تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)16) پشیمانان و بازی با آبروی دانشجویان پیرو خط امام / بررسی دلایل پشیمانان از انقلاب دوم با تکیه بر سخنان مقام معظم رهبری ، تخطئه‌کنندگان و آدم‌های پشیمان

بررسی دلایل پشیمانان از انقلاب دوم با تکیه بر سخنان مقام معظم رهبری ، تخطئه‌کنندگان و آدم‌های پشیمان

بررسي دلايل پشيمانان از انقلاب دوم با تكيه بر سخنان مقام معظم رهبري ، تخطئه‌كنندگان و آدم‌هاي پشيمان

بررسي دلايل پشيمانان از انقلاب دوم با تكيه بر سخنان مقام معظم رهبري ، تخطئه‌كنندگان و آدم‌هاي پشيمان
بررسي دلايل پشيمانان از انقلاب دوم با تكيه بر سخنان مقام معظم رهبري ، تخطئه‌كنندگان و آدم‌هاي پشيمان

از ميان دانشجويان شركت كننده در تسخير لانه جاسوسي، به ندرت كساني پيدا مي‌شوند كه از اقدام و عملكرد خويش ابراز ندامت و پشيماني كرده و آن عمل را تخطئه مي‌كنند. اين تخطئه كردن‌ها و پشيماني‌ها دلايل خاص خود را دارد و هرگز از عظمت آن كار بزرگ نمي‌كاهد. اساساً عظمت آن كار بزرگ در اين بود كه مورد حمايت حضرت امام (ره) و مردم مسلمان و انقلابي ايران قرار گرفت و به خاطر همين حمايت‌ها بود كه گروگانهاي آمريكايي به مدت 444 روز در اختيار دانشجويان مسلمان پيرو خط امام بودند. بر اساس همين حمايت‌ها بود كه دانشجويان در برابر مخالفت‌هاي ليبرال‌ها، ملي‌گراها، روشنفكران غرب‌گرا و دولت موقت تاب مقاومت پيدا كرده و توانستند با آرامش كامل دست به افشاگري زده و بيش از صد جلد كتاب به عنوان اسناد لانه جاسوسي منتشر نمايند.

بنابراين عظمت آن كار بزرگ به مجموعه اين عوامل برمي‌گردد. به همين دليل اگر افراد اندکی از آن دانشجويان، امروز از كار ديروز خود پشيمان هستند، اين به آن معنا نيست كه آن كار اشتباه بوده است. انسان موجودي تحول‌پذير به شكل مثبت و منفي، درست و يا نادرست است. انسان موجودي است كه روزي در مسير صحيح حركت مي‌كند و ممكن است روزي ديگر به دليل دنياگرايي، هوي و هوس‌ها و عافيت‌طلبي در مسير ديگري به حركت درآيد.

در تاريخ صدر اسلام بودند كساني كه زماني با پيامبر (ص) عليه جبهه باطل جنگيدند، لكن بعد از پيامبر (ص)، به دليل عافيت‌طلبي و قدرت‌طلبي، با هدف تأمين دنياي زودگذر خويش در جبهه باطل قرار گرفته و با حق جنگيدند. در انقلاب اسلامي، كساني بودند كه حضرت امام (ره) را همراهي كردند، لكن پس از پيروزي انقلاب از امام (ره) جدا شده و در مقابل ايشان به مخالفت با حضرت امام و انقلاب اسلامي پرداختند. بنابراين، رويگرداني افرادي از گذشته خود، فقط به خود آنان آسيب مي‌رساند و اين رويگرداني دليل بر غلط بودن آن گذشته نمي‌تواند باشد. از همين روي مقام معظم رهبري، براي كساني از جوانان آن روز كه در تسخير لانه جاسوسي شركت داشتند و اكنون اظهار پشيماني مي‌كنند، اظهار تاسف مي‌نمايند.

*محورهاي بيانات مقام معظم رهبري در آستانه‏ي سالروز سيزده آبان (8/8/87)

اين جلسه به مناسبت سيزده آبان كه در آستانه‏ي آن هستيم، تشكيل شده. و سيزده آبان روز بسيار مهمي است؛ به يك معنا روز دانش‏آموز است، به يك معنا روز دانشجوست، به يك معنا روز استواري ملت ايران در مقابل ترفند استكبار است. دو سه مطلب را من به اين مناسبت به شما عزيزان عرض ميكنم.

*همه مسئولند و جوانان بيشتر

يك مطلب اين است كه شما كه عاشق سربلندي ايران اسلامي هستيد و خود را سرباز اسلام ميدانيد و همين‏طور هم هست، براي ساختن آينده مسئوليت بزرگي بر دوش داريد. اين خصوصيت يك مكتب صادق و حقيقي و واقع‏بين است. همه مسئولند. جوان هم كه در عنفوان شكوفائي استعدادهاست، جزو مسئولان است؛ مسئوليت فقط مال پيران و ميان‏سالان نيست، بلكه ميتوان با يك نگاهي گفت كه جوان مسئوليت سنگين‏تري دارد؛ چرا؟ چون توانائي جوان، شكوفائي جوان، نيروي جوان بيش از ديگران است. جوان بايد در درون خود، در دل خود، در وجدان خود احساس كند كه نسبت به آينده‏ي اين كشور، آينده‏ي اين ملت، آينده‏ي اين تاريخ، مسئوليت دارد. همين احساس مسئوليت بود كه در دوران دفاع مقدس، اكثر جوان‏هاي متعهد را به ميدان دفاع كشاند.

*استفاده از تجربيات دفاع مقدس

من مشتاقم كه جوان‏هاي ما قصه‏ي جنگ تحميلي هشت ساله را بدانند كه چه بود. اين را بارها گفته‏ايم؛ افراد هم گفته‏اند و تشريح كرده‏اند؛ اما يك نگاه كلان به اين هشت سال، با اطلاع از جزئياتي كه وجود داشته است، خيلي براي برنامه‏ريزي آينده‏ي جوان در روزگار ما مهم است. خوشبختانه كتابهاي خوبي هم نوشته شده است. من با اينكه وقت زيادي ندارم، بسياري از كتابهائي را كه در باب مسائل دفاع مقدس هست، نگاه ميكنم؛ براي خود من مفيد است. اين كتابها را بخوانيد، بدانيد، ببينيد؛ شرح حال اين جوان‏هاي برجسته را بشناسيد. تعدادي از اين جوان‏هاي برجسته‏ي ميدان جنگ، همان كساني بودند كه در روز سيزده آبان، آن حماسه‏ي بزرگ را آفريدند، بعد هم رفتند توي ميدان جنگ. بسياري از آن‏ها امروز جزو چهره‏هاي ماندگار واقعي تاريخ ما هستند. احساس مسئوليت، اين است.

*غلبه احساس مسئوليت جوانان ايراني بر حاميان عراق

در جنگ هشت ساله كه در واقع همه‏ي نيروهاي مسلط دنياي آن روز – چه شوروي آن روز، چه آمريكاي آن روز، چه فرانسه‏ي آن روز، چه بلوك شرق اروپائي آن روز، چه كشورهاي مرتجع منطقه – با هم همدست شده بودند و به رژيم بعثي پول و نيرو و اطلاعات و سلاح تزريق ميكردند، در مقابل كشور و ملتي قرار گرفتند كه آنچه داشت، عبارت بود از اراده و ايمان. سلاح نداشت، مهمات نداشت، اطلاعات كافي و وافي نداشت؛ اما ايمان، آن‏ها را مثل پولاد، مثل صخره استوار كرده بود. اين دو جناح متفاوت با هم مواجه شدند و اين جناح بر آن جناح غلبه كرد. يعني نيروي ايمان ملت ايران بر آن نيروي عظيم و گسترده – كه پول و اطلاعات و سلاح و تجهيزات و همه چي در اختيار داشت – غالب و پيروز شد. اين، احساس مسئوليت بود.

*احساس مسئوليت در چه زمينه‌هايي؟

فرداي اين كشور، فرداي اين ملت، به احساس مسئوليت امروز شما نيازمند است. احساس مسئوليت كنيد كه چه بشود؟ كه خود را بسازيد؛ از لحاظ علمي بسازيد، از لحاظ ايمان و تقوا بسازيد، بصيرت خودتان را زياد كنيد، آگاهي‏هاي خودتان را نسبت به امروز و ديروز و فردا افزايش بدهيد. رؤساي جمهور آينده، وزراي آينده، مديران آينده و برجستگان گوناگون بخشهاي مختلف آينده – آن كساني كه طراحند، برنامه‏ريزند، متفكرند، تئوريسين اداره‏ي كشور هستند – از ميان شماها پديد مي‏آيند؛ از ميان شماها برميخيزند. اين مديران و اين برنامه‏ريزان، هم بايد عالم باشند، هم به معناي حقيقي كلمه بايد متدين، پاكدامن و بصير باشند. اين نميشود، مگر اينكه شما از حالا خودتان را آماده كنيد.

*راه ملت ايران به زودي پايان نمي‌پذيرد!

شما فرزندان منيد و آنچه را كه انسان براي فرزند خود دوست ميدارد، او بهترين‏هاست. و اين، بهترين است. بايد خودتان را آماده كنيد. اين راهي كه اين ملت در پيش گرفته است، راهي نيست كه به اين زودي‏ها به پايان برسد؛ راه اعتلاي يك ملت است؛ راه جبران عقب‏افتادگي‏هاي يكي دو قرن اخير است.

*اختلاف ايران و آمريكا بر سر چيست؟

مطلب دوم اين است كه نظام جمهوري اسلامي با دنياي استكبار، با آمريكا، با دولتهاي ديگري از بلوك استكبار، معارضات و اختلافاتي دارد. اختلاف بر سر چيست؟ اين نكته‏ي مهمي است. دعوا سر چيست كه امروز وقتي تحليلگران تحليل ميكنند، ميگويند در مسائل گوناگون دنيا كه آمريكا وارد ميشود، گوشه‏ي چشمي به جمهوري اسلامي و ملت ايران دارد؛ چرا؟ علت چيست؟ ما هم وقتي به مسائل داخلي خودمان نگاه ميكنيم، مي‏بينيم بسياري از مشكلات ملت و كشور ما به طرق مختلف، از ناحيه‏ي تحميل آمريكائي‏هاست؛ چرا؟ علت چيست؟

دعوا بر سر چند مسئله‏ي سياسي نيست. خوب، دو كشور با همديگر سر مسائلي ممكن است اختلاف داشته باشند كه مي‏نشينند با مذاكره اين اختلاف را حل ميكنند؛ مسئله‏ي جمهوري اسلامي و دولت مستكبر آمريكا از اين قبيل نيست. مسئله ريشه‏اي‏تر است. مسئله اين است كه رژيم ايالات متحده‏ي آمريكا از بعد از جنگ جهاني دوم، داعيه‏ي ابرقدرتي مطلق دنيا را داشت. البته آن روز شوروي در مقابلش بود، اما اين مسئله‏ي رقابت بين آمريكا و شوروي آن روز صرفاً رقابت بين دو ابرقدرت نبود. آمريكا ميخواست بر روي تمام منابع حياتي عالم دست بگذارد. عملاً هم منطقه‏ي عظيم و حساسي كه به آن خاورميانه ميگويند و شمال آفريقا و خليج فارس – منطقه‏ي نفت – در پنجه‏ي اقتدار آمريكا بود. نفت، خون حياتبخش تحرك دنياي امروز است. حالا بخش اعظم اين نفت توي اين منطقه است؛ منطقه‏اي كه اسمش خاورميانه است. تسلط بر اينجا مهم است كه آمريكا هم تسلط پيدا كرده بود. در وسط خاورميانه، ايران قرار داشت؛ پايگاه اصلي استكبار. در اطراف ايران كشورهاي مختلفي بودند كه هر كدام به نحوي در اختيار آمريكا بودند. شوروي البته در اين خلال دست‏اندازي‏هائي كرده بود، اما آمريكائي‏ها غلبه داشتند و اين روال بايد ادامه پيدا ميكرد. البته طمع‏ورزي مخصوص اين منطقه و مخصوص نفت هم نبود.

در وسط اين بحبوحه‏ي روزافزوني اقتدار استكباري و در حساسترين نقطه، انقلاب اسلامي در ايران به وجود آمد كه مهمترين شعار اين انقلاب مقابله با ظلم و استكبار بود؛ دفاع از حقوق ملتها بود. انقلاب اسلامي اين نقطه‏ي اصلي يعني ايران را از زير سيطره‏ي آمريكا بيرون كشيد. يك روز آمريكائي‏ها توي همين كشور شما، توي همين تهران شما، توي مناطق مختلف كشور، در همه‏ي نقاط حساس، آدم داشتند؛ در نيروهاي مسلح، در بخشهاي مربوط به ماليه و دارائي، در بخشهاي حساس سياست، در بخشهاي امنيت، عناصر و آدمهاي آن‏ها همه‏كاره بودند. خود شاه مملكت هم كه رئيس همه‏ي دستگاه‏هاي كشور بود و دخالت در همه‏ي امور ميكرد، گوشش به دهان سفير آمريكا و سفير انگليس بود. اگر آن‏ها چيزي ميخواستند و اصرار داشتند، او ناگزير، خواه و ناخواه، اطاعت ميكرد. گاهي هم نميخواست، اما مجبور بود اطاعت كند و اطاعت ميكرد. از يك چنين نقطه‏اي آمريكائي‏ها بيرون رانده شدند. خوب، اين خيلي حادثه‏ي مهمي بود؛ اين زخم كوچكي نبود.

*جايگاه حركت دانشجويان در 13 آبان

بر طبق معمول، دولتهاي استكباري كه از طريق سفارتخانه‏هايشان در داخل كشورها سمپاشي ميكنند، ارتباط برقرار ميكنند، امكانات جاسوسي برقرار ميكنند – كه الان هم ميكنند؛ حركت جوان‏هاي دانشجو به عنوان «دانشجويان مسلمان پيرو خط امام» اين ترفند را هم باطل كرد. آن‏ها رفتند سفارت را گرفتند و اسناد را بيرون كشيدند. الان حدود صد جلد كتاب چاپ شده كه در واقع اسناد است. ببينيد سفارت آمريكا آن روز در ايران چه كار ميكرده، با كي‏ها ارتباط برقرار ميكرده و نقش اين سفارت در طول سالهاي متمادي قبل از انقلاب چه بوده است.

*ويژگي‌ افراد پشيمان از 13 آبان

دانشجويان ما اين حركت بزرگ را انجام دادند. آمريكائي‏ها هنوز دل‏پري خودشان را نسبت به اين حركت پنهان نميكنند. متأسفانه در داخل كشور هم يك عده آدمهاي پشيمان، آدمهاي خسته، آدمهاي هوسي – كه با هوس، حركتي را انجام ميدهند، بعد دنبال زندگي راحت خودشان كه ميگردند، هوسهايشان عوض ميشود – از بين همان جوان‏هاي آن روز، آن كار را تخطئه كردند و تخطئه ميكنند! اما بدانيد، كار بسيار بزرگي بود. همان طور كه امام فرمودند، از انقلاب اول بزرگتر بود؛ چون فرو ريختن هيمنه‏ي سلطه‏ي آمريكائي و استكبار آمريكائي در ايران و در جهان بود.

*عميق‌تر شدن زخم آمريكا در اثر پيشرفت ايران

يك چنين حادثه‏ي بزرگي اتفاق افتاده. اين، زخم كوچكي نيست. قضيه به اينجا هم خاتمه پيدا نكرد. بقاي نظام اسلامي و انقلابي، پيشرفت نظام انقلابي، فتوحات گوناگون نظام انقلابي در عرصه‏هاي مختلف؛ در عرصه‏ي نظامي مثل دفاع مقدس، در عرصه‏هاي علمي و در عرصه‏هاي گوناگون اجتماعي و سياسي روي ملتهاي ديگر، روزبه‏روز اثر گذاشت و ملتهاي ديگر هم – ملتهاي اين منطقه و ملتهاي مسلمان كه دلهايشان پر بود و رهبر نداشتند – وقتي ديدند در ايران چنين حادثه‏اي اتفاق افتاده، كأنّه حكايت دل آن‏ها بود. لذا ملتها به نظام اسلامي، به رهبري اسلامي، رهبري امام (رضوان اللَّه تعالي عليه) و به نظام جمهوري اسلامي دلباخته شدند كه امروز هم همين جور است. امروز هم ملتها در دنياي اسلام – از غرب دنياي اسلام بگيريد، تا شرق دنياي اسلام؛ در همه جا – با چشم اعجاب و تحسين، با حالت غبطه، به ملت ايران و اين حركت نگاه ميكنند. اين‏ها هم زخم آمريكائي‏ها را عميق‏تر ميكرد و اين، انگيزه‏ي آمريكا براي مخالفت با جمهوري اسلامي است.

*آمريكا به دنبال خستگي، پشيماني، تسليم و وابستگي ملت ايران است.

آمريكا ميخواهد نظام جمهوري اسلامي دستهايش را بالا كند و اظهار خستگي كند؛ از كاري كه كرده است، پشيمان شود و در مجموعه‏ي عوامل و مزدوران و دست‏پروردگان و دنباله‏روان نظام طاغوت قرار بگيرد. نظام استكبار اين را ميخواهد. آنچه آمريكا از ملت ايران ميخواهد، اين است كه ملت ايران وابستگي را قبول كند، استقلال به دست آمده‏ي خودش را از دست بدهد و به دست خودش دوباره تسليم قدرت آمريكا شود. آن‏ها از ملت ايران اين را توقع دارند و فشارهائي كه مي‏آورند، براي اين است. براي اين است كه دولتهاي جمهوري اسلامي را خسته كنند، ملت را خسته كنند؛ در بين راه، ملت بگويند ديگر بس است، ما خسته شديم؛ دولتها هم عقب بنشينند، تا آمريكا باز همان شيوه‏اي را كه در گذشته با اين كشور داشته و امروز با بعضي از كشورهاي ديگر دارد، دنبال كند. آن‏ها دنبال وابستگي‏اند.

*مشكل ايران با آمريكا مشكل نيم قرن خياثت آمريكا است

از طرف نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران هم مسئله به همين عمق است. مشكل ملت ايران با آمريكا مشكل كارهاي امروز نيست؛ مشكل پنجاه و چند سال موذيگري و خباثت از سوي آن رژيم نسبت به ملت ايران است؛ از سال 1332 تا امروز. سالها پيش از انقلاب، بخصوص از وقتي نهضت امام (رضوان اللَّه عليه) و نهضت روحانيت شروع شد تا پيروزي انقلاب، آنچه خواستند عليه ملت ايران توطئه كردند، ضربه زدند، خيانت كردند، فشار وارد آوردند و انواع و اقسام شيوه‏هاي مستكبرانه را با اين ملت به كار بردند. بعد از پيروزي انقلاب – الان، سي سال است – هيچ روزي نبوده است كه آمريكا نسبت به ملت ايران نيت خيري داشته باشد؛ از كارهاي گذشته‏ي خودش عذرخواهي بكند؛ صادقانه دست از استكبار و طمع‏ورزي نسبت به ملت ايران بردارد. مسئله‏ي ما با آمريكا اين نيست كه حالا بر سر دو تا موضوع جهاني يا بين‏المللي يا منطقه‏اي با هم اختلاف نظر داريم، برويم بنشينيم با مذاكره حل كنيم. مسئله مثل مسئله‏ي مرگ و زندگي است؛ مسئله‏ي هست و نيست است. ما اهل ستيزه‏گري نيستيم؛ اما اهل حفظ هويت خود، استقلال خود، عزت خود هستيم. هر كسي كه عزت ملت ايران را بخواهد پايمال كند، ملت ايران را تحقير كند، بخواهد دست سلطه را بر اين ملت دراز كند، ملت ايران با غيرت خود، با ايمان خود اين دست را قطع ميكند.

*پايان روياروئي ايران و آمريكا چه خواهد بود؟‌

مطلب سوم و مطلب آخر اين است كه حالا پايان اين روياروئي و مقابله چه خواهد بود؟ اين مهم است. همه‏ي دستگاه‏هاي تبليغاتي غرب و بخصوص آمريكا – دستگاه‏هاي هنري، دستگاه‏هاي مطبوعاتي، دستگاه‏هاي گوناگون تبليغاتي، دستگاه‏هاي به‏ظاهر پژوهشي سياسي يا علمي – تلاش ميكنند اين جور وانمود كنند كه پايان اين راه براي ملت ايران بن‏بست است و آمريكا در راه خود پيش ميرود! اين، دروغ محض است؛ قضيه عكس است. پايان اين راه، بن‏بست براي رژيم طاغوت و رژيم استكبارگر آمريكاست.

دليل واضحش اين است كه اگر قرار بود آن‏ها بتوانند ملت ايران را شكست بدهند، آن روزي ميتوانستند شكست بدهند كه اين ملت نه اين همه جوان داشت، نه اين پيشرفتها را داشت، نه اين تجربه‏ها را داشت، نه در يك نبرد و كارزار عظيمي مثل دفاع مقدس پيروز شده بود، نه در عرصه‏هاي سياسي گوناگون قدرت خودش را نشان داده بود؛ آن روز ميتوانستند – اگر بنا بود بتوانند ملت ايران را شكست بدهند – و آن روز شكست ميدادند؛ نه امروز كه ملت ايران تجربه‏اش بيشتر است، دستش قويتر است، امكانات علمي‏اش بمراتب از آن گذشته پيشرفته‏تر است، توانائي‏هاي نظامي‏اش چندين و چندين برابر آن روزهاست، زبان نافذش در بين ملتها بيشتر از گذشته است و جوان‏هاي بيشتري از آن روز دارد. آن روز ملت ايران در بين جمعيت چهل ميليوني و چهل و پنج ميليوني و بتدريج پنجاه ميليوني‏اش جوان‏ها در اقليت بودند، امروز در جمعيت هفتاد و چند ميليوني ملت ايران، جوان‏ها در اكثريتند. آن روز آمريكا در دنيا آبرويش خيلي بيشتر از امروز بود. امروز آمريكا در دنيا بي‏آبروست. امروز نه فقط ملتهاي مسلمان، حتّي بسياري از ملتهاي غربي از آمريكا روگردانند. بسياري از صاحبنظران در خود كشور آمريكا و خيلي از مردمشان، نسبت به رژيم حاكم بر آن كشور معترضند.

*امروز شعارهاي اساسي آمريكا مفتضح شده است.

امروز شعارهاي اساسي آمريكا كه با او سر ملتها را ميبريدند و ذبح ميكردند و دولتهاي ملي را از اريكه‏ي قدرت به زير ميكشيدند، مفتضح شده؛ مثل شعار حقوق بشر، مثل شعار دموكراسي.

حقوق بشرشان را در زندان‏هاي ابوغريب و گوانتانامو و زندان‏هاي متعدد ديگري از اين قبيل نشان دادند. حقوق بشرشان را در كشتارهاي گوناگون در افغانستان و امروز در پاكستان دارند نشان ميدهند. دموكراسي‏خواهي‏هايشان را هم در فلسطين اشغالي نشان ميدهند؛ يك دولت مردمي – دولت حماس با انتخابات مردم سر كار آمده – سر كار است، با انواع ملعنتها و خباثتها ميخواهند اين دولت را زير فشار قرار بدهند. در عراق دارند نشان ميدهند؛ قرارداد امنيتي‏اي را به‏زور ميخواهند تحميل كنند؛ حالا كه ملت عراق و مسئولين عراق سرشان را بلند كردند، ميگويند ما قبول نداريم، دارند فشار مي‏آورند و تهديد ميكنند؛ درحالي كه اين دولت كنوني عراق با آراء مردم سر كار آمده. دموكراسي يعني چه؟ غير از اين است؟!

*اعتراف صاحبنظران آمريكايي به اينكه ايران دموكراتيك‌ترين

صاحبنظرانشان مكرر در طول اين سالهاي متمادي اعتراف كرده‏اند، تو گزارشهايشان نوشته‏اند كه در خاورميانه دموكرات‏ترين كشورها، جمهوري اسلامي است. انتخابات دارد؛ رئيس جمهور، نمايندگان مجلس، خود رهبري، نمايندگان مجلس خبرگان رهبري با آراء مردم انتخاب ميشوند؛ اين را اعتراف ميكنند. در عين‏حال با جمهوري اسلامي اين جور رفتار ميكنند! اين شعارهاي جمهوري‏خواهي و دموكراسي‏خواهي و حقوق بشر، كهنه‏شده است. حتّي آحاد ملتها هم ديگر اين حرفها را باور ندارند، چه برسد به صاحبنظران و زبدگان.

امروز رئيس جمهور آمريكا تو هر كشوري از كشورهاي دنيا كه وارد ميشود، مردم آن كشورها جمع ميشوند و به او خطاب ميكنند: برگرد به خانه‏ات؛ يانكي! برگرد به خانه‏ات.

*علت نابساماني‌هاي كشور به خاطر عدم ايستادگي در بعضي حوزه‌ها

من به شما عرض كنم: جوان‏هاي عزيز! آينده مال شماست؛ آينده متعلق به ملت ايران است. آينده‏ي ملت ايران، رسيدن به قله‏هاي والاي علم، اقتدار، رفاه و شرف است. اين آينده‏ي حتمي شماست. و اين وعده‏ي الهي است. قرآن به ما وعده داده است، اسلام به ما وعده داده است كه اگر ملتها حركت كنند، ايمان نشان بدهند، غيرت نشان بدهند، خسته نشوند، صبر پيشه كنند، استقامت كنند، حتماً به هدفهاي خودشان خواهند رسيد. ما تا حالا امتحان كرده‏ايم، ايستاده‏ايم، به هدفهاي ميان‏مدت رسيده‏ايم. يك جاهائي هم نابساماني داريم، چون نايستاديم؛ تقصير خود ماست. اين طور نيست كه من نابساماني‏هاي كشور را ندانم؛ نخير، ميدانم. هر جائي كه ما مشكل و نابساماني داريم – اگر بي‏عدالتي است، اگر فقر است – براي خاطر اين است كه ما مسئولين و آحاد مردم، درست براي پيشبرد اين هدفها نايستاديم. اگر مي‏ايستاديم، اينجاها هم درست ميشد. تقصير خود ماست. بايد بايستيم.

*وحدت؛ رمز پيروزي

و شما جوان‏هاي عزيز – تشكلهاي دانشجوئي، دانش‏آموزي، جوان‏ها در خارج از تشكلها – بدانيد: امروز وحدت ملت ايران، وحدت ملت و دولت، اتحاد ميان مسئولان كشور، رمز پيروزي است، كه اين را ميخواهند به هم بزنند. من به شعارهاي جواني و شعار جوان‏ها اعتقاد دارم، اما مراقب باشيد اين شعارها اختلاف ايجاد نكند، خواست دشمن را تأمين نكند؛ در ميدان تنظيم شده‏ي از سوي دشمن بازي نكنيد. اين را مراقب باشيد. همه مراقب باشند؛ سياسيون هم مراقب باشند، مطبوعاتي‏ها هم مراقب باشند، جوان‏ها هم مراقب باشند، خود مسئولين هم مراقب باشند. دشمن طراحي ميكند. تو ميداني كه او درست كرده، بازي نكنيد؛ چون چه ببريد، چه ببازيد، به نفع اوست.

طراحي دشمن ايجاد اختلاف است، ايجاد نااميدي است، به جان هم انداختن فعالان سياسي است، منزوي كردن خط اصيل و ارزشهاي اسلامي است. اين كارها، نقشه‏هاي دشمن است؛ سرگرم كردن جوان‏ها به هوي و هوس و لغويات و غافل كردن آن‏ها از حركت عمومي ملت ايران، به تعطيلي كشاندن مدارس، به تعطيلي كشاندن كلاسهاي دانشجوئي. اين‏ها نقشه‏هاي دشمن است. بايد مراقب بود. بايد در مقابل هر كاري كه به اين نقشه‏ها منتهي ميشود، ايستاد. وحدت را بايد حفظ كرد، اميد را بايد حفظ كرد، تلاش را بايد روزبه‏روز بيشتر كرد و با يكديگر صادق بود و دلها را به هم نزديك كرد و در وظائف گوناگون اجتماعي، بايد پرشور حركت كرد.

*مراقبت از فعاليت‌هاي زودهنگام انتخاباتي

بعضي از افراد از حالا مسائل انتخابات را شروع كردند – با اينكه هنوز خيلي هم مانده، عجله كردند – اين مسائل انتخاباتي خيلي مهم است و اهميتش در نزديك انتخابات، از جهت حضور در عرصه‏ي انتخابات است؛ اما اهميت امروزش از جهت مشغول كردن افراد به يكديگر، گلاويز شدن با هم، بدگوئي كردن از همديگر و منصرف كردن ذهن‏ها از مسائل اصلي است. مراقب باشيد.

«ويژه نامه شيطان بزرگ» در خبرگزاري فارس

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

ملاقاتی که موجب سرازیر شدن اتهام پشیمانی به سوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام گردید.

ابراهیم اصغر زاده: تسخیر 48 ساعته سفارت آمریکا هدف اصلی بود.( لانه جاسوسی بی لانه جاسوسی!)

اصغر زاده: تسخیر 48 ساعته سفارت آمریکا هدف اصلی بود 13/08/1392 تهران – ابراهیم اصغرزاده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *