تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)6) طبس و حمله نظامی آمریکا / 2)6)6) خاطرات دانشجویان پیرو خط امام در رابطه با تسخیر لانه جاسوسی / گفتگوي فارس با رضا سيف‌اللهي يكي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام: با تسخير لانه جاسوسي ثابت كرديم خط سازشي با آمريكا وجود ندارد

گفتگوي فارس با رضا سيف‌اللهي يكي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام: با تسخير لانه جاسوسي ثابت كرديم خط سازشي با آمريكا وجود ندارد

 گفتگوي فارس با  رضا سيف‌اللهي يكي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام: با تسخير لانه جاسوسي ثابت كرديم خط سازشي با آمريكا وجود ندارد

رضا سیف اللهی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
رضا سیف اللهی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

خبرگزاري فارس: رضا سيف‌اللهي از مركزيت تشكل دانشجويان مسلمان پيرو خط امام تاكيد كرد: با تسخير لانه جاسوسي آمريكا ثابت شد كه خط سازشي با آمريكا وجود ندارد.

 رضا سيف‌اللهي معاون كنوني هماهنگ‌كننده دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت 15 آذر 1336 در اصفهان بدنيا آمد. سوابق تحصيلي و شغلي او عبارتند از: دانشجوي ورودي دانشگاه صنعتي شريف تهران (قبل از پيروزي انقلاب اسلامي) رشته فيزيك، ليسانس رشته علوم سياسي از دانشگاه تهران، كارشناسي ارشد مديريت امور دفاعي دانشگاه امام حسين(ع)، كارشناسي ارشد مديريت دولتي دانشگاه اصفهان، دكتراي مديريت استراتژيك دانشگاه عالي دفاع ملي(تهران)

سيف‌اللهي قبل از انقلاب حضوري فعال در نهضت انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) در دانشگاه و حوزه داشت و به همين واسطه رژيم شاهنشاهي با او برخورد كرد و به مجازات زندان محكوم شد.

وي بعد از پيروزي انقلاب از مسئولين اوليه تاسيس سپاه در اصفهان بود و در طول سال‌هاي دفاع مقدس و دوران سازندگي مسئوليت‌هايي چون موسس جهاد سازندگي استان اصفهان، جانشين مسئول اطلاعات كل سپاه پاسداران، مسئول واحد اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، رئيس ستاد مركزي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي(با تصويب امام خميني «ره»)، فرماندهي سپاه منطقه 2 كشوري سپاه پاسداران، فرمانده سپاه دوم سيدالشهدا، معاون امنيتي انتظامي وزارت كشور، دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر كشور، فرماندهي حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي در سال 70 با حكم مقام معظم فرماندهي كل قوا، فرماندهي كل نيروي انتظامي با حكم مقام معظم رهبري سال 1372 ، مشاور نظامي فرماندهي معظم كل قوا با حكم ايشان،فرماندهي قرارگاه نصر و معاون هماهنگ كننده دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام را به عهده داشته است.

وي از عناصر تعيين‌كننده سياست‌هاي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام بود و هنوز هم از اقدام دانشجويان در آن زمان دفاع مي‌كند و به آرمان‌هاي و انگيزه‌هاي دانشجويان تسخيركننده سفارت پايبند است. از سوي ديگر سيف‌اللهي از جمله افرادي است كه تاكنون كمتر در اين زمينه سخن گفته است. بي‌ترديد با اين زاويه نگاه‌، مصاحبه خبرگزاري فارس با سيف‌اللهي براي مخاطبان جالب توجه خواهد بود.

آنچه در ذيل مي‌آيد، مشروح اين گفتگو است:

 

*فارس: آقاي سيف اللهي بعد از كناره‌گيري از نيروي انتظامي طي اين سا‌ل‌ها خبري از شما نبود، بفرماييد در اين مدت چه فعاليت‌هايي را داشتيد؟

 

سيف‌اللهي: بعد از اين كه از نيروي انتظامي كناره‌گيري كردم به عنوان مشاور نظامي فرماندهي معظم كل قوا مشغول فعاليت شدم. بعد هم بنا به حكم مقام معظم رهبري به فرماندهي قرارگاه نصر منصوب شدم و پس از مدتي با حكم ايشان به براي خدمت به مجمع تشخيص مصلحت نظام مامور شدم و مسئوليت معاون هماهنگي دبيرخانه مجمع را بعهده گرفتم. در عرصه تحصيل نيز در قبل از انقلاب در دانشگاه صنعتي شريف مقطع كارشناسي فيزيك مشغول تحصيل شدم و ليسانس علوم نظامي و ليسانس علوم سياسي را از دانشگاه سپاه و دانشگاه تهران گرفتم. همچنين فوق‌ليسانس مديريت دولتي را از دانشگاه اصفهان و كارشناسي ارشد مديريت امور دفاعي را از دانشگاه دافوس سپاه اخذ كردم و در مقطع دكتراي مديريت استراتژيك در دانشگاه دفاع ملي به ادامه تحصيل پرداختم كه در شرف اتمام است.

 

*فارس: ظاهراً تحصيلات حوزوي هم داشته‌ايد؟

 

سيف‌اللهي: قبل از انقلاب به خاطر ارتباط فعالي كه با شهيد بهشتي داشتم، تمايل خود براي سفر به فلسطين را با ايشان در ميان گذاشتم كه مانع شدند و گفتند كه در ايران نياز بيشتري است و حتي براي ادامه تحصيل، دانشگاه صنعتي شريف را انتخاب كردند. بعد از ورود به دانشگاه، ايشان به من تاكيد كردند كه بايد تحصيلات حوزوي را هم پي بگيرم. حتي به همت ايشان يك كلاس ويژه‌ دانشجويي هم در حوزه طراحي شد كه زير نظر ايشان و شهيد قدوسي در مدرسه شهيد حقاني اداره مي‌شد و من به اتفاق چهار دانشجوي ديگر در آن شركت مي‌كرديم.

 

*فارس: تسخير لانه جاسوسي در سال 58 اتفاق افتاد و آن زمان هم طبعاً دولت موقت هم بحث‌هايي مانند ارتباط با آمريكا را مطرح مي‌كرد و ديدار عضو اين دولت با برژينسكي هم به وقوع پيوسته بود. در كنار اين مسئله رفتار سفارت آمريكا هم مسئله‌ساز شده بود و مردم و بخصوص دانشجويان نيز شاهد چنين قضايايي بودند. با توجه به چنين مسايلي بفرماييد كه چگونه حركتي تحت عنوان اشغال سفارت شكل گرفت؟

سيف‌اللهي: ماجرا را بايد از قبل مورد بررسي قرار داد و براي شناسايي ريشه‌هاي يك حركت دانشجويي كه نهايتاً به تسخير سفارت آمريكا منجر شد، بايد به كمي قبل‌تر برگرديم. مواضع گروه دانشجويي در دانشگاه طي 9 ماه بعد از پيروزي انقلاب رو به تحليل بود. چه در طول تابستان كه دانشگاه باز بود و فعاليت‌هاي انقلاب از آنجا سازماندهي مي‌شد و حتي قبل از پيروزي نهضت هم اين معنا وجود داشت و با اينكه كلاس‌هاي دانشگاهي تعطيل بود اما اين مسئله به معني تعطيل فعاليت‌هاي سياسي نبود. ما در طي مدت بازگشايي دانشگاه‌ها بعد از انقلاب، جلساتي را در دانشگاه صنعتي شريف داشيم و اين جلسات در دانشگاه تهران هم وجود داشت و آنها هم به نوبه خودشان به عنوان نيروهاي مسلمان و معتقد به حضرت امام(ره) جلساتي داشتند و عمدتاً اين نوع فعاليت‌ها در سه دانشگاه صنعتي شريف‌، تهران و امير كبير وجود داشت. در اين جلسات دانشجويان در مورد مسايل مختلف به بحث و تبادل نظر مي‌پرداختند. مسئله از اين قرار بود كه ما در جو سياسي دانشگاه قادر نبوديم حركت‌هاي دولت موقت در عرصه سياسي را توجيه انقلابي بكنيم. از اين خلاء هم گروه‌هاي چپ و كمونيست و هم جريان التقاط و نفاق سوء استفاده سياسي مي‌كردند و مانور زيادي مي‌دادند و دانشجوياني كه در خط انقلاب و حضرت امام(ره) بودند در فشار و مخمصه قرار مي‌دادند. حتي به تبع دولت موقت كه بعضي از اعضاي آن بدون هماهنگي حضرت امام(ره) با مقامات آمريكايي ملاقات داشتند، گروه‌هاي ياد شده به ما تهمت سازش با امپرياليسم و افتادن به دامن آمريكا مي‌زدند و با اين جوسازي‌هاي و شانتاژ هم نمي‌گذاشتند كه دانشجويان به سمت اين تفكر بيايند و هم عضو گيري ‌مي‌كردند. حال در نظر بگيريد كه ما هم به وضع موجود انتقاد داشتيم. چون نمي‌پذيرفتيم كه يك مقام دولتي از نظامي انقلابي با برژينسكي كه كارا‌ترين فرد دولت كارتر بود، مذاكره كند. معلوم هم نبود كه نتيجه اين مذاكرات چيست؟ آيا قصد تعريف منافع مشتركشان را داشتند يا اين كه به تنظيم يك چارچوب براي رابطه جديد مي‌پردازند. بنابراين رابطه‌اي نبود كه به خواست حضرت امام(ره) يا رضايت و دستور ايشان باشد. دانشجويان مسلمان هم به چنين نقطه‌‌نظري رسيده بودند اما گروه‌هاي چپ و منافق عليه حضرت امام(ره) ، نظام، انقلاب و دانشجويان تحت عنوان پذيرش سلطه آمريكا بهره‌برداري تبليغي مي‌كردند.

نكته بعدي تحركات آمريكا بود كه مقابله با انقلاب تلقي مي‌شد. به عنوان نمونه پناه دادن به شاهي كه خلع شده و مورد تعقيب يك ملت بود، در حالي صورت گرفته بود كه با توجه به گذشته سياسي اين كشور در مواجهه با نهضت مردمي ايران اگر مي‌خواست روال صحيحي را با مردم كشورمان در پيش بگيرد، مي‌بايست حداقل به او پناه ندهد، حال دستگيري و عودت دادن او به ايران پيشكش‌.

اين در حالي بود كه حساسيت‌هاي مردم در ايران بسيار بالا بود و اركان نظام هنوز شكل نگرفته بود و ما آن موقع شاهد فعاليت خبرگان قانون اساسي بوديم كه بعد از رفراندم عمومي اعضاي آن در حال تدوين قانون اساسي بودند. پس به رسميت نشناختن انقلاب اسلامي و پناه دادن به شاه توسط آمريكا، حساسيت عميقي را در ميان مردم ايران ايجاد كرده بود.

نكته بعدي تحركاتي بود كه در داخل كشور داشت اوج‌ مي‌گرفت و شامل تحركات كارگري، دانشجويي، قومي و حتي مرزي بود و معلوم بود كه عاملي در حال تحريك كردن اين گروه‌ها است و عملاً اين گونه حوادث از كنترل دولت موقت خارج شده بود و به يك سري ناامني‌هايي كه سيستم امنيتي كشور را با وجود انقلاب شيرازه تصميم‌گيري كشور به اصطلاح شاهنشاهي در حال از هم‌پاشيدگي بود و طبق تحليل ما، انقلاب به تدريج از طرفي به وسيله فتنه‌ها و تفرقه‌ها و از طريقي بواسطه به فراموشي سپردن شعارهاي ضدامپرياليسي و ضد استكباري به مخاطره افتاده بود و دانشجويان در محيط مبارزاتي دانشگاه بايد خودشان را آماده و توجيه مي‌كردند كه انقلاب به مسير خود ادامه مي‌دهد و به انحراف كشيده نشده است.

شرايط از نظر روحي، داخلي، بين‌المللي و سياسي فراهم بود كه يك ضربه‌اي به فضاي سياسي كشور زده شود. شكل‌هاي مختلفي براي زدن اين پتك در جلسات مختلف دانشجويي مورد بحث قرار گرفت كه از جمله آن‌، طرح تسخير لانه جاسوسي بود كه به اشكال مختلف مطرح شد و در نهايت به همين فرمي كه در آمد، به تصويب رسيد و مورد هماهنگي دانشگاه‌هاي مختلف قرار گرفت و البته در اين موضوع سه دانشگاه صنعتي شريف، تهران و اميركبير محور اصلي بودند كه بعدها دانشگاه شهيد بهشتي هم به آن اضافه شد . عمدتاً اين چهار دانشگاه به صورت سازمان يافته فعال بودند اما دانشجوياني به صورت متفرق از دانشگاه‌هاي ديگر كه با اين حركت هماهنگ بودند و به صورت سازماني يا غير سازماني دعوت شدند و جمعي را تشكيل دادند كه بعد از هماهنگي به عمل آمده نهايتاً در روز سيزده آبان 58 با طراحي از قبل تعيين شده‌اي سفارت آمريكا به تسخير درآمد. هدف اوليه ما اين بود كه اعتراضي به همه اقدامات صورت گرفته از سوي آمريكا، دولت موقت و گروه‌هاي ضد انقلاب باشد. از سويي ديگر با توجه به اينكه بعد از انقلاب، آمريكا بسياري از منافع خود را در داخل كشور از دست داده بود طبيعي بود كه به خاطر دشمني با انقلاب اسلامي ايران درصد شكست‌دادن نهضت باشد و به همين خاطر از نقطه نظر تحليلي پشت سر حوادث و فتنه‌هاي داخلي قرار مي‌گرفت. وقتي سفارت تسخير شد ما از طريق مستنداتي كه در لانه به دست آورديم، ديديم اين تحليل درست و منطبق با واقعيت است.

 

*فارس: مي‌خواستم در مورد اين مجموعه و افرادي كه چهره شاخص اين جريان بودند، توضيح بيشتري دهيد كه اين البته مي‌تواند شامل دانشگاهيان و طيفي كه در بيرون از مجموعه دانشجويي بودند، باشد.

 

سيف‌اللهي: يك شوراي پنج نفره‌اي بود كه طراحي اصلي قضيه را به عهده داشتند و قبل از اينكه مسايل به ساير دانشجويان منتقل شود و توسعه پيدا كند در اين شوراي پنج نفره كه شامل دانشگاه صنعتي شريف دو نفر و از دانشگاه تهران، اميركبير و شهيد بهشتي هر كدام يك نفر بودند مسايل مورد بحث و بررسي قرار مي‌گرفت. اين شورا، تصميم‌گير اصلي قضيه بود و اعضاي آن به اين جمع‌بندي رسيده بودند كه بايد اين كار صورت گيرد.

 

*فارس: همزمان با اين‌‌، آيا با طيف‌هاي سياسي خارج از مجموعه دانشجويي از جمله روحانيون ارتباط داشتيد؟

 

سيف‌اللهي‌: از نظر ما افرادي كه در اين حركت مي‌توانستند قرار بگيرند شامل چند دسته ‌مي‌شدند. يك عده، افرادي كه بايد در صحنه حضور مي‌داشتند و مي‌بايست در تظاهرات شركت مي‌‌مي كردند و حتي اقدام به تسخير سفارت و ادامه دادن كار بعد از تسخير سفارت مي‌كردند. بنابراين يك سازماندهي مربوط به نيروهايي مي‌شد كه به صورت صددرصد فقط متشكل از دانشجويان بود. هر دانشگاهي سهميه‌اي داشت كه بايد مي‌رفت با افراد به صورت انفرادي صحبت مي‌كرد و اگر آنها را همراه و معتقد به برنامه ها مي‌ديد مي‌توانست آن فرد را وارد مجموعه ما بكند و اگراعتقادي به اين كار نداشتند به اين سازماندهي دعوت نمي‌شدند، چون در اين صورت زمينه اختلاف نظر بوجود مي‌آمد. پس بنابراين يك طيف مركب از دانشجويان، سازماندهي و تقسيم‌بندي آنها به تشكل‌هاي مرتبط بود كه دقيقاً ساعت «سين» روز «ر» را رعايت مي‌كردند. يك جريان اين بود كه ما نيروهايي كه انقلابي و معتقد هستند، بايد توجيه كنيم كه از جمله آنها شخصيت‌هاي كارآمد نظام بودند كه عمدتاً شامل نمايندگان خبرگان قانون اساسي مي‌شد كه در آن هنگام مشغول تدوين قانون اساسي در مجلس بودند. اين افراد شامل مقامات روحاني و غير روحاني مي‌شدند. ما در اينجا دو محذور داشتيم. يك محذور اين بود كه اگر ما مي‌رفتيم قبل از اقدام به تسخير لانه جاسوسي مسئله را با آقايان درميان مي‌گذاشتيم، احتمال داشت كه موضوع به نوعي فاش شود و اين درحالي بود كه دولت موقت هنوز بر سر كار بود و ما يقين داشتيم كه دولت موقت با اين كار مخالفت جدي خواهد كرد. محذور ما اين بود طرح‌ها و برنامه‌هاي ما به‌گوش اصحاب دولت موقت نرسد كه اگر اين چنين مي‌شد آنها از اين اقدام به هر وسيله‌اي جلوگيري ‌مي‌كردند. از طرف ديگر ما نمي‌توانستيم اين كار را نكنيم چون گرو‌ه‌هايي مثل چريك‌هاي فدايي خلق تجمعاتي به صورت مشابه در مقابل سفارت‌خانه‌هاي ديگر برگزار مي‌كردند و ما بايد به گونه‌اي عنوان مي‌كرديم كه دانشجويان مسلمان، معتقد‌ و پيرو خط امام با ديگر گروه‌ها فرق ‌دارند. ما يك تقسيم كاري كرديم. دانشجويان همراه ما بر اساس اين تقسيم كار به سراغ تمام شخصيت‌هاي روحاني حاضر در مجلس خبرگان رفتند. مثلاً من با توجه به شناخت و روابطي كه با شهيد بهشتي داشتم به سراغ ايشان رفتم. طبيعي بود كه من وقتي با اطمينان از گروهي كه در آن عضويت داشتم سخن مي‌گفتم ايشان نيز اطمينان مي‌كرد. در مورد ديگران مثل حضرت‌ آيت‌الله خامنه‌اي و آقاي هاشمي رفسنجاني نيز چنين تقسيم‌كاري صورت گرفته بود.البته ما فقط به توجيه كلي اين شخصيت‌ها پرداختيم.

 

*فارس: اين توجيه در حين تسخير صورت گرفت؟

 

سيف‌اللهي: بله. قبل از تسخير ما يك نفر را در جريان گذاشتيم و آن هم فقط آقاي موسوي خوييني‌ بود.

 

*فارس: از چه بابت؟

 

سيف‌اللهي: به اين خاطر كه ما مي‌خواستيم حضرت امام(ره) در جريان قرار بگيرد و حضرت امام(ره) روي ما شناخت مستقيم نداشتند و ما مي‌دانستيم كه آقاي موسوي خوييني ارتباط خوبي با حضرت امام(ره) دارد. ما براي اين كه ايشان مطلب را به حضرت امام(ره) منتقل كند با ايشان وارد بحث شديم.

 

*فارس: قبل از تسخير يا هنگام تسخير؟

 

سيف‌اللهي:قبل از تسخير.

 

*فارس: به طور دقيق از كي با ايشان صحبت شد؟

 

سيف‌اللهي: دو سه روز قبل. ما مي‌خواستيم اين حركت را انجام بدهيم و براي اينكه بدانيم نظر حضرت امام(ره) چيست بايد يك نفر را پيدا مي‌‌كرديم كه مسئله را به حضرت امام (ره) منعكس كند و اگر حضرت امام (ره) ناراضي باشند اين كار را نكنيم. وقتي كه با آقاي موسوي خوييني‌ مسئله در ميان گذاشته شد، ايشان ما را متقاعد كرد و گفت نيازي نيست كه اين مسئله را با حضرت امام(ره) در ميان بگذاريم. مواضع ايشان در مورد امپرياليسم مشخص است و بعيد است كه مخالف اين اقدام باشند، اما اگر مطرح شود ممكن است كه بعدها بگويند كه اين اقدام يك حركت دولتي است و شما با اين كارتان ممكن است كه حضرت امام (ره) را در محذور قرار دهيد. البته محذورمان اين بود كه اگر حضرت امام (ره) ناراضي باشند، اين حركت به هيچ دردي نمي‌خورد و اين حركت را زماني مفيد تلقي مي‌كرديم كه مورد رضايت حضرت امام(ره) باشد. به هر حال دغدغه‌هايي در اين زمينه وجود داشت و حل نشد، اما ما متقاعد شديم كه اين حركت با مواضع حضرت امام(ره) سازگاري دارد و از طرفي ديگر دو روز قبل از تسخير لانه، حضرت امام(ره) پيامي را صادر كردند كه در آن قرينه‌اي بود با اين مضمون كه بر همه و بخصوص دانشجويان فرض است كه حملات خود را عليه آمريكا و صهيونيسم بايد افزايش دهند.

 

*فارس: بسيج عمومي عليه امپرياليسم؟

 

سيف‌اللهي: بله. همين بود. ما از اين پيام به اين نتيجه رسيديم كه حضرت امام(ره) نيز به لحاظ تحليلي با اين اقدام موافق هستند. علت ديگري كه مسئله را به صورت مستقيم با حضرت امام(ره) در ميان نگذاشتيم، اين بود كه در صورت اشغال لانه جاسوسي، اگر حضرت امام (ره) نارضايتي خود را به اين اقدام اعلام مي‌كردند، نهايتاً ما معتقد بوديم بعد از يك عذرخواهي از سفارت بيرون مي‌آمديم. بالاخره اين يك ريسك بود و ما مطمئن بوديم كه بعد از اشغال لانه جاسوسي اگر حضرت امام(ره) اعلام مي‌كردند كه كار درستي نبود، ما مي‌گفتيم كه فرمان شما مطاع است و از سفارت بيرون ‌مي‌آمديم. بالاخره هر حركت بزرگ، ريسكي هم دارد، اما از طرف ديگر اين خاصيت را هم دارد كه اقدام ما دولتي و حكومتي تلقي نمي‌شد و كاملاً دانشجويي بود. پيش‌بيني 445 روز را هم نداشتيم و نمي‌دانستيم كه كار به اينجا مي‌رسد.

 

*فارس:تسخير يك سفارت خارجي در عرف بين‌المللي به هر حال يك ناهنجاري تلقي مي‌شود. آيا شما پيش‌بيني بازتاب‌ها و پيامدها و تحقير آمريكا را مي‌كرديد؟ يا اينكه حضرت امام(ره) هم پيامي در اين زمينه صادر كنند و شما 445 روز در سفارت بمانيد؟

 

سيف‌اللهي: پيش‌بيني اوليه ما اين بود كه يك حركت سه روزه يا پنج روزه يا كمتر و بيشتر در اعتراض به آمريكا و سياست‌هاي اين كشور در قبال ايران و پناه دادن به شاه و فتنه‌هاي داخلي و ابراز نارضايتي از حركات دولت موقت در ملاقات با برژينسكي مشاور امنيت ملي رييس جمهور آمريكا و نشان دادن خشم و توفندگي دانشجويان پيرو خط امام عليه آمريكا در جريان تسخير سفارت آمريكا صورت مي‌گيرد. ما مي‌خواستيم اين مسئله را عنوان كنيم كه خط سازشي با آمريكا وجود ندارد. بر اساس همين پيش‌بيني سه يا پنج‌روزه اعلاميه‌ها و اطلاعيه‌هاي خود را تهيه كرده بوديم اما وقتي كه اقدام صورت گرفت با مسايل خاصي مواجه شديم. در ابعاد سياسي ما بلافاصله به دفتر حضرت امام(ره) و حاج احمد آقا اطلاع داديم و انعكاسي كه از طرف حضرت امام (ره) آمد نشاندهنده خوشحالي ايشان بود و اين ابراز رضايت بهترين هديه براي ما بود، ولي هنوز حضرت امام (ره) موضع‌گيري نكرده بودند و ما به صورت غير رسمي و تلفني مواضع حضرت امام(ره) را مبني بر خوشحال شدن جدي دريافت كرديم. بعد از شنيدن اين خبر ما ديگر در پوست خود نمي‌گنجيديم؛ چون اين مسئله براي ما خيلي مهم و استراتژيك بود و تنها ريسك ما هم همين بود. حتي اين مسئله كه در صورت بالا رفتن از ديوار سفارت ممكن بود كه برخوردي با تفنگدارهاي آمريكايي پيدا كرده و مورد اصابت گلوله قرار گيريم، براي ما اهميتي نداشت. براي ما مهم موافقت يا مخالفت حضرت امام (ره) بود و اساساً در اهميت حياتي اين موضوع همين‌قدر بگويم كه ما وقتي مي‌خواستيم عنواني را براي مجموعه خودمان انتخاب كنيم با اسامي مختلفي مثل سازمان اسلامي يا انجمن‌هاي اسلامي برخورد كرديم اما ديديم چنين عنواني منظور نظر ما نيست. ما مي‌خواستيم بگوييم كه حضرت امام (ره) يك خط مبارزه با آمريكا به صورت جدي و عميق دارد كه فرماليته و سازشكارانه نيست و به همين خاطر ما عنوان كرديم كه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام هستيم. انتخاب اين عنوان با چند هدف صورت گرفت. اول اينكه مي‌خواستيم اعلام كنيم كه مسلمان هستيم و با گروه‌هاي ديگر دانشجويي كه به اسلام اعتقادي ندارند، تفاوت داريم. دوم اينكه پيرو خط امام هستيم و خط حضرت امام(ره) اولين چيزي بود كه مطرح مي‌شد. علت اين بود كه در جريان گفتگوي‌هايي كه با ساير گروه‌هاي غير اسلامي از جمله چپي‌ها داشتيم، آنها مطرح مي‌كردند كه حضرت امام(ره) خط سياسي مشخصي ندارد. آنها خط سياسي را فقط در مبارزه با امپرياليسم مي‌دانستند. ما با انتخاب اين عنوان مي‌خواستيم بگوييم كه حضرت امام(ره) خط، چارچوب، استراتژي و مباني دارد. به عبارت ديگر ما مقلد هستيم و از خود اجتهادي نداريم و تابع حضرت امام(ره) هستيم. وقتي كه ابراز خوشحالي حضرت امام(ره) را در مورد اشغال سفارت از طريق تماس تلفني دريافت كرديم، ما نمي‌دانستيم كه حضرت امام(ره) در مواضع رسمي خود چه واكنشي را ابراز مي‌كنند و به مثابه يك دنيا انتظار بود. وقتي حضرت امام(ره) رسماً اين حركت را به عنوان يك حركت انقلابي و باصلابت تاييد كردند و حتي در سخنراني دوم خود از آن به عنوان «انقلاب دوم» و مهمتر از انقلاب اول ياد كردند، ديديم كه ديگر در اين جريان خودمان نمي‌توانيم نقش اصلي را ايفا كنيم بلكه نقش دوم را پذيرفتيم. در جامعه، امواج خروشان ملت شامل همه اقشار و بخصوص دانشجويان به تلاطم درآمد. از طرفي ديگر گروه‌هاي چپي كه ما را متهم مي‌كردند كه مبارزه با امپرياليسم را بلد نيستيم، با اين اقدام منفعل شدند. اينها گروه گروه به محل سفارت مي‌آمدند و با پرچم خودشان با ما اظهار همبستگي مي‌كردند كه البته در ميان آنها هم برخي از افراد نفاق وجود داشتند. اين حركت بساط توطئه‌ها را جمع كرد و تمام اين توطئه‌ها تبديل شد به شور انقلابي و وحدت و يكپارچگي و ابهاماتي كه بر سر ملاقات دولت موقت با برژينسكي وجود داشت، با اين اقدام مرتفع شد و مشخص شد كه حضرت امام(ره) و انقلاب در مسير واقعي خودش قرار دارد. دولت موقت هم اينجا مواضع خود را بايد تبيين مي‌كرد. يا بايد همراهي ‌مي‌كرد يا بايد مي‌گفت كه من مخالف هستم. اشغال لانه جاسوسي باعث شد كه مواضع‌ دولت موقت و تمام شخصيت‌هايي كه در انقلاب كم و بيش حضور داشتند، تبيين شود. اين حركت به صورت يك شاقولي درآمده بود كه ملاك انقلابي به شمار مي‌رفت. چون اين حركت چيزي كم نداشت. از يك طرف حضرت امام(ره) از آن حمايت كرد كه به نوبه خود معيار و شاخص بود و از طرف ديگر يك حركت سياسي مفهوم‌دار و معنادار در نظام بين‌المللي بود. دولت موقت تهديد كرد و به حضرت امام (ره) پيام داد كه اگر مسئله حل نشود ما استعفا مي‌دهيم و قادر به اداره انقلاب نيستيم. حضرت امام(ره) هم فرمودند كه استعفا بدهيد. با استعفاي دولت موقت زمام امور بدست شوراي انقلاب افتاد كه اين يك قدم بزرگ در تحولات داخلي بود و آثار و پيامدهاي ديگري هم داشت.

حركت‌هاي دانشجويي گاهي وقت‌ها درست به هدف مي‌رسد و گاهي در برخي از اين حركت‌ها تضميني به درستي صددرصد آنها نيست و احتمال خطا نيز وجود دارد. ما در دو مسئله از نظر تحليلي به هدف رسيديم. اول اينكه تحليل‌ مي‌كرديم كه توطئه‌هايي كه در كشور به وقوع مي‌پيوندد ريشه آن در سفارت آمريكا است. بر اساس اين تحليل باور داشتيم كه منافع آمريكا به واسطه انقلاب دچار ضرر و زيان شده و اين كشور تنها در صورت به هم زدن اين قاعده خواهد بود تا دوباره به منافع گذشته دسترسي پيدا كند. بعد از اشغال سفارت و بررسي مدارك و اسناد ديديم كه تحليل درستي را ارائه كرديم. نكته دوم فكر مي‌كرديم كه حضرت امام (ره) نيز با اين اقدام موافق باشند كه اين اتفاق افتاد و بعد از ملاقات با حضرت امام (ره) در روزهاي اول بعد از اشغال، ديديم كه حضرت امام(ره) بسيار خوشحال هستند و مي‌گويند كه جاي خوبي را گرفتيد. حضرت امام(ره) با تمام وجودشان به اين حركت اعتقاد داشتند. اين علاقه حضرت امام (ره) و امواج خروشان ملت آن چيزي شد كه حضرت امام(ره) فرمودند انقلاب بزرگتر از انقلاب اول. چرا؟ انقلاب بزرگتر از انقلاب اول، نه به عنوان اينكه ما يك چهار ديواري به نام سفارت و چند نفر را به عنوان گروگان گرفتيم . اين يك سمبل و علامت بود. اين علامت كاشف از اين بود كه حضرت امام(ره) به عنوان پيشواي يك ملت تا چه اندازه بر سر اين موضع كه روابط ما با آمريكا بايد در همه زمينه‌هاي قطع شود ايستاده بود. ما به ناچار عضو جامعه بين‌المللي هستيم و آمريكا هم همينطور. نظام بين‌الملل آن زمان دو قطبي بود اما با تفوق آمريكا. الان هم يك نظام يك جانبه‌گرايي است و ماهيت نظام بين‌المللي نيز از سوي آمريكا، يكدستي تبليغ مي‌شود. وقتي كه رژيم شاه از نظر نظامي، برنامه‌ريزي‌، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي وابسته طرح‌هاي آمريكا بود و ما دكترين نظامي مستقل و از آن خود نداشتيم. شاه از طرف خود نمي‌توانست ساختار تعريف كند و حتي بومي‌سازي نمي‌توانست انجام دهد و حتي كارشناسان ما در آن زمان نيز قادر به طرح‌ريزي براي بومي‌سازي در همه سطوح اجتماعي نبودند. وقتي ما اعلام مي‌كنيم كه بايد اين سيستم را در همه ابعاد قطع كنيم، يك كار بسيار بزرگ و عظيم چندجانبه است و كار يك روز و دو روز نيست. اين يك برنامه چندين و چندساله‌اي را مي‌طلبد كه از زماني كه اشغال سفارت صورت گرفت آهنگش نواخته شد و تا امروز ادامه دارد و اگر دستاوردي در عرصه‌هاي نظامي ،فناوري، علم، انرژي صلح‌آميز هسته‌اي موفقيت‌هاي داشتيم، به خاطر اين است كه روي پاي خودمان سعي و خطا را تجربه كرديم و منتظر نبوديم كه مثل رژيم گذشته همه طراحي‌ها از خارج صورت بگيرد. بلكه روي پاي خود ايستاديم و البته مشكلاتي هم داشته‌ايم اما سير تكاملي را طي كرديم و اين مسئله را معلول اين مي‌دانيم كه نظام ايران آهنگ جدي كرد تا هزينه‌هاي اين استقلال سياسي، فرهنگي، نظامي و اقتصادي را بدهد. اگر امروز در عرصه‌هاي زيادي در جايي قرار داريم كه در منطقه كشورهاي ديگر در سطح ما نيستند. حضرت امام (ره) در همان سال 58 به كمك مردم ايران موفق به اداره سرزمين و اداره جنگي شدند كه در آن آمريكا از عراق حمايت مي‌كرد. بر اساس معادله جنگ، آنها به جنوب ايران حمله كردند تا مناطق مرزي كشورمان را به مخاطره بياندازند و انقلاب را سرنگون كنند . اما هيچ كدام از اهداف اعلام شده توسط صدام محقق نشد. نه يك متر زمين ما در تصرف دشمن باقي ماند و نه خوزستان از خاك ايران جدا است. سازمان ملل هم مجبور شد كه عراق را به عنوان متجاوز بشناسد. در واقع ما به تمام اهداف خود رسيديم، اما آنها نتوانستند اهداف خود را تامين كنند.

اين انقلاب بزرگتر از انقلاب اول هنوز هم ادامه دارد. تا مادامي كه عزمي كه در جريان تسخير سفارت بوجود آمد و روابط ايران و آمريكا با پيشگامي ايالات متحده به خاطر اعتراض به كشورمان قطع شد،اين سير ادامه دارد و روز به روز هم محكم‌تر مي‌شود. چون در آن موقع جهان دوقطبي بود اما الان تك قطبي است و در حال حاضر با آمريكا سخت‌‌تر مي‌شود برخورد كرد.اساساً ماهيت حركت‌هاي سياسي كه آمريكا در دنيا و بويژه خاورميانه دارد امكان اينكه هرگونه منافع مشتركي را منطبق بر هم تعريف كنيم باقي نمي‌گذارد. حتي در جاهايي كه به ظاهر آنها به ما نياز دارند مثل عراق، مي‌بينيم كه آنها در عراق دنبال تحقق خاورميانه بزرگ هستند و در صورت تحقق اين هدف، رژيمي كه منطبق با اسلام باشد در آن جايگاهي ندارد. آنها خواهان ترويج سكولاريسم در مدل خاورميانه بزرگ هستند و ما هم دنبال مردمسالاري ديني هستيم. اين دو با هم قابل انطباق نيستند. هر كمكي كه ما در زمينه خاورميانه بزرگ به آمريكايي‌ها بكنيم، به ضرر ما تمام خواهد شد. چون آنها در نهايت مي‌خواهند حكومت سكولار را ترويج دهند و با مباني ما كه از حكومت ديني حمايت مي‌كنند تفاوت دارد. بنابراين امكان اينكه ما منافع مشترك با آمريكايي‌ها تعريف كنيم، وجود ندارد. اگر بخواهيم كه يك كار ديپلماتيك مشترك براي تنشج‌زدايي و كاهش آن انجام دهيم، كاهش تنش امكان‌پذير نيست. آنها مي‌گويند كه حركت ايران باعث صدور انقلاب شده است. يا اينكه لبنان از انقلاب ايران الگو گرفته است. خوب چكار كنيم؟ نمي‌شود كه خودمان را وارد عرصه بكنيم و طبق خواست آمريكا با كشورهاي منطقه اعلام كنيم كه ديگر از انقلاب ايران تاثير نگيريد. اين مسئله اساساً با پيام حضرت امام (ره) و انقلاب سازگار نيست. ما مي‌گوييم كه اين اسلام، اين مكتب و اين انقلاب راه خود را در افكار و عقايد و فرهنگ در هر جايي كه ممكن است پيدا كند. با حالت نظامي كه نمي‌شود انقلاب را صادر كرد. بايد به لحاظ فكري وارد اين مسئله شد. ما امكان طراحي مشترك و تعريف منافع مشترك با آمريكا را نداريم. آنها هم هر روز روي حركات ايران حساس‌تر مي‌شوند به خاطر اينكه ايران هر روز اقتدار بيشتري پيدا مي‌كند.البته در نظام بين‌الملل موجود آمريكا مي‌خواهد به صورت تك‌قطبي آن را اداره كند و در بسياري از منطقه هم اين مسئله بصورت يك توهم پذيرفته شده است و به همين خاطر آمريكا براساس همين توهم، در منطقه‌اي مثل عراق وارد عمل شده و براي خود و مردم منطقه مشكلاتي را فراهم كردند. اين اوضاع در حال حاضر مطابق ميل آمريكا نيست و بايد با شيوه‌هايي آن را بر هم زند. شيوه نا‌امني را در عراق در پيش‌ گرفت و نسبت به اين مقوله نيز بي‌تفاوت است.

 

*فارس: طبيعي بود كه بعد از تسخير سفارت، دولت موقت و ليبرال‌ها با اقدام شما مخالفت كنند،اما در بين انقلابيون نيز افرادي بودند كه منتقد اين حركت بودند.حتي شايعه‌اي نيز در مورد مخالفت شهيد بهشتي با اين اقدام وجود دارد؛ آيا چنين است؟

 

سيف‌اللهي: با مرحوم شهيد بهشتي كه خود من مرتبط بودم و ايشان از موافقان بود. سردمداران مخالفت با تسخير لانه، تقسيم‌بندي مي‌شوند. بني‌صدر از موضع طبيعي با اين كار مخالف بود، اما نوع مخالفت خود را به گونه‌اي ديگر جلوه مي‌داد. مثلاً مي‌گفت دولت در دولت شده است و دانشجويان كشور به صورت قطب درآمدند. اين در حالي بود كه وي قبل از رياست جمهوري به لانه آمد و با ما اعلام همبستگي كرد. شهيد بهشتي از همان لحظات اول كه در جريان قرار گرفتند مانند حضرت امام (ره) موضع گرفتند و هيچ‌گونه ابهامي در مورد تسخير لانه جاسوسي نداشت. از صدر تا ذيل دولت موقت هم مخالفت خود را با ما اعلام كرده بود كه البته شدت و ضعف‌هايي داشت و مرحوم بازرگان كه به لانه آمد به ما توصيه كرد كه اينجا را ترك كنيم؛ چون ممكن است كه اينجا توسط آمريكا بمباران شود. چون يكي از ناوهاي آمريكايي نيز به منطقه آمد و حضرت امام (ره) هم در همين ايام در پاسخگويي به تهديد آمريكا اعلام تشكيل بسيج عمومي را دادند.

 

*فارس:شايعه‌اي هم مطرح شده بود كه بعد از تسخير سفارت، دانشجويان در آن مكان قصد برگزاري نماز جماعت را داشتند كه يكي از آقايان اعلام كرد كه چون اين زمين غصبي است نبايد نماز خواند.اين شايعه را شنيده بوديد؟

 

سيف اللهي: بله؛ولي نمي‌دانم چه كسي گفت.

 

*فارس:مسئله‌اي كه آن جا مطرح مي‌شود دو دستگي و چند دستگي نه به لحاظ عقيده بلكه به لحاظ روش در نوع مواجهه با گروگان‌ها بود. نقل شده كه در ميان دانشجويان عده‌اي معتقد به افراط، عده‌اي معتقد به تفريط و آقاي موسوي خوئيني‌ معتقد به روش ميانه بود. راجع به افراط و تفريط‌ها در نحوه مواجهه با گروگان‌ها هم توضيح دهيد؟

سيف اللهي: در رفتار با گروگان‌ها يا در استمرار زمان؟

 

*فارس: خانم ابتكار در كتابش مطرح مي‌كند كه بعضي از كساني كه لانه را تسخير كردند، رفتار ملايمي را با گروگان‌ها دارند و اين مسئله باعث اعتراض بعضي‌ها شده بود.

 

سيف اللهي: اتفاقاً من اين را رد مي‌كنم. ايشان اگر اين را در كتاب گفته اشتباه كرده است. ما علي‌رغم اين كه يك آدمهاي انقلابي تند و تيز بوديم و حركتمان هم يك اعتراض بود، اما با همديگر كاملاً اتفاق نظر داشتيم كه رفتار ما با گروگان‌ها در ديد جهاني انعكاس مي‌يابد و روي جزء جزء حركات تصميم‌گيري مي‌كرديم. مثلاً در اولين لحظات سياه پوست‌ها را به خاطر همبستگي با سياه پوستان مظلوم جهان آزادشان كرديم. در همان ابتدا هر تعدادي از زنان هم كه بودند، آزاد كرديم؛ چون گفتيم زن هستند بايد مورد ترحم قرار گيرند.

اين دو حركت يك جريان از ترحم و مواضع انساني ايجاد كرد. زن‌ها و سياه پوست‌ها را همان اول آزاد كرديم و فرستاديم رفتند. با بقيه خوب رفتار مي‌شد به نحوي كه زماني از صليب سرخ و سازمان‌هاي بين‌المللي براي نظارت مي‌‌آمدند، آنها را در اتاق‌هاي خودشان نگهداري مي‌كرديم. زندان كه نبود تا قبل از حمله طبس.

اما يك نفر به نام “مترينكو” بود و زماني كه هيئت صليب سرخ آمد، گفت كه اين جا تحت شكنجه و آزارم. ما جا خورديم! ما تلنگر هم به آنها نمي‌زديم. غذا و نوشابه آنها مطابق منوي خودشان بود كه از انباري كه خودشان داشتند به همين منظور استفاده مي‌كرديم.

 

*فارس:بحث بازجويي و تخليه اطلاعاتي؟

 

سيف اللهي: نه! اصلاً! شكنجه‌اي كه مي‌گفت اين بود كه عنوان مي‌كرد يكي از اين مهتا‌بي‌هايي كه سوسو مي‌زند باعث شكنجه روحي من مي‌شود.اين قدر اين‌ها در خوشي و ناز و نعمت بودند.

 

*فارس: زماني كه به سفارت وارد شدند آيا نيروهاي آمريكايي واكنش نشان ندادند؟

 

سيف اللهي: چرا.

 

*فارس: در ابتدا چه نفراتي وارد سفارت شدند؟

 

سيف اللهي:من خودم قبل از اشغال، مامور شناسايي از ساختمان‌هاي روبرويي لانه جاسوسي بودم. با استقرار در ساختمان‌هاي بلند در خيابان طالقاني و از طريق دوربين تا آن جايي كه مي‌شد در مورد تعداد ساختمان‌ها و افرادي كه رفت و آمد مي‌كنند، عددي اجمالي به دست آورده و برآوردي تخميني نسبت به چگونگي اوضاع داشتيم. من خودم مسئول اين تيم بودم.

 

*فارس: گروهي كه حفاظت از سفارت را برعهده گرفته بود، هيچ واكنشي نشان ندادند؟

 

سيف اللهي: چرا. آنها چون غافلگير شدند؛ بلافاصله برنامه آماده باششان را پياده كردند. آنها تفنگدار به عنوان مستحفظ ساختمان داشتند كه اين تفنگدارها بلافاصله در چند دقيقه‌اي كه ديدند ما مي‌خواهيم وارد محوطه لانه جاسوسي شويم، وارد ساختمان اصلي شدند و موضع گرفتند و درب ساختمان‌هاي اصلي را بستند و ما براي نفوذ به ساختمان اصلي هيچ راهي نداشتيم. دو ساعت تلاش مي‌كرديم تا منفذي از زيرزمين پيدا كرديم و از طريق زيرزمين به طبقات بالاتر رفتيم. آمريكايي‌ها همه جا با تفنگ‌ها و گاز اشك‌آور آماده باش بودند.

 

*فارس: اولين كسي كه وارد محوطه داخلي شد چه كسي بود؟

 

سيف اللهي: تا سه ربعي مي‌گشتيم تا راهي پيدا كنيم ولي حقيقتاً الان يادم نيست چه كسي از آن پنجره زيرزمين به داخل رفت.

 

*فارس:چه كسي اولين بار با كاردار مواجه شد؟

 

سيف اللهي: كاردار آن موقع آن جا نبود. كاردار بيرون بود و زماني خبر اشغال لانه را شنيد، به وزارت خارجه رفت و پناهنده شد كه ديگر مورد تعرض قرار نگيرد.

 

*فارس: وابسته مطبوعاتي در آن جا حضور داشت؟

سيف اللهي: بله؛ بروس لينگن.

 

*فارس: شما كتاب خانم ابتكار را خواند‌ه‌ايد؟

 

سيف اللهي: يك تورقي كرده‌ام.

 

*فارس : روايت ايشان را تا چقدر به ماجرا نزديك مي‌دانيد؟

 

سيف‌ اللهي: آنهايي كه از مواضع آمريكا جمع آوري شده درست است. آنها گفته‌اند ايشان نوشته‌اند. آنهايي كه به ماجراهاي داخلي برمي‌گردد تا آن جايي كه من ديدم بعضي از روايت‌ها بعضاً درست است و بعضي از آن‌ها هم نيازمند تكميل نمودن است.

 

*فارس: كدام بخش‌هاي آن؟

 

سيف اللهي: الان حضور ذهن ندارم.

 

*فارس: آيا به دنبال اين هستيد كه خاطراتتان و يا مجموعه‌اي از وقايع را بنگاريد؟

 

سيف اللهي: من به شخصه انگيزه دارم و دنبال اين هستم و بناست تا آخر امسال بيرون بيايد.

 

*فارس: ما روايت دست اولي از آن پنج نفر نداريم.

 

سيف اللهي: اكثر اطلاعيه‌هاي لانه را من مي‌نوشتم و لازمه نوشتن آنها داشتن تمام اطلاعات بود و يكي از سخنگوها نيز خودم بودم.

 

*فارس: دعوت شما از گروه 50 نفره‌اي از آمريكا براي مشاهده جنايات حكومت پهلوي و آمريكا با مخالفت‌هايي در داخل مواجه ش؛ به نحوي كه آقاي ميناچي هم مي‌خواست درخصوص اين موضوع اعلام جرم كند. آيا اطلاعاتي در اين زمينه در اختيار ما قرار مي‌دهيد؟

 

سيف اللهي: اعلام جرم عليه چه كسي؟

 

*فارس: ظاهراً عليه دانشجويان.

 

سيف اللهي: براي چي؟

 

*فارس: شايد بحث انتشار اسناد در اين زمينه مطرح باشد.

 

سيف اللهي: ما با شبكه‌هاي آمريكايي مثل سي.ان.ان قرار گذاشتيم. اين شبكه در آن زمان به اين صورت شناخته شده نبود؛ چون به لحاظ كار لانه با موضوعات مرتبط آمريكا ارتباط داشتيم و تحولات آمريكا را زير نظر داشتيم.

ما براي اين كه اخبار مبني بر مداخلات آمريكا بعد از پيروزي انقلاب در مسائل داخلي كشور را مطرح كنيم، امتيازي براي هر شبكه‌اي كه حاضر باشد مستقيم روي آنتن برود ما آن امتياز را به آن شبكه مي‌دهيم و آنها براي اين كه در عالم خبرگزاري خودشان مطلب دست اول را بفرستند با ما طرف قرارداد مي‌شدند و ما با آنها تعامل مي‌كرديم.

 

*فارس: مديريت سياسي 444 روز با تيم 5 نفره بود؟

 

سيف اللهي: همان پنج نفر بودند. ما زماني كه پيام خود را نزد حضرت امام(ره) قرائت كرديم، كشور نمي‌توانست بيشتر از اين بلاتكليفي را تحمل كند، يك جا تصميم مي‌گرفتند چون سمپاشي‌هايي كه براي ما مي‌كردند و مي‌گفتند دولت در دولت. در سالگرد لانه خدمت حضرت امام (ره) رسيديم و گفتيم ما تا اين جا آمده‌ايم و مسائل هم به اين جا كشيده شده و از اين به بعد راجع به گروگان‌ها تعيين تكليف شود و ما درخواست مي‌كنيم ما را راهنمايي كنيد كه حضرت امام(ره) تشكر كردند و بعد فرمودند مجلس اين مسئله را رسيدگي و تعيين تكليف كند. آنها هم قانون گذراندند و كميته‌اي را براي اين كار مشخص كردند و مصوبات آن كميته معلوم شد و از طرف دولت هم يك هيئتي مشخص شد و مصوبات مجلس را در مورد گروگان‌ها پياده كرد و به تدريج از ما تحويل ‌گرفتند.

 

*فارس: بعد از رفتن گروگان‌ها و پايان 444 روز چه احساسي داشتيد؟

 

سيف‌اللهي: همه ما عمدتاً به سمت جنگ رفتيم.

 

*فارس: چه تاريخي؟

 

سيف‌اللهي: جنگ شروع شده بود. همه ما جذب سپاه و جنگ شديم. البته افرادي هم بودند كه جاهاي ديگر رفتند.

 

*فارس:شبهه‌اي وجود دارد كه ليبرال‌ها مطرح مي‌كنند كه تسخير لانه جاسوسي، آمريكا را به سمتي برد كه دست عراق را براي تهاجم به ايران باز بگذارد،آيا قبول داريد؟

 

سيف‌اللهي: عراق خودش بايد اين را در ليست اتهامي ما قرار دهد. چون عراق كه حمله كرده- چه زماني كه صدام سر كار بود و چه الان كه آبها از آسياب ريخته- بايد يك جايي مطرح شود كه چون اين دانشجويان اين كار را كردند، من به تلافي اين كار را كردم. چنين چيزي نيست. اگر بگوييم آمريكايي‌ها به دليل زخمي كه از پيروزي انقلاب خوردند، افتضاح در طبس و اشغال لانه جاسوسي و شكسته شدن هيبت آمريكايي‌ها در دنيا مي‌خواستند به يك نحوي جبران كنند و به صدام گفتند حمله كن. آن به اصل انقلاب و تضاد منافع برمي‌گردد و ما اين را نمي‌توانيم رد كنيم.

 

*فارس: دولت در آن زمان به شما فشاري وارد آورد؟

 

سيف‌اللهي: بني‌صدر بعد از رياست جمهوري به لانه آمد و گفت شما از چريك‌هاي فدايي هم بدتريد؛ به همين صراحت. ما گفتيم از شما انتظاري جز اين حرف نداريم. ما با شما عقد اخوتي نبسته‌ايم ، مراد و مرشد ما حضرت امام(ره) هستند. ايشان بگويد برويد بيرون مي‌رويم، بگويد بايستيد مي‌ايستيم، بگويد آب بخوريد، مي‌خوريم. ما با شما هيچ عقد اخوتي نداريم. شما با حضرت امام(ره) مسائلتان را حل كنيد. حضرت امام(ره) هر دستوري دادند ما اجرا مي‌كنيم. از آن طرف هم به حضرت امام(ره) گفتيم بني‌صدر اين گونه مي‌گويد كه ايشان فرمود كاري به افكار ايشان نداشته باشيد؛ كار خودتان را انجام دهيد.

 

*فارس:ما به عنوان نسل جوان حرف‌هاي حضرت امام(ره) را كه مي‌خوانيم گفتمان حضرت امام(ره) بعد از ماجراي لانه جاسوسي بال و پر باز مي‌كند و گونه ديگري مي‌شود.

 

سيف اللهي:بله، واقعاً حضرت امام(ره) از جريان تسخير لانه جاسوسي بسيار خوشحال شدند و بويژه با حمايتها و آثار مترتب بر آن معتقد بودند كه يك جهت اصولي، به‌صورت مجدد در مواضع انقلاب اسلامي ظهور پيدا كرده است و آن را معنا و عمق دادند.

انتهاي پيام/

 

 

 

گفتگوي فارس با  رضا سيف‌اللهي يكي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام: با تسخير لانه جاسوسي ثابت كرديم خط سازشي با آمريكا وجود ندارد

خبرگزاري فارس: رضا سيف‌اللهي از مركزيت تشكل دانشجويان مسلمان پيرو خط امام تاكيد كرد: با تسخير لانه جاسوسي آمريكا ثابت شد كه خط سازشي با آمريكا وجود ندارد.

 رضا سيف‌اللهي معاون كنوني هماهنگ‌كننده دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت 15 آذر 1336 در اصفهان بدنيا آمد. سوابق تحصيلي و شغلي او عبارتند از: دانشجوي ورودي دانشگاه صنعتي شريف تهران (قبل از پيروزي انقلاب اسلامي) رشته فيزيك، ليسانس رشته علوم سياسي از دانشگاه تهران، كارشناسي ارشد مديريت امور دفاعي دانشگاه امام حسين(ع)، كارشناسي ارشد مديريت دولتي دانشگاه اصفهان، دكتراي مديريت استراتژيك دانشگاه عالي دفاع ملي(تهران)

سيف‌اللهي قبل از انقلاب حضوري فعال در نهضت انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) در دانشگاه و حوزه داشت و به همين واسطه رژيم شاهنشاهي با او برخورد كرد و به مجازات زندان محكوم شد.

وي بعد از پيروزي انقلاب از مسئولين اوليه تاسيس سپاه در اصفهان بود و در طول سال‌هاي دفاع مقدس و دوران سازندگي مسئوليت‌هايي چون موسس جهاد سازندگي استان اصفهان، جانشين مسئول اطلاعات كل سپاه پاسداران، مسئول واحد اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، رئيس ستاد مركزي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي(با تصويب امام خميني «ره»)، فرماندهي سپاه منطقه 2 كشوري سپاه پاسداران، فرمانده سپاه دوم سيدالشهدا، معاون امنيتي انتظامي وزارت كشور، دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر كشور، فرماندهي حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي در سال 70 با حكم مقام معظم فرماندهي كل قوا، فرماندهي كل نيروي انتظامي با حكم مقام معظم رهبري سال 1372 ، مشاور نظامي فرماندهي معظم كل قوا با حكم ايشان،فرماندهي قرارگاه نصر و معاون هماهنگ كننده دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام را به عهده داشته است.

وي از عناصر تعيين‌كننده سياست‌هاي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام بود و هنوز هم از اقدام دانشجويان در آن زمان دفاع مي‌كند و به آرمان‌هاي و انگيزه‌هاي دانشجويان تسخيركننده سفارت پايبند است. از سوي ديگر سيف‌اللهي از جمله افرادي است كه تاكنون كمتر در اين زمينه سخن گفته است. بي‌ترديد با اين زاويه نگاه‌، مصاحبه خبرگزاري فارس با سيف‌اللهي براي مخاطبان جالب توجه خواهد بود.

آنچه در ذيل مي‌آيد، مشروح اين گفتگو است:

 

*فارس: آقاي سيف اللهي بعد از كناره‌گيري از نيروي انتظامي طي اين سا‌ل‌ها خبري از شما نبود، بفرماييد در اين مدت چه فعاليت‌هايي را داشتيد؟

 

سيف‌اللهي: بعد از اين كه از نيروي انتظامي كناره‌گيري كردم به عنوان مشاور نظامي فرماندهي معظم كل قوا مشغول فعاليت شدم. بعد هم بنا به حكم مقام معظم رهبري به فرماندهي قرارگاه نصر منصوب شدم و پس از مدتي با حكم ايشان به براي خدمت به مجمع تشخيص مصلحت نظام مامور شدم و مسئوليت معاون هماهنگي دبيرخانه مجمع را بعهده گرفتم. در عرصه تحصيل نيز در قبل از انقلاب در دانشگاه صنعتي شريف مقطع كارشناسي فيزيك مشغول تحصيل شدم و ليسانس علوم نظامي و ليسانس علوم سياسي را از دانشگاه سپاه و دانشگاه تهران گرفتم. همچنين فوق‌ليسانس مديريت دولتي را از دانشگاه اصفهان و كارشناسي ارشد مديريت امور دفاعي را از دانشگاه دافوس سپاه اخذ كردم و در مقطع دكتراي مديريت استراتژيك در دانشگاه دفاع ملي به ادامه تحصيل پرداختم كه در شرف اتمام است.

 

*فارس: ظاهراً تحصيلات حوزوي هم داشته‌ايد؟

 

سيف‌اللهي: قبل از انقلاب به خاطر ارتباط فعالي كه با شهيد بهشتي داشتم، تمايل خود براي سفر به فلسطين را با ايشان در ميان گذاشتم كه مانع شدند و گفتند كه در ايران نياز بيشتري است و حتي براي ادامه تحصيل، دانشگاه صنعتي شريف را انتخاب كردند. بعد از ورود به دانشگاه، ايشان به من تاكيد كردند كه بايد تحصيلات حوزوي را هم پي بگيرم. حتي به همت ايشان يك كلاس ويژه‌ دانشجويي هم در حوزه طراحي شد كه زير نظر ايشان و شهيد قدوسي در مدرسه شهيد حقاني اداره مي‌شد و من به اتفاق چهار دانشجوي ديگر در آن شركت مي‌كرديم.

 

*فارس: تسخير لانه جاسوسي در سال 58 اتفاق افتاد و آن زمان هم طبعاً دولت موقت هم بحث‌هايي مانند ارتباط با آمريكا را مطرح مي‌كرد و ديدار عضو اين دولت با برژينسكي هم به وقوع پيوسته بود. در كنار اين مسئله رفتار سفارت آمريكا هم مسئله‌ساز شده بود و مردم و بخصوص دانشجويان نيز شاهد چنين قضايايي بودند. با توجه به چنين مسايلي بفرماييد كه چگونه حركتي تحت عنوان اشغال سفارت شكل گرفت؟

سيف‌اللهي: ماجرا را بايد از قبل مورد بررسي قرار داد و براي شناسايي ريشه‌هاي يك حركت دانشجويي كه نهايتاً به تسخير سفارت آمريكا منجر شد، بايد به كمي قبل‌تر برگرديم. مواضع گروه دانشجويي در دانشگاه طي 9 ماه بعد از پيروزي انقلاب رو به تحليل بود. چه در طول تابستان كه دانشگاه باز بود و فعاليت‌هاي انقلاب از آنجا سازماندهي مي‌شد و حتي قبل از پيروزي نهضت هم اين معنا وجود داشت و با اينكه كلاس‌هاي دانشگاهي تعطيل بود اما اين مسئله به معني تعطيل فعاليت‌هاي سياسي نبود. ما در طي مدت بازگشايي دانشگاه‌ها بعد از انقلاب، جلساتي را در دانشگاه صنعتي شريف داشيم و اين جلسات در دانشگاه تهران هم وجود داشت و آنها هم به نوبه خودشان به عنوان نيروهاي مسلمان و معتقد به حضرت امام(ره) جلساتي داشتند و عمدتاً اين نوع فعاليت‌ها در سه دانشگاه صنعتي شريف‌، تهران و امير كبير وجود داشت. در اين جلسات دانشجويان در مورد مسايل مختلف به بحث و تبادل نظر مي‌پرداختند. مسئله از اين قرار بود كه ما در جو سياسي دانشگاه قادر نبوديم حركت‌هاي دولت موقت در عرصه سياسي را توجيه انقلابي بكنيم. از اين خلاء هم گروه‌هاي چپ و كمونيست و هم جريان التقاط و نفاق سوء استفاده سياسي مي‌كردند و مانور زيادي مي‌دادند و دانشجوياني كه در خط انقلاب و حضرت امام(ره) بودند در فشار و مخمصه قرار مي‌دادند. حتي به تبع دولت موقت كه بعضي از اعضاي آن بدون هماهنگي حضرت امام(ره) با مقامات آمريكايي ملاقات داشتند، گروه‌هاي ياد شده به ما تهمت سازش با امپرياليسم و افتادن به دامن آمريكا مي‌زدند و با اين جوسازي‌هاي و شانتاژ هم نمي‌گذاشتند كه دانشجويان به سمت اين تفكر بيايند و هم عضو گيري ‌مي‌كردند. حال در نظر بگيريد كه ما هم به وضع موجود انتقاد داشتيم. چون نمي‌پذيرفتيم كه يك مقام دولتي از نظامي انقلابي با برژينسكي كه كارا‌ترين فرد دولت كارتر بود، مذاكره كند. معلوم هم نبود كه نتيجه اين مذاكرات چيست؟ آيا قصد تعريف منافع مشتركشان را داشتند يا اين كه به تنظيم يك چارچوب براي رابطه جديد مي‌پردازند. بنابراين رابطه‌اي نبود كه به خواست حضرت امام(ره) يا رضايت و دستور ايشان باشد. دانشجويان مسلمان هم به چنين نقطه‌‌نظري رسيده بودند اما گروه‌هاي چپ و منافق عليه حضرت امام(ره) ، نظام، انقلاب و دانشجويان تحت عنوان پذيرش سلطه آمريكا بهره‌برداري تبليغي مي‌كردند.

نكته بعدي تحركات آمريكا بود كه مقابله با انقلاب تلقي مي‌شد. به عنوان نمونه پناه دادن به شاهي كه خلع شده و مورد تعقيب يك ملت بود، در حالي صورت گرفته بود كه با توجه به گذشته سياسي اين كشور در مواجهه با نهضت مردمي ايران اگر مي‌خواست روال صحيحي را با مردم كشورمان در پيش بگيرد، مي‌بايست حداقل به او پناه ندهد، حال دستگيري و عودت دادن او به ايران پيشكش‌.

اين در حالي بود كه حساسيت‌هاي مردم در ايران بسيار بالا بود و اركان نظام هنوز شكل نگرفته بود و ما آن موقع شاهد فعاليت خبرگان قانون اساسي بوديم كه بعد از رفراندم عمومي اعضاي آن در حال تدوين قانون اساسي بودند. پس به رسميت نشناختن انقلاب اسلامي و پناه دادن به شاه توسط آمريكا، حساسيت عميقي را در ميان مردم ايران ايجاد كرده بود.

نكته بعدي تحركاتي بود كه در داخل كشور داشت اوج‌ مي‌گرفت و شامل تحركات كارگري، دانشجويي، قومي و حتي مرزي بود و معلوم بود كه عاملي در حال تحريك كردن اين گروه‌ها است و عملاً اين گونه حوادث از كنترل دولت موقت خارج شده بود و به يك سري ناامني‌هايي كه سيستم امنيتي كشور را با وجود انقلاب شيرازه تصميم‌گيري كشور به اصطلاح شاهنشاهي در حال از هم‌پاشيدگي بود و طبق تحليل ما، انقلاب به تدريج از طرفي به وسيله فتنه‌ها و تفرقه‌ها و از طريقي بواسطه به فراموشي سپردن شعارهاي ضدامپرياليسي و ضد استكباري به مخاطره افتاده بود و دانشجويان در محيط مبارزاتي دانشگاه بايد خودشان را آماده و توجيه مي‌كردند كه انقلاب به مسير خود ادامه مي‌دهد و به انحراف كشيده نشده است.

شرايط از نظر روحي، داخلي، بين‌المللي و سياسي فراهم بود كه يك ضربه‌اي به فضاي سياسي كشور زده شود. شكل‌هاي مختلفي براي زدن اين پتك در جلسات مختلف دانشجويي مورد بحث قرار گرفت كه از جمله آن‌، طرح تسخير لانه جاسوسي بود كه به اشكال مختلف مطرح شد و در نهايت به همين فرمي كه در آمد، به تصويب رسيد و مورد هماهنگي دانشگاه‌هاي مختلف قرار گرفت و البته در اين موضوع سه دانشگاه صنعتي شريف، تهران و اميركبير محور اصلي بودند كه بعدها دانشگاه شهيد بهشتي هم به آن اضافه شد . عمدتاً اين چهار دانشگاه به صورت سازمان يافته فعال بودند اما دانشجوياني به صورت متفرق از دانشگاه‌هاي ديگر كه با اين حركت هماهنگ بودند و به صورت سازماني يا غير سازماني دعوت شدند و جمعي را تشكيل دادند كه بعد از هماهنگي به عمل آمده نهايتاً در روز سيزده آبان 58 با طراحي از قبل تعيين شده‌اي سفارت آمريكا به تسخير درآمد. هدف اوليه ما اين بود كه اعتراضي به همه اقدامات صورت گرفته از سوي آمريكا، دولت موقت و گروه‌هاي ضد انقلاب باشد. از سويي ديگر با توجه به اينكه بعد از انقلاب، آمريكا بسياري از منافع خود را در داخل كشور از دست داده بود طبيعي بود كه به خاطر دشمني با انقلاب اسلامي ايران درصد شكست‌دادن نهضت باشد و به همين خاطر از نقطه نظر تحليلي پشت سر حوادث و فتنه‌هاي داخلي قرار مي‌گرفت. وقتي سفارت تسخير شد ما از طريق مستنداتي كه در لانه به دست آورديم، ديديم اين تحليل درست و منطبق با واقعيت است.

 

*فارس: مي‌خواستم در مورد اين مجموعه و افرادي كه چهره شاخص اين جريان بودند، توضيح بيشتري دهيد كه اين البته مي‌تواند شامل دانشگاهيان و طيفي كه در بيرون از مجموعه دانشجويي بودند، باشد.

 

سيف‌اللهي: يك شوراي پنج نفره‌اي بود كه طراحي اصلي قضيه را به عهده داشتند و قبل از اينكه مسايل به ساير دانشجويان منتقل شود و توسعه پيدا كند در اين شوراي پنج نفره كه شامل دانشگاه صنعتي شريف دو نفر و از دانشگاه تهران، اميركبير و شهيد بهشتي هر كدام يك نفر بودند مسايل مورد بحث و بررسي قرار مي‌گرفت. اين شورا، تصميم‌گير اصلي قضيه بود و اعضاي آن به اين جمع‌بندي رسيده بودند كه بايد اين كار صورت گيرد.

 

*فارس: همزمان با اين‌‌، آيا با طيف‌هاي سياسي خارج از مجموعه دانشجويي از جمله روحانيون ارتباط داشتيد؟

 

سيف‌اللهي‌: از نظر ما افرادي كه در اين حركت مي‌توانستند قرار بگيرند شامل چند دسته ‌مي‌شدند. يك عده، افرادي كه بايد در صحنه حضور مي‌داشتند و مي‌بايست در تظاهرات شركت مي‌‌مي كردند و حتي اقدام به تسخير سفارت و ادامه دادن كار بعد از تسخير سفارت مي‌كردند. بنابراين يك سازماندهي مربوط به نيروهايي مي‌شد كه به صورت صددرصد فقط متشكل از دانشجويان بود. هر دانشگاهي سهميه‌اي داشت كه بايد مي‌رفت با افراد به صورت انفرادي صحبت مي‌كرد و اگر آنها را همراه و معتقد به برنامه ها مي‌ديد مي‌توانست آن فرد را وارد مجموعه ما بكند و اگراعتقادي به اين كار نداشتند به اين سازماندهي دعوت نمي‌شدند، چون در اين صورت زمينه اختلاف نظر بوجود مي‌آمد. پس بنابراين يك طيف مركب از دانشجويان، سازماندهي و تقسيم‌بندي آنها به تشكل‌هاي مرتبط بود كه دقيقاً ساعت «سين» روز «ر» را رعايت مي‌كردند. يك جريان اين بود كه ما نيروهايي كه انقلابي و معتقد هستند، بايد توجيه كنيم كه از جمله آنها شخصيت‌هاي كارآمد نظام بودند كه عمدتاً شامل نمايندگان خبرگان قانون اساسي مي‌شد كه در آن هنگام مشغول تدوين قانون اساسي در مجلس بودند. اين افراد شامل مقامات روحاني و غير روحاني مي‌شدند. ما در اينجا دو محذور داشتيم. يك محذور اين بود كه اگر ما مي‌رفتيم قبل از اقدام به تسخير لانه جاسوسي مسئله را با آقايان درميان مي‌گذاشتيم، احتمال داشت كه موضوع به نوعي فاش شود و اين درحالي بود كه دولت موقت هنوز بر سر كار بود و ما يقين داشتيم كه دولت موقت با اين كار مخالفت جدي خواهد كرد. محذور ما اين بود طرح‌ها و برنامه‌هاي ما به‌گوش اصحاب دولت موقت نرسد كه اگر اين چنين مي‌شد آنها از اين اقدام به هر وسيله‌اي جلوگيري ‌مي‌كردند. از طرف ديگر ما نمي‌توانستيم اين كار را نكنيم چون گرو‌ه‌هايي مثل چريك‌هاي فدايي خلق تجمعاتي به صورت مشابه در مقابل سفارت‌خانه‌هاي ديگر برگزار مي‌كردند و ما بايد به گونه‌اي عنوان مي‌كرديم كه دانشجويان مسلمان، معتقد‌ و پيرو خط امام با ديگر گروه‌ها فرق ‌دارند. ما يك تقسيم كاري كرديم. دانشجويان همراه ما بر اساس اين تقسيم كار به سراغ تمام شخصيت‌هاي روحاني حاضر در مجلس خبرگان رفتند. مثلاً من با توجه به شناخت و روابطي كه با شهيد بهشتي داشتم به سراغ ايشان رفتم. طبيعي بود كه من وقتي با اطمينان از گروهي كه در آن عضويت داشتم سخن مي‌گفتم ايشان نيز اطمينان مي‌كرد. در مورد ديگران مثل حضرت‌ آيت‌الله خامنه‌اي و آقاي هاشمي رفسنجاني نيز چنين تقسيم‌كاري صورت گرفته بود.البته ما فقط به توجيه كلي اين شخصيت‌ها پرداختيم.

 

*فارس: اين توجيه در حين تسخير صورت گرفت؟

 

سيف‌اللهي: بله. قبل از تسخير ما يك نفر را در جريان گذاشتيم و آن هم فقط آقاي موسوي خوييني‌ بود.

 

*فارس: از چه بابت؟

 

سيف‌اللهي: به اين خاطر كه ما مي‌خواستيم حضرت امام(ره) در جريان قرار بگيرد و حضرت امام(ره) روي ما شناخت مستقيم نداشتند و ما مي‌دانستيم كه آقاي موسوي خوييني ارتباط خوبي با حضرت امام(ره) دارد. ما براي اين كه ايشان مطلب را به حضرت امام(ره) منتقل كند با ايشان وارد بحث شديم.

 

*فارس: قبل از تسخير يا هنگام تسخير؟

 

سيف‌اللهي:قبل از تسخير.

 

*فارس: به طور دقيق از كي با ايشان صحبت شد؟

 

سيف‌اللهي: دو سه روز قبل. ما مي‌خواستيم اين حركت را انجام بدهيم و براي اينكه بدانيم نظر حضرت امام(ره) چيست بايد يك نفر را پيدا مي‌‌كرديم كه مسئله را به حضرت امام (ره) منعكس كند و اگر حضرت امام (ره) ناراضي باشند اين كار را نكنيم. وقتي كه با آقاي موسوي خوييني‌ مسئله در ميان گذاشته شد، ايشان ما را متقاعد كرد و گفت نيازي نيست كه اين مسئله را با حضرت امام(ره) در ميان بگذاريم. مواضع ايشان در مورد امپرياليسم مشخص است و بعيد است كه مخالف اين اقدام باشند، اما اگر مطرح شود ممكن است كه بعدها بگويند كه اين اقدام يك حركت دولتي است و شما با اين كارتان ممكن است كه حضرت امام (ره) را در محذور قرار دهيد. البته محذورمان اين بود كه اگر حضرت امام (ره) ناراضي باشند، اين حركت به هيچ دردي نمي‌خورد و اين حركت را زماني مفيد تلقي مي‌كرديم كه مورد رضايت حضرت امام(ره) باشد. به هر حال دغدغه‌هايي در اين زمينه وجود داشت و حل نشد، اما ما متقاعد شديم كه اين حركت با مواضع حضرت امام(ره) سازگاري دارد و از طرفي ديگر دو روز قبل از تسخير لانه، حضرت امام(ره) پيامي را صادر كردند كه در آن قرينه‌اي بود با اين مضمون كه بر همه و بخصوص دانشجويان فرض است كه حملات خود را عليه آمريكا و صهيونيسم بايد افزايش دهند.

 

*فارس: بسيج عمومي عليه امپرياليسم؟

 

سيف‌اللهي: بله. همين بود. ما از اين پيام به اين نتيجه رسيديم كه حضرت امام(ره) نيز به لحاظ تحليلي با اين اقدام موافق هستند. علت ديگري كه مسئله را به صورت مستقيم با حضرت امام(ره) در ميان نگذاشتيم، اين بود كه در صورت اشغال لانه جاسوسي، اگر حضرت امام (ره) نارضايتي خود را به اين اقدام اعلام مي‌كردند، نهايتاً ما معتقد بوديم بعد از يك عذرخواهي از سفارت بيرون مي‌آمديم. بالاخره اين يك ريسك بود و ما مطمئن بوديم كه بعد از اشغال لانه جاسوسي اگر حضرت امام(ره) اعلام مي‌كردند كه كار درستي نبود، ما مي‌گفتيم كه فرمان شما مطاع است و از سفارت بيرون ‌مي‌آمديم. بالاخره هر حركت بزرگ، ريسكي هم دارد، اما از طرف ديگر اين خاصيت را هم دارد كه اقدام ما دولتي و حكومتي تلقي نمي‌شد و كاملاً دانشجويي بود. پيش‌بيني 445 روز را هم نداشتيم و نمي‌دانستيم كه كار به اينجا مي‌رسد.

 

*فارس:تسخير يك سفارت خارجي در عرف بين‌المللي به هر حال يك ناهنجاري تلقي مي‌شود. آيا شما پيش‌بيني بازتاب‌ها و پيامدها و تحقير آمريكا را مي‌كرديد؟ يا اينكه حضرت امام(ره) هم پيامي در اين زمينه صادر كنند و شما 445 روز در سفارت بمانيد؟

 

سيف‌اللهي: پيش‌بيني اوليه ما اين بود كه يك حركت سه روزه يا پنج روزه يا كمتر و بيشتر در اعتراض به آمريكا و سياست‌هاي اين كشور در قبال ايران و پناه دادن به شاه و فتنه‌هاي داخلي و ابراز نارضايتي از حركات دولت موقت در ملاقات با برژينسكي مشاور امنيت ملي رييس جمهور آمريكا و نشان دادن خشم و توفندگي دانشجويان پيرو خط امام عليه آمريكا در جريان تسخير سفارت آمريكا صورت مي‌گيرد. ما مي‌خواستيم اين مسئله را عنوان كنيم كه خط سازشي با آمريكا وجود ندارد. بر اساس همين پيش‌بيني سه يا پنج‌روزه اعلاميه‌ها و اطلاعيه‌هاي خود را تهيه كرده بوديم اما وقتي كه اقدام صورت گرفت با مسايل خاصي مواجه شديم. در ابعاد سياسي ما بلافاصله به دفتر حضرت امام(ره) و حاج احمد آقا اطلاع داديم و انعكاسي كه از طرف حضرت امام (ره) آمد نشاندهنده خوشحالي ايشان بود و اين ابراز رضايت بهترين هديه براي ما بود، ولي هنوز حضرت امام (ره) موضع‌گيري نكرده بودند و ما به صورت غير رسمي و تلفني مواضع حضرت امام(ره) را مبني بر خوشحال شدن جدي دريافت كرديم. بعد از شنيدن اين خبر ما ديگر در پوست خود نمي‌گنجيديم؛ چون اين مسئله براي ما خيلي مهم و استراتژيك بود و تنها ريسك ما هم همين بود. حتي اين مسئله كه در صورت بالا رفتن از ديوار سفارت ممكن بود كه برخوردي با تفنگدارهاي آمريكايي پيدا كرده و مورد اصابت گلوله قرار گيريم، براي ما اهميتي نداشت. براي ما مهم موافقت يا مخالفت حضرت امام (ره) بود و اساساً در اهميت حياتي اين موضوع همين‌قدر بگويم كه ما وقتي مي‌خواستيم عنواني را براي مجموعه خودمان انتخاب كنيم با اسامي مختلفي مثل سازمان اسلامي يا انجمن‌هاي اسلامي برخورد كرديم اما ديديم چنين عنواني منظور نظر ما نيست. ما مي‌خواستيم بگوييم كه حضرت امام (ره) يك خط مبارزه با آمريكا به صورت جدي و عميق دارد كه فرماليته و سازشكارانه نيست و به همين خاطر ما عنوان كرديم كه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام هستيم. انتخاب اين عنوان با چند هدف صورت گرفت. اول اينكه مي‌خواستيم اعلام كنيم كه مسلمان هستيم و با گروه‌هاي ديگر دانشجويي كه به اسلام اعتقادي ندارند، تفاوت داريم. دوم اينكه پيرو خط امام هستيم و خط حضرت امام(ره) اولين چيزي بود كه مطرح مي‌شد. علت اين بود كه در جريان گفتگوي‌هايي كه با ساير گروه‌هاي غير اسلامي از جمله چپي‌ها داشتيم، آنها مطرح مي‌كردند كه حضرت امام(ره) خط سياسي مشخصي ندارد. آنها خط سياسي را فقط در مبارزه با امپرياليسم مي‌دانستند. ما با انتخاب اين عنوان مي‌خواستيم بگوييم كه حضرت امام(ره) خط، چارچوب، استراتژي و مباني دارد. به عبارت ديگر ما مقلد هستيم و از خود اجتهادي نداريم و تابع حضرت امام(ره) هستيم. وقتي كه ابراز خوشحالي حضرت امام(ره) را در مورد اشغال سفارت از طريق تماس تلفني دريافت كرديم، ما نمي‌دانستيم كه حضرت امام(ره) در مواضع رسمي خود چه واكنشي را ابراز مي‌كنند و به مثابه يك دنيا انتظار بود. وقتي حضرت امام(ره) رسماً اين حركت را به عنوان يك حركت انقلابي و باصلابت تاييد كردند و حتي در سخنراني دوم خود از آن به عنوان «انقلاب دوم» و مهمتر از انقلاب اول ياد كردند، ديديم كه ديگر در اين جريان خودمان نمي‌توانيم نقش اصلي را ايفا كنيم بلكه نقش دوم را پذيرفتيم. در جامعه، امواج خروشان ملت شامل همه اقشار و بخصوص دانشجويان به تلاطم درآمد. از طرفي ديگر گروه‌هاي چپي كه ما را متهم مي‌كردند كه مبارزه با امپرياليسم را بلد نيستيم، با اين اقدام منفعل شدند. اينها گروه گروه به محل سفارت مي‌آمدند و با پرچم خودشان با ما اظهار همبستگي مي‌كردند كه البته در ميان آنها هم برخي از افراد نفاق وجود داشتند. اين حركت بساط توطئه‌ها را جمع كرد و تمام اين توطئه‌ها تبديل شد به شور انقلابي و وحدت و يكپارچگي و ابهاماتي كه بر سر ملاقات دولت موقت با برژينسكي وجود داشت، با اين اقدام مرتفع شد و مشخص شد كه حضرت امام(ره) و انقلاب در مسير واقعي خودش قرار دارد. دولت موقت هم اينجا مواضع خود را بايد تبيين مي‌كرد. يا بايد همراهي ‌مي‌كرد يا بايد مي‌گفت كه من مخالف هستم. اشغال لانه جاسوسي باعث شد كه مواضع‌ دولت موقت و تمام شخصيت‌هايي كه در انقلاب كم و بيش حضور داشتند، تبيين شود. اين حركت به صورت يك شاقولي درآمده بود كه ملاك انقلابي به شمار مي‌رفت. چون اين حركت چيزي كم نداشت. از يك طرف حضرت امام(ره) از آن حمايت كرد كه به نوبه خود معيار و شاخص بود و از طرف ديگر يك حركت سياسي مفهوم‌دار و معنادار در نظام بين‌المللي بود. دولت موقت تهديد كرد و به حضرت امام (ره) پيام داد كه اگر مسئله حل نشود ما استعفا مي‌دهيم و قادر به اداره انقلاب نيستيم. حضرت امام(ره) هم فرمودند كه استعفا بدهيد. با استعفاي دولت موقت زمام امور بدست شوراي انقلاب افتاد كه اين يك قدم بزرگ در تحولات داخلي بود و آثار و پيامدهاي ديگري هم داشت.

حركت‌هاي دانشجويي گاهي وقت‌ها درست به هدف مي‌رسد و گاهي در برخي از اين حركت‌ها تضميني به درستي صددرصد آنها نيست و احتمال خطا نيز وجود دارد. ما در دو مسئله از نظر تحليلي به هدف رسيديم. اول اينكه تحليل‌ مي‌كرديم كه توطئه‌هايي كه در كشور به وقوع مي‌پيوندد ريشه آن در سفارت آمريكا است. بر اساس اين تحليل باور داشتيم كه منافع آمريكا به واسطه انقلاب دچار ضرر و زيان شده و اين كشور تنها در صورت به هم زدن اين قاعده خواهد بود تا دوباره به منافع گذشته دسترسي پيدا كند. بعد از اشغال سفارت و بررسي مدارك و اسناد ديديم كه تحليل درستي را ارائه كرديم. نكته دوم فكر مي‌كرديم كه حضرت امام (ره) نيز با اين اقدام موافق باشند كه اين اتفاق افتاد و بعد از ملاقات با حضرت امام (ره) در روزهاي اول بعد از اشغال، ديديم كه حضرت امام(ره) بسيار خوشحال هستند و مي‌گويند كه جاي خوبي را گرفتيد. حضرت امام(ره) با تمام وجودشان به اين حركت اعتقاد داشتند. اين علاقه حضرت امام (ره) و امواج خروشان ملت آن چيزي شد كه حضرت امام(ره) فرمودند انقلاب بزرگتر از انقلاب اول. چرا؟ انقلاب بزرگتر از انقلاب اول، نه به عنوان اينكه ما يك چهار ديواري به نام سفارت و چند نفر را به عنوان گروگان گرفتيم . اين يك سمبل و علامت بود. اين علامت كاشف از اين بود كه حضرت امام(ره) به عنوان پيشواي يك ملت تا چه اندازه بر سر اين موضع كه روابط ما با آمريكا بايد در همه زمينه‌هاي قطع شود ايستاده بود. ما به ناچار عضو جامعه بين‌المللي هستيم و آمريكا هم همينطور. نظام بين‌الملل آن زمان دو قطبي بود اما با تفوق آمريكا. الان هم يك نظام يك جانبه‌گرايي است و ماهيت نظام بين‌المللي نيز از سوي آمريكا، يكدستي تبليغ مي‌شود. وقتي كه رژيم شاه از نظر نظامي، برنامه‌ريزي‌، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي وابسته طرح‌هاي آمريكا بود و ما دكترين نظامي مستقل و از آن خود نداشتيم. شاه از طرف خود نمي‌توانست ساختار تعريف كند و حتي بومي‌سازي نمي‌توانست انجام دهد و حتي كارشناسان ما در آن زمان نيز قادر به طرح‌ريزي براي بومي‌سازي در همه سطوح اجتماعي نبودند. وقتي ما اعلام مي‌كنيم كه بايد اين سيستم را در همه ابعاد قطع كنيم، يك كار بسيار بزرگ و عظيم چندجانبه است و كار يك روز و دو روز نيست. اين يك برنامه چندين و چندساله‌اي را مي‌طلبد كه از زماني كه اشغال سفارت صورت گرفت آهنگش نواخته شد و تا امروز ادامه دارد و اگر دستاوردي در عرصه‌هاي نظامي ،فناوري، علم، انرژي صلح‌آميز هسته‌اي موفقيت‌هاي داشتيم، به خاطر اين است كه روي پاي خودمان سعي و خطا را تجربه كرديم و منتظر نبوديم كه مثل رژيم گذشته همه طراحي‌ها از خارج صورت بگيرد. بلكه روي پاي خود ايستاديم و البته مشكلاتي هم داشته‌ايم اما سير تكاملي را طي كرديم و اين مسئله را معلول اين مي‌دانيم كه نظام ايران آهنگ جدي كرد تا هزينه‌هاي اين استقلال سياسي، فرهنگي، نظامي و اقتصادي را بدهد. اگر امروز در عرصه‌هاي زيادي در جايي قرار داريم كه در منطقه كشورهاي ديگر در سطح ما نيستند. حضرت امام (ره) در همان سال 58 به كمك مردم ايران موفق به اداره سرزمين و اداره جنگي شدند كه در آن آمريكا از عراق حمايت مي‌كرد. بر اساس معادله جنگ، آنها به جنوب ايران حمله كردند تا مناطق مرزي كشورمان را به مخاطره بياندازند و انقلاب را سرنگون كنند . اما هيچ كدام از اهداف اعلام شده توسط صدام محقق نشد. نه يك متر زمين ما در تصرف دشمن باقي ماند و نه خوزستان از خاك ايران جدا است. سازمان ملل هم مجبور شد كه عراق را به عنوان متجاوز بشناسد. در واقع ما به تمام اهداف خود رسيديم، اما آنها نتوانستند اهداف خود را تامين كنند.

اين انقلاب بزرگتر از انقلاب اول هنوز هم ادامه دارد. تا مادامي كه عزمي كه در جريان تسخير سفارت بوجود آمد و روابط ايران و آمريكا با پيشگامي ايالات متحده به خاطر اعتراض به كشورمان قطع شد،اين سير ادامه دارد و روز به روز هم محكم‌تر مي‌شود. چون در آن موقع جهان دوقطبي بود اما الان تك قطبي است و در حال حاضر با آمريكا سخت‌‌تر مي‌شود برخورد كرد.اساساً ماهيت حركت‌هاي سياسي كه آمريكا در دنيا و بويژه خاورميانه دارد امكان اينكه هرگونه منافع مشتركي را منطبق بر هم تعريف كنيم باقي نمي‌گذارد. حتي در جاهايي كه به ظاهر آنها به ما نياز دارند مثل عراق، مي‌بينيم كه آنها در عراق دنبال تحقق خاورميانه بزرگ هستند و در صورت تحقق اين هدف، رژيمي كه منطبق با اسلام باشد در آن جايگاهي ندارد. آنها خواهان ترويج سكولاريسم در مدل خاورميانه بزرگ هستند و ما هم دنبال مردمسالاري ديني هستيم. اين دو با هم قابل انطباق نيستند. هر كمكي كه ما در زمينه خاورميانه بزرگ به آمريكايي‌ها بكنيم، به ضرر ما تمام خواهد شد. چون آنها در نهايت مي‌خواهند حكومت سكولار را ترويج دهند و با مباني ما كه از حكومت ديني حمايت مي‌كنند تفاوت دارد. بنابراين امكان اينكه ما منافع مشترك با آمريكايي‌ها تعريف كنيم، وجود ندارد. اگر بخواهيم كه يك كار ديپلماتيك مشترك براي تنشج‌زدايي و كاهش آن انجام دهيم، كاهش تنش امكان‌پذير نيست. آنها مي‌گويند كه حركت ايران باعث صدور انقلاب شده است. يا اينكه لبنان از انقلاب ايران الگو گرفته است. خوب چكار كنيم؟ نمي‌شود كه خودمان را وارد عرصه بكنيم و طبق خواست آمريكا با كشورهاي منطقه اعلام كنيم كه ديگر از انقلاب ايران تاثير نگيريد. اين مسئله اساساً با پيام حضرت امام (ره) و انقلاب سازگار نيست. ما مي‌گوييم كه اين اسلام، اين مكتب و اين انقلاب راه خود را در افكار و عقايد و فرهنگ در هر جايي كه ممكن است پيدا كند. با حالت نظامي كه نمي‌شود انقلاب را صادر كرد. بايد به لحاظ فكري وارد اين مسئله شد. ما امكان طراحي مشترك و تعريف منافع مشترك با آمريكا را نداريم. آنها هم هر روز روي حركات ايران حساس‌تر مي‌شوند به خاطر اينكه ايران هر روز اقتدار بيشتري پيدا مي‌كند.البته در نظام بين‌الملل موجود آمريكا مي‌خواهد به صورت تك‌قطبي آن را اداره كند و در بسياري از منطقه هم اين مسئله بصورت يك توهم پذيرفته شده است و به همين خاطر آمريكا براساس همين توهم، در منطقه‌اي مثل عراق وارد عمل شده و براي خود و مردم منطقه مشكلاتي را فراهم كردند. اين اوضاع در حال حاضر مطابق ميل آمريكا نيست و بايد با شيوه‌هايي آن را بر هم زند. شيوه نا‌امني را در عراق در پيش‌ گرفت و نسبت به اين مقوله نيز بي‌تفاوت است.

 

*فارس: طبيعي بود كه بعد از تسخير سفارت، دولت موقت و ليبرال‌ها با اقدام شما مخالفت كنند،اما در بين انقلابيون نيز افرادي بودند كه منتقد اين حركت بودند.حتي شايعه‌اي نيز در مورد مخالفت شهيد بهشتي با اين اقدام وجود دارد؛ آيا چنين است؟

 

سيف‌اللهي: با مرحوم شهيد بهشتي كه خود من مرتبط بودم و ايشان از موافقان بود. سردمداران مخالفت با تسخير لانه، تقسيم‌بندي مي‌شوند. بني‌صدر از موضع طبيعي با اين كار مخالف بود، اما نوع مخالفت خود را به گونه‌اي ديگر جلوه مي‌داد. مثلاً مي‌گفت دولت در دولت شده است و دانشجويان كشور به صورت قطب درآمدند. اين در حالي بود كه وي قبل از رياست جمهوري به لانه آمد و با ما اعلام همبستگي كرد. شهيد بهشتي از همان لحظات اول كه در جريان قرار گرفتند مانند حضرت امام (ره) موضع گرفتند و هيچ‌گونه ابهامي در مورد تسخير لانه جاسوسي نداشت. از صدر تا ذيل دولت موقت هم مخالفت خود را با ما اعلام كرده بود كه البته شدت و ضعف‌هايي داشت و مرحوم بازرگان كه به لانه آمد به ما توصيه كرد كه اينجا را ترك كنيم؛ چون ممكن است كه اينجا توسط آمريكا بمباران شود. چون يكي از ناوهاي آمريكايي نيز به منطقه آمد و حضرت امام (ره) هم در همين ايام در پاسخگويي به تهديد آمريكا اعلام تشكيل بسيج عمومي را دادند.

 

*فارس:شايعه‌اي هم مطرح شده بود كه بعد از تسخير سفارت، دانشجويان در آن مكان قصد برگزاري نماز جماعت را داشتند كه يكي از آقايان اعلام كرد كه چون اين زمين غصبي است نبايد نماز خواند.اين شايعه را شنيده بوديد؟

 

سيف اللهي: بله؛ولي نمي‌دانم چه كسي گفت.

 

*فارس:مسئله‌اي كه آن جا مطرح مي‌شود دو دستگي و چند دستگي نه به لحاظ عقيده بلكه به لحاظ روش در نوع مواجهه با گروگان‌ها بود. نقل شده كه در ميان دانشجويان عده‌اي معتقد به افراط، عده‌اي معتقد به تفريط و آقاي موسوي خوئيني‌ معتقد به روش ميانه بود. راجع به افراط و تفريط‌ها در نحوه مواجهه با گروگان‌ها هم توضيح دهيد؟

سيف اللهي: در رفتار با گروگان‌ها يا در استمرار زمان؟

 

*فارس: خانم ابتكار در كتابش مطرح مي‌كند كه بعضي از كساني كه لانه را تسخير كردند، رفتار ملايمي را با گروگان‌ها دارند و اين مسئله باعث اعتراض بعضي‌ها شده بود.

 

سيف اللهي: اتفاقاً من اين را رد مي‌كنم. ايشان اگر اين را در كتاب گفته اشتباه كرده است. ما علي‌رغم اين كه يك آدمهاي انقلابي تند و تيز بوديم و حركتمان هم يك اعتراض بود، اما با همديگر كاملاً اتفاق نظر داشتيم كه رفتار ما با گروگان‌ها در ديد جهاني انعكاس مي‌يابد و روي جزء جزء حركات تصميم‌گيري مي‌كرديم. مثلاً در اولين لحظات سياه پوست‌ها را به خاطر همبستگي با سياه پوستان مظلوم جهان آزادشان كرديم. در همان ابتدا هر تعدادي از زنان هم كه بودند، آزاد كرديم؛ چون گفتيم زن هستند بايد مورد ترحم قرار گيرند.

اين دو حركت يك جريان از ترحم و مواضع انساني ايجاد كرد. زن‌ها و سياه پوست‌ها را همان اول آزاد كرديم و فرستاديم رفتند. با بقيه خوب رفتار مي‌شد به نحوي كه زماني از صليب سرخ و سازمان‌هاي بين‌المللي براي نظارت مي‌‌آمدند، آنها را در اتاق‌هاي خودشان نگهداري مي‌كرديم. زندان كه نبود تا قبل از حمله طبس.

اما يك نفر به نام “مترينكو” بود و زماني كه هيئت صليب سرخ آمد، گفت كه اين جا تحت شكنجه و آزارم. ما جا خورديم! ما تلنگر هم به آنها نمي‌زديم. غذا و نوشابه آنها مطابق منوي خودشان بود كه از انباري كه خودشان داشتند به همين منظور استفاده مي‌كرديم.

 

*فارس:بحث بازجويي و تخليه اطلاعاتي؟

 

سيف اللهي: نه! اصلاً! شكنجه‌اي كه مي‌گفت اين بود كه عنوان مي‌كرد يكي از اين مهتا‌بي‌هايي كه سوسو مي‌زند باعث شكنجه روحي من مي‌شود.اين قدر اين‌ها در خوشي و ناز و نعمت بودند.

 

*فارس: زماني كه به سفارت وارد شدند آيا نيروهاي آمريكايي واكنش نشان ندادند؟

 

سيف اللهي: چرا.

 

*فارس: در ابتدا چه نفراتي وارد سفارت شدند؟

 

سيف اللهي:من خودم قبل از اشغال، مامور شناسايي از ساختمان‌هاي روبرويي لانه جاسوسي بودم. با استقرار در ساختمان‌هاي بلند در خيابان طالقاني و از طريق دوربين تا آن جايي كه مي‌شد در مورد تعداد ساختمان‌ها و افرادي كه رفت و آمد مي‌كنند، عددي اجمالي به دست آورده و برآوردي تخميني نسبت به چگونگي اوضاع داشتيم. من خودم مسئول اين تيم بودم.

 

*فارس: گروهي كه حفاظت از سفارت را برعهده گرفته بود، هيچ واكنشي نشان ندادند؟

 

سيف اللهي: چرا. آنها چون غافلگير شدند؛ بلافاصله برنامه آماده باششان را پياده كردند. آنها تفنگدار به عنوان مستحفظ ساختمان داشتند كه اين تفنگدارها بلافاصله در چند دقيقه‌اي كه ديدند ما مي‌خواهيم وارد محوطه لانه جاسوسي شويم، وارد ساختمان اصلي شدند و موضع گرفتند و درب ساختمان‌هاي اصلي را بستند و ما براي نفوذ به ساختمان اصلي هيچ راهي نداشتيم. دو ساعت تلاش مي‌كرديم تا منفذي از زيرزمين پيدا كرديم و از طريق زيرزمين به طبقات بالاتر رفتيم. آمريكايي‌ها همه جا با تفنگ‌ها و گاز اشك‌آور آماده باش بودند.

 

*فارس: اولين كسي كه وارد محوطه داخلي شد چه كسي بود؟

 

سيف اللهي: تا سه ربعي مي‌گشتيم تا راهي پيدا كنيم ولي حقيقتاً الان يادم نيست چه كسي از آن پنجره زيرزمين به داخل رفت.

 

*فارس:چه كسي اولين بار با كاردار مواجه شد؟

 

سيف اللهي: كاردار آن موقع آن جا نبود. كاردار بيرون بود و زماني خبر اشغال لانه را شنيد، به وزارت خارجه رفت و پناهنده شد كه ديگر مورد تعرض قرار نگيرد.

 

*فارس: وابسته مطبوعاتي در آن جا حضور داشت؟

سيف اللهي: بله؛ بروس لينگن.

 

*فارس: شما كتاب خانم ابتكار را خواند‌ه‌ايد؟

 

سيف اللهي: يك تورقي كرده‌ام.

 

*فارس : روايت ايشان را تا چقدر به ماجرا نزديك مي‌دانيد؟

 

سيف‌ اللهي: آنهايي كه از مواضع آمريكا جمع آوري شده درست است. آنها گفته‌اند ايشان نوشته‌اند. آنهايي كه به ماجراهاي داخلي برمي‌گردد تا آن جايي كه من ديدم بعضي از روايت‌ها بعضاً درست است و بعضي از آن‌ها هم نيازمند تكميل نمودن است.

 

*فارس: كدام بخش‌هاي آن؟

 

سيف اللهي: الان حضور ذهن ندارم.

 

*فارس: آيا به دنبال اين هستيد كه خاطراتتان و يا مجموعه‌اي از وقايع را بنگاريد؟

 

سيف اللهي: من به شخصه انگيزه دارم و دنبال اين هستم و بناست تا آخر امسال بيرون بيايد.

 

*فارس: ما روايت دست اولي از آن پنج نفر نداريم.

 

سيف اللهي: اكثر اطلاعيه‌هاي لانه را من مي‌نوشتم و لازمه نوشتن آنها داشتن تمام اطلاعات بود و يكي از سخنگوها نيز خودم بودم.

 

*فارس: دعوت شما از گروه 50 نفره‌اي از آمريكا براي مشاهده جنايات حكومت پهلوي و آمريكا با مخالفت‌هايي در داخل مواجه ش؛ به نحوي كه آقاي ميناچي هم مي‌خواست درخصوص اين موضوع اعلام جرم كند. آيا اطلاعاتي در اين زمينه در اختيار ما قرار مي‌دهيد؟

 

سيف اللهي: اعلام جرم عليه چه كسي؟

 

*فارس: ظاهراً عليه دانشجويان.

 

سيف اللهي: براي چي؟

 

*فارس: شايد بحث انتشار اسناد در اين زمينه مطرح باشد.

 

سيف اللهي: ما با شبكه‌هاي آمريكايي مثل سي.ان.ان قرار گذاشتيم. اين شبكه در آن زمان به اين صورت شناخته شده نبود؛ چون به لحاظ كار لانه با موضوعات مرتبط آمريكا ارتباط داشتيم و تحولات آمريكا را زير نظر داشتيم.

ما براي اين كه اخبار مبني بر مداخلات آمريكا بعد از پيروزي انقلاب در مسائل داخلي كشور را مطرح كنيم، امتيازي براي هر شبكه‌اي كه حاضر باشد مستقيم روي آنتن برود ما آن امتياز را به آن شبكه مي‌دهيم و آنها براي اين كه در عالم خبرگزاري خودشان مطلب دست اول را بفرستند با ما طرف قرارداد مي‌شدند و ما با آنها تعامل مي‌كرديم.

 

*فارس: مديريت سياسي 444 روز با تيم 5 نفره بود؟

 

سيف اللهي: همان پنج نفر بودند. ما زماني كه پيام خود را نزد حضرت امام(ره) قرائت كرديم، كشور نمي‌توانست بيشتر از اين بلاتكليفي را تحمل كند، يك جا تصميم مي‌گرفتند چون سمپاشي‌هايي كه براي ما مي‌كردند و مي‌گفتند دولت در دولت. در سالگرد لانه خدمت حضرت امام (ره) رسيديم و گفتيم ما تا اين جا آمده‌ايم و مسائل هم به اين جا كشيده شده و از اين به بعد راجع به گروگان‌ها تعيين تكليف شود و ما درخواست مي‌كنيم ما را راهنمايي كنيد كه حضرت امام(ره) تشكر كردند و بعد فرمودند مجلس اين مسئله را رسيدگي و تعيين تكليف كند. آنها هم قانون گذراندند و كميته‌اي را براي اين كار مشخص كردند و مصوبات آن كميته معلوم شد و از طرف دولت هم يك هيئتي مشخص شد و مصوبات مجلس را در مورد گروگان‌ها پياده كرد و به تدريج از ما تحويل ‌گرفتند.

 

*فارس: بعد از رفتن گروگان‌ها و پايان 444 روز چه احساسي داشتيد؟

 

سيف‌اللهي: همه ما عمدتاً به سمت جنگ رفتيم.

 

*فارس: چه تاريخي؟

 

سيف‌اللهي: جنگ شروع شده بود. همه ما جذب سپاه و جنگ شديم. البته افرادي هم بودند كه جاهاي ديگر رفتند.

 

*فارس:شبهه‌اي وجود دارد كه ليبرال‌ها مطرح مي‌كنند كه تسخير لانه جاسوسي، آمريكا را به سمتي برد كه دست عراق را براي تهاجم به ايران باز بگذارد،آيا قبول داريد؟

 

سيف‌اللهي: عراق خودش بايد اين را در ليست اتهامي ما قرار دهد. چون عراق كه حمله كرده- چه زماني كه صدام سر كار بود و چه الان كه آبها از آسياب ريخته- بايد يك جايي مطرح شود كه چون اين دانشجويان اين كار را كردند، من به تلافي اين كار را كردم. چنين چيزي نيست. اگر بگوييم آمريكايي‌ها به دليل زخمي كه از پيروزي انقلاب خوردند، افتضاح در طبس و اشغال لانه جاسوسي و شكسته شدن هيبت آمريكايي‌ها در دنيا مي‌خواستند به يك نحوي جبران كنند و به صدام گفتند حمله كن. آن به اصل انقلاب و تضاد منافع برمي‌گردد و ما اين را نمي‌توانيم رد كنيم.

 

*فارس: دولت در آن زمان به شما فشاري وارد آورد؟

 

سيف‌اللهي: بني‌صدر بعد از رياست جمهوري به لانه آمد و گفت شما از چريك‌هاي فدايي هم بدتريد؛ به همين صراحت. ما گفتيم از شما انتظاري جز اين حرف نداريم. ما با شما عقد اخوتي نبسته‌ايم ، مراد و مرشد ما حضرت امام(ره) هستند. ايشان بگويد برويد بيرون مي‌رويم، بگويد بايستيد مي‌ايستيم، بگويد آب بخوريد، مي‌خوريم. ما با شما هيچ عقد اخوتي نداريم. شما با حضرت امام(ره) مسائلتان را حل كنيد. حضرت امام(ره) هر دستوري دادند ما اجرا مي‌كنيم. از آن طرف هم به حضرت امام(ره) گفتيم بني‌صدر اين گونه مي‌گويد كه ايشان فرمود كاري به افكار ايشان نداشته باشيد؛ كار خودتان را انجام دهيد.

 

*فارس:ما به عنوان نسل جوان حرف‌هاي حضرت امام(ره) را كه مي‌خوانيم گفتمان حضرت امام(ره) بعد از ماجراي لانه جاسوسي بال و پر باز مي‌كند و گونه ديگري مي‌شود.

 

سيف اللهي:بله، واقعاً حضرت امام(ره) از جريان تسخير لانه جاسوسي بسيار خوشحال شدند و بويژه با حمايتها و آثار مترتب بر آن معتقد بودند كه يك جهت اصولي، به‌صورت مجدد در مواضع انقلاب اسلامي ظهور پيدا كرده است و آن را معنا و عمق دادند.

انتهاي پيام/

 

 

 

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

ابراهیم اصغر زاده

ابراهیم اصغرزاده از دانشجویان سابق پیرو خط امام: تسخیر سفارت آمریکا یک واکنش بود. (قسمت سوم)

داریوش سجادی:با تائید فرمایش جنابعالی مبنی بر اینکه گفتمان حاکم بر دنیا بعد از فروپاشی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *