تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)4) زندگی نامه شهداي گرانقدر دانشجوي پیرو خط امام / 2)4)7) شهيد مهدي رجب بيگي / چه زیبا گفته اند شهدا چراغ راه هدایتند! شهید رجب بیگی ها خود را فدای خط امام می کنند و می روند تا این خط بماند اما عده ای خط امام را فدای خود می کنند و حاضرند این خط برود تا آنان بمانند.نامه یکی از دانشجویان شهید پیرو خط امام(ره)

چه زیبا گفته اند شهدا چراغ راه هدایتند! شهید رجب بیگی ها خود را فدای خط امام می کنند و می روند تا این خط بماند اما عده ای خط امام را فدای خود می کنند و حاضرند این خط برود تا آنان بمانند.نامه یکی از دانشجویان شهید پیرو خط امام(ره)

نامه یکی از دانشجویان شهید پیرو خط امام(ره)

چه زیبا گفته اند شهدا چراغ راه هدایتند! شهید رجب بیگی ها خود را فدای خط امام می کنند و می روند تا این خط بماند اما عده ای خط امام را فدای خود می کنند و حاضرند این خط برود تا آنان بمانند
چه زیبا گفته اند شهدا چراغ راه هدایتند! شهید رجب بیگی ها خود را فدای خط امام می کنند و می روند تا این خط بماند اما عده ای خط امام را فدای خود می کنند و حاضرند این خط برود تا آنان بمانند

13 آبان یادآور نام های بسیاری است. نام هایی که برخی از آنها با شهادت جاودانه شدند و یکی از این نام ها «مهدی رجب بیگی» است. مهدی در سال 1336 در دامغان متولد و سال 1354 در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشکده فنی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد.

از همان ابتدا نشان داد دانشجوی برجسته ای است و طی چند ماه به عضویت شورای دانشجویی دانشکده انتخاب شد و این مسئولیت را تا سال 1358 و آغاز انقلاب فرهنگی عهده دار بود و همچنین مسئولیت کتابخانه اسلامی دانشجویان فنی را نیز برعهده داشت. مهدی در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی هم نقشی فعال داشت و از اولین کسانی بود که با ورود خود به محوطه سفارت، هیمنه پوشالی آمریکا را شکست. از تمام این شجاعت ها گذشته، شاید بتوان بصیرت را مهم ترین ویژگی او دانست. این ژرف نگری و روشن بینی را می توان در نامه او خطاب به منافقین دید، نامه ای که بی شک در شرایط فعلی امروز و در شناخت منافقین جدید چون چراغی فروزان است.

نکته جالب در این نامه آن است که می بینیم منافقین آن روزگار هم ادعای دین و انقلابی گری داشتند، مدعی مبارزه با امپریالیسم بودند درحالی که آمریکا مدحشان را می گفت!، خود دست به آشوب و ناامنی و قتل می زدند و حکومت را متهم به ایجاد رعب می کردند، مردم از آنان متنفر بودند اما با پررویی مردم را پشتیبان خود می خواندند، برای خودشان مرجع و آیت الله داشتند و اتهامات مختلف (مانند نقش نداشتن در نهضت!!!) را متوجه حضرت امام می کردند.

منافقین جدید هم چیزی شبیه همین ادعاها را دارند. فقط کمی رنگ و لعابش را عوض کرده اند.

بخش هایی از این نامه تاریخی را که در پاسخ به یکی از بیانیه های منافقین صادر شده است، مرور می کنیم؛

«… نسبت به اطلاعیه های قبلی سازمان این اطلاعیه حاوی مسلمان نمایی بیشتری بوده و در آن از حدیث و آیه استفاده شده است… اگر ضدآمریکایی هستید چرا تمام امپریالیست ها به دفاع از شما برخاسته اند و وظیفه مداحی شما را به عهده گرفته اند؟ برطبق انتشارات خود که در اول اطلاعیه نیز بدان استناد کرده اید، در کتاب شیوه تحلیل سیاسی، همسوئی جریانات را ازجمله موارد تشخیص جریانات نام برده اید. همسویی خودتان را با امپریالیسم چگونه توجیه می کنید؟… مجاهدین می گویند که منتظر فتوای مراجع و اعلامیه نیروها و شخصیت های مختلف مبنی بر حکم عقوبت کسانی که در خیابان ها موجب رعب مردم می شوند، هستند. هرچند معلوم نیست که مجاهدین از چه تاریخی تابع مرجعیت شده اند، اما با توجه به موضع مراجع عظام لابد آنها چنین حکمی را از مرجع آخرین خود آیت الله! عزالدین حسینی یا آیت الله علی تهرانی و یا شاید هم امثال قمی و شریعتمداری که اسنادشان در جاسوس خانه بدست آمده است، می خواهند… مجاهدین می گویند که امام در محاسبات خود دچار اشتباه شده و مردم را ناآگاه پنداشته است و حال آنکه ظاهراً مجاهدین دچار اشتباه شده اند. گواه این مدعا نیز تحلیل آنان مبنی بر روی کار آمدن لیبرال ها می باشد که در اثر آگاهی مردم کاملاً برعکس شده است و اساساً همین دست و پا زدن ها و این قبیل اعلامیه صادر کردن و متوسل شدن به عزالدین حسینی ساواکی و قاسملو و عناصر چپ (هزار خانی، ملکی، همسجزنی و…) و راست (علی تهرانی، قمی و…) و سرمایه دار (دستمالچی، جواهریان و…) و فئودال (خسرو خان قشقایی و…) خود حاکی از اشتباه بودن همه تحلیل ها و دنبال مفر گشتن آن ها می باشد. ما با مجاهدین موافقیم که مردم قهرمان بیدارتر و هوشیارتر از آنند که کسی بتواند آنها را فریب دهد و دقیقاً به همین علت نیز می باشد که ملت مسلمان دشمنان خود را به سرعت تشخیص داده و خانه های تیمی آنان را کشف و عناصرشان را دستگیر می کند. اینها تنها نشانه بیداری و آگاهی امت است و منافقین نیز قدرت بینائی این آگاهی را ازدست داده اند.»

مهدی شاگرد اول رشته خود و با کتاب مأنوس بود اما به قول خودش «کتاب زده» نبود. وقتی دید تنها با حرف و سخنرانی کار درست نمی شود و دشمن راه خشونت را پیش گرفته، اسلحه به دست گرفت تا فتنه منافقین را بخواباند و بالاخره در پنجم مهرماه 1360 در خیابان صبا با خون خودپای تمام سخنرانی ها و نوشته هایش را امضاء کرد. مزار این دانشجوی پیرو خط امام، در قطعه 24 بهشت زهرای تهران است. شهید مهدی رجب بیگی به راستی می تواند سرمشق باشد؛ در تحصیل، در عدالت خواهی، در بصیرت، در مبارزه عملی و مجاهدت فکری، در تربیت بدن و در تهذیب نفس. حدود سه دهه از عروج او می گذرد و متأسفانه تمام نهادها و دستگاه های متولی- اعم از دانشگاهی و غیردانشگاهی- کاری درخور برای شناساندن این اسطوره به نسل جوان و به خصوص دانشجو نکرده اند. حال که متولیان غافل اند- یا خود را به تغافل زده اند- دانشجویان با بصیرت، باید با تأسی به سیره این شهید وارد گود شوند و علم او را برپا دارند تا محملی شود برای گردهم آمدن آنان که درد انقلاب و ارزش هایش را دارند. رمز شخصیت شهید رجب بیگی در جمله ای از زبان خودش نهفته است؛ «کارآمدی ما از دل خلوص ما برمی آید» و خلوص مهدی تا آنجا بود که گفت «می رویم تا خط امام بماند.»

چه زیبا گفته اند شهدا چراغ راه هدایتند! شهید رجب بیگی ها خود را فدای خط امام می کنند و می روند تا این خط بماند اما عده ای خط امام را فدای خود می کنند و حاضرند این خط برود تا آنان بمانند.

این نسبت ها نسبی و سببی نیستند که میزان دوری و نزدیکی افراد را با خط امام معین می کنند بلکه میزان در این راه هزینه ای است که برای تداوم این خط می پردازیم.

… و مهدی رفت و رفت تا خود جزیی از خط امام شد.

محمد صرفی

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

میرویم تا خط امام بماند. شهید مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

میرویم تا خط امام بماند. زندگی نامه شهید مهندس مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

میرویم تا خط امام بماند. شهید مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *