با او پرداخته اند.

رئيس دولت موقّت که همراه وزير خارجه و چند تن از وزرا جهت شركت درجشن سالگرد استقلال الجزاير روز قبل به این کشور سفر کرده است  همراه با وزیر خارجة دولت موقّت، دکتر ابراهیم یزدی با « برژینسكي» مشاور امنيّت ملّی كارتر رئیس جمهور آمریکا[28]در یک جلسة یک و نیم ساعته[29] به مذاکره میپردازد. مذاکره مهندس بازرگان با برژینسکی قبل از ملاقات با رئیس جمهور الجزایر بوده است[30]. این خبر در میان اعجاب مردم انقلابی ایران با سرعت توسط خبر گزاریها به همة جهان مخابره میگردد[31].

این ملاقات برای مهندس بازرگان و دولت او بسیار گران تمام میشود. همانگونه که مصاحبة ایشان با اوریانا فالاچی و بیان این موضوع که « من از اوّل با انقلاب موافق نبودم و خواستار سیاست گام به گام بودم و اینک نیز به همان سیاست اعتقاد دارم و آن را از سیاست امام بهتر میدانم.» برای ایشان و همفکرانش بسیار گران تمام شد، اگر چه دفتر ایشان پس از انتشار مصاحبه، آن را مخدوش و بر گرفته از مصاحبه ها و کتابهای مهندس بازرگان و برداشتهای اوریانا فالاچی اعلام نمودند، امّا این مصاحبه لبة تیز حملة همة جناحهای انقلاب را به سوی آنان گرداند و به خوبی برای همه مشخّص شد که در حالی که ملّت ايران چون آتش فشاني بر عليه ظلم ها و ستم ها و  غارتگري هاي سلطه گران آمريكايي به فوران در آمده، خط ديگري در جامعة انقلابي ما، گام به گام به سمت و سوي آمريكا در حال حركت است و درحاليكه مردم ايران كه با خون خود و با دست خالي شاه را و اربابانش را از ايران بيرون كرده اند، آنان به دنبال مذاكره و سازش با آمريكا و طلب كمك از او كه داشت به آهستگي و در زير سايه سياست گام به گام دولت موقّت و توطئه هاي ضد انقلاب وابسته و وجود عناصر سازشكار و فرصت طلب و وابسته باز مي گشت تا سلطة جهنمي خود را مجدّداً بر سرزين مقدّس شهيدان بگستراند، برآمده بودند.

مذاكره رئيس دولت موقّت و وزير خارجة او با برژينسكي، مشاور امنيّت ملّی كارتر در الجزاير آنچنان مردم انقلابي و مسلمان ايران را به خروش آورد و آنچنان برای دو طرف مذاکره کوبنده بود كه پيروان خط سازش و طرف هاي آمريكائي آنها به دليل آثار و عواقب آن، هيچكدام  مسئوليّت پيشنهاد شروع آن را نپذيرفتند و برگردن طرف مقابل انداختند.

مهندس بازرگان و دکتر یزدی در بارة این ملاقات چه گفته اند؟

برای روشن تر شدن موضوع نظرات هر دو آورده میشود:

– مهندس بازرگان در این رابطه در مصاحبه ای با خبر گزاری پاریس بیان داشته است[32]:

سه شنبة گذشته یعنی دو روز قبل از عزیمت من  به الجزایر[33] کاردار سفارت آمریکا در تهران به من اطّلاع داد که برژینسکی مایل است هنگام اقامت من در الجزایر، ملاقات و مذاکره انجام دهد و امروز این دیدار انجام شد.

از حجّت الاسلام سیّد احمد خمینی در یک مصاحبة مطبوعاتی[34] در مورد ملاقات مهندس بازرگان با برژینسکی سؤال شد. ایشان گفتند:

امام ابداً از ملاقات آقای بازرگان با برژینسکی اطّلاع نداشتند. حتّی دکتر یزدی پس از مراجعت از سفر نیز جریان را به اطّلاع امام نرساند. من در آن ملاقات[ قبل از سفر] حضور داشتم. دکتر یزدی فقط راجع به کسالت شاه مخلوع مطالبی معروض داشت و در بارة ملاقات بازرگان با برژینسکی صحبتی به میان نیامد.

در مورد هدف هیئت بلند پایة سیاسی ایران به الجزایر سؤال شد. ایشان بیان داشتند:

آنچه مسلّم است امام اطّلاع داشتند که آقای نخست وزیر برای شرکت در جشن سالگرد آغاز انقلاب الجزایر به این کشور دعوت شده و آقای بازرگان به الجزایر رفت. امام بیش از این چیزی نمیدانستند. امام از ملاقات با برژینسکی مطّلع نبودند.

غافلگیری وزیر خارجه و تناقض گویی و درست ناگویی و نادرست گویی او

دکتر ابراهیم یزدی نیز که به تازگی از الجزایر بازگشته است و از مخالفت گستردة در کشور با ملاقات رئیس و وزیر خارجة دولت موقّت با برژینسکی مطّلع و کاملاً غافلگیر شده است، با عجله مطالبی کاملاً متناقض با مهندس بازرگان را بیان میدارد و موجب رسوائی بیشتر خود و دوستانش میگردد.

ایشان در پاسخ به سؤال خبر نگاری که پرسیده بود که آیا قبل از سفر موضوع ملاقات با برژینسکی با امام مطرح شده بود یا نه بیان داشت[35]:

اینکه چه کسانی به الجزایر می آمدند به درستی نمی دانستیم ! بنا براین کلّیات مسائل و گفتگوهای احتمالی که ممکن بود پیش بیاید را خدمت ایشان[ حضرت امام] مطرح کردیم. تصوّر می کنم آنچه را که در مورد استرداد شاه انجام داده بودیم و آنچه را که در مد نظر داشتیم[ برای استرداد شاه] انجام دهیم، امام تأیید کردند.( البته ایشان بیان نکرده اند که آنچه را که باید به امام میگفته اند، نگفته اند!)

دکتر ابراهیم یزدی در تاریخ 27 شهریور59 در جلسة مجلس شورای اسلامی که نمایندگان پیرامون گروگانها مذاکره داشته اند، متناقض با مطالب بیان شده توسط مهندس بازرگان مجدّداً جریان را اینگونه شرح داده است[36]:

« شما به وزیر خارجه اتان اعتراض میکنید که چرا با یک دیپلمات خارجی ملاقات کرده…. آنهم ما ملاقات نکردیم[37]. او[ برژینسکی] عیناً مثل شِمر ابن ذی الجوشن که شب عاشورا به دیدن ابو الفضل رفت به دیدن آقای مهندس بازرگان آمد. مهندس بازرگان هم گفتند چه کنیم او را بپذیریم یا نپذیریم؟»

امّا ایشان دقّت نکرده است که مهندس بازرگان بیان داشته است که دو روز قبل از سفر به الجزایر کاردار سفارت آمریکا در ایران از ایشان چنین در خواستی[38] را نموده است! و دکتر یزدی نیز از این جریان مطّلع بوده است!

دو روز قبل از سفر، کاردار سفارت آمریکا از آنها[39] در خواست مذاکره با برژینسکی در الجزایر را نموده است و ایشان بعد از این تاریخ و قبل از سفر به الجزایر آنهم نه همراه با مهندس بازرگان، بلکه بدون ایشان، به ملاقات امام میرود و متأسّفانه لازم نمی بیند که امام را از جریان ملاقات با مشاور امنیّتی رئیس جمهور آمریکا در الجزایر مطّلع نماید. این موضوع علیرغم این است که مهندس بازرگان نیز به ایشان توصیه کرده است که از امام در رابطه با ارتباط با آمریکا استفسار نماید و این نیز در حالی است که جوّ عمومی کشور به شدّت ضد آمریکایی  شده بود و حضرت امام نیز به دلیل بردن شاه به آمریکا به  شدّت به این کشور حمله نموده اند.

طراحان توطئة انحلال مجلس خبرگان بخصوص عباس امیر انتظام  همواره مهندس بازرگان را متّهم به عدم قاطعیّت نموده اند و دلیل آن را این موضوع میدانسته اند که ایشان در جریان انحلال مجلس خبرگان جرأت نکرده است که در برابر امام ایستادگی نماید و مصوّبة هیئت دولت در رابطه با انحلال این مجلس را قبل از گزارش به امام در رسانه ها اعلام دارد و اجازه خواستن مهندس بازرگان از امام را موجب عقیم ماندن آن توطئه میدانند.

احتمالاً همین افراد بر اساس توطئه ای از قبل طراحی شده، موجب میگردند مهندس بازرگان در جلسة خداحافظی با امام برای سفر الجزایر شرکت نکند و دکتر ابراهیم یزدی همراه چند تن از وزرا به خدمت امام میرسد و در آنجا با زرنگ بازی خاص خود، از گزارش آنچه قرار بوده است در الجزایر انجام دهند، بخصوص مذاکره با برژینسکی، به خدمت امام خودداری مینماید!

یقیناً او و دوستانش با توجّه به تجربة شکست توطئة انحلال مجلس خبرگان به خاطر در میان گذاشتن موضوع با امام و مخالفت شدید ایشان با آن، به خوبی میدانسته اند که اگر موضوع ملاقات با برژينسكي را با امام در میان بگذارند، امام با آن نیز مخالفت خواهند نمود. لذا   علیرغم اینکه هماهنگیهای این ملاقات به گفتة مهندس بازرگان قبل از سفر انجام شده بود و مهندس بازرگان نیز به گفتة خود از دکتر یزدی خواسته بود جریان ارتباط با آمریکا را با امام در میان بگذارد، از طرح آن در خدمت امام خودداری مینمایند.

هدف دکتر یزدی و دوستانش که این توطئه را  چیده بودند این بوده است که ابتدائاً ملاقات با برژینسکی انجام شود، تا پس از انجام این ملاقات تاریخی! و در نتیجه شکستن قبح مذاکره با آمریکا و عادی کردن آن، امام در برابر عمل انجام شده قرار گیرد.

اعجاب انگیز تر از همة موضوعات این است که هیأت ایرانی در این سفر حامل پیام ضد آمریکایی امام، به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب الجزایر بوده است[40] و از آن یک نوع لجبازی و اعتراض به سیاستهای اعلام شدة رهبری انقلاب اسلامی در رابطه با آمریکا و حملة ایشان به سیاستهای این دولت سلطه گر به خوبی آشکار است.

با اعلام ملاقات رئيس دولت موقّت و وزير خارجه اش دكتر ابراهيم يزدي، در روز دهم آبان با « زبیگنیو برژينسكي» مشاور امنيّت ملّی كارتر، در الجزاير در سالگرد جشن استقلال این کشور، همة مردم بخصوص دانشجويان بیش از گذشته دريافتند كه سازشكاري دولتمردان كشور با آمريكا، نقش بزرگي در جرأت يافتن آمريكا جهت انجام توطئه ها داشته است و دولت موقّت با اين ملاقات، خود را تحت شديدترين انتقادها توسط تمام اقشار ملّت يافت.

دولت موقّت کفش تنگی بر پای انقلاب

امید تمام طرفداران انقلاب با شنیدن خبر ملاقات بازرگان، نخست وزیر ایران با برژینسکی مشاور امنیّت ملّی رئیس جمهور آمریکا، از دولت موقّت قطع شد و امیدی به آنها برای حل مشکلات و مقابله با ضد انقلاب و طرحها و توطئه های آنان  باقی نماند، آنان چون کفش تنگی بودند که به موجب ضرورت انقلاب و عدم شناسایی نیروهای متعهد توسط رهبران انقلاب و تا نوشته شدن قانون اساسی و تشکیل نهادهای رسمی، بر پای انقلاب رفته بودند و بالاجبار باید تحمّل می شدند و با گذشت زمان و رشد انقلاب و گسترش توطئه های گوناگون دشمنان انقلاب و تسامح و تساهل دولتمردان لیبرالِ  پیرو سیاست گام به گام و طرفدار سازش با آمریکا هر روز غیر قابل تحمّل تر میگردیدند و موجب آزار مردم انقلابی و در تنگنا قرار دادن رهبری انقلاب شده بودند و بايد دیر یا زود دور انداخته مي شدند.

آنان حرکت انقلاب را دچار وقفه و بی تحرّکی نموده بودند و امام هم به دلیل شرایط حاکم بر کشور چاره ای جز نگه داشتن و حتّی تأیید آنان نداشتند و کلیّة گروههای ضد انقلاب نیز ر هماهنگی با یکدیگر سعی می کردند این دوران به هم ریختگی و بی قانونی هر چه بیشتر طولانی شود تا  بتوانند از آن جهت بر اندازی نظام اسلامی و شکست انقلاب، سوء استفاده نمایند. اگر چه در اواخر مهر و اوايل آبان در كابينه دولت موقّت نیز اصلاحاتی نیز انجام داده شد تا از فشارهای روز افزون افکار عمومی نسبت به خود بکاهند.

غفلت، بي توجّهي، غير انقلابي بودن، موقعيّت ناشناسي، احساس ضعف و حقّارت در برابر آمریکا بيش از اين امكان نداشت.

در صورت تداوم حاكميّت آنان يقيناً آمریکا به صورت و چهره ای جدید به دنیای سیاست و حاکمیّت ایران باز مي گشت. همانگونه كه در 28 مرداد در دوران حاكميّت اسلافشان، شاه که در پناه انگلیس بود، از ایران خارج شد و به خاطر ضعف و سستی و سردرگمی و عدم قاطعیّت دکتر مصدق در بر خورد با ایادی آمریکا و عدم بسیج مردم برای مقابله با کودتا، به پشتیبانی آمریکا فاتحانه به کشور باز گشت.

چه نیازی به این ارتباط بود؟

حزب جمهوری اسلامی[41] به خاطر ملاقات با برژینسکی درالجزایر دولت را استیضاح می کند:

در روزهایی که رهبر انقلاب شدیدترین حملات را به امپریالیست های جهانخوار به سرکردگی آمریکا آغاز کرده است و در مقطعی از انقلاب خونبارمان که آمریکا و انگلستان و متّحدان پلید شاه بزرگترین توطئه ها را برای خلق ما طرّاحی میکنند و هر روز با دسیسه ای تازه به مصاف انقلاب می آیند …. شما آقای مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقّت انقلاب، در الجزایر با برژینسکی به گفتگو نشستید و ملّت ما نمی داند نیاز این ارتباط در لحظاتی که ما در پی آنیم تا هر گونه ارتباط غیر عادلانه و برده ساز را با جهانخواران بگسلیم، از کجا بر می خیزد؟

یأس از جنود شیطانی است و مقصود از ترورها مأیوس کردن مردم است

امام به دنبال ترور  ترور آیت الله قاضی طباطبائی طی سخنانی بیان می دارند[42]:

منظور از ترور ها مأیوس کردن شماست

اين شياطين كه دارند یأس ايجاد مي كنند، اينها هم از جنود شيطاني هستند

اينهائي كه اسلام مثل استخواني در گلوي آنهاست در صددند اين حقّيقت تحقّق پيدا نکند.

قيام براي خدا، عمل براي خدا، اين هيچ وقت شكست ندارد.


[1]– در حقیقت این قضیه پوششی بوده است که مأموران آمریکایی مرتبط با او  درست کرده بودند تا دوری او از محل خدمت او را توجیه نمایند تا او بتواند مأموریّت اصلی که انجام مقدّمات انحلال مجلس خبرگان بوده است را همراه با دوستان ملّی گرای خود به انجام برساند.

[2] – متقابلاً عدّه ای از اعضای هیأت دولت نیز عضو شورای انقلاب گردیده بودند تا هماهنگی بیشتری بین شورای انقلاب و دولت موقّت بوجود آید.

[3]– علّت جمع آوری امضا قبل از جلسه نیز  ترس از حضور آقایان در هیئت دولت بوده است تا وزیران در جلسه نتوانند با استدلال مخالفین نظر خود را تغییر دهند و گرنه وقتی اکثر اعضای یک جلسه، آنهم در سطح هیئت وزیران با مطلبی موافقت دارند، جمع آوری امضا از بی منطق ترین امور است!

[4] – كدام مطلب محرمانه اي بوده است كه كسي نبايد از آن مطّلع مي شده است؟ جريان انحلال را كه وزرا و معاونين و اعضاي شورای انقلاب مي دانسته اند . امّا ایشان در كتاب آنسوي اتّهام، جلد 2 ص 143 گفته است : « و آقاي مهندس  بازرگان  به من گفتند كه به منزلي كه دوستان در آن جمع بودند تا از تصميم دولت آگاهي پيدا كنند،  بروم  و به ايشان بگويم كه مسئله را با ذكر سوگند فراموش كنند تا امام خميني اظهار نظر نمايند و من هم به منزل دوستمان (انوري) كه دوستان شب قبل در آنجا جمع بودند، رفتم و عين گفته‌هاي آقاي نخست وزير را به آن ها ابلاغ كردم. با ذكر سوگند همة آن ها قول دادند مسئله را فراموش كنند. » و اين همان قضية محرمانه و كليد حل تمام اسرار جلسة انحلال خبرگان است! كه بايد پي گيري شده  و مشخّص گردد رابطة « جلسة هيأت دولت »  و « افرادي كه در خانة انوري  مثل شب‌هاي قبل تجمّع نموده» و « بايد با ذكر سوگند مسئلة را فراموش مي كرده اند» و « آنان نيز با ذكر سوگند مسئلة را فراموش كرده اند» و « رابطة آنان با مهندس بازرگان» چيست؟ و اصولاً اين « مسئله » چه بوده است؟!

[5] – مهندس بازرگان با توجّه به سوابق در اینجا از او خواسته است با توجّه به لو رفتن نقش او در ماجرای انحلال مجلس خبرگان، هرچه زودتر ایران را ترک و به محل خدمت خود باز گردد.

[6] – جریان در خواست ترک سریع ایران نیز  به سوء سابقة امیر انتظام (و حسّاسیتی که نسبت به او در ماجرای خرمشهر و سایر جریانات در میان رهبران انقلاب بخصوص حضرت امام وجود داشته است و به همین دلیل امام و آیت الله طالقانی از مهندس بازرگان خواسته بودند که او را از مناصب داده شده به او عزل نمایند، امّا با مهندس بازرگان لجبازی نموده و نه تنها او را عزل نمینماید بلکه او را به عنوان سفیر ایران به سوئدمی فرستد)، مربوط می شود. در این شب نیز نقش امیر انتظام در قضیّة انحلال مجلس خبرگان روشن میگردد و اعتراضات شدید آقایان روحانی موجود در هیأت دولت موجب میشود که مهندس بازرگان از امیر انتظام بخواهد برای جلو گیری از رسوایی بیشتر سریعاً از ایران خارج شود.

[7] – اين اشتباه و يا دروغ محض است. چون ايشان فرداي آن روز همراه با وزير امور خارجه و نخست وزير با جاسوسان آمريكايي كه خبر بردن شاه  به آمريكا را به آنان داده‌اند، جلسه داشته و در تاريخ 2 آبان طبق اعتراف خود به ملاقات امام رفته است( آنسوی اتّهام، جلد 1 ص 71 ) و تاريخ خروج او از ايران 3 آبان مي‌باشد.

[8] « ناگفته هاي انقلاب 57 » مجموعة گفتگوهاي « روزبه مير ابراهيمي» با « عباس امير انتظام»  پيوست 38  كتاب به نقل از روزنامة هم‌ميهن 24 خرداد 1386

[9]–  اسناد لانه جاسوسی آمریکا، کتاب اوّل، مؤسّسة مطالعات و پژوهشهای سیاسی، بهار 1386ص 580 ، سند شماره 13

[10] همان، ص 581 ، سند شماره 15.  در این تماس جاموتی به او اطّلاع میدهد که یکی از دیگر جاسوسان آمریکایی بنام جورج کیو که در جلسات قبلی ملاقات با امیر انتظام شرکت داشته است و رو ز 27 مهر از ایران خارج شده است( همان ص578 سند شمارة 10)، میخواهد با او که قرار بوده است روز بعد(30 مهر) به استکهلم باز گردد، در استکهلم ملاقات نماید. امّا او اطّلاع میدهد که برنامه سفرش تا 3 آبان به تأخیر افتاده و تا آن تاریخ در تهران خواهد بود و این در حالی است که. این ملاقات آنقدر مهم بوده که آنان به او اطّلاع میدهند که جورج کیو قبل از 3 آبان برای ملاقات او به تهران خواهد آمد، امّا او پاسخ میدهد که ملاقات برای او در تهران قابل قبول نیست!

[11]جمهوری اسلامی، دوشنبه 30 مهرماه ص8

[12]خبرگزاري پارس. متأسّفانه خبر صحیحی از آنچه در این جلسه گذشت و اینکه آنان امام را تهدید به استعفا در صورت عدم موافقت با انحلال مجلس خبرگان نمودند و اینکه آنان امام را از اینکه آمریکائیها قصد دارند شاه را به آمریکا ببرند مطّلع ننموده اند، در اختیار مردم گذاشته نشده است. تحریف وقایع تاریخی و بازی با افکار عمومی توسط این جریان ملی گرای لیبرال منش مسلمان! اعجاب انگیز است.

[13]آنسوي اتّهام، جلد دوّم ،ص 230

[14]– به نقل از از سایت شخصی نعمت آزرم از اعضای جبهة ملّی.  nemat_azarm@hotmail.com جمعه ٧ اسفند   ١٣٨3

[15] – مقصود او از نهادهای موازی نهاد « ولایت فقیه» می باشد.

[16] روزنامه جمهوري اسلامي، 25 اسفند 1359 ص

[17]انقلاب و پیروزی، کارنامه، هاشمی رفسنجانی، عباس بشیری دفتر نشر معارف انقلاب، 1383 ص 357

[18]صحیفة نور ج 10 صفحة 26 تاريخ: 30/7/58

[19] – مقصود رحمت الله مقدّم مراغه ای است که در حالی که عضو مجلس خبرگان بود، در روز 28 مهر ماه در جلسة حزب خلق مسلمان وابسته به شریعتمداری، بر ضد ولایت فقیه سخنرانی و آن را دیکتاتوری توصیف نمود.

[20]صحيفة نور ج 15 ص 5- 2 ،24 خرداد 1360

[21]– دلیل آن این بوده که این استعفا ها همه صوری بوده و هدف آن فشار بر امام برای رسیدن به اهداف خود بوده است.

[22]– ملاقات بازرگان و هيأت دولت موقّت با امام، در روز يكشنبه 29 مهر ماه ساعت  4 بعد از ظهر بوده است.

[23]صحيفة نور، جلد 10 ص 33

[24] اطّلاعات، آبان 58 ص12

[25]جمهوری اسلامی، 12 آبان 58 صص1 و2 و اطّلاعات، 13 آبان، ص2

[26]صحيفة نور ج 10  صفحة 97 تاريخ: 10/8/58  (  این پیام موجب گردید که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام برای اعتراض به بردن شاه به آمریکا، برنامة تسخیر لانة جاسوسی را طراحی نمایند.)

[27]– مثلاً شرکت در توطئة انحلال مجلس خبرگان در آخر مهر ماه و نیز توطئة مذاکره با برژینسکی و عدم اطّلاع به امام قبل از مذاکره، تا بدینوسیله امام را در برابر عمل انجام شده قرار داده و قبح مذاکره با آمریکا آنهم در شرایط که شاه به آمریکا برده شده است، را شکسته و  آن را عادی نمایند.

[28]– متأسّفانه رئیس دولت موقّت نه با همتای خود بلکه با شخص درجه دو کشور دیگری ( مشاور و نه حتّی معاون!) به مذاکره مینشیند! برژینسکی بیان داشته است که پیشنهاد دهندة ملاقات نیز مهندس بازرگان بوده است. اگر چه مهندس بازرگان این موضوع را نفی میکند ولی در هر صورت این سؤال مطرح است که اگر پیشنهاد ملاقات نیز از جانب آمریکا داده شده است، رئیس دولت ایران چگونه به خود قبولانده است که در حالی که شاه را به آمریکا برده اند و جوّ کشور به شدّت ضد آمریکایی شده و امام تهاجم سختی بر ضد آمریکا را آغاز نموده اند، دعوت ملاقات با یک غیر همتای خود را در  این شرایط  بپذیرد!؟

[29]– ا عجاب انگیز این بود که بعداً مشخّص شد که ساعتی قبل از آنکه مهندس بازرگان در  محل اقامت خود با برژینسکی مشغول مذاکره شود ( از ساعت پنج و نیم تا هفت بعد از ظهر به وقت الجزیره ) آیت الله قاضی طباطبائی توسط عوامل آمریکا در ایران به شهادت میرسند! ( ایشان در ساعت 7 شب به وقت تهران پس از بازگشت از نماز عشاء مورد هدف عوامل گروهک فرقان قرار میگیرند. با توجه به تفاوت افق میان الجزیره و تهران  که حدود سه ساعت است، ایشان در ساعت 4 به وقت الجزیره که یک و نیم ساعت قبل از شروع جلسه و ساعتی پس از رسیدن هیئت ایرانی به الجزیره است) به شهادت رسیده اند و ساعتی قبل از آن و لحظاتی پس از پایان راهپیمایی ضد آمریکایی مردم کشور نیز عوامل آمریکا چهل تن از نیروهای ارتشی در بانه را به شهادت رسانده و هفتاد نفر از آنان را مجروح کرده بودند. فَاعتَبروُا یا اوُلوالالباب و الابصار و العُقول! بین «جنایات فوق» و « سستی نشان دادن در برابر آمریکا و مذاکره با این ابرقدرت » که برای منافع خود سه میلیون ویتنامی را قتل عام کرده است و دستش تا مرفق به خون انسانهای بیگناه در سراسر جهان آلوده است، ارتباط ندیدن و سیاست شیرینی و گیوتین آمریکا را درک نکردن نتیجه اش همین است. دکتریزدی در رابطه با دلائل ملاقات با  برژینسکی( یعنی شخصی که طرفدار کشتار مردم در دوران انقلاب و حامی کودتای ژنرال هایزر برای به شکست کشاندن انقلاب بوده است) بیان کرده است: «  این تماس در جهت تفهیم کردن مواضع انقلابی ایران به برژینسکی بوده است! » دکتر یزدی در جلسة مجلس شورای اسلامی در سال 59 در حالی که نمایندگی مردم تهران را در اختیار داشت، در جلسة 27 شهریور در پاسخ به یکی از منتقدین چنین گفت:  فقط حق دارید بپرسید که در این گفتگو چه گفته و چه شنیده ایم. یعنی ماهیّت گفتگو مهم است. نه اصل گفتگو. . (بیست و پنج سال در ایران چه گذشت، از بازرگان تا خاتمی، جلد اوّل، داود علی بابائی، انتشارات امید فردا، چاپ دوّم، 1384 ص 269).

[30]–  جمهوری اسلامی، 12 ابان 58 ص 12

[31]– این ملاقات برای همین از جانب آمریکا پذیرفته و یا ابتدائاً توسط آنان برنامه ریزی شده بود تا به همة مردم مظلوم جهان که با انقلاب اسلامی امید مقابله با آمریکا و پیروزی  در این تقابل در دلشان زنده شده بود، سازش ناچار و محتوم با آمریکا در نهایت را نشان دهند و قبح سازش با ابرقدرت جنایتکاری که با حمایت از جنایات شاه دستش به خون هفتاد هزار شهید انقلاب اسلامی آغشته شده بود را بشکند. امری که در ملاقات « عباس عبدی» و« باری روزن» توسط خط جدید سازش با آمریکا و نئولیبرالهای تازه به دوران رسیده و در هماهنگی با لیبرالهای سنّتی، طراحی شده بود و متأسّفانه به دلیل شرایط دهة هفتاد، تأثیرات سوء بیشتری در داخل و خارج نسبت به ملاقات « بازرگان» و « برژینسکی» داشت و این بار حیثیّت و آبروی دانشجویان  پیرو خط امام ملعبة دست نسل جدید سازشکاران قرار گرفت و با شکستن قبح ملاقات و مذاکره با آمریکا زمینة اهداف بعدی  و به سازش کشاندن انقلاب اسلامی فراهم گردید و به خاطر اینکه دانشجویان خط امام به پشیمانی از اقدام خود در تسخیر لانة جاسوسی و پشیمانی از اتّخاذ خط امام متّهم شده بودند،  اسطورة بلندی که آنان آفریده بودند را در ذهن بسیاری از مردم انقلابی کشور و نیز مردم بیدار جهان شکست و بر باد داد. اگر چه با موضع گیری رهبری معظم انقلاب و پیروزی حزب الله بر اسرائیل و آمریکا در لبنان و فرار مفتضخانة اسرائیل در سال 2000 از جنوب لبنان و  در سالهای بعد، شکست اسرائیل و حامیان جهانی آن در جنگ 33 روزه در سال 2006 و نیز در جریان جنگ 22 روزة غزّه در سال 2008 آبروی  خط سازش، چه لیبرالهای سنّتی و چه نئولیبرالهای ظاهراً اصلاح طلب سازشکار با آمریکا، چه در ایران و چه در جهان اسلام بر باد رفت و مقاومت و ایستادگی در برابر جنایتکاران مستکبر جهان و بخصوص اقدام دانشجویان خط امام درخشانتر از هر زمان راهنمای مردم ایران و ملل  مستضعف جهان گردید و حیثیّت سازشکاران را بر باد داد.

[32]در تکاپوی آزادی، قسمت دوّم ، حسن یوسفی اشکوری، انتشارات قلم 1379 ص 210

[33]– سفر در روز چهار شنبه بوده است.

[34]غائلة چهاردهم اسفند 1359، ظهور و سقوط ضد انقلاب، دادگستری جمهوری اسلامی، 1364 ص 216

[35] اطّلاعات، 15 ابان 58 ص2

[36]در تکاپوی آزادی، قسمت دوّم، حسن یوسفی اشکوری، انتشارات قلم، 1379 ص213

[37]–  چرا ملاقات را پذیرفتید؟!

[38] – مهندس بازرگان در این رابطه چنین بیان داشته است: آقای دکتر یزدی اطّلاع داشت و من هم به ایشان گفته بودم که در آن جشن استقلال ترکیه که نهار مهمان بودیم کاردار[ کاردار آمریکا در ایران. در این تاریخ آمریکا در ایران سفیر نداشت] اطّلاع داد: « شما که میروید الجزایر آقای برژینسکی هم آنجا می آید، بنابراین احتمال دارد به ملاقات شما بیاید.» این را آقای دکتر یزدی میدانست و بعد از ایشان خواهش کردم که مخصوصاً شب قبل از مسافرت خدمت امام برسیدو در رابطه با مطالب مختلف و از جمله( یک مرتبة دیگر) اینکه روابط ما با آمریکا چگونه  است و چگونه خوب است و ما چه نظری داریم یا ایشان چه فرمایشی دارند صحبت کنید. این صحبت هایی بوده که کردند[ دکتر یزدی در خدمت امام] ولی به هیچ وجه به ایشان[ مطلبی در مخالفت] نگفتند. همانطور که به اشخاص دیگر که ملاقات کردیم[ مقصود نمایندگان سایر دول] چیزی نگفتند. (بیست و پنج سال در ایران چه گذشت، از بازرگان تا خاتمی، جلد اوّل، داود علی بابائی، انتشارات امید فردا، چاپ دوّم، 1384 ص 298). امّا ایشان ظاهراً متوجّه نشده اند که دکتر یزدی از آنچه ایشان درخواست نموده اند که خدمت امام بیان دارند، امام را مطّلع ننموده اند. بیانات مرحوم سیّد احمد خمینی که در جلسة دکتر یزدی با امام قبل از سفر به الجزایر حضور داشته اند، در این رابطه بسیار روشنگر است.

[39] – ظاهراً در تمام کشورهای جهان سفیر و کاردار از طریق وزیر امور خارجه آن کشور به چنین کاری اقدام مینماید. بنابراین اوّلین فردی که از این جریا ن مطّلع شده است جناب وزیر خارجة دولت موقّت یعنی آقای دکتر یزدی باید باشد. بنابراین علّت اینکه چرا ایشان این موضوع را کتمان مینماید، باید این باشد که ایشان مطلبی را میخواهند  در پشت آن پنهان سازند.

[40]– گوشه ای از این پیام اینگونه است: سران و نمايندگان كشورهائي كه در الجزاير عزيز جمع شده ايد! بيائيد متّحد شويم و دست جنايتكاران چپ و راست را كه در رأس آن آمريكاست قطع نموده و اسرائيل را از ريشه بركنيم و حقّ مردم فلسطين را به خودشان بسپاريم. ( صحيفه نور ج 10 صفحه 79 تاريخ: 8 /8/58( .

[41]غائلةچهاردهم اسفند 1359 ظهور و سقوط ضد انقلاب، داد گستری جمهوری اسلامی ایران، سال 1364 ص 240 و جمهوری اسلامی، 13 آبان 58ص2

[42]صحیفة نور، ج 10 صفحه 122 تاريخ: 12/8/58

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *