تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)3) خاطرات و مصاحبه های دانشجویان پیرو خط امام / فروز رجایی فر از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام: استعفاي دولت موقت را پيش‌بيني مي‌كرديم

فروز رجایی فر از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام: استعفاي دولت موقت را پيش‌بيني مي‌كرديم

استعفاي دولت موقت را پيش‌بيني مي‌كرديم

فروز رجایی فر از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
فروز رجایی فر از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

پنجشنبه 27 آبان 1389

دكتر فروز رجايي‌فر از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام اكنون دبير كل ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام است. او خاطرات جالب و شنيدني از تسخير سفارت دارد. متن حاضر بخشي از ناگفته‌هاي او در مورد اين رويداد مهم است كه توسط دفتر تدوين تاريخ شفاهي در اختيار ما قرار گرفته است.

قضيه گروگانگيري بيشتر از چند ساعت تخمين زده نمي‌شد. اين چند ساعت هم شامل درگيري در سفارت آمريكا تا مرحله گروگانگيري بود. پيش‌بيني اعضا اين بود كه مثلا تا ساعت 18 تقريبا همه خبرنگارها به محل سفارت مي‌رسند و اخبار مربوط به راهپيمايي و درگيري و تصرف سفارت را پوشش مي‌دهند. هدف اين بود كه چند ساعت ماجرا را ادامه بدهيم و كانون توجه خبري قرار بگيريم تا از اين طريق بتوانيم حرفمان را بزنيم.

در مورد اين‌كه با امام خميني(ره)‌ و نهادهاي انقلابي درباره قصد دانشجويان پيرو خط امام صحبت كنيم بين بچه‌ها بحث شد اما وقتي با آقاي موسوي خوئيني‌ها كه رابط بچه‌ها بود اين مساله در ميان گذاشته شد، آقاي موسوي خوئيني‌ها موافقيت نكردند و به اصطلاح امروزي گفتند كه توپ را توي زمين امام نيندازيم و كارمان را انجام دهيم. اگر امام با حركت ما موافق باشند با كاري كه كرديم تاييد ايشان را گرفتيم، اما اگر مخالف باشند و بفرمايند كه دانشجويان مسلمان حركت اشتباهي را انجام دادند و نبايد سفارت آمريكا را اشغال مي‌كردند ما چون مي‌خواهيم تبعيت و پيروي خود را از امام خميني نشان دهيم آن مكان را ترك مي‌كنيم. در هر دو صورت ما مدلي كه نشان‌دهنده پيروي از خط امام بود را در عمل نشان مي‌دهيم و لزومي ندارد كه مساله را با امام به اصطلاح چك كنيم. خب، اين منطق تقريبا قانع‌كننده بود.

از اين به بعد، براي تفكيك دانشجويان پيرو خط امام از ديگر معترضان، چلوارهاي سفيدي تهيه شد كه روي آن با خط سياه عبارت «دانشجويان مسلمان پيرو خط امام» نوشته شده بود.

يكي از موضوعات مهم مورد توجه دانشجويان، بحث دولت موقت بود. بايد در نظر داشت كه تا آن موقع دولت چند بار به خاطر بروز مسائلي استعفا كرده بود و به خاطر عدم استحكام موضع سياسي و استعفاهاي وقت و بي‌وقت، شكاف ميان دولت و امام ديده مي‌شد. پيش‌بيني مي‌شد كه حركت دانشجويان در تسخير سفارت آمريكا ممكن است به استعفاي مجدد دولت موقت بينجامد و اين احتمال مي‌رفت كه با توجه به اقدامات دولت موقت براي برقراري ارتباط با آمريكا امام اين‌بار با استعفاي دولت موقت موافقت كنند. البته اين به عنوان يك هدف براي حركت دانشجويان مطرح نبود، چون بالاخره ما نمي‌دانستيم كه واكنش امام نسبت به اقدامات دانشجويان پيرو خط امام چيست. با اين حال به نظر مي‌رسيد كه تلاش‌هاي دولت موقت در عرصه برقراري ارتباط با دولت آمريكا موجبات نارضايتي امام را فراهم كرده بود. با وجود اين‌كه شاه هنوز در آمريكا به سر مي‌برد، اعضاي دولت موقت در الجزاير با معاون امنيت ملي ايالات متحده جلسه گذاشتند و درباره برقراري مجدد روابط و قراردادهاي ايران و آمريكا بحث و گفت‌وگو كردند. بالطبع امام اين حركات را نمي‌پذيرفت. حتي چند روز قبل آن هم امام تعريضي نسبت به قراردادهاي ايران و آمريكا داشتند. جالب اينجاست كه آنها موقع عزيمت به الجزاير حتي به امام نگفتند كه قرار است با تيم آمريكا ملاقاتي داشته باشند. زماني هم كه برگشتند در گزارش سفرشان به اين موضوع اشاره‌اي نشده بود. تا آن موقع امام بيانات تندي در مورد روابط ايران با آمريكا و انگليس داشتند و حتي در پيام معروف امام كه در سالگرد شهداي سال 57 صادر شده بود، ايشان فرمودند: «بشكند دست‌هايي كه براي برگرداندن آمريكا و انگليس فعاليت مي‌كنند.»

در اين پيام امام كه روز 10 آبان منتشر شد، آمده است: «بر دانشگاهيان و محصلان علوم ديني است كه با تمام توان، حملات خودشان را عليه آمريكا و اسرائيل گسترش دهند و استرداد شاه خائن را مطالبه كنند و دست‌هايي را كه به اينها نزديك مي‌شوند، رسوا كنند.»

البته اين پيام خطابش به تمامي محصلين اعم از ديني و دانشگاهي بود، اما ظاهرا دانشجويان در اين عرصه پيشگام بودند. طبعا بررسي اين موضوع احتياج به يك تحقيق طولاني دارد اما در يك كلام مي‌توان گفت كه تحول اجتماعي در روحانيت شديدتر از تحولي بود كه در بين دانشجويان اتفاق افتاده بود. يعني روحانيت بعد از انقلاب وارد عرصه‌هايي شد كه قبلا به آن ورود نداشت. مثل حضور در عرصه‌هاي ارشادي، قضايي، اجرايي و… . بالاخره حضور روحانيت در عرصه‌هاي مختلف باعث شد كه سطح توقع از روحانيون بالا برود اما دانشجويان در بسياري از اين عرصه‌ها مثل قضاوت يا نماز جمعه حضور نداشتند.

از سوي ديگر در دانشگاه ميان مسلمانان و ديگر گروه‌هاي سياسي اين مناقشه وجود داشت كه اسلام، دين مبارزه نيست و اگر انقلاب به پيروزي رسيد با همكاري مذهبيون و غيرمذهبيون اين اتفاق افتاد. بنابراين دانشجويان براي حل اين مناقشه و رفع اين شبهه هم بايد كاري مي‌كردند. اين مناقشه در ميان روحانيت وجود نداشت و به عبارتي ديگر شايد كسي از ميان روحانيت نسبت به حل اين مساله حساس نبود، اما در بين دانشجويان مسلمان اين حساسيت وجود داشت. در مجموع در يك ارزيابي ساده، ظرفيت عمل دانشجويي، انقلابي بود اما روحانيت به سنت‌گرايي گرايش داشت و ملاك كار در ميان روحانيت مبتني بر يك محاسبه بود.

در كنار اين مساله بايد توجه داشت كه اغلب دانشجويان مسلمان پيرو خط امام برخاسته از دانشكده‌هاي فني و مهندسي بودند و با نگاهي مهندسي كه به مسائل سياسي داشتند در تصميم‌گيري و اظهار نظر و عملكردها قاطع بودند.

شايد بهتر باشد اين‌گونه بگويم كه دانشجويان مورد نظر، آن موقع نسبت به مسائل ذهن نگاه ماشيني داشتند و همه مسائل را به صورت سياه و سفيد مي‌ديدند. البته بايد در نظر گرفت كه حد پيش‌بيني دانشجويان در مورد حوادث بعد از تسخير لانه‌جاسوسي محدود بود. نهايت تصور دانشجويان اين بود كه ممكن است دولت موقت استعفا بدهد. آنها هرگز پيش‌بيني نمي‌كردند اين كار درازمدت باشد و به قطع رابطه با آمريكا منجر شود و جنگ از دل اين حادثه متولد شود. به عبارت ديگر اين‌گونه نبود كه دانشجويان مرتبط با مساله تسخير سفارت همه زواياي مربوط به اين حادثه را قبل از اقدام به اين كار ارزيابي كرده باشند. تصميم سريعي بود كه بايد فوري اجرا مي‌شد.

در مورد نحوه ارتباط دانشجويان با روحانيت و ساير گروه‌هاي ديگر بايد بگوييم كه دانشجويان مسلمان از همان ابتدا خواستار اين بودند كه اسلام واقعي را بشناسند و آن را پياده كنند. به همين دليل متقاضي اين بودند كه يك رابط با حضرت امام داشته باشند كه مطالبشان را با ايشان در ميان بگذارند. براي اين موضوع هم امام، آيت‌الله خامنه‌اي را معرفي مي‌كنند و بحث رابطه حوزه و دانشگاه هم آن موقع مطرح شد و دانشجويان دفتر تحكيم وحدت هم با اين هدف دورهم جمع شدند و جلساتي را تشكيل دادند. منتها بعد از برگزاري دو جلسه، آقاي خامنه‌اي به حج مشرف مي‌شوند. همان موقع دانشجويان با آقاي موسوي خوئيني‌ها كه امام جماعت مسجد يكي از محلات تهران بود، توسط يكي از بچه‌ها به دانشجويان معرفي شد، ارتباط برقرار كردند. آقاي امام جماراني كه در جماران اقامت داشت و از نظر فكري به آقاي موسوي خوئيني‌ها نزديك بود نيز طرف مشورت دانشجويان قرار مي‌گيرد. البته آن زمان دانشجويان مسلمان ميانه‌ خوبي با حزب جمهوري اسلامي نداشتند و تندروي‌هاي دانشجويي با نظام رفتاري شهيد بهشتي و برخي از دوستان هم حزبي ايشان همخواني نداشتند.

البته امكان تلفات در مواجهه با كاركنان سفارت در بين بچه‌هاي دانشجو مطرح بود. آن موقع هدف اصلي اين بود كه به رفتن شاه از ايران و اقامت او در آمريكا و تلاش دولت موقت براي برقراري ارتباط با ايالات متحده اعتراض بشود و آمريكا خيال نكند كه مردم ايران نيز همانند اعضاي دولت موقت خواهان برقراري ارتباط هستند. در بين دانشجويان بحث اين بود كه اگر كسي مجروح يا شهيد بشود ما از اين مساله استفاده مي‌كنيم و مثل زمان انقلاب مي‌گوييم كه اين سند جنايت آمريكاست. بنابراين پيش‌بيني برخورد مسلحانه را داشتيم و حتي به بچه‌ها اين آمادگي را دادند كه اگر كسي نمي‌خواهد و آماده براي چنين فداكاري نيست، وارد اين جمع نشود.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

ناگفته های ضرغامی از مدیریت رسانه ملی در فتنه 88 درگفتگو با 9 دی: میر حسین موسوی به باتلاق فتنه گری رفت و خاتمی و کروبی را با خودش پایین کشید

ناگفته های ضرغامی از مدیریت رسانه ملی در فتنه 88 درگفتگو با 9 دی: میر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *