تیتر خبرها

بهای شرارت، تسخیر سفارت آمریکا در تهران، زمینه‎ها و پیامدهای تسخیر (قسمت دوم)

بهاي شرارت، تسخیر سفارت آمريكا در تهران: زمينه‎ها و پيامدهاي تسخیر
بهاي شرارت، تسخیر سفارت آمريكا در تهران: زمينه‎ها و پيامدهاي تسخیر (قسمت دوم)

بهاي شرارت تسخیر سفارت آمريكا در تهران: زمينه‎ها و پيامدهاي تسخیر (قسمت دوم)

 

زمانه ،آبان 1382 – شماره 14

دكتر بهرام نوازني

 

دخالت در امور داخلي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي

 

كليه گروه‏‎هاي مبارز در ايران براي مبارزه با استبداد شاهنشاهي كه هدف مشترك همه آنها بود، گرداگرد امام خميني قرار گرفته بودند و همگام با او و عموم ملت حركت مي‎كردند، اما به محض پيروزي انقلاب اسلامي، وقتي كه هدف نخست خود را فراهم ديدند، براي نيل به اهداف بعدي خود ـــ كه متفاوت و بلكه متضاد هم بود ـــ به رقابت با يكديگر پرداختند. اين رقابت و درگيري گروه‎هاي انقلابي به مخالفت بنيادين سلطنت‎طلبان و طرفداران رژيم پهلوي كه جبهه ضد انقلاب را تشكيل داده بودند اضافه مي‎شد و وضعيت هرج و مرجي را در كشور پديد آورده بود. به نوشته ابراهيم يزدي، معاون نخست‎وزير دولت موقت در امور انقلاب، همه مخالفان، استراتژي جديدي را براساس يك جنگ سياسي ـــ رواني عليه انقلاب شروع كرده بودند. وي عناصر اصلي مورد استفاده دشمن در اين جنگ را «شايعه‎سازي، شايعه‎پراكني، دروغ‎پردازي، تهمت‎زني و خلاصه ترور شخصيت (و در مواردي ترور شخص) عليه مبارزين سابقه‎دار و شخصيتهاي مورد اعتماد مردم و رهبري» مي‎ناميد كه در نتيجه «اختلافات ميان مسلمين را تشديد و نيروهاي اسلامي را تضعيف» مي‎نمودند.20

 

آمريكا كه منافع خود را با سقوط رژيم پهلوي در خطر مي‎ديد، طرح ورود مجدد به صحنه سياسي ايران و بازسازي روابط استراتژيكي از كف رفته را در دخالت در اين وضعيت اختلاف و گزينش و حمايت از يك گروه ضعيف‎تر كه با اهداف آمريكا همسويي بيشتري نشان مي‎داد، قرار داده بود.

 

آنچه مهم بود، اختلافات مرامي و اجرايي بود كه به‎تدريج در ميان دو گروه مذهبيون به رهبري امام خميني و دمكراتها شامل جبهه ملي و نهضت آزادي ايران به‎نمايندگي مهدي بازرگان ـــ كه با حكم امام خميني به نخست‎وزيري دولت موقت انقلاب اسلامي برگزيده شده بود، بروز كرد و تا سقوط بني‎صدر، نخستين رييس جمهور اسلامي ايران در تاريخ اول تير 1360 / 22 ژوين 1981 ادامه يافت.

 

در كنار اين تنشها و اختلافات، موضوع نحوه و سطح روابط دولت تازه تاسيس جمهوري اسلامي با دولت ايالات متحده آمريكا هم در زمره نخستين تنشهاي مشخص بازرگان و انقلابيون مذهبي قرار داشت. بازرگان معتقد بود كه «مخالف و مبارزه با آمريكا و غربيها فرع بر حمايت آنان از شاه بود و … به‎شرط عدم حمايت آمريكاييها از شاه و عدم دخالت در امور داخلي ما، روابطمان با آنها دوستانه خواهد بود.» 21 در حاليكه انقلابيون مذهبي، آمريكا را شريك جنايتهاي رژيم پهلوي و يك ابرقدرت مداخله‎گر و متجاوز به‎حساب مي‎آوردند و در كنار تاكيد بر استبداد ستيزي، مقابله و تعارض با قدرتهاي استعماري و استكباري جهان را هم وجهه همت خود ساخته بودند.22

 

انقلابيون مذهبي از هرگونه تماس با مقامات آمريكايي پرهيز مي‎كردند و صرف‎نظر از چند مورد انگشت‎شمار تماس قبل از انقلاب (تماس ساليوان با آيت‎الله بهشتي و آيت‎‎الله موسوي اردبيلي) و پس از انقلاب (تماس هنري پركت در سفر به تهران، دو هفته قبل از اشغال سفارت آمريكا در تهران، با امام جمعه تهران و آيت‎الله بهشتي)، هيچ‎گونه تمايلي به مذاكره با آمريكاييان نشان نمي‎دادند؛ ولي در مقابل، بازرگان و همفكرانش در دولت موقت از هر فرصتي براي عادي‎سازي روابط و مذاكره با مقامات آمريكايي استقبال مي‎كردند. آنها آمريكا را خطر جدي و مهمي نمي‎دانستند و حتي شوروي را به خاطر مرزهاي بيش از دو هزار كيلومتريش با ايران خطرناك‎تر از آمريكا مي‎دانستند.

 

كارتر در خاطرات خود دراين باره چنين مي‎نويسد: مهدي بازرگان … و اعضاي كابينه‎اش كه اكثرا تحصيل كرده غرب بودند، با ما همكاري داشتند. آنها از سفارت ما حفاظت مي‎كردند و از ژنرال فيليپ گاست … مراقبت به‎عمل مي‎آوردند تا بدون خطر رفت و آمد كند و براي ما پيامهاي دوستانه‎اي مي‎فرستادند. بازرگان علنا اعلام كرد كه مايل است با آمريكا روابط حسنه‎اي داشته باشد؛ ولي به‎زودي افراطيون طرفدار آيت‎الله خميني بصورت مشكلي بزرگ براي او درآمدند.23

 

به نظر مي‎رسد، با علم به اين سوابق و اطلاعات از گروه‎هاي انقلابي ايران بود كه كارتر يك روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام كرد كه آمريكا آماده همكاري با دولت انقلابي ايران به رياست بازرگان است و اظهار اميدواري كرد كه روابط دوستانه ايران و آمريكا به نفع ملتهاي دو كشور همچنان ادامه يابد.

 

دولت آمريكا 5 روز بعد از پيروزي انقلاب، يعني در 27 بهمن 1357 نيز به طور رسمي اعلام كرد كه روابط ديپلماتيك خود را با تهران حفظ خواهد كرد و رژيم جديد ايران را به رسميت مي‎شناسد24 و با تمايل شديدي كه دولت موقت براي اين روابط اظهار مي‎كرد، اين ارتباط از اوايل تابستان 1358 به‎طور روزافزوني گسترش يافت. كارتر و برژينسكي براي آنكه بتوانند «از افكار و احساسات ضدكمونيستي روحانيون حاكم بر ايران بهره بگيرند… چندين بار به‎طور غيرمستقيم از منافع مشترك خود با ايرانيان سخن گفته و درصدد جلب حكومت جانشين شاه برآمده بودند.25 درواقع، آنچه كه آمريكاييها از آن نگران بودند، چپگرايان مسلح ازجمله حزب توده بودند كه به حمايت شوروي ممكن بود، در ايران قدرت را به‎دست بگيرد.

 

ايالات متحده كه در گذشته از ضعف اطلاعات خود درباره ايران ضربه جبران‎ناپذيري خورده بود، اين‎بار سعي كرد تا به‎طور جدي «عطش خود را براي اطلاعات سيراب كند»26 و در اين راه تماسهاي خود را هم با اعضاي هيات دولت موقت و هم با اقشار مختلف مردم از ضدانقلاب گرفته تا انقلابيون در پستهاي مختلف اداري و نظامي گسترش داد. اسناد لانه جاسوسي درباره اين تماسها به‎وضوح نشان مي‎دهد كه چطور براي بي‎توجهي و يا خارج‎كردن امام خميني از صحنه سياسي كشور، درصدد جذب افراد موثر و مهم دمكراتهاي دولت موقت از جمله بني‎صدر برآمدند و درظاهر به عنوان مشاور اقتصادي يك شركت آمريكايي با حقوق 1000 دلار به همكاري دعوت مي‎شد؛ ولي درواقع رابط سازمان سيا تلاش مي‎كرد تا وي را به استخدام اين سازمان درآورد27 در همين زمينه، كنسولگري آمريكا در تهران ماموريت داشت تا نظاميان و كاركنان سازمان هواپيمايي كشوري را در اولويت دريافت ويزا قراردهد و در ازاي دادن ويزا يا وجه نقد، اطلاعات آنها را درباره تغييرات احتمالي در طرحهاي مقابله با حمله عراق به ايران، آمادگي عملياتي هواپيماهاي اف 14، اف 5 و سي 130، طرح بازگرداندن مستشاران نيروي هوايي ايالات متحده، ناآراميهاي اقليتها در نواحي مرزي ايران از جمله بلوچستان و خريدهاي تسليحاتي ايران از كشورهاي غير از ايالات متحده دريافت و به سازمان سيا انتقال دهد.28

 

به نوشته حسن واعظي سفارت آمريكا در تهران به «ستاد ايجاد بحران در كشور» تبديل شده بود و ماموريت اصلي آن تلاش براي هماهنگ كردن «فعاليتهاي نيروهاي ليبرال و ملي‎گرا» و پيوند دادن «عناصر ليبرال ملي‎گرا با سلطنت‎‎طلبان طرفدار رژيم سابق پهلوي» برضد انقلاب اسلامي بود.29

 

علاوه بر اين اقدامات رسمي ولي پنهاني ايالات متحده و سفارت اين كشور در تهران، گروه‏هاي آمريكايي هوادار رژيم پهلوي هم كه كارتر را به خاطر سقوط شاه مقصر مي‎دانستند، فعاليت شديدي برضد انقلاب اسلامي آغاز كرده بودند. آنها در ذهن خود افكار ضد انقلابي را مي‎پروراندند و از هر شيوه‎اي براي بي‎اعتبار كردن انقلاب اسلامي دريغ نمي‎كردند. آنها ايرانيان را «غيرمتمدن» و رهبران انقلابي را «وحشي و متعصب مذهبي» و خود انقلاب را هم به‎صورت يك «كژراهه كوتاه كه فاقد حمايت مردمي است» نشان مي‎دادند30 اينها سعي مي‎كردند انقلاب اسلامي را تحت تاثير كمونيسم نشان دهند و حتي از امام خميني به عنوان «ملاي سرخ» ياد مي‎كردند و با اشاره به روابط خوب امام خميني با سازمان آزاديبخش فلسطين و دولتهاي يمن جنوبي، ليبي و سوريه بر نقش كاگ‎ب در تماسهاي بين‎المللي انقلاب تاكيد مي‎كردند.31 از اين گروه‏ها مي‎توان به پنج برادران راكفلر اشاره كرد كه از بزرگترين و قدرتمندترين سرمايه‎داران آمريكا بودند. آمريكاييان مقيم ايران به جرم و جنايات و تخلفات بسياري مرتكب مي‎شدند كه موجب آسيبهاي جدي بر روحيات ايرانيان مي‎شد. ازجمله رايج‎ترين اينها، بدمستي، جرم، جنايت و رانندگي در حال مستي بود كه بارها به قتل و جرح و هتك حيثيت بسياري از ايرانيان منجر شده بود و همواره هم با استفاده از قانون مصونيت كارمندان نظامي و غيرنظامي ايالات متحده در ايران از دست مجازات مي‎گريختند.32

 

تلاش ديگر آمريكا طراحي يك كودتاي نظامي در ايران بود كه با اشغال سفارت آمريكا در تهران در مرحله طرح باقي ماند. محسن ميردامادي يكي از طراحان اشغال سفارت آمريكا در تهران دراين‎باره مي‎نويسد: «در يك مورد برنامه‎ريزي براي كودتا شده بود كه در آن برنامه هم، كدهايي كه به نظاميان براي انجام عمليات مي‎دادند، از صداي آمريكا پخش مي‎شد و كودتاچيها را هدايت مي‎كردند.»33

 

علاوه بر اين موارد دخالت پنهاني مي‎توان به بازداشتهاي انقلابي پس از انقلاب اسلامي اشاره كرد كه موجب دخالت آشكار ايالات متحده در امور داخلي ايران شد و دو كشور را به رويارويي با يكديگر كشاند. اين موضوع از همان روز پيروزي انقلاب اسلامي شروع شده بود و تنها پس از گذشت دو روز با محاكمه و اعدام سران و سركردگان رژيم پهلوي از جمله هويدا، نخست وزير اسبق و نصيري، رييس اسبق ساواك كه در كشتار، سركوب، فساد و نابسامانيهاي آن رژيم دخالت موثر داشتند، به‎شدت ادامه يافت.

 

به‎همين خاطر دو تن از اعضاي سناي آمريكا به‎نامهاي جاكوب جاويتس و هنري جكسون كه از طرفداران پروپاقرص رژيم پهلوي بودند، در 27 ارديبهشت 1358 / 17 مه 1979 قطعنامه‎اي را از تصويب سناي آمريكا گذراندند كه ايران را به خاطر اين اعدامهاي انقلابي، با لحن شديدي محكوم مي‎كرد.

 

قطعنامه سناي آمريكا گرچه هيچ‎گونه ضمانت اجرايي نداشت؛ ولي از نظر دولت و مردم ايران نشانه موضع خصمانه ايالات متحده در مقابل انقلاب اسلامي و تلاش اين كشور براي انزواي انقلاب اسلامي تلقي شد و موجب گرديد تا نه تنها ملاقات چارلز ناس با امام خميني لغو گردد؛‌ بلكه پذيرش والتر كاتلر نيز كه به عنوان سفير آماده سفر به تهران بود، رد گردد. از نظر انقلابيون ايران اين موضع سناي آمريكا قطعا به خاطر دلايل انساني و بشردوستانه نبود؛ چرا كه به‎هنگام شورشهاي خياباني سال 1357 و قبل از آن، دولت آمريكا همواره از حكومت سركوبگر شاه حمايت كرده بود و با حمايت از كودتاي نظامي و اعمال سياست «مشت آهنين» حتي از به راه‎انداختن حمام خون در ايران ابايي نداشت. گذشته از اينها محكومان به اعدام به خاطر فساد فاحش، جنايات و كشتارهايي بود كه پيشتر انجام داده بودند. و براساس قوانين اسلامي محكوم به قصاص و مجازات شده بودند. سناي آمريكا در قطعنامه خود هرگز از ترور آيت‎الله مرتضي مطهري، رييس شوراي انقلاب اسلامي و سرلشگر ولي‎الله قرني، عضو اين شورا كه در 20 روز گذشته به‎دست گروه فرقان ترور شده بودند، اظهار انزجار نكرده بود و تنها به محكومان دادگاه‎هاي انقلاب اسلامي اكتفا كرده بود. علاوه بر اين قطعنامه، سنا از دولتهاي ديگر هم مي‎خواست كه دولت انقلابي ايران را براي ترك اين اعدامها زيرفشار بگذراند و به اين ترتيب يك فشار بين‎المللي براي انزواي انقلاب اسلامي ايجاد كند. چارلز ناس معتقد است كه دشمني ايران و آمريكا از زمان صدور قطعنامه جاويتس است و از اين زمان به بعد ايرانيان ديگر «حاضر به بازي نشدند.»34 امام خميني در واكنش به اين قطعنامه در سخنرانيهاي مكرر مواضع تندي اتخاذ كرد و ادامه روابط ايران و آمركيا را مورد ترديد و انتقاد قرارداد و گفت:

 

«ما مي‎دانيم كه اينها ما را محكوم مي‎كنند… براي اينكه آن داغي كه به دل آمريكا وارد شده است به واسطه اين نهضت، به دل هيچ كس وارد نشده است… دولت آمريكا ما را ]تهديد[ كرده بود كه اگر چنانچه اين اعدامها ادامه پيدا بكند، در روابط ايران با آمريكا يك قدري خطر مي‎افتد، اي الهي كه به خطر بيفتد. ما روابط با آمريكا را مي‎خواهيم چه بكنيم. روابط ما با آمريكا روابط يك مظلوم با يك ظالم است، روابط يك غارت شده با يك غارتگر است. … ما هيچ توقعي نداريم كه دولت آمريكا يا ساير دول ابرقدرت، آنهايي كه مي‎خواهند منافع ما را ببرند، حالا كه دست آنها را كوتاه كرده‎ايم بيايند تشكر هم بكنند. … اگر از كشتن هويدا آمريكا اظهار تاسف نكند خوب، اين از يك نوكر پانزده سال يا بيشتر خودش كه از دستش رفته است اظهار تاسف ]نكند[، اين بي‎وفايي است به نوكر، … قدرداني از يك نوكري كه همه ذخاير ما را تقديم آمريكا كرده. اين است كه اظهار تاسف بكنند. … دولت آمريكا معلوم است شكست خورده و زخمي است، مار زخمي است و شكست خورده.»35

 

در پي اين واكنش، موج تنش جديدي برعليه امپرياليسم آمريكا به‎صورت تظاهرات خياباني و شعارهاي ضدآمريكايي به‎پاخاست. از جمله مردم تهران به دعوت حزب جمهوري اسلامي در ميدان شهدا نسبت به دخالتهاي آمريكا اعتراض كردند. حجه‎الاسلام اكبر هاشمي رفسنجاني در اين اجتماع ضدامپرياليستي، به‎شدت به آمريكا و صهيونيسم حمله كرد و گفت:

 

«چيزهايي كه بعدا انتظار داريم، توطئه‎هاي حساب‎‎شده‎اي هستند؛ ولي ما يك قدم عقب‎نشيني نخواهيم كرد… ما تا به‎‎حال از روابط با آمريكاييها و غربيها چه سودي برده‎ايم كه امروز از آنها بترسيم… اينها احساس مي‎كنند كه جريان جديدي در حال رشد است و براي همه مردم تجربه مي‎شود و اگر اين جريان موفق و تثبيت شود، خطرش از كشورهاي جهان سوم كه به جرگه كشورهاي غيرمتعهد پيوسته‎اند، بيشتر است. اين حركت ما به صورت محرك در دنياي عرب و كشورهاي اسلامي درآمده است.»36

 

روز پس از اين سخنراني تند و ضدآمريكايي، در چهارم خرداد 1358 حجه‎الاسلام اكبر هاشمي رفسنجاني توسط گروه فرقان ترور و زخمي شد.

 

موضوع ديگري كه موجب تيرگي روابط ايران و آمريكا و دلخوري مردم ايران شد، پناه دادن آمريكا به شاه بود. قبل و بلافاصله پس از اينكه محمدرضا شاه ايران را براي هميشه ترك كند، كارتر از وي دعوت كرده بود به آمريكا برود، ولي او مي‎خواست كه ابتدا به مصر برود و بعد در مراكش بماند. علت اين تصميم شاه بيشتر به خاطر احتمالي بود كه وي به موفقيت كودتا در ايران و بازگشت هرچه سريع‎تر وي به كشور مي‎داد. امام خميني در 29 بهمن 1357 به‎طور غير رسمي خواستار استرداد شاه و محاكمه وي شده بود و وزارت امور خارجه ايران هم در اول اسفند 1357 با صدور بيانيه‎اي با هشدار به كليه كشورها براي عدم پذيرش شاه، از مراكش خواسته بود كه وي را به ايران مسترد دارد و باتوجه به اينكه ايران و مراكش قرارداد استرداد مجرمين را امضا كرده بودند، انتظار مي‎رفت كه شاه مخلوع به ايران مسترد گردد؛ ولي ملك حسن چنين نكرد و فقط از او خواست كه مراكش را ترك كند.

 

كارتر با وجودي كه مي‎دانست دعوت از شاه به خاطر وجود تنفر شديدي كه از آمريكاييان در ميان ايرانيان وجود دارد، موجب خشم توده‎هاي خشمگين ايراني خواهد شد و آسيب‎پذيري تعداد زيادي از اتباع آمريكا را كه هنوز در ايران به‎سر مي‎بردند، افزايش مي‎داد؛ با اينحال تحت فشار راكفلرها، كيسينجر و برژينسكي راضي شد كه به ادعاي خود «به دلايل انساني» و به ظاهر به بهانه معالجه شاه در مركز پزشكي دانشگاه كرنل در نيويورك، به وي اجازه اقامت دهد.

 

موضوع ديگر اقدام ايالات متحده براي تقويت حضور نظامي خود در خليج فارس بود كه از همان آغاز پيروزي انقلاب اسلامي به خاطر گسستي كه در ترتيبات امنيتي منطقه ايجاد شده بود، صورت گرفت. در يكي از نخستين واكنشهاي جدي نسبت به انقلاب اسلامي ايران و به بهانه حفظ امنيت منطقه و ادعاي اينكه «احتمال داده مي‎شود كه يك نفتكش در خليج فارس ربوده شود،» ناوگان خود را در تنگه هرمز به حال آماده‎باش درآورد37 و تهديدهاي نظامي خود را به صورت مانور و جابه‎جايي نيروها در منطقه افزايش داد. در اكتبر 1979 هم هنري جكسون سناتور آمريكايي در مصاحبه‎اي با برنامه تلوزيوني «ديدار با مطبوعات» اظهار داشت كه انقلاب ايران در شرف شكست و كشور در حال تجزيه به قسمتهاي كوچكتري است.38

 

اينها موجب نگراني ايران از به‎خطر افتادن منافع خود در منطقه و تحريك و تشويق مخالفان انقلاب اسلامي به حركت ضدانقلابي در ايران مي‎شد. در حالي كه تمايلات تجزيه‎طلبانه و خودمختارخواهانه در نواحي مرزي ايران از جمله بلوچستان، كردستان، آذربايجان، خوزستان و تركمن صحرا به شورش و مبارزه مسلحانه عجين شده بود و استقرار برخي از سران نظامي و امنيتي رژيم پهلوي از جمله اويسي و پاليزبان در عراق و تجهيز آنها به تسليحات، مشكلاتي را براي وضعيت تثبيت انقلاب اسلامي به‎وجود آورده بود، اين اقدامات و اظهارات حاكي از همكاري آمريكاييان با ضدانقلابيون و تجزيه‎طلبان بود. از همه ناگوارتر اقدامات خرابكارانه عوامل و جاسوسان دولت عراق در مرزها و داخل استانهاي مرزي بود؛ به‎طوري كه در سراسر تابستان و پاييز 1358 انفجارهاي پي‎درپي و شديدي در نقاط مختلف مسكوني و نفتي خوزستان صورت مي‎گرفت. يكي از اين موارد انفجار در بازار خرمشهر بود كه تلفات و خسارات زيادي برجاي نهاد.39 محسن ميردامادي با اشاره به اين وضعيت نابسامان كشور گفت:

 

«شواهد و قرايني در دست داشتيم كه اين وضع طبيعي نيست. اين احساس در بين دانشجويان وجود داشت كه اين كارها بايد از جايي هدايت شود و اين تصور به طور جدي در بين دوستان وجود داشت كه اين كارها به‎نحوي مستقيم يا غيرمستقيم به‎وسيله آمريكا هدايت مي‎شود. به اين دليل بود كه بحث اشغال سفارت آمريكا پيش‎آمد به‎عنوان مركزي كه اگر اشغال شود، كل توطئه‎ها از بين خواهد رفت.»40

 

حمله به سفارت و پيامدهاي اشغال

 

روز يكشنبه 13 آبان 1358 / 4 نوامبر 1979 براي انقلاب اسلامي يك روز سرنوشت‎ساز و براي كارتر يك روز فراموش‎نشدني بود.41 روزنامه اطلاعات شرح ماجرا را اين‎چنين گزارش كرد:

 

«ساعت 10:30 صبح گروهي از دانشجويان كه در حال شعاردادن در خيابان آيت‎الله طالقاني به سوي دانشگاه در حركت بودند؛ هنگامي كه به جلوي درب اصلي سفارت آمريكا رسيدند، مسير خود را تغيير دادند و پس از گشودن زنجيره‎هاي اين درب به داخل سفارت رفتند. در همان زمان، گروهي از دانشجويان نيز از ديوار خود را به داخل سفارت رساندند و پيشروي به سوي ساختمانهاي داخلي سفارتخانه را آغاز كردند. از همان لحظه‎هاي اول تصرف سفارت آمريكا، گروه‎هاي مختلف مردم در مقابل سفارت آمريكا اجتماع كردند و به دادن شعارهاي ضدآمريكايي مي‎پرداختند. دانشجويان در 3 بيانيه‎اي كه تا ساعت 18 از طريق بلندگو پخش كردند، اطلاع دادند كه ساختمان اصلي سفارت در ساعت 15 به تصرف كامل درآمد و حدود 100 نفر از مزدوران آمريكايي مستقر در آن كه عده‎اي تفنگدار آمريكايي در ميان آنها بودند به گروگان گرفته شده‎اند. دانشجويان اعلام كردند كه هرچند تصرف ساختمان با مقاومت 3 ساعته و همراه با پرتاب گاز اشك‎آور از جانب تفنگداران آمريكايي همراه بود، هيچ‎گونه آسيبي به طرفين وارد نيامد. از ساعت 16 آزادكردن گروهي از ايرانياني كه به عنوان ارباب رجوع يا كارمند در داخل سفارت بودند آغاز شد و آمريكاييان را با چشم بسته به محلي ديگر منتقل كردند.»42

 

اشغال سفارت آمريكا در تهران در حالي صورت گرفته‎بود كه بارها به‎دليل دخالتهاي عراق در امور داخلي ايران، سفارت عراق در تهران و كنسولگريهاي اين كشور در شهرهاي خرمشهر، كرمانشاه و اهواز مورد حمله قرار گرفته بود و حتي در صبح 15 آبان يعني دو روز پس از اشغال لانه جاسوسي آمريكا هم كنسولگري عراق در كرمانشاه به اشغال درآمده بود؛ اما در ساعت 17 پس از تماس تلفني با دفتر امام و تكليف ايشان براي ترك كنسولگري، محل كنسولگري تخليه گرديد و صورتجلسه‎اي هم مبني بر اين كه به هيچ سندي دست زده نشده و همه چيز سر جاي خودش است به امضا رسيده بود.43 در چهارده آبان هم يك روز پس از اشغال سفارت آمريكا، سفارت بريتانيا در تهران به مدت كوتاهي اشغال شد و در 11 دي 1358 / اول ژانويه 1980 سفارت شوروي مورد حمله تظاهركنندگان قرار گرفت كه هربار با تدبير مقامات جمهوري اسلامي قضيه فيصله يافت.44

 

اما حمله و اشغال سفارت آمريكا در تهران امري متفاوت بود. بنا به نظر محتشمي‎پور اين حمله «با انديشه و برنامه‎ريزي معين» و همچنين «براساس برنامه از پيش طراحي‎شده» بود و بعد از اشغال سفارت آمريكا جريان از طريق حجت‎الاسلام موسي خوئيني‎ها و حاج سيد احمد خميني به امام اطلاع و به ايشان اطمينان داده شده كه «دانشجويان كلا از افراد مورد اعتمادند و تحت نظارت مستقيم و اشراف آقاي موسوي خوئيني‎ها اين كار را انجام داده‎اند.» امام هم «وقتي كه … از ماجرا مطلع شدند، خيلي خوشحال شده و پيغامي به اين مضمون براي دانشجويان پيرو خط امام فرستادند كه كارتان شايسته است و خوب جايي را گرفته‎ايد و به هيچ قيمتي از آنجا خارج نشويد و آن را رها نكنيد.»45

 

انگيزه‎هاي اشغال سفارت آمريكا بسيار بود كه از جمله مهم‎ترين آنها مي‎توان به اقدام سياسي در واكنش نسبت به پذيرش شاه توسط دولت آمريكا، اعتراض به عملكرد دولت موقت كه كم‎كم به سمتي گرايش پيدا مي‎كرد كه دست آمريكا را دوباره در ايران باز كند، شناسايي جاسوسان و عوامل ايراني كودتا، پايان دادن به توطئه‎گريها و سلطه‎جوييهاي آمريكاييان در ايران و نشان دادن ضربه شستي به ايالات متحده به تلافي طراحي و اجراي كودتاي 28 مرداد 1332 توام با خفت دادن به آمريكاي مستكبر جهانخوار باشد،46 اشاره كرد. به‎همين دلايل اين موضوع نمي‎توانست با اطلاع دولت موقت يا شوراي انقلابي باشد؛ چرا كه به يقين يا به احتمالي برخي از جاسوسان و عوامل ايراني دوستدار آمريكا در آن نفوذ كرده بودند و درحقيقت، يكي از اهداف اين حمله، خود دولت موقت بود.

 

آنچنان‎كه محسن ميردامادي اظهار داشته است: «جز دانشجويان تقريبا تنها كسي كه از قضيه مطلع بود، آقاي موسوي خوئيني‎ها بودند. … ايشان مي‎گفتند، ما از مجموعه نظرات امام اين‎طور درك مي‎كنيم كه امام قاعدتا مخالفتي نبايد داشته باشند؛ اما اگر از ايشان سوال شود، احتمالا به دليل محذوراتي شايد نتوانند اعلام موافقت كنند و احتياج به سوال نيست.»47 به همين خاطر حمله در حالي صورت گرفت كه حدود 100 نفر پليس پياده و با خودرو، در اطراف سفارت از آن حفاظت مي‎كردند. دانشجويان كه قريب 500 نفر بودند، چنان با مهارت عمل كردند كه ضمن غافلگيركردن پليس مستقر در محل و پاره‎كردن زنجيرها و بالارفتن از نرده‎ها، ظرف كمتر از سه ساعت بدون حمل هرگونه سلاح گرمي، تمام قسمتهاي سفارت ازجمله محل اقامت سفير و ساختمان اصلي سفارت را به‎اشغال درآوردند و بيش از 50 ديپلمات آمريكايي را به گروگان خود گرفتند.

 

دانشجويان پس از تاييد رييس مجلس خبرگان و شوراي انقلاب بيانيه‎اي از طريق راديو و تلويزيون در بخش خبري ساعت 2 منتشر كردند. دانشجويان در اين بيانيه با استناد به پيام امام به مناسبت سيزده آبان 48 كه از دانش‎آموزان و دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه خواسته بود «با قدرت تمام حملات خود را عليه آمريكا و اسراييل گسترش داده و آمريكا را وادار به استرداد اين شاه مخلوع جنايتكار نمايند،» از انقلاب اسلامي به عنوان يك عملكرد نوين ملتهاي دربند در مبارزه با يك ابرقدرت غارتگر بدون اتكا به ابرقدرت ديگر و تنها با اعتماد به نفس و اتكاي به مكتب و فرهنگ ملي ياد كردند.

 

دانشجويان در اين بيانيه از سفارت آمريكا در تهران به عنوان «سفارت جاسوسي آمريكا در تهران» ياد كردند كه با هدف حمايت از «مواضع قاطعانه امام در مقابل آمريكاي جهانخوار» و به منظور «اعتراض به دسيسه‎هاي امپرياليستي و صهيونيستي» به اشغال آنها درآمده تا اعتراضات خويش را به «گوش جهانيان» برسانند. اين اعتراضات عبارت بودند از:

 

اعتراض به آمريكا جهت پناه دادن و استفاده از شاه جنايتكاري كه قاتل ده‎ها هزار زن و مرد به خون‎خفته در اين مملكت است.

 

اعتراض به آمريكا به علت ايجاد فشار تبليغاتي مسموم و انحصاري و كمك و حمايت از افراد ضدانقلابي و فراري عليه انقلاب اسلامي ايران.

 

اعتراض به آمريكا به خاطر توطئه‎ها و دسيسه‎هاي ناجوانمردانه‎اش در مناطق مختلف كشور ما و نفوذ در ارگانهاي اجرايي مملكت.

 

اعتراض به آمريكا به دليل نقش مخرب و خانمان‎برانداز خود در برابر رهايي خلقهاي منطقه از دام امپرياليسم كه هزاران انسان مومن و انقلابي را به خاك و خون مي‎كشد.

 

دو روز بعد از اشغال در 15 آبان 1358 سه سخنگوي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در يك مصاحبه مطبوعاتي و راديو تلويزيوني در عباراتي انگيزه ديگري از اشغال سفارت را اين‎چنين اعلام كردند:

 

«خط امام، خطي است كه اين انقلاب را به نتيجه رسانده است. خط امام تنها داراي بعد ضدامپرياليستي نيست؛ بلكه در جميع ابعاد يك خط اسلامي و انساني است و به خاطر ماهيتش الزاما ضدامپرياليستي خواهد بود. … اسلام امام، اسلامي در متن است و هرگز براي توجيه خود حاضر نيست كه از مكاتب ديگر استفاده كند. … اگر خط امام به‎وسيله هر فرد يا گروه مورد استفاده تبليغاتي قرار بگيرد، انقلاب از مسير خود منحرف خواهد شد. … سياست آمريكا را ما تعيين مي‎كنيم. آمريكا نمي‎تواند در برابر جريانهاي مردم مقاومت كند. همچنان‎كه در جريان انقلاب در برابر حركتهاي مردم تسليم شد و گاهي بعضي از عكس‎العملهايش باعث شد كه انقلاب قدمي جلوتر بگذارد. … عمل گروگانگيري عملي بوده كه كاملا در رابطه با حمله به آمريكا و درنهايت حاكم كردن خط امام بوده‎است. از خيلي وقت پيش عدم كفايت ارگانهاي اجرايي مشخص بود و اين براي دانشجويان نيز بديهي بود، به‎خصوص با آشنايي دانشجويان در مورد سياستهاي گام‎به‎گام. عملكرد شوراي انقلاب در آينده نشان مي‎دهد كه چه خواهد كرد؟ اگر لازم باشد با شوراي انقلاب وارد مذاكره خواهيم شد و در مورد سرنوشت گروگانها و سفارت آمريكا، مردم تصميم خواهند گرفت. … در هر حال مساله شاه مطرح است و تا زماني كه به نتيجه‎اي كه مي‎خواهيم نرسيم، اينجا را ترك نمي‎كنيم.»49

 

در واقع، اشغال سفارت هم‎زمان با ملاقات نخست‎وزير دولت موقت و وزير امور خارجه‎اش با مشاور امنيت ملي آمريكا در الجزاير رخ داده بود. بازرگان كه براي شركت در جشن استقلال الجزاير به آن كشور رفته بود، در دهم همين ماه در محل اقامت خود با برژينسكي ديدار و علاوه بر بررسي مسايلي نظير پناهندگي شاه درآمريكا و انتقال داراييهاي او و خاندان سلطنتي به ايران، درباره «توسعه روابط اقتصادي، سياسي، امنيتي و اطلاعاتي» ميان دو كشور مذاكره كرده بود.50 اين ملاقات ديگر تحمل انقلابيون مذهبي را طاق كرد و دست به اشغال سفارت زدند. اگر‎چه بازرگان خود معتقد است كه «عمل گروگانگيري دانشجويان كوچكترين تاثيري در تصميم دولت موقت و تقديم استعفاي قطعي براي امام را نداشت.»51 ولي به اعتقاد سعيد برزين، «اشغال سفارت درواقع تير خلاص دولت موقت بود.»52

 

امام خميني يك روز پس از اشغال در چهارده آبان در جمع گروهي از بازديدكنندگان در قم با تاييد آشكار اقدام دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در اشغال لانه جاسوسي آمريكا، نام دولت آمريكا را «شيطان بزرگ» ناميد كه با فراخواندن شياطين كوچك به دور خود مشغول توطئه براي بازگرداندن منافع ازدست‎رفته خود و رژيم هواخواه خود در ايران است و اشغال «مركز توطئه» را انقلاب دوم پس از انقلاب اسلامي ناميد كه از آن مهم‎تر بوده است.

 

گرچه خواسته‎هاي اشغال‎كنندگان سفارت از ابتدا تا زماني كه اين موضوع به حل و فصل انجاميد، تفاوتهايي نشان مي‎دهد؛ اما اصلي‎ترين خواسته آنها كه به طور رسمي و با صراحت تمام همواره ثابت ماند، عبارت بود از: عدم دخالت ايالات متحده در امور داخلي ايران. درخواستهاي ديگر از قبيل تحويل شاه مخلوع و همسرش فرح براي محاكمه در ايران،53 تحويل اموال خاندان سلطنتي و ديگر فراريان از ايران،54 رفع تحريمهاي اقتصادي و مالي و آزادكردن اموال و داراييهاي دولت ايران در آمريكا و شعب بانكهاي آمريكايي، همه اينها ازجمله خواسته‎هايي بودند كه بعدها با به‎درازا كشيدن موضوع و اتفاقات ديگري كه در واكنشهاي متعدد و متفاوت آمريكاييان خلاصه مي‎گردد، اضافه شدند.

 

در نتيجه اين اقدام انقلابي، قدرت متزلزل دمكراتها در دولت موقت انقلاب اسلامي رو به افول گذاشت و همگام با آن اساس همكاريهاي استراتژيكي ايران و ايالات متحده فروپاشيده شد. در 15 آبان بازرگان، نخست‎وزير دولت موقت استعفا داد. به نوشته كارتر «نخست‎وزير، بازرگان حداكثر تلاش خود را براي اجراي تعهدات خود به‎عمل‎آورد؛ ولي كاري از پيش نبرد و اقدامات او بي‎نتيجه ماند.»55 استعفاي بازرگان در پي اعتراض و حملات شديد حوزه علميه قم، دانشجويان مسلمان پيرو خط امام وگروه‎هاي اسلامي ديگر به مذاكره وي با مقامهاي آمريكايي در الجزاير و ديگر سياستهاي گام‎به‎گام وي در تداوم اهداف انقلاب اسلامي صورت گرفته بود. اين استعفا، بلافاصله از سوي امام خميني پذيرفته شد.

 

اشغال لانه جاسوسي به دو هدف كلي خود دست يافت. از يك‎سو، با كشف مستدل و مستند ارتباط و تمايل دولت موقت به گسترش روابط استراتژيك با آمريكا، مقدمات حذف دمكراتها را از قدرت فراهم كرد و از سوي ديگر، با يك حركت انقلابي و مردمي بنيادهاي روابط استراتژيك با آمريكا را گسست و مقابله با آمريكا را به عنوان سمبل معاصر استكبار جهاني به يك عزم ملي تبديل نمود. خسارتي كه از اين اقدام به آمريكا وارد شد، تنها هتك حيثيت و شرافت نبود؛ بلكه با خودداري ايران از مذاكره با مقامات آمريكايي درواقع، خط پاياني بر نفوذ آمريكاييان در منافع ايراني كشيده شده بود.

 

در واكنش به اين خسران فاحش، ايالات متحده علاوه بر اقدامات مسالمت‎آميزي همچون مذاكره، ميانجيگري، ارجاع به ديوان و شوراي امنيت، تحريم اقتصادي و قطع روابط به اقدامات خشونت‎طلبانه متعددي هم دست زد كه از عمليات نجات گروگانها، حمله نظامي محدود و گسترده و همچنين براندازي با كودتاي نظامي در نوسان بود. ايالات متحده هنگامي كه نتوانست از اين اقدامات به نتيجه مطلوبي برسد، سياست خود را بر پايه مذاكره و تن‎دردادن به خواسته‎هاي ايران براي آزادي گروگانها قرار داد؛ ولي انتقام خود را با تحميل يك جنگ ويرانگر و اعمال فشارهاي شديد اقتصادي و سياسي از ايران ستاند كه اثرات آن همچنان بر روابط دو كشور به‎صورت سايه سنگيني باقي مانده است.

 

=======================================================

 

پي‎نوشتها

20ـــ يزدي، منبع پيشين، ص 179.

21ـــ بازرگان، مهدي، انقلاب ايران در دو حركت، تهران، نهضت آزادي ايران، چاپ پنجم، پاييز 1363، ص 40.

Bill A. James, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American – Iranian Relations, London, Yale University Press, 1988, p.265.

22ـــ علي اكبر محتشمي‎پور، در ستوده و كاوياني، بحران 444 روزه در تهران: گفته‎ها و ناگفته‎هايي از تصرف سفارت آمريكا، صص 20ـ34.

23ـــ كارتر، منبع پيشين، ص 20.

24ـــ اطلاعات 28/11/1357.

25ـــ برژينسكي، منبع پيشين، ص 166.

26ـــ هنري پركت در مصاحبه با جيمز بيل در آستين تگزاس در تاريخ 2 نوامبر 1986 نقل در.Bill, op. Cit.,p.280

27ـــ براي مطالعه بيشتر نگاه كنيد به اسناد لانه جاسوسي، ترجمه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، جلد 9، تهران، مركز نشر اسناد لانه جاسوسي آمريكا، بي‎تاريخ و Bill, op. Cit.,p. 286-293.

28ـــ براي مطالعه بيشتر نگاه كنيد به اسناد لانه جاسوسي: توهم‎براندازي، ترجمه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، جلد 68، تهران، مركز نشر اسناد لانه جاسوسي آمريكا، 1368 و Bill, op. Cit,p. 286.

29ـــ واعظي، منبع پيشين، ص 94.

30___ Bill, op. Cit., p. 277.

31___ Robert Moss, ”Who‘s Meddling in Iran? The Telltale Signs of Soviet handiwork,“ New Republic, Dec.2,1978, pp.15-18.

32ـــ براي مطالعه بيشتر نگاه كنيد به اسناد لانه جاسوسي: مستشاري نظامي آمريكا در ايران (3)، ترجمه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، جلد 72، تهران، مركز نشر اسناد لانه جاسوسي آمريكا، 1370.

33ـــ ستوده و كاوياني، منبع پيشين، ص 70.

34ـــ اظهار نظر در كنفرانس «انقلاب در ايران،» وزارت امور خارجه آمريكا، موسسه خدمات خارجي، واشنگتن دي سي، 12 نوامبر 1985 نقل در Bill, op. Cit,p. 285.

35ـــ امام خميني، مجموعه آثار، جلد 7، صص 8ـ356 به نقل از لوح فشرده.

36ـــ جمهوري اسلامي 3/3/1358.

37ـــ كيهان 2/5/1358.

38ـــ نقل در Bill, op. Cit.,p. 285.

39ـــ كيهان 17/7/1357.

40ـــ نقل در ستوده و كاوياني، منبع پيشين، ص 68.

41ـــ كارتر، منبع پيشين، ص 27.

42ـــ اطلاعات 14/8/1358 ص 2.

43ـــ همان 16/8/1358 ص 3.

44ـــ معين‎زاده، عباس، حقوق ديپلماتيك نوين، تهران، موسسه چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه، 1372، ص 170.

45ـــ نقل در ستوده و كاوياني، منبع پيشين، صص 5ـ84.

46ـــ نگاه كنيد به ابراهيم اصغرزاده در روزنامه عصر آزادگان،‌20/8/1378، ستوده و كاوياني، منبع پيشين، صص 35 ـ 34 و صص 70ـ71 و ص 91، بازرگان، منبع پيشين، ص 98.

47ـــ نقل در ستوده و كاوياني، منبع پيشين، ص 86ـ87.

48ـــ اين پيام در تاريخ 10 آبان 1358 و هم‎زمان با انتشار خبر ملاقات بازرگان با برژينسكي در الجزاير صادر شد.

49ـــ اطلاعات 16/8/1358 ص 2.

50ـــ برژينسكي، منبع پيشين، ص 172.

51ـــ بازرگان، منبع پيشين، ص 95.

52ـــ برزين، سعيد، زندگينامه سياسي مهندس مهدي بازرگان، تهران، نشر مركز، چاپ دوم، بهمن 1374، ص 297.

53ـــ يادداشت مورخ 8/8/1358 وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران به وزرات امور خارجه آمريكا و اطلاعيه شماره 1 وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران در اطلاعات 14/8/1358 ص 12.

54ـــ اطلاعيه شماره 2 وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران در همان 16/8/1358 ص 2.

55ـــ كارتر، منبع پيشين، ص 28

ايالات متحده در اين وضعيت از هر وسيله و شيوه ممكن قانوني و غيرقانوني براي حفظ منافع خود در ايران استفاده كرد كه ازجمله آنها مي‎توان به تقويت و تحكيم رژيم استبدادي برضد خواست عمومي ملت ايران، تلاش براي كودتا و راه‎انداختن حمام خون در ايران، جاسوسي، ايجاد اختلاف و تفرقه قومي نام‎برد.

دولت آمريكا، دو راه پيش پاي شاه گذارده بود تا خود يكي را به‎دلخواه بپذيرد: نخست اينكه بايستد و سياست مشت آهنين را بكار بندد و با تمام قوا عليه انقلاب به مبارزه نظامي برخيزد يا اينكه به طور موقت از ايران خارج شود و طرح 5 مرحله‎ايي با حاكميت دولتي از ملي‎گرايان و با شعار اصلاحات، به اجرا درآيد.

در كنار سياست مقابله با انقلاب اسلامي، آمريكاييها محلي را در نزديك اقامتگاه امام خميني در نوفل لوشاتو تدارك كرده بودند و از آن براي زير نظر گرفتن فعاليتها و رفت و آمدها و استراق سمع مذاكرات استفاده مي‎كردند. هنگامي هم كه امام خميني برنامه بازگشت خود را به ايران براي نخستين جمعه بعد از فرار شاه پيش‎بيني و اعلام نمود، با هماهنگي و توصيه برژينسكي، بختيار و ارتش تصميم گرفتند كه به محض ورود امام خميني به فضاي ايران، هواپيماي وي را سرنگون سازند و يا آن را بربايند.

تلاش وسيع دولت كارتر براي واكسينه كردن حكومت شاه، انحراف جنبش اسلامي از مسير اصلي آن و ممانعت از پيروزي انقلاب اسلامي به هر قيمت ممكن، تا آخرين دقايق پيروزي انقلاب اسلامي ادامه يافت و با پيروزي انقلاب اسلامي و سرنگوني رژيم شاهنشاهي هم تمام نشد.

آمريكا كه منافع خود را با سقوط رژيم پهلوي در خطر مي‎ديد، طرح ورود مجدد به صحنه سياسي ايران و بازسازي روابط استراتژيكي از كف رفته را در دخالت در اين وضعيت اختلاف و گزينش و حمايت از يك گروه ضعيف‎تر كه با اهداف آمريكا همسويي بيشتري نشان مي‎داد، قرار داده بود.

كارتر در خاطرات خود دراين باره چنين مي‎نويسد: مهدي بازرگان … و اعضاي كابينه‎اش كه اكثرا تحصيل كرده غرب بودند، با ما همكاري داشتند. آنها از سفارت ما حفاظت مي‎كردند و از ژنرال فيليپ گاست … مراقبت به‎عمل مي‎آوردند تا بدون خطر رفت و آمد كند و براي ما پيامهاي دوستانه‎اي مي‎فرستادند.

اشغال لانه جاسوسي به دو هدف كلي خود دست يافت.

– از يك‎سو، با كشف مستدل و مستند ارتباط و تمايل دولت موقت به گسترش روابط استراتژيك با آمريكا، مقدمات حذف دمكراتها را از قدرت فراهم كرد

– و از سوي ديگر، با يك حركت انقلابي و مردمي بنيادهاي روابط استراتژيك با آمريكا را گسست و مقابله با آمريكا را به عنوان سمبل معاصر استكبار جهاني به يك عزم ملي تبديل نمود.

 خسارتي كه از اين اقدام به آمريكا وارد شد، تنها هتك حيثيت و شرافت نبود؛ بلكه با خودداري ايران از مذاكره با مقامات آمريكايي درواقع، خط پاياني بر نفوذ آمريكاييان در منافع ايراني كشيده شده بود.

 

 

 

 

 

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی   دانشجویان مسلمان پیرو خط امام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *