تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)4) زندگی نامه شهداي گرانقدر دانشجوي پیرو خط امام / 2)4)7) شهيد مهدي رجب بيگي / میرویم تا خط امام بماند. زندگی نامه شهید مهندس مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

میرویم تا خط امام بماند. زندگی نامه شهید مهندس مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

زندگی نامه شهید مهدی رجب بیگی

میرویم تا خط امام بماند. شهید مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
میرویم تا خط امام بماند. شهید مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

شهید مهدی رجب بیگی در بهمن سال 1336 در شهر دامغان بدنیا آمد و دوران كودكی و نوجوانی را به همراه خانواده اش در تهران سپری كرد. در محله های فقیر نشین تهران، طعم فقر و محرومیت را از همان آغاز نوجوانی به وی چشاند.

مهدی تحصیلات ابتدائی و متوسطه خود را نیز در تهران گذراند و بعلت استعداد  فوق العاده ای كه داشت، همواره از دانش آموزان موفق مدارس محسوب می شد. وی از همان ابتدا علاقه بسیار زیادی به مطالعه و تفكر و تحقیق داشت و از اینرو تا قبل از پایان تحصیلات متوسطه، با كتب مذهبی آشنا گردید.

خانواده مهدی از وی بعنوان الگو و سرمشق و چهره ای محبوب و مورد احترام در میان تمام اقوام و آشنایان ذكر می كنند، چرا كه در برخوردهایش بسیار متواضع و فروتن بود.

مهدی از همان ابتدا علاقه بسیار زیادی به كمك به طبقه محروم و طبقه مستضعف داشت. بطوریكه بنا به گفته مادر ایشان، حتی در كودكی برای كمك به مستخدم مدرسه، زودتر از دیگران در مدرسه حاضر می شد. همچنین وی از همان ابتدا دارای بعد عرفانی قوی بود، بطوریكه شبها غالبا تا نیمی از شب گذشته به عبادت و راز و نیاز با پروردگار خویش مشغول بود و بسیاری از روزها را نیز روزه داشت.

شهید رجب بیگی در سال 1354 وارد دانشگاه فنی دانشگاه تهران شد و در رشته مهندسی راه و ساختمان به تحصیل مشغول گشت. وی از همان اوائل ورود به دانشگاه همراه با دیگر برادران مسلمان خود به فعالیتهای صنفی-سیاسی روی آورد. استعداد زیادش او را در درس نیز بسیار موفق ساخته بود. در اواخر سال اول از طرف دانشجویان به عضویت شورای دانشجویی دانشكده انتخاب شد و این مسئولیت را تا سال 58 و آغاز انقلاب فرهنگی ادامه داد. در شورای دانشجویان یكی از افراد بسیار فعال بود و موضعگیریهای كوبنده اش همیشه برای گردانندگان وابسته به رژیم در دانشكده ایجاد زحمت می كرد. برادر شهیدمان علاقه زیادی به مطالعه كتب سیاسی- اجتماعی و دینی داشت و یكی از مسئولین كتابخانه اسلامی دانشجویان فنی بود.

در بین ورزشها به كوهنوردی علاقه داشت و معمولادر برنامه كوهنوردی دانشجویان مسلمان شركت می كرد.  در زمان رژیم منفور شاه با وجود خفقان شدید، مسئولیت خود را در قبال اسلام با پخش اعلامیه در دانشكده و شركت در تظاهرات دانشجوئی و خیابانی و اداره فعالیتهای سیاسی- صنفی دانشگاهی انجام می داد.

در دوران انقلاب در راهپیمائی با شكوه امت قهرمان شركت فعال داشت و در براه انداختن و سازماندهی تظاهرات مختلف همیشه حاضر بود.

در نیمه دوم سال 57 كه دانشگاه مركز تجمع مردم شده بود، مهدی از كسانی بود كه به نمایش فیلم و اسلاید از انقلاب و دیگر كارهای تبلیغی برای مردم می پرداخت. همزمان، در یكی از مساجد تهران نیز بطور مستمر به فعالیت و روشنگری مشغول بود. بعد از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی و ادامه مجدد كار دانشگاهها، (سازمان دانشجویان مسلمان دانشكده فنی) كه تشكیلات دانشجویان مسلمان دانشكده بود، به وجود آمد و برادر شهیدمان در این سازمان مسئولیت انتشار نشریه دانش آموزی«هجرت»را بعهده گرفت .

مهدی با انقلاب یا پس از آن با اندیشه های انقلابی و اسلامی آشنا نشده بود بلكه در دوران رژیم منحوس شاه سالها به مبارزه همه جانبه با رژیم مشغول بود. از گردانندگان تظاهرات كوبنده و سازمان یافته دانشجویان مسلمان در دانشگاه بود و همچنین دیگر یاران دانشجوی فعال خود رژیم بود.

جریانات سیاسی داخلی و خارجی را با تسلط و قدرت بی نظیر تحلیل سیاسی ایدئولوژیك می نمود. مقالات و تحلیل  های وی از بهترین كارهای مطبوعاتی و فرهنگی روزنامه های با اعتبار كشور بود.

آنچه در مورد وی حائز اهمیت و ارزش فراوان است، طبع و روحیه چند بعدی و متعالی اوست. وی از دقیقترین تحلیلهای سیاسی گرفته تا پر احساسترین قطعات ذوقی مطالب سیاسی – فكاهی، همه و همه را با تسلط بالائی ارائه می كرد.

در بحثها و میز گردهائی كه در دانشگاه در دوران دانشجوئی اش و یا در مدارس جنوب شهر در مقابل جریانات انحرافی به هنگام تدریس اش، داشت همیشه موفق بود و در مقابل استدلالهای متین ودید زیركانه اش كمتر كسی یارای مقاوت یا توانائی گریز داشت.

«شهید رجب بیگی» در یكی از مقالاتش، مواضع مبتنی بر«چپ روی كودكانه گروهكها را این چنین مورد عتاب قرار می دهد:

«چگونه است دیالكتیسین هائی كه می گویند«تعرف الاشیاء با ضداده» همگام با آقای كارتر و خانم تاچر و مستربگین و انورسادات و همصدا با رادیو بغداد و كلن و اسرائیل و ایران آزاد و همپای ساواكیها و وارداتچی های ممنوع المعامله و زمین داران و نزولخوران و بورس بازان و همنوابا اعوان و انصار معدومین اول انقلاب كه «كلهم اجمعین» از ضد «امام امت هستند با همان كلمات و همان سكنات به حضرت امام ناسزا می گویند؟»

چیز زیادی نمانده بود تا وی بتواند مدرك لیسانس خود را در مهندسی راه و ساختمان اخذ نماید.  او از جمله كسانی بود كه برای تخصص در كنار تقوی و تعهد، ارزش فراوان و حیاتی قائل بود و از این  رو دانش آموزان او عمدتا از اقشار مستضعف بودند، از آنها دعوت می نمود تا «درس خواندن» را به عنوان «رسالت انقلابی» خود تلقی نموده و سعی كنند با نسل آینده دانشگاهها را «آنان» بسازند نه «بچه سرمایه دارهای شمال شهری»

او همیشه می گفت: خواهر دانش آموز، برادر دانش آموز: آیا می دانی برای چه پشت این میز نشسته ای برای آنكه بتوانی آدمی بشوی كه فردا به درد محرومین جامعه ات كه خود نیز از آنان هستی، بخوری. بتوانی در یك پست حساس انقلابی، فعال باشی و خود كه از قشر مستضعفی، باری از دوش مستضعفان برداری.

برخورد اسلامی و قدرت جاذبه او روی دانش آموزانی كه با آنها در تماس بود تاثیر فراوان داشت و چه بسیار دانش آموزانی كه با كلمات او از دام گروهكهای منافق و منحرف رستند و به جبهه نیروهای خط امام پیوستند. او برای نیروهای خط امام یك عنصر فعال سیاسی ایدئولوژیك بود و كار او در محدوده فعالیتش جنبه حیاتی داشت. ولی منافقین كوردل باید بدانند كه اگر چه شمع وجود او را خاموش ساختند ولی هیچگاه نخواهند آتش عشقی را كه در دل مهدی زبانه می كشید و آن «عشق به امام و راه امام» بود، در دل یارانش و در دل توده های محروم خلق خاموش سازند.

آری … سرانجام مردم شهید پرور و شهید داده ما، همانگونه كه طومار «حیات سیاسی» آنان را در هم پیچید طومار «زندگی» آنان را نیز درهم فرو خواهد پیچید كه: «ان المنافقین فی الدرك الاسفل من النار.»

شهید «رجب بیگی» در اوج فروتنی و تواضع و تقوائی كه داشت از یك روحیه تهاجمی برخوردار بود. او به همان میزان كه با مهربانی و علاقه در صدد تغییر مواضع انحرافی هواداران ساده و غافل گروهكها بود، به همان میزان معتقد به برخورد قاطع و كوبنده و نابود كننده با سران جنایت پیشه آنها بود.

روز پنجم مهر 60 كه جنایتكاران منافق با اسلحه در تهران به مردم و پاسداران مردمی انقلاب اسلامی حمله بردند و به كشتار آنان دست زدند «رجب بیگی» قهرمان با سلاح گرم به مقابله با آنان شتافت و در راه دفاع از آرمانهای اسلامی خویش و دفاع از مظلومیت و فروتنی خلق خویش به سر منزل مقصود شتافت. جاودان باد یاد و نام او در خاطره ها.

وجود عنصری چون «شهید رجب بیگی» در سنگر مبارزه بر علیه عناصر وابسته به اشرافیت و فرهنگ فاسد غربی و نفاق چپ در آموزش و پرورش، همچون سدی نفوذ ناپذیز در برابر بازگشت سلطه آمریكا بود. در عین اینكه در انجام كارهای گوناگونی كه بر عهده او بود، آرام و قرار نداشت و در شبانه روز جز چند ساعت اندك استراحتی نمی كرد، در برخورد با دوستان و یارانش و در برخورد با دانش آموزان، هرگز جانب صمیمیت و حسن رفتار را از دست نمی داد.

«مهدی شهید» همچون همه جوانانی كه معتقد به اسلام اصیل امام هستند روزها را به تلاش مستمر در انجام فعالیتهای انقلابی و شبها را به عبادت خداوند سپری می كرد، در حالیكه بسیاری از روزها را روزه دار بود.

مهدی، جوانمرد عاشقی كه جبهه و دانشگاه، جهاد و مدرسه و… سنگرهای مبارزه اش بر علیه امپریالیسم بود. در تسخیر «لانه جاسوسی آمریكا» در ایران نیز نقش به سزا و عمده داشت. در مدت یكسال و اندی كه این مركز توطئه و فساد در تسخیر «دانشجویان قهرمان و مسلمان پیرو خط امام» بود، رجب بیگی مسئولیتهای حساس و بزرگی را چون «مسئولیت برگزاری و انجام گردهمائی جنبشهای آزادیبخش جهان در تهران» و «نمایندگی» دانشجویان خط امام در گردهمائی جنبشهای آزادیبخش را به عهده داشت. وی از طرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در مراسم نماز جمعه سخنرانی می كرد و در چندین نوبت اطلاعیه های افشاگرانه آنان را قرائت نمود.

آری «رجب بیگی» دشمن سرسخت امریكا، سرانجام قربانی توطئه های آمریكایی منافقین شد و امریكا و ایادیش از شهادت او شاد شدند.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

چه زیبا گفته اند شهدا چراغ راه هدایتند! شهید رجب بیگی ها خود را فدای خط امام می کنند و می روند تا این خط بماند اما عده ای خط امام را فدای خود می کنند و حاضرند این خط برود تا آنان بمانند

چه زیبا گفته اند شهدا چراغ راه هدایتند! شهید رجب بیگی ها خود را فدای خط امام می کنند و می روند تا این خط بماند اما عده ای خط امام را فدای خود می کنند و حاضرند این خط برود تا آنان بمانند.نامه یکی از دانشجویان شهید پیرو خط امام(ره)

چه زیبا گفته اند شهدا چراغ راه هدایتند! شهید رجب بیگی ها خود را فدای خط امام می کنند و می روند تا این خط بماند اما عده ای خط امام را فدای خود می کنند و حاضرند این خط برود تا آنان بمانند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *